شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید


شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید



شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
خانواده نابغه ایرانی

آقای حبیب الله بناکار، کارمند بازنشسته سازمان حج و زیارت و همسر خانه دارش صاحب سه فرزند هستند که هر سه آنها ضریب هوشی بالایی دارند یا به روایتی نابغه هستند.
زهرا ۶ ساله، ابوالفضل ۴/۵ ساله، امیر حمزه ۲/۵ ساله فرزندان نابغه آقای بناکار هستند.
زهرا زبان انگلیسی و فارسی را به راحتی می خواند و می نویسد، جدول ضرب را کامل حفظ است، حدود یک جزء از قرآن را حفظ است و از هر موضوعی اطلاعاتی را برایت رو می کند. خیلی شیطنت می کند، درست مثل دو برادر تیزهوش دیگرش که لحظه ای آرام نمی گیرند و مدام بالا و پائین می پرند.
برادر کوچک زهرا امیرحمزه ۲/۵ ساله، مقداری انگلیسی بلد است و اعداد را به خوبی می شناسد. تا لحظه ای که ما آنجا هستیم مدام با گوشی پدرش ور می رود و با آن کار می کند. امیر حمزه ۲/۵ ساله هم عکس می گیرد و هم شماره. برایمان آهنگ نیز پخش می کند.
برادر دیگر زهرا هم ابوالفضل حدود ۱۰۰ لغت انگلیسی حفظ است، الفبای فارسی و انگلیسی را کامل بلد است و انگلیسی را به خوبی می خواند.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
پدر بچه ها: نهنگ در استخر می میرد!
پدرش به خبرنگار شیرازه می گوید: اعتقادم این است که نهنگ در استخر می میرد! خدا را شکر فرزندان من سطح هوشی بالایی دارند. وضعیت آموزشی فسا مثل استخر است و مطمئناً نهنگ در استخر می میرد.
او در ادامه از مسئولین می خواهد فکری به حال امثال فرزندان او کنند که دارند در این فضا فدا می شوند.
حبیب الله بنا کار می گوید: از چهار سال پیش متوجه شدیم زهرا نابغه است. این خبر از شبکه های مختلف صدا و سیما شبکه یک، سه، پنج پخش شد.
هرجا مراجعه کردیم گفتند برای زیر سه سال برنامه ای نداریم/ از نروژ به ما زنگ زدند!
زمانی که اثبات شد آی کیو زهرا ۱۶۵ است و همانطور که می دانید ۱۴۰ به بالا نابغه خوانده می شود به جاهای مختلفی نامه نوشتم و کمک خواستم که از این استعداد خدادادی زیر نظر دولت استفاده شود تا در آینده برای مملکت مفید باشد، اما هر جا که مراجعه کردیم گفتند: ما در قبال بچه های زیر سه سال مسئول نیستیم. پدر زهرا می گوید «متاسفانه کسی به ما کمکی نکرده اما اگر می خواستم به راحتی کشورهای دیگر ما را می پذیرفتند. در این مورد حتی از نروژ به ما زنگ زدند!»
ضریب هوشی بالای زهرا هم کارگشا نیست!
حبیب الله ادامه می دهد: «به دکتر دوگانی نامه نوشتیم؛ ولی تاکنون نتیجه ای نگرفتیم. برای من هم شرایط فراهم نیست که بخواهیم به تهران یا شیراز مهاجرت کنیم. آقای بنا کار می گوید: خواهشم از مسئولین این است از لحاظ آموزشی فکری به حال بچه های نخبه کنند. برای ثبت نام زهرا به مدرسه شاهد مراجعه کرده ایم که سطح آموزشی آن قدری بالاتر است؛ آنها هم به جای اینکه خوشحال باشند که چنین نخبه برنامه است به مدرسه آنها بیاید می گویند شرایط آن را نداریم و این جای تامل دارد.
داریم صحبت می کنیم که ابوالفضل می پرد وسط حرفمان و با زبان شیرین کودکانه اش می گوید: می خواهید برایتان نقاشی بکشم؟ می گوییم: بکش.
ابوالفضل می گوید: برایتان یک موجود عظیم الجثه می کشم. بلافاصله می گوید: نه، نه برایتان یک موجود عظیم الجثه تکامل یافته می کشم!
در ۲/۵ سالگی روزنامه می خواند
از یک سالگی فهمیدیم که این بچه با بچه های دیگر فرق دارد. مادر زهرا کوچولو این را می گوید. او آبان ماه سال ۱۳۸۵ دخترش را در بیمارستان شریعتی فسا به دنیا آورده. آن موقع او و شوهرش نمی دانستند فرزندشان در ۲/۵ سالگی یک روزنامه خوان حرفه ای خواهد شد.
داستان تیزهوشی زهرا از زمانی شروع شد که یک روز یعنی درست در سن یک و نیم سالگی، مادرش دست او را گرفت و به مهد کودک برد؛ ما روی یک نیمکت نشستیم. زهرا با کنجکاوی به اطرافش نگاه می کرد.
مربی مهد، شعری را که جلسه گذشته یاد داده بود با بچه ها تمرین می کرد. من خیلی اتفاقی سر این کلاس رفتم تا ببینم اگر خوب است زهرا را در آنجا ثبت نام کنم. هنوز هم زهرا آن شعر را از بر است.
معصومه فردای آن روز متوجه شد زهرا یک و نیم ساله، همان شعری را که معلم در مهد با بچه ها تمرین کرده حفظ است و می خواند: «تو ای که داده ای به من، زبان و پا و دست و سر، دو تا فرشته داده ای، به نام مادر و پدر…»
مادر جوان باورش نمی شد که زهرا با یک بار شنیدن شعر در کلاس آن را حفظ کرده باشد. داستان زندگی دختر بچه فسایی هم از همان روز ورق خورد. کم کم مادر زهرا متوجه شد دخترش از هوش خوبی برخوردار است. شاید هم دعاهای بی حد و اندازه ی پدرش نتیجه داده بود.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
در سفر حج خیلی دعا کردم
پدر زهرا با اصرار گزارشگر شیرازه می گوید: زمانی که همسرم باردار بود به سفر عمره رفتم. باورتان نمی شود. آن قدر دعا کردم و آن قدر از خدا خواستم تا اینکه با به دنیا آمدن زهرا حاجت روا شدم.
حبیب الله از خدا خواسته بود، صاحب فرزندی باهوش و سالم شود. این را زمانی فهمید که دخترش را برای گرفتن تست هوش پیش یکی از مشاوران شهرستان فسا برد. آن موقع زهرا دو سال بیشتر نداشت اما با واکنش هایش به سوالات تست هوش حاضران را متعجب کرده بود؛ از آقای مشاور گرفته تا پدرش!
«آقای مشاور یک سری تست از زهرا گرفت. بعد به هوش زهرا امتیاز ۱۶۵ داد و گفت این بچه نابغه است»
حالا از آن روز مدت ها گذشته و در این فاصله زهرا به کمک مادرش توانسته یک دنیا چیز یاد بگیرد، همه حیوان ها را از روی عکس شان می شناسد و نامشان را می داند، ۱۰۰۰ لغت انگلیسی را حفظ کرده و می تواند تا ۱۰۰۰۰ بشمرد. البته کنار اینها مادرش نخواسته زهرا از قرآن خواندن هم عقب بماند. او کل سوره های قرآن را از رو می خواند. البته تصور نکنید این دختر بچه از یک سالگی هوش بالایش را به نمایش گذاشته است.
حبیب الله از ۱۴ ماهگی دختربچه شیرین زبانش می گوید: در آن سن کم مادر زهرا به او رنگ ها و اشکال هندسی را یاد داده بود، و دخترم درباره ی هرکدام از رنگ ها و اشکال که از او می پرسیدند با لحن شیرین و بچه گانه اش توضیح می داد.
من دانشمند جهانم!
زهرا سوال های عجیب هم زیاد می پرسد، کافی است جلوی او بنشینید و از یک موضوع فنی صحبت کنید، دخترک بعد از تمام شدن حرف شما شروع می کند به پرسیدن مطالبی که در ذهنش علامت سوال ایجاد شده، و البته چندان عجیب هم نیست که ادعایش بزرگتر از سن و سالش باشد. ادعاهایی مثل «من دانشمند جهانم!».
منبع : شیرازه
پسر بسیار جذاب ایرانی

