معبـــدبزرگ آناهيتـــا


معبـــدبزرگ آناهيتـــا



معبـــدبزرگ آناهيتـــا
معبد آناهيتا

معبد آناهيتا بزرگترين بناي سنگي ايران است و شيوه ي ساخت معماري آن شامل رواق هاي سرپوشيده طويل در چهار سوي صحن وسيع مستطيل شكل ، تعداد زيادي ستون هاي تناور و كم ارتفاع در دو سوي رواق ها فضاي كوچك مستطيل شكل در شرق صحن بزرگ ، در ميان بنا هاي تاريخي و يادماني كشور منحصر به فرد است.

بقاياي اين معبد عظيم با مساحتي قريب به 46 هزار متر مربع بر فراز صخره اي كم ارتفاع از نوع شيست ( سنگ سيليس از انواع سنگ هاي آتشفشاني ) در شهر كنگاور و در استان كرمانشاه برنامه دارد.محور اصلي ارتباطي همدان و كرمانشاه از ضلع غربي محوطه ي وسيع معبد مي گذرد و دشت زيباي كنگاور زير پاي آن گسترده است.معبد آناهيتا نيز همچون ديگر بنا هاي كه بر بلندي ساخته شده است ، شيوه ي صفه سازي در دوران كهن در فلات ايران متداول بودته و در دوره هاي بعد نيز بنا هاي مهم پرستشگاهي و برخي بنا هاي حكومتي روي صفه بنا شده اند.
معبـــدبزرگ آناهيتـــا
قديمي ترين اشاره به آناهيتا را مي توان در نوشته ي ايزيدورخاراكسي، جغرافيانويس يوناني يافت كه در سال 37 ميلادي از كنگاور گذشته و از آن به نام كونكوبار ( Concobar ) ياد كرده است. او بوجود معبدي براي نيايش الهه ي آرتميس ( ايزد بانوي آناهيتا ) در اين شهر اشاره كرده است . در متون مربوط به دوره اسلامي هم ساخت معبد را به خسرو پرويز نسبت داده اند در اين متون از مسجد آدينه اي به نام مونس نيز باد شده كه خليفه عباسي آن را ساخته بود.ياقوت مولف معجم البلدان در قرن هفتم هجري هم از شهر كنگاور به نام كنكور ام برده است.ظاهراً برنامه گيري در مسير ارتباطي مراكز مهم تمدن هاي كهن بين النهرين و پارس و حاصلخيزي دشت كنگاور عامل رونق كنگاور در دوران كهن بوده است.

گذشته از اين سياحان اروپايي كه در سده نوزده ميلادي از معبد ديدار كرده اند و از آن به معبد نيايش ايزدبانوي آناهيتا ياد كرده اند .پژوهشگراني چون هرتسفلد ، آندره گدار ، اشميت و آرتور پوپ آناهيتا را معبد سلوكي پارتي به سبك معماري يوناني اعلام كرده اند.

نخستين بار در فاصله ي سال هاي 1347 – 1354 خورشيدي يك هئيت ايراني به سرپرستي سيف ا... كام بخش فرد كاوش هاي باستان شناسي را در كنگاور آغاز كرد. در سال هاي بعدي ( 1377 ) نيز به طور متناوب كاوش هاي باستان شناسي در منطقه صورت گرفته است در اين كاوش ها در ميان قبور كه اغلب آن ها متعلق به دوران پارتيان است . سكه هاي مربوط به فرهاد اول ( اشك پنجم ) و ارد ( اشك سيزدهم ) و همچنين اشيا و ابزار معاش و زيور آلات كشف شده اند و در عين حال در اين مجموعه بيش از 200 علامت به عنوان علايم حجاري كشف شده كه باستان شناسان مربوط به دوره هاي هخامنشي ، آراميان و ساميان بين النهرين ، اشكاني و پهلوي ساساني مي دانند.

