چه اندازه نظر بقیه در هم میهن،شما را مجبور به تغییر موضع میکند؟


چه اندازه نظر بقیه در هم میهن،شما را مجبور به تغییر موضع میکند؟



چه اندازه نظر بقیه در هم میهن،شما را مجبور به تغییر موضع میکند؟

سلام و عرض ادب...
بارها پیش آمده عقاید خود را مطرح میکنیم و مخالفانی پیش روی خود میبینیم
گاه مقابله میکنیم و زمانی تسلیم میشویم
دفاع از باورها و حرفهایی که به بزبان جاری میسازیم کار ساده ای نیست و نیازمند تبحر خاص در آن زمینه دارد
و این خود میتواند هنری محسوب شود،دفاع از سخنان....
در دنیای مجازی این دفاع و تسلیم شدن بیشتر به چشم میخورد
شاید یکی از دلایل محکم ان ثبت شدن سخنانمان ست..
و این بین ،افرادی ،به خود این اجازه را میدهند تا نظرات خود را به زور بقبولانندبه سایرین، کسانی که خود را فهمیده تر از بقیه میدانند
و همین اجبار در سخنان (آن هم از سمت افرادی که برجسته ترند)، میتواند باعث تغییر ظاهری پستهای ما شود،
حال با این مقدمه مایل هستم بدانم دوستان:
چه اندازه تحت تاثیر سخنان دیگران مجبور به ویرایش یا حذف، عنوان ،پست و.. میشوید؟



+

اگر بیشتر به ارسالیات ابتدایی خود دقت کنیم میتوانیم به راحتی متوجه شویم اکثر ما یک زمانی مجبور به سکوت بودیم یا حتی حذف پستهای خود
و گذر زمان باعث شده دفاع کردن را بیاموزیم
پس ،
این نوع کوتاه آمدن گاه دلیل بر ضعف ما نیست،میتواند علتهای مختلفی داشته باشد و برای هر کاربر دلیلی محکم..





آخه چرا میگن آبادانی ها حرفهای بیهوده می زنند؟!

1:

به شخصه هیچ وقت به خاطر جلب نظر مخاطب(حتی دوستانم) نه
خود سانسوری میکنم و نه از بحثی که علاقمند به پی گیری اون هستم
خارج می شوم.


چرا ما اینطوری هستیم؟؟؟؟
ضمن اینکه متقابلا هرگز هم از دوستانم انتظار ندارم که
موقع فرمودگوهای جدی به واسطه معذوریت های جانبی با بنده وارد فرمودگو شوند.

*تنها چیزی که باعث میشه خودسانسوری پیشه کنم 3 مورد هست
1-محدودیت های قانونی (بسیار مهم )
2-رعایت نشدن اصول اخلاقی در بحث از جانب مخاطب
(نظیر فحش و دریده گویی و توهین و وارد شدن به حریم شخصی)
3-بی حوصلگی شخص خودم نسبت به ادامه فرمودگو
و پی گیری اون

در غیر این صورت مباحث را تا جائیکه حوصله و ایضا علاقه اش را
داشته باشم ، دنبال می کنم.


بی حجابی


آیا تجربه حکومت اسلامی در ایران ، کمک به رشد اسلام کرده است؟

2:

راستش هیچی:))


$ چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن

3:

باید ابرنامه کنم که ازجمله کاربرانی بودم وهستم که خودمحورانه دراغلب مباحث لجاجت به خرج داده وکمتر کوتاه اومدم ...
اغلب ما که درگیر این مباحث میشویم بیشتر نگاه حیثتی داریم تا نتیجه گیری ...
نافرموده نماند بخاطر محدودیتهای موجود وقوانین وممیزی ها دربیان اصل مطلب محتاط بوده وگاهی هم عطای ادامه بحث را به لقایش بخشیده ومنصرف شده ام ...
اما اتفاقا حضور دراین فضای فرمودگو ها میتواند به تدریج روش درست فرمودگو را بیاموزد ووضریب تحمل ما را افزایش دهد وگوش دادن واجتناب از پیش داوری را درشخصیت ما نهادینه کند ...
ما درجامعه غیر مجازی به این اسلوب نیازمندیم واگر این روش هم بتواند الگوی خوبی برای ما ایجاد کند تا بتوانیم درزندگی روزمره خویش نیز عملی سازیم یکی از قدمهای بزرگ فرهنگی را برداشتیم ...
مخصوصا نهادهای دولتی ومدیریتی بخاطر موقعیت خویش باید یاد بگیرند که فرهنگ دیالوگ لازمه رشد وارتقافرهنگی یک جامعه ومحیط هست ...
به هرحال موجودیت ما بعنوان یک جامعه نیازمند حضور دیگری هست وتصور کنید حتی درهمین فضا مخالف وموافق نباشد وهمه یک رای ویک نظر باشیم چقدر میتواند محیط یکنواخت وخسته نماينده باشد ما این را باید یاد بگیریم ...زنده باد مخالفم