مورد عجیب «متین جلیل زاده» یک مورد منحصر به فرد نیست؛ «آدم های جذاب مغناطیسی». اما موضوع عجیبی که در مورد او وجود دارد این است که در حالی که بیشتر افراد مشابه او، اشیاء فلزی را جذب می کنند، او می تواند اجسام پلاستیکی را هم جذب کند.
تا همین چند روز پیش، حرفی از کار عجیب آقا متین نبود تا اینکه شیطنت و کنجکاوی های متین گل کرد. ماجرا برمی گردد به زمانی که خانواده متین پای یکی از برنامه های مستند نشسته بودند؛ برنامه ای که در مورد انسان های شگفت انگیز جهان بود و توانایی خارق العاده آنها را نمایش می داد. یکی می توانست با دندان هایش یک کامیون را بکشد، دیگری بازوهای پولادین داشت و …
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
اما بخشی از این فیلم مربوط می شد به یک پسربچه مغناطیسی؛ پسربچه ای که اجسام فلزی به بدنش می چسبید. دیدن این صحنه ها متین و پدر و مادرش را خیلی متعجب کرد. نمایش های عجیب آن پسربچه تمام شد اما این قسمت فیلم، ذهن متین را حسابی مشغول کرده بود. «هنوز پای تلویزیون نشسته بودیم که متین دوید و رفت داخل آشپزخانه. چند لحظه ای گذشت تا اینکه متین آمد جلوی ما نشست؛ در حالی که یک مشت قاشق و چنگال در دست داشت، این کارش خیلی عجیب بود. متین اصرار داشت که من و مادرش به او توجه کنیم. می گفت من هم می توانم.»
اینها را قاسم جلیل زاده، پدر متین می گوید. به گفته آقای جلیل زاده آن موقع، آنها اصلا تصورش را هم نمی کردند که یک آزمایش ساده بچگانه، نتیجه اش این بشود.
رویایی که به حقیقت پیوست
متین می خواست مانند پسربچه خارق العاده توی فیلم، شانسش را امتحان کند و ببیند که آیا قاشق و چنگال ها به بدنش می چسبند یا نه؟
پدر و مادر متین این کار پسرشان را گذاشتند پای سادگی های بچگانه و البته کمی هم حسادت کودکانه. به اصرار متین، پدر و مادر هم دست از فیلم نگاه کردن کشیدند و میخکوب نشستند تا ببینند که پسرشان می خواهد چه نمایشی برایشان اجرا کند.
«باید به احساسات فرزندمان توجه می کردیم. اولش من و همسرم تصور می کردیم به خاطر اینکه ما از آن پسربچه آهن ربایی فیلم خوشمان آمده، متین حسادت کودکانه اش برانگیخته شده است، متین درست حرکات آن پسربچه را تقلید می کرد. اول پیراهنش را درآورد و بعد قاشقی برداشت و روی سینه اش گذاشت. آرام آرام قاشق را رها کرد. باورکردنی نبود. قاشق روی بدن متین چسبید.»
خاصیت عجیب و غریب بدن این پسربچه همه را به تعجب واداشته است
پدر و مادر متین بعد از دیدن این صحنه تصور کردند که پسرشان بلایی سر خودش آورده و این احتمال را می دادند که متین با چسب این کار را انجام داده. به همین خاطر جلوتر رفتند و قاشق را از سینه پسرشان جدا کردند اما ماده چسبنده ای وجود نداشت.
خطرناک نیست
متین و پدر و مادرش در آن لحظه بسیار هیجان زده شده بودند. بارها این کار را تکرار کردند. واقعا اجسام به بدن پسرشان می چسبید و فرزندشان یک انسان مغناطیسی بود. «مثل یک رویا بود. تصورش را بکنید که در یک بازی کودکانه، یکدفعه مشخص شود که فرزندتان یک آدم خارق العاده است. حس آن روز را اصلا نمی توانم توصیف کنم، راستش را بخواهید من و همسرم خیلی ترسیده بودیم. می ترسیدیم که نکند این ویژگی متین برای سلامتی اش خطرناک باشد یا اینکه اصلا این خاصیت، نشاندهنده یک بیماری باشد. این فکرها مثل خوره به جانمان افتاد تا اینکه تصمیم گرفتیم متین را نزد پزشک متخصص ببریم.»
آقای جلیل زاده پسرش را نزد چندین پزشک برد. حتی برای اینکه مطمئن شود خطری پسرش را تهدید نمی کند، او را بارها به بیمارستان برد تا چکاپ کامل شود اما همه پزشکان یک نظر مشابه داشتند، اینکه این ویژگی متین، عجیب و باورنکردنی است اما اصلا خطرناک نیست و او سالم و سلامت است.
بدن پلاستیک ربا!
کم کم این موضوع به گوش اقوام و در و همسایه ها رسید. به گفته آقای جلیل زاده، همه می آمدند تا از نزدیک مغناطیسی بودن متین را ببینند. جالب اینکه همه شان در ابتدا تصور می کردند که متین، بدنش را به یک ماده چسبنده نامرئی آغشته کرده و تا وقتی که از نزدیک و با دستان خودشان بدن متین و اجسام را لمس نمی کردند، نظرشان عوض نمی شد.
برخی هم نظر جالب تری داشتند و می گفتند این کار یک تردستی ماهرانه است. چیزی نگذشت که این موضوع رسانه ای شد و پای عکاسان و خبرنگاران هم به منزل آقای جلیل زاده باز شد. «گزارشگران از ما کنجکاوتر بودند. بارها اجسام مختلف را مورد آزمون برنامه دادند.»
البته این آزمایشات خالی از لطف نبود و باعث کشف عجیب تری شد. «بدن متین علاوه بر فلزات، به اجسام پلاستیکی هم واکنش نشان می دهد و آنها را جذب می کند. جذب اجسام پلاستیکی، ویژگی است که تنها در متین دیده شده چرا که اگرچه انسان های مغناطیسی دیگری هم در دنیا وجود دارند اما تنها فلزات به بدنشان می چسبد.»
آزمون های عجیب و غریب
جالب است بدانید سنگین ترین شیءای که تا به حال به بدن پسربچه مغناطیسی چسبیده و آن را نگه داشته، یک جاروبرقی شارژی ۴ کیلوگرمی بوده است. «پسرم از موقعی که این ویژگی را کشف کرده، مشتاقانه آزمون های زیادی را انجام می دهد. مثلا با آزمایشاتی که انجام داده متوجه شدیم که هنگام صبح، بدن متین خاصیت مغناطیسی اش بیشتر از اوقات دیگر است.»
متین برادر ۱۶ ساله ای هم دارد اما این ویژگی اصلا در او دیده نمی شود. پدر و مادر متین می گویند بعد از اینکه اقوام و بستگانشان از این موضوع باخبر شده اند بعضی حدس زده اند که شاید این ویژگی در آنها هم وجود داشته باشد و به عبارتی آنها هم یک آدم مغناطیسی باشند، به همین خاطر میزان جذابیت مغناطیسی بدنشان را امتحان کرده اند اما هیچ کدام شان مغناطیسی نبودند. «این موضوع نشان داد که مغناطیسی بودن بدن اصلا ارثی نیست.»
منبع : وبگردی۲۰۳۰
مشهورترین نوابغ ایرانی، از پروفسور سمیعی تا دانشمندان ناسا نام ۲۱ نابغه ایرانی

شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
۱٫پروفسور مجید سمیعی جراح برجسته و متخصص بیماری های مغز و اعصاب مقیم آلمان و رئیس افتخاری اتحادیه جهانی جراحان مغز و اعصاب
۲٫امید کردستانی مدیر بازرگانی، سهامدار و معاون ارشد “گوگل” (Google)
۳٫حسین اسلامبولچی رئیس بزرگ ترین شرکت مخابرات در امریکا “AT&T”
۴٫انوشه انصاری موسس و مدیر کمپانی بزرگ “TelecomTechnologies” امریکا و اولین زن فضانورد ایرانی
۵٫فریار شیرزاد معاون وزارت بازرگانی امریکا، مشاور رئیس جمهور و عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده(دوره گذشته)
۶٫جمشید دلشاد شهردار شهر بورلی هیلز آمریکا
۷٫امیر مجیدی مهر معاون بخش رسانه های دیجیتال شرکت “Microsoft” (فرد سمت چپ تصویر)
۸٫پروفسور Caro Lucas پدر رباتیک ایران
۹٫پروفسور توفیق موسیوند مخترع نخستین قلب مصنوعی داخل بدن انسان
۱۰٫ماریا خرسند رئیس کمپانی بزرگ سونی اریکسون سوئد، رئیس پروژه بلوتوث
۱۱٫پروفسور لطفی علی‌ عسکرزاده استاد بازنشسته دانشگاه برکلی، واضع منطق و نظریه فازی، کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان!
۱۲٫پروفسور بیژن داوری مدیر ارشد کمپانی “آی بی ام” (IBM) بزرگ ترین کمپانی سخت افزار در جهان
۱۳٫فرزاد ناظمی مدیر فنی “یاهو” (Yahoo)
۱۴٫سینا تمدن مدیر ارشد شرکت “اپل” (Apple)
۱۵٫پیر امیدیار پدر تجارت الکترونیکی در جهان و صاحب کمپانی عظیم
“ای‌ بی” (e-bay)
۱۶٫پروفسور علی جوان دارنده جایزه جهانی آلبرت انیشتن و مخترع لیزر گازی
۱۷٫آزاده تبازاده دانشمند سازمان فضایی ناسا
۱۸٫دکتر فیروز نادری مدیر پروژه سفر به مریخ در سازمان فضایی ناسا
۱۹٫ولی نصر مشاور باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا
۲۰٫پروفسور محمد جمشیدی مدیر برنامه های داخلی سازمان فضایی ناسا
۲۱٫قاسم اسرار عضو هیئت مدیره سازمان فضایی ناسا
منبع : خبر اقتصادی
کشف خانواده ‌شگفت انگیز میان کوه های ایران

پیدا شدن یک خانواده ۱۰ نفره که در ۷۰ سال گذشته در میان کوه های ارم شهرستان دشتستان بوشهر زندگی می کردند و از جامعه روستایی و شهری کاملاً بی خبر بودند، باعث شگفتی همگان شد.
مرتضی ایزدی رئیس ثبت احوال شهرستان دشتستان ماجرا را این گونه شرح می دهد: مدتی پیش به ما خبر دادند خانواده ای ۱۰ نفره از ۷۰ سال پیش در منطقه کوهستانی و صعب العبور «راه وال تنگ چول نار» بخش ارم کپرنشین هستند.

بنابراین مأموران ثبت احوال دشتستان و مأموران اداره آگاهی شهرستان و بخشداری تنگ ارم تصمیم گرفتند برای بررسی ماجرا راهی محل شوند. از آنجا که امکان تردد با هیچ موتوری امکان نداشت، آنها راه های صعب العبور را پیاده طی کردند و خودشان را به محل رساندند.

مرتضی ایزدی ادامه می دهد: سرپرست خانواده گفت اسمش بهمنیار است. ۷۰ساله است و اسم پدرش علی بود.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
او توضیح داد که همراه همسر، هفت فرزند و خواهر ۷۳ساله اش زندگی می کند. پسر بزرگش ۳۸ ساله است و دختری ۱۴ ساله آخرین فرزند خانواده او است. رئیس ثبت احوال شهرستان دشتستان در ادامه می گوید: این خانواده هیچ گونه امکانات زندگی نداشتند و زندگی شان را به شیوه زندگی عشیره ای اداره می کردند.

آنها از دیدن قاشق و چنگال، دوربین، مداد وکاغذ به هیجان آمده بودند. لباس های اعضای گروه برایشان جالب بود. بهمنیار به مأموران گفت: در ۷۰ سالی که از عمرش گذشته هفت بار به روستای قراول خانه سرزده اما هیچ یک از خانواده اش تاکنون از کوهستان خارج نشده اند.