« وضعيت كالبدي بنا »
بناي آناهيتا چهار ضلعي مستطيل شكل و پهناوري آن به ابعاد 209 × 244 متر مربع است و هر ضلع ان ديواري به ضخامت 18.5 متر است كه روي آن رديفي از ستون هاي قطور برنامه گرفته است . بلند ترين نقطه معبد 32 متر از سطح زمين ارتفاع دارد و اختلاف سطح بين دو نقطه ي منتهي اليه شمال غربي و جنوب غربي آن به 14 متر بالغ مي شود.پيكره ي ديواره هاي سكو وسيع معبد عمدتاً با لاشه سنگ و ملات گچ ساخته شده است. اما نماي بيروني آن ها با قطعات سنگي بزرگ پاكتراش چنان استادانه پرداخت شده كه به ملات نيازي نداشته و به صورت خشكه چين است.در ضلع جنوبي بنا پلكان دو طرفه اي به درازاي 154 متر احداث شده كه هر 2 تا 5 پله ي آن در يك بلوك سنگي تراشيده شده اند و پله هاي عظيم صفه تخت جمشيد را تداعي مي كنند . تعداد سنگ هاي پله در پلكان شرقي 26 و در پلكان غربي 21 عدد است . اما با توجه به ارتفاع ديواره هاي معبد رد اين بخش كه تنها 8.20 متر از آن باقي مانده است به تعيين تعداد پله ها بيشتر از تعداد كنوني بوده است.


معبـــدبزرگ آناهيتـــا

\پرشین



اولین زن حاکم اسلامی درتهران

1:

در بخش شمال شرقي اوناهيتا نيز دو رديف موازي سنگ هاي تراشيده به كار رفته كهبر وجود يك فضاي ورودي به عرض 2 متر در اين بخش از بنا دلالت دارد.در مركز بنا صفه اي در راستاي شرقي و غربي ساخته شده هست كه 94 متر درازا و 9.30 متر پهنا و بين 3 تا 5 متر ارتفاع دارد .


نامه حسین درخشان به مجری بی‌بی‌سی
اين صفه از لاشه سنگ هاي بزرگ كه حداقل يكي از سطوح اون صاف بوده هست و نماي ان با ملات گچ پوشيده شده اما در برخي از سطوح پايين ديوار حتي نشاني از اون باقي نمانده هست.رايشان ديوار هاي اين بنا به جز فاصله ي بين دو رشته ي پلكان جنوبي يك رديف ستون برنامه گرفته كه كوتاه و قطورند فاصله ي ستون ها از محور تا محور 45 سانتي متر هست .


از تخـت جمشیـد بیـشتـر بدانیـم
بلنداي هر ستون شامل پايه ، ساقه و سرستون معادل 3.54 متر و قطر هر يك از ساقه هاي ستون هاي هستوانه اي شكل 144 و گيلايشاني زير پايه ي ستون 60 سانتي متر ارتفاع داشته و مجموعاً با بخش زيرين و زبزين به 475 متر مي رسيده هست.


معبـــدبزرگ اوناهيتـــا



نسبت قطر ستون به ارتفاع اون 3 به 4 و قطر و تناسب ميان ارتفاع سر ستون و ايين اون 1 به 3 هست.


این بود فرهنگ ما ایرانیان …
اين قاعده بر خلاف سنت و نسيت هاي ستون سازي يونان در دوران « آركائيك » و « كلاسيك » هست.


سبك « دوريك » در معماري يونان عهد « آركائيك » كه نمونه بارز معماري و حجاري اون معبد « پوزنيدون » بوده و داراي ستون هايي كه ارتفاع اون ها 4 برابر قطرشان هست در حاليكه ابعاد يك واحد ستون در معبد اوناهيتا متشكل از پايه + سر + ميان ستون برابر 355 سانتي متر هست و اين اندازه برابر فاصله بين دو ستون و ضمناً معادل دو برابر قطر پايه ستون هست .


مهریه گرفتن در دوران قاجار مد شد !!!
بايد خاطر نشان كرد كه ستون هاي آپادانا در مقايسه با ستون هاي اوناهيتا ، كالبدي كشيده تربلند تر دارند و به عناصر تزييني همچون گل و برگ و خطوطي براي تجسم احجام هنري و حيواني مزينند .


