تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود


تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود



تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود
عصر ایران - چندی پیش، مدیر کل امور اجتماعی استانداری تهران از برخورد با زنان روسپی در قالب طرح "زنان ویژه" خبر داد. روسپیگری یکی از نابهنجاری های اجتماعی رایج در تهران و چند شهر بزرگ دیگر ایران است. این پدیده معمولاً با سکوت و بی اعتنایی و حتی کوچک نمایی از سوی مقامات رسمی مواجه می شود. پرداختن جدی به مساله روسپیگری، گاه انگ سیاه نمایی نیز می خورد و هم از این روست که در شهرهای بزرگ ایران شاهد رشد روسپیگری در کنار سکوت رسانه ها و فقدان مطالعه عمیق آن هستیم. عصر ایران در گفتگو با شهلا شرکت، برخی از زوایای پدیده اجتماعی روسپیگری را بررسی کرده است. تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود
شهلا شرکت، از آغاز تا پایان انتشار مجله زنان، مدیر مسئول و سردبیر این مجله بود و در دو دهه گذشته، یکی از صاحبنظران برجسته مسائل
زنان در ایران پس از انقلاب بوده است.






روسپیگری یکی از مسائل یا آسیب های بخشی از زنان جامعه ایران است که ظاهراً درباره آن، مطالعه چندانی هم از سوی نهادهای دولتی و غیر دولتی صورت نگرفته است. دلایل غفلت از بررسی این پدیده را چه می دانید؟

این تنها پدیده ای نیست که مورد غفلت برنامه می گیرد و به آن تجاهل می شود. البته در مورد نهاد های دولتی صحبت می کنم چون نهاد غیر دولتی چندانی نداریم. ما هر روز شاهد پدیده های دیگری مثل گدایی به کمک سوء استفاده از کودکان، خشونت های مختلف در معابر عمومی، سرقت و جنایت در ملاء عام، اهانت به حقوق فردی و اجتماعی افراد و ... هستیم که هنوز اتفاقات سادۀ جامعۀ ما هستند.

انگیزه ها و علل روسپیگری را عمدتاً چه می دانید؟

توجه داشته باشید که روسپیگری را از کدام منظر و با چه نگرشی تعریف می کنید؟ امروزه بسیاری از روسپیان درهمه جای دنیا روسپیگری را شغل رسمی خود می دانند. آنها این نوع اشتغال را آسیبی فردی و اجتماعی نمی دانند و حتی خواهان تامین اجتماعی و حقوق فردی و دریافت ابزار رایگان کار خود هستند. دولت ها هم که از برخورد آمرانه و حذفی نسبت به این گروه نتیجه ای نگرفته اند، برای پیشگیری از شیوع بیماری های روانی و بخصوص فیزیکی مثل ایدز و سایر بیماری های مقاربتی، ابزار ضروری حفظ بهداشت این گروه را رایگان در اختیار آنان برنامه می دهند و در مواردی حتی آنها را بیمه می کنند.

عنصر تعیین کننده ای که معمولا مورد غفلت برنامه می گیرد متقاضی کالای جنسی است. حدود 10 سال پیش، سازمان بهزیستی متوسط زمان ایستادن یک زن روسپی – با هر سنی – را در کنار خیابان کمتر از 5 دقیقه اعلام کرد. پس تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی وجود نخواهد داشت. یعنی تا تقاضا نباشد عرضه ای صورت نمی گیرد. به همین دلیل است که در بعضی کشورهای پیشرفته مردان روسپی که از زنان خدمات جنسی می خرند مجازات می شوند. اما در جوامع مردسالار همۀ توان و امکان متقاضیان برای مقصر جلوه دادن زنان در این مناسبات به کار گرفته می شود.


درست است که فقر اقتصادی و فرهنگی و عاطفی می تواند عامل مهیا ساز رواج پدیدۀ روسپی گری به شمار آید اما عامل شکوفا ساز آن چیست؟ مرد متمول و تنوع طلب و گاهی بیمارجنسی است که با قدرت انتخاب کامل خود، زنان آسیب دیدۀ روانی و اقتصادی را به کام این بازار می کشد. این زنان در معرض رفتارهای پر خطر جنسی مشتریان خود مثل ایدز، خشونت جنسی وشکنجه و متعاقبا اعتیاد و حتی خودکشی هستند.

ناگفته نماند که روسپیگری می تواند نتیجۀ بعضی از اختلالات روانی هم باشد. مثل: اختلال دو قطبی (افسردگی/ شیدایی) که این بیماران گاه در فاز شیدایی خود دچار بی پروایی جنسی می شوند. عقب مانده های خفیف ذهنی که دچار بی ثباتی در رفتار و هویت و عواطف هستند وگرایش به ماجراجویی دارند و بیماران دارای شخصیت ضد اجتماعی و اسکیزوفرن ها هم ممکن است که به روسپیگری روی بیاورند.

مطالعات جسته و گریخته، نشان می دهد که جامعه ایران با کاهش سن و افزایش سطح تحصیلی روسپیان مواجه است. علل این پدیده متناقض چیست؟

واقعیت این است که با کاهش سن اعضای این گروه به 15 سال و حتی گاه کمتر، نمی توان به همۀ آنها روسپی اطلاق کرد. بسیاری از این کودکان قربانی اند. قربانی روابط ناسالم خانوادگی، خشونت، فقر، اعتیاد، بیکاری، ازدواج و طلاق اجباری و ساختارهای بیمار اقتصادی و اجتماعی موجود.
به طور کلی وقتی مناسبات اجتماعی به شکلی پیش برود که افراد متخصص بیکار بمانند و کم سوادان از راه دلالی و مشاغل کاذب – بدون هیچگونه ارتقای فرهنگی - به ثروت های باد آورده دست پیدا کنند، نتیجه ای جز واژگونی ارزش ها به دست نخواهد آمد.


تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود

در این شرایط کم درآمدها به نیروهای خدمتگزارِ مرفهان نورسیده ای تبدیل خواهند شد که خواهان ارضای خواسته های کاذب خود هستند. توجه داشته باشیم کودکانی – چه دختر، چه پسر – که امروز کنار پنجرۀ اتومبیل ما پول خرد گدایی می کنند، فردا تن به بردگی جنسی می دهند تا اسکناس دریافت کنند. به خصوص آنهایی که جذب شبکه های سازمان یافتۀ خرید و فروش جنسی شده باشند.

در این میان نوجوانانی هم هستند که در پی ناکامی های عاطفی و اقتصادی، خشونت ها و محدودیت های افراطی خانوادگی و اجتماعی - به خاطر افزایش محرک های محیطی و افزایش مجاری اطلاعاتی عصر حاضر- مثل گذشته تحت امر پدرسالارِ خانواده باقی نمی مانند، به شبکۀ خرید و فروش جنسی داخل می شوند.

افزایش سطح تحصیلی این گروه هم از جمله آمار نامطمئنی است که می تواند نتیجۀ کاهش بی سوادی تعداد کل زنان در سال های بعد از انقلاب باشد.

آیا درباره خاستگاه طبقاتی روسپیان ایرانی مطالعه ای صورت گرفته است؟ روسپیان ایران معمولا برآمده از کدام طبقات و اقشار اجتماعی هستند؟

در جامعه ای که متاسفانه با بحران اطلاع رسانی و پژوهش علمی مواجه است و مسئولان به جای عمیق شدن در پدیده های اجتماعی از روی آنها می پرند، بدون امکان استناد به اطلاعات و آمار واقعی نمی توان اظهار نظر علمی کرد. آمار رسمی هم به علت تناقضات موجود در آنها قابل اعتماد نیستند.

وقتی مدیرکل دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور می گوید: «دسترسی به زنان روسپی با هیچ روشی برای ما میسر نیست و هیچ‌ کجا آماری هم در این ارتباط وجود ندارد»، از محققان مستقل و بدون ارتباط با مراکز و منابع دولتی انتظار چه اظهار نظری دارید؟ تنها نظر احتمالی که می توان داد این است که روسپیان از گروه های آسیب پذیر جامعه اند.

تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود

شما به عنوان یکی از کارشناسان مسائل زنان در ایران، چه پیشنهادهای کوتاه مدت و بلندمدتی برای حل معضل روسپیگری و بازگرداندن روسپیان به سبک زندگی متعارف و شایسته دارید؟

برای حل معضلی که در درازمدت به وجود آمده است هیچ راه کوتاه مدتی سراغ ندارم. اما آنچه به عنوان پیش درآمد می شود مطرح کرد این است که به جای نادیده گرفته شدن، این گروه دیده شده و به مشکلات آنها رسیدگی شود. فرآیند آگاه سازی و سپس واگذاری تصمیم برای انتخاب زندگی بهتر به خود آنها می تواند اقدام مفید دیگری باشد در برابر به اجبار بردن آنها به بهشت مورد نظر خود. چون این روش کهنه و ناکارآمد تا کنون به نتیجه نرسیده است.

فعالان غیر رسمی حقوق زنان در ایران، تاکنون چه اقداماتی برای مهار روسپیگری و یا بهبود وضع روسپیان انجام داده اند.

در شرایط حاضر هر گونه فعالیت سادۀ اجتماعی نیازمند داشتن مجوز دولتی است و حساسیت بالا نسبت به مسائل زنان، ورود به امور مربوط به آنان را از مجاری غیر دولتی تقریبا غیر ممکن کرده است. افزون بر اینکه مراکز رسمی در پی مهار آسیب های اجتماعی در این حوزه نیستند، وجود قوانین حامیِ حقوق بنیادی پدران و شوهران، هیچ امنیت و توفیقی را برای کنش فعالان امور زنان تضمین نمی کند. آنها حتی برای تاسیس خانۀ امنی به منظور پناه دادن به زنان خشونت دیده در خانواده هم امکان اقدام ندارند.

شوهران مجرم قانونا می توانند با استفاده از حق ریاست و ولایت خود، متعرض چنین نهادهایی شوند. سازمان های غیر دولتی و نهاد های مدنی هم که می توانند کمک کننده به مردم و دولت برای رفع چنین بحران هایی باشند، تعطیل شده اند.

جنبش زنان در ایران، چه موضعی نسبت به پدیده روسپیگری و چه نگاهی به روسپیان دارد؟

راهبرد جنبش زنان برای حل مشکلات زنان عموما جست وجوی علت هاست و نه برخورد در سطح با معلول ها و قربانی ها. جنبش زنان انتظار دارد اولا به مسئلۀ زنان به عنوان موضوعی خاص توجه شود و دوم اینکه زن را از دایرۀ بسته و محدود نگرش و برخورد سیاسی خارج کنند و سوم اینکه در برنامه ریزی و اجرای طرح های مربوط به مسائل زنان اولویت با نیروهای متخصصی باشد که با مباحث نظری و عملی این عرصه درگیر بوده اند. ضمن آنکه بودجه و امکاناتی که به موضوع زنان اختصاص می یابد، هزینه تلقی نشود؛ زنان سرمایه های اجتماعی این جامعه اند.

منبع : عصر ایران



میخ در دست و پا به یاد حضرت مسیح +عکس

1:

ضمن تشکر ازتوجه و پرداخت به این معضل اجتماعی که در گوشه وکنار کشور وحتی تا دنیای نت دامنه این امرگستره شده هست در رابطه با نوشتار نکاتی به نظرم رسید که لازم دیدم مطرح نمایم
متاسفانه بخاطر اینکه این نوشتار در موقعیت رسمی توسط خانم شهلا شرکت نگاشته شده با ملاحظه کاری واحتیاط نوشته شده هست واین محافظه کاری باعث شده از پرداخت درست به علت اصلی رواج روسپی گری طفره رفته ومسائل حاشیه ای را عمده کند در حالی که علت اصلی این امرنتیجه وعوارض فقر ونابرابری اقتصادی ومنعکس شده در مسائل اجتماعی هست
ما از معضلی بنام روسپی گری سخن میرانیم واین در بعد کلی باید تجزیه وتحلیل گردد وطرح دلایلی چون هرزگی مردان ویا مسائل شخصیتی زنان و...


افراد چپ دست وزندگی روزمره شما چپ دست ؟
در این قضیه به انحراف کشیدن وفرار از واقعیت هست این شرایط شاید بتواند در بعد مقوله های خیانت ، خانواده و...


پوشش زن در آیین زرتشت ،یهود، مسیحیت و اسلام
نقش مهمی داشته باشند اما در این مقوله نقش عمده ای ندارند وبه نظرمن عنوان این جستار تغییر یابد بهتر هست تا قبل از همفکری با دوستان صاحب نظر وحصول نتیجه نهائی اینطور زود قضاوت ونتیجه گیری نکنیم


انسان در برابر تکنولوژی

2:

من قبول ندارم

این عرضه و تقاضا متقابله دقیقا


میخواهیم بدانیم چرا این نماد در اکثر میادین شهرهای بزرگ جهان است؟؟؟

3:

تا زن هم هرزه نباشد مرد هرزه نمیشود
آخه چرا همیشه نوک پیکان همیشه باید به سمت مرد باشه و گناه زن توجیه بشه
آخه این چه وضعشه


پينوكيو چگونه «خلق» شد؟ / نمادگرایی فراماسونرها در پينوكيو +تصاویر

4:

تا به امروز که همیشه نوک پیکان نه به سمت ، بلکه توی قلب زنها بوده!
و من با حرف crazy_king موافقم .


چرا نبايد اميدوار بود
برابری عرضه و تقاضا اینجا صادقه.


از علم عشق چی می دونید؟اصلا همچین چیزی وجود داره؟

5:

سلام بچه هامن قبلاهمش مردارومقصرمیدونستم
اماالان میگم که هردومقصرا شایدم بیشتردخترا

6:

بیخود به مردان خود شک نکنید و بدانید که...!

روزی زنی نزد روانپزشک معروفی رفت و به او فرمود که همسرش نسبت به او و فرزندانش بی تفاوت شده
هست و او می ترسد که نکند مرد زندگی اش دلش را به کس دیگری سپرده باشد .

دکتر از زن پرسید : ” آیا
مرد نگران سلامتی او و بچه هایش هست و برایشان غذا و مسکن و امکانات رفاهی را فراهم می کند ؟! “ زن
جواب داد : ” آری در رفع نیاز های ما سنگ تمام می گذارد و از هیچ چیز کوتاهی نمی کند ! ” دکتر تبسمی
کرد و فرمود : “پس نگران نباش و با خیال راحت به زندگی خود ادامه بده ! ” دو ماه بعد دوباره همان زن نزد دکتر
آمد فرمود : ” به مرد زندگی اش مشکوک شده هست .

او بعضی شب ها به منزل نمی آید و با ارباب جدیدش
که زنی پولدار و بیوه هست صمیمی شده هست .

زن به دکتر فرمود که می ترسد مردش را از دست بدهد دکتر
از زن خواست تا بی خبر به همراه بچه ها به منزل پدر برود و واکنش همسرش را نزد او نقل دهد .

روز بعد
زن نزد دکتر آمد و فرمود شوهرش روز قبل وقتی خسته از سر کار آمده و کسی را در منزل ندیده هراسان و
مضطرب همه جا را زیر پا گذاشته تا زن و بچه اش را پیدا کند و دیشب کلی همه را دعوا کرده که چرا بی خبر
منزل را ترک کرده اند .

دکتر تبسمی کرد و فرمود : ” نگران مباش ! مرد تو مال توست .

آزارش مده و بگذار به
کارش برسد .

او مادامی که نگران شماست ، به شما تعلق دارد .

” شش ماه بعد زن گریان نزد دکتر آمد و
فرمود : ” ای کاش پیش شما نمی آمدم و همان روز جلوی شوهرم را می گرفتم .

او یک هفته پیش به خانه
ارباب جدیدش یعنی همان زن پولدار و بیوه رفته و دیگر نزد ما نیامده و این نشانه اون هست که او دیگر زن و
زندگی را ترک کرده هست و قصد زندگی با زن پولدار را دارد .

” زن به شدت می گریست و از بی وفایی
شوهرش زمین و وقت را دشنام می داد .دکتر دستی به صورتش کشید و خطاب به زن فرمود : ” هر چه زودتر
مردان فامیل را صدا بزن و بی مقدمه به منزل ارباب پولدار بروید .

حتماً بلایی سر شوهرت آمده هست ! “ زن
هراسناک مردان فامیل را خبر کرد و همگی به اتفاق دکتر به در منزل ارباب پولدار رفتند ابتدا زن پولدار از شوهر
زن اظهار بی اطلاعی کرد .

اما وقتی سماجت دکتر در وارسی منزل را دید تسلیم شد .

سرانجام شوهر زن را
درون چاهی در داخل باغ ارباب پیدا کردند .

او را در حالی که بسیار ضعیف و درمانده شده بود از چاه بیرون
کشیدند .

مرد به محض اینکه از چاه بیرون آمد به مردان اطراف فرمود که سریعاً به همسر و فرزندانش خبر
سلامتی او را بدهند که نگران نباشند .

دکتر لبخندی زد و فرمود : ” این مرد هنوز نگران هست .

پس هنوز قابل
اعتماد هست و باید حرفش را باور کرد .

“ بعداً مشخص شد که زن بیوه ارباب هر چه تلاش کرده بود تا مرد را
فریب دهد موفق نشده بود و به خاطر وفاداری مرد او را درون چاه زندانی کرده بود یک سال بعد زن هدیه ای
برای دکتر معروف آورد دکتر پرسید : ” شوهرت چطور هست ؟! ”زن با تبسم فرمود :” هنوز نگران من و فرزندانم
هست .

بنابراین دیگر نگران از دست دادنش نیستم ! به همین سادگی !



7:

اول باید یک مسائل را از هم تفکیک کنیم!
عرض کردم عنوان مخدوش این نوشته باعث خواهد شد از بحث اصلی منحرف شویم
باید ذکر شود که معضل فساد وروابط نامشروع وخیانت قضیه ای دیگری هست که این روابط در قبال پول انجام نمیشود مردی هوسران بازنی رابطه نامشروع بربرنامه میکند این خودش دلایلی فراوانی دارد که خود موضوع بحث مستقلی هست
ولی اینجا سخن از زنانی که خودشان را در معرض فروش میگذارند ودر قبال دریافت پول مرتکب این کار میشوند ویا اشخاص ویا باندهائی مشغول خریدو فروش این زنان هستند که در دنیای تجارت یکی از پر در امدترین بخشها ست
در این نوشتار بحث در مورد ریشه علت این معلول منحوس هست که بنده با این دیدگاه که هرزگی مردان باعث روسپی گری زنان میشود مخالفم
درست هست که مشتری این زنان خود فروش مردان هستند ولی زنی که اولین بار مجبور میشود خود را در معرض فروش برنامه دهد وبصورت شغل این کار را بکند علت اصلی سقوط همین زنان در وهله اول نیاز جنسی ویا تحت تاثیر هرزگی مرد برنامه گرفتن نیست بلکه نیار مالی ویا عواملی که از نابرابری اقثصادی منشا میگیرد ،
بنابراین اگر برنامه هست علمی تر وواقع بینانه این موضوع تجزیه وتحلیل برنامه گیرد بهتر هست از راه درست ومنطقی اش باشد
موضع هرزگی مردان البته بطور اخص یک معضل روانشناسی هست واما روسپی گری بطور اعم یک معضل اجتماعی هست بنابرای با این تحلیل به خطا خواهیم رفت

8:

آره آره ....موافقم ....

اسم تاپیک احساسات فمینیستیمو فعال کرد

9:

چرا باید باهاشون برخورد کرد بیایید فکر کنیم خب در کشورهای حاشیه ما این کار مجازه اما مجازات نداره در ثانی اگه زنه روسپی نباشه مرد چی کار کنه؟؟ خود ارضایی من موافقم که مرد مقصره اما اگه زنه روسپی باشه بهتر نیست اخه نمونه هاشو ما کم نداریم کسانی که نمیتونن خودشونو ارضا نمايند چی کارنمايند ؟؟؟؟؟برن دنباله دخترای امت نمونش همین چند وقت پیش دیدیم دارشون زدن به خاطر تجاوز اگه زن روسپی بود این کارو نمیکردن البته این نوشته نظر منه کاری با حرف بقیه ندارم .


10:

زن مقصره نه مرد

11:

هيچ كارخانه اي براي بازاري كه از جنس اشباع شده باشد
جنس توليد نمي كند!!!
يك زن تا فرضا به ده نفر خدمات روسپيگري ارائه ندهد نمي تواند ليبل
روسپيگري رو به خودش اختصاص بدهد!!!چه از اين نظر كه اگر غير
اين باشد مفهوم ازدواج دارد نه روسپي گري!!!
اين چه بازاري هست كه هر يك زن روسپي برنامه هست شريك هاي
متفاوتي داشته باشد ولي بازهم ادعا كنيم تا عرضه نباشد تقاضا
نيست!!!!
يك معادله ساده هست ! حساب كنيد براي هر يك زن روسپي چند
مرد تنوع طلب وجود دارد!!!
با اينهمه تراكم تقاضا چه كنيم!!!
"مردان هرزه "خيلي وقتهاست كه در پشت اين معادلات تو دل برو قايم
شده اند ! موقعيت اون هست كه كمي هم به اونها پرداخته شود!
اينهمه سال به روسپي ها پرداخته شد يك كمي هم به اين طرف
معادله نگاه بكنيم بد نيست ، تازه ثواب هم دارد!اين طرف معادله
كه فرجي نشد شايد اون قسمت راه نجاتي باشد!

12:

ضمنا نياز مالي زنان روسپي شايد (فقط شايد )با يك شغل ديگر مرتفع گردد
ولي هيچ ممطئن نيستم تنوع طلبي مردان هرزه چطور برنامه هست مداوا شود!!!
اين دو پديده يك جورهايي علت و معلول هم هستند و هيچكدام بدون
حضور ديگري نمي توانند زنده ماني بكند!

13:


آخه اون مرد تنوع طلب که با اسلحه نمیره سراغ زنها
این چه هستدلالیه؟
توی یک رابطه جنسی خب یک طرف زنه یک طرف مرد
شما فقط مرد رو مقصر میدونی
تا دو طرف نباشن که رابطه شکل نمیگیره
میفهمی رابطه طرفینی یعنی چی؟
انگار همه زنها فقط به خاطر پول میان با مرد ها میخوابن
همون قدر که مرد مقصره زن هم مقصره
چطور میخوای زن رو تبرئه کنی؟

14:

روسپیگری پدیده ای به قدمت تاریخ یشریت هست ، روسپیگری یک شوخی نیست ، روسپیگری رنج مصور بشری هست ، روسپیگری درد پنهان جامعه هست ، روسپیگری سلاخی آرزوهای شیرین و دوست داشتنی هست .
خانواده به داشتن زن روسپی یا مرد هرزه در فامیل افتخار نمی کنه و اگر وجود داشته باشه بشدت کتمان می نمايند .

روسپی از داشتن لیبل روسپیگری در جامعه مسرور نمیشه .

و این ناهنجاری در جوامع دارای علل عدیده ای هست .
ا فوت والدین، نداشتن سرپرست و ناظر
2 خشونت و بد رفتاری والدین
3 خشونت زوجین ، انتقامجویی از زوج یا زوجه
4 ابتلا به مواد افیونی
5 خوش باوری و عدم پیش بینی صحیح
6 فقر اقتصادی و ابتلا به بیماری و نیاز به درمان مدت دار
7 - نیاز سیری ناپذیری جنسی
8 سود سرشار صنعت جنسی
9 مسامحه مسئولین جامعه
10 عدم وجود مامنهای دولتی امن برای آسیب دیدگان
11 عدم وجود ساوقتهای خصوصی بشر دوست جهت سالم سازی و پشتیبانی
12 – حضور رو به افزایش جنس مذکر تنوع طلب هست .
و ...

15:

دیدگاه کلیشه ای مردسالاران!

دل آدم می سوزد برای این مردان معصوم بی گناه که زنان هرزه اونها را به فاحشگی می کشانند!

16:

با تجاوز.

نگاهی به آمار تجاوز در ایران بد نیست.

به خصوص که وقتی دستشان نمی رسد به مردان دیگر هم تجاوز می نمايند!

روزنامه شرق- فرمانده «ناجا»: 900 پرونده تجاوز در سال 90 ثبت شد- چهارشنبه,10 خرداد 1391

نمی دانم تا کی حضرات می خواهند بیماریهای روانی خود را فرافکنی نمايند.


17:

مصطفي اقليما رئيس انجمن علمي مددكاران اجتماعي ايران در فرمود وگو با قانون با تأكيد بر اينكه آمار غيررسمي بيشتر از اين آمار هست، مي گايشاند: «در كشور برخي نوجوان هايي كه به سن بلوغ مي رسند عمل لواط را انجام مي دهند و به دلايلي معمولا اين عمل را با پسرهاي كوچكتر از خودشان انجام مي دهند.» ايشان مي افزايد: «خيلي از كساني كه لواط مي كنند به مشتريان خود كه حتي پسربچه هاي كوچك هستند، پول هم مي دهند.» او درباره علت افزايش آمار لواط مي گايشاند: «اينها عوارض جامعه اي هست كه در اون محدوديت وجود دارد و آموزش هاي صحيح درباره مسائل جنسي به كودكان داده نمي شود و صحبت كردن درباره مسائل جنسي تابو هست.» اقليما مي گايشاند: «وقتي نوجوانان اين جامعه به سن بلوغ مي رسند، براي برطرف كردن نياز جنسي خود به سراغ پسر بچه هاي كوچكتر مي روند كه دم دست و بدون دردسر هستند.» ايشان با بيان اينكه عمل تجاوز از جمله لواط هم در بين مردان مجرد و هم در بين مردان متأهل اتفاق مي افتد تاكيد مي كند كه اين عمل در بين مردان متأهل بيشتر شايع و با زور و خشونت همراه هست.

او درباره پيامدهاي عمل لواط مي گايشاند: «افرادي كه با اون ها لواط مي شوند، دچار عقده رواني مي شوند و در بسياري موارد اين عقده را به صورت لواط با بچه هاي ديگر بروز مي دهند.

بيشتر افرادي كه مورد اين عمل واقع مي شوند، تمايلي يه اين كار ندارند و به اجبار به اون تن مي دهند و به همين دليل شخصيت اون ها خرد مي شود.

برخي از افرادي كه عمل لواط انجام داده اند، وقتي سنشان بالاتر مي رود احساس گناه مي كنند.

متأسفانه افرادي كه اين كار را زياد انجام مي دهند به اين عمل معتاد شده و در واقع بيمار هستند و روز به روز به افراد ديگر بيشتر آسيب وارد مي كنند.
» رئيس انجمن علمي مددكاران اجتماعي ايران با تأكيد بر اين نكته كه نگاه جامعه ما به سايشان زنان هست مي گايشاند: «در جامعه به دليل نگرش مردسالارانه هميشه بحث تجاوز به زنان پررنگ جلوه داده مي شود.

به عنوان مثال بحث درباره دختران فراري زياد هست و اگر دختري شب در خيابان بماند بلافاصله با او برخورد مي شود.

در حاليكه پسران فراري هم در جامعه زياد هستند و حتي شب ها در خيابان مي خوابند.

قطعا اين پسران به مسيرهاي منحرفي كشيده مي شوند كه يكي از اونها همين عمل لواط هست.» او در پايان مي گايشاند: «اگر جامعه ما پيشرفت كند و امت آگاه تر شوند و اين افراد بيمار تحت درمان برنامه گيرند، مي توان فرمود اميدي هست تا آمار اينگونه تجاوزات پايين بيايد در غير اين صورت روز به روز وضعيت بدتر مي شود.»

18:

دوست گرامی اعمال این بیماری رو نمیشه توجیه کرد ببیتید شما حتی همه امت در فقر نباشند باز هم این بیماری هست و این بیماری را باید درمان کرد و به کنترل اون پرداخت چون من دیده‌ام کسانی را که اعدام کرده‌اند و طرف میلیاردر بوده ولی لواط و یا روسپی گری را به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کرده

19:

تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود
چرا خیلی ها این حرف رو قبول ندارن!!!
آقایونی که همیشه کباده قدرت به دوش میکشند، آقایونی که همیشه مدعی هستند به خاطر اینکه ذاتا تنوع طلب هستند! قدرت دارن پارتنرشون رو عوض نمايند،آقایونی که در طول تاریخ بهشون گقته شده قدرت از اون توست و لا غیر، آقایونی که همیشه فکر میکنن اونها هستند که انتخاب میکنن و بقیه فقط تبعیت میکنن،خوب این هم نوعی قدرت حساب میاد، چرا پس میزنن!!!!!!!!!

20:

باید یک سری واقعیتهای ژنیتیکی وشخصیتی هر دو جنس را بپذیریم که این خصائل مشترک در شخصیت هردو جنس نهادینه شده هست
این واقعیتی هست که مرد جماعت تنوع طلب میباشند رفتار جنسی شان با زنان فرق میکند چه بسا همین رفتار وقتی برای بقای نسل بشر ضروری به نظر می آمدنداما هم اکنون که انسان توانسته هست به خود شناسی در همه عرصه ها دست یابد بنابراین وقت اون فرارسیده تا به درون تاریک اش نگاهی افکنده بشود وبازبینی شود که روانشناسانی چون فروید وبه دنبال اون دیگر خبرگان این امر تلاش نمودند تا با شناخت علمی از رفتار انسان ودقت در غرایزش هر چهبیشتر این موجود دوپارا کنکا ش نمايند بنابراین ایراد وخرده گیری به این رفتار ها را باید از دید علمی ورفتار شناسی بررسی کردوسپس در روابط اجتماعی تعمیم داد
اما معضل روسپی گری یک عارضه اجتماعی هست که بشربه نیت برده کشی ازنوع جنسی ، بشر دیگری را به خدمت میگیرد و این هم شکل دیگری از نوع برده کشی مدرن هست
با تبلور سرمایداری از دل فئودالیسم وآزاد شدن انسان ها از قیود فئودالی ایندفعه انسان رهاشده که وابسته به زمین نبودتا توسط ارباب خرید وفروش اش شود بنابراین با سرازیر شدن این جماعت آزاد اکنون وقت عرضه وفروش انسان بود !
از یک طرف کسانی بودند که سرمایه وثروت چامعه را در انحصار خود داشتند وطرفی دیگری خیلی عظیم امت نیازمند وبرای تامین مایحتاج اولیه وزنده ماندن مجبور به فروش نیروی کار وحتی خود شان !
اینجابود که درکنار فروشندگان وبردگان نوین سرمایه قشری بوجود آمدند که در مقابل دریافت مبلغی خود را برای بهره کشی جنسی آماده کردند ودر این راه کودکان ودختران به جای فروش در بازار بردگان در کازینو ها ورمراکز فساد وفاحشه خانه ها در معرض فروش قرا ر داده شدند
ساده انگارانه هست بخواهیم این تن فروشی را فمینیستی اش بکنیم و بجای درک وتحقیق علت واقعی به جان هم بیافتیم که راه خطا ئی خواهد بود واین خواسته کسانی هست که سعی در لاپوشی حقایق وسردرگمی علت واقعی هستند
باید قبول کنیم هرکجا فاصله طبقاتی موجود باشد وپول نقش تعیین نماينده، اونگاه همیشه در این بازار مکاره چیزی برای فروش وخرید خواهد بود چه از چیزی که ناموسش میپنداریم وچه حتی قسمتی از جان واعضای انسان وخیلی از چیزهای دیگه بهتر هست بستر واقعی وعمق این تلخیها را بنگریم
هنوزهم جای جای میهن ما زنان بی سرپرست با چند بچه شکم گشنه به دلخواه حاضرند قربانی همین مردان هوسران در مقابل دریافت اندکی مبلغ بشوند تا با شکمی سیر سر به بالین بگذارند
یادمان نرود فقر مالی به همراهش فقر فرهنگی را هم دارد بنابراین فرزندان این فلاکت هم صیدهای هستند که خود به دنبال صیاد میگردند ودر کوچه وخیابان به دنبال مردان هوسران پول خرج کن

21:

تا زنی خودشو عرضه نکنه ، مردی برای ِ خریدار بودنش پا پیش نمیذاره ؛


پ.ن: هستثنائات را فاکتور بگیرید .