یکی از دختران خانواده هم گفت: معنی شهر و روستا را نمی دانیم. جز کوه و ستاره چیز دیگری به چشم ندیده ایم. بر اساس این گزارش مراحل هویت شناسی، صدور شناسنامه، در اختیار قراردادن امکانات رفاهی و بهداشتی برای این خانواده و ساخت فیلم مستند در حال بررسی است.
منبع : روزنامه جوان
با معروف ترین زنان موفق ایرانی در دنیا آشنا شوید

شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
زندگینامه ماریا خورسند
ماریا خورسند، بانوی ۴۹ ساله ایرانی، یکی از مدیران مشهور صنعت آی‌تی جهان است. هر چند ایرانی‌ها در میان مدیران رده‌ بالای صنعت آی‌تی چندان کم‌ شمار نیستند، اما خورسند یکی از بلندپایه‌ ترین و در عین حال معدود زنان ایرانی فعال در این رشته است.
خورسند هفته گذشته به مدیرعاملی شرکت مشهور تولید سخت‌افزار دل (Dell) در سوئد منصوب شد، اما این بانوی ایرانی پیش از این مناصب بالاتری در صنعت آی‌تی جهان را نیز در اختیار داشته است.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
زندگینامه کریستین امانپور
کریستین امانپور در ۱۲ ژانویه ۱۹۵۸ (دى ماه ۱۳۳۶) کریستینا امان پور از پدرى ایرانى و مادرى انگلیسى در لندن متولد شد. پدر کریستین امانپور اهل سروستان فارس است. با برخى از خانواده‌هاى سرشناس بهائى خویشاوند است او در زمان رضاشاه و اندکى پس از شهریور ۱۳۲۰ در نیروى دریایى اشتغال داشت، سپس در تهران ساکن شد و به کمک خویشان و دوستان منتفذش به خدمت دولت در آمد و مامور خرید غله شد.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
زندگینامه زهرا سالاریه
زهرا سالاریه، تنها دختر دریانورد ایرانی است که با ۲۳ سال سن در شهرستان بوشهر زندگی می کند.
وی تا ۱۶سالگی شنا کردن بلد نبوده. همه ی تصوری هم که از دریا داشته، همان تصویری بوده که همه دارند. اما چند اتفاق ریز و درشت باعث شده است که فکر زدن به دریا در ذهنش جوانه بزند و او را وارد فصل عجیبی از زندگی کند. زهرا از ۱۵ سالگی مجبور شده است که کار کند. در آن زمان خیاطی می کرده و اتفاقا خیاط ماهری هم بوده، به خاطر همین یک روز دنبال یک آگهی استخدام خیاط ضخیم دوزی وارد شرکتی می شود که جلیقه نجات می دوختند. کار کردن در همان شرکت هم بوده که باعث می شود زهرا با شرکت هایی که ناخدا و قایقران تربیت می کردند و به آنها گواهینامه قایقرانی می دادند آشنا شود.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
زندگینامه دکتر ترانه رضوی، پزشک گوگل
روزی که از پزشک گوگل تقاضای مصاحبه کردم با مهربانی پذیرفت اما هنگام تعطیلات کریسمس بود و باید منتظر مسئولان گوگل می‌ماندیم تا اجازه مصاحبه بدهند. سر انجام اجازه دادند تا این که سوالاتم را با ایمیل فرستادم. مدت زمان زیادی طول کشید تا خانم ترانه رضوی به سوال‌ها جواب داد. او در پاسخ نوشته بود:” من در روز ۱۴ ساعت کار می‌کنم و این ماه آخر بیشتر از حد معمول بود”
برای ما که از دور چیزهایی راجع به گوگل شنیده‌ایم شاید ۱۴ ساعت کار مفید کمی عجیب به نظر برسد. شاید هم رسانه‌ها بیش از حد در مورد راحتی کارکنان گوگل مبالغه می‌کنند. تصور ما از کار کردن در گوگل لم دادن بر روی کاناپه‌های نرم، بازی در مجموعه ‌ورزشی گوگل، دریافت سهام گوگل و داشتن یک قطعه زمین در جزیره‌ای است که می‌گویند گوگل همه آن را خریده است.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
زندگینامه پردیس ثابتی
پردیس ثابتی در سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شده است. او از دو سالگی به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا ساکن شد.
وی دوره لیسانس را در «مؤسسه تکنولوژی ماساچوست»، ام.آی.تی، سپری کرد و پس از آن تحصیلات عالی خود را در دانشگاه آکسفورد ادامه داد. پردیس ثابتی تحصیلات خود را در دانشگاه هاروارد آمریکا نیز با نتیجه‌ای شگفت‌انگیز به پایان رساند : او سومین زن در طول تاریخ این دانشگاه بود که با معدل ۱۰۰ و مدارج کامل فارغ‌التحصیل شد.
پس از آن بود که دانشگاه هاروارد از او دعوت به همکاری کرد و اکنون پردیس ثابتی، با عنوان استادیار هاروارد، یکی از استادان جوان ایرانی‌تبار در این دانشگاه به شمار می‌رود و سرپرستی یک پژوهش مهم پزشکی، در باره تکامل انسانی، را در مرکز سامانه‌های زیست‌های تکاملی بر عهده دارد.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
زندگینامه مینو اختر زند
مینو اختر زند، بانوی موفق ایرانی، متولد ۱۳۳۵ در تهران است. وی که پدرش ارتشی بود، دوران کودکی و نوجوانی را در تهران سپری کرد و در ۱۷ سالگی به استکهلم سوئد مهاجرت کرد.
خانم اخترزند در سال ۱۹۷۸ در رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه سلطنتی تکنیک استکهلم (کی تی اچ) فارغ التحصیل شد.
اخترزند بعدها پست های مدیریتی گوناگونی را در شرکت انرژی واتن فال به دست آورد و مدتی نیز مدیرکل شورای استانی کار در شهر اوپسالا سوئد بود.
وی در حال حاضر عضو هیئت رئیسه دانشگاه سودرتورن در استکهلم است.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
زندگینامه مریم میرزاخانی
مریم میرزاخانی (زاده ۱۹۷۷) ریاضیدان و استاد ایرانی‌تبار دانشگاه استنفوردساکن آمریکا است.
او طی تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) برنده مدال طلا در المپیاد جهانی ریاضی شد. سپس کارشناسی ارشد خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف گرفت و برای ادامه تحصیل دکترا به دانشگاه هاروارد رفت.
میرزاخانی از یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورداستاد دانشگاه و پژوهشگر رشته ریاضیات است. پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون بود.
از مریم میرزاخانی به عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیده سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکاو ذهن برتر در رشته ریاضی تجلیل شد.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
زندگینامه دکترشیرین عبادی
شیرین عبادی حقوق دان،نخستین زن ایرانی که موفق به دریافت جایزه صلح نوبل درسال ۲۰۰۳ میلادی شد.او سومین مسلمانی است که جایزه صلح نوبل را برده است شیرین عبادی اولین زن مسلمان است که جایزه فوق را دریافت کرده است.
کمیته جایزه نوبل اعلام کرد که این جایزه به دلیل فعالیت های خانم عبادی درزمینه حقوق بشروترویج مردم سالاری درایران بویژه درمورد حقوق زنان و کودکان به وی اعطا میشود.دربخشی ازبیانیه کمیته اعطای جایزه نوبل به خانم عبادی گفته شده :شیرین عبادی به عنوان یک وکیل ،قاضی ونویسنده و فعال حقوق بشر در ایران درخارج از مرزها ی آن کشور همواره با صراحت صحبت کرده است.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
زندگینامه انوشه انصاری
انوشه انصاری در سال ۱۳۴۶ خورشیدی، در ایران به دنیا آمد. تا سن ۱۶ سالگی در وطن زیست و سپس به همراه خانواده‌اش به ایالات متحده آمریکا هجرت کرد. سالهای پایانی دبیرستان را در آن کشور گذراند و سپس برای اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندس الکترونیک و علوم کامپیوتر وارد دانشگاه جرج میسون شد. انوشه بعد از پایان موفقیت‌آمیز دوره لیسانس برای کسب مدرک فوق‌لیسانس خود وارد دانشگاه جرج واشنگتن شد و مطالعات خود را در این دانشگاه ادامه داد. پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مهندسی الکترونیک، انوشه برای کار به سراغ شرکتهایی چون MCI و COMSAT رفت و پروژه‌های موفقیت‌آمیزی را در آن شرکتها به سرانجام رساند. او چندین مقاله و دو پاتنت برای کار روی “عملگرهای اتوماتیک” و “گره‌های یک شبکه‌ بیسیم” دارد.او در حال حاضر مشغول طی کردن دوره‌ای در دانشگاه سوئین‌بورن می‌باشد تا بتواند دومین مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ستاره‌شناسی دریافت کند.
شگفت انگیزترین و عجیب ترین مردم ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
لیلا اسفندیاری
لیلا اسفندیاری کجوری راد (۲۷ بهمن ۱۳۴۹ – ۳۱ تیر ۱۳۹۰) کوهنورد زن ایرانی بود که رکوردهای صعود متعددی را به عنوان نخستین زن کوهنورد ایرانی به نام خود به ثبت رساند.
لیلا در یک خانواده مذهبی و مرفه متولد شد. تعصب پدر موجب سخت‌گیری‌ها و محدودیت‌های زیادی در دوران نوجوانی و جوانی لیلا می‌شود. علی‌رغم علاقه وی به تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق، پدرش با این استدلال که در رشته حقوق مجبور است در محیطی مردانه کار کند، وی را وادار به تحصیل در رشته آزمایشگاهی میکروبیولوژی می‌کند. وی بعد از اتمام تحصیل و بازگشت به منزل از خانواده خود جدا می‌شود و خانواده‌اش (پدر خانواده) نیز وی را ترد می‌کنند. در سالهای اولیه استقلال، وی از طریق تدریس خصوصی و کار در کارخانه دستمال کاغذی مخارج خود را تامین می‌نمود. پس از اتمام دانشگاه در بیمارستان آبان مشغول به کار می‌شود.
منبع : partoeagahi

منبع : آی آر میکس



عکس یادگاری دانشجویان خلبانی هوانیروز با معلم زبان انگلیسی/1354

1:

- تایید و انتقال


مالک اصلی تلگرام +عکس

2:

هوش یه موضوع ژنتیکی، موروثیه


هدیه با ارزش رهبر به آرمیتا رضایی نژاد (عکس)

3:

اون پردیس ثابتی دختر پرویز ثابتی رییس ساواکه


فرزند آیت الله طالقانی: فوت پدرم مشکوک بود

4:

این زنا اگر موفق بودن روحشونو به شیطان نمیفروختن و حجابشونو کامل رعایت میکردن...

واقعن متاسفم که یک جریان انحرافی سعی داره زن مسلمان رو به سمت و سوی بی حجابی ببره تا بگه موفقیت یعنی بی بند و باری

مگر نمیشه با چادر موفق شد؟
چرا زن موفق چادری نگذاشتی اینجا؟

این زنای بی حجاب شدن واسه ما الگو و اسوه؟
همون بهتر که تو ایران نیستن تا جامعه رو به فساد بکشن موفقیت تو سرشون بخوره


شادی اوباما از رأی مجلس سنا+ عکس

5:

اینا به صدتا چادری که فقط بلدن بشین غیبت کننو هی غر بزنن بیشتر می ارزه
تا اونجایی ک من میدونم تو قران بیشتر درمورد علمو تفکرو اندیشه وموفقیت بحث شده تا حجاب
انقدر سطحی نگر.....


سقوط جرثقیل در مسجد الحرام مکه، تاکنون ۶۲ کشته و ۳۰ مجروح برجای گذاشته است


امام‌جمعه اصفهان به زنان: بنشینید در خانه و خانمی کنید/ بگذارید مردان استخدام شوند!

6:

چه هدفی رو دنبال میکنی با این پستات خدا عالمه!


واردات 6 تُن الاغ در دولت احمدی‌نژاد!

7:

تبریک میگم موفق شدی:


نوشته اصلي بوسيله saharoo نمايش نوشته ها
اینا به صدتا چادری که فقط بلدن بشین غیبت کننو هی غر بزنن بیشتر می ارزه
تا اونجایی ک من میدونم تو قران بیشتر درمورد علمو تفکرو اندیشه وموفقیت بحث شده تا حجاب
انقدر سطحی نگر.....