ایران قدیم



معبـــدبزرگ اوناهيتـــا


به طور كلي در معبد اوناهيتا ستون بندي بنا به صورت رديفي و متوازي در جهار جنب محدوده ي خارجي بناست.


شهر هگمتانه
در فضاي مياني ، صحن باز و بسيار بزرگ بر فراز سكايشاني محصور بين ستون ها و فضاي كوچك مستطيل شكلي در راستاي شرقي – غربي برنامه دارد كه ان هم با مجموعه اي از رديف هاي ستون هاي كوتاه سنگي محصور مي شده و به اعتقاد بسياري از باستان
شناسان فضاي اصلي معبد بوده هست.


جملات فلسفی کوروش بزرگ
همانطور كه اشاره شد ستون ها در اين معبد بر خلاف آپاداناهاي
داريوش و پاسارگاد ساده و بدون تزيين ، كوتاه و قطورند و غير از يك رديف گيلايشاني (بالشتك ) چوبي سقف ديگري را ( برخلاف آپادانا ) تحمل نمي كرده هست .

در عين حال ستون هاي ياد شده به مثابه ي نرده ها و حفاظ تزييني قابل بررسي و بذل توجه بسيارند.


نقشه معبد ایزد بانوی اوناهیتا
معبـــدبزرگ اوناهيتـــا


به رغم ارزش مجموعه اوناهيتا و محصر به فرد بودن اون ، متاسفانه بيشترين تخريب وارد بر بنا در دوران اخير از سايشان امتي صورت گرفته هست كه از سر نا آگاهي ، بيش از بلاياي طبيعب و شرایط جايشان ، در اين زمينه اثر گذار بوده اند ، هنوز سالخوردگاني در كنگاور هستند كه به ياد دارند سنگ هاي يكژارچه و سپيد رنگ اوناهيتا و اون ها را در گايشان محلي « گچكن » مي ناميده اند .

حتي با اندكي جستجو در ميان واحد هاي مسكوني بافت قديم شهر مي توان نشانه هاي بسياري از سنگ هاي خوش تراش عظيم اوناهيتا مدفون در بدنه ها و ديوار هاي ان ها يافت.


اين ميراث گرانقدر بنايي جاودانه واقه بر بلنداي صخره اي مرتفع و شكل گرفته در يك مكان مقدس به شمار آورد كه چون ديگر مكان هاي خاص و ايشانژه برگزاري ايين ايرانيان با حضور آب جاري در مرتفع ترين صفحات اون جذابيت و هيمنه اي كم نظير داشته هست.

با اين همه هنوز هم شامگاهان به وقت آرام گرفتن خورشيد در ايشانرانه هاي عظيم اوناهيتا و در ميان ستون هاي ستبر بر جاي مانده در اون مي توان حضور روح اساطيري ايزد بانايشان ايران باستان
( آرتميس = اوناهيتا = الهه آب ) را احساس كرد.

2:

برگرفته شده از تارنگار : تاریخ ایران / تاریخ, جشن‌ها و زبان پارسی
نشانی سرراست جستار:
http://ariapars.persianblog.ir/post/166/

الهه ی آب، اوناهیتا
هستوره و نماد زنانگی در ایران باستان

کورش محسنی

واژه ی «ناهید» کوتاه گشته ی واژه ی «اوناهیتا»(=اناهیت) هست.

واژه اوناهیتا در اوستا , مرکب از دو بخش {«اَن»(=پاد, ضد)} + {«اهیتَه»(=آلوده)} و در یک جا به چَم «نا آلوده/ پاک» می باشد.(۱) نام این ایزد –پس از روی کار آمدن آیین و دین زرتشت- در اوستا بیشتر به ریخت «اردویسوراوناهیتا»(Aredvi-sura) آمده که به چَم «رود نیرومند پاک» می باشد(۲)

ناهید نیز به مانند مهر، از خدایان باستانی ایران بوده و به وارونه ی باور ریچارد فرای که این خدا را همپیوند با تیره های بومی ایرانی ِ پیش از درونشُد(ورود) آریایی ها به ایران می داند(۳) این بغ دخت(=الهه) و نشانه های پیرامون اون، بیشتر آریایی بودن اون را آشکار می سازد.