خاله ♥ و دایی ♥ رابیشتر دوست دارید یا عمه و عمو را

4:



علت نامگذاری روز

5:

ضمن سپاس از بانو تکتم عزیز و گرامی
بشخصه معتقدم که درستی و صحیح بودن هر امری و یا نظری بالاترین درجه اهمیت را دارد و اصلا هم نباید با تعصب وارد چنین میدانی شد زیرا در چارچوبهای بسته خویش برای همیشه خواهیم ماند و به پایان خواهیم رسید .



انکه برای سخن دیگران اهمیتی قائل نمیشود و بدون توجه به هر سخنی که انتشار میابد فقط سخن خویش را تکرار و بازتاب میبخشد بالطبع در چنین انعکاسی نباید انتظار داشته باشد که کسی به سخن او نیز توجهی نشان بدهد و این یک قانون و یک اصل در میان روابط ما انسانهاست .

اگر سخنی را برای شنیدن میپراکنیم پس باید گوشی هم برای شنیدن و دریافت بازتاب ان داشته باشیم .
هیچ کسی دوست ندارد بشکل یک طرفه با شخص دیگری در ارتباط باشد و کسی که بشکل یک طرفه سخنی را میپراکند بدون اینکه در انتظار دریافت انعکاسی از ان باشد باید او را راها کرد و به حال خویش واگذاشت .

انعطاف در دیالوگ و اماده بودن برای پذیریش سخن درست و صحیح و ان بخش از دیدگاههای که برای ما در حیطه مجهول برنامه دارند دریچه های روشن و نو را میتوانند برروی ما بگشایند و ما را با جهانهای تازه تری روبرو سازند .



تاهنگامیکه برروی نظر خود سماجت بخرج میدهیم و هیچ امادگی را برای ورود چیز تازه تری ازخود نشان نمیدهیم در ورته ای خواهیم افتاد که همواره نادانان و یا حاملات حماقت به انجا رفته اند و یا میروند.

و اما دیدگاه من بعنوان نگارنده این پست در باره دفاع و پذیریش حرف و یا سخنی به مخاطبی که روبروی ما برنامه دارد بنظرم ما این حق را نداریم که به اجبار و یا زور چیزی حتی اگر درست و بجا باشد به کسی بباورانیم .


در این گونه فرمودگوها ما فقط محق هستیم که سخن خود را انتشار دهیم اما باید دقت کنیم که این سخن بشکل دقیق و کامل عنوان شود و جایی برای هر گونه انحراف و سو برداشت نداشته باشد و سپس این وظیفه مخاطب هست که با اشتیاق خود باید بتواند انرا دنبال کرده و یا با سئوال و جوابهای که پی جوی میکند یه این سخن گسترش بیشتری ببخشید .



اینکه دیگران تا چه اندازه به ان بها میدهنید و انرا دنبال مینمايند دیگر به ما مربوط نیست که بخواهیم بواسطه چنین بازتابی به حالت جبر و یا رفتارهای غیر معقولانه دست بزنیم و حرفمان را بزور به خورد دیگران بدهیم .

اگر حرف و یا سخنی درست باشد خود راه خود را برای پذیریش در بین ادمیان میگشاید بنابراین لزومی ندارد که ما برای پذیرش ان هیچ تبلیغ و یا زور و اجبار تعمدی را بکار اندازیم .