22:

تحلیلی بسیار زیبا و موشکافانه!
با دیدی عمیق و نگاهی انسان محور ،این مشکل حاد جامعه ی کنونی را ریشه یابی کرده اید.
سپاس

23:

انگار شما در این اجتماع زندگی نمی کنید ...


در جامعه ی ما می گن که اگه زن رعایت کنه مرد به راه خلاف کشیده نخواهد شد ..

اما عزیزان من ..

یک زن جوان با ظاهری بسیار ساده هم که راه برود باور کنید ( اگر باورتان غیر از این باشد جامعه ی خود را نشناخته اید ) بسیاری از مردان با نگاهی هوسناک به او نگاه می نمايند .


حالا از مسئله ی فقر هم گه بگذریم جامعه ی بشری در زمینه ی ایمان بسیار سست شده و اعتقادات امت قشری شده ...


24:


اتفاقا اینی که شما میگی هستثنا هستش !
کم پیش میاد کسی مشکلی نداشته باشه و بخوان مشکلدارش کنن !

البته اگر منظورتون این افراد ماشین سوار هستش ، بله حق با شماس اونا چه عرضه بکنی چه عرضه نکنی جلوی ِ پات اگر ترمز ننمايند ، قطعا بوق خواهند زد !

اما ما منظورم کلی هستش ، نه فقط برای مصادیق ِ این چنینی و هستثنایی

25:

نه عزیزم ! من یک آدم تیز بین هستم و رفتار خیلی از افراد رو در اجتماع زیر نظر می گیرم و مثلاً می بینی طرف دستش توی دست همسرشه ( و یک مرد هرزه به اون معنی توی تاپیک هم نیست ) اما تا یک خانم رو روبروی خودش می بینه ، سر تا پای خانمو برانداز می کنه ..

این یعنی چی ؟ واالله من نمی فهمم ....
و خیلی از این مثال ها در مورد افراد می تونم بزنم ...


26:

كاملأ موافقم
مردهاى اين دوره(استثناء دارن ها)حتى به زنان چادرى هم نگاه حرام ميكنندچه برسدبه بقيه جامعه خراب شده ديگه آخرالوقتهپايه هاى ايمان واسلام سست شده

27:

درود بر شما
اگر به این قضیه اینطور نگاه کنیم:

فحشاء = (فقر فرهنگی ، فقر اقتصادی ، خشونت ، افیون ، تجارت جنسی و ...) + انسان
و
فحشاء = خود زنی = انهدام شخصیت = تلاشی خانواده = زندگی فیزیکی = جامعه بیمار
میدانیم هر یک از مولفه های موثر بر فحشاء یک شبه به وجود نیامده و رابطه مستقیم با میزان فحشاء دارد .
زنی که خود را عرضه می کند در حقیقت زنجیرهای نامرئی فقر و فاقه او را به سوی عرضه گری می کشاند .
کسی از روی خوشبختی ، تن به این مذلت نمی دهد .

سوال این هست : اگر زنی برای عرضه گری نباشد .

نرینه های که مشتری زنان عرضه گر هستند چه می نمايند .

بگذارید از منظر دیگری نگاه کنیم یا قدری موضوع را ساده تر کنم ، در زندانها که دسترسی به زنان عرضه گر نیست چه می نمايند ؟ خودتان حدس بزنید ، بسیار ساده هست ، بله درست حدس زدید .

جمع بندی : فرضیه اینکه (تا زنی خودشو عرضه نکنه ، مردی برای ِ خریدار بودنش پا پیش نمیذاره ؛) صحیح نمی باشد .

28:

مثل شما ، مثله امتی هست که بر سر اینکه "اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟" با هم بحث میکنن

بعضی مواقع مرد واسه نیاز هاش ، متقاضی یه زن روسپی میشه(چون میدونه که یه زن روسپی هست که خود فروشی کنه)
بعضی مواقع زن واسه نیازهاش ، تبدیل به روسپی میشه(چون میدونه که مردی هرزه خریدار میشه)

و این نیاز ها هم ممکنه از نظر ما درست یا غلط باشن اما واسه اون اشخاص وجود این نیاز ها احساس میشه.

و اینکه مطلقن بگیم "تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود"همونقدر نادرست هست که مطلقن بگیم "تا زن روسپی نباشه،مرد هرزه نمیشه"

29:

موافقم.

هرزه، هرزه اس دیگه.

حالا میخواد چه زن باشه، یا چه مرد.

از روی بی پولی باشه، یا از روی هوس.

کسی منکر مرد های هوس باز و هرزه نیست.

کسی هم نمیخواد ازشون دفاع کنه.

اما یه تعدادی، سعی دارن که فقط مردان رو در این مساله مقصر بدونن.

در حالی که این رابطه 2طرفه اس.


30:

تکلیف راننده های بوق زن برای زنانی که منتظر تاکسی هستید چیست؟ شاید بهتر باشد زنها را در خانه محصور کنیم تا دیگر شاید ناراحتی این رانندگان عزیز و تحریک شدنشان نباشیم؟

ول کنید این حرفها را! در سرزمین کفر زنی لخت هم کنار خیابان بایستد کسی جرات ندارد بوق بزند برایش! این بهانه ها دیگر قدیمی هست بهتر هست مردان جامعی کمی در تصورات خود نسبت به جنس مخالف بازبینی نمايند!

31:

خوبه که نکته سنجین پس اگر به مصداق بازی هست ؛
رفتار زنی که هفته ی پیش پشت موتور ِ شوهرش بود و به من چشمک زد بدون ِ اینکه بنده خطایی کرده باشم را هم تبیین کنید بزرگوار !

نوشته اصلي بوسيله searcher نمايش نوشته ها
درود بر شما
اگر به این قضیه اینطور نگاه کنیم:

فحشاء = (فقر فرهنگی ، فقر اقتصادی ، خشونت ، افیون ، تجارت جنسی و ...) + انسان
و
فحشاء = خود زنی = انهدام شخصیت = تلاشی خانواده = زندگی فیزیکی = جامعه بیمار
میدانیم هر یک از مولفه های موثر بر فحشاء یک شبه به وجود نیامده و رابطه مستقیم با میزان فحشاء دارد .
زنی که خود را عرضه می کند در حقیقت زنجیرهای نامرئی فقر و فاقه او را به سوی عرضه گری می کشاند .
کسی از روی خوشبختی ، تن به این مذلت نمی دهد .

سوال این هست : اگر زنی برای عرضه گری نباشد .

نرینه های که مشتری زنان عرضه گر هستند چه می نمايند .

بگذارید از منظر دیگری نگاه کنیم یا قدری موضوع را ساده تر کنم ، در زندانها که دسترسی به زنان عرضه گر نیست چه می نمايند ؟ خودتان حدس بزنید ، بسیار ساده هست ، بله درست حدس زدید .

جمع بندی : فرضیه اینکه (تا زنی خودشو عرضه نکنه ، مردی برای ِ خریدار بودنش پا پیش نمیذاره ؛) صحیح نمی باشد .
درود ِ سرچر ؛

البته بهتر بود برای ِ فحشا یک معنای ِ مستقل با عنوان ِ فحشا = لذت بردن ِ جنسی هم می نوشتید که من تحت ِ عنوان ِ بیماری ِ یک فرد به رابطه ی ِ جنسی می نامم و شاید شما هم تو همون قالب ِ فقر ِ فرهنگی آوردیش !

چرا از مصادیق هی سخن میگیم ؟ شما که از مصادیق میگید منم مجبورم از مصادیق ، نقض ِ مصداق ِ شما رو بیاورم ؛

دختری که از روی ِ خوشبختی قلاده به گردن می انداخت و عین ِ یک سگ زندگی می کرد را یادتون نرفته که ؟

زنانی که پورن هستار هم شده اند حتما از روی ِ فقر ، بالاخص اقتصادی ، هستش که روی آوردن به این کار ( الهی مادرشون براشون بمیره ..

) ؟

اگر زنی برای ِ عرضه گری نبود علاوه بر اونچه که شما از زندان ها تعریف کردید و فکر کنم منظورتون لواط بود ، به همان اندازه همان زنی که نیاز به عرضه شدن دارد از روی ِ لذت و نه فقر و فاقه ، رو به مساحقه می آورد !

ضمنا گرامی تو زندان ها خیلی وقته دوربین کار گذاشتن

پس نتیجتا هنوز فرضیه رد نشده هست

نوشته اصلي بوسيله knight نمايش نوشته ها
تکلیف راننده های بوق زن برای زنانی که منتظر تاکسی هستید چیست؟ شاید بهتر باشد زنها را در خانه محصور کنیم تا دیگر شاید ناراحتی این رانندگان عزیز و تحریک شدنشان نباشیم؟

ول کنید این حرفها را! در سرزمین کفر زنی لخت هم کنار خیابان بایستد کسی جرات ندارد بوق بزند برایش! این بهانه ها دیگر قدیمی هست بهتر هست مردان جامعی کمی در تصورات خود نسبت به جنس مخالف بازبینی نمايند!

واو !
یجوری صحبت می کنید انگار شصت و شش سال هستش که در غرب زندگی می کنید !

اتفاقا اگر پست ها را درست میخواندید رفتار ِ اون راننده ها رو به صورت ِ یک هستثنا درون ِ پستم فرمودم ! ای کاش شما هم کمی مانند ِ خانوم ِّ قوی ِ سیاه لا اقل نکته سنج بودی !

والا ما نمیدونیم شما چجوری این هستدلال ها رو می کنی ...
و برام عجیبه چطور توقع دارید مردی که از یک کلوپ ِ شبانه ی ِ ...

! برگشته چشمش به زن ِ عریان ِ کنار ِ خیابانی هم حریص باشد ، که مطمئن باشید هست و ما خواستیم دل ِ مثال ِ شما رو نشکنیم

32:

حتما اون زنی که با رژ لبش روی کاغذ شماره خودشو نوشت و اومد بهم داد، مشکل از من بوده؟!!!
در حالی که اصلا من کاری هم بهش نداشتم.

زن متاهل و بچه دار.

پ.ن: ولی خداییش خوشگل بود ها، مانکن.

حیف که متاهل بود.

33:

متاسفانه یکی از تاثیرات ِ مخرب ِ تشکلات ِ فمنیستی و دفاع از حقوق ِ زنان ( که بنده در مواردی با این تشکلات عقاید ِ مشابهی دارم ) اینست که دوستان را از اونور ِ پشت باسم به سقوط ، سوق می دهد !


می آیند از حقوق ِ زن دفاع نمايند ، برایش نه تنها حقوق تراشی می نمايند ، بلکه چماقش می نمايند و اگر خبطی هم کرد ، گردن ِ مردان می اندازند @


احتمالا تو این مورد مقصر شما بودی ، چون اون خانوم فقر ِ فرهنگی داشته و فقر ِ فرهنگی هم ناشی از سال ها ظلم و ...

به زنان هستش !!!


پ.ن : باید بعضی بساط هایِ فمنیستی را کم کم جمع نمايند خود ِ فمنیست ها !

34:

احسنت.

اصلا اون خانم که مشکلی نداشته!!!
همش تقصیر من و شوهر بیچاره اونه.
تقصیر من بود که رفته بودم هواخوری .(اصلا چرا یه پسر باید بره هواخوری؟!!!)
تقصیر شوهرش هم بود که بیشتر بهش نمیرسه.

طفلکی گناهی داشته.


35:

من پست ِ اول رو نخونده عنوان که میبینم کلی تاسف میخورم !

" تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود "

این عنوان یعنی زن یک موجود ِ بی اراده ی ِ تو سری خور که متناسب با رفتار ِ مرد خودش رو تطبیق میده !

در صورتی که تو این موضوع هم مرد و هم زن هر دو یک اندازه تاثیر گذارند !!

تا کالایی توی ِ بازار تولید نشه کسی به فکر خریدش نمیفته و تا وقتی هم که کالای ِ عرضه شده به فروش نره تولیدش افزایش پیدا نمیکنه !


+ حوصله خوندن ِ پست اول رو ندارم فعلا :دی

36:

فاحشه فاحشه بدنیا نیامد.....ما فاحشه اش کردیم!!!
<b>
چند وقتی بود می خواستم یه مطلبی بنویسم از یکی از درد های این جامعه نمیشد ،شاید نمی خواستم نمی دونم
ولی دیشب اتفاقی افتاد که تحریکم کرد این مطلبُ بنویسم
فاحشه ها رو همه دیدن، کنار خیابون منتظر ماشین شاید منتظر یه سر پناه شاید منتظر خرجشون ولی همه میبینیم بی تفاوت از کنارشون رد میشیم شاید یه سری یه تیکه بندازن بهش شاید یه سری پیشنهاد بدن بهش شاید یه سری فحش بدن بهشون از تو ماشین و شاید های دیگه…
اما همه مثل همیشه ظاهر بینن،نمی خوام دفاع کنم از کاری که می نمايند،ناراحتم از کاری که می کنن،دلگیرم،چندشب پیش تو فیس بوک داشتم یه چرخی می زدم اتفاقی یه پروفایل دیدم که واسه یکی از همین فاحشه ها بود،باورم نمیشد تو فیس بوکم باشند،یه وقتی تو جامعه مجازی هایی مثل 360 زیاد بودن گَه گُدار جاهای دیگه هم رد پاشون رو میدیدم ولی به مراتب تو یاهو 360 بیشتر بودن، وقتی تو فیس بوک پروفایلشو دیدم نوشته هایی که به عنوان “درباره ی من” نوشته بود خنده دار بود واسم،به قولی تجارت ایرانسلی بود! ، مثل بقیه پروفایل های مجازی فاحشه ها زده بود مثلا یه شارژ 5 تومنی برام بفرستید با شمارتون من تماس میگیرم باهاتون برنامه میزارم و … خندیدم سری تکون دادم خواستم ببندم دیدم کل لیست دوستاش همه همینکارن،باورم نمیشه یکی 2 تا نبودن خیلی بودن اصلا باورم نمیشد تو فیس بوک همچین موجی اومده باشه که همه ی اون پروفایل هایی که یه وقتی تو 360 بود به فیس بوک اومده باشه
میدونی اولش می خندی به چیزایی که نوشتن به کامنت هایی که امسال منِ یا افرادمذکر زیر عکس هاشون گذاشتن ، پیشنهادهاشون ، حرفاشون، یا حتا کامنت های دخترایی که واسه رونق کاسبی خودشون کامنت گذاشتن!!
اول می خندی ولی بعد ناراحت میشی،حداقل من اینجوری بودم،خیلی ناراحت شدم،واقعا تاسف بر انگیز بود
اینکه میبینی یک سری از دختر های کشورت بخاطر صرفا نیاز مالی دست به تن فروشی می زنند و خیلی علنی مثل یک تجارت خودشون رو به نمایش عموم میزارن،ناراحت میشم وقتی میبینم همه بی تفاوت رد میشن یا پیشنهاد میدن یا مسخره می نمايند میرن
چون این دختر اگه وضع مالیش خوب بود شاید الان همکلاسی خودمون تو دانشگاه بود شاید الان شغل آبرو مندی داشت شاید الان سر زندگیش بود ،قبول دارم زندگی هر کسی دست خودشِ ،خودش می تونه مسیر زندگیش رو عوض کنه،اما اینم قبول دارم که می تونستند/می تونند این ها رو به زندگی خودشون برگردوند ولی نکردند/نمی نمايند
قبول دارم نرخ تورم بالاست قبول دارم خیلی هاتون عقیده دارید دولت نتونسته جوونارو اونجوری که باید پشتیبانی بشن پشتیبانی نکرده به این روز افتادن قبول دارم که می تونسته بره سالم جایی کار کنه با حقوق کم و … اما این قبول دارم که دولت نصف قضیست نصف قضیه ماییم،ما آدمایی که دلمون داره از سنگ میشه،مایی که به بی تفاوتی داریم عادت می کنیم،مایی که به سمت جماعت “به ما چه؟” داریم حرکت می کنیم،مایی که نفع خودمون فقط واسمون مهم شده مایی که ….
قطعا اون دختر فامیل داشته ،دوست داشته ،آشنا داشته هر چند کم هرچند بی بضاعت ولی می تونستد اگه متحد شند اگه ارزش قائل می شدن اگه انسانیت توشون زنده بود دست به دست هم بدن نزارند این دختر از مسیر زندگیش دور شه ، قبول دارم کوتاهی خودمون در میونِ،قبول دارم که ما اون دختررو فاحشه کردیم و حالا با انگشت نشونش میدیمُ پوز خند میزنیم
البته درسته یه سری دخترا هم از خونه فرار می کنن به دلیل مشکلات خانوادگی و … بعد به این راه کشیده میشند ولی باز هم پای خودمون در میون بوده،چه از خانوادش چه از اولین غریبه ای که جلو راهش سبز شده…
فرمودن این حرفا دردی از این مشکل دوا نمی کنه شاید می گم که فقط خالی شم شاید میگم که مسخرشون نکنید نمی دونم،ولی دیدم خیلی از همین فاحشه ها که اعتقاداتِ خودشون رو دارند حتا قوی تر از اونی که ادعا با دینیش میشه
دیدم فاحشه هایی که تو همون یاهو 360 قدیم موقع محرم رو پروفایلشون می زدند:
این ماه ماه امام حسینِ،من چیزی نمیگم خودتون خجالت بکشید
دیدم فاحشه ای که ماه رمضونا روزه میگرفت سپس افطار به تن فروشی رو میبردن
دیدمُ این فریاد ها تو گلوم گیرکرده
روزگار خشنی شده،این امت انگار اون امت صمیمی مهمون نواز نیستند،هرکی تورو برای کاری می خواد برای سوئ هستفاده ازت،دلگیرم از این امت،حتا از خودم
قربون صدقه های الکی،وانمود کردن به لذت خوابیدن در آغوشِ دیگران،قهقه های الکی … بازیگرای خوبی هستن ولی در ژانر درام غمناک،خیلی هم غمناک …
و بسیار دردناک............
</b>

37:

چند نقل قول جهت آتنراکت وتنوع هم که شده وسط این بحث داغ وبخاطر ربط به موضوع ویاد آوری اگر تکراری هم باشد به هرحال قابل ذکر دیدم


«کاش میفهمیدی اونکه برای به دست آوردن محبتت حاضره تنش رو به تو بسپاره فاحشه نیست ,
و اونکه برای به دنبال خود کشوندنت تنش رو ازت میدوزده باکره نیست ,

من به فاحشه بودن ذهن زنان باکره
وباکره بودن ذهن زنان فاحشه ایمان آورده ام .»

شریعتی

چارلی چاپلین به دخترش نوشت :
تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدنت را عریان نکن
هرکز چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمیدانه گریان نکن
قلبت را خالی نگه دار واگر روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی
سعی کن فقط یکنفر باشد وبه او بگو :تورا کمتر از خدا وبیشتر از خودم دوست دارم






38:

درود بی پایان بر شما ،دوست ارجمند

نوشته اصلي بوسيله Mr-President نمايش نوشته ها
دختری که از روی ِ خوشبختی قلاده به گردن می انداخت و عین ِ یک سگ زندگی می کرد را یادتون نرفته که ؟

نشنیدم ، در صورت امکان بهر طریقی که صلاح هست برایم نقل کنید .

نوشته اصلي بوسيله Mr-President نمايش نوشته ها
زنانی که پورن هستار هم شده اند حتما از روی ِ فقر ، بالاخص اقتصادی ، هستش که روی آوردن به این کار ( الهی مادرشون براشون بمیره ..

) ؟

دوست عزیز ، مسئله پورن در دنیای غرب بعنوان یک صنعت در مورد اون بحث می شود و کسی که به این دنیا روی می آورد به گونه ای دیگر به این مسئله نگاه میکند .

مصاحبه های در این خصوص در دنیای نشریات غربی از زندگی خصوصی پورن هستارها و مصاحبه های اونها وجود دارد ، در ایران موضوع به شکل دیگری هست ، در ایران در وقت گذشته ، خانمی برای خریدن دارو ،پول کافی نداشت گوشواره ها شو رو از گوشش خارج میکرد تا کسری پول دوا رو جبران کنه ،دواچی قبول نمی کرد یه مرد اونجا بود که وقتی هستیصال زن رو دید کسری پول دارو رو به دواچی داد اما حالا چی ؟ ای داد بیداد !!! اسم این فقر و فاقه هست .
نوشته اصلي بوسيله Mr-President نمايش نوشته ها
اگر زنی برای ِ عرضه گری نبود علاوه بر اونچه که شما از زندان ها تعریف کردید و فکر کنم منظورتون لواط بود ، به همان اندازه همان زنی که نیاز به عرضه شدن دارد از روی ِ لذت و نه فقر و فاقه ، رو به مساحقه می آورد !
گرامی ، بحث هم جنس گرایی ، بحث دیگری هست .

که فرد در کمال آزادی و دسترسی به جنس مخالف به دنبال هم جنس خود می رود .

ولی در زندان این آزادی عمل وجود ندارد در نتیجه برای رسیدن به آرامشی که در وقت آزادی از اون برخوردار بوده هست .

جایگزین سازی می کند .

ضمن اینکه خود ارضایی در میانشان به زبان آمار بسیار قابل توجه هست ، به همین منظور برای متاهلین محبوس ،ملاقات را در شرایط خصوصی با پارتنرشان بگونه ای محدود به وجود آوردند که از میزان مبتلایان به بیماری های جنسی در زندان بکاهند و من مخالف این نیستم که در بین اونان کسی باتمایلات هم جنس گرایی، وجود دارد .

بله احتمال میرود باشد .
نوشته اصلي بوسيله Mr-President نمايش نوشته ها
ضمنا گرامی تو زندان ها خیلی وقته دوربین کار گذاشتن
نصب سیتم نظارت تصویری در زندان و بسیاری از اماکن دیگر مثل نقاط متعدد در سطح شهر که شما ممکن هست خبر نداشته باشی ، موسسه ماليها و بازارها ، ادارات ، پایانه ها و بسیاری از محله ها برای کنترل موارد دیگر هست .


نوشته اصلي بوسيله Mr-President نمايش نوشته ها
پس نتیجتا هنوز فرضیه رد نشده هست
من در پی اون نیستم که بگویم اللن و بللن حرف من صحیح هست چرا که تالار به نام هم اندیشی هست و ااگر جمله ای هم مع الفارغ هست مشکلی نیست غربالگری می کنیم .
نتیجه اینکه فرضیه
(تا زنی خودشو عرضه نکنه ، مردی برای ِ خریدار بودنش پا پیش نمیذاره ؛) رد شده هست .

چرا که میزان فشاری را که مرد در این خصوص داره بسیار بیشتر از زن هست .

و شاید یکی از دلایل چند همسری که در برخی ادیان به اون پرداخته شده هست همین موضوع باشد .

فشار بر مردان در این زمینه بر اثر فعالیت مستمر غدد گونادو تروپین با تولیدی در گستره میلیون هست اما در مورد نسوان این تولید به یک اوول در ماه تنزل می کند .

شاید یکی از دلایل تنوع طلبی در مرد و انحصار گرایی در زن این دلیل باشد .

شاید ممانعت از چند همسری مردان مولفه ای در ایجاد بستری مناسب برای هرزگی مردان و فقر و فاقه ( فقر اقتصادی ، فقر فرهنگی ، سختی جنسی بلحاظ عدم دسترسی ) علتی بر روسپی گری زنان باشد .




39:

این موضوع قانون کلی نداره چرا نمیگید تا زن هرزه نباشه مرد سراغ این کارا نمیره

40:


قانون که داره ، علت نفرمودن ما ، اینه که خب حرف صحیحی نیست .


41:

نه داداش به خدا قسم پسر تا الان مزاح من نشده ولی دختر شده این میدونی یعنی چی؟

42:

این پرسش مانند «نخست مرغ بود یا تخم مرغ» هست.
روشن هست که زنها روسپی نمیشوند چون مردها هرزه‌اند، و مردها هرزه نمیشوند چون زنها روسپی‌اند.


43:

اگر این "هرزگی" ها نبود البته روسپیگری هم نبود و صد البته نسل بشر هم تا بحال منقرض شده بود !!

44:

درود russell گرامي
مزاح مي فرماييد!!!
نسل بشر مگر از كانال هرزه گي حفظ شده!!!
چشمي كه مقيد به هيچ اصولي نباشه و به زمين و
وقت چنگ بندازه هرزه هست!چه اين چشم بر رايشان
صورت يك زن تعبيه شده باشه چه در چهره يك مرد!!!
هيچ كس رو به خاطر نگاه نا مربوط حلقه آايشانز نمي كنند ولي
هيچ شخصي هم به بهانه خودمختار بودن چشمانش (براي نگاه كردن)
نمي تواند فرضا هرزه گي چشمانش را توجيه كند!!!
مردي كه با داشتن زن و فرزند تايشان كوچه و خيابان هم آايشانزان زنها باشد هرزه
هست !شايد به همون اندازه كه يك زن به شغل روسپي گري مشغول هست!!!
ولي چه كنيم كه تايشان جامعه ما مردان هرزه را توجيه مي كنند و انگشت
اتهام را سمت زنان ماجرا دراز مي كنند!غافل از اينكه مردان هرزه اي كه
اندكي از تاهل خانومها در هراس هستند بيشتر از شوهر اون خانوم ترس
دارند نه از اخلاقيات خودشان!!!
اگر دقت بفرماييد آمار زنان خيانت كار جامعه ما هم چندان آمار خوشايندي
نيست!اين زنها روسپي نيستند ! اين زنها مشغول خيانت كردن هستند!!!
مگر هرزه تر از اين هم هست كه مردي يا زني با يك پارتنر متاهل ارتباط داشته
باشد؟
تجربه نشون داده كه هميشه كرم از خود درخته !
ولي در هر صورت هيچ كدام اين مباحث در راستاي اصل موضوع اين تاپيك
نيست اينجا بحث اصلي سر روزگار مردان هرزه و زنان روسپي هست !نه بين
مردان و زنان خيانت كار!!!فرق بسياري بين اين دو مقوله هست!

45:

درود dilak گرامی
مقصود من هم همین بود.لزومن ربطی بین روسپیگری و خیانت نیست.
میشود مردی خیانت کند با زنی غیر روسپی.
میشود هم مردی غیر متاهل از این "هرزگی" ها بقول دوستان بکند.
ما هم میگوییم اون جذب شدن مردان و زنان اگر نبود نسل بشر منقرض شده بود و چه بسا اصلن بشری بوجود نمیامد از ابتدا.حالا نام اونرا "هرزگی" یا هر اونچه دوست دارید بگزارید.


46:

ممنون از پاسختون
ولي يكي از ملزومات جوامع انساني پايبند بودن به يكسري
اخلاقيات هست! اين درست نيست كه همه زنان و مردان را
در زمره خيانت كارها و يا هرزه ها قلمداد بكنيم!
به هر حال زن و مرد مجردي هم كه كاملا بي قيد و بند زندگي مي كنند
مي توانند هرزه باشند!!!لزوما براي هرزه بودن برنامه نيست كسي متاهل
باشد يا نباشد!(اينجا برپايه نوع فرمودمان مثال از اين قسمت
موضوع آورديم) فرضا شخصي هم كه عليرغم مجرد بودن هر ساعت در معيت
يك شخص جديدي برنامه مي گيرد بازهم مي تواند در اين گروه برنامه بگيرد!
هر نيازي يك راهكار و يك آداب و اصولي داره .

اگر بنا باشه كه قانون جنگل را
وارد جوامع انساني بكنيم چه وجه تمايزي بين جوامع انساني و ساير موجودات
خواهد بود؟
شما تصور مي كنيد اگر اين ناهنجاري از جوامع انساني ريشه كن شود نسل
انسان هم منقرض خواهد شد؟

47:


ولي يكي از ملزومات جوامع انساني پايبند بودن به يكسري
اخلاقيات هست!
بله،و بخشی از اون اخلاق رعایت و احترام به حقوق و آزادیهای شهروندان هست از جمله همین حق انتخاب آزادانه روش زندگی.

اين درست نيست كه همه زنان و مردان را
در زمره خيانت كارها و يا هرزه ها قلمداد بكنيم!
بله،ما هم میگوییم این درست نیست که بر مبنای گرایشات و رفتار جنسی افراد انها را هرزه قلمداد کنیم.
هر نيازي يك راهكار و يك آداب و اصولي داره .

اگر بنا باشه كه قانون جنگل را
وارد جوامع انساني بكنيم چه وجه تمايزي بين جوامع انساني و ساير موجودات
خواهد بود؟
البته در میان برخی حیوانات هم تکهمسری وجود دارد،و صد البته ما هم جزوی از همان حیوانات هستیم و دانش به این حقیقت بسیار مفید و راهگشاست.
اما اگر از تفاوت ما با سایر حیوانات(منهی انسان) بخواهید،میشود به خردورزی و زبان و هنر و فرهنگ و موسیقی و ...

اشاره کرد.
در جنگل هم انواعی از رفتار اخلاقی را بین سایر حیوانات وجود دارد.و البته اخلاق انسانی بر همین یک موضوع بنا نشده.که البته بحث ما اینست که اخلاق به احترام به آزادیهای فردی انسانهاست نه سوی دیگر
شما تصور مي كنيد اگر اين ناهنجاري از جوامع انساني ريشه كن شود نسل
انسان هم منقرض خواهد شد؟
ما پايه ن میگوییم این یک معضل اجتماعی نیست.معضل اجتماعی نگاه متعصبانه هست به این مقولات.


48:

ميشه لطفا تعريفي از بي بند و باري و هرج و مرج هم داشته باشيد؟

نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
ما پايه ن میگوییم این یک معضل اجتماعی نیست.معضل اجتماعی نگاه متعصبانه هست به این مقولات.
تمام بزه هاي انساني موجود هم به نوعي به آزادي هاي فردي منتهي مي شوند!!!
زن و مرد مجرد تعهدي نسبت به كسي ندارند پس در اينجا تعصبي هم وجود نخواهد
داشت.طبيعيه كه بحث اصلي سر ناهنجاريهاي موجود در جامعه هست
فرضا كسي كه برنامه هست بنا به خواست نداي درونش هر يك ساعت در معيت
يك شخص جديد برنامه بگيرد يا نيم ساعت بعد به هم جنس بازي ليبل قانون مداري
بزند و....الخ
اگر ذهن نسبت به موضوعي شرطي شود هرگز موفق به مهار اون نخواهد شد.