برای نمونه تنها دستاویز غیر آریایی مطالعهاوناهیتا و وام گیری اون از تازیان، بازگویی هرودت هست که در اون از وام گیری پرستش «اورانیا-آفرودیتا» از آشوری ها و تازیان یاد می کند(۴) یا برای نمونه شُوند(دلیل) شادروان پیرنیا، بر بابلی مطالعهاین خدا که گاسم(احتمالا) از همین بازگویی هرودت ریشه دارد(۵)

به هر روی اینگونه هوده(نتیجه) گیری ها تنها در تراز یک نظریه می تواند مطرح باشد و ارزش دانشیک اونچنان ندارد.

باید گوشزد کرد که با پژوهش های ارزشمند دکتر جهانشاه درخشانی برپایه ی دانشهای زمین شناسی/زبانشناسی/باستان شناسی و ...

که به زبانهای اروپایی نوشته و پخش شده و یا پژوهش ارزشمند دکتر فریدون جنیدی که برپایه ی بن مایه های کهن ایرانی چون اوستا و شاهنامه انجام پذیرفته, امروزه به سادگی می توان نگره ی کلیشه ای مهاجرت آریایی ها به ایران را با دیده ی شک نگریست و آریایی ها را باشندگان راستین و کهن ایران زمین، -دست کم 12 هزار سال پیش تا کنون- دانست.

با بهره گیری از این پژوهش های نوین می توان تا اندازه ی فراوانی از ریشه ی آریایی اوناهیتا نیز دل هستوار گردید.

هر آینه, به مانند مهر, اوناهیتا نیز بعدها در جایگاه یکی از ایزدان برجسته ی آیین زرتشتی پذیرفته شد و در بخش های پس از گاثاهای اوستا, بیشتر در کنار مهر از او یاد گریده و یشت پنجم اوستا به نام او و ستایش او آغاز می گردد:
«اهورامزدا به سپیتمان زرتشت فرمود: ای زرتشت سپیتمان! اردویسور اناهیتا را که در همه جا دامن گسترده و درمان بخشنده و دشمن دیوان و پیرو آیین اهورایی هست, ستایش کن!{اوست}که سزاوار هست و در جهان خاکی ستوده باشد و او را نیایش نمايند.{اوست}پاکی که جان افزاید و گَله و رَمه و دارایی و کشور و گیتی را بیشی و افزونی بخشد.{اوست}که نطفه ی همه ی مردان را پاک کند و زاهدان همه ی زنان را برای زایش, بی آلایش سازد.{اوست} که زایش همه ی زنان را آسان گرداند و به هنگام نیاز, شیر در پستان زنان باردار آورد...هزار رود و هزار دریاچه, هر یک به بزرگی چهل روز راه مرد چابک سوار, دارد...

من اهورامزدا به نیروی خویش اناهیتا را پدید آوردم تا خانه و ده و شهر و کشور را بپرورانم و نگهبانی و پاسبانی کنم و کسان را پناه دهم
»(۶)

پرستش اوناهیتا به عنوان بغ دخت و نه ایزدی زرتشتی مدتها در غرب ایران رواج داشت, ولی در وقت اردشیر دوم هخامنشی به دیگر جاهای کشور ایران نیز رخنه کرد(۷)جایگاه این الهه در ایران هخامنشی چنان هست که داریوش دوم هخامنشی(358-404 پ ز) در سنگ نبشه ی خود از این ایزدبانو در کنار اهورامزا و مهر یاد می کند.

برگردان یکی از بخش های این سنگ نبشته ها که در شوش بدست آمده چنین هست:
«...این اپدانه(=کاخ) را داریوش, از نیاکان من ساخت.

در روزگار اردشیر, پدربزرگم, آتش اون را ویران کرد.

من به خواست اهورامزدا و اوناهیتا و میترا اون را دیگر باره ساختم.