8:

خب معمولا خانومهای چادری دست و پاشون تو خیلی چیزا بسته س
تا یه حدی میتونن موفق شن :|
دانشگاه هاروارد آمریکا،جایی نیست که کسی با چادر و مقنعه و تسبیح به دست بره توش
مذهبی بودن هم با محجبه بودن خیلی خیلی فرق داره

9:

سلام اتفاقا ایشون سطحی نگر نیست داره ادمای سطحی نگر رو گول میزنه!
دلم میخواد بگم منافق بهش ولی نمگیم

10:

خواهشا شما اینجا بحث حجاب رو وسط نکشن
دیدم یه وقتایی کجاها تنکستونو!!!

11:

ینی میگم ما خیلی زنای با حجاب موفق داریم
چرا کسی اونا رو معرفی نمیکنه تا بشن الگو و اسوه نسل جوان؟

چرا همش بی حجابا رو گنده میکنن یه عده؟

چرا هر کسی که موفق هست و چادری بقیه بهش حمله میکنن؟
چرا کسی قدر اونا رو نمیدونه؟
مگه اونا هستعداد نیستن؟
مگه خانوم الهام چرخنده که بازیگر توانمندی هست، یه زن موفق نیست؟
مگه هستعداد نداره؟
مگه پتانسیل نداره بشه الگوی بقیه؟؟؟؟؟

من حرفم اینه چرا این بیحجابا اینقدر بزرگ میشن و محجه ها رو همه باهاشون دشمنی دارن و مسخره میکنن؟
شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
انشاالله همه زنای چادری و محجبه اینقدر تو مملکت خودشون غریب نباشن و
موفقیت اونا هم دیده شه و قدرشونو بدونن
بعدش نشینیم بگیم فرار مغز ها و ...

تا هستن قدر بدونیم

12:

در دین ما اول شناخت و تفکر و اندیشه و علم توصیه شده
بعداز اون شناخت خود و اندیشیدن درباره ی هستعدادها و علم
بعداز شناخت خود و علم یابی درمورد خود به شناخت و خدا و دوباره علم اموزی
بعداز شناخت و به علم رسیدن خدا مسله ایمان مطرح میشه
ایمان به خدا وبازم تفکرو اندیشیدن درباره ی پدیده و نشانه های خدا
بعد عملکردن و رفتار درست داشتن و خوبی و نیکی کردن به امت
وبعداز اون عبادت
و بعد در جزییات مسال حجاب مطرح میشه
مسله ی حجاب سر در بعداز مبعوث شدن پیامبر مطرح میشه و ایه براش میاد
ولی مسال دیگه مسل علم و اندیشه و عبادت از ادم و حوا مطرح بوده
انقدر سطحی نگر نباشید.....


13:

نوشته اصلي بوسيله nafas_ نمايش نوشته ها
سلام اتفاقا ایشون سطحی نگر نیست داره ادمای سطحی نگر رو گول میزنه!
دلم میخواد بگم منافق بهش ولی نمگیم
نوشته اصلي بوسيله zahra1391 نمايش نوشته ها
تبریک میگم موفق شدی:
میگن امام علی از تنهایی با چاه درد و دل میکرد و اشک میریخت....



افسوس که تو این جامعه هر کی حرف حق بزنه همه ازش دور میشن و مسخره اش میکنن...
بله برای امر به معروف باید از آبرو هزینه داد
واسه اینه که سخته و خیلیا چشم رو هر چیزی میبندن
شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

14:

حجاب یه مسله اجتماعیه و جدای از مسایل اندیشدن و علم اموزی!!!!

سوال اینجاست ایا عملکرد مغز یک خانوم وقتیکه حجاب و چادر میاد روی سرش برنامه میگیره غیر فعال یا محدود میشه،، که شما میای علم و دانش اندوزی رو به چادر ربط میدی؟؟

در ضمن لزوما و اجبارا فقط چادر حجاب محسوب نمیشه

15:

هر چیزی واسه شوخی و مسخره بازی نیست
یه نگاه به خودت بنداز بعد حرف بزن

16:

من به چادر ربطش ندادم
بعضیا هرچیزیو به حجاب ربط میدن
البته میدونم که اون کاربر حرفای خودش نیس و طعنه میزنه ب بعضی افراد ک اینجورین

17:

سلام برادرم

من خودم اگر در رابطه با حجاب امر به معروف میکنم
خودم همیشه پوشش مناسب و معمولی یه پسر مسجدی رو دارم
هیچوقت هم نشده به عمد به نامحرمی نگاه کنم تا جایی که خدا کمکم کرده و تونستم

پس اول در این زمینه خودسازی کردم که حالا میام به بقیه امر به معروف میکنم

18:

شما بامزه
شما خوب
شما رفیقات بیان برات لایک بزنن البته اول لینک براشون بفرست
فقط حد خودتو نگه دار با هرچیزی شوخی نکنی

19:

انشا الله خدا شما رو هدایت کنه

اینهمه از صبح تهمت میزنی و غیبت میکنی پشت سر امت...

موندم چطور میخوای اون دنیا جواب بدی

20:

ارزش غیبت رو که نداری اصلا
تهمتم نیست
شما و ایضا تعدادی از دوستان شناخته شده هستین.
یه سری که برای خندیدن و مسخره بازی هیچ خط قرمزی ندارن.
همون یه عده رفیقاتون دورتون جمع میشن یه عده هم به واسطه انجمنتون همین.
یاعلی

21:

شما منو نمیشناسی و در موردم قضاوت میکنی و تهمت میزنی

باشه من ازتون نمیگذرم اگر اعتقاد دارید
اگرم به روز جزا اهمیت نمیدی که هیچی...


ولی یه چیزی که قلبو به درد آورد اینه که حرف زدن در مورد حجاب رو "خندیدن و مسخره بازی" میدونی
فقط بدون حجاب مسخره نیست

22:

این مظلوم نمایی و از حضرت علی علیه السلام مایه گذاشتن شما هم هدفی داره که بهتره بگم حناتون رنگی نداره!
حجاب در اسلام یک تکلیف ِ ولی علم اندوزی یک ارزش که سفارش اکید شده هست حتی تا جایی میشه از کفار علم یاد گرفت ...
شما پست زدید حجاب ندارن علمشون تو سرشون بخوره با این لحن شما تمامی دانشمندان دنیا را به خاطر نداشتن حجاب زیر سوال بردید و این هم هدفی داشتید که میگه اسلام فقط چادر هست و بس نه اسلام یک دین کاملا عقلانی هست و با فرموده شما منافات داردکه میشه بهتر بگیم چه خوب هست اگر بانوی مسلمان بتواند ذره ای از علم این دانشمندان بزرگ یاد بگیرد!!!

23:

آخه اون پردیس ثابتی که عکسش هست
بچه رئیس ساواکه

اینا مسلمون هستن؟
به فرموده خودتون حجاب که تکلیف هست رو هم که ندارن پس مسلمون هستن؟؟؟؟

اینا اگر علم هم بدست بیارن بدرد هستکبار میخوره
هیچیش به جامعه اسلامی ما نمیرسه

کدومشون تو ایران یه مدرسه ساختن؟
کجا به ایران خدمت کردن؟


فقط گنده شدن و شدن الگوی دختر مسلمان
که از بچه گی بره تو مخشون اگر میخوای دانشمند باشی باید بی حجاب باشی

من حرف حسابم اینه

24:

جالبه
این کاربر که مثل بعضی از کاربرا حرف زد همون کاربرا باهاش مخالفت کردن
درصورتی ک اگه ایشون نمیگف یکی از شماها میفرمودین
مث توهمه ی تاپیک ها ک بحث حجابو میکشین وسط و دقیقا همینجوری میحرفین
حالا فهمیدین چقدر حرص دراوره

25:

سلام بانو جان
ایشان با هدف پست میذارن !

26:

جالبه
این کاربر که مثل بعضی از کاربرا حرف زد همون کاربرا باهاش مخالفت کردن
درصورتی ک اگه ایشون نمیگف یکی از شماها میفرمودین
مث توهمه ی تاپیک ها ک بحث حجابو میکشین وسط و دقیقا همینجوری میحرفین
حالا فهمیدین چقدر حرص دراوره

27:

اسلام یک دین عقلانی ِ که تاکید کرده به تفکر و درست دیدن یک دختر مسلمان میتونه حجابش رو از یک زن با حجاب الگو بگیره و علمش رو از یک عالم حالا اگر بی حجاب باشه به علمش که خدشه وارد نمیشه
و اینکه اینجا بحث علمشونه نه حجابشون که الگو بگیریم!
زن مسلمان اگر مسلمان باشد الگویش را خوب میشناسد...

نوشته اصلي بوسيله saharoo نمايش نوشته ها
جالبه
این کاربر که مثل بعضی از کاربرا حرف زد همون کاربرا باهاش مخالفت کردن
درصورتی ک اگه ایشون نمیگف یکی از شماها میفرمودین
مث توهمه ی تاپیک ها ک بحث حجابو میکشین وسط و دقیقا همینجوری میحرفین
حالا فهمیدین چقدر حرص دراوره
سلام
من هنوزم حرفم حجاب ِ همون حجابی که مادرمون حضرت زهرا س بهخاطر جان داد...
اما حرفم اینه که بحث حجاب رو وقتی مطرح میکنم که به موضوع بیاد مثل بدحجابی یا ازدواج سفید و بی بندو باری
اینجا بحث علم ِ طرف بود که ایشون علم رو رودر روی حجاب گذاشتن !!!
متوجه شدین بانو؟!

28:

ادیسون هم مسلمون نبود !!
پس چرا ما تو جامعه اسلامیمون از برقی که ادیسونه نا مسلمون اختراع کرده هستفاده میکنیم.قیمتشم اندازه خون پدرمونه؟؟
بیل گیتس هم نا مسلمونه.پس سیستم عامل ویندوزش رو سیستم شما مسلمون چکار میکنه؟؟
همین انجمن هم میهن با سیستم vbulletin ساخته شده که پروگرامر هاش یه سری نا مسلمون هستن.پس ما مسلمون ها چرا داریم ازش هستفاده میکنیم؟
کسی وقتی میبینه میتونه به کل دنیا خدمت کنه،نمیاد فقط به کشور خودش خدمت کنه و دوتا مدرسه بسازه و اسمشم بزرگ با فونت 500بنویسه رو درش

29:

سلاملکم.خوبین؟
چیز جالی نیست
+
حق میدم متوجه نشید چون تازه وارد هستین
ما مشکلمون با مسخره بازی هستش نه حجاب
با به سخره گرفتن اعتقاداتمون
امیدوارم دفعه بعد چیزی پیدا کنید که جالب باشه

30:

آخه چرا تو آخر الوقت تهت زدن و ریختن آبروی مسلمان شده مثه آب خوردن واسه برخی ها؟

چه هدفی میتونم داشته باشم خواهرم؟
جز اینکه خوبی شما رو میخوام؟
جز اینکه خوبی جامعه رو میخوام؟
چرا هر کس فرمود حجاب همه یجوری نگاش میکنن که انگار طرف بی سواده و به حرفاش اهمیت نمیدن؟
بخدا اینا همه تاثیرات ماهواره هست...