وقتي
كسي برنامه هست تمام طول عمر خود را درون چنين آزاديهايي سپري كند فارغ از مشكلات
خاص خود اين دوران جامعه چقدر قدرت خواهد داشت كه زمينه را براي مهار چنين
افراد (مثلا متاهلي) فراهم سازد؟
فكر مي كنيد اگر رستم دستان هم باشد بتواند چنين معجزه اي را شكل بدهد؟
به هر حال اگر بنا باشد تمام رايشانكردهاي غريزي انسانها را در قياس با جوامع حيواني
برنامه بدهيم و به اونها مشروعيت ببخشيم بنده ترجيه مي دهم بحث را خاتمه يافته
تلقي كنم!

49:

البته بی بند و باری نه معادل هرج و مرج هست و نه از نظر من معنایی داره.
ولی هرج و مرج=نبود نظم،نبود قانون
تمام بزه هاي انساني موجود هم به نوعي به آزادي هاي فردي منتهي مي شوند!!!
؟!!
اگر با دادن آزادیهای فردی ما باعث بزه کاری میشویم.
پس در نتیجه بدون آزادیهای فردی (در یک سیستم توتالیتر) باید جامعه آرمانی ما نهفته باشد.


و البته اونوقت معاشقه دو انسان عاقل و بالغ دقیقن چگونه بزهی تولید میکند؟!

اگر ذهن نسبت به موضوعي شرطي شود هرگز موفق به مهار اون نخواهد شد.

وقتي
كسي برنامه هست تمام طول عمر خود را درون چنين آزاديهايي سپري كند فارغ از مشكلات
خاص خود اين دوران جامعه چقدر قدرت خواهد داشت كه زمينه را براي مهار چنين
افراد (مثلا متاهلي) فراهم سازد؟
شما طوری میگویید گویا از یک گله اسب صحبت میکنید که ما باید بفکر راهی برای افسار زدن به اونها (تاهل) باشیم.البته ساخت جهنم و صلب آزادیهای اولیه به بهای چند % نرخ جرم کمتر یا بیشتر قابل توجیه نیست.ولی خوشحال میشویم یک مقایسه آماری هم بکنیم.
مثلن چرا از همین کشورهای حوزه اسکاندیناوی که افسارها را باز کرده اند مانند سوئد و دانمارک و نروژ و...

و مقایسه اون با حجاز و مملکت خودمان که افسارها را بسته اند آغاز نکنیم و ببینیم زندگی در کدامیک مطلوبتر هست.

به هر حال اگر بنا باشد تمام رايشانكردهاي غريزي انسانها را در قياس با جوامع حيواني
برنامه بدهيم و به اونها مشروعيت ببخشيم بنده ترجيه مي دهم بحث را خاتمه يافته
تلقي كنم!
من که مشکلی در بحث با شما ندارم و از اون لذت بردم،ولی اگر شما علاقه ای ندارید اجباری که نداریم،هر طور مایلید

50:

مثلا آب و غذا هم جزئي از نيازهاي غريزي انسان تلقي مي شوند!
مي تونيم با اين تعاريف موجود ،دزدي از سوپر ماركتها و اغذيه فروشيها
و نانوايي ها را منطقي قلمداد كنيم؟
قانون هم همان چيزي هست كه من و شما تصايشانبش كرديم!
چه بسا برخي ها همين ها را هم جزو آزادي هاي فردي قلمداد كردند
تكليف چيست؟
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
؟!!
اگر با دادن آزادیهای فردی ما باعث بزه کاری میشویم.
پس در نتیجه بدون آزادیهای فردی (در یک سیستم توتالیتر) باید جامعه آرمانی ما نهفته باشد.
ببينيد من بحث قانوني ندارم كه چماق بگيريم دستمون و امتان را
امر و نهي كنيم!خودم شخصا با اين موضوع مخالفم ولي با اينكه
تلاش كنيم تمام آزادي هاي ساخته شده توسط ذهن اشخاص را منطقي
و اصولي حساب كنيم مشكل دارم.
برنامه نيست با حذف بي بند و باريهاي جنسي از يك اجتماع ، اون منطقه به
يك منطقه آرماني تبديل بشه چون براي ساخته شدن يك مملكت آرماني
مولفه هاي بي شماري لازم هست كه همانطور هم كه از اسمش پيداست
بعيد هست كه حاصل شود!
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
و البته اونوقت معاشقه دو انسان عاقل و بالغ دقیقن چگونه بزهی تولید میکند؟!
متوجه صحبتم نشديد عرضم اين بود وقتي تمام آزادي هاي جنسي را براي
افراد منطقي جلوه داديم اين ذهن شرطي شده نسبت به هيچ فعلي ابايي
نخواهد داشت الخصوص اگر از جوامع محدودي چون جامعه ما سر بلند كرده
باشد كه با كوچكترين فضايي سر از باريكه راههاي تجاوز و رابطه با هم جنسان
و ....و...در بياورد.
معاشقه دو انسان عاقل و بالغ هيچ مشكلي ندارد ولي فرضا مجاز شمردن
(فرضا) معاشقه ده نفر در معيت يك نفر مي تواند يك نوع بزه تلقي گردد!

نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
شما طوری میگویید گویا از یک گله اسب صحبت میکنید که ما باید بفکر راهی برای افسار زدن به اونها (تاهل) باشیم.البته ساخت جهنم و صلب آزادیهای اولیه به بهای چند % نرخ جرم کمتر یا بیشتر قابل توجیه نیست.ولی خوشحال میشویم یک مقایسه آماری هم بکنیم.
مثلن چرا از همین کشورهای حوزه اسکاندیناوی که افسارها را باز کرده اند مانند سوئد و دانمارک و نروژ و...

و مقایسه اون با حجاز و مملکت خودمان که افسارها را بسته اند آغاز نکنیم و ببینیم زندگی در کدامیک مطلوبتر هست.
رايشانكرد اجتماع ما و حجاز و ....اصلا قابل قياس با اين مثالها نيست!
تايشان اين جوامع صورت مسئله را از رايشان ميز به زير ميز منتقل كرده اند...همين!!!
پس يقين بدانيد كه تايشان اجتماع ما ذهن اشخاص به مراتب بيمارتر از ذهن
همان امتاني هست كه به ظاهر ريلكس تر هستند! ولي بازهم دليل
نمي شود كه به افعال اونها مشروعيت ببخشيم.
بنده به هيچ عنوان اعمال زور بر اين مسائل را نمي پذيرم ولي صحبت اصلي بنده
بيشتر سر اين هست كه اقلا اين رفتارها را قانوني و منطقي قلمداد نكنيم تا
بعدها هم گريبانگير نتايجش نباشيم
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
من که مشکلی در بحث با شما ندارم و از اون لذت بردم،ولی اگر شما علاقه ای ندارید اجباری که نداریم،هر طور مایلید
بنده هم مشكلي ندارم فقط چون بعضا اين فرمودگوها حمل بر كشمكش و جنگ و جدل
گذاشته ميشه خواستم احيانا سو تفاهمي شكل نگيره ....اگر نه بحثي كه به جا
و بدون تعارفات و دشمني ها و ....شكل مي گيره ارزشمندتر از بحثهاي كادو پيچ شده
قابل پيش بيني ديگران هست

51:

گرامی توجه کنید که من نمیگویم هر اونچه هر فردی خواست یا بقول شما (غریزه اش بود) اخلاقیست.آزادی فردی تعریف دارد،برای همین هم نام اون آزادی فردیست نه آزادی.گرامی اینها ذهنیت یکسری افراد تمامیتخواه و محافظه کار مرتجع هست که در جامعه پخش کرده اند تا امت را بترسانند که اگر بحقوق انسانها احترام گذاشته شود میشود محشر کبری.
خیلی ساده هست،دزدی از فروشگاه جزو آزادی ها فردی نیست.رابطه دو نفر انسان عاقل و بالغ طبق توافق دو طرف جزو آزادیهای فردیست بکس دیگری پايه ن ربطی پیدا نمیکند که بخواهد آسیب بزند یا نزند،دزدی آسیب مستقیم هست به مال افراد دیگر جامعه.پايه ن این دو نه در تئوری ربطی بهم دارند و نه در عمل.اگر چنین چیزی صحت داشت باید کشورهای اروپایی و غربی غرق در دزدی بودند در حالی که آمار و حتی یک نگاه ساده و عادی چیزی دیگری را نشان میدهد.
ببينيد من بحث قانوني ندارم كه چماق بگيريم دستمون و امتان را
امر و نهي كنيم!خودم شخصا با اين موضوع مخالفم ولي با اينكه
تلاش كنيم تمام آزادي هاي ساخته شده توسط ذهن اشخاص را منطقي
و اصولي حساب كنيم مشكل دارم.
برنامه نيست با حذف بي بند و باريهاي جنسي از يك اجتماع ، اون منطقه به
يك منطقه آرماني تبديل بشه چون براي ساخته شدن يك مملكت آرماني
مولفه هاي بي شماري لازم هست كه همانطور هم كه از اسمش پيداست
بعيد هست كه حاصل شود!
بحث چماق یا هویج نیست.قانون اگر قانون هست ضمانت اجرایی میخواهد.نصیحت پدرانه که نیست،قانون هست.سوال این هست که قانون تا چه حد در امور امت و آزادیهای فردی اونها دخالت کند.
حد زیاد اون میشود توتالیتر(تمامیت خواه)
نوع حداقلی اون هم میشود لیبرال و آزادی خواه.
اینکه نام توتالیتر بد درفته و همراه با چماق بذهن میآید علتش خود چماق نیست،بلکه صلب آزادیهای فردی با چماق هست.
متوجه صحبتم نشديد عرضم اين بود وقتي تمام آزادي هاي جنسي را براي
افراد منطقي جلوه داديم اين ذهن شرطي شده نسبت به هيچ فعلي ابايي
نخواهد داشت الخصوص اگر از جوامع محدودي چون جامعه ما سر بلند كرده
باشد كه با كوچكترين فضايي سر از باريكه راههاي تجاوز و رابطه با هم جنسان
و ....و...در بياورد.
معاشقه دو انسان عاقل و بالغ هيچ مشكلي ندارد ولي فرضا مجاز شمردن
(فرضا) معاشقه ده نفر در معيت يك نفر مي تواند يك نوع بزه تلقي گردد!
معاسقه ده نفر در معیت یکنفر هم اگر هر 11 نفر عاقل و بالغ باشند و توافق کرده باشند و آزادانه به اون تن دهند من نمیبینم چه مشکلی ایجاد میکند.
اونکه دوست دارد میرود ازدواج میکند،انکه نخواست دوستی،اونکه نخواست هم هر جور دوست داشت،صحبت ما این هست که پايه ن جامعه برنامه هست باشد که به فرد خدمت کند،نه اینکه در خصوصیترین و شخصی ترین امور فرد دخالت کند به بهانه خدمت بجامعه(که نمیدانیم این چگونه خدمتیست)

رايشانكرد اجتماع ما و حجاز و ....اصلا قابل قياس با اين مثالها نيست!
تايشان اين جوامع صورت مسئله را از رايشان ميز به زير ميز منتقل كرده اند...همين!!!
پس يقين بدانيد كه تايشان اجتماع ما ذهن اشخاص به مراتب بيمارتر از ذهن
همان امتاني هست كه به ظاهر ريلكس تر هستند! ولي بازهم دليل
نمي شود كه به افعال اونها مشروعيت ببخشيم.
بنده به هيچ عنوان اعمال زور بر اين مسائل را نمي پذيرم ولي صحبت اصلي بنده
بيشتر سر اين هست كه اقلا اين رفتارها را قانوني و منطقي قلمداد نكنيم تا
بعدها هم گريبانگير نتايجش نباشيم
چرا قیاس مع الفارق هست دوست گرامی؟
مگر ما آدم نیستیم یا از مریخ آمده ایم.برای اونها هم این مسائل از ابتدا نبوده،در قرون وسطی اونها هم وضعی بهتر از وضع ما نداشتند.اونجا هم کشیشهاشان از همین حرفها میزدند.ولی بحقوق انسانها بها دادند دیدیم که بد که نشد که هیچ بسیار برای وضع اخلاق و پیشرفت اجتماعی و رفاهشان بهتر هم شد.
دلیل خیلی ابتدا و ساده اش هم مهاجرت گسترده امت خودمان هست به اونجا.خود نشان میدهد که در کجا زندگی بهتری امکان دارد.
کسی برنامه نیست چیزی غیر مشروع و غیر منطقی را مشروع و منطقی جا بزند.مشروعیت و اخلاقی بودن یک مساله نتیجه اندیشه و ذهن باز و مطالعه جوامع انسانیست،مخصوصن نگاه کردن به جوامع دیگر.یکی از دلایل این تغییر نگرش در غرب همین سفر به نقاط مختلف و آشنایی با فرهنگ های مختلف بوده.اینکه بدانیم اون فرهنگی که دراون بزرگ شده ایم مرکز عالم نیست و طور دیگر هم میشود زندگی کرد خیلی میتواند کمک کند.

بنده هم مشكلي ندارم فقط چون بعضا اين فرمودگوها حمل بر كشمكش و جنگ و جدل
گذاشته ميشه خواستم احيانا سو تفاهمي شكل نگيره ....اگر نه بحثي كه به جا
و بدون تعارفات و دشمني ها و ....شكل مي گيره ارزشمندتر از بحثهاي كادو پيچ شده
قابل پيش بيني ديگران هست
مطمئن باشید نه تنها سو تفاهمی وجود نداره بلکه من از بحث با شما بسیار لذت میبرم،و کاملن موافقم که یحث صداقانه بسیار بهتر از تعارفات بیهوده هست.


52:


53:

فرنام{عنوان} جستار{تاپیک}: تا مرد هرزه نباشد، زن،روسپی نمیتواند باشد.
+
ضرب المثل: تا مرد سخن نفرموده باشد، عیب و هنرش نهفته باشد.
=
فرجام{نتیجه}: تا مردِ هرزه نباشد،زنِ روسپی،نهفته باشد.


54:

بهتر نیست بگیم این هرزگی دو طرفس؟؟؟؟
جرم جرمه.

خلاف خلافه
وقتی زنِ یه جوری آرایش و تیپ زده ودر مفهوم کامل تر نخ میده خب شیطون وسوسه میکنه دیگه!
آقایون که یوزارسیف نیستن بتونین استقامت پیشه کنن.البته آقایون باید چشماشونو درویش نمايند شکی نیست ولی خدا حجاب و عفت رو بیشتر از مردان برای زنان آورده.
تا تحريكي از سايشان زنان روسپي صورت نگيرد مرد هرزه نمي‌شود!البته متأسفانه بايد فرمود اين يك امر دوجانبه هست.


55:

«اسلام زن را مثل مرد می‌داند.

همان‏طوری که مرد در همه شؤون دخالت دارد، زن هم ‏دخالت دارد، همان‏طوری که مرد باید از فساد اجتناب کند، زن هم باید از فساد اجتناب کند.

زن‏ها نباید ملعبه دست جوان‏های هرزه بشوند، زن‏ها نباید مقام خودشان را منحط نمايند و خدای‏ ناخواسته بزک کرده بیرون بیایند و در انظار امت فاسد برنامه بگیرند.

زن‏ها باید انسان باشند، زن‏ها باید تقوا داشته باشند، زن‏ها مقام کرامت دارند، زن‏ها اختیار دارند، همان‏طوری که مردها اختیار دارند.

خداوند شما- زنان- را با کرامت ‏ایجاد کرده‌است، آزاد ایجاد کرده‌است.»
سید روح‌الله خمینی، صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۲۳۲.


56:

نوشته اصلي بوسيله russell
معاسقه ده نفر در معیت یکنفر هم اگر هر 11 نفر عاقل و بالغ باشند و توافق کرده باشند و آزادانه به اون تن دهند من نمیبینم چه مشکلی ایجاد میکند.
اونکه دوست دارد میرود ازدواج میکند،انکه نخواست دوستی،اونکه نخواست هم هر جور دوست داشت،صحبت ما این هست که پايه ن جامعه برنامه هست باشد که به فرد خدمت کند،نه اینکه در خصوصیترین و شخصی ترین امور فرد دخالت کند به بهانه خدمت بجامعه(که نمیدانیم این چگونه خدمتیست)
بِاِنگارید{فرض کنید} در یک کشتی نشسته ایم حال دو نفر از سرنشینان با هم توافق نمايند که زیر جایگاه خود را بِکَنند، به کسی هم ربطی ندارد و جای خودشان هست که برایش پول پرداخته اند!!
مشکل این هست که با چنین آزادی، کشتی قرق میشود و دیگر صحنه ای برای بزرگداشت آزادی نخواهد بود!!

57:

در اینجا نشان دادن اینکه همخوابگی میان دو آدم بالغ چگونه به همبود (جامعه) آسیب میرساند، از خویشکاری‌ها و وظایف کسانی هست که میخواهند اون را ناقانونی نموده و رفتار ما را کنترل نمايند.


58:

هر جامعه ای را قوانینی هست که آحاد امت ملزم به رعایت اون هستند و آبشخور این فوانین در جوامع گوناگون متفاوت هست و در جامعه ما بنا بر تصمیم پدرانمان در سه دهه پیش شد اسلام و اسلام مخالف اون چیزی هست که فرمودید نمیدانم چه آسیبی می زند برای فهمیدنش با مطالعه قران شروع کنید البته نه از اول از سوره مبارکه نور آغاز کنید .

به فرجام خوبی دست پیدا می کنید .


59:

سخن شما سراسر درست هست.


ولی بیگمان گذشتگان ما از خطا مبری نبوده‌اند و قانون نیز میتواند بد/ناکارآمد/نااخلاقی و گاهی هر سه با هم باشد.



پس در اینجا ما که فرزندان این نیاکان هستیم، میخواهیم بدانیم که با چه فرنود و منطقی همخوابگی دو آدم بالغ به همبود و جامعه آسیب میرساند و بر پایه چه هستدلالی اونرا ناقانونی کرده‌اند.


60:

شخصا با لفظ هرزگی موافقم نیستم.افراد آزادند و این حق را دارند که هر گونه مایلند روابط اولیه و شخصی خود را بربرنامه نمايند.شاید فردی (چه خانم یا آقا)بخواهد روابط متعدد جنسی داشته باشد بر او ایرادی وارد نیست چون این مساله در حوزه شخصی اوست.ما نمیتوانیم برای دیگران خطی مشی تعیین کنیم.
تنها چیزی که باید توجه کرد اینست که کسی به ناچارو صرفا به دلیل نیاز مالی تن به این کار دهد.زیرا اینگونه روابط اگر بر احساس احساس و لذت نباشد در حکم تجاوز هست و آثار زیانباری بر روح و جسم فرد باقی میگذارد.

در کشور ما زن و مرد ممکن هست به بن بست در زندگی مشترک برسند اما به دلایلی نظیر عدم احساس امنیت (برای بانوان) و ترس از آبرو ریزی(برای آقایان) سعی مینمايند بهر نحوی که شده در دل خود نگه دارند و کسی متوجه نگردد.طلاق همواره خط خوردن نام یکی از شناسنامه نیست گاهی افراد زیر یک سقف زندگی می نمايند اما سالهاست که از هم طلاق عاطفی گرفته اند.اینجاست که زن و مرد برای جبران نیازهای روحی و روانی خود به جایگاهی بجز خانواده روی می آورند.
اما در جوامع پیشرفته این ترسها بیمورد هست.زن میداند که طلاق چیزی ازشخصیت او کم نمیکند.نگاه پلیدی به او نمیشود.جامعه او را حمایت میکند ،پس تا وقتیکه به همسرش علاقه دارد با او زندگی میکند.

دیگر خبری از خیانت نیست.او میتواند طلاق بگیرد و نیاز نیست که به التماس بیفتد که تو را بخدا گناه دارم،مرا طلاق بده

61:

بله ولی در اون کشتی بجای جامعه،افکار فاشیستی برنامه دارند.
با این حساب جوامع غربی یک چند هزار متری در زیر آب هستند،بگذریم از سایر جوامع و قبایل مخالف نظر شما که پايه ن از اول زیر آب بسر میبرده اند،همچنین هست ترکیه که خیل ایرانیان امروزه بسوی اون برای تفریح و (غواصی) !! سرازیر هستند.


نقاط شناور بر آب هم میشوند حجاز و ایران

62:

شفرمود انگیز هست!
چرا؟
با این حساب جوامع غربی یک چند هزار متری در زیر آب هستند
خیر ، انگاره تان{تصورتان} از همبود{جامعه} باختری{غربی} نادرست هست،چنین چیزی را در فیلم ها دیده اید.
مگر گمان میکنید امت در باختر{غرب} همانگونه که در خیابان پفک نمکی میخورند با هم به معاشقه و عمل جنسی میپردازند؟
خیر گرامی اونجا هم اگر محدود نبود، به روشنی اکنون همبودشان از هم پاشیده و نسلشان بر اثر نابودی خانواده از میان رفته بود و ما در داستان ها از اونها یاد میکردیم!
چیزی که در فیلم ها مینمایند که خود فَرهود{حقیقت} نیست!
حقه باز ها ما را سیاه مینمايند!
اونجا هم داتها{قوانین} و فرهنگ و اخلاقیات پافت میشود!
فرضن اگرچه کسی برایشان "النکاه سنتی.." نخواند اما وقتی دو تن با هم رفتند زیر یک سقف دیگر اجازه ورود نفر سوم و چهارم و پنجم و....

را نمیدهند!
فکر کردید که باختر زمین {مغرب زمین} فاحشه خانه هست؟
یا اونجا را با بهشت و حوری هایش ایرنگ{اشتباه} گرفته اید، که فکر کردید بریم اونجا پیشنهاد بدیم ،و اونها هم به آسانی بپذیرند و بریم با هم معاشقه کنیم.
یقین بدانید که سر پا ماندن اون همبود به علت همین آسان نبودن بیش از اندازه{حد} هست و اینکه چندان آزاد و رها هم نیستند.
-------
پارسی نویسی:
یقین/علت/معاشقه/اخلاقیات/محدود/بر اثر/عمل/جنسی

63:

آری باید رفتار شما و من هم در اندازه مناسب ، کنترل شود چرا از اون میترسید؟
برای نمونه کشتی را بِاِنگارید:
در کشتی شما صاحب جای خود هستید،اما آیا بنگر شما سوراخ کردن بدنه کشتی در جایی که شما نشسته اید، عقلانی هست و مثلن شما آزاد بوده اید؟؟
خیر
ناخدا جور دیگری با شما رفتار خواهد کرد یا حتا از کشتی یبرون می اندازندتان.
پس همبود ما یک جنگل نیست.
بلکه همان کشتی هست که در راستای هدفی در حرکت هست.
و آزادی در داتِ کشتی از آزادی در داتِ{قانون} جنگل محدودتر هست.
-------------
پارسی نویسی:
مناسب/کنترل/صاحب/مثلن/حرکت/محدود/حتا/

64:

خیر، دخترها از روی فرنودهای ژنتیکی همیشه گرایش کمتری به همخوابگی نشان میدهند، ولی سکسهای آزاد و بی قید و بند (one night stand) نیز فراوانند، بویژه در پایان هفته و روزهای تعطیل.



کشتی هم میبینیم که غرق نمیشود که هیچ، از ما هم روز به روز بیشتر پیشرفت مینمايند.



پ.ن.
  • ؟ = یقیین
  • شَوند، آوَند = علت
  • همخوابگی، دلدادگی، همآغوشی، همبستری، … = معاشقه
  • مرزمند، کرانمند = محدود؛ حد = کران؛
  • اثر = هَنود؛ هناییدن = اثر گذاشتن
  • کُنش = عمل؛ کنیدن = to act؛ کنش = action
  • گُنیک = جنسی؛ گُن = جنس

65:

خب درخواست ما هم این بود که "آسیبمندی" همخوابگی میان دو آدم بالغ را نشان دهید.


برای نمونه، ما میگوییم کشتن در همبود بد هست، چرا که اگر هرکس بتواند آزادانه دیگران را بکشد، امنیت بسیار کم شده و زندگی بر همگان سخت میشود.



اکنون، برای ما بگویید چرا همخوابگی میان یک دختر و پسر که عاشق و دلداده () یکدیگر هستند به همبود آسیب میرساند؟

پارسی نویسی:
مناسب/کنترل/صاحب/مثلن/حرکت/محدود/حتا/
[/quote]
  • فراخور = مناسب؛ درخور = قابل، حائر اهمیت
  • کنترل = مهار
  • دارنده = صاحب
  • نمونه ای = مثلن
  • جُنبش = حرکت؛ جُنبیدن = حرکت کردن

"حتا" واژه سختی هست، بجای اون بسته به بافتار میتوان از واژگان زیر سود برد:
تا - تا اونجاکه - با این که - تا انجا که - تا جایی که - هرچند

66:

متوجه من نشدید،مقصود من این هست که اونها که از این سخنان برای تعیین تکلیف در امور شخصی دیگران دم میزنند(تمامیتخواهان) نگران منافع و تعصبات مزخرف خودشان هستند نه انتقراض جامعه.نشان به این نشان که دلیلی هم ندارند برای ارائه جز نگهداشت تعصبات قبلی

خیر ، انگاره تان{تصورتان} از همبود{جامعه} باختری{غربی} نادرست هست،چنین چیزی را در فیلم ها دیده اید.
مگر گمان میکنید امت در باختر{غرب} همانگونه که در خیابان پفک نمکی میخورند با هم به معاشقه و عمل جنسی میپردازند؟
خیر گرامی اونجا هم اگر محدود نبود، به روشنی اکنون همبودشان از هم پاشیده و نسلشان بر اثر نابودی خانواده از میان رفته بود و ما در داستان ها از اونها یاد میکردیم!
چیزی که در فیلم ها مینمایند که خود فَرهود{حقیقت} نیست!
حقه باز ها ما را سیاه مینمايند!
اونجا هم داتها{قوانین} و فرهنگ و اخلاقیات پافت میشود!
فرضن اگرچه کسی برایشان "النکاه سنتی.." نخواند اما وقتی دو تن با هم رفتند زیر یک سقف دیگر اجازه ورود نفر سوم و چهارم و پنجم و....

را نمیدهند!
فکر کردید که باختر زمین {مغرب زمین} فاحشه خانه هست؟
یا اونجا را با بهشت و حوری هایش ایرنگ{اشتباه} گرفته اید، که فکر کردید بریم اونجا پیشنهاد بدیم ،و اونها هم به آسانی بپذیرند و بریم با هم معاشقه کنیم.
یقین بدانید که سر پا ماندن اون همبود به علت همین آسان نبودن بیش از اندازه{حد} هست و اینکه چندان آزاد و رها هم نیستند.

خیر نازنین شما،زیادی فیلمها تئوری توطئه دیده اید.
ما میگوییم برقرای یا بربرنامه نکردن رابطه بین افراد ربطی به دولت ندارد(همانطور که در غرب قانون چنین حقی ندارد،مگر اینکه شما فکر میکنید اونجا گشت ارشاد دارند و با فیلمهایشان میخواهند به مشرق زمین القا نمايند که ندارند و نصل اونها را منقرض نمايند !!).انسانها هر اونطور که بخواهد (موافقت طرفین) رفتار میکند ،خواه با یک نفر،خواه با 10 نفر.شهروندان هم آزاد هستند خود روش زندگی خود را انتخاب نمايند.


اونکس که بدنبال کنترل رفتار جنسی و اتاق خواب انسانهای بالغست مشکل هست.نه معاشقه دو دلداده.


67:

انسانها هر اونطور که بخواهد (موافقت طرفین) رفتار میکند ،خواه با یک نفر،خواه با 10 نفر.شهروندان هم آزاد هستند خود روش زندگی خود را انتخاب نمايند.


اونکس که بدنبال کنترل رفتار جنسی و اتاق خواب انسانهای بالغست مشکل هست.نه معاشقه دو دلداده.

پس شما دوستانِ مخالف عشق و دلدادگی را فقط در کنش گُنیک{عمل جنسی} میبینید!
آیا به نگر شما یک مادر که عاشق نوزاد خویش هست میخواهد با او همخوابه شود؟!
به روشنی چنین نیست!
و این بی پایه بودن سخن شما دوستان را در "عاشق و دلداده" معرفی کردن اون دختر و پسر، نمایان میسازد.
بهتر نیست بجای دلداده و عاشق به اون دو بگوییم"آلت جنسی داده!"؟؟!!
آیا درست هست که به دو تن که فقط یک ساعت در آخر هفته با هم هستند (در حال همخوابگی) بگوییم عاشق و دلداده؟
به روشنی شما مفهوم عشق را در نیافتید و اون را با لذت خوردن قورمه سبزی همتراز کرده اید!!
عشق مفهومی متفاوت هست دوستان!
اگر در روز بتوان به نوبت عاشق 10 نفر شد، که این خود سبب شکست{نقض} مفهوم عشق میشود!!!
پس این تمایل{علاقه} گُنیک{جنسی} چیزیست متفاوت از عشق (1)
------------------------------------------------
ما در کشتی هستیم
و اگر من میل داشته باشم که جایگاه خویش را سوراخ کنم بی شک همه کشتی تباه خواهد شد.
و ناخدای کشتی(دولت) آزادی های ما را کرانمند{محدود} میسازد(آزادی جنگل===>آزادی همبود/کشتی) تا از تباه شدن کشتی و سرنشینان جلوگیری نماید.
این وقتی خنده دار هست که مسافرین، وی(دولت) را برای این مراقبت و انجام وظیفه بازخواست نمايند!
و بگویند به تو ربطی ندارد ناخدا(دولت) من دلم میخواهدجای خویش را سوراخ کنم چرا که آزادم و از این آزادی لذت میبرم!!!!

اما این مسافر فراموش کرده که خود با اراده و میل خویش بدان کشتی سوار گردیده تا به مقصدی نو برسد (چر چند میتواند قوانین ناخدا را قبول نکند و به جنگلی که از اون آمده بازگردد)،
و این ناخدا برای انجام وظیفه اش بایستی بر آزادی ها، لذت ها و کنش های مسافرین نظارت داشته باشد.(2)
-----------------------------------------------
اکنون، برای ما بگویید چرا همخوابگی میان یک دختر و پسر که عاشق و دلداده () یکدیگر هستند به همبود آسیب میرساند؟
پس تا اینجا بر پايه (1)و(2) شد:
"اکنون برای ما بگویید چرا همخوابگی میان یک دختر و پسر برای بهره مندی از لذت جنسی به همبود آسیب میرساند"
پرسش شما کمی کرانمند هست و سایر دوستان به همخوابگی آزادانه تک های{افراد} متاهل هم نگر داشتند، پس چنین میشود:
"اکنون برای ما بگویید چگونه همخوابگی زن و مرد به همبود اسیب میرساند"

این همخوابگی وقتی که به دختر و پسر کرانمند شود، همبود{جامعه} را غرق نمیسازد اما بتدریج و با براورده شدن نیاز گُنیک{جنسی} بدون ایجاد{تشکیل} خانواده و احساس مسئولیت های اون سبب موارد زیر مشود:
1.کمرنگ شدن نهاد خانواده
2.کم شدن نرخ رشد همبود{جمعیت} در ازای مرگ و میر
3.افزایش شمار{تعداد} کودکان بی سرپرست(و نا مشروع)
4.افزایش سقط جنین(به خوب و بدش کار نداریم)
5.افزایش احتمال آسیب پذیری مادری (یا پدری) که بخواهد فرزند خود را به تنهایی نگه دارد و رشد دهد
6.رشد نکردن متناسب روان چنین کودکانی (و احساس کمبود همیشگی یکی از والدین)
7.سر خوردهگی نسل آینده(در درازمدت) و عدم تمایل به تشکیل خانواده
8.پر رنگ شدن همه مشکلها بالا در نتیجه این نسل آسیب دیده
9.افزایش گرایش به همجنس گرایی
10.نرخ منفی رشد جمعیت
11.نابودی{انقراض} نسل بشر در داز مدت!!!

