سفال و سرامیک 



x

سفال و سرامیک



طراحی آواتار وامضا برای شما
آموزش : رنگی کردن عکسهای سیاه و سفید ( سطح : نیمه حرفه ای )
»» كتابها و آموزشهاي ويديويي ، تمامی ورژن هــای فتوشاپ
ارائه طرحهای گرافیکی ( فقط فتوشاپی )
طرح‌های ATA FARZADI
کارت پستال درخواستی

مایا نمای داخلی
هر کی نیاد سرش کلاه رفته
.: Digital Painting :.
» آثار حرفه ای سه بعدی «
کار های HoOrezam
فیلم کوتاه انیمیشن
حمایت از ما | مشهدهاست
`

سفال و سرامیک




سفال يکى از خلاقيتهاى ماندگار انسان از دورهٔ نوسنگى و ماقبل تاريخ است. هيچکدام از مصنوعات و ساختههاى فکر و انديشهٔ انسان از نظر ارزانى و فراوانى مواد اوليه در طبيعت بهپاى سفال نمىرسد.
کشف سفال و بقاياى گِل پخته از قرن نوزدهم آغاز شد. هنگامىکه سافل در دورههاى باستانى کشف شد، ابتدا موارد استفاده و کاربرد آن مدنظر بود. اما بعد بهصورت بوم نقاشى درآمد و وارد مقولهٔ هنر شد و موارد کاربرد آن ثبت پيامها، خواستهها، نيازها، دادن اطلاعات و در حقيقت انتقال انديشه بود.
لغت سفال در اصطلاح فارسى به مواد يا قطعات آمادهاى اطلاق مىشود که از خاکرس ساخته و شکل داده شده و سپس آنها را در کوره پختهاند.
سراميک از لغتى يونانى (keramos) به معناى جسم سفالين پخته شده گرفته شده است و به محصولاتى گفته مىشود که از مواد معدنى و خاک تهيه شده باشد و سپس در کوره با گرماى زياد حرارت ديده و به خواص نهايى خود برسد و در نهايت پخته شود.



در ميان صنايع دستى ايران، صنعت سفالگرى از ارزش خاصى برخوردار است؛ زيرا از اولين دستساختههاى هنرى بشر است و ديگر اينکه اشکال و تزئينات روى ظروف سفالى خيلى قديمىتر از تصاوير کتب خطى است و سندى گرانبها بهشمار مىآيد. و نيز براى فهميدن حيات اجتماعى آن دورهها و شناختن لوازم و اثاثيه و لباسها و دستبافتههاى آن عصر مفيد است. بنابر بررسىهاى انجام شده توسط محققان و باستانشناسان، صنعت سفالسازى در ايران سابقهاى طولانى دارد.

02-03-2007, 12:14


1:

در شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده می شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در ین صنعت بوجود آورد.



الف) سفالگـری پـیش از اسلام

در شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده می شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در ین صنعت بوجود آورد.
از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا عراق و از قـفـقاز با دره سند را از زیر خاک بـیـرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی بطرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته است. نخستین نمونه های آن از شوش در ایلام که اولین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه هـایی که از تـپه موسیان در ۱۶۰ کیلومتری شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و از شمال غربی هـندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تـپه گـیان و تـپه حصار و تورنگ تـپه و سیلک، یا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در تـرکستان روسیه است جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می شود. سفالهـایی که بـنام شوش اول معـروف است مـتعـلق به زمانی است که از ۳۵۰۰ تا در حدود ۲۵۰۰ پـیش از میلاد مسیح می باشد. در اینجا باید متـذکـر شد که مردمانی با تـمدن نوسنگـی نیز در ایالت کانسوی چـین پـیدا شدند و ظروف سفالی آنهـا ویـژگـیهـایی هـمانـند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فن تولید دارد.
▪ سفال نقاشی شده سیالک
کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست که هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی است کهن در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است. نخـستیـن ظرفـهـای سفالی که با روش کربن ۱۴ تاریخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چـهـارم پـیش از میـلاد مسیح است در بـین النهـرین یافت شده است. کهـنـتـرین سفالی که در ایران یافت شده مـتعـلق به هـمان دوره است. این ظرف دست ساز نسبتـاً ابتدایی به دنـبال خود ظرفی سرخ با لکـه های سـیـاه نـاشی از پـخـت ناقـص داشـت. پـیـشرفت فـنی در حرفه کوزه گری سبب بوجود آمدن سبک جـدیـدی شد، این سبک با تـغـیـیرات و وقـفـه هایی که داشت بـیش از ۲۰۰۰ سال در بعـضی از مناطق فلات ایران دوام کرد.
▪ معـروفـتـرین پـیـشرفـتهای فـنی در رشته سفالینه سازی از این قـرار است
۱) بـدنه ای از خاک رس ظریف که بدون تـردید آبـدیـده شده است. این ظرف در کوره پـخـته می شد و رنگ آن لیموئی، کرم، زرد، صورتی یا گـاهـی اوقات سرخ تـیـره بود. تـیـغـه های کـرم یا لیمویی رنگ که پـیـدا شده است نشان می دهـد که پـخـت آن در اتـمسفـر احـیا کـنـنده ای انجام شده است.
۲) تمام ظروف دارای ضخامت یکـنواخت است، آنهـایی که بـلنـدیـشان بـیش از ۱۰ سانـتـیمتر بود ۰.۳ سانـتیمتر ضخامت داشتـند و بزرگـترین آنها که پـیـدا شده است ۳۰ سانتی متر ارتـفاع و ۰.۹۵ سانتی متر ضخامت داشت.
۳) گـردی کامل و بعـضی عـلاماتی که در موقع چرخ دادن آن بـدست آمده نشان می دهـد که لااقـل در آنروز چرخ کوزه گـری با سرعـت کم که پـیـش درآمد چرخـهـای فعـلی کوزه گـری است به کار برده می شده است.
۴) تمام ظروف پـیدا شده در دوغ آب خاک رس بـسـیار نـرمی فـرو برده شده بود که سطح آنهـا را اینـقـدر صاف کرده است.
۵) یک ماده رنگی که از گـرد اسید آهـن آبـدار و اکسید منگـنـز ساخته شده بود درآمیخـتهً فوق به کـار بـرده می شد. در پـخـت دوم این رنگـهـا سیاه و قهـوه ای سیر می شد.
۶) پـیش از پـایان هـزاره چـهـارم قـبـل از میـلاد چرخ کـندر و کوزه گـری بصورت چرخ تـند امروزی درآمد. لااقـل این موضوع در مورد سفالهـایی که سیلک در مرکـز ایران تـپـه حصار در شمال شرقی ایران پـیدا شده است، صدق می کـند.
۷) تـقـریـباً در هـمان زمان نوعـی از کوره در ایران بوجود آمد که آتـشخـانه آن در زیر محـل سفالهـا بود و یک در آجری آنهـا را از هـم جـدا می کرد، کوره ها باید از این نوع باشـند. تا نظارت و بـررسی اتـمسفـر لازم برای تولید رنگـهـای کرم و نخودی عـملی باشد. این نوع کوره هـا هـنوز در سراسر کـشور از طرف کوزه گـران و آجرپـزان به کار برده می شود و هـنوز هـم رنگ نخودی را برای آجر تـرجـیح می دهـند.
۸) سفالهـای قالبی در تـپه حصار و تـل باکـون در جـنوب ایران پـیـدا شده است. در قـسمتهـای مخـتـلف کشور قالبهـای گـلی پخـته شده برای تولید زیاد مجسمه های متعـلق به سالهـای ۲۵۰۰ تا ۱۷۵۰ قـبل از مسیح بدست آمده است.
۹) سفالینه های خاکستری رنگ با لعـاب سیاه درخشان ابـتـدا در حدود ۲۰۰۰ پـیش از مسیح در تـپـه حصار و در سیلک بوجود آمد. این سفالهـا که در کورهً احیا کـنـنده پـخـته شده اند، اولین نوع سفالسازی لعـابی است که از آن اطلاع داریم. اینجا بجاست یادآور شویم که لعـابکـاری سفال در قرون وسطی در کاشان مـتـداول گـردید، و کاشان تـنـها چـند کیلومتر دورتر از سیلک است.
تـمام این پـیـشرفـتهـای فـنی در مـدت کـوتاهـی سفالسازی را یکی از حـرفـه های سامان یافـته کـرد. و از آن تاریخ تا کـنون به هـمین نحـو باقـی مانده است. اما مهـارت و استادی کوزه گـران باستان تـنـهـا از نظر فـنی نبوده است، زیـبایی این فراورده هـا فوق العـاده است. به کار بردن رنگـیزه های اکسیدی با قـلم مـو با حرکات متـوالی کاملا مشهـود است. تـزئینات نقـش حـیوانات و نباتات را تـقـریـبا با طرح هـندسی دقیق نشان می دهـد.
ب) سفالگـری بعـد از اسلام
تازیان در زمان کوتاهـی سراسر خاک ایران را گـشودند، اشغـال ایران از طرف تازیان ابـتـدا اثـری در کار سفالسازی نـداشت، اما وقـتی که در سال ۷۵۰ میلادی خانواده ایرانی ابوالعـباس بر تخـت خلافت بغـداد تـکـیه زد، فعـالیت فرهـنگی ایرانیـان بار دگـر آغاز گـردید. اسلام بکار بردن ظرفـهـای گـران قـیمت فـلزی به ویـژه زر و سیم را غـدغـن کرده است. از اینرو بار دگـر طبقه حاکمه خریدار ظرفـهـای سفالی شدند و آماده شدند که سفالهـایی که بـسیار خوب آراسته شده و از لحـاظ هـنری در سطح والایی قـرار داشت بخـرند. رفـته رفـته پـیـشیـنه سفالگـری در بـسیاری از مراکز سفالسازی ایران بـنـیاد گـرفت و صاحبان این کارگـاهـها استادان فـن را بکـار گـرفـتـند. نوشته ای که در سنگ محـراب امامزاده یحیی ورامین در نزدیکی تهـران هـست، افـتخـار ساختـن محـراب را به سه کس یعـنی سفالساز، طراح نقـشه و خوش نویس می دهـد.
▪ از لحاظ تاریخـی دروه اسلامی به سه بخش تـقـسیم می گردد:
۱) دوره اولیه اسلامی تا آغاز سده یازده میلادی
۲) دوره میانه اسلامی شامل پادشاهـی سلجوقـیان و مغـولهـا
۳) دوره متاخر اسلامی از زمان صفویه تا به امروز



۱) دوره اولیه اسلام
در دوره اولیه اسلام، سفالساز افـتاده و مـتواضع ایرانی در هـمان زمینه پارتـهـا و ساسانـیان کار می کـرد. ظرفـهـای وی بی لعـاب بود و در قـالب فشاری هـا آن را آراسته کرده، تـزیـین می داد و یا ظرفـهایی از لعـاب آبی یا فـیـروزه ای می ساخت. اینگونه قالبهـای فشاری از خاک رس بی لعـاب ساخـته می شد و پـیش از پـخـتـن آن را برای آرایش ظرف کنده کاری می کردند.
در دوره اولیه سفالگـری ظرفـهـای چـیـنی که از چـین آورده شد سبب تـشویق و تحـریک ایرانیان در توسعـهً صنعـت سفالسازی شد. ثـعالبی و بـیـرونی دو نفـر از مورخین مشهـور دربارهً انواع سفالهـایی که از چـین آورده شد شرحی نگـاشته و مرغوبـیت آن را ستوده اند.
محـمد بن الحسین می نویسد که فرماندار خراسان در سال ۱۰۵۹ میلادی بـیست تـکه ظروف چـینی از کشور چـین دریافت کرد و آن را به بارگـاه خـلیفهً بغـداد فـرستاد؛ و سفالسازان داخلی را تـشویق به ساخـتن سفالهـایی شبـیه به آن کـرد. در حقـیـقـت در اثـر تـشویق فرمانداران و حـکام محـلی، نوآوری هـا و اخـتراعـات زیادی در فـن بـدل چـینیسازی و تـقـلـید چـیـنیهای دوره تانگ در ایران بوجود آمد. سفالسازان ایرانی در تـقـلـید از چیـنـیهای سبک تانگ در ایران بوجود آمد. سفالسازان ایرانی در تـقـلـید از چـیـنـیهای سبک تانگ آنقـدر استاد بودند؛ که در نظر اول هـمه مصنوع آنهـا را بجای چـینی اصل می گـرفـتـند.
کوششی که سفالسازان ایرانی در تـقـلید چـیـنـیهای کشور چـین در دوره های اولیهً اسلام کرده اند سبب کشف مجـدد لعـاب مینایی قـلع گـردید. در سدهً هـشتم پـیش از میلاد مسیح آشوریهـا اکسید روی را در لعـابهـای سربی خود برای بدست آوردن رنگ سفـید کـدر به کار برده اند. چون آخرین کار برای این فن در خاور نزدیک را می توان از آجرهای لعـابی که در شوش و تخت جمشید در سدهً پـنجم ساخته شده است ثابت کرد؛ بنابراین وقتی می گوئیم بعـد از ۱۵۰۰ سال دوباره آن را بازیافـتـند بی دلیل نیست. این لعـاب جـدید که سطح کاملا سفـید درست می کرد، کاربرد گـل و رس سفـید را از بـین برد و از ایران به سرعـت به تمام کشورهای اسلامی تا اسپانیا گسترش یافت. در آنجا پایه و اساس سفالسازی اسپانیایی - آفریقایی گردید که در جزیرهً اسپانیایی مایورکا ساخـته می شد؛ از آنجا به نام ماجولیکا به ایتالیا آمد و طولی نکشید که ایتالیا نیز آن را تولید کرد. از ایتالیا به آلمان و هـلـند و انگـلستان رفت. در هـلـند و انگـلستان به نام چـینی آلات دلـفـت معـروف گردید.
یکی دیگر از اختراعات ایرانیان در صنعـت سفالسازی رنگهـای مینایی بود که قبلا در سال ۸۸۳ میلادی آغاز گـردیده بود. اشیائی که رنگ مینایی بر آنهـا زده شده است - سفالسازان چـینی هـیچگـاه این رنگ را به کار نبرده اند - در کارگاه هـهای کوزه گـری فوسطاط نزدیک قاهـره و در عـراق پـیدا شده است. ولی بـیـشـتر دانشمندان امروزه بر این باورند که رنگ مینایی یک اختراع ایرانی است. رنگ مینایی در اسپانیای افـریقا در کارگاه هـای کوزه گـری معـروف پاتـرنا و والنسیا به کار برده می شد، و در سال ر۱۵۰۰ میلادی به ایتالیا رسید.
▪ سه نوع رنگ مینایی وجود دارد
۱) رنگ مینایی طلایی ساده روی زمینه سفـید.
۲) رنگ مینایی جگـری در زمینه سفـید یا مخـلوط با سایر رنگـهـا.
۳) رنگ مینایی چـند رنگ با درخشندگی فلز مس یا نـقره، یا اگـر روکش آن بسیار نازک باشد، رنگ مینایی زرد، قهـوه ای یا زیـتونی بر زمینه سفید.رنگ مینایی در زمان سلاطین سلجوق و مغـول در کاشان به اوج تـکامل خود رسید.
۲) دوره میانی اسلام
در زمان سلجوقـیان ( ۱۰۳۷ - ۱۱۴۷ میلادی ) جهـش چشمگـیری در تـمام هـنرهـا، صنایع و عـلوم پـدید آمد. با اینکه سلجوقیان در اصل ترک بودند ولی خود را با روش زندگی ایرانیان تطبـیق دادند. در مورد سفالسازی این دوره باید گـفت "عصر طلایی چـینی سازیست"؛ در این دوره تمام روشهـای فـنی شناخته شده به کار برده می شد: حـکاکی، برجسته کاری، شبکه سازی، قـلمزنی رنگ زیر یا روی لعـاب، مطلا کاری و میناکاری. چـنین بنظر می آید که در آن دوره نقاشان و طراحان استاد سفالساز را یاوری میکردند و این امری عادی بوده است.
کوشش مستمر سفالسازان ایرانی برای اینکه بـتوانـند با چـینیهـا و لعـابهای ساخت کشور باستانی چین برابری کـنـند موجب بوجود آمدن دو اخـتراع در ایران گـردید، اولین اختراع ترکیب خمیر نرم با آمیخته زیادی از دُر کوهـی و دیگر کشف مجدد لعـاب قلیانی که برای آخرین بار در مصر باستان بکار می رفت. دانه های دُر کوهـی و خمیر شیشه ای لعـاب قـلیایی را به خاک رس اضافه میکردند، پس از پخـتن رویهً نیمه شفاف و سخت و به هـم چسبـیده ای بدست می آمد، و این هـمانند ماده و خمیری بود که در سدهً هـجدهـم در اروپا به عـنوان خمیر نرم چـینی شناخته شده بود. برای بدست آوردن لعـاب شفاف با اکسید قلع کار می کردند. تـنهً ظرف را اغلب کنده کاری کرده و با لعـاب یکـدست می پوشانـدند، این فـن را لقابی می گـفـتـند.
متداول شدن لعـابهـای قلیایی سبب شد که فـن رنگ آمیزی جدید بوجود آمد. آمیخـته مس در لعـاب سرب معـمولا رنگ فـیروزه ای تـیره یا سبز زنده بوجود می آوردند؛ ولی هـمین مس در لعـاب قـلیایی رنگ نیلی سیر درست می کرد. لاجورد کاشی (کوبالت) در لعـاب قـلیایی رنگ آبی مشکی (لاجوردی) می ساخت. در نزدیکی قـم و کاشان معـادن لاجورد کاشی (کوبالت) هست و احتمال دارد که استـفاده از کوبالت از هـمانجا آغاز گـردیده باشد. از جمله لعـابهـای دیگری که عـموماً در لعـاب های قلیایی به کار میرفت عـبارتـنداز: فیروزه ای روشن، سبز روشن، یشمی، سرخ ارغوانی و زرد ملایم که اغـلب آرایه زر هـم به آن افزوده می شد. ترکیب طلا در لعـاب یا به صورت زر گـداخـته و یا به حالت سریشی بود.
با استـفاده از این زرورق، کوزه گـر ایرانی دو شیوه تازه لعـابسازی پـیدا کرد که به نام مینایی و هـفت رنگ شناخـته می شد. برای ساخـتن لعـاب مینایی کوزه گر، خمیر شیشهً قلیایی و رنگیزه ها را در کوره می گـداخت و به صورت لعـاب مورد نیازدر می آورد. پس از خنک شدن آن را گـرد می کردند و هـنگـامی که این لعـاب روی ظرف داده شده و به کـوره برده می شد رنگـش تـغـیـیـر نمی کرد و نقاش و تـزیـینـکار قـبل از وقت می دانست که لعـاب پس از پخـته شدن، چه رنگی خواهـد داشت و هـمین امر سبب شد که دامنهً تعـداد رنگـهـا را گـسترش دهـد.