6:

درود
وقتی اظهار نظری در مورد پست من میشه کاری ندارم که چقدر از موضع تحمیل عقیده باشه یا تبادل نظر ، از نظر منطقی میسنجم و در صورت منطقی بودنش ، نظر و پست من تغییر میکنه...
از طرفی اصلا این فکر رایج نیست که با تبادل نظر به نتیجه و نظر بهتری برسیم.معمولا افراد یک سری پیش فرض هایی دارند که بر پايه غریزه سعی میکنن به اون "پیش فرض" بین اطرافیان برتری بدن.
برای همون اینجا و همه جا برخی بیش از حد عقاید خود رو تبیین میکنن و این ذهنیت رو دارن که جز اونها نمیتونه درست باشه...

خوب این عملا ارزشی نداره و مباحثه هم فایده نداره.
من خودم یادم نمیاد پستیم عوض شده باشه...ولی از این امر فراری هم نیستم همیشه دوست دارم سطح فکریم بهتر بشه و نظراتم ارتقا پیدا کنه

7:

به شخصه پستي رو تحت تاثير قوانين ( كه اونم جاي سوال داره ) حذف يا ايشانرايش كردم ولي افراد نه
خيلي هم در دفاع از عقايدم مصر نيستم وقتي كه ميبينم طرف مقابلم حتي تصور يه عقيده مخالف واسش سخته چه برسه به گوش دادن.و خوندن مطالب من..بحث كردن رو اينجور مواقع چيزي جز اتلاف وقت و انرزي نميبينم..
به نظرم براي داشتن يه بحث سالم حتما نداشتن تعصب الزامي اس

8:

باسلام.
یک نکته دراین امردرتالاربه وفوردیده می شود،واون تعارف برخی کاربران بابرخی دیگراست که به نوعی مجاب می شوندتعاملی به صورت ظاهری درپذیرش افکاریکدیگرازخودبروزدهند.
اینکه ماتحت تاثیرنظری که صحیح ومنطقی باشدبپذیریم که صحبتهای ماناصحیح وحداقل به دورازصواب بوده هست به هیچ وجه نبایددلیلی به حساب بیاوریم مبنی براینکه پذیرش اون نوعی شکست اعتباری درمحیطی همانندتالاربرای مامحسوب می شود.
برخی مواقع مابرپايه اطلاعاتی که کسب کرده ایم امری راموجه می دانیم ولی بعددرتعامل بادیگران وپی بردن به اصل موضوع غیرموجه بودن برداشت خودمون رومشاهده می کنیم واین بسیارمنطقی خواهدبودکه بپذیریم نظرات دیگران راکه منطقی تروموجه تراست، واصرارنکنیم که به روشی همانندسوفیستها(باعرض پوزش)سعی برغالب بودن نظرخودبراصل وواقعیت موجودکنیم.
به شخصه اگرگاهی نظری رابرخلاف نظرخودم ببینم ولی درنهایت پی به این نکته ببرم که منطقی تراست وواقعیتی هست قابل پذیرش سعی می کنم حداقل باتاییدزدن اون ازادامه ی غیرمنطقی بحث حداقل جلوگیری کنم.


9:

ممنونم تاپيك بسيار عالي هست.........

حدودا دوبار مجبور به ايشانرايش شدم و اون دوبار هم بخاطر تايپ اشتباهم بود منظورم چيزديگه بود و تايپم اشتباه...

براي من شخصا خيلي كم اتفاق ميفته سريع تغيير موضع بدم

10:

عقیده من هیچگاه تغییر نمیکنه تا اینکه خودم به اون نرسم

دیدگاه من همونی بوده که هست و همیشه هم فرمودم خودم به تغییرش میرسم تا بقیه و بقیه بیشتر مشوق این کارن

11:

به طور کلی تا مطمین نشوم حرفی صحیحه نمی زنم.
+
تایید گرا نیستم و دلم نمی خواد به بهای تایید کردن نظری که بهش باور ندارم برای "دیگران" "منطقی" به نظر برسم...!

اما اصرار بیهوده هم ندارم.یکی از کاربرا که هیچ اشتراکی با هم نداریم مطلبم رو مستند کرد و چون صحیح بود من هم قبول کردم..

بعد نوشت:

به تجربه ثابت شده خیلی از کسانی که به طور رایج طرف مقابل و متهم می کنن و خیلی شعار آزاد اندیشی می دن در واقع خودشون جزم اندیش ترین و متعصب ترین آدم هان!