اما ممکنه بگید که این زوج به هم عشق هم بورزن و فرزندشونو هم بخوان نگه دارن و باهم بزرگ کنن(چینش ویژه) اما هر از گاهی هم بخوان با تک های دیگه ای همخوابه بشن، این میشه چیزی که من خوشم نمیاد اما اگه شما خوشتون میاد، من سد راه همسرتون نخواهم شد که با دیگران همخوابه نشه، ولی به همسر خودم چنین اجازه ای نمیدم (اگر هم نخواست جدایی{طلاق})
(بماند که چنین زوجی پیدا نمیکنید که اینچنین رفتاری بکنن و اندیشه{عقل} سالمی هم داشته باشن)
متوجه من نشدید،مقصود من این هست که اونها که از این سخنان برای تعیین تکلیف در امور شخصی دیگران دم میزنند(تمامیتخواهان) نگران منافع و تعصبات مزخرف خودشان هستند نه انتقراض جامعه.نشان به این نشان که دلیلی هم ندارند برای ارائه جز نگهداشت تعصبات قبلی
پس نه تنها دلیل دارند
بلکه دلایل بسیاری دارند!!
اونکس که بدنبال کنترل رفتار جنسی و اتاق خواب انسانهای بالغست مشکل هست.نه معاشقه دو دلداده.

چسباندن بیدلیل برچسب"عاشق و دلداده" به دو بیمار جنسی، قضیه را قشنگ جلوه نمبدهد گرامی
------------------------------------
راهکار من:
1.کاهش سن ازدواج
2.از بین بردن قبح جدایی{طلاق}...(هر وقت دلشون خواست برن با یکی دیگه راحت طلاق بگیرن تا مجبور نشن به علاقه جنسی و زودگذرشون "برچسب عشق" بچسبونن)

البته موافقم با اینکه دولت نباید در جزئی ترین مسائل دخالت کند اما باید یک مسیر پیش روی همبود بگذاره تا مبادا به "قانون جنگل" رو بیارن!
و روشنتر که نگاه کنین همان باختر{غرب} که برای شما آرمان شده در صد زیادی از تکهایش پایبند مسائل اخلاقی و خانوادگی هستند و اینه که تا به امروز دوام آوردند
(هر چند که سرطان همجنسگرایی در باختر داره کم کم از مرحله غیر قابل یازگشت میگذره!!==>مرحله 9)

----------
پارسی نویسی:
لذت/"به تو ربطی ندارد"/متاهل/غرق/احساس مسئولیت/نهاد/سقط جنین/احتمال/والدین/نسل/منفی/مثبت/زوج/سالم/دلیل/دلایل/قضیه/قبح/مجبور شدن/

68:


خیلی عجیب این حرفا از کسی که خودش و مقید به مسایل اخلاقی شرعی میدونه .

ولی در کل باید یه آمار دیگری هم از رشد این مورد در میان خانم های متاهل داشته باشین که حداقل در شهرستان تهران بسیار بسیار این مسئله زیاد شده.


69:

بخش اول رو میگزارم بعهده مهربد گرامی که خطاب به ایشون هست
رابطه دختر و پسر مجرد اونوقت شامل کدام دسته از بیماریهای جنسی (که البته احتمالن منظورتان بیماریها و اختلالات روانی مرتبط با سکشوالیتیست) میشود؟
حتی همجنسگرایی هم امروزه خیلی وقت هست که از لیست بیماریهای روانی خارج شده چه برسد به رابطه آزاد دگرجنسگرایان.
علاوه بر اون حتی بودن در این لیست هم مجوز برای غیر قانونی کردن و سرک کشیدن در زندگی خصوصی امت را در کشورهای لیبرال غربی نمیدهد(به بهانه سوراخ کردن کشتی تعصبات محافظه کاران).
برای شروع خوب هست کمی اینجا رو یک مطالعه بفرمایید از انجمن روانشناسی آمریکا مطالعه فرمایید:
Since 1975, the American Psychological Association has called on psychologists to take the lead in removing the stigma of mental illness that has long been associated with lesbian, gay, and bisexual orientations.

The discipline of psychology is concerned with the well-being of people and groups and therefore with threats to that well-being.

The prejudice and discrimination that people who identify as lesbian, gay, or bisexual regularly experience have been shown to have negative psychological effects.

This pamphlet is designed to provide accurate information for those who want to better understand sexual orientation and the impact of prejudice and discrimination on those who identify as lesbian, gay, or bisexual.

Answers to Your Questions For a Better Understanding of Sexual Orientation & Homosexuality

70:

آزادی یعنی آزادی مخالف
برنامه نیست که ما از هر کاری دفاع کنیم حتما خودمونم اونو انجام بدیم.ممکنه خیلی از کسانی که از آزادی روابط خانما و آقایون دفاع میکنن خودشون هرگز این ارتباطو تجربه نکرده باشن.

ولتر میگه من با تو مخالفم ولی حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت را بزنی.
ما سعی میکنیم که فرهنگ احترام به حریم شخصی و آزادیهای فردی رو گسترش بدیم تامخالفمون هم بتونه اونطور که دوس داره زندگی کنه

71:

پاسخ:
.انسانها هر اونطور که بخواهد (موافقت طرفین) رفتار میکند ،خواه با یک نفر،خواه با 10 نفر.شهروندان هم آزاد هستند خود روش زندگی خود را انتخاب نمايند.

این بیماری هست نه رابطه معقول و عادی گُنیک{جنسی}
هم مجوز برای غیر قانونی کردن و سرک کشیدن در زندگی خصوصی امت را در کشورهای لیبرال غربی نمیدهد(به بهانه سوراخ کردن کشتی تعصبات محافظه کاران).

من کجا چنین چیزی فرمودم؟؟
دقت کنید، فرمودم:
البته موافقم با اینکه دولت نباید در جزئی ترین مسائل دخالت کند اما باید یک مسیر پیش روی همبود بگذاره تا مبادا به "قانون جنگل" رو بیارن!
برای شروع خوب هست کمی اینجا رو یک مطالعه بفرمایید از انجمن روانشناسی آمریکا مطالعه فرمایید:
نقل قول: Since 1975, the american psychological association has called on psychologists to take the lead in removing the stigma of mental illness that has long been associated with lesbian, gay, and bisexual orientations.

The discipline of psychology is concerned with the well-being of people and groups and therefore with threats to that well-being.

The prejudice and discrimination that people who identify as lesbian, gay, or bisexual regularly experience have been shown to have negative psychological effects.

This pamphlet is designed to provide accurate information for those who want to better understand sexual orientation and the impact of prejudice and discrimination on those who identify as lesbian, gay, or bisexual.


فعلن در حال یادگیری پارسی هستیم!
باشد تا بعد.
---------
پارسی نویسی:
معقول/رابطه/عادی/فعلن/حال

72:


خوب بود با فرمودارت منو قانع کردی

73:

ما هم فرمودیم بیماری تعریف دارد و این در لیست اختلالات روانی نیست.
البته موافقم با اینکه دولت نباید در جزئی ترین مسائل دخالت کند اما باید یک مسیر پیش روی همبود بگذاره تا مبادا به "قانون جنگل" رو بیارن!
گرامی ما هم داریم توضیح میدهیم لیبرالیسم خلاصه سخنش اینست که با آزادی دادن و احترام بامت و آزادیهای فردی اونها جنگل بوجود نماید.
دولت باید دخالتش در امور کلان باشد و محدود.مقصودتان ازمسیر پیش پای گذاشتن چیست؟
بالاخره رابطه خارج از ازدواج باید مجازات داشته باشد یا خیر؟
آیا باید اونها را بیمار روانی نامید یا باید بحقوق شهروندیشان احترام گذاشت؟

74:

یاران گرامی !
با نگاهی به گذشته تاریخ اجتماعی متوجه میشویم این قید وبند وحتی محارم به شکل امروزی رواج نداشت وهیچ منعی از روابط جنسی در بین اعضا جامعه نبود وبه مروروقت این قیود معمول شده ودراین اثنا مفهوم خانواده ودیگر نهادهای احتماعی به شکل امروزی شکل گرفته هست

اما علیرغم اینکه این روابط در کشورهای مختلف بصورت بومی نهادینه شده واشکال مختلف به خود گرفته ولی به مرور وقت ناظر تغییرات وتحول اون هستیم
در نهایت در آینده قابل پیش بینی هست نه این روابطی که ما با اخلاقا سعی در حفظ اون هستیم ونه حتی مقوله خانواده وجود خواهند داشت و نفس خود را از دست خواهند داد این روند غیر قابل برگشت و باورش وقبولش برای ما سخت وغیر واقعی مینماید
بنده در اول سخن تاکید داشتم مقوله فحشا(تن فروشی در قبال دریافت پول) را با مقوله روابط خود خواسته جنسی دو فرد مخدوش نکنیم وبا تمایزکردن اونها بتوانیم متمرکز تر فرمودگو ونتیجه بگیریم به هرحال باتاکید براینکه فحشا خودش مقوله مستقلی هست واینطور که به نظر مورد لعن ونفرین برنامه گرفته یک مقوله ای هست که از طرف خیلی از دولت ها وقوانین کاملا قانونی در حال اجراست حتی در کشور ما که داعیه انسان دوستی مون گوش فلک را پرکرده کاملا بصورت قانونی وشرعی معمول هست وبا عنایت به قانون چند همسری وازدواج موقت کاملا مشهودومشخص هست این تن فروشی وبردگی جنسی با کلاه شرعی در حال اجرا ومعمول جامعه ماست

اما درحواشی وضع وحال این زنان نگون بخت که تن به فحشا میدهند میدانیم چقدر توسط مشتریان خود مورد حتی تجاوز وخشونت قرارگرفته ویا در دام اعتیاد وانواع امراض قراردارند که خود تراژدی مجزائی هست
در آخر بازم مخالفت خویش را از عنوان انحرافی این جستارفراخوان میکنم چرا که با پرده پوشی طوری بیان شده هست که هرزگی مردان را عامل این معضل قلمداد کرد ه هست
انگار اینطور تحلیل شود که رشد هستفاده لوازم آرایشی زنان بخاطر لذت بردن مردان از زنان آرایش کرده فرض شود
درست هست مشتری زنان روسپی همین مردان هوسران هستند ولی علت اینکاره شدن زنان این مردان نیستند این نگاه تنگ نظرانه ومحدودی برای علت یابی این مشکل هست علت درشرایط نابسامان اقتصادی و درجائی هست که اکنون در دنیای زندگی میکنیم که هر چیزی رنگ وبوی پول گرفته هست هر چیزی با پول معاوضه میشود وقاچاق پر سود انسان وبزرگترین اسپانسر تشویق این امر در سطح جهانی هست وفقر نقطه ضعف سقوط این زنان در دام این تجارت وبرده کشی در عصر شکوفائی وتمدن وشعار های حقوق بشر

75:

اما اینجور که برایمان تعریف کردید،غرب دارد به همان جنگل نزدیک میشود، جایی که در فصل تولید مثل (آخر هفته یا چند بار در روز) نرها ماده انتخاب میکنن و 1 ساعتی با هم هستند جالبه که شما به این رابطه عشق میگین!!!
ما هم فرمودیم بیماری تعریف دارد و این در لیست اختلالات روانی نیست.

وقتی کسی بر مبنای رابطه عاشقانه 10 بار در روز همخوابگی کند با 10 نفر ، این معنی عشق نمیدهد گرامی، میشود اعتیاد و اعتیاد هم از بیماری های شناخته شده هست...تا کنون معتاد ندیده اید؟؟
دولت باید دخالتش در امور کلان باشد و محدود.مقصودتان ازمسیر پیش پای گذاشتن چیست؟
بر فرض شما میگویید که زنی که ازدواج کرده و 3 فرزند دارد اگر دلش خواست برود 10 با در روز عاشق شود و معاشقه کند و در پایان روز به خانه بیاید و شوهرش به او بگوید:"عزیزم خسته نباشی خوش گذشت؟"
در واقع شما یا دارید برایمان جک میگویید!
یا در یک دنیای فانتزی سیر میکنید!
گرامی اگر زن یا مرد میخواهد برود 10 بار در روز عاشق(همخوابه) شود خب زحمت بکشد قبلش از همسرش جدا شود، چرا که گمان نمیکنم شما خود به همسرتان این اجازه را بدهید!!میدهید؟؟

این میشود حفاظت از خانواده با ارائه دادن مسیر(از طرف دولت/اجتماع/قانون/هر اسمی که بگذارید!)
رابطه خارج از ازدواج به وجود نمیاید که بخواهد مجازات هم بشود اگر اون همخوابه های به قول شما عاشق، با هم ازدواج میکردن(یا حداقل با هم زیر یک سقف بودند مثل اونجلینا جولی و برت پیت، ازدواج فقط یک مراسم سببلیک هستف مهم اینه که این دو نر و ماده به راستی عاشق هم باشن نه فقط برای یک ساعت)
------
پس میبینید که این دو (به قول شما عاشق!) در حقیقت فقط برای یک ساعت همو میخوان و عشقی در کار نیست، فقط یک لذت هست که اگر در اون زیده روی شد، میشود اعتیاد و بیماری
آیا باید اونها را بیمار روانی نامید یا باید بحقوق شهروندیشان احترام گذاشت؟
بیمارند و باید (برای احترام به حقوق شهر وندی بقیه=اکثریت) اونها رو درمان کرد
------
مرد و مردونه جواب بده همسرت با یکی دیگه همخوابه بشه چکار میکنی؟فرض کن جدیدن(واسه یک ساعت) عاشق هم شدن...بهشون "خسته نباشید" میگی؟

76:

این همان مسیر هست که ناخدای ما پیش پای ما گذاشته:
حتی در کشور ما که داعیه انسان دوستی مون گوش فلک را پرکرده کاملا بصورت قانونی وشرعی معمول هست وبا عنایت به قانون چند همسری وازدواج موقت کاملا مشهودومشخص هست این تن فروشی وبردگی جنسی با کلاه شرعی در حال اجرا ومعمول جامعه ماست

77:

دوستای گرامی تجاوز بحثش با روسپی گری فرق داره این رو فرمودم که بازم بگم تا عرضه نیاشه تقاضا سخت میشه

78:

ما داریم توضیح میدهیم که عاشقانه بودن یا نبودن رابطه انسانها ربطی به بقیه ندارد.
و البته عشق از دید تنگ شما در چیزی بجز رابطه ازدواج بسبک محافظه کاران وجود ندارد.
وقتی کسی بر مبنای رابطه عاشقانه 10 بار در روز همخوابگی کند با 10 نفر ، این معنی عشق نمیدهد گرامی، میشود اعتیاد و اعتیاد هم از بیماری های شناخته شده هست...تا کنون معتاد ندیده اید؟؟
نشان دادیم روانشناسان همجنسگرایی را هم بیماری روانی نمیدانند دیگر.افراد بیمار هم تازه حقوق شهروندیشان محترم هست و حوزه خصوصیشان بکسی ربطی پیدا نمیکند.
بر فرض شما میگویید که زنی که ازدواج کرده و 3 فرزند دارد اگر دلش خواست برود 10 با در روز عاشق شود و معاشقه کند و در پایان روز به خانه بیاید و شوهرش به او بگوید:"عزیزم خسته نباشی خوش گذشت؟"
در واقع شما یا دارید برایمان جک میگویید!
یا در یک دنیای فانتزی سیر میکنید!
گرامی اگر زن یا مرد میخواهد برود 10 بار در روز عاشق(همخوابه) شود خب زحمت بکشد قبلش از همسرش جدا شود، چرا که گمان نمیکنم شما خود به همسرتان این اجازه را بدهید!!میدهید؟؟

این میشود حفاظت از خانواده با ارائه دادن مسیر(از طرف دولت/اجتماع/قانون/هر اسمی که بگذارید!)
رابطه خارج از ازدواج به وجود نمیاید که بخواهد مجازات هم بشود اگر اون همخوابه های به قول شما عاشق، با هم ازدواج میکردن(یا حداقل با هم زیر یک سقف بودند مثل اونجلینا جولی و برت پیت، ازدواج فقط یک مراسم سببلیک هستف مهم اینه که این دو نر و ماده به راستی عاشق هم باشن نه فقط برای یک ساعت)
------
پس میبینید که این دو (به قول شما عاشق!) در حقیقت فقط برای یک ساعت همو میخوان و عشقی در کار نیست، فقط یک لذت هست که اگر در اون زیده روی شد، میشود اعتیاد و بیماری
بیمارند و باید (برای احترام به حقوق شهر وندی بقیه=اکثریت) اونها رو درمان کرد
------
مرد و مردونه جواب بده همسرت با یکی دیگه همخوابه بشه چکار میکنی؟فرض کن جدیدن(واسه یک ساعت) عاشق هم شدن...بهشون "خسته نباشید" میگی؟
مغالطه نفرمایید،ما از همان ابتدای بحث فرمودیم که خیانت در یک رابطه بحث جداییست.ما داریم در مورد افراد غیر متعهل فرمودگو میکنیم.
تعهد و خیانت هم مقوله ایست شخصی بین یک زوج به من و شما دولت ربطی ندارد.
باز هم تکرار میکنم این برچسب زدنها (علاوه بر بی پایه بودن) توهین به این افراد هست و فاشیستی.


79:

راسل ، آزادی فردی را تعریف کنید تا با نگر شما آگه شویم .

نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
خیلی ساده هست،دزدی از فروشگاه جزو آزادی ها فردی نیست.رابطه دو نفر انسان عاقل و بالغ طبق توافق دو طرف جزو آزادیهای فردیست بکس دیگری پايه ن ربطی پیدا نمیکند که بخواهد آسیب بزند یا نزند،دزدی آسیب مستقیم هست به مال افراد دیگر جامعه.پايه ن این دو نه در تئوری ربطی بهم دارند و نه در عمل.اگر چنین چیزی صحت داشت باید کشورهای اروپایی و غربی غرق در دزدی بودند در حالی که آمار و حتی یک نگاه ساده و عادی چیزی دیگری را نشان میدهد.
این توافق با کدام میزان ، معیار اجتماعی و عرف و سنت رایج در جامعه ، یا هر کس با معیار عقلی خودش
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
بحث چماق یا هویج نیست.قانون اگر قانون هست ضمانت اجرایی میخواهد.نصیحت پدرانه که نیست،قانون هست.سوال این هست که قانون تا چه حد در امور امت و آزادیهای فردی اونها دخالت کند.
ضمانت اجرایی قانون ، از نگر شما چگونه باید باشد .



نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
معاسقه ده نفر در معیت یکنفر هم اگر هر 11 نفر عاقل و بالغ باشند و توافق کرده باشند و آزادانه به اون تن دهند من نمیبینم چه مشکلی ایجاد میکند.
با عقل شما، هیچ اشکالی ندارد .



نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
صحبت ما این هست که پايه ن جامعه برنامه هست باشد که به فرد خدمت کند،نه اینکه در خصوصیترین و شخصی ترین امور فرد دخالت کند به بهانه خدمت بجامعه(که نمیدانیم این چگونه خدمتیست)
اشتباه شما در این هست ، نهادها و ارگانهای نظارتی ، کنترلی ، خدماتی ، در جامعه موظف به خدمت به امت هستند و فرد نیز در دل اون منتفع می شود مثل قوانین راهنمایی و رانندگی ، مثل قوانین قضایی و ...

جامعه با ابزارهای که در اختیار دارد در خدمت امت هست اما فرد در خدمت جامعه هست .

80:

درودrussell گرامي
سپاس از پاسختون
خوب شما در اين بند يك اشاره مستقيم به مبحث غرايز افراد داشتيد.
ميشه لطفا اون قسمت از خواستهاي انساني كه ارتباط مستقيم با
غرايزشان دارد و شما اونها را اخلاقي قلمداد نمي كنيد را مثال بزنيد؟
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
آزادی فردی تعریف دارد،برای همین هم نام اون آزادی فردیست نه آزادی.گرامی اینها ذهنیت یکسری افراد تمامیتخواه و محافظه کار مرتجع هست که در جامعه پخش کرده اند تا امت را بترسانند که اگر بحقوق انسانها احترام گذاشته شود میشود محشر کبری.
خوب ببينيد من فعلابا دولتها و حاكمان و قوانين بحثي ندارم! چه از اين نظر
كه اونها بعضا اگر قصد مي كنند ابرايشانش را درست كنند از اين سمت چشمش
را هم در مي آورند!پس فعلا رايشانكردهاي مثلا قانوني اين موضوع را محكم تر از اين
صحبتها رد مي كنم!
در حال حاضر بنده دنبال يك هستدلال عقلاني براي اين افعالي كه فرموديد هستم.
دنبال اين كه بر چه هستدلالي روابط بين (فرضا) هم جنس بازان را
داريم يك ارتباط معقولانه تلقي مي كنيم!!!
حال گيرم در اين بين محققان كشورهاي اروپايي به نتايجي هم دست
يافته باشند من و شما (نوعي)چه هستدلالي از اين موضوع داريم!
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
خیلی ساده هست،دزدی از فروشگاه جزو آزادی ها فردی نیست.
ولي دزد ماجرا گرسنه بوده هست! و دزدي او شامل لوازم برقي و لوكس و...
نمي شده هست اين دزد مورد بحث فقط مواد غذايي دزديده هست چون شكمش
گرسنه هست!تكليف چيست؟
مي شود ادعا كرد او يك خلاف كار هست و...
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
رابطه دو نفر انسان عاقل و بالغ طبق توافق دو طرف جزو آزادیهای فردیست بکس دیگری پايه ن ربطی پیدا نمیکند که بخواهد آسیب بزند یا نزند،
يك روسپي هم به واسطه يك محرك از نوع نياز مالي تن فروش مي كند!!!
بالاخره خوب يا بد اينجا هم توافقي شكل گرفته هست!
كدام روسپي را كشان كشان به قتلگاه برده اند؟
آيا بايد ادعا كنيم وقتي توافق شده پس روسپي گري هم مشروعيت
پيدا مي كند و به كسي ربطي ندارد؟
البته پر واضح هست كه به كسي ارتباط ندارد ولي نمي توان از آسيب هاي اجتماعي
بعدي اون چشم پوشي كرد! همان دودي كه برنامه هست بعدها و بعدها در
چشم من و شماي نوعي برود كه در واقع نه سر پياز هستيم نه ته پياز ولي
موقعي كه برنامه هست اين نتايج شامل حال امتان شود تر و خشك را باهم
مي سوزاند!
آيا بنده در جايگاه يك شهروند حق ندارم دغدغه خاطري داشته باشم؟
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
بحث چماق یا هویج نیست.قانون اگر قانون هست ضمانت اجرایی میخواهد.نصیحت پدرانه که نیست،قانون هست.سوال این هست که قانون تا چه حد در امور امت و آزادیهای فردی اونها دخالت کند.
قانون در امورات فردي نبايد دخالت كند ولي بايد زير ساخت ها را
طوري پايه ريزي نمايد كه نا هنجاريهاي فردي ليبل قانون مداري را
صاحب نشوند!فرق زيادي بين چوب و چماق قانوني با عملكردهاي
زير ساختي وجود دارد! در اولي فقط صورت مسئله پاك مي شود و
خود مسئله در خفا پروارتر مي شود ولي در دومي كار ريشه اي
انجام شده هست و خود امتان توانايي تميز دادن تمام مسائل ريز و درشت
خود را دارند و ديگر نيازي نيست نسبت به اون عده قليل هنجار شكن دغدغه اونچناني
داشته باشيم چرا كه انزواي خودساخته خودشان اونها را از پا در خواهد اورد
فرضا عليرغم قانوني بودن قانون صيغه و ...شما كمتر شخص متاهلي را
پيدا مي كنيد كه در معيت همسرش صيغه هاي قانوني هم اختيار بكند و با
كمال بي شرمي در بين امت در بوق و كرنا خبر بدهد!اين افراد هر چقدر هم
به ظاهر كارشان قانوني باشد عرف و باور امت باعث مي شود در انزواي دروني
خود گرفتار شوند و هرگز رايشان آسايش به خود نبينند و تمام عمر بنده هوسشان
باشند! همين براي اين افراد هنجار شكن كافيست برنامه نيست چماقي هم بالاي
سرشان برنامه بگيرد!
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
معاسقه ده نفر در معیت یکنفر هم اگر هر 11 نفر عاقل و بالغ باشند و توافق کرده باشند و آزادانه به اون تن دهند من نمیبینم چه مشکلی ایجاد میکند.
بنده هم دوست دارم شيشه و هروئين و كراك بكشم!
جسم خودم هست و به هيچ شخصي ارتباط پيدا نمي كند!!!آيا صحيح هست؟
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
اونکه دوست دارد میرود ازدواج میکند،انکه نخواست دوستی،اونکه نخواست هم هر جور دوست داشت،صحبت ما این هست که پايه ن جامعه برنامه هست باشد که به فرد خدمت کند،نه اینکه در خصوصیترین و شخصی ترین امور فرد دخالت کند به بهانه خدمت بجامعه(که نمیدانیم این چگونه خدمتیست)
كاري با اجتماع خودمان ندارم
ولي يك اجتماع ايده آل كمترين كاري كه برنامه هست اجرا کند آسيب شناسي
و پيدا كردن علت و معلول هاي هر پديده اي هست!
به هر حال ما (انسانها) سپس خانواده شخصي خودمان يك خانواده بزرگتري تحت
عنوان اجتماع را هم تشكيل مي دهيم كه براي بودن در چنين خانواده اي و براي
بسط دادن تمام زنجيرهاي اتصالي ان به هم ناگذير از شناسايي برخي شرایط تخريبي
موضوعات مختلف هستيم .
ولي تمام اين مسائل وظيفه كارشناسان و آسيب شناسان و كساني هست كه اهل
فن اين علوم هستند نمي توان به قطع فرمود كه اجتماع بايد رسيدگي بكند يا خير!
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
چرا قیاس مع الفارق هست دوست گرامی؟
مگر ما آدم نیستیم یا از مریخ آمده ایم.
چون هيچ چيز در اين اجتماع سر جاي خود برنامه ندارد!
حجاز ديگه بدتر ...باز صد رحمت به ما
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
برای اونها هم این مسائل از ابتدا نبوده،در قرون وسطی اونها هم وضعی بهتر از وضع ما نداشتند.اونجا هم کشیشهاشان از همین حرفها میزدند.ولی بحقوق انسانها بها دادند دیدیم که بد که نشد که هیچ بسیار برای وضع اخلاق و پیشرفت اجتماعی و رفاهشان بهتر هم شد.
دلیل خیلی ابتدا و ساده اش هم مهاجرت گسترده امت خودمان هست به اونجا.خود نشان میدهد که در کجا زندگی بهتری امکان دارد.
ببينيد زندگي و امورات خوب داشتن يك بحث جداست كه با اين
موضوع (صرف)مورد بحث نمي توان به دلايل اون پي برد !اون چيزي كه اجتماع ما را
دگرگون ساخته صرفا مسائل غريزي نيست!اينكه جوامع غربي چه دارند و
چه ندارند و ما چه داريم و كجا برنامه گرفته ايم نشان از اين نيست كه چون اونها
با مسائل غريزي ريلكس برخورد كردند پس تمام مشكلاتشان مرتفع شده هست در
نتيجه اگر ما هم چنين كنيم چنان خواهيم شد!!!
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
کسی برنامه نیست چیزی غیر مشروع و غیر منطقی را مشروع و منطقی جا بزند.مشروعیت و اخلاقی بودن یک مساله نتیجه اندیشه و ذهن باز و مطالعه جوامع انسانیست،مخصوصن نگاه کردن به جوامع دیگر.یکی از دلایل این تغییر نگرش در غرب همین سفر به نقاط مختلف و آشنایی با فرهنگ های مختلف بوده.اینکه بدانیم اون فرهنگی که دراون بزرگ شده ایم مرکز عالم نیست و طور دیگر هم میشود زندگی کرد خیلی میتواند کمک کند.
الان تايشان اين اجتماع با معتادان مواد مخدر با مسامحه رفتار مي شود!
تصور مي كنيد كار خوبي مي كنند؟
اينم يك نمونه از آزادي هاي فردي:

‹‹پايگاه خبري فرانسه نوشت: "بارني فرانک" نماينده همايش آمريکا با جيم ردي شريک جنسي خود ازدواج کرد و ايشان اولينعضو همجنس باز همايش آمريکاست که با يک مرد ديگر به طور رسمي ازدواج مي نمايد.

روزنامه بوستون گلوب در ادامه فراخوان نمود اين دو مرد در حومه بوستون و در مراسمي با حضور دوال پاتريک فرماندار ايالت ماساچوست و 300 تن از دوستان و نزديکان با يکديگر ازدواج کردند.



تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود

به نوشته روزنامه بوستون گلوب ، جان کري سناتور آمريکايي و نانسي پلوسي رهبر دموکراتهاي مجلس نمايندگان آمريکا نيز در اين مراسم حضور داشتند.



بارني فرانک نماينده دموکرات همايش آمريکا که72 سال دارد از سال 1981 در همايش اين کشور مشغول فعاليت هست و يکي از اولينسياستمداراني هست که گرايش همجنس گرايانه ايشان از قبل علني بود.


جيم ردي نيز با42سال سن ساکن ايالت مين آمريکاست و فعاليت کوچک تجاري دارد.››


نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
مطمئن باشید نه تنها سو تفاهمی وجود نداره بلکه من از بحث با شما بسیار لذت میبرم،و کاملن موافقم که یحث صداقانه بسیار بهتر از تعارفات بیهوده هست.

من هم خوشحالم كه گارد تدافعي نداريد و در جايگاه يك موافق و يك مخالف بي غرض
مي توانيم در يك فضاي محترمانه فرمودگو كنيم

81:

درود
خوب شما در اين بند يك اشاره مستقيم به مبحث غرايز افراد داشتيد.
ميشه لطفا اون قسمت از خواستهاي انساني كه ارتباط مستقيم با
غرايزشان دارد و شما اونها را اخلاقي قلمداد نمي كنيد را مثال بزنيد؟
من اون عبارت غریزه را از شما نقل کردن،سخن من این بود که اصلن مساله غریزی یا غریزی نبودن مهم نیست اینجا.
البته طبیعی بودن یا نبودن میتواند مهم باشد و هست ولی اونهم باز هستدلال کافی را برای اخلاقی یا نااخلاقی بودن بما نمیدهد.
خوب ببينيد من با دولتها و حاكمان و قوانين بحثي ندارم! چه از اين نظر
كه اونها اگر قصد مي كنند ابرايشانش را درست كنند از اين سمت چشمش
را هم در مي آورند!پس رايشانكردهاي مثلا قانوني اين موضوع را محكم تر از اين
صحبتها رد مي كنم.