2:


3:

هنگامی كه شاه اسمعیل در سال ۱۵۰۱ پس از ۸۵۰ سال فرمانروایی بیگانگان بر تخت نشست و نخستین شاه دودمان صفویه گردید بزرگی و عظمت ایران آغاز گردید و تا دویست سال ادامه داشت .



هنگامی كه شاه اسمعیل در سال ۱۵۰۱ پس از ۸۵۰ سال فرمانروایی بیگانگان بر تخت نشست و نخستین شاه دودمان صفویه گردید بزرگی و عظمت ایران آغاز گردید و تا دویست سال ادامه داشت . در زمان شاه عباس بزرگ این عظمت به اوج خود رسید (۱۵۸۷ – ۱۶۲۰ . م) آوازهٔ شكوه و جلال دربار شاهنشاهی او به دربارهای اروپا رسید ، و سفیرانی از بسیاری از كشورهای اروپا به پایتخت وی یعنی اصفهان آمدند.
شاه عباس خود صنعتكار و بازرگانی باهوش بود . استادان فن را از امپراتوری پهناور خود جمع كرد و در اصفهان یا پیرامون آن جای داد و كارگاههای صنعتی شاهی بیشماری بنیاد نهاد . به پیشه وران جزء و صنایع خصوصی نیز كمك می كرد . هنگامی كه از بازرگانان و نمایندگان كمپانی هند شرقی هلند كه دژی در جزیره هرمز در خلیج فارس داشتند شنید كه آنها مشغول تجارت ظروف چینی كشور چین هستند از بازرگانان چینی دعوت كرد كه چینی های زیبای خود را از راه خشكی برای صادرات به اروپا به كشور وی بفرستند و بدین ترتیب كمپانی هلندی را از میدان خارج كرد . خود شاه گردآورندهٔ تعداد زیادی ظروف زیبای چینی بود ، مجموعهٔ چینیهای وی هنوز در آرامگاه خانوادهٔ شیخ صفی در اردبیل وجود دارد .
این امر نفوذ صنعت چین را دوباره برگرداند و سفالسازان ایرانی باردگر در كار چینی سازی كوشیدند و شیوهٔ كار كاشان را كامل كردند و كائولین سفید نرمی را كه در نایین و علی آباد پیدا شده بود به كار بردند و با لعاب خمیر شیشه قلیایی كه قبلاً گفتیم در هم آمیختند . چون سفالهای ایرانی بدل چینی بود شاه عباس ۳۰۰ كوزه گر چینی را به ایران دعوت كرد تا سفالسازان ایرانی در صنعت چینی سازی آموزش دهند . رهبر این عده مردی بود كه در افسانه های ایرانی را به نام من او هر (man-oo-har) شناخته شده است . جهانگردان اروپایی كه در آن زمان به ایران مسافرت كرده اند مرغوبیت و جنس اعلای فرآورده های داخلی را تحسین كرده اند .
با تجدید نفوذ چین ظرفهایی متداول گردید كه رنگ زیر لعاب آن آبی بود زیرا ایران معادن زیادی از لاجورد داشت . قطعاتی از چینی پیدا شده كه مربوط به سالهای ۱۵۲۳ ، ۱۵۶۳ ، ۱۵۹۲ است . یكی از استادان آن زمان حاجی محمد (نقاش) بود كه در آغاز سدهٔ شانزدهم در تبریز كار می كرد . از چینیهای معروف سلادون (رنگ سبز بیدی) در آن موقع تقلید شد ، و برای ساختن آن لعاب بسیار صاف سبز ، خاكستری به كار می رفت ولی طرح آن ایرانی اصل بود.
در سدهٔ هفدهم این نوع ظرف بسیار معروف گردید . ظاهراً تحت سرپرستی استادان چینی فن جدید ظرفهای حكاكی شدهٔ یكرنگ كه با لعاب سبز مات خربزه ای پوشیده می شد در كاشان توسعه یافت . با وجود كوشش فراوانی كه در ساختن بدل چینی می كردند از سایر شیوه ها از قبیل مینای چند رنگ و ظرفهای سیاه نیز غفلت نكردند . در اینجا از ظرفهای بدل چینی حكاكی شدهٔ لعالی كه در نایین تولید می شد باید نام ببریم . این ظروف را در بندر گامبرون (بندرعباس) به بازرگانان اروپایی می فروختند ، و در سدهٔ هفدهم به نام ظرف گامبرون در هند و اروپا به ویژه انگلستان متداول گردید .
در زمان صفویه شیوهٔ كاشیهای بریده یا كاشی معرق به آخرین درجهٔ تكامل خود رسید و كاشی پیچیده و گران قیمت مینا را كاملاً از میدان بدر برد . در سده های بعد كاشیهای هفت رنگ به جای كاشیهای بریده شده به كار می رفت زیرا ساخت كاشیهای هفت رنگ ارزانتر بود . در سدهٔ هجدهم در شیوهٔ ساخت كاشیهای هفت رنگ پیشرفت شایانی شد .
در سدهٔ هجدهم و نوزدهم كه شاهان و فرمانروایان ایران ضعیف بودند سقوط كلی در بیشتر صنایع و حرفه ها پدید آمد ولی سفالسازان به ساخت ظرفهای زیبای خود ادامه دادند به طوری كه در دورهٔ شروع نوسازی ایران ، زمان رضاشاه (۱۹۲۵ – ۱۹۴۱ میلادی) توانستند بیشتر كاشیهایی كه از سردرها و گنبدهای مسجدها و امامزاده های قدیمی ریخته بود با كاشیهایی به مرغوبیت كاشیهای قرون وسطی تعمیر كنند .
در سال ۱۹۶۳ نمونهٔ مواد خامی را كه سفالسازان كنونی نطنز برای ساختن ظرفهای بدل چینـی و مقره های الكتریكی به كار می برند از كوه كركس به دست آمد . تجزیهٔ این نمونه ها نشان داد كه : در ساختن بدل چینی دو مادهٔ خام به كار می رود : یكی سنگ چینی كه عبارت از در كوهی كائولین دار است كه تركیب شیمیائی آن خیلی نزدیك به كائولینیت معروف كرن وال ( Cornwall ) است كه خمیر مایهٔ صنایع چینیسازی انگلیس است .
این سنگ با سنگ چمخاخ كه سنگی است با دانه های یكدست كوارتزیت و دانه های آن چون تاروپودی بهم تنیده شده است مخلوط می گردد . ظاهراً طرز ساختمان این سنگ طوری است كه ضمن پخت به خوبی به تری دیمیت (Tridymite) تبدیل می شود .
باید دانست كه مرغوبیت و كیفیت فرآوردهٔ سفالی بستگی به درجهٔ تبدیل این سنگ به تری دیمیت دارد . خبرگان و كارشناسان چینی اروپایی اغلب این عقیده را اظهار داشته اند كه كوزه گر ایرانی با اینكه در سایر شیوه های سفالسازی استاد بود در این رشته فقط توانسته است حداكثر خمیر چینی نرمی كه در حرارت كم پخته می شد بیابد . این انتقاد را نمی توان قبول كرد زیرا مواد خام مناسب برای ساختن چینی در ایران نبود و گرنه ایرانیان در كار ساختن چینیهای اصیل هم موفق می شدند . اولمر نمونه های مواد خام فلدسپات را كه در آن زمان سفالسازان نایینی به كار می بردند در سال ۱۹۰۸ شرح می دهد.
از اینكه آیا ایرانیان توانسته اند در آن دوره چینی اصل به دست آورند یا نه چیزی نمی دانیم . یكی دیگر از دلایلی كه می گویند سفالسازان ایرانی نمی توانستند چینی بسازند اینست كه آنها كوره های بلند چون كوره های چینی نداشتند ، این دلیل بر اساس این فرض بنا شده است كه كوره های ایرانی نمی توانست حرارت زیادی برای پختن چینی فراهم كند . ولی ما شواهدی بر این ادعا نداریم ، بلكه به عكس مواد خام چینی كه قبلاً صحبت كردیم در كوره های محلی خوب گداخته می شد .

4:

هنر سفال‌گرى در استان يزد -به‌ويژه در شهر ميبد- داراى طرح‌هاى ويژه‌اى است و از حال و هواى کوير نشأت گرفته است. در اصطلاح محلى به توليدات سفال کواره مى‌گويند. سفال و سراميک‌ ميبد با نقش‌هاى اصيل خورشيد خانم و مرغ و ماهي شهرت فراوان دارد. خورشيد سمبل آفتابِ درخشاان کوير، مرغ نماد گونه‌اى از گنجشکان نواحى کويرى و ماهي کنايه از کم‌آبى اين سرزمين است. طرح سراميک ميبد با نقش خورشيد، مرغ و ماهى در نمايشگاه‌ بين‌المللى مونيخ در سال ۱۹۷۱ ميلادى (۱۳۵۰ هـ.ش) برندهٔ مدال طلا شد و در ساير نمايشگاه‌ها با استقبال بازديدکنندگان و تأييد صاحب‌نظران روبرو گرديد. کوزه‌ها و کاسه‌هاى ساخت استان يزد، به‌ويژه ساخته‌هاى شهر ميبد از ظرافت و زيبايى خاصى برخوردارند و نمونه‌هاى آن در سفال‌هاى ساير نقاط ايران به چشم نمى‌خورد. کواره‌هاى ساخت ميبد عبارتند از: سفال سادۀ بى‌لعاب، سفال لعابدار، اشياى کاشى و سراميک.


سفال يزد
- کاشى‌سازى
کاشى‌سازى عبارت از بکارگيرى کاشى‌هاى زيبا و گوناگون سنتى در معمارى بناها است. اين هنر در استان يزد قدمتى هفتصد ساله دارد. هنرمندان ابتدا اشکال دلخواه کاشى را تهيه و سپس روى آنها را نقاشى مى‌کنند و بعد آنها را لعاب داده و پخت مى‌کنند. انواع کاشى‌ اين استان عبارتند از: کاشى يزدي، کاشى کمک، کاشى شبکه، کاشى شش‌گوش، کاشى حاشيه، کاشى اکمند، کاشى هفت‌رنگ و کاشى جوک.