12:

موضوع جالبیه ...
معمولا من اگر وارد تاپیکی شدم از کسی نقل قول نمی گیرم و فقط نظرم را می نویسم ...
ولی عده ای گویا ماموریت دارند که بر خلاف نظر دیگران در هر زمینه ای با نقل قول گرفتن پست بگذارند ...
جالب اینجاست که اکثر اوقات فکر می نمايند که بطور مثال من از سر بیکاری پستی گذاشته ام و فکر نمی نمايند که من نتیجه سال ها تحقیقم را بخصوص در تاپیک های خودم ارائه می دهم و حتی تا جایی پیش می روند که به شخص مقابل برچسب های ناحق می زنند ...
من فکر می کنم اینگونه افراد یا بسیار جوان و ناپخته هستند یا بی تعارف بگم بی وجدانند ..
من همیشه با افراد مودبانه بحث می کنم ولی وقتی که متوجه میشم افراد از جاده منطق و ادب خارج شده و با لجاجت نظرشان را به ما تحمیل می نمايند ،بی حوصله شده و از ادامه بحث دست می کشم ولی هیچگاه نظرم (اونهایی که سوادشان را دارم)عوض نخواهد شد ...

13:

دقیقا!

اصطلاحا این جور افراد نتیجه ی بحث رو نه در میدان بلکه قبل از ورود به میدان بحث گرفتند و حالا وارد بحث شدن که اثباتش کنن نه این که واقعا ببینن آیا حرف های حکیمانه(!) شون ناقصه یا نه...!

14:

درصورتی که نظر و فرموده طرف مقابل دچار تعصب باشه
طوری که میخاد حرف و نظرشو به زور به کرسی بنشونه
یعنی تحمیل کنه هرگز حاضر نیستم ویرایش کنم
ولی درصورتی که حرفشون منطقی و درست باشه
و من به اشتباهم پی ببرم بله ویرایش میکنم

15:

غیر از مسائل اصولی اعتقادی هر جا که ببینم اشتباه کردم بر میگردم ....


در مسائل علمی هم در بحث هایی وارد می شم که توانایی بحث رو داشته باشم و اگر توانایی بحث رو نداشته باشم واردش نمیشم

16:

این یک مشکل متداول قرن حاضر هست.چه کسی با مشقت وسختی با مطالعه پیرامون موضوعی اظهارنظر کند یا فقط از روی احساس فردی وارد بحث شود هر دو خود را محق میدانند.حقیر وارد هر مبحثی نمی شوم مگر اینکه در اون ضمینه تحقیق کرده باشم یا تجربه شخصی در اون زمینه داشته باشم

17:

درود دیلک عزیز
و البته همیشه جلب نظر مخاطب نیست
چه بسا پستی را ویرایش میکنیم تا مخاطبی کلا نظرش جلب نشود نسبت به نوع دیدگاه ما(هر چند کم،و انگشت شمار)...

18:

در کلیات تغییری در تفکراتم ایجاد نشده...

اما در جزئیات و اینکه چگونه به اون نتیجه منطقی و حق گرایانه برسم تغییر ایجاد شده.


19:

درود کاوش
اگر مابین بحثی حس کنید و احتمال بدهید حق با طرف مقابل هست ،هم بخاطر حیثیت از سخنان خود دفاع میکنید؟

20:

درود realworld
این جمله ی شما من رو یاد سماجت برخی افرادی میندازه که برای معلومات خود سقف و
مرزی در نظر میگیرند و اجازه نمیدهند کسی از اون خط انها رو بیرون بکشاند
حقیقت را فقط در اندیشه و رفتار خود میبینند و همین باعث میشود نظر خود را بزور بقبولانند
به نگر من اذهان اینگونه افراد چون برکه ایست که مانعی بر سر راه ان برنامه گرفته و در حالتی از سکون ست
و کم کم تبدیل به مرداب میشود
چون تدریجی ست فرد خود نمیداند افکارش چنین حالتی بخود گرفته ....