بسیار عالی.
بنده دنبال يك هستدلال عقلاني براي اين افعالي كه فرموديد هستم.
دنبال اين كه بر چه هستدلالي روابط بين (فرضا) هم جنس بازان را
داريم يك ارتباط معقولانه تلقي مي كنيم!!!
حال گيرم در اين بين محققان كشورهاي اروپايي به نتايجي هم دست
يافته باشند من و شما (نوعي)چه هستدلالي از اين موضوع داريم!
ببینید
یک سوال این هست که آیا رابطه همجنسگرایان اخلاقیست یا خیر؟
(و البته از اون هم میتوان درباره قانونی یا قانونی نبودن اون بحث کرد که موافقت فرمودید که دخالت دولت در این مسائل کارها را بدتر میکند)
یک سوال دیگر این هست که آیا همنجنس گرایی طبیعیست یا خیر؟
جواب این دو سوال لزومن نتیجه یکدیگر را معلوم نمینمايند.
در جواب به سوال اول باید ببینیم همنجسگرایی دو نفر به چه کسی آسیب میرساند؟
اگر فرض کنیم که حتی آسیب میزند(که نمیزند) حال آیا این خود فرد نیست که حق دارد درباره اون تصمیم گیری کند.
اما در جواب بسوال دوم باید عرض کنم که همنجسگرایی و دگرجنسگرایی اتفاقن مفاهیم جدیدی هستند.این تقسیم بندی ها در بسیاری از جوامع شناخته شده انسای باین شکل پايه ن نیست.مثلن همین عشق افلاطونی که از اون سخن میرود ریشه در سننی در یونان باستان دارد که از نگاه مای امروزی در دایره همنجسگرایی برنامه میگیرد.و جالب هست خلاف اون و نبود این سنت در سایر جوامع برایشان عجیب هست.همینطور هست مثلن در سنت دفن مردگان توسط اونها و آشنایی با هندوها و وحشت از فهم اینکه اونها مردگان خود را میسوزانند.از این نگر تفاوتها فرهنگی
از نظر بیولوژیکی هم ما میدانیم که بساری از افراد این گرایش را دارند و دست خودشان هم نیست.بسیار سعی کرده اند در طول تاریخ غرب انها را با روشهای وحشتناک بقول خود اونها درمان نمايند و نتوانستند.% این افراد در اجتماع هم متفاوت هست،ولی عدد معروف که همه از اون سخن میگویند(و لزومن دقیقترین نیست) 7 % هست.شما اگر همین را ضرب در جمعیت ایران بکنید متوجه میشوید که چه تعداد زیادی میشود.
و البته این رفتارها در میان حیوانات هم گویا مشاهده شده.
اهمیت و نیروی این حقیقت به این حد هست که دانشمندان بدنبال یافتن توضیحی فرگشتی برای بقای چنین ژنی میگردند.مثلن یک تئوری (که بگمانم رد شده باشد) هست که این افراد علاقه بیشتری در محافظت از عموزاده های خود دارند و این امکان بقای ژن اونها را داده.
ولي دزد ماجرا گرسنه بوده هست! و دزدي او شامل لوازم برقي و لوكس و...
نمي شده هست اين دزد مورد بحث فقط مواد غذايي دزديده هست چون شكمش
گرسنه هست!تكليف چيست؟
مي شود ادعا كرد او يك خلاف كار هست و...

ببینید اینجا مساله برسمیت شناخته شدن یکسری حقوق فردی توسط قانون هست بنابر فلسفه لیبرالیسم از ابتدا تا کنون و این حقوق فردی خدشه ناپذیر قلمداد میشوند و دست درازی دولت به اونها چه مشروع و چه نامشروع ممنوع قلمداد میشود.حالا که این حقوق دقیقن چیستند مخل بحث میتواند باشد و اینکه بر چه پايه به این حقوق مشروعیت بخشیده شده.
مسلمن میتوان فرمود که حق دزدی در دیگران بین اونها نیست.
این حق سیر کردن شکم در مورد خاص و برسمیت شناخته شدن مالکیت بطور خاص در اینجا ایرادیست که از دیرباز به لیبرالیسم گرفته شده توسط سوسیالیستها که البته بحث کوچکی هم نیست و من هم در جایگاه جواب به اون نیستم،ولی این به اصل بحث ما که درباره آزادیهای دیگریست و در کل مفهوم آزادیهای فردی خدشه ای وارد نمیکند.
يك روسپي هم به واسطه يك محرك از نوع نياز مالي تن فروش مي كند!!!
بالاخره خوب يا بد اينجا هم توافقي شكل گرفته هست!
كدام روسپي را كشان كشان به قتلگاه برده اند؟
آيا بايد ادعا كنيم وقتي توافق شده پس روسپي گري هم مشروعيت
پيدا مي كند و به كسي ربطي ندارد؟
البته پر واضح هست كه به كسي ارتباط ندارد ولي نمي توان از آسيب هاي اجتماعي
بعدي اون چشم پوشي كرد! همان دودي كه برنامه هست بعدها و بعدها در
چشم من و شماي نوعي برود كه در واقع نه سر پياز هستيم نه ته پياز ولي
موقعي كه برنامه هست اين نتايج شامل حال امتان شود تر و خشك را باهم
مي سوزاند!
آيا بنده در جايگاه يك شهروند حق ندارم دغدغه خاطري داشته باشم؟
از دید لیبرال خیر مشکلی ندارد،توجه کنید اینجا رد و بدل شدن پول درمیان هست و مسائل اون هم متفاوت.
در اینجا هستدلال های مخالفین هم متفاوت هست با روابط آزاد افراد.ولی ان دودی که شما میفرمایید وجود ندارد که در چشم کسی برود.
قانون در امورات فردي نبايد دخالت كند ولي بايد زير ساخت ها را
طوري پايه ريزي نمايد كه نا هنجاريهاي فردي ليبل قانون مداري را
صاحب نشوند!فرق زيادي بين چوب و چماق قانوني با عملكردهاي
زير ساختي وجود دارد! در اولي فقط صورت مسئله پاك مي شود و
خود مسئله در خفا پروارتر مي شود ولي در دومي كار ريشه اي
انجام شده هست و خود امتان توانايي تميز دادن تمام مسائل ريز و درشت
خود را دارند و ديگر نيازي نيست نسبت به اون عده قليل هنجار شكن دغدغه اونچناني
داشته باشيم چرا كه انزواي خودساخته خودشان اونها را از پا در خواهد اورد
فرضا عليرغم قانوني بودن قانون صيغه و ...شما كمتر شخص متاهلي را
پيدا مي كنيد كه در معيت همسرش صيغه هاي قانوني هم اختيار بكند و با
كمال بي شرمي در بين امت در بوق و كرنا خبر بدهد!اين افراد هر چقدر هم
به ظاهر كارشان قانوني باشد عرف و باور امت باعث مي شود در انزواي دروني
خود گرفتار شوند و هرگز رايشان آسايش به خود نبينند و تمام عمر بنده هوسشان
باشند! همين براي اين افراد هنجار شكن كافيست برنامه نيست چماقي هم بالاي
سرشان برنامه بگيرد!
این باز هم موضوع دیگریست مربوط به رفتار با گروه های خاصی و چیز خوبی هم نیست،شما میفرمایید بجای منع قانونی همجنسگرایی مثلن جامعه (دگرجنسگراها) اونچنان فشار و رفتار تحقیر آمیزی با اونها بکند(که با وجود بسیاری تلاشها هنوز هم حتی در غرب میکند) که زندگی برایشان جهنم شود یا فرار نمايند مثلن یا دغ مرگ شوند.اینجوری خیلی بهتر هست و قانونی هم وضع نمیشود.
همین معضل در جوامع دیگری مثل اقلیتهای خارجی و نژادی و...

متاسفانه وجود دارد و با وجود قانون هنوز وجود دارند.قضاوت درباره اخلاقی یا ناخلاقی بودن اون با خودتان.
وقتی ما خودمان اونرا نااخلاقی میدانیم مثل همین صیغه خوشحال میشویم ولی وقتی همین رفتار برای یک اقلیت دیگر میشود چه؟
پايه ن قانون را برنامه هست داشته باشیم که از این تبعیضها راحت شویم.کسی مجبور نیست با کسی ارتباط و دوستی داشته باشد ولی بایکوت و فشار جمعی داستان ما را بخانه اول برمیگرداند.
بنده هم دوست دارم شيشه و هروئين و كراك بكشم!
جسم خودم هست و به هيچ شخصي ارتباط پيدا نمي كند!!!آيا صحيح هست؟
از دید لیبرال بله،شایان ذکر هست در هلند مواد مخدر آزاد هست و نه تنها دود در چشم کسی نرفته بلکه آمار معتادان اون از کمترینها در اروپاست و حتی بعد مدتی از آزاد سازی مصرف اون از قبل آزاد سازی کمتر شده.
البته این را باید توجه کنید در لیبرال دموکراسی یک سری آزادیهای ابتدایی برسمیت شناخته میشوند و سپس اون هست که درباره مسائل دیگر بحث و فرمودگو میشود.مثلن مواد مخدر در انها نیست،در اینجا در اینکه چه کنیم باید قانون تصویب شود و احزاب مختلف نظرات متفاوتی میتوانند داشته باشند،مثلن یکسری لیبرالها موافق آزاد شدن اون میشوند.یکسری مخالف مباحث مطروحه هم باندهای خلاف کار و اعتیاد و کودکان و...

هست.چنانچه که خود مصرف و حمل مواد باندازه مصرف شخصی در بسیاری دیگر از کشورها جرم نیست و خردیو و فروش اون هست که جرم هست.
بحث من پایه ای تر از این مسائل هست،یک اعلامیه مهم در برسمیت شناخته شدن این حق اعلامیه حقوق بشر هست.حقوق مطروحه ما خیلی ابتدایی ولی بسیار مهم هستند.در مورد حقوق فرعی بحث سیاسی میشود و خوانش و اجرای قاونین،ما درباره حقوقی صحبت میکنیم که حکومت حق دخالت در اونها را ندارد.

ببينيد زندگي و امورات خوب داشتن يك بحث جداست كه با اين
موضوع (صرف)مورد بحث نمي توان به دلايل اون پي برد !اون چيزي كه اجتماع ما را
دگرگون ساخته صرفا مسائل غريزي نيست!اينكه جوامع غربي چه دارند و
چه ندارند و ما چه داريم و كجا برنامه گرفته ايم نشان از اين نيست كه چون اونها
با مسائل غريزي ريلكس برخورد كردند پس تمام مشكلاتشان مرتفع شده هست در
نتيجه اگر ما هم چنين كنيم چنان خواهيم شد!!!
دربالا ذکر شد که موضوع غریزه نیست بلکه برسمیت شناخته شدن حقوق انسانیست.و اتفاقن ما میگوییم بی ربط نیست و اتفاقن از جاده و پل و...

هم مهمتر هست.30 سال پیش ایران و کره جنوبی یک مسیر و برنامه اقتصادی را پی گرفته بودند و چه بسا ایران جلوتر بود بسیاری لحاظ اونها به آزادی سیاسی و اجتماعی تن دادند،شاه تن نداد.ما گرفتار هستبداد شدیم اونها راه اصلاح و آزادی را در پیش گرفتند.

نتیجه راخود قضاوت بفرمایید.
الان تايشان اين اجتماع با معتادان مواد مخدر با مسامحه رفتار مي شود!
تصور مي كنيد كار خوبي مي كنند؟
اينم يك نمونه از آزادي هاي فردي:
شما چون نمیتوانید خود را جای اونها بگزارید و خود را در اکثریت حس میکنید اینچنین با طعنه به ان اشاره یکنید.من اگر چه دگرجنسگرا هستم ولی این اقدام را بسیار مایه خوشحالی میدانم.
من هم خوشحالم كه گارد تدافعي نداريد و در جايگاه يك موافق و يك مخالف بي غرض
مي توانيم در يك فضاي محترمانه فرمودگو كنيم

82:

ابتدا دقت فرمایید که فرموده من در کانتکس معنی دارد و منظور من این نبوده که مفاد اون مورد بحث نیست.
بطور کلی آزادیهایست که بشر بواسطه بشر بودنش دارد و حکومت حق صلب اون را ندارد.همینطور که در پست قبل هم فرمودم اعلامیه ها و نظزات متفاوتی در تاریخ درباره منشا و مواد اون شده.ولی دو نمونه اون یکی اعلامیه حقوق بشر خودمان هست و دیگری معروف به Bill of Rights پس از انقلاب آمریکاست.
این توافق با کدام میزان ، معیار اجتماعی و عرف و سنت رایج در جامعه ، یا هر کس با معیار عقلی خودش
سخن شما بیمعنیست،شما موقع برنامه داد در محضر بر پايه چه توافق میکنید،پايه ن معنا و مبنایش موافقت خود شماست.
وقتی دوطرف موافق باشند (اجبار بیرونی و یکطرفه درکار نباشد) میشود توافق.
ضمانت اجرایی قانون ، از نگر شما چگونه باید باشد .


این بستگی بنگر من و کسی ندارد اصلن ابزارهای معمول دولتها هستند برای تضمین اجرای قوانین که خیلی هم زیاد نیستند مثل جریمه و زندان و محرومیت از خدمات دولتی و...
با عقل شما، هیچ اشکالی ندارد .

و اگر نیک بنگرید با عقل هر انسان معتقد به حقوق و آزادیهای انسان
اشتباه شما در این هست ، نهادها و ارگانهای نظارتی ، کنترلی ، خدماتی ، در جامعه موظف به خدمت به امت هستند و فرد نیز در دل اون منتفع می شود مثل قوانین راهنمایی و رانندگی ، مثل قوانین قضایی و ...

جامعه با ابزارهای که در اختیار دارد در خدمت امت هست اما فرد در خدمت جامعه هست .
خیر ایده لیبرالیسم بر برنامه دادی بودن حوکت هست،بر پايه اونحکومت از سوی امت مامور میشود به اجرای یکسری امور که از جمله اون پاسداشت از آزادیهای فردی افراد جامعه هست.
نه قوانین رانندگی نه قوانین قضایی حق تعرض به آزادیهای اولیه را ندارند.این آزادیها بهمین دلیل از بقیه آزادیها جدا میشوند.


83:

من هم این نگر را دارا هستم!
و البته عشق از دید تنگ شما در چیزی بجز رابطه ازدواج بسبک محافظه کاران وجود ندارد.

ولی عشق بدین چم{معنا} از دید تنگ، شما دارای ایرنگ{اشتباه} هست!
شما بر لذت جنسی نام عشق میگذارید و چنین میگویید:
انسان میتواند در روز 10 بار، 10 ساعت، عاشق(همخوابه) شودو مشکلی پیش نمیاید!!
من میگویم، خیر این عشق نیست!
و زیاده روی(افراط) در لذتِ گُنیک{جنسی} هست، و چنانکه میدانید(شاید هم ندانید!) زیاده روی در هر چیزی نکوهیده هست و باید میانه رو بود.
و اگر این لذت خواهی بیشتر شد نامش میشود اعتیادف که از بیماری های شناخته شده هست!
نشان دادیم روانشناسان همجنسگرایی را هم بیماری روانی نمیدانند دیگر.افراد بیمار هم تازه حقوق شهروندیشان محترم هست و حوزه خصوصیشان بکسی ربطی پیدا نمیکند.

در این مورد هم برای شما "نمونه کشتی" را آوردم:
در این نمونه هم جای هر کس متعلق به وی بود(شخصی/خصوصی بود)، ولی سایرین به وی چنین اجازه ای نمیدادند که جای خود را سوراخ کند و موجب غرق شدن کشتی شود.


خانه من هم یک جای شخصی هست، ولی شهردار(دولت) به من اجازه نخواهد داد که در اون جنگ افزار های شیمیایی نگه دارم!(پس فرمودنِ "چهار دیواری اختیاری"، زیاد درست نیست!)
چنان که ایران کشور ماست، و سایر کشورها به ما اجازه ساخت بمب هسته ای را نمیدهند!
و این ناسازگار با نگر شماست که میگویید چون مربوط به خودمان هست پس به سایرین ربطی ندارد!
ربط دارد، خوووب هم ربط دارد!
مغالطه نفرمایید،ما از همان ابتدای بحث فرمودیم که خیانت در یک رابطه بحث جداییست.ما داریم در مورد افراد غیر متعهل فرمودگو میکنیم.

خیر، سفسطه را کنار گذاشته و اکنون که گیر افتاده اید با فرنود روبرو شوید!
طبق نگر شما:
"یک زن که ازدواج کرده آزاد هست که عاشق مردی دیگر شود و برای یک ساعت در روز با او همخوابه شود!"
و اگر همسر او ناسازگاری کند، و او را به بزهکاری متهم کند، با بر پایه نگرِ پوچ شما:
"او حق ندارد، چرا که عاشق شدن کاریست شخصی و به شوهر نباید حق هومنی و آزادی زن را بشکند{نقض کند}!"
تعهد و خیانت هم مقوله ایست شخصی بین یک زوج به من و شما دولت ربطی ندارد.

و ما در این مورد خانواده را یک همبود کوچک انگاشتیم، و شوهر را نمونه ای از دولت، که شما به روشنی با دخالت دولت(شوهر)، در امور شخصیِ سایرین در همبود مخالفت کردید!
پس پوچی نگر شما باز هم هستوارتر شد!
باز هم تکرار میکنم این برچسب زدنها (علاوه بر بی پایه بودن) توهین به این افراد هست و فاشیستی.

شفرمودا!!من؟ کدام برچسب؟
ما را هم با برچسب زدن آشنا کنید!
این شما بودید که پیوسته بر بیماران گُنیک{جنسی} برچسب عاشق میزدید، ولی چنان که دیدید راه به جایی نبرد و باز نگرتان پوچ گردید!
اکنون نیز که به ما برچسب فاشیست میزنید(این هم خود مغالطه ای دیگر!)

"فرنود{حقیقت} همچون خورشید در آسمان میدرخشد، اگر نتوانی اون را ببینی، به راستی که نابینا هستی!"
علی پور ابوطالب
------------
پارسی نویسی:
عشق/ساعت/انسان یا بشر یا آدم؟/لذت/اعتیاد/شخصی/خصوصی/متعلق/غرق شدن/ربط داشتن/سفسطه/امور شخصی/دولت/دخالت/

84:

samking من همینجا فراخوان کنم که کم آوردم راضی میشوید،در دو موضوع با شما بحث کردیم باندازه چند سالی پیر شدیم.


85:

"فرنود{حقیقت} همچون خورشید در آسمان میدرخشد، اگر نتوانی اون را ببینی، به راستی که نابینا هستی!"
علی پور ابوطالب

"اگر دین ندارید دست کم، آزاده باشید."
حسین پور علی

تغییرات در نگرش در چند ثانیه به وجود نمیاید،کمی وقت میبرد، عجول نباشید.
بدرود گرامی
--------------
پارسی نویسی:
تغییرات/ثانیه/عجول

86:

مهمترین نکته ای که شما در حول اون میچرخید وبحث میکنید مفهموم آزادی ومخصوصا آزادی فردی در لیبرالیسم هست
بگذارین سخن را اینطور بشکافیم از منظر لبیرالیسم این آزادی معنی دیگه ای داره بظاهر همه چیز آزاد ولجام گسیخته مینماید ولی در اصل هر کسی زنجیرهای نهفته ای دارد که وجود اونان بر کسی مبین نیست
ببینید در این مقوله لبیرالیسم آزادی حد مرضی ندارد ولی فکر میکنید چه کسی از این آزادی بی حد ومرز بهره مند میشود
حال همین مورد بحث مون فحشا رامثال بزنیم اولا میدانیم در این دنیای فحشا ردوبدل کردن پول ملاکه وطبیعی هست تنها مردان متمول توانائی داشتن حرمسراهای مدرن را دارند تا بتوانند به برکت پول وثروت بی شمار از این قضیه لذت مند بشوند ودر این بین هوس هم کردند چون عقبه تاریخیشان هم جنس بازی هم بنمايند به کسی مربوط نیست آزادی در دست این جماعت مستمسکی هست برای فراحت بیشتر بنابراین مطمئن باشید همون امتان عادی از این موهبت آزادی بی بند وباری بهر ه ای به اون شکل نصیبشان نمیشود وتنها میتوانند بروند وخودشان را برای فروش به این جماعت ثروتمند نمایش بدهند تا بلکه خریداری شده وچون برده آزاد در رکاب اونان خدمت نمایند
میدانید این ظاهر آزادی در مقوله لیبرالیسم زیباست وفریبنده ویقینا ذهنیت ما یارای تجزیه وتحلیل اون را ندارد چون با معیار های اخلاقی ما هماهنگ نیست
ولی آینده بشریت علیرغم اینکه بسوی هم پاشیدگی همان زنجیرهای اخلاقی هست ولی با نفی این قوانین وغرق شدن در تباهی سرمایه ولیرالیسم چاره کار مانیست تاریخ آینده ای دیگری برای ما در نظر گرفته که پیش بینی اون در این مقوله جای نمیگیرد

87:

دوست عزیز اوندسته از روابط که بر مبنای نیاز مالی باشد ایراد دارد.در این شکی نیست.اما اگر افرادی بخاطر علاقه و لذت تمایل به ارتباط داشته باشندنباید بر اونان خرده گرفت.6میلیارد انسان بر روی کره ی خاکی زندگی مینمايند و شاید دو نفر را نتوانیم بیابیم که کاملا مانند هم بیندیشند پس برای زندگی مسالمت آمیز در کنار هم ناچاریم که به عقاید هم احترام بگذاریم و بهر فردی اجازه دهیم که اونگونه باور دارد زندگی کند و در این راستا بکوشیم.
لیبراسیم را باید از دو دیدگاه مورد بررسی برنامه داد.از جنبه آزادی های فردی مانند آزادی بیان،اندیشه،دین،...دارای امتیازات مثبت و غیرقابل انکاریست.انتقادی که دیگران بر اون روا می دارند در جنبه نبود عدالت اقتصادیست و اینکه در جوامع لیبرالی چون نظام حاکمه سرمایه داریست فاصله طبقاتی زیادو هستثمار و بهره کشی بیداد میکند.


88:

شما يك كمي رايشان مكانيزم خلقت دقت كن و ببين چطوريه وببين كه سيستم موجودات چگونه هست خواهي فهميد كه دست خود انسان و يا حيوان نيست و اين ميل در همه جا و هر مكاني وجود دارد ولي اين پرده حيا ( قانون و يا ...

) فاصله راحفظ ميكند.گذشته از اينها بايد ديد كه هر يك از اونها براي چه به دنبال اين كار ميروند علت را بايد جست فقط علت ولي اگر فهميديم خودمون ...


89:

درود
نخست اینکه همجنسگرایان (و نه همجنس بازان) یک اقلیت اجتماعی هستند،نه یک نام برای هستفاده بعنوان متلک و تحقیر یک گروه اجتماعی دیگر گرامی.
ولی اصل مطلب اینکه عاقبت دیدگاه های آخر الوقتی و انتظار برای نابودی کل جهان برای برپایی مدینه فاضله هولناکترین سناریوی ممکن از میان همه هست.


و بر چه پايه ی شما میفرمایید لیبرال دموکراسی توانایی پاگرفتن در جامعه ما را در آینده ندارد مگر در غرب یکشبه و با سازگاری اجتماعی ازلی حاصل شد، احتمالن یا باید مستقیم به مدینه فاضله برویم یا همین تئوکراسی هم از سرمان زیاد هست.
دنیا و ایده ها پیچیده هستند ولی این به این معنی نیست که کاری نمیتوان کرد.برسمیت شناخته شدن حقوق و آزادیهای فردی حداقلی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر ارتباط چندانی با کاپیتالیسم یا سوسیالیسم ندارد گرامی.یکبار دوستان سه دهه پیش تجربه کردند به اینجا رسیدیم ولی خیالشان راحت شد که آزادیها دست بورژوازی و نابابان نمیافتد چون،هیچکس دیگر هیچ آزادی ندارد.
از قول ولتر عرض میکنم:Don't make the best the enemy of the good

90:

درود دوست گرامي
تا اونجايي كه بخاطر دارم اولين دغدغه هاي شما براي نجات بشر از
خطر انقراض نسل بود!!
اگر خاطرتان باشد طي يك پستي فرموديد كه اگر زن و مرد هرزه نباشد
نسل بشر منقرض ميشد!!!
اين ديدگاه فعلي شما در مورد هم جنس گرايي با اون دغدغه خاطري كه
فرضا براي بقاي نسل داشتيد كاملا در تناقض هست!!!
چطور داريد به اين نتيجه مي رسيد كه هم جنس گرايي آسيبي ندارد!!!!
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
اما در جواب بسوال دوم باید عرض کنم که همنجسگرایی و دگرجنسگرایی اتفاقن مفاهیم جدیدی هستند.این تقسیم بندی ها در بسیاری از جوامع شناخته شده انسای باین شکل پايه ن نیست.مثلن همین عشق افلاطونی که از اون سخن میرود ریشه در سننی در یونان باستان دارد که از نگاه مای امروزی در دایره همنجسگرایی برنامه میگیرد.و جالب هست خلاف اون و نبود این سنت در سایر جوامع برایشان عجیب هست.همینطور هست مثلن در سنت دفن مردگان توسط اونها و آشنایی با هندوها و وحشت از فهم اینکه اونها مردگان خود را میسوزانند.از این نگر تفاوتها فرهنگی
از نظر بیولوژیکی هم ما میدانیم که بساری از افراد این گرایش را دارند و دست خودشان هم نیست.بسیار سعی کرده اند در طول تاریخ غرب انها را با روشهای وحشتناک بقول خود اونها درمان نمايند و نتوانستند.% این افراد در اجتماع هم متفاوت هست،ولی عدد معروف که همه از اون سخن میگویند(و لزومن دقیقترین نیست) 7 % هست.شما اگر همین را ضرب در جمعیت ایران بکنید متوجه میشوید که چه تعداد زیادی میشود.
و البته این رفتارها در میان حیوانات هم گویا مشاهده شده.
اهمیت و نیروی این حقیقت به این حد هست که دانشمندان بدنبال یافتن توضیحی فرگشتی برای بقای چنین ژنی میگردند.مثلن یک تئوری (که بگمانم رد شده باشد) هست که این افراد علاقه بیشتری در محافظت از عموزاده های خود دارند و این امکان بقای ژن اونها را داده.
به هر صورت اگر هستدلال ما اين باشد كه اين گروه قابل درمان هستند! پس
نمي توان اونها را فاقد مشكل خطاب كرد و به اونها قوانين (سورهاي قانوني) داد!
چه بسا كسي عشقش كشيد با محارم خودش هم ارتباط داشته باشد؟اين موضوع
علاوه بر ممنوعيت هاي منسوخ شده اي كه دارد مشكلات عظيم ژنتيكي را هم در بر
مي گيرد و...


من هر چه جلوتر مي رايشاند حس مي كنم يك ترمز حساب شده براي برخي
از قوانين (مثلا آزادي خواه) لازم هست كه شكل بگيرد!
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
ببینید اینجا مساله برسمیت شناخته شدن یکسری حقوق فردی توسط قانون هست بنابر فلسفه لیبرالیسم از ابتدا تا کنون و این حقوق فردی خدشه ناپذیر قلمداد میشوند و دست درازی دولت به اونها چه مشروع و چه نامشروع ممنوع قلمداد میشود.حالا که این حقوق دقیقن چیستند مخل بحث میتواند باشد و اینکه بر چه پايه به این حقوق مشروعیت بخشیده شده.
مسلمن میتوان فرمود که حق دزدی در دیگران بین اونها نیست.
این حق سیر کردن شکم در مورد خاص و برسمیت شناخته شدن مالکیت بطور خاص در اینجا ایرادیست که از دیرباز به لیبرالیسم گرفته شده توسط سوسیالیستها که البته بحث کوچکی هم نیست و من هم در جایگاه جواب به اون نیستم،ولی این به اصل بحث ما که درباره آزادیهای دیگریست و در کل مفهوم آزادیهای فردی خدشه ای وارد نمیکند.
به هر صورت نيازي پايه ي و صد البته حياتي او را وادار به اين كار كرده هست
درست مثل همان روسپي كه چه بسا به بخاطر فرار از دزدي و سير كردن شكمش
دست به فروختن جسمش مي زند!!!
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
از دید لیبرال خیر مشکلی ندارد،توجه کنید اینجا رد و بدل شدن پول درمیان هست و مسائل اون هم متفاوت.
در اینجا هستدلال های مخالفین هم متفاوت هست با روابط آزاد افراد.ولی ان دودی که شما میفرمایید وجود ندارد که در چشم کسی برود.
بله هيچ اشكالي ندارد كه زني جسمش را به حراج بگذارد تا شكمش سير بشود!!!
دود از اين بيشتر كه برنامه هست همه نوع ارتباطي را منطقي جلوه دهيم؟
روابط هم جنس گرايان روابط گروهي افعال روسپي ها و....و....و....
شايد اين دود وقتي كه گريبان پسر نوجوانمان را گرفت برايمان قابل لمس تر
از الان باشد!همان وقتي كه فرضا پدري متوجه شود در راستاي همين تفكرات
پسر نوجوانش خوراك هم جنس بازان زر خريد شده هست!!!
نوشته اصلي بوسيله russell نمايش نوشته ها
این باز هم موضوع دیگریست مربوط به رفتار با گروه های خاصی و چیز خوبی هم نیست،شما میفرمایید بجای منع قانونی همجنسگرایی مثلن جامعه (دگرجنسگراها) اونچنان فشار و رفتار تحقیر آمیزی با اونها بکند(که با وجود بسیاری تلاشها هنوز هم حتی در غرب میکند) که زندگی برایشان جهنم شود یا فرار نمايند مثلن یا دغ مرگ شوند.اینجوری خیلی بهتر هست و قانونی هم وضع نمیشود.
همین معضل در جوامع دیگری مثل اقلیتهای خارجی و نژادی و...

متاسفانه وجود دارد و با وجود قانون هنوز وجود دارند.قضاوت درباره اخلاقی یا ناخلاقی بودن اون با خودتان.
وقتی ما خودمان اونرا نااخلاقی میدانیم مثل همین صیغه خوشحال میشویم ولی وقتی همین رفتار برای یک اقلیت دیگر میشود چه؟
پايه ن قانون را برنامه هست داشته باشیم که از این تبعیضها راحت شویم.کسی مجبور نیست با کسی ارتباط و دوستی داشته باشد ولی بایکوت و فشار جمعی داستان ما را بخانه اول برمیگرداند.

از دید لیبرال بله،شایان ذکر هست در هلند مواد مخدر آزاد هست و نه تنها دود در چشم کسی نرفته بلکه آمار معتادان اون از کمترینها در اروپاست و حتی بعد مدتی از آزاد سازی مصرف اون از قبل آزاد سازی کمتر شده.
البته این را باید توجه کنید در لیبرال دموکراسی یک سری آزادیهای ابتدایی برسمیت شناخته میشوند و سپس اون هست که درباره مسائل دیگر بحث و فرمودگو میشود.مثلن مواد مخدر در انها نیست،در اینجا در اینکه چه کنیم باید قانون تصویب شود و احزاب مختلف نظرات متفاوتی میتوانند داشته باشند،مثلن یکسری لیبرالها موافق آزاد شدن اون میشوند.یکسری مخالف مباحث مطروحه هم باندهای خلاف کار و اعتیاد و کودکان و...