اصلن من بد!

مگر شما مسلمون نیستی؟
مگر شیعه علی نیستی که تو مسجد کوفه فرمود
به گوینده نظر نکن و به حرف نگاه کن؟


بخدا برخی ها اگر روز عاشورا هم بودن همه تو لشکر یزید بودن..

همه...
چون دفاع از حق سخته

31:

ایشون موافق نظرات شما حرف میزد
چطور شده حالا مسخره شده
مگه حرفاشما قبلا واسه حجاب مسخره بازی بود؟
روش خوبی بود برای حرف زدن با عده ی تعصبی

32:

اگر از برخی از اختراعات غرب هستفاده مینیم

پولشو دادیم!!!

بله 200 سال هستعمارمون کردن

غارت شدیم

نفتمونو دزدین

در ازاش نمیتونیم از اختراعاتی که با همین دزدیهای غرب بهش رسیدن هستفاده کنیم؟
------
این حرف مغلطه بود و ربطی به بحث ما نداشت البته

33:

عجب...
بانو یک حرف از زبان دو نفر میتونه هزار معنی متفاوت داشته باشه
چرا متعصب؟

34:

میدونم عزیزم من خودم چادر رو دوست دارم طعنه ای بود به بعضی تعصبی ها ک دقیقا مثل ایشون حرف میزننو حرص در میارن

35:

تعصب گاهی وقتها کاملا بجاست مثل تعصب به نام مادرمان حضرت زهرا س و حجابشون و علمشون ...


36:

من هدف ایشونو میدونم
و کاملا هدف و روش خوبی رو پیش گرفتن
یک نمونه ادم تعصبی رو ب وضوح نشونتون دادن

37:

بله بله
پس علم این دخترا تو سرشون بخوره

38:

خانم محترم من با حرفای ایشون راجب حجاب تا حدودی مشکلی ندارم مشکل من اینه از روی تمسخر بگن.
جواب سوال من رو ندادید چرا متعصب؟
یعنی کسی که بگه حجاب متعصبه؟
پس خدا و پیامبر(ص) از همه متعصب ترن.
+
امیدوارم از روی بغض پست نداده باشید

39:



سخن ژرفی هست از امام علی(ع) که فرمود:
«خُذِ الْحِکْمَةَ مِمَّنْ أَتَاکَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَال‏»؛
حکمت را از کسى که اون‌را برای تو می‌آورد، بگیر و به اونچه فرموده هست، بنگر و به گوینده نگاه نکن.



ای کاش برخی حداقل شیعه علی بودن...

ماهواره ها مغزشونو شسته و تعصب کورشون کرده...


40:

علم این دخترا میتونه منجر به عاقبت بخیریشون بشه
حر از ادب به خدمت در رکاب امام حسین(ع) رسید

41:

این اشتباه شماست.
رسم بوده که خاندان حاکمان و پادشاهان و خلفا حجاب بیشتری داشتند
که به خاطر مسائل امنیتی بوده.این حجاب هم فقط برای خاندان پیامبر یهنی همسران و فرزندانش بوده.
شما الان اگر بری تاریخ هر کشوری مطالعه کنی.مثلا حتی چین و کره.زنای اشراف زادگان حجاب داشتند ولی امت عادی نه/
پس اینکه ما تقلید کامل کنیم از حجاب ال محمد ص اشتباه هست.


42:

نه چون حجاب ندارن ته جهنم میرن

43:

حکم بهشت و جهنم رو شما امضا میکنین؟
من وظیفه دارم امر به معروف و نهی از منکر کنم.خدا فرموده.
من ذاتن از چیزای خوب خوشم میاد.
اما هرگز نمیتونم حکم به بهشت یا جهنمی بودن افراد بدم.


44:

این حرفا چرته پرته میگن بی حجاب میره تو اتیش

مثلا یه حدیث ساختگی هست که میگه روز قیامت زنان بدحجاب تارهای موهاشون بصورت اژدهای هفت سر نمایان میشن!!!!!!

فقط زنا کار و بدکاره به مجازات میرسه

45:

ن دیگه اینا ادمای خوبی نیسن
علم ب چ درد میخوره
مهم حجابه حجــــــــــــــــــــــا ب

46:

بی سوادی شما رو میرسونه

47:

و بی ایمانی شما

48:

تعصب و اعتقا د و دفاع سه چیز متفاوتن اول برین تفاوتشونو یاد بگیرین
بعد سوالی داشتین بفرمایین

49:

این طرز صحبت با یه خانوم نیست

بهتره اول خودتون امر به معروف کنید

50:

تعصب اخلاق و ایمان رو میخشکونه متاسفانه...

این عوارض کاملن قابل پیش بینی کردن بود...


51:

سلاملکم.خوبین؟
مشکل حرف من چی بود؟
بفرمایید اصلاح کنم
+
نوشتم بی سوادی ایشون رو میرسونه.نه توهینی داره نه حرف و لحن نا مناسبی.
سواد نه به سن هستش و نه منحصرا به تحصیلات.
برای نمونه کودک 6 ساله ای که میتونه ویلون بزنه و نت بخونه سواد موسیقیاییش بیشتر از منه

52:


شما خودت از همه بدتری

زیرکانه به اعتقادات ملت توهین میکنید

بعد میذاریش سر مبارزه با تعصب

53:

شما لقب متعصب رو دادید و در جواب پرسش من که چرا متعصب فقط طفره رفتید.
خب توضیح بدید چرا متعصب؟

54:

سلام

کاربر مقابل بدون هیچ لفظ بدی داشت مبحث فرمودگو با شما جلو میبرد

شما نباید از لفظ بی سواد هستفاده کنی

بلاخره عقاید همه یکی نیست

55:

در جواب این حرفتون فرمودم

پس خدا و پیامبر(ص) از همه متعصب ترن.

56:

بی سواد حرف بدیه؟
+
اگر میفرمودم مزخرف و توضیح میدادم که مزخرف یعنی حرف بی ارزشی که به صورت زیبا بیان بشه خب حرف شما صحح بود چون در جامعه ما کلمه مناسبی نیست و از معنی اصلیش دور شده.
+
ولی در مورد بی سواد درک نمیکنم مشکلشو

57:

اگه بیسواد کلمه بدی نبود ،روحانی مخالفینشو با این لفظ مورد حمله برنامه نمیداد!!

58:

شما یه تیکه از حرف منو برداشتین
من فرمودم اگر حرف از حجاب تعصبه پس خدا و پیامبر از همه متعصب ترن
+
نمونه برای جمله بالا سخن هستاد مطهری هستش:
اگر برهنگی تمدن هست حیوانات عزیان متمدن ترند
+
هنوز منتظرم بدونم چرا متعصب؟

59:


کارت قابل تقدیره که درمقابل توهین دیگران به اعتقاد دینی پای پیش میذاری

من قبولت دارم

60:

لابد آقای روحانی بدون دلیل یا دلیل غیر محکمنی این حرفو زدن که شما میگید حمله

61:

همش برمیگرده ب تفاوت بین دفاع و اعتقاد و تعصب
تعصبی حرف زدن یعنی بدون منطق
و جالبه هرکسیو باهاش مثل خودش رفتار کنی بیشترین حرصومیزنه

62:

چقدر عجیب

فکر نمیکردم توی ایران هم همچین هستعداد ها یا شاید بهتر باشه بگم همچین عجایبی رو داریم

کاش بیشتر دیده می شدن این افراد ....

63:

از این به بعد شما از حجاب تعریف کردین بهتون میگم بی سواد
چون نه لفظ زشتیست
و دلیل قابل قبولیست

64:

کجای حرف من رو غیر منطقی دیدین؟

65:

اگر دلیل داشتید بله بگید.
من دلیل داشتم.
شما فرمودید علم مهم نیست و به چه درد میخوره و فقط حجاب مهمه.خب این بیسوادیه
+
لینک

66:

من یکبار با شما درمورد حجاب بحث داشتم
کافی بود
و باید همون موقع یادمیگرفتم با ادم تعصبی بحث نکنم
ودلیل اینکه فرمودم علم مهم نیس و حجاب مهمه معنی داشت که شما متوجه نمیشین
روز خوش
به امید موفقیت ایرانیا در جهان

67:

مگه کسی جز شما و امثال شما حمله کردن ؟؟؟؟

این سوالو برین از اونایی بپرسین که ازش دستور میگیرین تا براتون بازش کنن

68:

اصن اینطوری که حرف میزنی احساس میکنم دارم تو کتاب های تاریخی سخنرانی های معاویه را میخونم
هدایت بشی انشاالله

69:

این الکی شاخ شده
بهش میاد گاوچرون باشه

70:

کمبود توجه

71:

خوب از افعال معکوس هستفاده میکنی
ب امضات میخوره
والله

72:

نوشته اصلي بوسيله SAMKING نمايش نوشته ها
تعصب اخلاق و ایمان رو میخشکونه متاسفانه...

این عوارض کاملن قابل پیش بینی کردن بود...
http://forum.hammihan.com/thread76274-10.html
+

تذکّر مهم: مطلب زیر تعلقی به نگارندۀ این سطور ندارد، سازندۀ حقیقی اون کسانی هستند که در این مطلب از اونها نام برده می شود.

پس همه حق دارند بدون ذکر منبع، این مطلب را در وبلاگ، سایت یا مجله های خود مطرح نمایند.


وقتی نام «دختر ایرانی» یا «زن ایرانی» را می شنوید، چه مفهومی در ذهن شما متبادر می شود؟ تحت این عنوان چه چهره ای را در تلویزیون و سینمای ایران به یاد می آورید؟ اگر این عنوان را در اینترنت جستجو کنید، چه می بینید؟ تا جایی که من دیده ام، معمولاً این عنوان، یادآور یک دختر مذهبی یا یک زن مذهبی نیست.

معمولاً زنان بدحجاب یا بی حجاب را به یاد می آورد.

در واقع یک تحریف خواسته یا ناخواسته، در ایران رخ داده هست، که باعث می شود، که چهرۀ دختر یا زن ایرانی، در اینترنت، سینما و تلویزیون، چهره ای مذهبی نباشد و در واقع هیچ سهمی از مفهوم «دختر ایرانی» یا «زن ایرانی» برای دختران و زنان مذهبی ما قائل نشوند.

می خواهم به خوانندگان این مقاله نشان بدهم، که شاید بزرگترین و بااخلاقترین شخصیتهای زن ما، را باید از بین مذهبیها جستجو کرد:

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

زن ایرانی یعنی طیبه واعظی دهنوی.

او متولّد سال 1336، بود.