21:

سلام
عده ای هستند که لذت بحث رو از بین میبرند نه به دلیل ندانسته هاشون بلکه بدلیل دانسته هاشون که باعث میشه فکر کنن که همه چیو میدونن در حالی که خیلی چیزها رو باید یاد بگیرند

22:

درود محدثه ی عزیز
من هم با شما هم عقیده ام
در این زمینه
گاهی برخی افراد فقط زبان باز مینمايند و هیچ صدایی نمیشنوند

23:

0%

اگر تغییر عقیده یا موضع دادم (با قانع شدن از طرف دیگران)، ویرایش نمیکنم .در همون تاپیک با زدن پست جدیدی فراخوان میکنم

24:

سپاس reza
سخنانتان منطقی ست که چندان به ان توجه نمیکنیم
و گاهی غرور باعث میشود حتی سخن کذب خود را بزور بر کرسی بنشانیم
جرات میخواهد تایید زدن ،که کار هر کسی نیست

25:

سپاس mph1
بله متاسفانه من هم چنین فکر میکنم

26:

خب اگه سعي كنيم سنجيده نظر بديم تايشان هر بحثي، از احساسات فاصله بگيريم، بدون علم و اطلاع كافي حرف نزنيم، خودمون ملزم نكنيم كه حتما در هر بحثي يه نظر مشعشع و تابناك بديم، اينجوري نيازي هم پيش نمياد برگرديم و تغيير عقيده بديم.
اين يه شق مساله...اما رايشان ديگه سكه اين هست كه معمولا! تايشان هم ميهن ته اغلب بحث ها، به دلايلي كه بالاتر فرمودم، كسي دوست نداره قانع بشه ...قانع و مجاب شدن رو نوعي محكوم شدن و تسليم شدن ميد تبديل ميشه ونيم...پس اگه طرف بحث هزار تا هستدلال منطقي هم بياره سعي مي كنيم كم نياريم!!!! پس تغيير عقيده و تعديل نظري هم در كار نيست اغلب...اصولاً در خيلي از مواقع «بحث» رايشان حساب و كتاب پيش نمي ره...بالاخره مباحثه يه اصولي داره....اغلب دوستان زيركانه اين اصول رو رعايت نمي كنن و خيلي ها هم شايد اطلاعي از اصول بحث ندارن...نتيجه اينكه خيلي وقتا ،يه بحث كه خوب و بجا شروع شده و مي تونه مفيد باشه به بيراهه و جنجال كشيده ميشه.

27:

عنـوان ِ جستـار بِ نظر خیلی کُلی میـاد ..

کـاش جزئی تر بِ مـوضوع پـرداختـه میشد .



قطعا همه تاثیـر گـزار بودن رو ترجـیج میدن بِ تاثیـر پـذیر بـودن .


ولـی این وسـط ، بحث کـردن با بعضی هـا بسیـار لـذت بخش هست ..

اگـه از بحث کـردن با هـم لذت ببـریـم مطمئنـا از هم درس میگیـریم .



بعضی دوستـان هـم فقط میخـوان نظراتـشون رو تحـمـیل کننـد ! این آدمـا اصلـا نمی تونن هم صحبت هـای ِ خوبی باشنـد ..

حوصلـه سر بر هستنـد و عصـبی کننـده !

28:

من که نظرم را به علت فشار گروه Peer pressure هرگز عوض نمی کنم.
و باید ببینم از نظرم کدام سخن درست هست.
گاهی مطالب منطقی دیگران بر من اثر می گذارد.

ولی تعارفات نظرم را دگر (عوض)نمی کند.
ولی گاهی به علت تعارف شاید باید کمی خودسانسوری کرد.
مثلاً من اگر از فیلمی یا شخص نامآوری خوشم نمی آید و بیایم رُک نظرم را با همه احساسی که نسبت به سوژه دارم بیان کنم.

شاید وجهه من در دیده بسیاری از یاران که برایم ارجمند هستند آکیده(مخدوش) شود.
لذا کمی خودسانسوری بدیهی هست.
همانطور که در زندگی راستین ما هم روشن هست که گاه باید با هنجار انجمن خود را همنوا کرد.
مثلاً اگر من به بزم یا مهمانی رفته باشم.

و در پایان هنگام خداحافظی با صاحب خانه بگویم.

"دستتان درد نکند، ولی مهمانیتان خیلی خسته نماينده بود" .