بشود که اهورمزدا و اوناهیتا و میترا مرا نگاه دارند و اونچه را من ساخته ام تباه نسازند و از آسیب بر کنار دارند
»(۸)

بروسوس, مورخ کلدانی سده ی سوم پ ز نیز از این پرسمان یاد می کند که به دستور اردشیر دوم هخامنشی, تندیس انائیتیس(=اناهیتا) در بابل, شوش, همدان, دمشق و سارد برپا داشته شد.

این تندیس های کوچک سفالین, سیمین و زرین که تا کنون شمار زیادی از اونها بدست آمده, بیشتر به ریخت سنتی و اساتیری هست و با پوشاک و آرایش بومی و در کل چهره ی زن بی کم و کاست و آرزو شده ی امت هر دیار ساخته شده هست.

نقل هایی از بلنیتسکی در دست هست که خبر از یافت شدن شمار فراوانی از تندیس های زنانه به عنوان اوناهیتا، الهه ی آب و دنیای گیاهی در کاوش های آسیای میانه می دهد(۹) این تندیس ها و نگاره ها کم و بیش, انگاره هایی که در یشت ها از او شده را آشکار می سازند.

ناهید در یشت ها زنی هست جوان, زیبا, نیرومند, خوش اندام, با بازوان سپید و به ستبری شانه ی اسب, سینه های برآمده, کمربندی تنگ بر میان بسته و با گوهرها ی آراسته و جامه ی پُر چین و ...

معبـــدبزرگ اوناهيتـــا
پرستش اوناهیتا – نه همچون مهر- در بیرون از مرزهای ایران نیز گسترش داشته هست.

ستایش ایزد اوناهیتا راه درازی را گذرانده و با گذر از میانرودان و سوریه به آسیای کوچک و پس اونگاه از راه دریای مدیترانه به روم راه یافت.

نام آفرودیت-ونوس با اوناهیتا در پیوند بود.

ستایش اوناهیتا در غرب با ستایش بزرگ مادر همه ی خدایان ممزوج گردید.

چهره ی ایزدان با نگاره ی اوناهیتا همپیوند شد و اناهیتا چهره ی ویژه ی شرقی خود را همچنان نگه داشت(۱۰) ولی ناهید پس از اینکه از ایران گذشته و به میان تیره های سامی و آسیای کوچک رسید رنگ و روی برخی از خدایان تیره های بیگانه را به خود گرفت(۱۱) نگره ی هم ریشه بودن آفرودیت با ناهید اونچنان درست به نظر نمی رسد چرا که آفرودیت الهه ی عشق و شهوت هست, در حالی که ناهید با وجود زیبایی از شهوت و لوندی به دور هست.


شماری نیز او را هم ریشه با «ایشتار» بابلی می انگارند که باز باید به این دیدگاه با شک نگریست! ایشتار در سروده ای اینچنین انگاشته می شود: «وی از سحر و زیبایی و شهوت لبریز هست.

ایشتار الهه ی شادی, پوشاک عشق را پوشیده هست, لبان او همچون عسل شیرین و دهانش آب حیوان هست.

اندامش زیبا و چشمانش رخنه گر و بیدار هست.

او دوست داشتنی و بخشاینده هست...
» با پذیرش اینکه این انگاره با ناهید همسانی هایی دارد, ولی شکوه و عفت ناهید ِ اوستا بر ایشتار بابلی برتری فراوان دارد.(۱۲)

هسترابو بازگو می کند که در ایالت اکیلیسن(Akilisen) ارمنستان, بزرگان قبایل, دختران جوان خود را وقف پرستشگاه ناهید می کرده اند و دختران پس از اونکه مدتی خویش را با همه ی جان و تن وقف پرستشگاه و پذیرایی از نیایشگران اونجا می نموده اند, ازدواج می کرده اند و کسی زناشویی با چنین زنانی را ننگین نمی شمرد.


ناهید -چنانکه گذشت- هم ایزد آب و باران هست و هم نمادی از رسایی و کمال زن، فریادرَس و پشتیبان زنان و نیز بخشنده ی فراوانی, کامیابی و پیروزی دولت به شمار می آمد و به همین انگیزه ها, در ویر(ذهن) باورمندانش جایگاهی بس اَرجمند در میان ایرانیان و کشورهای پیرامون ایران داشته و پرستشگاه های ویژه ی فراوانی داشت که از اون میان می توان از نیایشگاه های هستخر و تخت سلیمان در وقت اشکانیان و ساسانیان یاد نمود.
می دانیم که نیاکان دودمان ساسانی، نگهبان و دست اَندرکار نیایشگاه ناهید هستخر بودند و از همانجا برآمده و به شاهنشاهی ایران رسیدند.