5:


6:

بتدا خاک‌رس را مى‌کوبند و الک مى‌کنند. سپس آن را با آب مى‌‌آميزند و مى‌شويند و ناخالصى‌ها را با ته‌نشين شدن از آن جدا مى‌کنند. سپس گل را به‌حال خود رها مى‌کنند تا به صورت يکدستى در آيد. سپس آن را به اطاق خميرگيرى مى‌برند و خوب با دست يا پا و يا با کمک ماشين خميرگيرى ورز مى‌دهند. اکنون خمير آماده فرم‌گيرى است. چرخ سفالگرى روى سطح زمين يا داخل گودالى قرار مى‌گيرد. چرخ‌هاى ابتدايي، پايى هستند که عبارتند از دو تخته گيرد که با چوبى بهم مصتل مى‌شوند. تخته تحتانى با پاى کوزه‌گر مى‌چرخد و تخته فوقانى را مى‌گرداند. سفالگر خمير را روى تخته فوقانى مى‌گذارد و با انگشتان دست شروع به فرم دادن آن مى‌کند. همچنين از ابزارها و تيغه‌هايى کمک مى‌گيرد. پس از فرم دادن به خمير گل و تبديل آن به‌شکل دلخواه آن‌را به محل خشک و گرم منتقل مى‌کنند تا خشک شود. سپس به کوره مى‌برند تا پخته شود. مرحله پخت نيز، شکل‌هاى گوناگونى دارد. در پخت در يک مرحله حرارت کم مى‌دهند تا آب سفال‌ها تبخير شود. سپس به آن حرارت زياد مى‌‌دهند و نهايتاً به‌تدريج حرارت را کم مى‌کنند. اين کوره مى‌تواند در زمين در گودالى باشد يا روى زمين قرار گيرد. در بعضى مناطق از کوره‌هاى روباز استفاده مى‌شود.
روش مفتول کارى نيز در سفال‌گرى بکار مى‌رود. در اين روش خميرهاى گل را لوله کرده و به شکل مفتول در مى‌آورند و سپس به‌ شکل و فرم دلخواه روى هم مى‌چينند تا کامل شود. روش ديگر قالب‌گيرى است. گل را با غلظت کم در قالب گچى مى‌ريزند تا شکل بگيرد و بعد آن را بيرون آورده و در کوره مى‌پزند.



سراميک جويبار، مازندران


مادهٔ اصلى لعاب، سيليس (کواتز يا سنگ چمخاق) است که در اثر حرارت ذوب مى‌شود و به شکل ماده‌اى شفاف در مى‌آيد. علاوه بر سيليس که در طبيعت به وفور يافت مى‌شود، مواد چسبنده‌اى بنام فلاکس به آن اضافه مى‌کنند. اين مواد از جارى شدن سيليس روى ظروف جلوگيرى مى‌کند. ماده ديگرى که در لعاب‌کارى استفاده مى‌شود، براکس است که به آن تنه‌کار يا پاشوره نيز مى‌گويند.

7:


8:

سفال‌هاى دوره صفويه عبارتند از: سفال‌هايى خاص با تزئينات مشابه با مينياتور و نقش قالى‌ها و منسوجات صفوي، سفالينه‌هاى وارداتى يا ساخته شده به تقليد از ظروف چيني.
در اواخر قرن دهم چينى‌سازان صفوى موفق شدند بدنه بسيار سفيد و نيمه شفافى مشابه خميره چينى به‌وجود آورند که نسبت به کارهاى چينى برترى چشمگيرى داشت. در قرن دهم هجرى تزئين ظروف به روش چينيان انجام مى‌شد. تصاوير اين ظروف مناظر طبيعي، لک‌لک، طرح‌هاى ترنجى آبى و قهوه‌اى و تصوير حيوانات و پرندگان و ابر و گياهان است. ساخت ظروف سفالي، بدل‌چينى و کاشى دوره صفويه در نيمه دوم قرن دهم و نيمه اول قرن يازدهم هجرى از لحاظ تنوع مشابه آثار گذشته بود. در اواخر قرن دهم توليد و ساخت ظروف سفيد و نيمه‌شفاف در يزد آغاز شد. ظروفى نيز با نقاشى زيرلعاب و با رنگ زرد متمايل به سبز و آبى و قرمز متداول بود که در کرمان ساخته مى‌شد.
در ميان سفالينه‌هاى دورهٔ صفوى ظروفى با طرح تزئينى جلددار وجود دارد که در زمان شاه‌عباس به‌وسيله سفالگران اصفهانى ساخته شده و عبارتند از بطرى‌هاى گلابى‌شکل با گردن باريک و جام‌ها و گلدان‌ها و فنجان‌هاى کوچک جلادار با رنگ‌هاى مختلف طلايي، قهوه‌اي، مسى روى زمينه سفيد، آبى تيره، آبى روشن و زرد.







اسلوب‌ کاشى دوره صفويه در زمان شاه‌عباس عبارت از کاشى‌هاى مربع لعابدارى بود که در کنار کاشى نوع موزائيک دوره ايلخانى و تيمورى در مساجد و مدارس به‌کار گرفته مى‌شد.

9:

پس از پايان سلسله صفويه صنعت سفالگرى رو به انحطاط نهاد و علت آن ورود آثار فراوانى در سبک‌هاى اروپايى به ايران بود. در زمينه سفال و چيني، نفوذ طرح‌ها، رنگ‌ها و اندام‌هاى اين کالاها، ظروف ايرانى را دستخوش هنرهاى صادراتى قرار داد.



دقت و ظرافتى که در دوران صفويه نسبت به تهيهٔ ظروف سفالين به‌کار مى‌رفت، در اين دوره ديگر رعايت نشد و در نتيجه ظروف وارداتى به هنر ظروف سفالين اصيل ايرانى لطمه وارد ساخت. با توسعه و گسترش روابط تجارى ممالک اروپايى با ايران و نفوذ اقتصادى در بازار ايران، روز به روز صنعت سفال لعاب‌دار و کاشى رو به رکود پيش رفت. تنها شهرهاى ايران که در آن زمان کارگاه‌هاى سفالگرى داشتند عبارت بودند از کرمان، نطنز، ساوه، کاشان، قم، خراسان و بعضى شهرهاى آذربايجان که بعضاً سفال لعاب‌دار و کاشى مى‌ساختند و تا پايان دورهٔ قاجار دوام آوردند، اما بعد به‌دليل عدم توانايى در رقابت با کالاهاى وارداتى تعطيل شدند. ظرف قرن دوازدهم و سيزدهم هجرى قمرى ايران را از نقطه طرح، اندام و تزئينات و لعاب به دو دسته مى‌توان تقسيم کرد: ظروفِ ساخت چين يا تقليد شده از ساخته‌‌هاى چين و ظروف با نقش و طرح‌هاى دوران صفوي.



سفالينه هاى دوره قاجاريه


بعضى از ظروف که با طرح‌هاى اصيل ايرانى تزئين شده‌اند، از نقوش توليدات و سفالينه‌هاى زرين‌‌فام دوران‌هاى گذشته تقليد کرده‌اند، اما رنگ و طرح آنها نتوانسته است با آثار متعالى گذشته برابرى کند.
گروه ديگرى از ظروف با لعاب فيروزه‌اى و قلم سياه نقش شده‌اند؛ اين نقش‌ها عبارتند از طرح اسليمى و شاخ و برگ درختان به سياق نقوش دوران صفويه و نيز نقش خورشيد خانم که از جمله طرح‌هايى است که بر روى بيشتر ظروف دوران قاجاريه تصوير شده است.
اما رفته رفته تکنيک و شيوە‌هاى هنر سفالگرى متعالى و کهن از ياد و خاطرهٔ سفالگران زدوده شد، تا جايى‌که سفالگران، کوره‌هاى سفالگرى را بيشتر در جهت ساخت آثار يوميه از قبيل کوزه‌هاى ساده حلقه‌هاى چاه بدون لعاب آتش کردند و به‌جز چند نمونهٔ تقليدى و شناخته‌شده سفال لعاب‌دار و چينى و کاشى‌هاى هنرمندانه از خود بر جاى ننهادند. از هم‌گسستگى اين صنعت همچنان تا دوران معاصر ادامه يافت و از آن همه شکوه و جلال سفال‌گرى تمدن اسلامى تنها کوره‌هايى ابتدايى و ويران برجاى ماند.
امروزه براى پخت محصولات چيني، سراميک و سفال انواعى از کوره‌ها وارد ايران شده که با اسامى کوره، فرن، بريز، تنور-شاخوره، دش و دم و داشت مشهور هستند. روش پخت چينى و سفال پيشرفت زيادى کرده و کوره‌هاى جديد بيشتر با کمپرسور و فشار، سوخت را که معمولاً نفت يا گاز است منتقل مى‌کنند. کوزه‌هاى جديد برقى نيز وارد شده که داراى تنظيم‌کننده بوده و به کليد قطع و وصل و اتوماتيک مجهز هستند.
امروزه کوره‌ها دائمى هستند و در هر نوبت پخت به‌طور مکرر طرف و مصنوعات سفالى و چينى را مى‌پزند. شکل کوره‌ها چهارگوش و به مقتضاى نوع محصول داراى طاقچه و امثال آن است.
لالجين ده بزرگى از بخش بهار همدان است که در هيجده کيلومترى شمال آن واقع شده است و پيشهٔ مردمان آن عموماً سفالگرى است. امروز در لالجين بيش از ششصد کارگاه سفالگرى داير است و سوخت اغلب اين کارگاه‌ها نفت يا نفت گاز است. روش تهيه لعاب در کارگاه‌هاى سفالگرى لالجين به طريق سستى صورت مى‌گيرد.
با تشکيل ادارهٔ هنرهاى زيباى کشور و سپس تأسيس وزارت فرهنگ و هنر در سال ۱۳۴۳، کوشش بسيارى به‌عمل آمد تا سفالگرى و کاشى‌سازى ايران کهن احيا شود. ابتدا آزمايشگاه کاشى و چينى‌سازى با وسايل و ابزار مدرن به‌وجود آمد تا مواد اوليه، ترکيبات شيميايى مواد، چگونگى عمل آنها در حرارت‌هاى مختلف، طرز ساختن بدنه و لعاب درجات انقباض و انبساط در برابر حرارت، درصد جذب آب و ساير مسائل دقيقاً شناسايى شوند. حدود ۳۵ نوع خاک نقاط مختلف کشور آزمايش شد و آزمايشگاه روى لعاب‌ها شروع به پژوهش کرد. مراحل ديگر شامل سفال‌سازي، گل‌کاري، شکل‌پذيري، ورز دادن و ... نيز بررسى شد. و بالاخره يکى از کارهاى اصلى ساختن لعاب و عمل‌ آوردن آن بود که لعابى براق و شيشه‌اى را از آميزش چند نوع مواد معدنى به‌دست آورد.

10:

در اغلب شهرهاى ايران کارگاه‌هاى سفالگرى وجود دارد که تعدادى از آنها مختص سفال‌هايى است که مورد مصرف محلى دارند. اما در بعضى ديگر از مناطق سفال‌هايى ساخته مى‌شود که به شهرهاى بزرگ منتقل شده و در فروشگاه‌ها به عموم عرضه مى‌شود. اين سفال‌ها وجه مشخصه‌اى داشته و از يکديگر متمايز مى‌باشند. اين تمايز به‌علت ويژگى‌هاى خاص بومى و نقوش محلى هر ناحيه است.

لالجين همدان
اين منطقه به‌دليل داشتن خاک خوب از مراکز عمدهٔ سفال‌گرى است. خاک لالجين رسى و سفال‌هاى اين منطقه بدون نقش و با لعاب يک‌دست به بازار عرضه مى‌شود. فرآورده‌هاى آن عبارتند از سرويس‌هاى کامل غذاخوري، پارچ، ليوان، پايه آباژور، گلدان، مجسمه و اشياء تزئيني.
رنگ لعاب‌هاى همدان اغلب لاجوردي، آبي، سرمه‌اي، حنايي، زرد، سبز، فيروزه‌اى و قهوه‌اى است. در لالجين انواع گلدان‌هاى قالبى با نقوش برجسته نيز ساخته مى‌شود.

شهرضا
در شهرضا با دو نوع خاک کار مى‌کنند؛ يکى خاک رس منطقه و ديگر خاک سفى که از نقاط ديگر آورده مى‌شود. سفال‌هاى اين منطقه اغلب منقوش هستند. در شهرضا اشياء متنوعى چون کاسه، بشقاب، سرويس چاى‌خوري، گلدان، زيرسيگاري، شمعدان، ليوان و غيره ساخته مى‌شود.
ظروف آبى شهرضا که منقوش است، نقش‌هايى به‌ رنگ سياه با خطوط و طرح‌هايى ظريف شامل گل و برگ و تصوير ماهى و پرنده و حيوانات ديگر دارد که تمام ظروف را مى‌پوشاند. اين اشياء با خاک سفيد ساخته مى‌شود.
سفال هفت رنگ شهرضا نيز با خاک سفيد ساخته مى‌شود که ابتدا سطح ظرف را با لايه‌اى از گل دوغاب سفيد خالص‌تر مى‌پوشانند، بعد نقوش مختلف را با خطوط ظريف سياه ترسيم کرد. سپس داخل نقش را با لعاب‌هاى رنگين متنوع پر مى‌کنند و بعد تمام بدنه را با لعاب بى‌رنگى مى‌پوشانند و مى‌پزند.
نوع ديگرى از سفال نيز در شهرضا ساخته مى‌شود که بيشتر در اصفهان نقاشى مى‌شود و شبيه سفال هفت رنگ است. در اين نوع فقط نقوش با لعاب هستند و زمينه بدون لعاب مى‌ماند.
ايجاد نقش به‌وسيلهٔ کنده‌کارى روى سفال نيمه‌خشک روش ديگرى است که در شهرضا به‌کار مى‌رود.

تبريز و زنور
در زنور در نزديکى تبريز نوعى خاک سفيد مرغوب يافت مى‌شود. در اين مناطق سرويس‌هاى غذاخوري، گلدان، شمعدان، زيرسيگاري، سرويس چاى‌خوري، قاب، قدح و ... ساخته مى‌شود. اين سفال‌ها به دو صورت ساده و منقوش عرضه مى‌شود. سفال‌هاى ساده تقريباً هميشه به رنگ فيروزه‌اى است که خاص منطقه است و سفال‌هاى منقوش که با طرح‌هاى ساده‌اى روى زمينه سفيد سفال را تزئين داده و شيئى را با يک لعاب بى‌رنگ پوشانيده و مى‌پزند.


جويبار مازندران
خاک اين منطقه رسى است و سفال اين منطقه با لعاب قهوه‌اى يک‌دست پوشانده مى‌شود. سفال‌ها داراى تزئينات برجسته هستند و فقط يک‌بار پخته مى‌شوند.
کلپورگان (استان سيستان و بلوجستان)
سفالگرى در کلپورگان خاص زن‌ها است و طرز کار بسيار ابتدايى و شبيه کار سفالگران پيش از تاريخ است. خاک اين منطقه خاک رس قرمز رنگ است و سفال‌ها بدون لعاب عرضه مى‌شود. پس از شکل دادن به اشياء و خشک شدن با سنگ آنها را صيقل مى‌دهند و پيه مى‌مالند و با نقوش (نقطه‌هاى سياه) تزئين مى‌کنند. اشياء اين منطقه بيشتر جنبه مصرف محلى دارد اما به‌دليل شباهت به ظروف ماقبل تاريخ در ميان شهرنشينان و خارجيان طرفداران زيادى دارد.
ميبد يزد
در اين منطقه خاک سفيد استفاده مى‌شود و بيشتر انواع ظروف، کاسه و بشقاب، زيرسيگاري، شکلات‌خورى و غيره مى‌سازند. نقوش روى سفال‌ها شامل تصوير خورشيد است که خورشيد خانم گفته مى‌شود و ديگر تصوير گل‌هاى تزئينى و ماهى و پرنده است. اين نقوش با رنگ‌هاى آبي، سبز و زرد و خطوط ظريف سياه نقاشى مى‌شود و از زيبايى و اصالت خاص برخوردار است.