این گرچه خود راستین من هست ولی روا نیست اون را بگویم.
به هر روی ما در یک پیوند کلی با دگران هستیم.
طبیعی هست که کمی ویردار(مواظب) وجهه خود بودن.


29:

منظور پست ابتدایی اینه که چقدر بخاطر رعایت بقیه پستمونو تغییر میدیم؟

تا حدودی برای قوانین سایت نوشته هامو تغییر میدم(معتدل میکنم) گاهی ولی برای رعایت نظر بقیه نه

30:

مجبور بشم کاری نمیکنم چون من عقیدم اینه مشکل اونه! عقیده من برا خودمه اگه ببینم طرف مقابلم داره خطامو میگه با کمال میپذیر و اگه درست بود اصلاح میکنم

31:

شخصا !! سعی در تعدیل پست هام دارم !!

غیر ازون ، قطعا دوستی با جناح مقابل ، میتونه روی سخن دو طرف تاثیر گذار باشه

32:

بادرود بانو
باید اعتراف کنم باتوجه به اتفاق غم انگیز ودرگذشت یکی از کاربران که سختی هستارت اون خبر ناگوار بعهده شما افتاد به محض اراده برای جواب به این سوال که نیاز به تعمیق خانه تکانی درونی دارد بی اختیار منقلب وناتوان از نگارش میشوم که امیدوارم این دفعه نصف ونیمه رهایش نکنم ...
اینکه کسی بخواهد درکوران بحث وجدل مخصوصا گروهی ودرمیان ناظران بسیار پاپیش بگذارد وبردرستی وحفانیت سخن طرف مقابل معترف باشد به واقع این شخص اونقدر باید متعالی ودارای روح بزرگورانه ای باشد که من هرگز درخود توان رسیدن به دامنه های این شان وشخصیت نمیبینم
چه رسد به قله های رفیع اون ...
یقین بدانید همچین شخصیتی خود را درگیر مباحث مجازی نمیکند وحضور دراین فضای مسموم برای اون غیرممکن هست اینجا همه چیز بوی مجازی میدهدوکسی از غلیان احساساتی کسی که درورای نام کاربری حضور دارند آگاهی ندارد ...
من نوعی تنها میتوانم دربهترین حالت نمایش مجازی ازاین شخصیت را به نمایش بگذارم ودرحضور جمعی که اون هم بخاطر تائید طلبی دیگران واخد پسند ، رفتار بزرگورانه ای اجرا کنم وبراشتباه خود وحقانیت طرف مقابل معترف باشم ...
اما باالقای این بدبینی احتمالا انگیزه شما از هستارت این موضوع را به انحراف نکشانم ومایوستان نکنم زیرا با این تلنگر وفرمودگووبازکردن موضوع شاید بتوانیم الگوی شخصیت لازم برای حضور درمباحث را فراگیریم وفرهنگ خود بطور جمعی ارتقا دهیم
باسپاس ویژه از هستارت موضوعات ایچنینی که برای لحظه ای هم که باشد ذهن مرا با خودم درگیر میکند وبه کاوش وکنکاش ودرنهایت بازیابی خویش میپردازم

33:

درود blueeagleone
گاهی برخی اعتقادات نیز نیاز به بازبینی دارند،اعتقاداتی که باعث تعصبهای کورکورانه میشود

34:

درود hamid_
جسارتا سوالی برایم پیش امد
مگر نه اینکه این جزء هست که کل راتشکیل میدهد؟
چگونه جزء تغییر میکند ولی کلیت نه؟

35:

درود زهرای عزیز
کلیت در نظر گرفته شد که کاربر راحتتر بتواند در هر مورد صحبت کند و محدود به جزء نباشد

36:

درود SAMKING
این سوال هم میتواند بخشی از ان را در بر بگیرد

37:

سلام ...
منظور من اعتقادی که در اون شکی نیست و اصول دین من هستند (توحید ، نبوت ، معاد ، عدل ، امامت ) و غیر قابل تغییرند ...

درست مانند اصولی هستند که مثلا در بحث احتمال بدون اثابت می پذریم مثلا احتمال مجموعه جهانی همیشه 1 هست ...


این اعتقادات نتنها باعث تعصب کورکورانه نمیشوند بلکه روشنگرند ...


و اگر نه دسته دیگر اعتقاداتی هستند که با گذر وقت تغییر می نمايند ...