از کودکی قالیبافی می کرد و برای جهیزیه اش پول جمع می نمود، ولی وقتی بزرگ شد، با اون پولها یا برای افراد فقیر جهیزیه ، یا برای شاگردان بی بضاعت دفتر و قلم می خرید.

مادرش نقل می کند که طیبه می فرمود من می خواهم مثل آسیه با فرعون وقتم بجنگم، دوست دارم مثل سمیّه(نخستین شهید اسلام)، شهید بشوم.

صاحبخانه اش می گوید: «این دختر به خانه ما آمد، سرمان برهنه بود، بی حجاب بودیم، اینقدر پند و نصیحت کرد و از قراون و دعا فرمود که ما دیگر یک تار مویمان را نمیگذاشتیم بیرون بماند.» به خاطر مبارزه با شاه و تحت تعقیب بودن شوهرش از سال 1354 به زندگی مخفی روی آورد، ولی در نهایت در 30 فرودین 1356 پس از دستگیری شوهرش، دستگیر شد و خواهر شوهرش، فاطمه جعفریان که او هم مبارز بود در این روز کشته شد.

ساواک که او را گرفته بود، چادرش را برداشته بود، او فرموده بود: «بکشیدم ولی حجابم را برندارید.» در نهایت چنانکه آرزو داشت مانند سمیه شهید شود، روز 3 خرداد 1356، در سنّ 20 سالگی زیر شکنجه ساواک جان داد.

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

دختر ایرانی یعنی محبوبه دانش آشتیانی.

او در بهمن سال 40 به دنیا آمد.

بسیار اهل مطالعه و جدی بود و کودکی و نوجوانی دیگران را نداشت.

اهل ورزش و جنب و جوش بود، اما یک جور هستعداد مدیریت و رهبری بقیه را داشت.

همه چیز را خیلی عمیق می فهمید.

به خاطر مبارزات سیاسی باید دقّت بیشتری می کرد، پس یک چادر رنگی داشت که هر وقت می دید شرایط مشکوک هست، چادر سیاهش را در می آورد و در کیفش می گذاشت و چادر رنگی سر می کرد.

در بحثها عصبانی که نمی شد، ولی نهایت سعی خودش را می کرد که طرف مقابل را متقاعد کند.

آراستگی، نظم و مهربانی اش فوق العاده بود.

در اوج مبارزات، پوشش هایش مرتب و آراسته بودند.

چادرش را که در می آورد، حتما به شکل بسیار منظمی تا می کرد.

پوشش هایش همیشه بسیار ساده بودند، اما در نهایت تمیزی و آراستگی.

شعارش تزکیه قبل از تعلیم بود و همیشه به این آیه قراون اشاره می کرد که: «یزکیهم و یعلمهم الکتاب».

برای بچه های محروم جنوب شهر کتاب می برد.

سعی می کرد همه را به میدان بکشد، با بچه هایی که مذهبی به نظر نمی رسیدند، به شکل هدفدار ارتباط بربرنامه می کرد.

حتی با خودش به دبیرستان راکت تنیس می آورد.

در نهایت در تظاهرات 17 شهریور 1357، در حالی که هنوز به هفده سالگی نرسیده بود، در اثر تیری که به قلبش اصابت کرده بود، شهید شد.

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

زن ایرانی یعنی زهره بنیانیان.

او متولّد دیماه 1336 بود.

خیلی قراون می خواند، از هر موقعيتی برای دعا و نیایش هستفاده می کرد.

در دبیرستان به خاطر حفظ حجاب، دو هفته از رفتن به مدرسه محروم شد.

پس از یک ازدواج ناموفق و زندگی موقت در آلمان، ابتدا در لبنان یک دورۀ آموزش نظامی می بیند و در سال 1356 به ایران باز می گردد و فعالیتهای فرهنگی انقلابی خود را به اوج می رساند و حتی توسط ساواک هم دستگیر می شود.

در همین دوران با یکی از همروقتش ازدواج می کند؛ زندگی جدید او شامل مهر السنه حضرت زهرا بود و یک اتاق کوچک برای زندگی و یک چمدان کوچک پوشش با یک فرش و چند پتو.

سپس پیروزی انقلاب اسلامی، زهره در ادامه راه خویش به عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و به فعالیت خود ادامه داد.

سرانجام روز بیست و نهم اردیبهشت ماه سال 58 در حین انجام مأموریت به عنوان سرپرست گروه ضربت که برای خنثی کردن توطئه ضدانقلاب راهی شده بودند، هدف اصابت گلوله ضد انقلاب برنامه گرفت و در سن 22 سالگی روحش به سوی ملکوت اعلی پرواز نمود.

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

دختر ایرانی یعنی فوزیه شیردل.

او در سال 1338 متولّد شد.

سال اول دبیرستان مجبور به ترک تحصیل شد و آرزویش را که همان کمک به درمان بیماران و رنج دیدگان بود در پوشش بهیاری اعضای هلال احمر جامه عمل پوشاند.

درآمدش را نصف کرده بود بخشی را در خانه و بخشی را برای مستمندان خرج می کرد.

برای اقامه نماز اول وقت همیشه داد سخن داشت و روزه های مستحبی اش ترک نمی شد.

به خاطر حمایت از انقلاب، بارها با رئیس بیمارستان درگیر شد.

سرانجام وی در روز بیست و پنجم مرداد 1358 در جریان حمله گروهک ضد انقلاب دموکرات به بهداری پاوه و محاصره اون محل و در حالی که گروه دکتر شهید چمران در صحنه حاضر بود ، مورد اصابت گلوله دموکراتها برنامه گرفت و پهلویش به شدت مجروح شد و در اون محل سپس 16 ساعت جان به جان آفرین تسلیم کرد.

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

دختر ایرانی، یعنی صدیقه رودباری.

او در در هجدهم اسفند ماه سال 1340 به دنیا آمد.

هم وقت با آغاز انقلاب، صدیقه به خیل خروشان انقلابیون پیوست و تمام سخنان امام را به صورت نوار و اعلامیه تکثیر و پخش می کرد.

جمعه خونین 17 شهریور 1357 نقطه عطفی در زندگی او بود.

او اون روز، دوشادوش سایر خواهرانش در ابتدای صف، در جلوی گلوله دژخیمان ایستاد و تا شامگاه همان روز به مداوا و جمع آوری زخمیان پرداخت.

در شرایط انقلابی نیز، به فعالیتهای خیریه و امدادی اجتماعی توجه داشت.

آخر هفته صدیقه را در آسایشگاه سالمندان و معلولین یا در بیمارستان معلولین ذهنی پیدا می کردند.

صدیقه می رفت اون ها را شست و شو می داد و به امورشان می رسید.

هر شب پس از اقامه نماز شب، ساعت ها با خدا راز و نیاز می کرد.

دستی هم در شعر داشت.

زندگی ساده ای داشت، در عوض، با هستفاده از حقوقش به خانواده های مستحق کمک می کرد.

پس از پیروزی انقلاب، با صدور فرمان امام وتشویق جوانان جهت شرکت در جهاد سازندگی به رغم اونکه بیش از 18 سال نداشت به همکاری با جهاد سازندگی پرداخت و در شهرهای مختلف کشور همچون خرمشهر، اهواز، بهشهر، سنندج، سقز و بانه به فعالیت پرداخت.

می فرمود: "نباید در خانه بنشینیم بگوییم که انقلاب کردیم.

باید بین امت باشیم و پیام انقلاب را به همه برسانیم." در تابستان 59 به کردستان رفت و اونجا را مرکز فعالیتهای گوناگون خود از قبیل تشکیل کلاس های عقیدتی، آموزش قراون، آموزش نظامی، زندانبانی زندان زنان ضد انقلاب و فعالیت در مرکز مخابرات سنندج برنامه داد.

یکی ـ دو بار منافقین برایش پیغام فرستادند که اگر دستمان به تو برسد، پوستت را پر از کاه می کنیم.

28 مردادماه 59، صدیقه، خسته از مداوای مجروحین و پابه پای پاسداران دویدن، پس از برگزاری کلاس آموزش قراون و تعلیم سلاح به خواهران، با دوستانش نشسته بود.

سپس سحری مختصری که خورده بود تا موقع افطار سخت مشغول به کار بود.

دختر دیگری(از نفوذیهای ضدانقلاب) وارد شد؛ چند دقیقه بیشتر نشد که به بهانه ای، اسلحۀ صدیقه را برداشت و مستقیم گلوله ای به سینه اش شلیک کرد.

صدیقه سه ساعت بیشتر زنده نماند و در این روز، در سن 18 سالگی، از دنیا رفت.

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

دختر ایرانی، یعنی شهناز حاجی شاه.

او متولد 1338 بود.

شهناز کاری را شروع نمی کرد، مگر اونکه اون را به بهترین نحو ممکن تمام کند.

با اون سن کم، خیاطی، گلسازی، گلدوزی و تمام این هنرها را به شکل بسیار کاملی بلد بود.

نسبت به وقت خودش، همیشه خیلی جلوتر بود.

دیپلمش را که گرفت درس حوزه را شروع کرد.

وقتی هنوز نهضت سوادآموزی تشکیل نشده بود، به همراه چند تن دیگر، به شکلی کاملا خودجوش، گروهی را تشکیل داده بودند و به روستاها می رفتند و به بچه ها درس می دادند.

در کتابخانه فعالیت می کرد و در عین حال دوره های مختلف آموزشی، مذهبی و رزمی را دیده بود و یک سال قبل از شروع جنگ برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر، مسلح شده بود.

او فوق العاده دلسوز و فوق العاده هنرمند بود.

سرانجام، در خرمشهر، در حال مقاومت در برابر دشمن بعثی، در 8 مهر 1359، در اثر اصابت ترکش، به همراه همرزمش شهناز محمّدی زاده، در سنّ 21 سالگی به شهادت رسید.

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

دختر ایرانی، یعنی فهیمه سیّاری.

در 1339 زاده شد.

فهیمه سراپا نظم، آراستگی، قناعت، وقت شناسی و احساس مسئولیت بود.

وقتش را تلف نمی کرد.

تمام کارهایش با برنامه بود و در هیچ کاری سهل انگاری نمی کرد و در کارهای اجتماعی و انجام امور خیریه و رسیدگی به دیگران هم در صف مقدم بود.

با وجود اونکه نهایت ساده پوشی و قناعت در طرز پوشش پوشیدنش معلوم بود، اما حتی یک بار نشد که رنگ های نامتناسب را با هم بپوشد و یا لباسش بدون اتو و چروک باشد.

بسیار صبور و آرام بود و هیچ وقت نشد که عصبانی بشود و صدایش را بالا ببرد.

هیچ وقت خنده از روی لب هایش محو نمی شد.

تابستان 1357، اولین تظاهرات زنان زنجان از مسجد «خانم» در بازار شروع شد که فهیمه پرچم اون را به دست گرفت.

هر جا می رفت خدا را یاد می کرد.

امر به معروف را به شکلی انجام می داد که احدی از او دلگیر نمی شد و حرفش تأثیر داشت.