مندگناباد خراسان

در اين منطقه از خاک سفيد استفاده مى‌شود که اکثراً به‌صورت قدح و قاب است داراى حاشيه‌هاى ساده در لبه ظرف و نقوش ريز و کوچک پرنده و گل و برگ تزئينى در وسط مى‌باشد.


استهبان فارس
در اين نايحه از خاک سفيد استفاده مى‌شود و کاسه، بشقاب، فنجان، نعلبکي، گلدان، شمعدان، زيرسيگارى و غيره مى‌سازند و آنها را اغلب با نقش گل رز تزئين مى‌کنند.


سياهکل گيلان
سياهکل داراى خاک رس قرمز است و سفالگران اين ناحيه سفال را پس از ساخت و در حال نيمه‌خشک به‌صورت نقش‌هاى مشبک تزئين مى‌کنند. اين اشياء بدون لعاب عبارتند از: پايه آباژور، چراغ خواب، گلدان و شکلات‌خوري.


قم
در قم اشياء سفالى که با خاک رس ساخته مى‌شود بدون نقش خاص ولى با رنگ‌هاى مختلف تزئين مى‌شوند. خرمهره از توليدات اين شهر است که خاص اين منطقه مى‌باشد.


تهران
در تهران نيز با استفاده از خاک رس اشياء گوناگونى ساخته مى‌شود که از نظر کيفيت ساخت و لعاب شبيه سفال لالجين است.


شهسوار ميناب
در اين منطقه از چرخ‌هاى زمينى که با دست حرکت داده مى‌شوند، استفاده مى‌شود و محصولات آنها جنبه مصرف محلى دارد.


آستارا

در آستارا و بخش‌هايى از لنگرود سفالگران با نوعى خاک رس قرمز و با کمک قالب‌هاى مخصوص نوعى محصول سفالى ساخته مى‌شود که در پوشش سقف مورد استفاده قرار مى‌گيرد.

11:


12:

در دورهٔ تيمورى باز هم تأثير صنايع سفال‌سازى چين بر ايران ادامه يافت و افزون گرديد. کاشى‌کارى موزائيک ادامه يافت و سطوح بزرگ‌ترى را پوشاند. تزئينات کاشى‌ها عبارت است از اژدهاى چينى با پيکر بلند به رنگ سياه و آبى کبالت، مناظر طبيعى از قبيل ابر به رنگ آبى و بعضى ظروف به رنگ سياه و تزئينات نباتي. داخل و خارج مساجد و مقابر با کاشى‌کارى‌هايى که بيشتر طرح اسليمى و نباتى و ترنج دارد و زمينهٔ آبى با نقوش سفيد، زرد، فيروزه‌اى و سبز تزئين شده است. از آثار کاشى‌کارى اين دوره مسجد کبود تبريز است. سفال و بدل چينى در دورهٔ تيمورى راه انحطاط پيمود و دليل آن سرازير شدن کالاهاى چينى از چين به‌سوى ايران است. اين کالاها بسيار ارزان وارد مى‌شد و همين امر باعث مى‌شد که بيشتر ظروف سفالى از خانه ثروتمندان بيرون برود و جاى آنها را کالاهاى چينى اشغال کند. تنها ظروف سدهٔ نهم هجرى تعدادى کاسه و بشقاب است که در شمال غربى ايران و تبريز ساخته مى‌شد. در زير لعاب سبز يا فيروزه‌اى اين ظروف نقش و نگارى به رنگ سياه وجود دارد و روى آن شکل نباتات و طرح‌هاى اسليمى به سبک ايرانى ترسيم شده است.




كاشيكاري مسجد جامع كبير، يزد

13:

در آغاز اين دوره تحول زيادى در توليد و تزئين سفال و کاشى که در پايان دوره سلجوقى به دوران طلايى و تکامل خود رسيده بود به‌وجود نيامد. مراکز پراکنده ساخت سفال به استثناى ري، توليد ظروف سفالى و کاشى‌هاى دوره سلجوقى را ادامه دادند و کاشان و سلطان‌آباد و سلطانيه و ساوه و نيشابور از مراکز عمده سفال‌سازى ايلخانان مغول شدند. شيوۀ جديدى شبيه نقاشى زير لعاب به‌رنگ سياه و آبى و تزئين برجسته متداول شد و تحت تأثير نفوذ طرح‌ەايى از منابع سفال‌سازى چين و ترسيم ترکيبات جانورى و پرندگان و مناظر طبيعي، فن نقاشى روى لعاب وارد صنعت سفال‌سازى ايران شد.



در سدهٔ هشتم هجرى عناصر چينى کاملاً وارد صنعت سفال‌سازى ايران شد و جا افتاد. گروه ديگرى از ظروف ايلخانى نيز با تزئين برجسته زير لعاب آبى و فيروزه‌اى به‌شکل گلدان و عناصر تزئينى پرنده، ابر، گلدان و اژدها، همه نشان‌دهندهٔ تأثير صنعت سفال‌سازى و کاشى چين بر ايران بوده‌اند.



در اين دوره سفال معروف به موزائيک نيز ساخته شد که عبارت بود از قطعات کوچک به‌شکل و اندازه بريده شده که ترکيب قطعات آنها در کنار هم از پشت با گچ و سيم به يکديگر پيوسته مى‌شد.

14:

سفالينه‌هاى هخامنشى بعضى برحسب اتفاق و تصادف و برخى طى کاوش‌هاى علمى در قلمرو اين سلسله از ميدان‌ها و مکان‌هاى معروف مشخصى مثل تخت‌جمشيد، شوش، همدان، يا سرزمين‌هاى هخامنشى که امروزه خارج از مرزهاى سياسى فعلى است، يافت شده‌اند. سفال‌ها داراى نقوش و خطوط خلاصهٔ رنگين بوده يا به‌صورت تجسم حيوان و انسان در ترکيب ظرف در آمده‌اند. سفال را با خميره زرد، قرمز، قهوه‌اى سوخته، خاکستري، سياه و در اندامى ساده يا اندکى متکلف مى‌ساخته‌اند و در ترکيب آنها اغلب شن و ماسه وجود دارد.
بخشى از ظروف سفالين اين دوره با خميره‌اى از کائولن يا خمير شيشه ساخته شده و داراى اشکال زيبايى به‌صورت تُنگ‌هاى دهانه باريک، قمقمه، عطردان يا بخوردان هستند. ابداع ظروف ته مخروطي، ويژه تخت‌جمشيد بود. لعاب قرمز رنگ (صورتى يا آجري)، لعاب متداول دوره هخامنشى است. پس از آن لعابى ساخته‌اند که از مس و کبالت نتيجه شده و رنگ ظروف را به سبز کمرنگ متمايل به آبى و کبود تغيير داده است.
در کاوش‌هاى تخت‌جمشيد تعدادى سفالينه به‌صورت گلابدان قرمز رنگ، قمقمه سفالين با رنگ‌آميزى سفيد و زرد کمرنگ، قمقمه سفالين به‌شکل حيوان و نيز سفالينهٔ کوچک دهانه گشادى به‌صورت ليوان کشف شده است. سفالينه‌هاى لعابدار و بدون لعاب و نيز ظروف سنگى فراوان نيز در اين ميدان تاريخى و اطراف آن يافت شده که برخى از آنها در موزه ايران باستان موجود هستند.





آجرهاى مزين و آغشته به لعاب رنگين در اين دوره از شاهکارهاى لعابکارى محسوب مى‌شوند. در اين شيوه سطوح سفال و کاشى را با کنده‌کارى و منبت‌ به‌صورت نقوش هندسي، گياهى و انسانى متقاطع در مى‌آوردند و در فواصل کنده‌کارى‌ها و شيارها اندود لعاب را به آن مى‌افزودند. بيشتر آجرهاى رنگين نقشدار لعابى در شوش و تخت‌جمشيد که شاهکار هنر کاشى‌کارى هفت رنگ است با همين روش توليد شده‌اند.
کاشى‌هاى رنگين و لعابدار شوش مربوط به کاخ ”هدش“ است که اغلب تصاوير فردى و جمعى اشخاص و حيوانات و هيولاها و نقش گل و بوته‌هاى شبيه به تخت‌‌جمشيد در آن به‌چشم مى‌خورده است. در سنگ‌فرش حياط غربى تعدادى کاشى که مشتمل بر قسمتى از نقوش يک شير بالدار و شاخدار است پيدا شده و قطعات زيادى مشابه آن در تالار غربى به‌د‌ست آمده است. تکه‌هايى از نقوش گاو بالدار و بخش‌هايى از يک بدنهٔ کاشى‌کارى مشتمل بر يک رديف سربازان جاويدان در همان منطقه يافت شده است. قطعات متعدد ديگرى از بدنه‌هاى کاشى‌کارى شامل نقوش سربازان جاويدان نزديک دروازه شرقى منطقه کاخ‌ها به‌دست آمده و صفوف ديگرى از سربازان زير شالودۀ دروازه متعلق به کاخ اردشير دوم کشف شده که مربوط به دوره سلطنت داريوش اول است. در برخى موارد نقوش هندسى و گل و بوته زينت‌بخش بالاى بدنه‌هاى کاشى‌کارى بوده است.
سفال‌گرى دورۀ هخامنشى چندان هماهنگ با ساير رشته‌هاى هنرى مانند سنگ‌تراشي، معمارى ... . پيشرفت نکرده و حتى دچار رکود و انحطاط نيز شده است. آجرهايى که در بناهاى دوران هخامنشى به‌کار رفته يا لعابدار است يا بدون لعاب. آجرهاى بدون لعاب بيشتر در شوش به‌کار رفته و در ابتدا روى حيواناتى چون گاوميش بالدار، شير شاخدار و بالدار، يا حيوانات افسانه‌اى و اسطوره‌اى ديگر نقش‌ شده بود. اين آجرها را با گل‌رس قالب نزده‌اند، بلکه گل را با ماسه مخلوط کرده در قالب‌ها قرار داده و پس از خشک شدن به کوره برده‌اند. آجرهاى لعابدار را پس از حرارت مختصرى که در کوره به آن مى‌دادند، با لعاب آبى‌رنگ روى آن نقش کرده و مجدداً به کوره مى‌بردند. پس از حرارت دادن از کوره بيرون آورده و پس از رنگ زدن بخش‌هاى رنگ نخورده دوباره به کوره مى‌بردند. اين قطعه‌ها به رنگ آبي، سفيد، زرد يا سبز بود و نقوش آنها مجموعه‌اى از نقش‌هاى نباتات، حيوانات، حيوانات اسطوره‌اى يا سربازان و گارد شاهنشاه بود. نقوش روى آجر بيشتر در شوش به‌کار رفته است.
در تخت‌جمشيد هيچ‌يک از رنگ‌هاى اصلى آجرهاى لعابدار محفوظ نمانده است. علت کمبود ظروف سفالى در دوران هخامنشى در عدم شناسايى و کشف آن در ساختمان‌ها و مکان‌هاى زيست مردم عادي، روستائيان، سربازان و خدمتکاران اين بوده است که ابزار و لوازم زندگى مجلل مانند جام‌هاى برنز، نقره و طلا در دسترس نداشتند و از نظر معيشت و زندگى اقتصادى با طبقه حاکم و دربار فاصله داشتند. هنر دوران هخامنشي، هنرى شاهانه بود. علاقه به ظروف طلا و نقره و سنگ‌هاى حجارى شده و لاجورد و ساير مواد و مصالح قيمتى باعث شده بود که توجه به سفال و ظروف سفالين کم شود. بنابراين دوره هخامنشى دوره ترقى و تکامل ظروف گرانبهاى زرين و سيمين و جواهرات و نيز تکوين آثار معمارى باشکوهى است که در تخت‌جمشيد، شوش، همدان، پاسارگاد و مناطق خارج از مرزهاى سياسى فعلى باقى مانده است. ظروف و اشياى سفالى براى مردم عادى توليد مى‌شده که متأسفانه از نظر ظرافت و زيبايى و کاربرد قابل مقايسه با سفالينه‌هاى ماقبل هخامنشى نيست. سفالينه‌هاى به‌دست آمده از قلمرو شاهنشاهى عبارت از قمقمه‌هاى سفالى با لعاب خيلى کمرنگ شيرى و سفيد، و کوزه‌هاى دسته‌دار يا بى‌دسته خاکسترى و غالباً ساده و بدون نقش هستند.

15:

برخى از قلمرو اشکانيان در خارج از سرحدات سياسى فعلي، از جمله سوريه، بين‌النهرين، و ترکمنستان قرار داشته است و بيشترين سفال‌هاى اين سلسله را بايد در اين ميدان‌هاى تاريخى جستجو کرد. در داخل فلات مرکزى ايران، آثار اشکانيان تخريب و دگرگون شده و اغلب برحسب اتفاق به‌صورت پراکنده پيدا شده است.



تکنيک ساخت سفال لعابدار و بدون لعاب در اين دوره از نظر سبک، جنس، اندام و کاربرد، ادامهٔ سفال‌سازى دوران هخامنشى و قبل از آن است.



در دورهٔ اشکانيان صنعت لعاب‌دهى پيشرفت قابل ملاحظه‌اى کرد و به‌خصوص استفاده از لعاب يک‌رنگ براى پوشش جدار داخلى و سطوح خارجى ظروف سفالين معمول گرديد. همچنين غالباً قشر ضخيمى از لعاب بر روى تابوت‌هاى دفن‌شده اجساد کشيده مى‌شده است. در اين دوره به ظروف لعابدار با چند ديد آئيني، زيبايى و کاربردى مى‌نگريستند.
در زمينهٔ سفالينه‌هاى بدون لعاب نيز سفالگران اشکانى آثار متنوعى عرضه کرده‌اند که از ظروف لعابدار بهتر و مقاوم‌تر ساخته شده است. بعضى از آنها ساده و متداول و در اشکال کوزه، تنگ، سبو، ابريق، کاسه و پياله‌دار هستند و برخى از لحاظ اندام‌شناسى سفال، داراى مفاهيم درونى و رمزى هستند و به شکل حيوانات شکار، اهلى و چهارپايان مفيد و باربر ساخته شده‌اند. هدف سفالگران از خلق چنين ظروفي، بيان مفاهيم زندگي، حيات، فراوانى خوراک و دستيابى سهل و آسان به خواسته‌هاى ذهنى بوده است.