مثلا گاهی متقدیم که کاری یک کار نباید انجام بشود اما در دوره ای دیگر معتقدیم که همان کار باید انجام بشود

38:

.



من ترجیح می دهم نظرم در این مورد را فراخوان نکنم، ولی دیالوگی در خاطرم هست که اینجا نقل قول می کنم:

The long you fight Evil, the more it can corrupt your heart

هر چه بیشتر مقابل شرارت بایستید، بیشتر تحت تاثیر اون خواهید بود و از اون تاثیر خواهید گرفت.


.

39:

ترجمه مفهومیش میشه:
"نبرد طولانی با شیطان (شرارت) و اصرار بر اون، دل شما را فاسد میکند."

و اما در راستای موضوع اشاره خوبی به تاثیرپذیری و تاثیرگذاری آدمها برهم داشتی.



و میخوام درادامه بحث بگم که در برخورد دو فرد بسته به طبع* افراد حاضر در یک جمع و سلایقشون امکان ایجاد پیوندهای محکم (دائم) یا سست (موقت) در دوستیها شکل میگیره...



آدمهای دارای انعطاف کم یا بدون انعطاف (یا اصطلاحا صلب و جامد) براحتی تغییر موضع نمیدن و معمولا در بحثها نظر طرف مقابلشون رو میچرخونن و با تحمیل سریع یا تدریجی همراستا با نظرات خودشون میکنن.

یک جورایی خواستشون به خورد طرف مقابل داده میشه!

از اونطرف آدمهایی هستن که طبعیتشون مثل باد میمونه و در اونی جهت و موضع عوض میکنن.



به شخصه سعی میکنم با آدمهایی که ذاتشون مثل آب شفافه و انعطاف کافی رو دارن نشست و برخاست کنم.

دربرابر آدمهایی با طبع باد و یا جامد ایستا رو از گردونه دوستانم کنار بزنم و باهاشون بحث نکنم مگر در حالت ضرورت...

*.

از نگاه ارسطو طبیعت دارای 4 عنصر (خاک، آب، آتش و باد) بوده و از نگر ابن سینا آدمها دارای 4 خلط مزاجی (بلغم، صفرا، سودا و خون) هستن.


+ از نگاه یک دانشمند ایرانی- اسلامی دیگه که اسمش الان خاطرم نیست زندگی و حالات شخصیتی آدمها بر گردونه 4 حالت (خشک سرد، نرم سرد، خشک گرم، نرم گرم) میچرخه...

(معمولا آدمهایی که زبان گرم و نرمی دارن جاذبن و آدمهایی با طبیعت سرد و خشک کسی اطرافشون نمیچرخه و در تنهایی بسر میبرن)

میشه مساله شناخت آدم مقابل رو از منظر روانشناسی برپايه تیپ شخصیتی افراد شناسایی و دسته بندی کرد، این نتیجه تستی هست که در شرکتمون انجام دادم و نتیجش برام اومد:

چه اندازه نظر بقیه در هم میهن،شما را مجبور به تغییر موضع میکند؟

بحث در این باب بسیاره و ذهنم بکار بیفته ایده های خوبی رو ارائه میدم.


40:

.



درود
ترجمه نبود بلکه برداشت شخصی خودم از جمله بود وگرنه منظور این دیالوگ خود شیطان واقعی هست (دیالوگ مال یک داستان تخیلی هست)

+ از نگاه یک دانشمند ایرانی- اسلامی دیگه که اسمش الان خاطرم نیست زندگی و حالات شخصیتی آدمها بر گردونه 4 حالت (خشک سرد، نرم سرد، خشک گرم، نرم گرم) میچرخه...

من در یک جایی در مورد چهار تیپ شخصیتی که دسته بندی نوین هستند مطلبی خوانده بودم ولی وبلاگ مورد نظر امروز خارج از دسترس هست(لینک) ولی در ویکیپدیا من تونستم اون چهار تیپ شخصیتی رو پیدا کنم:

TCI operates with seven dimensions of personality traits: four so-called temperaments....