هست.چنانچه که خود مصرف و حمل مواد باندازه مصرف شخصی در بسیاری دیگر از کشورها جرم نیست و خردیو و فروش اون هست که جرم هست.
بحث من پایه ای تر از این مسائل هست،یک اعلامیه مهم در برسمیت شناخته شدن این حق اعلامیه حقوق بشر هست.حقوق مطروحه ما خیلی ابتدایی ولی بسیار مهم هستند.در مورد حقوق فرعی بحث سیاسی میشود و خوانش و اجرای قاونین،ما درباره حقوقی صحبت میکنیم که حکومت حق دخالت در اونها را ندارد.


دربالا ذکر شد که موضوع غریزه نیست بلکه برسمیت شناخته شدن حقوق انسانیست.و اتفاقن ما میگوییم بی ربط نیست و اتفاقن از جاده و پل و...

هم مهمتر هست.30 سال پیش ایران و کره جنوبی یک مسیر و برنامه اقتصادی را پی گرفته بودند و چه بسا ایران جلوتر بود بسیاری لحاظ اونها به آزادی سیاسی و اجتماعی تن دادند،شاه تن نداد.ما گرفتار هستبداد شدیم اونها راه اصلاح و آزادی را در پیش گرفتند.

نتیجه راخود قضاوت بفرمایید.

شما چون نمیتوانید خود را جای اونها بگزارید و خود را در اکثریت حس میکنید اینچنین با طعنه به ان اشاره یکنید.من اگر چه دگرجنسگرا هستم ولی این اقدام را بسیار مایه خوشحالی میدانم.

راسل با تمام احترامي كه به شخص شما قائل هستم ولي عجالتا از
پاسخگايشاني به ساير بندها امتناع مي كنم چون تصورم بر اين هست كه خط و
مشي فكري بنده و شما كاملا در اين چند بند مشخص شده هست و پرداختن
بيش از اندازه به اونها شايد موضوع را بغرنج تر از حال حاضر هم بكند!
اون چيزي كه بنده از كل صحبتهاي شما برداشت كردم اين بود كه شما كلا به
تمام رفتارهاي جنسي انسانها مشروعيت قائل هستيد حالا در اين بين مي توان
هر فعلي را جايگزين نمود از هم جنس گرايي گرفته تا روسپي گري و چه بسا
روابط متاهلين و ....كه بنده مطلقا اين موضوع را قبول ندارم و تصورم بر اين
هست كه تقريباتمام جوانب بحث ما مشخص شده هست و هيچ جاي ابهامي
باقي نمانده هست .
سپاس از وقتي كه بابت اين بحث گذاشتيد

91:

درود دوباره
من ارتباط همنجسگرایی را با انقراض نسل متوجه نمیشوم.اگر علت غیر اخلاقی بودن اون انقراض نسل بشر هست نگران اون نباشید،چرا که اگر اینچنین بود باید پیش از اینها این ژنها موجود انقراض ابتدا خودشان شدن بودند.
به هر صورت اگر هستدلال ما اين باشد كه اين گروه قابل درمان هستند! پس
نمي توان اونها را فاقد مشكل خطاب كرد و به اونها قوانين (سورهاي قانوني) داد!
چه بسا كسي عشقش كشيد با محارم خودش هم ارتباط داشته باشد؟اين موضوع
علاوه بر ممنوعيت هاي منسوخ شده اي كه دارد مشكلات عظيم ژنتيكي را هم در بر
مي گيرد و...


من هر چه جلوتر مي رايشاند حس مي كنم يك ترمز حساب شده براي برخي
از قوانين (مثلا آزادي خواه) لازم هست كه شكل بگيرد!
عرض کردم که بطور غیر علمی در گذشته غربیها میخواستند مثل شما اونها را درمانشان نمايند.اکنون مدتهاست که نشان داده شده بیماری نیست.
چطور از برسمیت شناختن حقوق فردی و آزادی افراد باین نتیجه رسیدید سکس با کودکان و بچه دار شدن با دانش به نقص ژنتیکی اون بی برو برگرد اخلاقیست؟
به هر صورت نيازي پايه ي و صد البته حياتي او را وادار به اين كار كرده هست
درست مثل همان روسپي كه چه بسا به بخاطر فرار از دزدي و سير كردن شكمش
دست به فروختن جسمش مي زند!!!
شما چطور چنین حکم کلی صادر میکنید که همه روسپی ها از گرسنگی شکم و نان شب اینکار را مینمايند؟
فرمودیم که با اجبار به روسپیگری(که کم از تجاوز ندارد) بخاطر نان شب مخالفیم.راهکار اون هم ایجاد سیستم حمایت اجتماعی و سیر کردن افراد محتاج هست،نه ممنوعیت.
شايد اين دود وقتي كه گريبان پسر نوجوانمان را گرفت برايمان قابل لمس تر
از الان باشد!همان وقتي كه فرضا پدري متوجه شود در راستاي همين تفكرات
پسر نوجوانش خوراك هم جنس بازان زر خريد شده هست!!!
عرض کردم که برای افراد عاقل و بالغ و البته همجنسگرایی و دگرجنسگرایی ازادانه هم با آدمخواری اندکی متفاوت.
راسل با تمام احترامي كه به شخص شما قائل هستم ولي عجالتا از
پاسخگايشاني به ساير بندها امتناع مي كنم چون تصورم بر اين هست كه خط و
مشي فكري بنده و شما كاملا در اين چند بند مشخص شده هست و پرداختن
بيش از اندازه به اونها شايد موضوع را بغرنج تر از حال حاضر هم بكند!
اون چيزي كه بنده از كل صحبتهاي شما برداشت كردم اين بود كه شما كلا به
تمام رفتارهاي جنسي انسانها مشروعيت قائل هستيد حالا در اين بين مي توان
هر فعلي را جايگزين نمود از هم جنس گرايي گرفته تا روسپي گري و چه بسا
روابط متاهلين و ....كه بنده مطلقا اين موضوع را قبول ندارم و تصورم بر اين
هست كه تقريباتمام جوانب بحث ما مشخص شده هست و هيچ جاي ابهامي
باقي نمانده هست .
سپاس از وقتي كه بابت اين بحث گذاشتيد
dilak گرامی مقصود ما هم از فرمودگو آشنایی دوستان با نظرات دیگر بود.اتفاقن آشنایی با نظرات و خطهای فکری متفاوت و شنیده شدن حرفهای طرف دیگر از سوی دوطرف هست که ارزش این بحثهاست.این بحثها متاسفانه با نقل قولهای زیاد ظاهر مشاجره بخود میگیرد در حالی که قصد من شنیده شدن شدن جواب سولات مطرح شدن(که سوالات متداولی هم هست) از سمت فکری ما بود.
سپاس از محبت شما

92:

عشق= دلباختگی، شیفتگی
/ساعت= تـَـسوُ
/انسان یا بشر یا آدم؟= هومن
/لذت= خوشی
/اعتیاد= ( در پایه = خوکردن ، ولی اکنون ) = کژخویی
/شخصی= خودینه
/خصوصی= خودویژه
/متعلق= از اونِ ==> این دفتر متعلق به وزیر هست = این دفتر ازاونِ وزیر هست
/غرق شدن= فروگشتن، فرورفتن => او در دریای ژرف اندیشه فرو رفته بود
/ربط داشتن= پیوند داشتن، بستگی داشتن
/سفسطه: یونانی هست = کژفرنود (فرنود نادرست و نابجا)
/امور شخصی= کارهای خودینه، کاروبار خودینه
/دولت (امروزه) = فرمانگر(ی) government
/دخالت= اندرشـُد، دستبرد، دست بردن، پا در میانی

93:

کسی که پیش روی شما را نگرفته گرامی، میتوانید نهاد خانواده خودتان را پررنگ کنید.

اگر کسی دوست داشت کمرنگ کند، شما چرا به خودتان پروانه (اجازه) دخالت و تصمیم‌گیری میدهید؟



نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
2.کم شدن نرخ رشد همبود{جمعیت} در ازای مرگ و میر
چه بهتر: فرزند کمتر، زندگی بهتر.




نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
3.افزایش شمار{تعداد} کودکان بی سرپرست(و نا مشروع)
سکس همراه با کاندوم و قرص پاد‌بارداری چگونه به کودکان بی‌سرپرست انجامید!؟


نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
4.افزایش سقط جنین(به خوب و بدش کار نداریم)
یعنی چه به خود و بدش کار نداریم!؟ اگر خوب باشد که خوب افزایش اون خوب هست، اگر بد باشد بد.


انداختن بچه نیز این روزها یک چیز روزمره هست و آسیبی به مادر نمیرسد.




نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
5.افزایش احتمال آسیب پذیری مادری (یا پدری) که بخواهد فرزند خود را به تنهایی نگه دارد و رشد دهد
چرا و چگونه این گرایند افزایش میاید؟


نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
6.رشد نکردن متناسب روان چنین کودکانی (و احساس کمبود همیشگی یکی از والدین)
شما میداوید (ادعا میکنید) که کودکانی که با یک پدر یا مادر بزرگ شده‌اند دچار مشکلات روانی هستند!؟


نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
7.سر خوردهگی نسل آینده(در درازمدت) و عدم تمایل به تشکیل خانواده
یکبار دیگر، فرزند کمتر، زندگی بهتر.


هم‌اکنون هم گیتی (گویال زمین) برای همه ما جا ندارد و کم کم باید از هوتاد (کیفیت) زندگی خودمان بزنیم تا جا برای دیگران باز شود.




نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
8.پر رنگ شدن همه مشکلها بالا در نتیجه این نسل آسیب دیده
کدام مشکلات؟


نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
9.افزایش گرایش به همجنس گرایی
همجنس‌گرایی که بد نیست.

فردید شما از اینکه همجسنگرایی را یک چیز بد شمرده‌اید چیست؟


نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
10.نرخ منفی رشد جمعیت
برای اونکه یکبار و برای همیشه این هستدلال پوچ را از سر باز کنیم.

شما میتوانید با داشتن نرخ رشد زادگان (population) بسادگی ببینید که ما هماکنون هم جای بسنده برای همه نداریم.


نمونه، اگر شمار زادگان ایران 70 میلیون باشد و نرخ رشد اون 1 درسد (هر سال 1 درسد به شمار زادگان بیافزاید)، اونگاه در نزدیک به 70 سال شمار امت دوبرابر (140 میلیون) خواهد شد
اگر نرخ رشد زادگان 2 درسد باشد، در 35 سال ما 140 میلیون ایرانی خواهیم داشت، در 70 سال 280 میلیون!

تا مرد هرزه نباشد، زن روسپی نمی شود



نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
11.نابودی{انقراض} نسل بشر در داز مدت!!!
چنانکه فرمودیم، هیچ نگرانی‌ای برای کاهش زادگان نمیرود، ونکه نگرانی ما باید افزایش تند و بیرویه اون باشد.




نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
پس نه تنها دلیل دارند

بلکه دلایل بسیاری دارند!!
ارزش ده دلیل پوچ همچنان همان پوچ هست.





نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
پارسی نویسی:

لذت/"به تو ربطی ندارد"/متاهل/غرق/احساس مسئولیت/نهاد/سقط جنین/احتمال/والدین/نسل/منفی/مثبت/زوج/سالم/دلیل/دلایل/قضیه/قبح/مجبور شدن/


لذت = خوشی
ربط = پیوند
متاهل = همسردار، پورمند
احساس = سُهِش
مسئولیت = پاسخگویی
نهاد = پارسی هست
سقط جنین = بچه‌اندازی بگمانم؛ انداختن بچه
گِرایند = احتمال؛ اگر+آیند
والدین = پدر و مادر
نسل = زادمان
منفی = نایی؛ کاهَند
مثبت = بایی؛ فَزایند
سالم = تندرست
دلیل = شَوند، آوَند، فرنود
قضیه = فَرداشت؛ فرضیه = اِنگاره؛ نظریه (تئوری) = نگره
قبح = زشتی
مجور شدن = گزیریدن؛ گزیریدم که نوشته را دوباره بخوانم.


مجور کردن = واداشتن؛ او مرا به دوباره‌ خوانی نَسک واداشت.


94:

بجای والدین میتوان "زادآوران" نیز فرمود
بجای مجبور ، ناچار، ناگزیر(=آدم مجبور)

95:

آخرین نامه یک روسپی به مادرش

مادر جان ! این آخرین نامه ایست که از یکوجبی گور زندگی واژگون بخت خود برای تو می نویسم ..
فاصله من –فاصله پیکر درهم شکسته من – با گور بی نام و نشانی که در انتظار من هست یکوجب بیش نیست ..
این نامه ، هذیان سرسام آور رویای وحشتناکی هست که در قاموس خانواده های بدبخت نام مستعارش زندگیست ..
مادر جان ! شاید آخرین کلمه ی این نامه ، به منزله نقطه ی سیاهی باشد بر آخرین جمله داستان غم انگیز زندگی از یاد رفته دخترت.......
خدا میداند که در واپسین لحظات عمرچقدر دلم می خواست پیش تو باشم...و پس از سه سال جان کندن تدریجی ، هم آغوش با سوداگران ور شکست شهوت در بستر خون آلود هوسهای مست و تک نفسهای ننگ و بد نامی وفراموشی جام زهر آلودم را در آغوش پر محنت تو با دست تو به مرگ می سپردم ...
افسوس که تو اینجا نیستی ...

نه تنها تو ، هیچ کس اینجا نیست...

جز این پیکر در هم شکسته ام و پیر مردی رنجور ، که با در یافت بیست ریالی ( بیست ریالی که کار مزد آخرین هم آغوشی من هست ) نامه ای را که اکنون میخوانی بجای من ، برای تو بنویسد ...
مادر جان می دانم که با مطالعهاین نامه ، بخاطر بخت سیاهی که دخترت داشت تا حد جنون خواهی گریست ...
گریه کن مادر ! ....بگذار اشکهای تو سیل بنیان کن بنای شرافت کاذبی باشد که در این دنیای دون ، منهای پول پشتوانه زندگی هیچ تیره بختی نیست ....
دختر تو مادر ، دارد همین حالا ، پای دیواری سینه شکسته در کمال ناکامی و بد نامی می میرد ....

ای کاش دختر در به در تو که من بدبخت باشم ، می توانست با مرگ خود انتقام شیر حلالت را از زندگی حرامی که داشت بگیرد ...
مادر جان ! خواهش میکنم اجازه بدهی قبل از مرگ هر چه درد بیدرمان در پهنه این دل ماتمزده ام دارم ، به صورت قطره های سرگردان مشتی سرشک دیده گم کرده ، به دامان محبت بار تو بسپارم ....
میدانم هرگز باور نمی کردی اینچنین نامه ای به دست تو برسد ؛ تو بر حسب نامه های گذشته من ، دخترت را زنی نجیب می دانستی که شرافتمندانه ، دور از خانه و کاشانه ، نان مادر ستمدیده و خواهر یتیمش را به دست می آورد ...

چگونه بگویم مادر ؟!....

که ازبخت من بدخت ، در عصری به دنیا آمده ام که " شرافت " به طوررقت انگیزی بازارش کساد هست
می دانی یعنی چه ؟ مادر همه هر چه تا کنون بتو نوشته ام دروغ محض بوده هست ....

دروغ محض ....

اما اجتناب ناپذیر
خدا می داند که هیچ دلم نمی خواست دل شکسته ات را ، بار دیگر بشکنم ...

همه ی اون نامه را ده روز دیگر که مصادف با بیست و چهارمین سال تولد من که در حقیقت بیست و چهارمین سال تولد یک بد بختی بیزوال هست ، بسوزان ....

و خاکستر سردشان را لابلای بستر پاره پاره من که مات و دست نخورده و بی صاحب در کنج کلبه ی فقیرمان افتاده هست ، دفن کن ...

بگذار خاکستر اون نامه ها لاشه افتخار من باشد ....

افتخار اینکه حد اقل اونقدر تو را عزیز می داشتم که تا وا پسین لحظات مرگ نگذاشتم حتی در تصویر بیچارگی من ، شریک باشی ....
مادر جان ! در تمام این مدت سه سالی که مرا با این قبرستان بی سرپوش آرزوها و آمال انسانی ، این آخرین ایستگاه امید بیکاران خانه به دوش شهرستانی ، این شهرستان تهران خراب شده ، روانه کردی ، بر حسب راه نکبت باری که این اجتماع هرزه پیش پای زندگی غریب من گذاشت من یکی از بی پناه ترین و بیگناه ترین گناهکاران روزگار بوده ام
افسوس !...

هزار افسوس که ضربان نامرتب موقعيت نمی دهد ، تا اونجا که می خواستم جزئیات گذشته و اندوهبارم را برایت شرح دهم ...
همانقدر باید بگویم که زندگی بسرنوشتی اینقدر دردناک ، دچارم کرد ، سه سال تمام ، شب و روز کار من جواب دادن به تمنای هرزه مشتی نامرد بود که در ازای پاما ناچیز ، همه مستی ها ، پستی ها ، و رذالتهای خود را وحشیانه در لذت زاییده از پیکر خسته و تب آلود من ، خلا صه کردند
آه ، خداوندا ! چه سرنوشت وحشتناکی !
در عرض این سه سال ، سر تا سر آرزوهای من ، اشکها و اشکهای پنهانی من ، بازیچه ی خنده ها ، محبتها و پایکوبی های ساختگی بود ....
در عرض این مدت هرگز موقعيت اینکه چند دقیقه از ته دل به خاطرسیه روزی خودم اشک بریزم نداشتم ....
تنها یکبار ، تقریبا شش ماه پیش بود که در کشمکش یک درد جانکاه صمیمانه خندیدم ...

اما ، بخدا ، مادر ، اگر بدانی این خنده تصادفی را چقدر وحشیانه در لرزش لبانم شکستند ...

آخ اگر بدانی ....
آری ، مادر جان شش ماه پیش در همان خانه ای که آشیانه حراج تدریجی ناموس محتاج من بود ، صاحب فرزندی شدم ...
از چه پدری ؟ از چند پدر؟ اینها را هیچ نمی دانم ...

اما اونچه مسلم بود ، خدا برای نخستین بار بزرگترین نعمتها را – نعمت مادر بودن را به من ارزانی کرد ...
شبی که دخترم به دنیا آمد تا صبح از خوشحالی خوابم نبرد ....

برای چند ساعت همه دردها ، در به دریها ، گرفتاریها را فراموش کرده بودم ....
احساس می کردم زنی نجیبم و در خانه ای محقر و آبرومند برای شوهر مهربانم طفلی زیبا به دنیا آورده ام ...

وفردا صبح پدرش از دیدن او ....
آخ مادر چه می گویم ؟! چه می خواهم بگویم ؟!
آه ، ای آرزوهای خام ...

ای آرزوهای ناکام !
مادر جان اگر بدانی فردای اونشب چه بر سرم آوردند ؟!
رییس اون خانه نفرین شده بچه ام را از دستم گرفت ...

به زور گرفت....قدرت اینکه از جا تکان بخورم نداشتم ....

هر چه فریاد کردم ماما ! ماما ! فریادم در دل سنگش موثر واقع نشد
آخ مادر ...ببین سرنوشت کار انسان را به کجا میکشاند ...

که در خانه ای چنین رسوا ، به زنی که رییس خانه هست ، باید " ماما " فرمود ...

آخ بیچاره مادرم ....
باری بچه ام را از آغوشم بیرون کشیدند...

بردند ...هنگامی که برای آخرین بار نگاهم به قیافه معصوم طفل بیگناه افتاد ، مثل اینکه با یک نگاه سرگردان ازمن پرسید : چرا ؟؟؟
دختر م را بردن و بر حسب قوانین حاکم بر اینچنین خانه ها او را در خلوت محض به خاک سپردند .
چه می دانم شاید این حکمت خدا بود ...

شاید خدا فکر کرده بود که مردنش بهتراز ماندنش هست ، دنیایی که سرنوشت دختر زن نجییبی چون تو را به اینجا می کشاند چه سر نوشتی میتوانست نصیب دختر یک فا حشه بدبخت کند ؟!
پس از دخترم مرا هم از خانه بیرون کردند ...

از کارافتاه بودم ؛ درد فقدان بچه کمر هستی مرا شکسته بود .
مادر جان ...

تصادفی نیست که شش ماه هست نزد تو خجلم و نتوانسته ام مقرری ماهانه برایت بفرستم .
به خدا مادر ، در عرض این شش ماه در آمدم حتی اونقدر نبوده که یک شب با شکم سیر بخواب روم ....
چه خواب ؟ چه شکم ؟ چه بد بختی؟ شش ماه تمام هست که در کوچه و پس کوچه ها ویلانم ...در عرض این شش ماه به صد جور مرض هستخوانسوز فرمودار شدم ...
دیگر نمی توانم حرف بزنم ، بغض دارد خفه ام میکند ، بغض نیست ، مرگ هست ! مرگ در کار تحویل گرفتن پس مانده ی جان من هست !
خدا حافظ مادر
شیرت را حلال کن ، به خواهر کوچکم هرگز نگو که خواهر نگون بختش چطور زندگی کرد ، و چه طور مرد ؛ نه - مادر جان نگو .
خدانگهدارتان
فکر کنم نویسنده این نامه بسیار تکان دهنده و غم انگیز" کارو" باشندکه با مطالعهاون دل هر انسان آزاده ای به درد میاید
اما جواب خیلی از معادلات رو میشه با خوندن این نامه بدست آورد
که علت روسپی گری بعضی از زنان سرزمین ماست


96:

به روشنی...
مخالفت من هم با آزادی روسپی گری از این روست که چنین داستانهایی در واقعیت باز آفرینی نشوند...
و چیزی که دوستان توجه نمینمايند، اینه که نمیشه به همه افراد جامعه پول و ماهیانه داد تا از سر گرسنگی، تن فروشی ننمايند
نمیشه...
و باز چند تن گرسنه میمونن و در ازای تنفروشی، شکم رو سیر میکنن
بهتر اینه که این لذت طلبی ها رو (که به جا هم هست) به خانواده ببریم و بجای آزاد کردنش

97:

یک همبود از هزاران خانواده تشکیل شده،
خانواده من به تنهایی نمیتونه ارزش های نهاد خانواده رو (در همبود خودش) نگه داری کنه
ارزش هایی که خانواده های یک همبود بر پایه اونها ایجاد شده اند، نهاد خانواده رو پررنگ میکنه
ارزشها که از دست رفت،
پایه های خانواده سست میشه
و به مرور خانواده بینقش میشه و البته، بیرنگ!
و خانواده من به تنهایی نمیتونه ارزشهای یک همبود رو نگه داره!
چه بهتر: فرزند کمتر، زندگی بهتر.

بله این هم خوب هست،
اما برای وقتی که بخواهیم سرمایه های انسانی رو به جای صنعت و کشاورزی در کژخویی{اعتیاد} به همخابگی و تنفروشی{روسپیگری} نگه داریم به روشنی که خوراک کمتر برابر میشود با فرزند کمتر!
با نگرش شما همخوانی دارد!
مشکل اینست که در آینده این رشد نایی و نایی تر میشه تا وقتی که دیگه کسی نمونه برای نمونه! من با این مخالفم.
سکس همراه با کاندوم و قرص پاد‌بارداری چگونه به کودکان بی‌سرپرست انجامید!؟
اکنون نیز کاندوم را رایگان ارائه میدهند..ولی باز هم اینهمه کودک بی سرپرست و البته نامشروع!!
این را چگونه زیبا جلوه میدهید؟؟
دو نفر که برنامه هست یکهو یک نَسوُ{ساعت} دلباخته{عاشق}(همخوابه) شوند شاید بر اثر شور و اشتیاق این دلدادگی{عشق}(؟!) فراموششان شود!
یعنی چه به خود و بدش کار نداریم!؟ اگر خوب باشد که خوب افزایش اون خوب هست، اگر بد باشد بد.


انداختن بچه نیز این روزها یک چیز روزمره هست و آسیبی به مادر نمیرسد.

بله اما اگر شما میگوید که بنا بر "حقوق بشر" مادر حق دارد که تن خود را بفروشد(حالا شکمش هم سیر باشه!)
باید از اون جنین هم که میتواند انسان رشد یافته{بالغ} و با اندیشه ای{عاقلی} شود برای حقوق اولیه اش (حقِ بودن) پشتیبانی{دفاع} کنید، پس با نگر شما انداختن بچه کاریست ناسازگار با "حقوق بشر"!! "پس اعتراض وارد هست!"
چرا و چگونه این گرایند افزایش میاید؟
شنیده اید که"یک دست صدا ندارد!"
گرامی در دنیایی که شما به خیلی ها برای سیر کردن شکم حقِ تنفروشی میدهید،
فکر میکنید که دو تن در تامین نیازهای یک کودک توانا ترند یا یک تن؟؟
شما میداوید (ادعا میکنید) که کودکانی که با یک پدر یا مادر بزرگ شده‌اند دچار مشکلات روانی هستند!؟
با این گرایند{احتمالن} اگر بگویم آری، در نگر شما اونها را "دیوانه های زنجیری" خوانده ام!
هدف اینست که بدانیم کودک همواره در زندگی خود این کمبود را سهش{احساس} میکند.
یکبار دیگر، فرزند کمتر، زندگی بهتر.


هم‌اکنون هم گیتی (گویال زمین) برای همه ما جا ندارد و کم کم باید از هوتاد (کیفیت) زندگی خودمان بزنیم تا جا برای دیگران باز شود.

پس مانند ما به فکر راه چاره باشید!
انسانها را از هدر رفتن در جنون و کژخویی{اعتیاد} گُنیک{جنسی} باز دارید تا نیرو و توانشان را در بهبود زندگی بکار بگیرند!
نه اینکه بخواهید با پاک کردن پرسش{صورت مساله} (با کم کردن انسانها) به خیال خودتان اون را جواب فرموده باشید{حل کرده باشید!}
کدام مشکلات؟
این مشکلات
همجنس‌گرایی که بد نیست.

فردید شما از اینکه همجسنگرایی را یک چیز بد شمرده‌اید چیست؟
مشکل افزایش اون هست گرامی که ما نوشتیم، شما بازگو{نقل قول} کردید، اما توجه نه!
شاعر میگوید:
"اسلام به ذات خود ندارد عیبی / هر عیب که هست از مسلمانی ماست"
برای اونکه یکبار و برای همیشه این هستدلال پوچ را از سر باز کنیم.

شما میتوانید با داشتن نرخ رشد زادگان (population) بسادگی ببینید که ما هماکنون هم جای بسنده برای همه نداریم.


نمونه، اگر شمار زادگان ایران 70 میلیون باشد و نرخ رشد اون 1 درسد (هر سال 1 درسد به شمار زادگان بیافزاید)، اونگاه در نزدیک به 70 سال شمار امت دوبرابر (140 میلیون) خواهد شد
اگر نرخ رشد زادگان 2 درسد باشد، در 35 سال ما 140 میلیون ایرانی خواهیم داشت، در 70 سال 280 میلیون!
برای اینکه یکبار برای همیشه این کژفرنود{سفسطه} را کنار بگذارید:
من برای شما نوشتم "نرخ نایی{منفی} همبود{جمعیت}" این میشود -1 نه 1 درسد
و چنان که فرمودید در ایران با نرخ رشد نایی{منفی} یک درسد پس{بعد} از 70 سال چون دایناسور ها نابود{منقرض} میشویم.!!
چنانکه فرمودیم، هیچ نگرانی‌ای برای کاهش زادگان نمیرود، ونکه نگرانی ما باید افزایش تند و بیرویه اون باشد.

و چنان که میدانید و به روی خود نمیاورید بیشتر این رشد از اونِ{متعلق به} چین و هند و جهان سوم هست وگرنه بیشتر{اکثر} کشورهای باختری{غربی} که این کژخویی{اعتیاد} گُنیک{جنسی} و همجنسگرایی را درمان نمینمايند نرخ رشد پایین و حتا نایی{منفی} دارند و رو به نابودی{انقراض} هستند.
ارزش ده دلیل پوچ همچنان همان پوچ هست.

و ده فرنود{دلیل} دوباره هستوارتر گردید.

-----------
پارسی نویسی:
صنعت/مشکل(نمونه:"مشکل این هست که...")/صورت مساله/جنونِ جنسی/توجه/ شاعر/ارائه/البته/نامشروع/اشتیاق/تامین نیاز ها/حق/

98:

بااین تیتر کاملا موافقم...ولی انصافا گاهی دبر عکس میشه ..به نظرم مهم ذاته نه جنسیت...به این حرفم ایمان دارم

99:

ببخشید به نظر من مملکت باید شهرنو داشته باشه
تا اینجوری همه ی شهر ها نو نشه !!!!!!!!!!!!

100:

حرف حق که بخشیدن نمیخواد!

101:

دقیقا موافقم...اون موقع هم ملت میدیدن کی میره اونجا میدونستن با کی طرفن...

102:

ارزشهای نامبرده‌ی نهاد خانواده چیستند؟



نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها


بله این هم خوب هست،

اما برای وقتی که بخواهیم سرمایه های انسانی رو به جای صنعت و کشاورزی در کژخویی{اعتیاد} به همخابگی و تنفروشی{روسپیگری} نگه داریم به روشنی که خوراک کمتر برابر میشود با فرزند کمتر!

با نگرش شما همخوانی دارد!

مشکل اینست که در آینده این رشد نایی و نایی تر میشه تا وقتی که دیگه کسی نمونه برای نمونه! من با این مخالفم.

کسی جلوی شما را که نگرفته، بروید بچه‌دار شوید و نگذارید زادمان بشر منقرض شود.


هرچند بماند که هم‌اکنون نزدیک به 7 میلیارد آدم زنده داریم و روز به روز هم دارد به شمارمان میافزاید و منابع به همان نسبت میکاهد!


نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
اکنون نیز کاندوم را رایگان ارائه میدهند..ولی باز هم اینهمه کودک بی سرپرست و البته نامشروع!!
این کودکان بی‌ سرپرست که میگویید کیستند؟
1.

آمار و ریفرنس بدهید.


2.

به ما نشان بدهید که شَوند و علت بی‌سرپرستی این کودکان پدر و مادری بوده‌اند که سکس آزاد داشته‌اند.





نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
این را چگونه زیبا جلوه میدهید؟؟
کودکان بی‌سرپرست که زیبا نیستند.

اینکه شما بی‌سرپرستی اونها را جادووار از روی سکس آزاد زن و مرد دانسته‌اید شفرمود‌انگیز هست!



نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
دو نفر که برنامه هست یکهو یک نَسوُ{ساعت} دلباخته{عاشق}(همخوابه) شوند شاید بر اثر شور و اشتیاق این دلدادگی{عشق}(؟!) فراموششان شود!
خوب؟


نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
بله اما اگر شما میگوید که بنا بر "حقوق بشر" مادر حق دارد که تن خود را بفروشد(حالا شکمش هم سیر باشه!)
کسی سخن از "مادر" نزد؟ زن و مرد هر دو صاحب بدن خود هستند، بر پاد نگر شما که بدن ما را از اون همبود/دولت میدانید.

ما بدن هر کس را از اون خودش میدانیم و او را آزاد میدانیم با اون هر کار خواست بکند، یکی از اونها نیز "تنفروشی" باشد.





نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
باید از اون جنین هم که میتواند انسان رشد یافته{بالغ} و با اندیشه ای{عاقلی} شود برای حقوق اولیه اش (حقِ بودن) پشتیبانی{دفاع} کنید، پس با نگر شما انداختن بچه کاریست ناسازگار با "حقوق بشر"!! "پس اعتراض وارد هست!"
جنین چیزی بیشتر از چند یاخته نادان و بی‌مغز نیست.

اگر نمیدانید، هر یاخته بدن شما را میتوان تاگید (clone کرده) و از اون یک آدم بالغ در آورد.


به فرموده دیگر، شما هر بار که دست خودتان را میشویید چند میلیون "آدم" بالقوه را نیز میکشید.

هرچند پس از مطالعهاین فکر میکنم باید برای اینکه شما آزرده نشوید زین پس برای این "آدمهای بالقوه" هم بایستی حق و حقوق قائل شده و دیگر دستمان را نشوییم!


یک جنین تنها و تنها وقتی حق و حقوق پیدا میکند که دیگر جنین نباشد، کودک باشد.




نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
گرامی در دنیایی که شما به خیلی ها برای سیر کردن شکم حقِ تنفروشی میدهید،

فکر میکنید که دو تن در تامین نیازهای یک کودک توانا ترند یا یک تن؟؟
بسیاری هم برای سرخوشی و لذت اون تنفروشی مینمايند.

اگر گذرتان به اروپا و بویژه هلند خورد نیز تنفروشان بسیاری که کوچکترین نیازی به پول ندارند ولی از کارشان لذت میبرند خواهید دید.





نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
با این گرایند{احتمالن} اگر بگویم آری، در نگر شما اونها را "دیوانه های زنجیری" خوانده ام!

هدف اینست که بدانیم کودک همواره در زندگی خود این کمبود را سهش{احساس} میکند.



بیخود هست.




نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
انسانها را از هدر رفتن در جنون و کژخویی{اعتیاد} گُنیک{جنسی} باز دارید تا نیرو و توانشان را در بهبود زندگی بکار بگیرند!
باز هم بیخود هست.

نخست ثابت کنید که سکس آزاد به کژخویی گنیک (اعتیاد جنسی) میرسد، سپس میتوانیم درباره پیشگیری اون فرمودمان کنیم.



خود من سکس آزاد بسیار داشته‌ام و "کژخو" هم نشده‌ام.

خود یک مثال نقض برای هستدلالتان.





نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
برای اینکه یکبار برای همیشه این کژفرنود{سفسطه} را کنار بگذارید:

من برای شما نوشتم "نرخ نایی{منفی} همبود{جمعیت}" این میشود -1 نه 1 درسد

و چنان که فرمودید در ایران با نرخ رشد نایی{منفی} یک درسد پس{بعد} از 70 سال چون دایناسور ها نابود{منقرض} میشویم.!!
آمارتان چیست؟ برای ما نخست نشان دهید (ریفرنس بیاورید) که نرخ رشد زادگان ایران نایی (منفی) هست تا پیش برویم.





نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
و چنان که میدانید و به روی خود نمیاورید بیشتر این رشد از اونِ{متعلق به} چین و هند و جهان سوم هست وگرنه بیشتر{اکثر} کشورهای باختری{غربی} که این کژخویی{اعتیاد} گُنیک{جنسی} و همجنسگرایی را درمان نمینمايند نرخ رشد پایین و حتا نایی{منفی} دارند و رو به نابودی{انقراض} هستند.
چه بهتر، فرمودیم که جا برای آدمی کم هست و 7 میلیارد هم از سرمان زیاد هست.

اگر شمار زادگان جهان 1 میلیارد بود، منابع بسیار بیشتر و بهتری برای همه ما بود و هماکنون در آفریقا کسی از گرسنگی جان نمیداد.

ولی شما بجای مهار و کنترل دارید میکوشید باز هم بیشترش کنید!



نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
و ده فرنود{دلیل} دوباره هستوارتر گردید.
اینها فرنود نیستند، تنها دست‌آویز به احساس‌های خواننده هستند تا هستدلال نادرست شما (سکس آزاد بد هست) بگونه‌ای ثابت شود:

جنین گناه داره، پس سکس آزاد بده.


کودک بی‌سرپرست داریم، پس سکس آزاد بده.


نهاد خانواده آخ شد، پس سکس آزاد بده.


یکی در پرورشگاه بهمان جا کمبود سایه مادر سُهید، پس سکس آزاد بده.


امت معتاد شدند، پس سکس آزاد بده.



هیچکجا هم نمیبینیم که "دقیقا" این پیوند میان "سکس آزاد" و گزاره پشت اون چیست و چرا و چگونه از این به اون میرسیم!



نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
صنعت/مشکل(نمونه:"مشکل این هست که...")/صورت مساله/جنونِ جنسی/توجه/ شاعر/ارائه/البته/نامشروع/اشتیاق/تامین نیاز ها/حق/



صنعت = ؟ (شاید پیشه)
مشکل = دشواری، گره، سختی؛
صورت مسئله = پرسمان
جنون = دیوانگی؛ مرض = بیماری؛ اختلال (disorder) = ؟
جنسی = گُنیک
توجه = نگرش، نگاه، پرداختن؛ توجهات = نگرش‌ها؛ قابل توجه = چشمگیر، در خور نگرش؛ جلب توجه = درکشی
شاعر = چامه‌سَرا؛ چامه‌ = شعر؛ چامه‌سرایی = شعر گویی
ارائه = پیشکش، پیش نهادن، نمایاندن
نامشروع = ؟ (ناهنجار یا شاید ناروا)
تامین کردن = برآوردن
حق = هوده
البته = هرچند، هرآینه (anyway)، اگرچه

103:


این روزها ساختن شهر نوی تنها بسنده نمیکند.

بایستی اینها کارشان را قانونی انجام داده و کارت بهداشت و ...

داشته باشند تا بیماری‌های واگیردار را نیز نگسترند.


104:

نفس خود را بر خود مگردان چیر تو
زود او را باز گیر از شیر تو

طفل جان از شیر شیطان باز کن
سپس انش با ملک انباز کن

گر ز شیر دیو تن را وا بری
در قطام او بسی حلوا خوری

105:

هستدلال که ته کشید چامه و چامه‌سرایی میآغازد

106:

رنج را صد تو و افزون مینمايند
عقل را دارو به افیون مینمايند

تا دمی از هوشیاری وارهند
ننگ خمر و بنگ برخود می نهند

میگریزند از خودی در بیخودی
یا به مستی یا به شفل ای مهتدی


افیونها و تخدیر نماينده ها شکل های مختلف دارند

و نقش همه سرپوشی هست بر روی ریش و رنج انسان غافل .

تخدیر فکر رنج را افزون میکند .



خود مشفولیتها سرپوشی هست بر مستی و بی خبری خود که هوش و گوش را در اختیار غفریت و اژدهای درونی گذاشته هست .


107:


108:

بر سر هر ریش جمع امد مگس
تا نبیند قبح ریش خویش کس

ان مگس اندیشه ها و امال تو
ریش تو ان ظلمت احوال تو

109:

درود mehrbod گرامي
چه بسا بعضي ها وقتي از هستدلال كم مي آورند
دست به دامان شعر و به قول شما چامه سرايي
مي شوند(!) و برخي از دوستان هم دست به دامان
توهمات ساير محققان مثلا روشنفكر!!!
اونچه در اين بين روشن هست اين هست كه:
در جهان سه ديدگاه وجود دارد
ديد من ، ديد تو ، ديد حقيقت
در اين بين ديد من و ديد شما مورد بحث برنامه گرفته نه ديد حقيقت
پس غبغبتان بيهوده هست

110:

ترک شهوتها و لدت ها سخا هست
هر که در شهوت فرو شد بر نخاست

111:

محقق یا پژوهشگر دستکم در راستای شناخت جهان میکوشد، ولی آوردن چامه‌ای که هیچ پیوندی به جستار نداشته و درباره چیزهای گنگ و موهوم ترس و اندرز میدهد چه؟


نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها
اونچه در اين بين روشن هست اين هست كه:
در جهان سه ديدگاه وجود دارد
ديد من ، ديد تو ، ديد حقيقت
در اين بين ديد من و ديد شما مورد بحث برنامه گرفته نه ديد حقيقت
پس غبغبتان بيهوده هست

حقیقت (فرهود) خود میشود چیزی که از دید من یا شما گذشته باشد، پس خواهیم داشت:
دید من، دید شما، واقعیت (فربود)

112:

فرمود هر مردی که باشد بد گمان
نشنود او راست را با صد نشان

هر درونی که خیال‌اندیش شد
چون دلیل آری خیالش بیش شد

چون سخن در وی رود علت شود
تیغ غازی دزد را آلت شود

پس جواب او سکوتست و سکون
هست با ابله سخن فرمودن جنون

تو ز من با حق چه نالی ای سلیم
تو بنال از شر اون نفس لئیم

113:

تبریک میگویم.



از لوازم گردانندگی خود نیز سوء هستفاده کرده و ما را ابله و دیوانه میخوانید.


114:

محققان يك روز مي گايشانند دوش آب گرم براي بدن خوب هست
يك روز مي گايشانند دوش آب سرد!!!
و اين امت فلك زده هستند كه در اين بين (بلانسبت دوستان) نقش
موش آزمايشگاهي را بازي مي كنند!!! تا تحقيق اين محققان عملي گردد!
محقق هم يك انسان همانند ماست و انسان هم همواره جايز الخطاست!
اگر بنا بر اين بود كه در دنيا فقط سه چهار نفر تفكر كنند و بقيه دنبالشان راه
بي افتند بايد دليل تعبيه اينهمه مغز بر سر انسانها را بررسي مي كرديم تا
متوجه دلايلش بشايشانم وقتي هر كسي توانايي هستدلال و تفكر را دارد پس بايد
يك دليل معقولانه اي براي تمام بايدها و نبايد هاي ايجاد شده اين مثلا محققان
وجود داشته باشد
بعضا برخي ابيات به شيوايي ره صد ساله اي را مي پيمايند:

نفرمودی که قبله ست راه حجاز


چرا کردی امروز از این سو نماز ؟


مَبَر طاعت نفس شهوت پرست


که هر ساعتش قبله ی دیگر هست




نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
حقیقت (فرهود) خود میشود چیزی که از دید من یا شما گذشته باشد، پس خواهیم داشت:
دید من، دید شما، واقعیت (فربود)
هر كسي از ظن خود شد يار من

115:

بسته‌پایی چون گیا اندر زمین
سر بجنبانی ببادی بی‌یقین

لیک پایت نیست تا نقلی کنی
یا مگر پا را ازین گل بر کنی

116:

سخت بودن شناخت واقعیت دلیل اینکه به چامه‌سرایی و عرفان و چیزهای موهوم روی بیاوریم نمیشود.



آری، شناخت واقعیت دشوار هست.

این خود را بویژه هنگام سر و کار داشتن با پیچیده‌ترین ریخت ماده در جهان که همان آدمی و مغز آدمی باشد بیشتر از همه نشان میدهد.


شناخت و درمان بیماری‌ها و یا حتا یافتن چیزهای بسیار ساده‌ای مانند خوب/بد بودن چایی یا دوش آب سرد میتوانند بسیار وقتبر و دشوار باشند.

دقت کنید که دشوار، ولی نه ناشدنی.



از سوی دیگر، مگر ما پیش روی کسی را گرفتیم که آزادانه برود برای خود بپژوهد!؟

خیر، درخواست ما این بود که از لوازم گردانندگی سوء هستفاده نکرده و بجای کپی پیست کیلویی شعر و چامه در جُستار و در کنار اون "ابله و دیوانه" مطالعهنویسندگان اون را در تالار و جستارهای وابسته خود که همانا ادبیات باشد دنبال نمايند.


117:

تا سخنهای کیان رد کرده‌ای
تا کیان را سرور خود کرده‌ای

چه گویم با تو ای نقش مزور
چه معنی گنجد اندر جان تنگت

118:

گرامي قصد مشاجره ندارم فقط خواستم عرض كنم اين
قبيل انتقادات نه تنها راه چاره اي در خود سراغ ندارند بلكه چه بسا خواه
ناخواه مسير فرمودگو را به كانالهاي ناخوشايندي هم رهنمون سازند.
به هر حال اينجا چه بسا اغلب دوستان مشغول كپي پيست كردن هستند!!!
چه اونهايي كه صحبتهاي فلان پژوهشگر را نقل مي كنند و چه اونهايي كه
فرضا از اشعار فلان شاعر هستفاده مي كنند!!!(چه فرقي در حال
كپي پيستش مي كند!!!)اتفاقا زبان شعر زباني گايشانا و سليس هست!
خيلي راحت مي شود در قالب يك بيت شعر چه بسا مفهوم يك كتاب
و تفسير اونرا براي مخاطب تداعي كرد .اينكه شما زبان شعر را نقض مي كنيد از هيچ
هستدلال قابل قبولي تبعيت نمي كند.

به هر حال هر كسي به يك زبان
خاصي فرمودگو مي كند يكي دوست دارد تفسير كند ان ديگري دوست دارد
فرضا با زبان "حافظ" پاسخگو باشد و من فكر مي كنم اين موضوع هيچ تناقضي
ايجاد نمي كند.

119:

یک نکته دیگر هم من اضافه کنم و ان اینکه سکشوالیته در خود زبان قدرت را هم در بسیاری مواقع بازگو میکند که خیلی مواقع حتی ناآگاهانه هست.اختصاص به دین هم فقط ندارد،مثلن جالب هست که هستالین هم بدنبال کنترل سکس بوده.در رمان 1984 هم سکس یک انجام وظیفه حزبیست و ازادی و لذت بردن از اون غیرقانونی.
اونان که بدنبال کنترل احساسات خود بدست خود هستند میروند مدیتیشن مینمايند یا راهب بودایی میشوند.به آزادیهای دیگران هم احترام میگذارند.
اون کس هم که بدنبال یک عده مردان سرباز بیرحم میگردد با کنترل و سرکوب و وعده سکس اونها و افکار اونها را کنترل میکند.ولی خودش حرمسرا راه میاندازد.
زنان هم که داخل انسان حساب نمیشوند بکل،وسیله داد و ستد هستند.
ما میخواهیم زنان اختیار خود را داشته باشند.نه اینکه دیگران خرید و فروششان نمايند.


120:

خیر
با شعر فرمودن راه بجایی نمیبریم
من خود به دنبال پاسخم
یا پاسخی که داده ام را اثبات میکنم
یا جواب دیگران را میپذیرم
و
به همین ترتیب
.
.
.تا در نهایت به بهترین جواب برسیم
شاید سخن دوستمان درستتر باشد و سکس آزاد مشکل گشای ما شود
شاید هم نباشد و نگرش ما درست باشد
مهم این هست که بی تفکر و بیحوصله خود را کنار نکشیم و در پی یافتن جواب باشیم

121:

دوست فرزانه
در این شکی نیست که جامعه نیاز دارد به آزادی های فردی ( بیان،اندیشه ، دین و...) وچه بسا در سایه این آزادی هست که بشر شکوفا شده و متکامل میشود وباز در مترقی بودن لیبرالیسم نسبت به اختناق کشورهای جهان سوم هم تردیدی نیست اما نکته مهم این هست که آزادی فردی وحتی دربرقراری روابط غریزی که بیشتر به وعدهای بهشت موعود شبیه هست بنابه دلایلی با منطق جور در نیامده وعملی نیست چرا که به همان دلیلی که شما فرمودید فاصله طبقاتی موجود امکان عملی شدنشان را نخواهد دادواونچیزی که در کشورهای پیشرفته میبینیم بخاطر انباشت سرمایه ورفاه موجود ونیز آریستوکراسی نوین تا حدودی بر روی این زشتی لیبرالیسم پرده کشیده وقابل رویت به نظر نمی آید
البته منم قبول دارم روابط فی مابین انسانها بیشتر از این هم متحول گشته وحتی ازدواج وخانواده مفهوم امروز ی خودرا از دست خواهد داد واین تعهدات اخلاقی رایج از بین خواهد رفت وگریزی هم نیست ولی نسخه پیچی برای ملتی که قرنهاست واین اواخردر مضاعف ترین محرومیت اجتماعی زندگی میکند قدری نا مانوس وغیر باور خواهد بود حتی برای روشنفکران اون هم باورش قدری ثقیل هست
این آزادی لیبرالیسم هم شبیه گلی زیبا خوش بو و...واما خارداری هست اگر دقت نشود سوزش خاراون زیبائیش را از یاد میبرد

122:

هنگامی که بستر فکر و اندیشه هایمان را امیالمان هدایت مینمايند بی گمان انچه به نتیجه میرسد درستی و راستی نخواهد بود.



هنگامی میتوان فرمودگوی را به بحث نشست و نتیجه ای از ان به بار اورد که در ابتدا نقش خطا بعنوان خطا مشخص باشد .

وقتی که هنوز بین درست بودن یا نبودن همچنس گرائی و یا هرزگی تردید وجود دارد پس در باره چه چیز میتوان به توافق دست یافت ؟.



ایا اصلا تامل و یا فرمودگوی سالم شکل خواهد گرفت در حالتی که هر کس تنها بخواهد بستر ذهنی خودش را مورد تائید برنامه دهد ؟!.

من معتقدم که انسان شاید در ابتدا نتواند انچه درست هست را تشخیص دهد اما لازم هست در اغاز انچه که نادرست هست را بفهمد و درک کند .

وگرنه نباید در این مسیر هیچ گامی برداشته شود .



زیرا هر سخن و یا نقشی ممکن هست باعث تخربی بدتر از انچه که هست را فراهم اورد .

فکر میکنم انچه اکنون به عنوان سکس ازاد از ان یاد میشود و نیز به بهانه کرامت و یا ازادی انسان از این جریان دفاع میشود چیزی جز کمبودها شهوانی و یا امیال لذت یاب ما نیستن که دارد این توجیحات هستعدلالی را میسازد .



بنظر این نگارنده این کرامت و این ازادی در اینجا بنحو نامطلوب و بدی مورد سو برداشت و یا سوتعبیر و هستفاده برنامه گرفته هست .زیرا در همین حالی که ما این واژه های مقدس را در این مسیر بگار میگیریم .

انسانهای دیگری که در مسیرهای حیات ما میتوانند نقش بسزایی ایفا نمايند در کویر و ویرانه ها در حال فرو پاشی و هدر رفتن هستعدادها یشان بسر میبرند بی انکه هیچ کرامتی را از طرف ما دریافت نمايند و یا ما به انها هیچ توجهی و یا بهای نشان دهیم ! .

اینکه انسان در جواب پائینترین مسائل سطح زندگی خود به روشنی هنوز زشتی انچه را که با ان روبروست معلوم و مشخص نکرده هست و نسبت به این دست مسائل دچار شک و تردید شده هست واقعان جای تاسف دارد .



چرا انسان نباید تکلیفش با این گونه مسائل معین و مشخص باشد ؟! .



با این حال حالتی که دیروز در قالب شعر ان بزگوار با ان مواجه بودم صرفا احساسی بود که با مواجه شدن با چنین بستر فکری ایجاد شده بود و منظور شخص خاصی نبود و یا نیست .




ای بخاری را تو جان پنداشته
حبه زر را تو کان پنداشته

ای فرورفته چو قارون در زمین
وی زمین را آسمان پنداشته

ای بدیده لعبتان دیو را
لعبتان را امتان پنداشته

ای کرانه رفته عشق از ننگ تو
ای تو خود را در میان پنداشته

ای گرفته چشمت آب از دود کفر
دود را نور عیان پنداشته

ای ز شهوت در پلیدی همچو کرم
عاشقان را همچنان پنداشته

مستی شهوت نشان لعنت هست
ای نشان را بی‌نشان پنداشته

ای تو گندیده میان حرف و صوت
وی خدا را بی‌زبان پنداشته

ماهتابش می‌زند بر کوریت
ای تو مه را هم نهان پنداشته

هر چه فرمودم خویشتن را فرموده‌ام
ای تو هجو دیگران پنداشته

123:

سفسته هست.


ما اینجا درست برای همین فرمودمان و بحث کردیم که آیا سکس آزاد "خطا" هست یا خیر.

اگر میدانستیم خطاست یا نه که فرمودمان نمیکردیم

نوشته اصلي بوسيله realworld_but نمايش نوشته ها
فکر میکنم انچه اکنون به عنوان سکس ازاد از ان یاد میشود و نیز به بهانه کرامت و یا ازادی انسان از این جریان دفاع میشود چیزی جز کمبودها شهوانی و یا امیال لذت یاب ما نیستن که دارد این توجیحات هستعدلالی را میسازد .

مگر ما فرمودیم از گرایش‌ها و امیال درونی ما نیست؟
روشن هست که همخوابگی و سکس برخاسته از گرایش‌های درونی ماست، اگر نبود که سکس نمیکردیم، میکردیم!؟

نوشته اصلي بوسيله realworld_but نمايش نوشته ها
بنظر این نگارنده این کرامت و این ازادی در اینجا بنحو نامطلوب و بدی مورد سو برداشت و یا سوتعبیر و هستفاده برنامه گرفته هست .زیرا در همین حالی که ما این واژه های مقدس را در این مسیر بگار میگیریم .

انسانهای دیگری که در مسیرهای حیات ما میتوانند نقش بسزایی ایفا نمايند در کویر و ویرانه ها در حال فرو پاشی و هدر رفتن هستعدادها یشان بسر میبرند بی انکه هیچ کرامتی را از طرف ما دریافت نمايند و یا ما به انها هیچ توجهی و یا بهای نشان دهیم ! .
شعر و دکلمه بود.


یک شماری آدم در یک مسیرهای حیاتی‌ای نقش بسزایی ایفا مینمايند و کرامت ندارند، پس پیدا کنید پرتقال فروش را در همخوابگی دختر و پسر !!
نوشته اصلي بوسيله realworld_but نمايش نوشته ها
اینکه انسان در جواب پائینترین مسائل سطح زندگی خود به روشنی هنوز زشتی انچه را که با ان روبروست معلوم و مشخص نکرده هست و نسبت به این دست مسائل دچار شک و تردید شده هست واقعان جای تاسف دارد .

همخوابگی از دید شما "زشت" هست، از دید ما بسیار هم زیبا و سپند (مقدس) هست و همه زندگی ما برآمده از اون.



نوشته اصلي بوسيله realworld_but نمايش نوشته ها
با این حال حالتی که دیروز در قالب شعر ان بزگوار با ان مواجه بودم صرفا احساسی بود که با مواجه شدن با چنین بستر فکری ایجاد شده بود و منظور شخص خاصی نبود و یا نیست .




ای بخاری را تو جان پنداشته
حبه زر را تو کان پنداشته
باز هم شعر و دکلمه ناوابسته و بی‌ربط و بی‌ارزش.


124:

یه مصراع از یک شعر که مرحوم جهان قشقایی هم این ترونه رو خوندن هست که میگه
"وقتی ای دل به گیسوی پریشون میرسی خودتو نگهدار"
آره دوستان گیسوی پریشون یعنی زنهای روسپی،یعنی آدمایی که قدرت دفاع از خودشون ندارن
یعنی بچه هایی که تو خیابونا دارن گدایی میکنن و....................
اما این بستگی به ماها داره که این گیسو رو پریشونترش کنیم یا اینکه با مردونگی وسخاوت از کنار امیال شیطانی خودمون بگذریم و دست نوازشی به این گیسو بکشیم
البته مردایی هم که هرزه هستند ،یک نوع گیسوی پریشون محسوب میشن

125:

ما نظرمون رو راجع به ناچاری عرض کردیم و فرمودیم مخالف شماره 1 تجاوز هستیم ولی متوجه نشیم رابطش با هرزگی مردان چیه،ناچاری تا اونجا که میدونیم یعنی ناچاری !!
در نتیجه اگر برای اونهایی که مجبورند امنیت مالی فراهم کنیم از اونجا که از ناچاری بوده و دیگه این ناچاری نیست مساله حل شده هست.
اگر هم کمکی فراهم نکنیم و هرزگی بر فرض محال هرزگی مردان متوقف شود،این زنان هم احتمالن در کوچه خواهند مرد یا بدام اون ناچاری که از دست اون فراری بودند خواهند افتاد.
بنظر میرسد منظور دوستان بحالت دوم نزدیکتر باشد و این حرفها هم فقط برای آسایش شیوه تفکر خودشان هست.جان دادن انسانها مهم نیست،مشکل این هست که اخلاق مد نظر اونها به همه دیکته شود.
راه حل اجبار به روسپیگری برداشتن اجبار و ایجاد امنیت حداقلی هست نه سرک کشیدن در زندگی امت.


126:

درود
پورن یک عمل مقدس هست تا وقتی که در ان هستسمار وزور در کارنباشد
هرزگی هم یک تهمت بی هوده وعبث هست
همچنان که در میان انسانها ادم پرخور چاق داریم ویا ادم حریص وثروت اندوز انسان شهوانی هم داریم
فروش سکس هم مثل فروش کار بدنی هست وتفاوتی میان ان نیست
به قول مارکس اقتصاد عامل محرک تاریخ هست تمام اعمال انسان در راستای حفظ بقاست!!!
چه تابلو نقاشی بکشیم چه عملگی کنیم چه دکتر باشیم چه هستاد همه ما جزعی از اثار هنری یا تفکر یا بدن خود را به دیگرا ن میفروشیم برای بقا وحفظ حیات و س ک س هم یک کالاست مثل یک تابلو نقاشی مثل وقتی که دندانپزشگ برای بیمارش میگذارد
روسپی هم از خودش برای بیمارش(که یا یار ندارد یا از دستش جانش به لب رسیده)
وقت وسرمایه میگذارد وچه چیز از این عمل زیباتر!!!





127:

چیزی به نام "امیال شیطانی" نداریم.

این "امیال" نامبرده همان انگیزش‌ها و گرایش‌های درونی ما هستند و بسیار هم سپند (مقدس) بوده و زندگی نیز همه ارزش خود را از اونها میگیرد.



دلدادگی () و عشق و سرانجام همخوابگی میان دو آدم نیز بسیار زیباست و هر اونچه در ستایشش گوییم کم هست.




سرانجام اینکه این "شیطان" درون خود شماست که مایه شیطانی دیدن پایه‌ای‌ترین کردار آدمی که همانا دوست داشتن و همخوابگی هست میشود.




در این جستار هم به شما نشان دادیم شیطان راستین کیست: ایا ایجاد رابطه های نامشروع کار شیطان هست؟

128:

شنیدی که میگن : هر دم از این باغ بری میرسد تازه تر از تازه تری میرسد .

خب این همونه .


129:

بهتر هست بگویید : چیزی به اسم امیال شیطانی نمی شناسم ، این سپندی را که برای فعل بقول شما همخوابگی قائل هستی از کجا آوردی ؟ راستش اینکه می بافی ، فرمایشات حضرتعالی بنیاد علمی ندارد ،

نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
دلدادگی () و عشق و سرانجام همخوابگی میان دو آدم نیز بسیار زیباست و هر اونچه در ستایشش گوییم کم هست.
این تصور بسیار ابتدایی و متعلق به دوران پارینه سنگی هست ، با این نظریه پردازی که شما می فرمایی ، بنظر میرسد ، باید به فکر ایجاد فلسفه دیگری بنام فلسفه اسافل باشیم : دی


نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
سرانجام اینکه این "شیطان" درون خود شماست که مایه شیطانی دیدن پایه‌ای‌ترین کردار آدمی که همانا دوست داشتن و همخوابگی هست میشود.
بخطا رفتی ، چشمها را باید شست جور دیگر باید دید .


نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
در این جستار هم به شما نشان دادیم شیطان راستین کیست: ایا ایجاد رابطه های نامشروع کار شیطان هست؟
از ابتدای این جستار لحظه به لحظه با شما بودم و اونچه که دیدم شما نشان دادی خودت بودی چیز دیگری ندیدم .


130:

اینکه انسانها(به خصوص دینداران) نمی توانند به روسپی گری به دید یک شغل نگاه نمايند خیلی برای من جالبه.شغلی که نه تنها برای جامعه مضر نیست بلکه بسیار هم مفید و ضروری هست.هیچ تا به حال با خودتون فکر کردید که آیا این حق رو دارید که در مورد شغل دیگران(به طور مثال رفته گران) قضاوت کنید؟

131:

نکته ی مهمی که نبایدانکاربشه اینه که سکس از روی ناچاری و صرفا به دلایل مالی آثار نامناسبی بر روی شخصیت یه خانم ویا یه آقا داره.شاید منفعت خیلی ها تامین بشه اما به چه بهایی؟روابط آزاد نیاز هر جامعه ای هست نمیشه اینو ندید گرفت.

حتی همجنسگرایی هم ایرادی نداره.
تنها باید تلاشهادر این راستا باشه که افراد صرفا بر پايه لذت و احساس این کارو انجام بدن.


132:


پس عذاب وجدان بعدش و کی میخواد تحمل کنه.؟

امیدوار متوجه منظورم شده باشید.


133:

دوست عزیز من کلی صحبت میکنم.عذاب وجدان و مسائل نظیرش جزء امور شخصیه هر فرده.
بهتره شما هم جامعتر نگاه کنید.روابط آزاد توی جامعه ی ما هست،نمیتونیم خودمونو به ندیدن بزنیم اگه این ارتباطات زیرزمینی نباشه بهتره حداقل اینهمه آمار ایدز بصورت تصاعدی بالا نمیره.

ایده آل نگاه نکنیم واقعیت جامعه رو ببینیم.
من بعنوان یه خانم اینجا ناچارم یه سری محدودیت های فرموداری رو رعایت کنم و نمیتونم زیاد باز حرفامو بزنم.خواهش میکنم اینو درک کنید

134:

دوست گرامی یادمون باشه ما تو جنگل نیستیم قبح گناه رو شما ندید میگیرید و بیخیالی سیر میفرمایید که این واقعا شرم آور هست

135:

iهمانطور که پیش تر هم دوستان اشاره کردند هیچ شکی در مضر بودن فاحشگی به اجبار نیست.ولی اینکه بگین به دلایل مالی نباشه به نظر من درست نیست چون مسلما در انتخاب شغل فاکتور اول مسائل مالی هست.اینکه به چه بهایی هم به نگر من ما نمیتونیم برای دیگران تصمیم بگیریم،چون وقتی یک انسان بالغ تصمیمی میگیره باید به اون احترام گذاشت.در مورد این هستدلال که اگر موقعیت های شغلی بهتری بود افراد دست به این کار نمیزدند هم باید فرمود که در یک جامعه لزومی نداره همه مهندس و دانشمند و پرزیدنت بشن پايه ا این پتانسیل وجود نداره و جامعه هم بی شک به شغل های اینچنینی نیاز داره.


136:

دوست گرامی مملکت قانون داره و باید بر پايه قانونش رفتار بشه نه بر پايه سلیقه افراد
یعنی تمام بی عرضه‌ها برن فاحشه بشن چه باحال هستدلالتون واقعا به درد خودتون میخوره

137:

دوست من بحث اینه که یه فرد اگه صرفا بخاطر نیاز مالی تن به اینکار بده شاید مشکل اقتصادیش حل بشه اما از لحاظ روحی اذیت میشه.این یه واقعیته.درسته ما حق نداریم برای سایرین تعیین تکلیف کنیم اما میتونیم بی تفاوت نباشیم و تلاش کنیم این رابطه ها برای همه لذت بخش باشه.