16:

سفال دورهٔ ساسانى بيشتر مربوط به محوطه‌ها و بناها است و در قبور اين دوره کمتر اثرى بر جاى نهاده‌اند. زيرا قبور اين دوره ”استودان“هايى است که اجساد را به ‌منظور دفع فساد در فضاى باز بالاى صخره‌ها قرار داده‌اند و سپس استخوان‌ها را در منسوجى پيچيده و در اين استودان‌ها که از خمره‌ها و تابوت‌هاى سفالى يا چوبى ساخته شده بودند دفن کرده و در کمرهٔ کوه‌ها، حفره‌ها و درون صخره‌ها يا خاک دفن مى‌کردند.
سفال دورهٔ ساسانى بيشتر از کاوش‌هاى مدائن (تيسفون)، کيش، دامغان، تخت سليمان و شوش به‌دست آمده و به‌طورکلى سفال لعاب‌دار و ساده اين دوره ادامه روش سفال‌سازى دورهٔ اشکانى است. اين سفال‌ها با خميرهٔ گل رس ورز داده شده و منقوش به خطوط کنده با طرح نيمدايره‌هاى درهم و برهم؛ منقوش به طرح قالب خوردۀ متنوع و محصور بين خطوط موازى و چهارخانه؛ داراى نوشته‌هاى قلم سياه؛ لعاب‌خورده به شکل کوزه‌هاى دو دسته که اين گروه ادامه سفال‌هاى دو دستهٔ دورهٔ اشکانى است؛ همچنين سفال با خميرهٔ کائولن و لعاب قهوه‌اي، سبز، آبى و سربى کمرنگ که بيشتر ظروف لعاب‌دار دوره ساسانى از اين گروه هستند و نيز سفال قالب‌خورده با نقوش برجسته و نيم برجسته لعاب‌دار يا بدون لعاب که در دورهٔ اسلامى نيز اين روش ادامه مى‌يابد.
رنگ سفال‌هاى نخودى مايل به قهوه‌اى و داراى سطوح متخلخل است. برخى از سفالينه‌ها که کوزه‌هايى دو دسته هستند به لعاب قهوه‌اي، سبز، سربى و فيروزه‌اى آراسته شده‌اند. در اين ظروف برخلاف دورهٔ اشکاني، لعاب به‌صورت نازک روى محصول سفالين را پوشش مى‌داد که هم به‌صورت شفاف و هم مات وجود داشت.



سفال‌هاى کنده‌شده و قالب‌خورده يا لعاب‌دار اين دوره، آثار اولين مرحلهٔ تجديد حيات صنعت سفال‌گرى و لعاب‌کارى متعالى و درخشان دوران اسلامى به‌شمار مى‌روند

در اين دوره از مواد شيشه معدنى و ترکيب آن با اکسيدهاى سرب، آلومينيوم، روي، سديم و رنگيزه‌هاى مس، کبالت، منگنز و غيره استفاده کرده و آنها را به‌طور جداگانه گداخته و تغيير شکل داده‌اند، سپس اين ترکيب را سائيده، پودر آن را در آب حل کرده و به‌عنوان لعاب روى ظرف کشيده‌اند.
در دورهٔ ساسانيان علاوه بر هنر کاشى‌سازى هنر موزائيک‌سازى نيز متداول گرديد. مخصوصاً پوشش دو ايوان شرقى و غربى بيشابور از موزائيک به رنگ‌هاى گوناگون و تزئينات گل و گياه و نقوش از اشکال پرندگان و انسان را در بر مى‌گيرد.



عصر ساسانى يکى از درخشان‌ترين ادوار توليد و صنعت به‌طور کلى در ايران است. در اين دوره هنر و صنعت به اوج کمال خود رسيد. از اختصاصات صنايع ساسانى ايجاد سبک و اسلوب جديدى در تزئين نماى ساختمان با گچ‌برى و گل و گياه است که داراى اصول موزون و نقش‌هاى تکرارى و تقارن است. هنرهاى کاشى‌کاري، معرق‌کاري، موزائيک و کاشى‌هاى لعاب‌دار، در دورهٔ ساسانى به کمال رسيد.

17:

پس از گسترش اسلسام به مروز هنر کاشى‌کارى يکى از مهم‌ترين عوامل تزئين‌ و پوشش براى استحکام بناهاى گوناگون به‌ويژه بناهاى مذهبى گرديد. يکى از زيباترين انواع کاشى‌کارى را مى‌توان در بناى قبه‌الصخره به تاريخ قرن اول هجرى مشاهده کرد. از اوايل دوره اسلام کاشى‌کاران و کاشى‌سازان ايرانى هنر کاشى‌کارى را با خود تا دورترين نقاط ممالک تسخير شده يعنى اسپانيا نيز برده‌اند.



بشقاب طلاكاري شده ابتدايي، كشف شده در نيشابور، مربوط به قرون 4-3 هجرى

هنرمندان ايرانى از ترکيب کاشى‌هايى با رنگ‌هاى مختلف به شيوه موزائيک نوع کاشى‌هاى را به‌وجود آوردند و خشت‌هاى کاشى‌هاى ساده و يک‌رنگ دوره قبل از اسلام را به رنگ‌هاى متنوع آميخته و نوع کاشى هفت رنگ را ساختند. همچنين از ترکيب کاشى‌هاى ساده با تلفيق آجر و گچ نوع کاشى‌هاى معقلى را پديد آوردند و به اين ترتيب از قرن پنجم هجرى به بعد کمتر بنايى را مى‌توان مشاهده کرد که با يکى از روش‌هاى سه‌گانه فوق و يا کاشى‌هاى گوناگون رنگين تزئين نشده باشد.
در قرون اوليه حکومت اعراب در شرق، سلسله‌هاى مستقل ايرانى مانند طاهريان، سامانيان و صفاريان تشکيل گرديدند که در هر يک از اين دوره‌ها سبک هنر ويژه‌اى مهم از دورهٔ ساسانى در شهرهاى مختلف به‌وجود آمد. مثلاً در دورهٔ سامانيان هنرهاى مختلف چون سفال‌سازي، فلزکارى و معمارى توسعه يافت و شهرهاى معروفى چون بخارا، سمرقند و نيشابور از مراکز مهم هنر به‌اصطلاح اسلامى آن روز گرديد.
از اوايل دوره اسلامى تا قرن چهارم هجري، گچ‌‌بري، نقاشى و سنگ‌کارى بيشترين تزئينات بناهاى مذهبى و غيرمذهبى را در بر گرفته و به‌نظر مى‌رسد بهره‌گيرى از تزئينات آجر تا قبل از حدود ۳۰۰ هجرى چندان متداول نبوده است.
در سفال‌گري، اعراب مانند ساير صنايع و هنرها، جز مذهب و حفظ و زبان خويش براى ايران چيزى نداشتند.






در شهرهاى بلخ، سمرقند، بخارا و نيشابور دورهٔ رنسانس و احياى واقعى ادبيات و هنر آغاز شد و پا‌به‌پاى آن هنر سفالگرى وارد مرحله جديدى شد. اولين گام ساخت ظروفى بود که جاى طلا را گرفت؛ اين ظروف را با گِل رس زرد رنگ شکل دادند و بدنه آن را با پوسته غيرشفاف لعاب اندود مى‌کردند و پس از پخت در کوره، طرح و نقش مورد نظر را با لعاب قلع روى آن تصوير مى‌کردند و دومين بار آن را به کوره مى‌بردند و تحت شرايط اتمسفر و کور، دودآلود، اکسيد قلع به يک ورق نازک طلايى يا قهوه‌اى مايل به قرمز تبديل مى‌شد. به اين ترتيب در سدهٔ سوم هجرى سفال‌سازان نيشابور اين روش را توسعه دادند و ظروفى توليد کردند که جانشين ظروف زرين دوران‌هاى تاريخى شد و به ظروف زرين فام موسوم گرديد.
خلاقيت سفالگران سامانى پس از دستيابى به لعاب جلادار، توجه به نقش و طرح روى سفال بوده است. نقش مناسب جانوران، پرندگان، خطوط و نوشته‌هاى کوفى که تا آن روز فقط در صحيفه قرآن به‌چشم مى‌خورد و هنوز وارد هنر سفال‌گرى ظروف نشده بود، توسط سفالگران سامانى و به‌تدريج ساير نواحي، به‌صورت تزئينى دوره ظروف را فرا گرفت.
محصولات سفالين سده‌هاى اوليه اسلامى در خراسان هنر بديع و نوظهورى است که با آثار ساير نقاط ايران در همين دوران اختلاف فاحش دارند.
پس از دو سدهٔ اول هجري، در سدهٔ سوم هجرى سفال‌سازى اسلامى در ايران با ترکيب شيوە‌هاى سفال ساساني، انواع ظروف بدون لعاب و نيز لعاب يک‌رنگ را توليد کرد و اعم تزئينات از قبيل نقش‌هاى کنده، مهر و قالب‌خورده را افزوده از گل و گياه و پرونده و جانور را روى سفالينه‌ها ايجاد کرد که از شوش، نيشابور، ساوه و رى يافته شده است.
سفالينه‌هاى سده اول و دوم دوران اسلامى داراى شيوه‌هايى به تبعيت از صنايع سفال‌سازى دوره ساسانى است. لعاب سبز و آبى مشابه خمره‌هاى لعابدار شوش متداول است. در طى سه سدهٔ اوليهٔ اسلامى علاوه بر اجراى لعاب‌هاى ساده به تبعيت از صنايع دوره ساساني، کوزه‌ها و خمره‌ها و اشياى سفاليتى ساخته مى‌شد که يا ساده بودند يا اين‌که با تزئينات گياهى و جانورى و نقوش اسليمى و گل و برگ آراسته مى‌شدند.
همچنين از لعاب سربى يک‌رنگ با نقوش کنده، لعاب سربى و چند رنگ پاشيده با نقوش کنده استفاده مى‌شد.
ابتکار ديگر در سدهٔ سوم هجرى در نيشابور، ري، شوش، استخر و گرگان که به‌وسيلهٔ سفال‌گران به‌عمل آمده ساخت و توليد ظروف زرين‌فام بود. شايد هنرمندان مسلمان در تکاپوى دستيابى به علم کيميا بودند تا از مواد نازل و پستى چون خاک ‌رُس ظروف توليد کنند که با ظروف زرين و سيمين دوران تاريخى ايران پهلو بزند.


ظروف سفالين لعاب‌دار با تزئينات خط کوفى ساده و آرايشى که انواع آن از سدهٔ سوم هجرى به بعد به‌وسيله سفالگران سامانى در نيشابور و ماوراءالنهر توليد شده، از محصولات ممتاز سفالگرى دوران اسلامى به‌شمار مى‌رود. در سدهٔ چهارم خطوط کوفى با گل و برگ و نقوش اسليمى در آميخت و در سدهٔ پنجم با نقوش پرنده و مرغ پيوند خورد.
در سدهٔ چهارم و پنجم هجرى سفالگران بيشتر توجه خود را به گذشته ايران معطوف کرده، به توليد سفال‌هايى با نقوش برجسته دست زدند که در مجموعه سفال‌هاى دوران اسلامى شهرت بسيار دارند. اين نوع ظروف به دليل استفاده از طرح‌هاى دوران تاريخى ايران مانند نقش اسفنکس‌هايى با بدن شير و سر انسان، عقاب، اسب، شير و مرغ عنقا، به ظروف گبرى معروف شده است.








18:

عصر سلجوقى يکى از درخشان‌ترين دوره صنايع اسلامى است که با پيروى از سنت‌هاى گذشته، هنرهاى مختلف به‌خصوص معمارى به‌حد اعلاى شکوفايى خود رسيد.





در هنر سفال‌سازى ساخت انواع ظروف سفالين توسعه يافت. در دوره سلجوقي، کاشان، جرجان و نيشابور داراى کارگاه‌هاى معتبرى بود و ظروفى نازک با تزئيناتى برجسته به‌صورت شاخ و برگ و ساقه گياهان و گل‌ها يا خطوط کوفى و اسليمى توليد مى‌شد. ظروف مشبک نيز از توليدات اين دوره بود.
برخى از ظروف مشبک را به‌صورت دو پوسته يا دو جداره توليد مى‌کردند که پوستهٔ خارجى براى زيبايى و پوستهٔ داخلى در کاربرد مفيد ظرف دخالت داشته است. اين‌گونه ظروف دو پوسته را به شکل پرنده و صراحى و تنگ ساخته‌اند. بيشتر آنها به شکل مرغ و خروس هستند و به همين ”مرغ صراحي“ نام يافته‌اند. هر دو پوسته را جداگانه مى‌ساخته‌اند و سپس بهم متصل کرده و پس از پرداخت و لعاب‌کارى مى‌پخته‌اند.



روشى که در سدهٔ ششم هجرى در اغلب ميدان‌هاى فرهنگ سفال اسلامى دوره سلجوقى متداول شد به نقاشى زير لعاب يا قلم مشکى معروف گرديده است. مراکزى که عموماً در اين شيوه توليداتى را عرضه داشته‌اند عبارتند از: جرجان، نيشابور، سمرقند، آمل و ساري



سفال بدون لعاب و لعاب‌خوردهٔ دورهٔ سلجوقى طرح‌هاى تزئينى برجسته‌اى دارد که به تقليد از صنايع فلز و گچ ايجاد شده است. تزئين کوزه و آبخورى و خمره‌هاى کوچک به‌وسيلهٔ قالب انجام مى‌شد و روش قديمى‌تر آن تزئين با مهر به طريق فشرده و با استامپ بوده است. اين ظروف سفالى بدون لعاب عبارتند از اشکال پرندگان، جانوران و طرح‌هاى گياهى و کتيبه‌ها و نقوش هندسى و انسانى .


19:

magmagf عزيز دستت درد نكنه
اگه سايت و يا منبعي ميشناسي كه برسي دقيق مصالح مثل مقاله شما پرداخته باشه.
ممنون ميشم اگه معرفي كنيد
موفق و مويد و سربلند باشيد

20:


21:

سهم ایرانیان در تمدن جهان؛ صنعت سفال‌سازی و سرامیکهمه علمای باستان‌شناسی و مردم‌شناسی هم‌زبان و هم‌رائیند که تمدن از منطقه خاورمیانه سرچشمه می‌گیرد که در این امر ایران ما سهم عمده‌ای دارد. درواقع این منطقه در شروع و آغاز تمدن بیش از هر نقطه‌ای دیگر از جهان دخیل بوده‌است. وقتی دریابیم که قبل از کشف دنیای جدید یعنی قاره امریکا مرکز جهان در ایران بود بیشتر به اهمیت این امر پی‌می‌بریم. در نقشه‌های جغرافیایی قدیم همواره ایران را در دایره مرکزی و شش کشور روم و آفریقا و عربستان و هند و چین و ترکستان را در اطرافشان به صورت دوایری مماس با دایره مرکزی می‌نمودند.