وقتی می خواستند غذایی چیزی بخورند از مادرش می پرسید که «آیا از این غذا سهمی به فقیری یا مستمندی داده اید؟» و تا نمی برد و اون سهم را نمی داد، غذا نمی خورد.

فهیمه، وقتی از سوی حوزه علمیه که در اون مشغول تحصیل بود، برای تبلیغ به کردستان رفت، در ساعت 16 روز 12 آذرماه 1359 در پی به رگبار بسته شدن ماشین حامل ایشان از سوی ضدّانقلاب، با اصابت گلوله به سرش به شهادت رسید.

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

دختر ایرانی، یعنی نوشین امیدی.

او در اول آذر سال 1341، چشم به جهان گشود.

در فعالیتهایش، بیشتر به سرکشی و کمک رسانی به خانواده های بی بضاعت می پرداخت.

هم چنین به امور زندگی خانواده های شهدا و رزمندگان رسیدگی می کرد؛ حتی به درس و مشق فرزندان اونها.

رسیدگی به محرومان برای نوشین زمستان و تابستان نداشت.

در بحثها اختلاف سنی برایش مهم نبود؛ با رعایت کمال احترام و ادب حرف خودش را می زد.

در عین رعایت حجاب و حفظ حریم، در فعالیتهای اجتماعی شرکت می کرد.

تقوا را در حدی رعایت می کرد که وقت خواب از رختخواب مناسب هستفاده نمی کرد؛ می فرمود: خانواده هایی که به اون ها سر می زنم، به جز چادرشب چیزی ندارند؛ چیزی که حتی زیر پاهایشان پهن نمايند؛ شما توقع دارید من چه طور الاون راحت در رختخواب بخوابم؟ اول در خودش مسائل مذهبی را پیاده می کرد: در فرمودارش، رفتارش، عملش و حتی در روابطش.

زیاد مطالعه می کرد و خیلی از نظر علمی پر بود.

جنگ که شروع شد، چند بار به جبهه رفت.

در نهایت در یک مانور آموزشی، هم وقت با اذان ظهر هفتم تیر سال 1360 در حالی که روزه بود، تیری به سرش اصابت کرد، و دعوت حق را لبیک فرمود.

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

زن ایرانی، یعنی نسرین افضل.

او که در 1338 به دنیا آمده بود، از پیش از انقلاب، فعّالیتهای دینی و سیاسی خود را آغاز کرد.

پس از انقلاب به جهاد سازندگی پیوست و برای کمک به مستمندان، به روستاهای مناطق محروم اعزام شد.

با آغاز جنگ او به شهر خود بازگشت و به یاری آوارگان پرداخت و پس از مدّتی در دبیرستان عشایری مشغول گردید.

او سپس به عنوان معلّم به مهاباد اعزام شد.

در سال 1361، در کمال سادگی، با یکی از پاسداران ازدواج کرد.

همیشه آرزو داشت مانند شهید مطهری به شهادت برسد، پس از یک سال حضور در مهاباد، در شامگاه 10 تیر 61، به آرزوی دیرین خود ‌رسید و در پی به رگبار بسته شدن ماشین حامل ایشان از سوی ضدّانقلاب، تیری به سرش اصابت کرد.

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

دختر ایرانی، یعنی ناهید فاتحی کرجو.

ناهید در 4 تیرماه 1344 متولّد شد.

درسش خوب بود و به کتاب علاقه داشت.

دو سه روز سپس پایان امتحانات کتاب غیردرسی دستش می گرفت تا بخواند.

خیلی تودار بود، اما اگر کسی را می دید که در فکر فرو رفته و ناراحت هست، جلو می رفت تا ناراحتی او را برطرف کند.

از وقتی کوچک بود، با چادر و روسری به مجالس مختلف می رفت و بر حجاب خود تاکید خاصی داشت.

در واقع اون چه در او ممتاز بود، شور و نشاط نوجوانی اش نبود، بلکه وقار و متانت و حجاب او بود.

در راهپیمایی های انقلاب شرکت می کرد و با دیدن عکس و پوستر شهدا غمگین و ناراحت می شد.

خیلی زیبا دعا و قراون را می‌خواند.

دعاهای ائمه را با حزن خاصی می‌خواند.

می فرمود: « اگر در مورد چیزی ناراحت یا دلتنگ باشم و زیاد گریه کنم، چشم هایم سرخ می شود و سردرد می گیرم.

ولی هروقت با خدا راز و نیاز می کنم و به درگاه او گریه می کنم، سپس اون اصلاً احساس خستگی، سردرد و ناراحتی جسمی ندارم.» کومله ها به خاطر گرایش او به امام خمینی در دیماه 1360 او را دزدیدند و تحت شکنجه برنامه دادند، و در روستاهای تحت سیطرۀ خود او را در حالی که سرش را تراشیده بودند، می چرخاندند.

شرط آزادی او را توهین به امام خمینی برنامه داده بودند، که او هرگز قبول نکرد، چنین کاری بکند.

در نهایت سپس ماهها شکنجه، کومله ها در آذرماه 1361، او را در حالی که تنها 14 سال سن داشت، زنده به گور نمودند.

برادرش می گوید: «او را به شدت شکنجه کرده بودند.

موهای سرش را تراشیده بودند.

هیچ ناخنی در دست و پا نداشت.

جای جای سرش کبود و شکسته بود.»

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

دختر ایرانی، یعنی مریم فرهانیان.

مریم در 24 دیماه 1342، در آبادان به دنیا آمد.

خانواده اش به دلیل جنگ مجبور به ترک آبادان شدند، ولی مریم با اصرار زیاد به آبادان بازگشت و همراه با خواهرانش، در بیمارستان مشغول کمک شد، و پس اینکه بیمارستان نیروهای کافی یافت، به بنیاد شهید پیوست تا در اونجا خدمت رسانی کند.

ذره ای بخل و حسادت در وجود او نبود.

هر چیز خوبی که داشت، دلش می خواست با بقیه قسمت کند.

همیشه قانع بود.

فطرتاً هم خواسته هایش بلند و والا بودند.

خودش را سرگرم خواسته های پیش پا افتاده نمی کرد.

هر کاری را که به عهده اش می گذاشتی، خیالت راحت بود که کامل و دقیق انجام می دهد.

مریم، هم دنیایش را داشت هم آخرتش را.

همیشه تمیز و آراسته بود.

در اون اوضاعی که سر و کار با زخمی ها بود و آب هم یافت نمی شد، یک بار هم نشد که پوشش کثیف یا چروک به تن داشته باشد.

همیشه اسپورت و شیک بود و تناسب رنگ را رعایت می کرد.

در عروسی خواهرش، ساده ترین لباسش را پوشیده بود.

اصلاً اهل ظاهرسازی نبود.

مریم همیشه در کارهای خیر پیشقدم بود.

تقید بسیار زیادی به نماز اول وقت داشت و غالباً روزه می گرفت.

موقع نماز حتماً عطر می زد و بسیار مقید بود.

همین طور نسبت به حجابش.

همیشه یک مثلث کوچک از صورتش پیدا بود.

شب ها غالباً هیچ جا نمی ماند، چون اهل نماز شب بود و در عین حال نمی خواست کسی از این مسئله خبردار شود.

ادای کلمات نمازش و تمرکزش روی نماز با دیگران فرق داشت.

مریم مدت ها سر سجاده می نشست و فکر می کرد.

همیشه احساس می کرد نسبت به انجام وظایفش کوتاهی کرده هست، در حالی که نسبت به همه چیز تقید عجیبی داشت.

خیلی احساس مسئولیت می کرد.

خیلی تقید داشت که پدر و مادرش از او راضی باشند.

از غیبت متنفّر بود و اگر کسی غیبت می کرد، یا فوراً اون محل را ترک می کرد یا به او تذکّر می داد که جلوی خودش بگوید.

مریم هیچ وقت تابع شرایط نمی شد، بلکه شرایط را خودش برای خودش مهیا می کرد.

بسیار اهل مدارا بود.

ابداً مثل دیگران به صورت واکنشی عمل نمی کرد.

از لحاظ اخلاقی بسیار خوشرو و آستانه صبرش بسیار بالا بود.

امکان نداشت کسی دست یاری به طرفش دراز کند و از هر لحاظ، چه روحی و چه مادی از او کمکی بخواهد و او کمک نکند.

اگر در حد توانش بود، حتماً دریغ نمی کرد.

مریم، در 13 مردادماه 1363، وقتی برای بزرگداشت یکی از شهدا به گلزار شهدای آبادان رفته بود، قلبش مورد اصابت ترکش برنامه گرفت و در سن 20 سالگی شهید شد.

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

دختر ایرانی، یعنی رقیه محمودی اصل.

در سال 1359 به دنیا آمد.

پدرش می گوید: «کم حرف، کم خرج، زحمتکش و قانع بود.

نه اهل پوشش خریدن زینت آلات بود و نه اهل مهمانی رفتن.

ندیده بودم کسی مثل او به مادّیات بی اعتنا باشد» هرگز اجازه نمی داد عمرش به بیهودگی و بطالت بگذرد.

رقیه به کلاسهای بسیج پیوست، ابتدا ناصح و سپس ضابط قوه قضائیه شد.

وقتی مراقبت متهمی به او سپرده می شد، اونقدر با اخلاق خوب و محبت با او برخورد می کرد که گویی اونها به مهمانی آمده اند؛ می فرمود: «اینها مهمان ما هستند.

همانطور که با مهمان خانه خودمان ترشرویی نمی کنیم، به اینها هم نباید بدخلقی نشان بدهیم.

شاید با دیدن رفتار ما به فکر اصلاح خودشان بیفتند.» بارها دیده می شد که به متهمین چای می داد، مراقب بود بی غذا نمانند و اتاقشان را رفت و روب می کرد.

هیچوقت در برخورد با متهم، متوسّل به خشونت نمی شد و همیشه توصیه به عطوفت با اونها می کرد.

در کنار خدمت و محبّتی که به متّهمان می کرد، به اونها کتابهای مفید برای مطالعه می داد و رسم و راه عبادت کردن را به اونها می آموخت.

روز قبل از شهادتش، به مناسبت ولادت امام وقت(عج) شیرینی خرید و بین همان متهمانی که جانش را گرفتند، پخش کرد.

قاتلش، در مورد او می گوید: «از روزی که محافظت ما به عهدۀ اون خدابیامرز افتاد، از در که وارد شد و من چشمم به چادر سیاه و رو گرفتنش افتاد، فکر نمی کردم اونقدر مهربان و بااخلاق باشد.

به آب و غذایمان می رسید.

اتاقمان را با دست خودش جارو می زد.

هیچوقت بد و بیراه و کنایه بارمان نکرد.

درباره خدا و بخشایش و توبه برایمان می فرمود.» چندین بار موقع تذکّر دادن به بدحجابها، توسط اونها زخمی شد.