منبعش:
Temperament and Character Inventory - Wikipedia, the free encyclopedia

(معمولا آدمهایی که زبان گرم و نرمی دارن جاذبن و آدمهایی با طبیعت سرد و خشک کسی اطرافشون نمیچرخه و در تنهایی بسر میبرن)
سرد و خشک ها شبیه harm avoidance هستن
گرم و نرم هم فکر کنم شبیه novelty seeking باشه




.

41:

درود مجدد

بحث جالبی رو پیش کشیدی.
چهار دسته ای که در ویکی پدیا یافتی هر کدوم 4 زیر شاخه دارن.

البته موقعيت کافی نداشتم تا مقاله ها رو کامل و بهتر بگم از رو حوصله بخونم.

اون چهار دسته ذکر شده بیشتر در محیطهای کاری و تیپهای مدیریتی کاربرد دارن.

چیزایی که در ذیل میارم حاصل برداشت خودم از ترجمه کلمات میشه.

1.

NS = نوگراها یا جستجوگران ایده های نوظهور، شامل زیرشاخه های
NS1 = مکتشف با قابلیت تحریک
NS2 = دارای انگیزه های اونی و بدون فکر قبلی
NS3 = افراطی و تندرو
NS4 = دارای آشتفگی و اختلال

2.

HA = محافظه کار یا کسیکه از آسیبها اجنتاب میکنه
HA1 = دارای نگرانی پیشگیرانه
HA2 = دارای ترس نامعلوم
HA3 = خجول
HA4 = خستگی پذیر و سست

3.

RD = وابسته به پاداش و جایزه
RD1 = دارای حالات احساساتی
RD2 = دارای گشادگی در برقراری ارتباط گرم و احساسات اجتماعی
RD3 = دارای دلبستگی
RD4 = وابسته به تصویب و تایید دیگری

4.

PS = دارای سماجت و مصر به انجام کار
PS1 = مشتاق کوشش
PS2 = کار سخت شده یا آبدیده
PS3 = جاه طلب
PS4 = کمالگرا

البته با یک نیم نگاه به دسته بندی بالا خود من به شخصه دارای خواص زیرگروه ها NS1, NS2, NS4 و HA1, HA4 و RD2, RD3, RD4 و بالاخره PS2 هستم

42:

گاهی تعدیل در پست میتواند محرومیت در پی داشته باشد؟

+

43:

درود
وقتی با شرارت مقابله نکنید چه؟

44:

.



درود
هیچ
افرادی هستند که خودشان را بسیار مثبت و مقدس می پندارند، و این از بی تجربگی شان هست.



.

45:

هیچ مقدارواندازه نظربقیه درتغییر موضع ما تاثیرندارد.


46:


حتی اگر بدانید اشتباه میکنید؟

47:

گاهاً کـــه تمایلی به بحث ُ اثبات ُ ...

نداشته ام فقط سکوت کرده ام و اون چه را می خواستم ارسال کُنم نکردم،


اما در جایی که از حرف ُ نظرِ خود مطمئن بوده ام بدون ِ شک نه ویرایش کرده ام پستی را نه حذف.

.

.






48:

ممکن برخی پستهای نوشتیم وسپس مدتی ویرایش کرده باشیم یا بکلی پاک کرده باشیم ،نه به دلیل ترس بوده ونه به دلیل بنابرنظر یا عقیده دیگران ونه برحسب اینکه اشتباه باشندویرایش کرده باشیم، اینهاهرگز دلیلش نبوده هست.

بلکه دلیلش بخاطر این که دشمنان سواستفاده ننماينداز برخی مسایل پیش آمده درجامعه.

به خاطر همین برخی پستهایی که نوشتیم وبعداز مدتی پاک کردیم بیشتردلیلش همین بوده هست واندکی خیلی کم بخاطر ملاحظه حالابرخی که ممکن دربعضی پستهای ما مورد بی مهر برنامه گرفته باشند، اون چند پست را ویرایش کردیم.

وفکرنمی کنیم پستهایی که نوشتیم از نظر خودمان اشتباه باشد.

اگر اشتباه بودهرگز نمی نوشتیم.
یاعلی

49:

اصلا به هیچ عنوان



طراحي سايت با سايت ساز و فروشگاه ساز کاج
سايت ساز

بازرسي جوش و تست غير مخرب
بازرسي جوش و تست غير مخرب NDT


55 out of 100 based on 20 user ratings 1095 reviews