در این سلسله مقالات قصد داریم که در هر شماره به یکی از نوآوری‌های ایرانیان باستان بپردازیم که نه تنها تاثیرات شگرفی بر فرهنگ و تاریخ ایران که بر تمام جهانیان گذارده است.

صنعت سفال‌سازی و سرامیک:
کارلتون - اس - کون که در غار هوتو و غار کمربندی واقع در سواحل دریای خزر اکتشافاتی به عمل آورده در گزارش خود متذکر این نکته است که سفال یافت شده در ساحل بحر خزر در غار کمربندی تا آنجا که اطلاع در دست است قدیمیترین سفالی است که تاکنون در جهان یافت شده است. هیئت باستان شناسان دانمارکی که در تپه گوران واقع در لرستان حفاری نموده‌اند نیز به یک نوع سفال خاکستری رنگ برخورده‌اند که به عقیده آنها از نظر فنی شاید یکی از قدیمیترین سفال‌های ساخته شده در جهان باشد. اینان معتقدند که این سفال با آنچه در چتل هویک ترکیه یافت شد برابر است و بنابراین به عقیده آنان شاید سفال برای اولین بار در چند نقطه خاورمیانه در یک زمان کشف شده باشد.

پروفسور پوپ در کتاب شاهکارهای هنر ایران می‌نویسد که مدارک موجود قویاً موجب اثبات فرضیه‌های چندین سال اخیر است مبنی بر اینکه کشاورزی و شاید صنایع پیوسته به آن یعنی کوزه‌گری و بافندگی از فلات ایران آغاز شده باشد. از چند جهت اساسی تمدن در این ناحیه از تمدن مصر لااقل پنج قرن و از تمدن ند بیش از هزار سال و از تمدن چین دو هزار سال پیشتر بود.

به محضی که بشر وارد جلگه شد اولین کوره بدوی برای پختن ظروف سفالی ساخته شده و این نوع کوره در تپه سیلک به خوبی به چشم می‌خورد. سپس ایرانیان نقاشی روی سفال را آغاز کردند و آنقدر در هزاره چهارم قبل از میلاد در صنعت سفال سازی و نقاشی روی آن که خود هنر مشکل و زمان گیری است موفقق شده بودند که بعضی از آثار سفالین این دوره جزو شاهکارهای صنعت سفال سازی جهان به حساب می‌آید. در همین اوان بود که چرخ کوزه گری در ایران اختراع شد و یک انقلابی در صنعت سفال‌سازی و کوزه گری بوجود آورد.

فلات ایران زادگاه اصلی ظروف منقوش است. برای اینکه بتوانند روی این ظروف نقاشی کنند ابتدا این ظروف را در مایعی فرو می بردند و رنگ یکنواختی به ظرف می دادند که معمولاً سفید، کرم یا قرمز بود و سپس با اکسید منگنز یا اکسید آهن روی آن نقاشی می کردند و این ظرف را در کوره می نهادند و در نتیجه نقاشی ها به صورت سیاه یا قهوه ای پررنگ بر زمینه سفید یا قرمز ظاهر می شد و این امر در واقع مقدمه ای بود برای کشف سرامیک و لعاب روی سفال.

گردآوری: مهرزاد پارس
برگرفته با تغییر و تلخیص از مقاله "سهم ایران در تمدن جهان" به قلم عبدالحمید نیر نوری

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

22:



در صنعت سفال گری محصولاتی با استفاده از گِل رُس و هم چنین گِل به دست آمده از سنگ‌های كوارتز و كائولین به كمك دست و چرخ سفالگری ساخته و سپس پخته می‌شود.
محصولات سفال وسرامیك مناطقی چون لالجین همدان، میبُد یزد، مِند گناباد، اصفهان، شهرضا، نظنز، تبریز و قم از شهرت بسزایی برخوردار است، ضمن آن كه طی سال های اخیر، محصولات جالب و با ارزشی در شهر تهران به دست صنعت گران هنرمند سفالگر ساخته و عرضه شده است.
منظور از سفال، بدنه‌هایی است كه با خاك‌های ثانویه، كه در اثر جابه جایی خلوص كم تری دارند و درجه پخت آن ها نیز كم تر است، مثل خاك رس ساخته می‌شوند. سرامیك به بدنه‌هایی گفته می‌شود كه از خاك‌های اولیه -كه به سبب ثابت بودن محل خاك از خلوص بیش تر و درجه پخت بالاتری برخوردارند, مثل كائولین و خاك سفید- ساخته می‌شوند.
گفتنی است كه واژه‌های «سفال» و «سفالینه» كه اهل فن و در موارد كلی دیگر، آن را به كار می‌برند، بر هر نوع بدنه اطلاق می‌شود. یكی از قدیمی‌ترین صنایع بشری، سفال گری است كه به اعتقاد بیش تر محققان و نیز به پشتوانه اشیاء به دست آمده از كاوش‌های باستان‌شناسی، زادگاه آن ایران بوده و از این كشور به دیگر نقاط جهان راه یافته است.
به اعتقاد گیرشمن، ایران‌شناس و محقق برجسته فرانسوی، نخستین نمونه های اشیاء سفالین، به ساكنان كوهستان های بختیاری تعلق دارد كه حدود ۸۰۰۰ پیش از میلاد و بدون استفاده از چرخ سفال گری ساخته شده است. از نمونه‌های به دست آمده می‌توان دریافت كه در آن زمان، سفال‌سازان از كوره پخت سفال نیز بی‌اطلاع بوده‌اند و احتمالاً ظروف سفالین را در كنار همان آتشی كه برای پختن گوشت شكار مهیا می‌كردند, می‌پختند. سفالینه‌های دوران مورد بحث، به تقلید از سبدهای بافته شده با تركه درختان ساخته شده و در بسیاری موارد، سبد به صورت قالبی برای ساخت ظروف سفالین به كار رفته است.
افزون بر آن و ضمن كاوش‌های باستان‌شناسی، آثار باارزشی از منطقه اسماعیل‌آباد، خوروین، تپه سیلك، شوش و غیره به دست آمده كه به هزاره‌های ششم، پنجم و چهارم پیش از میلاد تعلق دارد. این اشیاء گاه نقش‌های ساده و طرح‌های زیبایی بر پیكر دارند.
در ۳۵۰۰ پیش از میلاد با اختراع چرخ ساده سفال گری و استفاده از آن در شكل بخشیدن به ظروف سفالین، تحولی جدید در این صنعت به وجود آمد و موجب شد تا محصولات از نظر شكل متنوع‌تر و از نظر ساخت ظریف‌تر شود و تولید آن نیز افزایش یابد. از شوش سفال‌هایی متعلق به ۲۷۰۰ سال پیش از میلاد به دست آمده است كه به یقین، با چرخ‌های كامل سفالگری تولید و در حرارتی مناسب (حدود ۱۰۰۰ درجه سانتی‌گراد) پخته شده‌اند.
به دنبال تكمیل چرخ‌های سفال گری، تحول دیگری در این صنعت به وقوع پیوست و صنعت‌گران سفال‌ساز موفق به تهیه انواع لعاب قلیایی و تزیین ظروف با آن شدند. لعاب عبارت است از لایه نازك سیلیكاتی كه برای افزایش مقاومت و قابلیت‌های مصرفی، زیبایی و جلوگیری از نفوذ رطوبت، سطح داخلی یا خارجی یا سطوح داخلی و خارجی یك بدنه سفالی یا سرامیكی را پوشش می‌دهد و دارای سه نوع قلیایی، سربی، فریت است. لعاب با اكسیدهای رنگ زای فلزی به رنگ موردنظر درمی‌آید و پس از انجام مرحله لعاب كاری، ضروری است كه ظروف یا بدنه‌ها برای پخت نهایی به كوره برده شود.
در حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد، به سبب گسترش فلزكاری و تهیه انواع ظروف از فلز، ساخت ظروف سفالین تا حدودی از رونق و رواج پیشین افتاد و بیش ترین تلاش به ویژه در دوره ‌ هخامنشی مصروف تولید آجرهای لعاب‌دار می‌شد كه نمونه‌هایی از آن در كاخ آپادانا و كاخ شوش مورد استفاده قرار گرفته و ضمن كاوش‌های باستان‌شناسی به دست آمده است.
در دوره اشكانیان دوباره سفال گری دچار تحول شد و استفاده از لعاب قلیایی در میان صنعت‌گران رواج یافت. سفال گری در دوره مذكور، بیش تر از روی نمونه‌های كشف شده در نواحی مختلف بین‌النهرین مانند سامرا، تیسفون و بابل، شناخته می‌شود كه تركیبی است از سفال‌های گذشته و نیز سفال‌هایی كه در همان زمان ساخت آن ها در دیگر نقاط جهان رایج بوده است.
در دوره ساسانی، سفال گری ایران پیشرفت چندانی نكرد، زیرا صنعت‌گران بیش تر به تولید مصنوعات فلزی گران بها روی آوردند و از سفال تنها در مواردی معدود و برای تولید محصولاتی محدود استفاده می‌شد. با آغاز دوران اسلامی، به سبب روح سادگی و پرهیز از تجمل‌پرستی فرهنگ اسلامی، منع مذهبی استفاده از فلزات گران بها برای ساخت ظروف و هم چنین به دلایل اقتصادی، صنعت سفال‌سازی مورد توجه بیش تری قرار گرفت. آثار متعدد به جای مانده از نخستین دوره‌ های پس از ورود اسلامی از آن جمله، سفالینه‌هایی كه در حفاری‌های نیشابور و ری به دست آمده، نمایان گر مهارت سفال گران ایرانی در دوره مورد بحث است.
نقوش ظروف سفالین این دوره بیش تر شامل كاسه، بشقاب، تنگ و غیره طرح‌های گل و گیاه به شكل هندسی و نیز نقوش انسانی است. طی قرون پنجم تا هفتم قمری ( دوره سلجوقیان)، فصل نوینی در هنرها و صنایع ایرانی گشوده شد و ضمن تعالی و تكاملی كه نصیب فلزكاری، گچ بری و بالاتر از همه معماری شد، صنعت سفال گری نیز تحول و دگرگونی چشم گیری یافت و شهرهایی چون نیشابور، جرجان، ری و كاشان به صورت مراكز عمده سفال گری كشور درآمد.
در دوره سلجوقی ظروف لعابی سفیدرنگ، ظروف لعاب‌دار یك رنگ، ظروف با نقش قالبی، ظروف با نقش كنده‌كاری شده و لعاب رنگارنگ، ظروف معروف به لعابی، ظروف طلایی یا زرین‌فام، ظروف دارای نقاشی زیرلعاب، ظروف سرامیكی مینایی و ظروف معروف به «لاجوردی» ساخته شد.
در دوره ‌ مغول‌ها، ساخت نوعی كاشی به نام «كاشی معرق» آغاز، و از آن پس زینت‌بخش اماكن متبركه و دیگر ساختمان های فرهنگی و گاه ساختمان‌های مسكونی شد.
در دوره صفویه، ساخت ظروفی با عنوان «بدل چینی» رایج شد و آن حاصل تبادل‌نظر سفال گران چینی و ایرانی و نیز آموزش سفال گران چینی به سفال گران ایرانی در زمینه استفاده مناسب‌تر از خاك سفید در تولید محصولات بود. ضمن آن كه ساخت سفالینه‌هایی با نقوش دخت و گل و گیاه و گاهی نیز با نوشته‌های كوفی، فارسی و عربی در ایران رواج یافت. در دوره صفویه، ساخت و استفاده از كاشی‌های هفت رنگ، معرق و مَعقِلی گسترش بسیار یافت و در تزیین و زیباسازی ابنیه مذهبی و تاریخی به كار برده شد.
از حدود قرن ۱۲ ق. به تدریج از رونق سفال گری ایران كاسته شد و این زوال تدریجی هم چنان و تا قرن كنونی ادامه یافته است. محصولات سفال و سرامیك هم چنان در مناطق مختلف تولید و حتی در زندگی روزمره مردم ایران نیز نقش داشته است. در حال حاضر، تولید سفال، سرامیك و كاشی در مناطق مختلفی از ایران به شیوه‌های گوناگون از آن جمله با بهره‌گیری از چرخ سفال گری رواج دارد و طی سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد رونق سفال گری در مناطقی مانند لالجین همدان، میبد یزد و تهران بوده‌ایم. این «هنر – صنعت»، در دیگر مراكز مهم تولید، مانند مند گناباد، كلاگر محله جویبار، تبریز، زنوز، اصفهان، شهرضا، نطنز، سیاهكل لاهیجان و ... كماكان به حیات خود ادامه می دهد.