138:

به نگر شما هر چیزی فقط به دلیل "قانون" بودن درسته؟اونم قوانین این مملکت در پیت که از کتابی برای 1400 سال پیش کپی برداری شده؟تجربه ای که انسان های مدرن پس از سالها تدوین قوانین مدنی و اجتماعی بدست آورده اند ارزشی ندارد؟ آیا نباید با خود بیاندیشیم که این قوانین بر پایه کدام هستدلال تصویب شده؟فقط همین که خداوند متعال دستور فرموده کافی هست؟

139:

به نظر من این مشکلات برای اکثر انسانها وجود داره.در هر جامعه ای بسیاری از کارها رو میشه پیدا کرد که فوق العاده مضره ولی هزاران نفر مشغول به اون کار هستند ولی شما میری به یه جوشکار بگی اقا جان این کارو نکن پس فردا هزارتا درد و مرض میگیری؟مهم تصمیم انسانها و احترام گذاشتن به اون هست.این قضیه موقعی دردآور میشه که بفهمیم تمام این مخالفت ها فقط به خاطر تابوی سکسه.


140:

میدونی داداش درد چیه؟درد اینه که متاسفانه این تفکرات هیچ خریداری تو جایی که ما زندگی میکنیم یعنی جهان سوم نداره
از اون درد بدتر اینه که آدم تو جهان سوم زندگی کنه وادای اروپایی هارو بخاد دربیاره
وازاون سوزناکتر اینه که این روسپی گری یا به قول شما همخوابگی مقدس امکان داره یه روزی فراگیر بشه و حتی تا یک قدمی من وشما هم برسه
البته امروزها هم کم نیست ازاین مقدسات

141:

نخست اینکه جنگل هم اخلاق درش پیدا میشود و هر چه میشود به حیوانات زبان بسته توهین نفرمایید.
اما اگر منظور از جنگل توحش و بربریت هست،در زیر سایه قوانین موجود و اخلاقیات دیکته شده عزیزان با شما همنگر نیستم که ما در جنگل زندگی نمیکنیم!

142:

دوست گرامی
قضیه فحشا را نمیشود به این سادگی طبقه بندی وفتیله پیچش کرد ودر زمره شغل قلمداد نمود وبا انواع دلایل شرعی ،توجیه وقانونی اش کرد وبا مقایسه ساده انگارانه با شغلی چون جوشکاری از کنارش گذشت ونتايج اجتماعی وفردی اون را نادیده گرفت
این مقوله به این سادگی قابل لاپوشی نیست ، نتايج واثراتی که بر اقشار جامعه وحتی خود کسانیکه مستقیم با این امر درگیرند رانمیشود؛ نادیده گرفت این امر کل جامعه را تحت الشعاع قرارمیدهد
البته شما بااین کلامتان به من کمک کردید تا منظور واقعی خودم را که از اول سعی در اثبات اون داشتم را راحت تر بیان نمایم اینکه شما میگوئید واقعیت تلخ جوامعی هست که بیشترلیبرالیسم را محور امر برنامه داده اند این امر چهره واقعی واونسوی سکه لیبرالیسم هست که همه چیز با پول معاوضه میشود
دردنیای کاپیتالیسم که اخیرا با لیبرالیسم کادو پیچی شده هست وقتی کارگربه ظاهر آزاد مجبور هست بخاطر نان شب نیروی کار خود را بفروشد بقول شما همان جوشکار سختی کار را نیز به جان مبخرددر این بین لابد زن ودختر این کارگرهم میتوانند برای تامین معاش زندگی اقدام به تن فروشی نمايندوهیچ اشکالی ندارد بعنوان شاغل در امر فحشا تن خود را به فروش رسانده ومورد بهره کشی جنسی برنامه بگیرندوطعمه لذت طلبی صرف عدهای پولدار برنامه بگیرند وسختی کار ازبابت تجاوز وخشونت وبیماریهای چون ایدز و ...

را ندیده بگیرند
البته همه اینها واقعیت هائی هست که اتفاق می افتد جائیکه فاصله طبقاتی هست قابل درک وجرئی از چهره کریه جامعه هست حال این جامعه طبقاتی ، رنگ مذهب به خود گرفته وپرچم عدالت وحجاب بدست بگیرد وخواه رنگ لیبرالیسم ومجسمه آزادی را با حقوق بشر تزئینش کند
وقتی فقیر ودارا در جامعه ای باشد طبیعی هست خیلی چیزهائی که برای انسان وقتی ارزش میشود در مقابل نیاز به فروش میرسد
ونیاز جنسی وطبیعی انسان که میتواند بصورت انسانی تر، توام با تامین نیازهای عاطفی باشد با ظهور پول، رنگ میبازد ودر حد نیاز غریزی صرف تقلیل و مطرح میگردد
خیلی از دوستان گاهی آزادی فحشا را راهی برای بن بست های اجتماعی وخلاصی از ناهنجاریهای اجتماعی مطرح مینمايند
ولی میتوان یقین داد در صورت آزادی این امر، باز کسانیکه در رفاه هستند توان هزینه کردن وولخرجی برای سکس رابیشتر از بقیه دارند و این واقعیت راهمه ما در این جامعه خودمون وحتی کشورهای مرفه وپیشرفته شاهد هستیم خلاصه هرکسی ازموهبت آزادی سکس به مساوات بهر مند نبوده ونخواهد شد
بنابراین تاوقتیکه نابرابری اقتصادی در جامعه ای هست مشاهده این مسائل طبیعی هست هرچند غیر قابل قبول وغیر انسانی به نظر آید
عمق فاجعه این برده کشی مدرن از وقت بربریت هم کریه تر وغیر انسانی تراست
بهتراست این را هم محض اطلاع بخوانید

قاچاق انسان برای سکس

فعّالان حقوق بشر نقل می‌دهند که هزاران زن و دختر فقیر هر ساله پس از اون که با فریب و وعده‌های کاذب شغل و ازدواج، از روستاها به شهرها آورده می‌شوند، وادار به تن‌فروشی می‌گردند.
توجّه بسیاری به سوی فروش انسان جلب شده‌است، که ارقام اون بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار تخمین زده می‌شود؛ ۸۰ % این افراد زنان و دخترانی هستند که هر ساله در کشورهای مختلف به فروش می‌رسند و در بسیاری موارد به تن‌فروشی، یا همچون بردگان، به اشتغال در کارهای پست وادار می‌شوند.
امّا این ارقام شامل قربانیانی نمی‌شود که در کشور خود به فروش می‌رسند – مشکلی که مدت‌هاست هند را فرا گرفته‌است، کشوری بزرگ و اون اندازه متنوع که قاچاقچیان بتوانند قربانیان خود را از محلی به محل دیگری ببرند؛ به محلی صدها کیلومتر دورتر، با زبانی دیگر و شانس ناچیزی که بتوانند به خانه خود بازگردند.

143:





برداشت نادرست نشود:


همخوابگی = سپند (مقدس)

روسپی‌گری = پیشه (کار)


پیشه سپند را شاید در چیزی مانند آموزگاری بتوان یافت، نه در روسپیگری.


144:

درانجام عمل خلاف هر دو مقصر ومسئولند وهر دو باید پاسخگو وجوابگو باشند

145:

نادرست هست.



ما گرایش‌های اهریمنی یا شیطانی نیز داریم.

برای نمونه گرایش به بهره‌کشی از دیگر آدمها،
یا گرایش به سرکوب کردن دیگران و دیکتاتور بودن،
یا گرایش به زورچپان کردن باورهای خود و بسیاری دیگر.



اینها گرایش‌های اهریمنیک و شیطانی هستند، نه دوست داشتن و همخوابگی میان یک دختر و پسر.





نوشته اصلي بوسيله searcher نمايش نوشته ها
این سپندی را که برای فعل بقول شما همخوابگی قائل هستی از کجا آوردی ؟ راستش اینکه می بافی ، فرمایشات حضرتعالی بنیاد علمی ندارد ،
سپندایی یا تقدس یک چیز در کارکرد اون در فرازیست و خوشی آدمی کوتاه میشود.



دلدادگی و سرانجام همخوابگی را در جایگاه والاترین ترازی که دو آدم میتوانند به یکدیگر نزدیک گشته و پیوندی ناگسستنی از روی مهر و دوستی بسازند میتوان سپند دانست.




نوشته اصلي بوسيله searcher نمايش نوشته ها
این تصور بسیار ابتدایی و متعلق به دوران پارینه سنگی هست
خیر.


اسلام = 1400 سال پیش
مسیحیت = 2000 سال پیش

از دید پوچ شما همه آدمها از 2000 سال پیش به اونورتر احمق و شیطانی و متعلق به دوران پارینه سنگی بوده‌اند.





نوشته اصلي بوسيله searcher نمايش نوشته ها
بخطا رفتی ، چشمها را باید شست جور دیگر باید دید .
نکته این هست که ما چه به خطا رفته باشیم یا نه، برای کسی باید و نباید تعیین نکردیم.


این شمایید که اینجا میخواهید بزور امت بریختی که خودتان دوست دارید و میپسندید رفتار نمايند.


146:

درود mehrbod گرامي
اينجا (فرمودگوها)بايدي تعريف نمي شود اينجا از اصول اخلاقي روابط انساني
فرمودگو مي شود!اگر اين رفتارها را حمل بر "بايدها" و "نبايد ها" بگذاريد،
مي شود اينطور تلقي كرد كه شما هم در جايگاه خود به نوعي
بايدي ديگر از نوع تفريط را به جامعه ديكته مي كنيد!
اعضاي تشكيل دهنده هر اجتماع زنجيرهاي به هم پيوسته اي هستند
كه در كنار هم به مفاهيم اجتماعي معنا مي بخشند!
فرضا جامعه اي كه با قانوني جلوه دادن روابط هم جنس گرايان و ايجاد
فضاي مناسب براي ايجاد روابط انها سعي در گسترش اين طرز فكرها را
دارد چه بسا در دراز مدت مي تواند غرايز اشخاص را به سمت و سايشان مسمومي
گرايش دهد!شما نمي توانيد منكر تبليغات منفي رسانه ها و كانالهاي ارتباط
جمعي در اين راستا بشايشاند!فرض بگيريد رفته رفته قشر عظيمي از امت به اين سمت
گرايش پيدا كردند ! تكليف چيست؟مگر مي شود هوا و هوس يك عده بيمار را
به صرف اينكه سليقه شخصي هست به شكل قانوني بسط و گسترش داد؟
فرضا اگر 60 % از 100 % امتان يك اجتماع به سمت هم جنس گرايي متمايل
شوند چه خواهد شد؟آيا تضميني داريد كه چنين نخواهد شد؟اصلا چرا
نبايد چنين اتفاقي بي افتد؟وقتي همه اين افعال را طبيعي جلوه مي كنيم
پس بايد امادگي مواجه شدن با چنين وضعيت هايي را هم داشته باشيم!
درست مثل مسئولين محترم اجتماع ما كه يك عمر فرياد زدند 2 بچه كافيست
2 بچه كافيست و الان تازه از خواب بيدار شدند و مي بينند اي دل غافل اشتباهي
رخ داده هست چه بسا بايد يك عدد صفري را هم كنار اون عدد 2 برنامه دهند تا
جبران مافات شود!
علاوه بر اين با تمام توضيحاتي كه در جريان مباحث عنوان شد من فكر مي كنم
شما (نوعي) نبايد اعتراضي به روسپي گري داشته باشيد .

بالاخره زني كه
سپس مدتها تن فروشي در جريان اين شغل خود هضم شده كم كم يك رضايت نسبي
هم با اين واقعيات حال حاضر خود پيدا كرده هست و پايه ا بايد اين آزادي را هم
براي او قائل باشيد كه او نيز در قبال جسمش اسكناسهايي دريافت كند !
قبلا هم عرض كردم هيچ شخصي را با غل و زنجير به قتلگاه نمي برند پس كسي
كه (زن يا مرد) راهي چنين مسيرهايي مي شوند بالطبع با توافق اوليه چنين
كرده اند پس نمي شود فرمود الزامي در بين بوده ! ايني هم كه احيانا فقر او را وادار
به اين كار كرده بازهم دليل نمي شود ! بالاخره شغل ، شغل هست ! يك نفر دوست
دارد دست فروشي بكند يك نفر هم دست فروشي را نمي پسندد و در قبال وجودش
مبلغي را دريافت مي كند ! شخصا تصور مي كنم با اين صحبتهايي كه شكل گرفته
اين انتقاد شما به جامعه روسپي گري در واقع يكي به نعل و يكي به ميخ كوبيدن
را در ذهن مخاطب تداعي مي كند!!!
اگر بنا باشد هر شخصي براي هر فعلي آزاد باشد پس اصولا پولدارها فقيرها را
هستثمار مي كنند و تا دلشان بخواهد از اونها سو هستفاده جنسي مي كنند! و هيچ كس
هم ككش نمي گزد بالاخره حتي در يك واقعيات همسان هم كساني موفق به
دريافت سورهاي جنسي مي شوند كه چيزي وراي ديگران براي عرضه داشته باشند!
و اين همان پول هست !!!
قانوني كه شما تعريفش را مي كنيد خيلي زودتر از قوانين مورد وفاق ما (نوعي)
برده داري (جنسي) مدرن را در جامعه رشد خواهد داد!و تازه اينجاست كه متوجه
خواهيم شد "بايد " اصل كاري در كجاي جريان برنامه دارد!
انسانها اگر در مسير پاسخگايشاني به غرايزشون پايبند به يك سري قوانين باشند
هيچ رياضتي را نصيب نخواهند برد! هيچ اجتماعي (از اجتماع ما و اعراب فاكتور
بگيريد لطفا!) نمي تواند پاسخگايشاني به نيازهاي اوليه را (و صد البته غرايز را) نفي
كند ولي هر فعلي هنجارهاي مرتبط به خود را مي طلبد!
حتي در يك بازي قايم باشك بازي هم اگر بخواهيد باري به هر جهت بازي كنيد سر از
ناكجا آباد در خواهيد آورد حالا اين رقم مسائل كه جاي خود دارند!

147:

بیخود هست.



نوشته‌ای از من بیاورید که چیزی را "باید" یا "نباید" کرده باشم.




و اینکه از سوی همفکرانتان بدرستی "باید و نباید" هم شد، چنانکه فرمودند همخوابگی آزاد باید ناقانونی باشد و همجنسگرایان هم باید یا "درمان" شوند (گویی که بیمارند) یا (احتمالا) بمیرند.



نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها

فرضا جامعه اي كه با قانوني جلوه دادن روابط هم جنس گرايان و ايجاد

فضاي مناسب براي ايجاد روابط انها سعي در گسترش اين طرز فكرها را

دارد چه بسا در دراز مدت مي تواند غرايز اشخاص را به سمت و سايشان مسمومي

گرايش دهد!شما نمي توانيد منكر تبليغات منفي رسانه ها و كانالهاي ارتباط

جمعي در اين راستا بشايشاند!فرض بگيريد رفته رفته قشر عظيمي از امت به اين سمت

گرايش پيدا كردند ! تكليف چيست؟مگر مي شود هوا و هوس يك عده بيمار را

به صرف اينكه سليقه شخصي هست به شكل قانوني بسط و گسترش داد؟

فرضا اگر 60 % از 100 % امتان يك اجتماع به سمت هم جنس گرايي متمايل

شوند چه خواهد شد؟آيا تضميني داريد كه چنين نخواهد شد؟اصلا چرا

نبايد چنين اتفاقي بي افتد؟وقتي همه اين افعال را طبيعي جلوه مي كنيم

پس بايد امادگي مواجه شدن با چنين وضعيت هايي را هم داشته باشيم!
باز هم بیخود هست.



یک اینکه شما سرپرست همبود و جامعه نیستید (اگر هستید بفرمایید چرا و چگونه به شما نقش سرپرست را داده‌اند) که بخواهید برای دیگران نقش سانسورچی را داشته باشید و بگویید هر کس با بدن خود چکار متواند بکند یا نکند.



دو اونکه همجنس‌گرایی ژنتیکی هست و گرایش نیست که کس بدلخواه خود فرگزیند که همجنسگرا شود یا نه (پیشتر اثبات شده).



خواننده هم خود میتواند با یک آزمایش فکری ساده این را دریابد.

اگر همجنسگرا بود بکوشد همخوابگی با دگرجنس را برای خودش خواستنی کند و واژگون.




نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها

درست مثل مسئولين محترم اجتماع ما كه يك عمر فرياد زدند 2 بچه كافيست

2 بچه كافيست و الان تازه از خواب بيدار شدند و مي بينند اي دل غافل اشتباهي

رخ داده هست چه بسا بايد يك عدد صفري را هم كنار اون عدد 2 برنامه دهند تا

جبران مافات شود!
برای ما بگویید که چرا امروز نیاز به بیشتر از دو فرزند میرود و روی چه فرنود و هستدلالی شما به این نتیجه رسیده‌اید؟


نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها

علاوه بر اين با تمام توضيحاتي كه در جريان مباحث عنوان شد من فكر مي كنم

شما (نوعي) نبايد اعتراضي به روسپي گري داشته باشيد .

بالاخره زني كه

سپس مدتها تن فروشي در جريان اين شغل خود هضم شده كم كم يك رضايت نسبي

هم با اين واقعيات حال حاضر خود پيدا كرده هست و پايه ا بايد اين آزادي را هم

براي او قائل باشيد كه او نيز در قبال جسمش اسكناسهايي دريافت كند !
روشن هست که "اعتراضی" نداریم.



زن و مرد هر دو میتوانند تنفروشی نمايند، بر پاد باور شما که فکر کردید روسپیگری ویژه زنان هست.




نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها

قبلا هم عرض كردم هيچ شخصي را با غل و زنجير به قتلگاه نمي برند پس كسي

كه (زن يا مرد) راهي چنين مسيرهايي مي شوند بالطبع با توافق اوليه چنين

كرده اند پس نمي شود فرمود الزامي در بين بوده !
این بخش شوخی بود یا چه؟ بسیاری از روسپی‌ها دقیقا با همان غل و زنجیر به روسپیگری وادار شده‌اند.




نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها

ايني هم كه احيانا فقر او را وادار

به اين كار كرده بازهم دليل نمي شود !
دلیل چه چیزی نمیشود؟


نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها

بالاخره شغل ، شغل هست ! يك نفر دوست

دارد دست فروشي بكند يك نفر هم دست فروشي را نمي پسندد و در قبال وجودش

مبلغي را دريافت مي كند ! شخصا تصور مي كنم با اين صحبتهايي كه شكل گرفته

اين انتقاد شما به جامعه روسپي گري در واقع يكي به نعل و يكي به ميخ كوبيدن

را در ذهن مخاطب تداعي مي كند!!!
آفرین ما هم چیز دیگری نفرمودیم.

هر پیشه (شغلی) تا وقتیکه به دیگران آسیب نرساند آزاد هست، خواه چوبتراشی باشد، خواه برنامه‌ریزی باشد خواه تنفروشی.




نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها

اگر بنا باشد هر شخصي براي هر فعلي آزاد باشد پس اصولا پولدارها فقيرها را

هستثمار مي كنند و تا دلشان بخواهد از اونها سو هستفاده جنسي مي كنند!
سفسته تعمیم جزء به کل.



ما نفرمودیم هر "فعلی (=کُنش، act)" آزاد هست، فرمودیم هر پیشه(=شغل، work) تا وقتیکه به دیگران آسیب نرساند آزاد هست.




نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها

قانوني كه شما تعريفش را مي كنيد خيلي زودتر از قوانين مورد وفاق ما (نوعي)

برده داري (جنسي) مدرن را در جامعه رشد خواهد داد!و تازه اينجاست كه متوجه

خواهيم شد "بايد " اصل كاري در كجاي جريان برنامه دارد!
شوربختانه برای شما اینجا نیاز به فرمودمان هم نمیرود، نمونه آزموده شده زنده داریم.



در کشورهای اروپایی که روسپیگری پیشه‌ای قانونی و آزاد هست مانند هلند، آلمان و … بروشنی میبینیم که مافیای برده‌داری جنسی هم از میان رفته هست.



به پاد اون در کشورهایی که ناقانونی هست، مانند آمریکا و ایران میبینیم که بوارونه دامنه مافیای اون تا چه اندازه گسترده و کثیف شده هست.




نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها

انسانها اگر در مسير پاسخگايشاني به غرايزشون پايبند به يك سري قوانين باشند

هيچ رياضتي را نصيب نخواهند برد! هيچ اجتماعي (از اجتماع ما و اعراب فاكتور

بگيريد لطفا!) نمي تواند پاسخگايشاني به نيازهاي اوليه را (و صد البته غرايز را) نفي

كند ولي هر فعلي هنجارهاي مرتبط به خود را مي طلبد!

حتي در يك بازي قايم باشك بازي هم اگر بخواهيد باري به هر جهت بازي كنيد سر از

ناكجا آباد در خواهيد آورد حالا اين رقم مسائل كه جاي خود دارند!

باز هم سفسته تعمیم جزء به کل.



ما نفرمودیم همه "غریزه‌ها" را باید از بند گشود.

فرمودیم گرایش جنسی را باید همانگونه که برای هزاره‌های دراز آزاد بوده، در ایران امروز نیز دوباره آزاد کرد.


148:

بنده هم بايد نبايدي نكردم!
عرض كردم بايد بستر سازي شود اين موضوع با بايد و نبايد كردن خيلي
فرق دارد!
بنده هم همانند شما يك نظر آزاد ارائه مي دهم و هيچ بايدي هم ندارم!
همانطور كه شما نظر ما را نقض مي كنيد ما هم نظر شما را نقض مي كنيم...همين

نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
و اینکه از سوی همفکرانتان بدرستی "باید و نباید" هم شد، چنانکه فرمودند همخوابگی آزاد باید ناقانونی باشد و همجنسگرایان هم باید یا "درمان" شوند (گویی که بیمارند) یا (احتمالا) بمیرند.
بنده مسئول فرمودار خودم هستم چه بسا در بعضي قسمتها با شخص
شما هم همفكر برنامه گرفته باشم.

تعميم اظهار نظر غايبين به ديگران منطقي نيست.
ولي هم جنس گرايي هم نوعي بيماري هست اينكه شما هر فعلي را در رابطه با
افعال جنسي افراد مجاب مي شماريد دليل بر اثبات اونها نمي شود كه از هر كجا آباد
و يا احيانا ناكجاآبادي محقق تازه گير بياوريد كه ايشان تز داده اند هم جنس گرايان
كارهاي محير العقولي انجام مي دهند!!!
نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
باز هم بیخود هست.


یک اینکه شما سرپرست همبود و جامعه نیستید (اگر هستید بفرمایید چرا و چگونه به شما نقش سرپرست را داده‌اند) که بخواهید برای دیگران نقش سانسورچی را داشته باشید و بگویید هر کس با بدن خود چکار متواند بکند یا نکند.
خلط مبحث مي كنيد شما هم سرپرست اجتماع نيستيد كه به امت آزادي هاي
نا معقول بدهيد!
شما حتي براي مجاب شمردن ازدواج دو هم جنس هم نيازمند تعاريف قانوني هستيد!
تنها جايي كه نياز به قانون ندارد جنگل هست!!!
تايشان همان جوامعي هم كه اين هم جنسان با هم ازدواج مي كنند با رعايت قوانين
اجتماع خود دست به چنين حركاتي مي زنند ! اگر نه فقط كافيست يك نفر پيدا
شود كه در اين بازار مكاره اونها را تخته كند ....همه چيز به فنا خواهد رفت!
تنها اجتماعي كه آزادي هاي بي حد و حصر دارد جنگل هست نه جوامع انساني!
اگر هر كسي براي وجود خودش مختار باشد از فردا همه لخت و عور در خيابانها
تردد كنند ! به كسي چه مربوط هست (هر چند كه شك ندارم شما اونرا آزادي مي پنداريد)

نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
دو اونکه همجنس‌گرایی ژنتیکی هست و گرایش نیست که کس بدلخواه خود فرگزیند که همجنسگرا شود یا نه (پیشتر اثبات شده).
مزاح مي فرماييد ....
طايشان صحبت مي كنيد انگار ما از يك كره ديگري آمده ايم!!!
شما چشم بيناي خودتان را رها كرديد چسبيديد به توهمات فلان
مثلا محقق!!!
ژنتيكي بودن هم جنس گرايي اثبات شده !!!؟پس از دنياي تاسف آور
بيرون بي خبر هستيد!
محققي كه هم جنس گرايي را عمل مقدس مي پندارد از اين تزها ندهد
چه تزي بدهد!
اصلا تقدس چيست!!!!جز تعصب هست!؟
نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
خواننده هم خود میتواند با یک آزمایش فکری ساده این را دریابد.

اگر همجنسگرا بود بکوشد همخوابگی با دگرجنس را برای خودش خواستنی کند و واژگون.
عجب!!!
پس مشكلي هست كه بايد تلاش كند اين واژگوني را در خود ایجاد سازد!
اصل هدف ما هم همين مشكل هست!
ما فرض را مي گيريم كه هم جنس گرايي بيشتر باب طبع افتد!!!
نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
برای ما بگویید که چرا امروز نیاز به بیشتر از دو فرزند میرود و روی چه فرنود و هستدلالی شما به این نتیجه رسیده‌اید؟
من به اين نتايج نرسيده ام همان محقق هايي كه شما از اونها الهام مي گيريد
اين نتايج را حاصل كرده اند!!!
بنده در هر دو حالتش اين صحبتهاي مثلا محققان را دريافت كردم و
خنديده ام!
نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
روشن هست که "اعتراضی" نداریم.



زن و مرد هر دو میتوانند تنفروشی نمايند، بر پاد باور شما که فکر کردید روسپیگری ویژه زنان هست.

پس ازتون عذر خواهي مي كنم
چون تصورم بر اين بود كه شما براي تن فروشي انتقاد داريد !
براي همين برام عجيب بود كه چرا بايد با اين تفكراتتون با اين
مسائل دچار تناقض باشيد كه الان رفع شبهه شد
نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
این بخش شوخی بود یا چه؟ بسیاری از روسپی‌ها دقیقا با همان غل و زنجیر به روسپیگری وادار شده‌اند.

بحث تجاوز با روسپيگري فرق دارد !
نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
دلیل چه چیزی نمیشود؟
با توجه به اينكه اعتراضي به تن فروشي نداريد پس اين بند هم
اتوماتيك وار حل مي شود
نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
آفرین ما هم چیز دیگری نفرمودیم.

هر پیشه (شغلی) تا وقتیکه به دیگران آسیب نرساند آزاد هست، خواه چوبتراشی باشد، خواه برنامه‌ریزی باشد خواه تنفروشی.


سفسته تعمیم جزء به کل.



ما نفرمودیم هر "فعلی (=کُنش، act)" آزاد هست، فرمودیم هر پیشه(=شغل، work) تا وقتیکه به دیگران آسیب نرساند آزاد هست.

هميشه جز از كل تبعيت مي كند.
فرقي كه بين ديدگاه شما و ديدگاه ما وجود دارد اين هست كه ما بين گربه سر گذر
و انسانها وجه تمايزي قائل هستيم ولي شما مي فرماييد تايشان پاسخگايشاني به
نيازهاي جنسي هيچ فرقي ندارند و هر جا كه عشقشان كشيد همانند سگ
و گربه محل مي توانند دنبال جفت باشند.
(در مثل مناقشه نيست احيانا سو تفاهمي شكل نگيرد هيچ غرضي در كار نيست)
نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
شوربختانه برای شما اینجا نیاز به فرمودمان هم نمیرود، نمونه آزموده شده زنده داریم.



در کشورهای اروپایی که روسپیگری پیشه‌ای قانونی و آزاد هست مانند هلند، آلمان و … بروشنی میبینیم که مافیای برده‌داری جنسی هم از میان رفته هست.



به پاد اون در کشورهایی که ناقانونی هست، مانند آمریکا و ایران میبینیم که بوارونه دامنه مافیای اون تا چه اندازه گسترده و کثیف شده هست.

شيمي درماني از ان دست درمان هايي هست كه در اغلب موارد جواب مثبتي به
درمانها مي دهد ولي در بعضي مواقع هم به محض تزريق كل بدن بيمار را دگرگون
مي كند!اينكه شما به شكل مطلق بر رايشان چند كشور با فرهنگ ها و تعاريف خاص خود
زووم كرده ايد هيچ معقولانه و تضمين كننده نيست كه حتما اگر چنين افعالي در اين
قسمت از كره زمين هم شكل بگيرد دقيقا همين نتيجه مورد بحث را حاصل خواهيم كرد
يا خير!
يك روان شناس آمريكايي تبار نمي تواند انتظارات بيماران كشور ما را برآورده سازد!
(اينو يك روان شناس معتبر ايراني الاصل ولي ساكن آمريكا فرمودند) ايشون فرمودند
حتي يك روان شناس هم براي درمان بيمارانش نيازمند اين هست كه از فرهنگ و
هنجارها و قوانين اون امتان اطلاع داشته باشد در غير اين صورت تلاش خواهد
كرد هنجارهاي مرتبط به دنياي خودش را به دنياي ان ديگران تزريق سازد كه هرگز
نتيجه قابل قبولي حاصل نخواهد كرد و به بيراهه خواهد رفت هر چند كه در دنياي
خودش آدم قدري باشد.
نوشته اصلي بوسيله mehrbod نمايش نوشته ها
باز هم سفسته تعمیم جزء به کل.



ما نفرمودیم همه "غریزه‌ها" را باید از بند گشود.

فرمودیم گرایش جنسی را باید همانگونه که برای هزاره‌های دراز آزاد بوده، در ایران امروز نیز دوباره آزاد کرد.
حالا در اين بين يك نفر براي سير كردن شكمش يك تكه ناني هم از يك گوشه
يك مغازه نانوايي بردارد چه فرقي مي كند ! نهايتش سر و ته ماجرا را با يك گوشه
چشمي هم مي آورد!

149:

بابت تمام این سخنهای بسیار زیبا و تامل بر انگیزتان ممنون و سپاگذارم دوست گرامی و اندیشمندم

باور بفرمائید از این همه تضاد متعجب میشوم .گاهی از روسپی گری و یا برخوداری از شهوتهای تهوع اور جنسی و همجنسگرای طرفداری میشود و گاهی جهت تفکر چنان تفییر میکند و از دلدادگی و عشق سخن میرود که انسان میماند اینها را چگونه میشود به هم ربط داد ! .

انسان واقعان نمیداند که این بستر فکری چگونه هست !؟.

کسی با دلدادگی از سر عشق و یا رابطه انسان گونه بر پايه پیوندی قلبی هیچ مخالفتی ندارد اما اینکه همانند حیوانات گله وار هر چه بر سر راه بیابی تمایل شهوتت بخواهد دست نوازشی برای تخلیه احساس غریزه بر ان بکشی این واقعان بسیار بی شرمانه و دور از هر گونه حیا و خرد و انسانیتیست که از ان یاد میشود ! .

حتی انسانهای اولیه هم فکر نمیکنم با این جهت و ساختار فکری موافق بوده باشند !!!! .



73 out of 100 based on 18 user ratings 543 reviews