آتشکده ی پُرآوازه ی شیز آذربایگان نیز از دیرباز ویژه ی ناهید بوده و زنان ِ بزرگان را برای پرستاری و به پارسا زیستن بدانجا می فرستادند.

چنانکه خاتون, زن خاقان ترک{در وقت ساسانی} بدانجا فرستاده شد و همچنین شاخه ی مادینه ی خاندان اشکانی براونجا فرمانروایی داشتند(۱۳) موبد بزرگ و نام دار ساسانی یعنی «کَرتیر» نیز در سنگ نبشته ای به زبان پهلوی اشکانی که در نقش رستم وجود دارد، پس از بازشناساندن خود و جایگاهش، خود را سرپرست نیایشگاه اوناهیتا می شناساند.

از دیگر برتری های الهه ی ناهید, تاج بخشی به شاهان بود.

در نقش رستم و نیز در تاق بستان, ناهید حلقه ی پادشاهی را به نرسی و پیروز, شاهان ساسانی می بخشد.

برپایه ی آیین کهن, پادشاهان هخامنشی و اشکانی و ساسانی بیشتر در پرستشگاه ناهیداستخر و چندی پس از اون شیز، تاج گذاری می کردند.

در واقع بیشتر جاهایی همچون قلعه/ پل/ بقعه/ دروازه/ دره/ چشمه و...

که واژه هایی چون دختر/ مادر/ خواهر/ بانو/ بی بی/ پیرزن/ ننه و برابرهای ترکی و کردی و لری و گیلکی اونها را در ترکیب نام های خود دارند, به احتمال فراوان با الهه ی ناهید در پیوند هستند.(۱۴)

هرآینه, همچون دیگر موارد, در پیرامون این گونه جاها -که حتی در کوچکترین و دور افتاده ترین روستاها می توان از اونها نشانی یافت- به شُوند نبود آگاهی, افسانه هایی ساخته شده که ارزش دانشیک اونچنان ندارد.

نغز هست بدانیم که بیشتر این گونه جاها، بر بلندی یا سینه ی کوه, در کنار آب روان و چشمه ی جوشان از دل کوه ساخته شده اند.

همین چشمه ها در برخی جاها اونچنان وَرجاوند و ارجمند هستند که امت برای اونها احترام بسیاری قائل بوده یا پول در اونها ریخته و برداشتن اونها را گناه بشمار می آورند.

افسانه هایی که در پیرامون این چشمه ها ساخته شده بیشتر با پریان نیکوکار و دخترکان باکره و پاک و زیبا در پیوند و نشانی کهن از ایزدبانوی بزرگوار ایران زمین, اردویسور اناهیت هست.(۱۵)

معبـــدبزرگ اوناهيتـــا
بن مایه ها:
1- برهان قاطع, ج1, ص 163 2- اوستا, دوستخواه, ص 137
3- میراث باستانی ایران, ص190 4- تواریخ,ص 74
5- ایران باستان, ص 1529 6- اوستا دوستخواه, ص 38-137
7- یشت ها, ج1, ص 164 8- اوناهیتا, ص 95/یشت ها, ج1, ص 396
9- خراسان و ناوراالنهر, ص 255 10- شهرهای ایران در روزگار, ص 465
11- یشت ها, ج1, ص 164 12- خاتون هفت قلعه, ص 236
13- ایرانویج, ص 189 14- خاتون هفت قلعه, ص 251 و 262/آثار باستانی آذربایجان,ص69-668
15- ایرانویج, ص192



*هر گونه برداشت از نوشته های این تارنگار، تنها با ذکر نام نویسنده و نشانی تارنگار مجاز میباشد.(کورش محسنی)



85 out of 100 based on 45 user ratings 295 reviews