مرکز گردشگری علمی فرهنگی دانشجویان ایران

23:



گل را به این شیوهٔ كهن به شكلهای مختلف در می آورند : شاگرد كوزه گر چونهٔ گل را روی تخته می غلطاند و به صورت فتیله در می آورد و آن را در جلو استاد خود می گذارد و استاد آن را به صورت دایره هایی در می آورد كه یكی را بالای دیگری قرار می دهد و این كار را دایره زدن می نامند .
پس از اینكه در حدود ۱۲ دایره ساخته شد استوانه ای كه به این طریق درست شده آب زده و با لیسه یا ماله كوچكی آن را صاف می كنند . فتیله سازی همینطور ادامه دارد تا اینكه شیئی ساخته شده به ارتفاعی كه می خواهند برسد . پس از اینكه گل خشك شد بار دیگر با سنگ مهره آن را پرداخت می كنند یا احتمال دارد باردیگر با ماله كوچكی پرداخت كنند .
محصولات كوزه گر دایره زن شامل انواع زیادی از ظروف ( آلت انیاء ) و وسایل ساختمانی است . معروفترین آنها تنورنان پزیست ولی ظرفهای دیگری هم هست كه بعضی از آنها در حدود ۹۰ لیتر گنجایش دارد ، كه بسیاری از پیشه وران آن را برای كارهای مختلف از قبیل رنگ كردن الیاف ، دباغی چرم به كار می برند و یا در خانه ها برای پختن شیره و ساختن پنیر از آن استفاده می كنند .
دیگر از محصولات این دسته عبارتند از خمره های بزرگ آب ( سبا ) تنبوشه های كوچك و بزرگ ( كلوك ، یوله ، موری ، شغال رو ) ناودان ، جام حمام ، منقل گلی و چهار چوب كندوی عسل به نام پنجه . كندوی عسل حلقه هایی هستند به قطر ۲۵ تا ۳۰ سانتیمتر و ارتفاع ۲۰ سانتیمتر كه در یك طرف آنها دری برای ورود زنبور قرار دارد .
داخل این حلقه ها را با شانهٔ آج می اندارند تا هنگامی كه زنبوران مشغول ساختن شانه های عسل هستند به آنها كمك كند برای ساختن یك كندو معمولاً سه عدد از این حلقه های را روی هم قرار می دهند و با صفحهٔ گلی آن را می پوشانند . از جمله اشیاء دایره ای گوم ( لوله چاه آب ، كول چاه آب ) و تشت ( چروك ) انگور كوبی و لگن ( جونومستراح ) جا كوزه گی و فراورده شگفت انگیزی دیگر به نام تاپو بچه است . تاپو برای به راه انداختن بچه كمك خوبی است و عبارت از لولهٔ قیفی شكلی است كه در حدود ۶۰ سانتیمتر بلندی دارد و ته ندارد بچه در توی آن می ایستد و نمی افتد .
كاهریز ( قنات ) های ایرانی از جایی كه از خاك نرم و سست می گذرند . با كیل یا كول ( نایی ، نار ، گوم ، ناوكهریز ، دس ) محكم می شود . در جاهایی كه تقاضا كم است كوزه گر فتیله ساز از این كولها برای چاه كن ( مقنی ) می سازد در بخشهایی كه قنوات زیاد دارد اینقدر كار برای كوزه گران هست كه چیزی جز این كولها نمی سازند ، در آن صورت وی را كَبَل مال ( كَوَل مال یا دُس ساز ) می نامند.
گاهی اوقات این كار را خود چاه كن ( مقنی ) یا كارگران او انجام می دهند . فتیلهٔ كول را دور قالب بیضی شكل كه از گل رس پخته شده و دو دسته در دو طرف آن دارد می پیچند . این قالب پانزده تا بیست سانتیمتر بلندی دارد، كَوَلهای بزرگ ۱۱۵ و كَوَلهای كوچك ۵۵ سانتیمتر قطر دارد . فتیله ساز فتیله را دور حلقه قالب گذاشته ، با ماله آن را صاف و قالب را بلند می كند، و در نزدیك كَوَلی كه ساخته است قرار می دهد و بدین ترتیب آماده می شود كه كَوَل دوم را بسازد . كَوَلساز متخصص با خاك رس و گاه با خاك رس و پهن اسب كار می كنند . كَوَل مال در كنار دستگاه خود ایستاده و شاگرد او مشته ای ( چونه ) از این آمیخته روی تخته ای كه پهنای آن به اندازهٔ ارتفاع قالب و درازای آن نصف محیط قالب است قرار می دهد.
سپس این مخلوط را به ضخامت ۷۵/۳ سانتیمتر روی تخته پهن می كنند تخته را به قالببند می دهند تا آن را دور حلقه قالب بپیچد . وقتی كه دور قالب بپیچد سر آنها را به هم وصل می كند كه به اصطلاح آن را سربند كردن می گویند و با دو دست قالب را بلند می كنند و كَوَل نو را روی زمین می گذارد تا خشك شود . پس از سه روز كه از خشك شدن آنها گذشت ۲۴ ساعت آن را می پزند . كوره های پخت كول گنجایش پانصد تا هزار كَوَل را دارد و تلفات آن در حدود ۵ تا ۱۰ درصد است .

پایگاه تجاری و اطلاع‌رسانی صنایع دستی

24:


25:

سفالينه‌هاى هخامنشى بعضى برحسب اتفاق و تصادف و برخى طى کاوش‌هاى علمى در قلمرو اين سلسله از ميدان‌ها و مکان‌هاى معروف مشخصى مثل تخت‌جمشيد، شوش، همدان، يا سرزمين‌هاى هخامنشى که امروزه خارج از مرزهاى سياسى فعلى است، يافت شده‌اند. سفال‌ها داراى نقوش و خطوط خلاصهٔ رنگين بوده يا به‌صورت تجسم حيوان و انسان در ترکيب ظرف در آمده‌اند. سفال را با خميره زرد، قرمز، قهوه‌اى سوخته، خاکستري، سياه و در اندامى ساده يا اندکى متکلف مى‌ساخته‌اند و در ترکيب آنها اغلب شن و ماسه وجود دارد.
بخشى از ظروف سفالين اين دوره با خميره‌اى از کائولن يا خمير شيشه ساخته شده و داراى اشکال زيبايى به‌صورت تُنگ‌هاى دهانه باريک، قمقمه، عطردان يا بخوردان هستند. ابداع ظروف ته مخروطي، ويژه تخت‌جمشيد بود. لعاب قرمز رنگ (صورتى يا آجري)، لعاب متداول دوره هخامنشى است. پس از آن لعابى ساخته‌اند که از مس و کبالت نتيجه شده و رنگ ظروف را به سبز کمرنگ متمايل به آبى و کبود تغيير داده است.
در کاوش‌هاى تخت‌جمشيد تعدادى سفالينه به‌صورت گلابدان قرمز رنگ، قمقمه سفالين با رنگ‌آميزى سفيد و زرد کمرنگ، قمقمه سفالين به‌شکل حيوان و نيز سفالينهٔ کوچک دهانه گشادى به‌صورت ليوان کشف شده است. سفالينه‌هاى لعابدار و بدون لعاب و نيز ظروف سنگى فراوان نيز در اين ميدان تاريخى و اطراف آن يافت شده که برخى از آنها در موزه ايران باستان موجود هستند.





آجرهاى مزين و آغشته به لعاب رنگين در اين دوره از شاهکارهاى لعابکارى محسوب مى‌شوند. در اين شيوه سطوح سفال و کاشى را با کنده‌کارى و منبت‌ به‌صورت نقوش هندسي، گياهى و انسانى متقاطع در مى‌آوردند و در فواصل کنده‌کارى‌ها و شيارها اندود لعاب را به آن مى‌افزودند. بيشتر آجرهاى رنگين نقشدار لعابى در شوش و تخت‌جمشيد که شاهکار هنر کاشى‌کارى هفت رنگ است با همين روش توليد شده‌اند.
کاشى‌هاى رنگين و لعابدار شوش مربوط به کاخ ”هدش“ است که اغلب تصاوير فردى و جمعى اشخاص و حيوانات و هيولاها و نقش گل و بوته‌هاى شبيه به تخت‌‌جمشيد در آن به‌چشم مى‌خورده است. در سنگ‌فرش حياط غربى تعدادى کاشى که مشتمل بر قسمتى از نقوش يک شير بالدار و شاخدار است پيدا شده و قطعات زيادى مشابه آن در تالار غربى به‌د‌ست آمده است. تکه‌هايى از نقوش گاو بالدار و بخش‌هايى از يک بدنهٔ کاشى‌کارى مشتمل بر يک رديف سربازان جاويدان در همان منطقه يافت شده است. قطعات متعدد ديگرى از بدنه‌هاى کاشى‌کارى شامل نقوش سربازان جاويدان نزديک دروازه شرقى منطقه کاخ‌ها به‌دست آمده و صفوف ديگرى از سربازان زير شالودۀ دروازه متعلق به کاخ اردشير دوم کشف شده که مربوط به دوره سلطنت داريوش اول است. در برخى موارد نقوش هندسى و گل و بوته زينت‌بخش بالاى بدنه‌هاى کاشى‌کارى بوده است.
سفال‌گرى دورۀ هخامنشى چندان هماهنگ با ساير رشته‌هاى هنرى مانند سنگ‌تراشي، معمارى ... . پيشرفت نکرده و حتى دچار رکود و انحطاط نيز شده است. آجرهايى که در بناهاى دوران هخامنشى به‌کار رفته يا لعابدار است يا بدون لعاب. آجرهاى بدون لعاب بيشتر در شوش به‌کار رفته و در ابتدا روى حيواناتى چون گاوميش بالدار، شير شاخدار و بالدار، يا حيوانات افسانه‌اى و اسطوره‌اى ديگر نقش‌ شده بود. اين آجرها را با گل‌رس قالب نزده‌اند، بلکه گل را با ماسه مخلوط کرده در قالب‌ها قرار داده و پس از خشک شدن به کوره برده‌اند. آجرهاى لعابدار را پس از حرارت مختصرى که در کوره به آن مى‌دادند، با لعاب آبى‌رنگ روى آن نقش کرده و مجدداً به کوره مى‌بردند. پس از حرارت دادن از کوره بيرون آورده و پس از رنگ زدن بخش‌هاى رنگ نخورده دوباره به کوره مى‌بردند. اين قطعه‌ها به رنگ آبي، سفيد، زرد يا سبز بود و نقوش آنها مجموعه‌اى از نقش‌هاى نباتات، حيوانات، حيوانات اسطوره‌اى يا سربازان و گارد شاهنشاه بود. نقوش روى آجر بيشتر در شوش به‌کار رفته است.
در تخت‌جمشيد هيچ‌يک از رنگ‌هاى اصلى آجرهاى لعابدار محفوظ نمانده است. علت کمبود ظروف سفالى در دوران هخامنشى در عدم شناسايى و کشف آن در ساختمان‌ها و مکان‌هاى زيست مردم عادي، روستائيان، سربازان و خدمتکاران اين بوده است که ابزار و لوازم زندگى مجلل مانند جام‌هاى برنز، نقره و طلا در دسترس نداشتند و از نظر معيشت و زندگى اقتصادى با طبقه حاکم و دربار فاصله داشتند. هنر دوران هخامنشي، هنرى شاهانه بود. علاقه به ظروف طلا و نقره و سنگ‌هاى حجارى شده و لاجورد و ساير مواد و مصالح قيمتى باعث شده بود که توجه به سفال و ظروف سفالين کم شود. بنابراين دوره هخامنشى دوره ترقى و تکامل ظروف گرانبهاى زرين و سيمين و جواهرات و نيز تکوين آثار معمارى باشکوهى است که در تخت‌جمشيد، شوش، همدان، پاسارگاد و مناطق خارج از مرزهاى سياسى فعلى باقى مانده است. ظروف و اشياى سفالى براى مردم عادى توليد مى‌شده که متأسفانه از نظر ظرافت و زيبايى و کاربرد قابل مقايسه با سفالينه‌هاى ماقبل هخامنشى نيست. سفالينه‌هاى به‌دست آمده از قلمرو شاهنشاهى عبارت از قمقمه‌هاى سفالى با لعاب خيلى کمرنگ شيرى و سفيد، و کوزه‌هاى دسته‌دار يا بى‌دسته خاکسترى و غالباً ساده و بدون نقش هستند.

26:

برخى از قلمرو اشکانيان در خارج از سرحدات سياسى فعلي، از جمله سوريه، بين‌النهرين، و ترکمنستان قرار داشته است و بيشترين سفال‌هاى اين سلسله را بايد در اين ميدان‌هاى تاريخى جستجو کرد. در داخل فلات مرکزى ايران، آثار اشکانيان تخريب و دگرگون شده و اغلب برحسب اتفاق به‌صورت پراکنده پيدا شده است.



تکنيک ساخت سفال لعابدار و بدون لعاب در اين دوره از نظر سبک، جنس، اندام و کاربرد، ادامهٔ سفال‌سازى دوران هخامنشى و قبل از آن است.



در دورهٔ اشکانيان صنعت لعاب‌دهى پيشرفت قابل ملاحظه‌اى کرد و به‌خصوص استفاده از لعاب يک‌رنگ براى پوشش جدار داخلى و سطوح خارجى ظروف سفالين معمول گرديد. همچنين غالباً قشر ضخيمى از لعاب بر روى تابوت‌هاى دفن‌شده اجساد کشيده مى‌شده است. در اين دوره به ظروف لعابدار با چند ديد آئيني، زيبايى و کاربردى مى‌نگريستند.
در زمينهٔ سفالينه‌هاى بدون لعاب نيز سفالگران اشکانى آثار متنوعى عرضه کرده‌اند که از ظروف لعابدار بهتر و مقاوم‌تر ساخته شده است. بعضى از آنها ساده و متداول و در اشکال کوزه، تنگ، سبو، ابريق، کاسه و پياله‌دار هستند و برخى از لحاظ اندام‌شناسى سفال، داراى مفاهيم درونى و رمزى هستند و به شکل حيوانات شکار، اهلى و چهارپايان مفيد و باربر ساخته شده‌اند. هدف سفالگران از خلق چنين ظروفي، بيان مفاهيم زندگي، حيات، فراوانى خوراک و دستيابى سهل و آسان به خواسته‌هاى ذهنى بوده است.




27:

سفال دورهٔ ساسانى بيشتر مربوط به محوطه‌ها و بناها است و در قبور اين دوره کمتر اثرى بر جاى نهاده‌اند. زيرا قبور اين دوره ”استودان“هايى است که اجساد را به ‌منظور دفع فساد در فضاى باز بالاى صخره‌ها قرار داده‌اند و سپس استخوان‌ها را در منسوجى پيچيده و در اين استودان‌ها که از خمره‌ها و تابوت‌هاى سفالى يا چوبى ساخته شده بودند دفن کرده و در کمرهٔ کوه‌ها، حفره‌ها و درون صخره‌ها يا خاک دفن مى‌کردند.
سفال دورهٔ ساسانى بيشتر از کاوش‌هاى مدائن (تيسفون)، کيش، دامغان، تخت سليمان و شوش به‌دست آمده و به‌طورکلى سفال لعاب‌دار و ساده اين دوره ادامه روش سفال‌سازى دورهٔ اشکانى است. اين سفال‌ها با خميرهٔ گل رس ورز داده شده و منقوش به خطوط کنده با طرح نيمدايره‌هاى درهم و برهم؛ منقوش به طرح قالب خوردۀ متنوع و محصور بين خطوط موازى و چهارخانه؛ داراى نوشته‌هاى قلم سياه؛ لعاب‌خورده به شکل کوزه‌هاى دو دسته که اين گروه ادامه سفال‌هاى دو دستهٔ دورهٔ اشکانى است؛ همچنين سفال با خميرهٔ کائولن و لعاب قهوه‌اي، سبز، آبى و سربى کمرنگ که بيشتر ظروف لعاب‌دار دوره ساسانى از اين گروه هستند و نيز سفال قالب‌خورده با نقوش برجسته و نيم برجسته لعاب‌دار يا بدون لعاب که در دورهٔ اسلامى نيز اين روش ادامه مى‌يابد.
رنگ سفال‌هاى نخودى مايل به قهوه‌اى و داراى سطوح متخلخل است. برخى از سفالينه‌ها که کوزه‌هايى دو دسته هستند به لعاب قهوه‌اي، سبز، سربى و فيروزه‌اى آراسته شده‌اند. در اين ظروف برخلاف دورهٔ اشکاني، لعاب به‌صورت نازک روى محصول سفالين را پوشش مى‌داد که هم به‌صورت شفاف و هم مات وجود داشت.