صورتش را با ناخن می خراشیدند، ولی او هرگز عصبانی نمی شد.

تلافی نمی کرد و باز هم با روی خوش، نصیحت می کرد.

هیچ چیز را مهمتر از نماز اوّل وقت نمی دانست، تا می توانست در نماز جماعت شرکت می کرد.

همیشه در نمازها و دعاهایش از خداوند طلب توفیق شهادت را می کرد.

در نیمه شب 24 مهر 1376، که او مسئول مراقب متهمین بود، متهمین که دو نگهبان دیگر را بیهوش کرده بودند، تصمیم به فرار می گیرند، ولی هر چه منتظر می مانند که او بخوابد، این اتفاق نمی افتد و مدام او را در حال نماز می بینند، در نهایت به طرف او می روند و بر سرش می ریزند و در حین درگیری او را که فقط هفده سال سن داشت، خفه می نمايند.

***


در کنار این نامهای پاک، لیست بلند بالایی از هفت هزار زن و دختر شهیده، و دختران و زنان زنده و گمنامی که مثل اسمهای فوق نمی شناسیمشان، وجود دارند.

به راستی چرا رسانه ها، تلویزیون، سینما و مطبوعات ما، این چهره ما را نشان نمی دهند؟ من نمی گویم تمام امت حزب الله هستند، ولی چرا مذهبیهایی که حتی در تهران، به عنوان غیرمذهبی ترین شهر کشور، می بینیم، از مذهبیهایی که در تلویزیون و سینما می بینیم، به مراتب بیشتر هستند؟ چرا در سینما و تلویزیون ما دخترهای چادری وجود ندارند و اگر فیلمی اقتضا کند که چادر بر سر دختری بنمايند، این چادر را بر سر دختری می نمايند که در اصل چادری نیست، بلکه بدحجاب هست؟ به راستی چرا در اکثر فیلمها، زنان فقیر و بدبخت را چادری نشان می دهند یا سعی می نمايند چادر و حجاب را وسیله ای برای تظاهر و دورویی نشان بدهند؟ به راستی، آیا تمام اینها غیرعمدی و سهوی هست؟

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسیدشفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسیدشفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
چرا باید به خودمان و تمام دنیا، از «دختر ایرانی» و «زن ایرانی» چهره ای بدحجاب را نشان بدهیم در حالی که حتی در شهرستان تهران هم تعداد دخترها و زنهای چادری و حتی مانتوییهایی که حجابشان کامل هست، بسیار زیاد هست؟ آیا این ستم به مذهبیها نیست که هیچ سهمی از نام دختر یا زن ایرانی، به اونها نمی دهند؟

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
منبع: سنگر عشق - دختر ایرانی - زن ایرانی

73:

حالا چرا از من نقل قول گرفتی

74:

گناه داره هاا ..این طفلک هارو انداختین رو رینگ ...د ِ ..بزن ...سکته میکنن ..گناش پای خودتون :))

75:

بانو منظور من از تعصب به حضرت زهرا این بود که بی حرمتی به ایشان رو تحت هیچ شرایطی بی جواب نمیگذاریم ربطی به علم دانشمندان خارجی ندارد!
این دانشمندان علمشون به انها ارزش داده و ایشان هیچ بی حرمتی انجام ندادند!
علم من و شما به حضرت زهرا و شناخت ایشان تو سرمون بخوره وقتی ایشان رو میشناسیم و میدانیم در 18 سالگی جان دادند که چه چیزی پا برجا بماند و انجام ندادیم!

76:

بنده که یک مرد هستم باید اعتراف کنم خانوم چرخنده الگوی من هست :|
اصلا شما عکس های با حجاب ایشونو نگاه کن !
یه جور صداقت و روشنایی خاصی تو چشاشون دیده میشه
اصلا حجاب صورت ایشونو نورانی کرده :(

د آخه کافرای لامصب :( چرا وقتی یکی به راه راست هدایت میشه مسخرش میکنین؟! :(
چرا تا یکی بی حجابه و ی کار خاصی میکنه سریع بزرگش میکنید؟! :(

77:

ببخشید شرایط عضویت در حزب باد چیست؟!

78:

سام کینگ جان شرایط عضویت در حزب منافقین را هم توضیح دهید

79:

از نروژ به ما زنگ زدند!
پس چرا از هستخر نمیبریشون دریا ؟
هوش 165 در ایران زیاد نمیتونه کاری بکنه واقعا میسوزه اینجا .


80:


دریا رفتن به این سادگی ها هم نیست گرامی .
بنده خودم دختر نوجوانی رو با همچین ضریب هوشی ای میشناسم که مشغول به فنا رفتنه فعلا .

81:

وقتی که اثبات شد آی کیو زهرا ۱۶۵ هست و همانطور که می دانید ۱۴۰ به بالا نابغه خوانده می شود به جاهای مختلفی نامه نوشتم و کمک خواستم که از این هستعداد خدادادی زیر نظر دولت هستفاده شود تا در آینده برای مملکت مفید باشد،

خواهشم از مسئولین این هست از لحاظ آموزشی فکری به حال بچه های نخبه نمايند

از یک سالگی فهمیدیم که این بچه با بچه های دیگر فرق دارد.


این چنتا جمله تو مصاحبه واقعا برام خیلی جالب بود ...نمی دونم چرا بعضیا فکر می کنن بچه های خودشون از یه کره دیگه اومدن و از بقیه بچه ها سر تر هستن ...
به نظر من ایرانیا همشون خیلی باهوشن و با هستعداد و واقعا زرنگن حالا یکی هستعدادش کشف میشه و یکی کشف نمیشه ....

نمی دونم چرا فکر می کنن بچه هاشون تافته جدا بافته هستن ....

به نظر من شرایط خانوادگی خیلی تاثیر گذاره ...خیلی دلم می خواد با خودشون فکر کنن اگه همین بچه ها تو یه خانواده بودن ک تو یه روستای دور افتاده و این حرفا زندگی می کرد با مادر و پدر بیسواد بازم هستعداداش شکوفا می شد اینقدر
یعنی چی از لحاظ آموزشی فکری به حال نخبه ها کنن ...باید فکری به حال همه بشه تا بتونن شکوفا بشن

ماها خودمون کدوم یکیمون تو سن زیر 6 سالگی ازمون تست آیکیو گرفتن که بفهمن چجوری هستیم

82:

اتفاقاروحانی میدونه منشاداعش کجاست
مدیرشدنت روتبریک میگم

83:

حقا که شما پیشوای مومنین حقیقی این فروم هستید
تازه اگر موفقیتیم باشه موفقیت دنیای فانیست ؛ زنانی که اخرت خود رو به دنیا فروختن.


84:

شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید
شفرمود انگیزترین و عجیب ترین امت ایران و ایرانی تبار ها را بشناسید

عکس های خانم پردیس ثابتی که برخی نوکران غرب اونو حلوا حلوا میکنن
در حال مبادرت به عملیات فسقو فجور...

از اینا میخواین الگو درست کنید برای دختران مسلمان؟

ننگ بر دشمنان اسلام
دوستان فریب خورده تا وقت هست چشماشونو باز کنن و فریب نخورن:
نوشته اصلي بوسيله mohager86 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله nafas_ نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله sobhan4422 نمايش نوشته ها
!
نوشته اصلي بوسيله persian.ir نمايش نوشته ها
ه

85:




شایدم باشه!!!!!!!!!! اما دختر چه ربطی به پدرش داره؟؟؟ مهم اینه که هرجایی که زندگی می کنه ...

می گه مال ایرانه

86:




همین که می تونه حرف اش رو بدون رودروایسی بزنه ، برای نظرات خودش ارزش قائله ...

به نظر من هم نابغه هست

87:




توی معرفی شان کجا فرموده شده که مسلمان هستند؟؟؟ به نظر می رسه بعضی هاشون اتفاقا مسلمان هم نباشند ....

کی فرموده که قراره برای شما الگو باشند؟؟؟ شما بهتره بشینی توی خونه ات تا به گناه آلوده نشی ...

و اصلا به فکر پیشرفت علمی هم نباش

88:





مسلما هرکسی با نظر خودش دنبال الگوبرداری هست...

شما هم دنبال الگوی خودت باش

89:

[quote=wild-dance;5486184]وقتی که اثبات شد آی کیو زهرا ۱۶۵ هست و همانطور که می دانید ۱۴۰ به بالا نابغه خوانده می شود به جاهای مختلفی نامه نوشتم و کمک خواستم که از این هستعداد خدادادی زیر نظر دولت هستفاده شود تا در آینده برای مملکت مفید باشد،

خواهشم از مسئولین این هست از لحاظ آموزشی فکری به حال بچه های نخبه نمايند

از یک سالگی فهمیدیم که این بچه با بچه های دیگر فرق دارد.


این چنتا جمله تو مصاحبه واقعا برام خیلی جالب بود ...نمی دونم چرا بعضیا فکر می کنن بچه های خودشون از یه کره دیگه اومدن و از بقیه بچه ها سر تر هستن ...
به نظر من ایرانیا همشون خیلی باهوشن و با هستعداد و واقعا زرنگن حالا یکی هستعدادش کشف میشه و یکی کشف نمیشه ....

نمی دونم چرا فکر می کنن بچه هاشون تافته جدا بافته هستن ....

به نظر من شرایط خانوادگی خیلی تاثیر گذاره ...خیلی دلم می خواد با خودشون فکر کنن اگه همین بچه ها تو یه خانواده بودن ک تو یه روستای دور افتاده و این حرفا زندگی می کرد با مادر و پدر بیسواد بازم هستعداداش شکوفا می شد اینقدر
یعنی چی از لحاظ آموزشی فکری به حال نخبه ها کنن ...باید فکری به حال همه بشه تا بتونن شکوفا بشن

ماها خودمون کدوم یکیمون تو سن زیر 6 سالگی ازمون تست آیکیو گرفتن که بفهمن چجوری هستیم
[/QUOTE







حرف هاتو تا حدودی اشتباهه
اول اینکه همه بچه ها باهوش و نابغه نیستند

همه بچه ها قابلیت یادگیری شون در زیر ۷ سالگی یک شکل نیست

تو بدون امکانات تونستی چند زبان رو زیر ۶ سالگی یاد بگیری؟؟؟

این خانواده هم در منطقه محرومه، فسا یکی از شهر های محروم شیرازه

هوش و هستعداد هم اگه رشت نکنه کم میشه

آماری گرفته شده در ایران بخاطر آموزش اشتباه بخشی از هوش بچه ها با رفتن به مدرسه کم میشه

یک بابای دوست داره از هستعداد بچه اش توی کشور خودش هستفاده بشه، شما ناراحتی؟؟؟ اینجور بچه ها خیلی راحت جذب کشور های توسعه یافته میشن ، بخاطری که توی کشور خودشون ارزشی براشون قائل نیستند

90:


چه بزن بزنیم هستا


55 out of 100 based on 50 user ratings 525 reviews