سفال‌هاى کنده‌شده و قالب‌خورده يا لعاب‌دار اين دوره، آثار اولين مرحلهٔ تجديد حيات صنعت سفال‌گرى و لعاب‌کارى متعالى و درخشان دوران اسلامى به‌شمار مى‌روند

در اين دوره از مواد شيشه معدنى و ترکيب آن با اکسيدهاى سرب، آلومينيوم، روي، سديم و رنگيزه‌هاى مس، کبالت، منگنز و غيره استفاده کرده و آنها را به‌طور جداگانه گداخته و تغيير شکل داده‌اند، سپس اين ترکيب را سائيده، پودر آن را در آب حل کرده و به‌عنوان لعاب روى ظرف کشيده‌اند.
در دورهٔ ساسانيان علاوه بر هنر کاشى‌سازى هنر موزائيک‌سازى نيز متداول گرديد. مخصوصاً پوشش دو ايوان شرقى و غربى بيشابور از موزائيک به رنگ‌هاى گوناگون و تزئينات گل و گياه و نقوش از اشکال پرندگان و انسان را در بر مى‌گيرد.



عصر ساسانى يکى از درخشان‌ترين ادوار توليد و صنعت به‌طور کلى در ايران است. در اين دوره هنر و صنعت به اوج کمال خود رسيد. از اختصاصات صنايع ساسانى ايجاد سبک و اسلوب جديدى در تزئين نماى ساختمان با گچ‌برى و گل و گياه است که داراى اصول موزون و نقش‌هاى تکرارى و تقارن است. هنرهاى کاشى‌کاري، معرق‌کاري، موزائيک و کاشى‌هاى لعاب‌دار، در دورهٔ ساسانى به کمال رسيد.

28:

پس از گسترش اسلسام به مروز هنر کاشى‌کارى يکى از مهم‌ترين عوامل تزئين‌ و پوشش براى استحکام بناهاى گوناگون به‌ويژه بناهاى مذهبى گرديد. يکى از زيباترين انواع کاشى‌کارى را مى‌توان در بناى قبه‌الصخره به تاريخ قرن اول هجرى مشاهده کرد. از اوايل دوره اسلام کاشى‌کاران و کاشى‌سازان ايرانى هنر کاشى‌کارى را با خود تا دورترين نقاط ممالک تسخير شده يعنى اسپانيا نيز برده‌اند.



بشقاب طلاكاري شده ابتدايي، كشف شده در نيشابور، مربوط به قرون 4-3 هجرى

هنرمندان ايرانى از ترکيب کاشى‌هايى با رنگ‌هاى مختلف به شيوه موزائيک نوع کاشى‌هاى را به‌وجود آوردند و خشت‌هاى کاشى‌هاى ساده و يک‌رنگ دوره قبل از اسلام را به رنگ‌هاى متنوع آميخته و نوع کاشى هفت رنگ را ساختند. همچنين از ترکيب کاشى‌هاى ساده با تلفيق آجر و گچ نوع کاشى‌هاى معقلى را پديد آوردند و به اين ترتيب از قرن پنجم هجرى به بعد کمتر بنايى را مى‌توان مشاهده کرد که با يکى از روش‌هاى سه‌گانه فوق و يا کاشى‌هاى گوناگون رنگين تزئين نشده باشد.
در قرون اوليه حکومت اعراب در شرق، سلسله‌هاى مستقل ايرانى مانند طاهريان، سامانيان و صفاريان تشکيل گرديدند که در هر يک از اين دوره‌ها سبک هنر ويژه‌اى مهم از دورهٔ ساسانى در شهرهاى مختلف به‌وجود آمد. مثلاً در دورهٔ سامانيان هنرهاى مختلف چون سفال‌سازي، فلزکارى و معمارى توسعه يافت و شهرهاى معروفى چون بخارا، سمرقند و نيشابور از مراکز مهم هنر به‌اصطلاح اسلامى آن روز گرديد.
از اوايل دوره اسلامى تا قرن چهارم هجري، گچ‌‌بري، نقاشى و سنگ‌کارى بيشترين تزئينات بناهاى مذهبى و غيرمذهبى را در بر گرفته و به‌نظر مى‌رسد بهره‌گيرى از تزئينات آجر تا قبل از حدود ۳۰۰ هجرى چندان متداول نبوده است.
در سفال‌گري، اعراب مانند ساير صنايع و هنرها، جز مذهب و حفظ و زبان خويش براى ايران چيزى نداشتند.






در شهرهاى بلخ، سمرقند، بخارا و نيشابور دورهٔ رنسانس و احياى واقعى ادبيات و هنر آغاز شد و پا‌به‌پاى آن هنر سفالگرى وارد مرحله جديدى شد. اولين گام ساخت ظروفى بود که جاى طلا را گرفت؛ اين ظروف را با گِل رس زرد رنگ شکل دادند و بدنه آن را با پوسته غيرشفاف لعاب اندود مى‌کردند و پس از پخت در کوره، طرح و نقش مورد نظر را با لعاب قلع روى آن تصوير مى‌کردند و دومين بار آن را به کوره مى‌بردند و تحت شرايط اتمسفر و کور، دودآلود، اکسيد قلع به يک ورق نازک طلايى يا قهوه‌اى مايل به قرمز تبديل مى‌شد. به اين ترتيب در سدهٔ سوم هجرى سفال‌سازان نيشابور اين روش را توسعه دادند و ظروفى توليد کردند که جانشين ظروف زرين دوران‌هاى تاريخى شد و به ظروف زرين فام موسوم گرديد.
خلاقيت سفالگران سامانى پس از دستيابى به لعاب جلادار، توجه به نقش و طرح روى سفال بوده است. نقش مناسب جانوران، پرندگان، خطوط و نوشته‌هاى کوفى که تا آن روز فقط در صحيفه قرآن به‌چشم مى‌خورد و هنوز وارد هنر سفال‌گرى ظروف نشده بود، توسط سفالگران سامانى و به‌تدريج ساير نواحي، به‌صورت تزئينى دوره ظروف را فرا گرفت.
محصولات سفالين سده‌هاى اوليه اسلامى در خراسان هنر بديع و نوظهورى است که با آثار ساير نقاط ايران در همين دوران اختلاف فاحش دارند.
پس از دو سدهٔ اول هجري، در سدهٔ سوم هجرى سفال‌سازى اسلامى در ايران با ترکيب شيوە‌هاى سفال ساساني، انواع ظروف بدون لعاب و نيز لعاب يک‌رنگ را توليد کرد و اعم تزئينات از قبيل نقش‌هاى کنده، مهر و قالب‌خورده را افزوده از گل و گياه و پرونده و جانور را روى سفالينه‌ها ايجاد کرد که از شوش، نيشابور، ساوه و رى يافته شده است.
سفالينه‌هاى سده اول و دوم دوران اسلامى داراى شيوه‌هايى به تبعيت از صنايع سفال‌سازى دوره ساسانى است. لعاب سبز و آبى مشابه خمره‌هاى لعابدار شوش متداول است. در طى سه سدهٔ اوليهٔ اسلامى علاوه بر اجراى لعاب‌هاى ساده به تبعيت از صنايع دوره ساساني، کوزه‌ها و خمره‌ها و اشياى سفاليتى ساخته مى‌شد که يا ساده بودند يا اين‌که با تزئينات گياهى و جانورى و نقوش اسليمى و گل و برگ آراسته مى‌شدند.
همچنين از لعاب سربى يک‌رنگ با نقوش کنده، لعاب سربى و چند رنگ پاشيده با نقوش کنده استفاده مى‌شد.
ابتکار ديگر در سدهٔ سوم هجرى در نيشابور، ري، شوش، استخر و گرگان که به‌وسيلهٔ سفال‌گران به‌عمل آمده ساخت و توليد ظروف زرين‌فام بود. شايد هنرمندان مسلمان در تکاپوى دستيابى به علم کيميا بودند تا از مواد نازل و پستى چون خاک ‌رُس ظروف توليد کنند که با ظروف زرين و سيمين دوران تاريخى ايران پهلو بزند.


ظروف سفالين لعاب‌دار با تزئينات خط کوفى ساده و آرايشى که انواع آن از سدهٔ سوم هجرى به بعد به‌وسيله سفالگران سامانى در نيشابور و ماوراءالنهر توليد شده، از محصولات ممتاز سفالگرى دوران اسلامى به‌شمار مى‌رود. در سدهٔ چهارم خطوط کوفى با گل و برگ و نقوش اسليمى در آميخت و در سدهٔ پنجم با نقوش پرنده و مرغ پيوند خورد.
در سدهٔ چهارم و پنجم هجرى سفالگران بيشتر توجه خود را به گذشته ايران معطوف کرده، به توليد سفال‌هايى با نقوش برجسته دست زدند که در مجموعه سفال‌هاى دوران اسلامى شهرت بسيار دارند. اين نوع ظروف به دليل استفاده از طرح‌هاى دوران تاريخى ايران مانند نقش اسفنکس‌هايى با بدن شير و سر انسان، عقاب، اسب، شير و مرغ عنقا، به ظروف گبرى معروف شده است.








29:

عصر سلجوقى يکى از درخشان‌ترين دوره صنايع اسلامى است که با پيروى از سنت‌هاى گذشته، هنرهاى مختلف به‌خصوص معمارى به‌حد اعلاى شکوفايى خود رسيد.





در هنر سفال‌سازى ساخت انواع ظروف سفالين توسعه يافت. در دوره سلجوقي، کاشان، جرجان و نيشابور داراى کارگاه‌هاى معتبرى بود و ظروفى نازک با تزئيناتى برجسته به‌صورت شاخ و برگ و ساقه گياهان و گل‌ها يا خطوط کوفى و اسليمى توليد مى‌شد. ظروف مشبک نيز از توليدات اين دوره بود.
برخى از ظروف مشبک را به‌صورت دو پوسته يا دو جداره توليد مى‌کردند که پوستهٔ خارجى براى زيبايى و پوستهٔ داخلى در کاربرد مفيد ظرف دخالت داشته است. اين‌گونه ظروف دو پوسته را به شکل پرنده و صراحى و تنگ ساخته‌اند. بيشتر آنها به شکل مرغ و خروس هستند و به همين ”مرغ صراحي“ نام يافته‌اند. هر دو پوسته را جداگانه مى‌ساخته‌اند و سپس بهم متصل کرده و پس از پرداخت و لعاب‌کارى مى‌پخته‌اند.



روشى که در سدهٔ ششم هجرى در اغلب ميدان‌هاى فرهنگ سفال اسلامى دوره سلجوقى متداول شد به نقاشى زير لعاب يا قلم مشکى معروف گرديده است. مراکزى که عموماً در اين شيوه توليداتى را عرضه داشته‌اند عبارتند از: جرجان، نيشابور، سمرقند، آمل و ساري



سفال بدون لعاب و لعاب‌خوردهٔ دورهٔ سلجوقى طرح‌هاى تزئينى برجسته‌اى دارد که به تقليد از صنايع فلز و گچ ايجاد شده است. تزئين کوزه و آبخورى و خمره‌هاى کوچک به‌وسيلهٔ قالب انجام مى‌شد و روش قديمى‌تر آن تزئين با مهر به طريق فشرده و با استامپ بوده است. اين ظروف سفالى بدون لعاب عبارتند از اشکال پرندگان، جانوران و طرح‌هاى گياهى و کتيبه‌ها و نقوش هندسى و انسانى .


30:

magmagf عزيز دستت درد نكنه
اگه سايت و يا منبعي ميشناسي كه برسي دقيق مصالح مثل مقاله شما پرداخته باشه.
ممنون ميشم اگه معرفي كنيد
موفق و مويد و سربلند باشيد

31:


32:

سهم ایرانیان در تمدن جهان؛ صنعت سفال‌سازی و سرامیکهمه علمای باستان‌شناسی و مردم‌شناسی هم‌زبان و هم‌رائیند که تمدن از منطقه خاورمیانه سرچشمه می‌گیرد که در این امر ایران ما سهم عمده‌ای دارد. درواقع این منطقه در شروع و آغاز تمدن بیش از هر نقطه‌ای دیگر از جهان دخیل بوده‌است. وقتی دریابیم که قبل از کشف دنیای جدید یعنی قاره امریکا مرکز جهان در ایران بود بیشتر به اهمیت این امر پی‌می‌بریم. در نقشه‌های جغرافیایی قدیم همواره ایران را در دایره مرکزی و شش کشور روم و آفریقا و عربستان و هند و چین و ترکستان را در اطرافشان به صورت دوایری مماس با دایره مرکزی می‌نمودند.

در این سلسله مقالات قصد داریم که در هر شماره به یکی از نوآوری‌های ایرانیان باستان بپردازیم که نه تنها تاثیرات شگرفی بر فرهنگ و تاریخ ایران که بر تمام جهانیان گذارده است.

صنعت سفال‌سازی و سرامیک:
کارلتون - اس - کون که در غار هوتو و غار کمربندی واقع در سواحل دریای خزر اکتشافاتی به عمل آورده در گزارش خود متذکر این نکته است که سفال یافت شده در ساحل بحر خزر در غار کمربندی تا آنجا که اطلاع در دست است قدیمیترین سفالی است که تاکنون در جهان یافت شده است. هیئت باستان شناسان دانمارکی که در تپه گوران واقع در لرستان حفاری نموده‌اند نیز به یک نوع سفال خاکستری رنگ برخورده‌اند که به عقیده آنها از نظر فنی شاید یکی از قدیمیترین سفال‌های ساخته شده در جهان باشد. اینان معتقدند که این سفال با آنچه در چتل هویک ترکیه یافت شد برابر است و بنابراین به عقیده آنان شاید سفال برای اولین بار در چند نقطه خاورمیانه در یک زمان کشف شده باشد.

پروفسور پوپ در کتاب شاهکارهای هنر ایران می‌نویسد که مدارک موجود قویاً موجب اثبات فرضیه‌های چندین سال اخیر است مبنی بر اینکه کشاورزی و شاید صنایع پیوسته به آن یعنی کوزه‌گری و بافندگی از فلات ایران آغاز شده باشد. از چند جهت اساسی تمدن در این ناحیه از تمدن مصر لااقل پنج قرن و از تمدن ند بیش از هزار سال و از تمدن چین دو هزار سال پیشتر بود.

به محضی که بشر وارد جلگه شد اولین کوره بدوی برای پختن ظروف سفالی ساخته شده و این نوع کوره در تپه سیلک به خوبی به چشم می‌خورد. سپس ایرانیان نقاشی روی سفال را آغاز کردند و آنقدر در هزاره چهارم قبل از میلاد در صنعت سفال سازی و نقاشی روی آن که خود هنر مشکل و زمان گیری است موفقق شده بودند که بعضی از آثار سفالین این دوره جزو شاهکارهای صنعت سفال سازی جهان به حساب می‌آید. در همین اوان بود که چرخ کوزه گری در ایران اختراع شد و یک انقلابی در صنعت سفال‌سازی و کوزه گری بوجود آورد.

فلات ایران زادگاه اصلی ظروف منقوش است. برای اینکه بتوانند روی این ظروف نقاشی کنند ابتدا این ظروف را در مایعی فرو می بردند و رنگ یکنواختی به ظرف می دادند که معمولاً سفید، کرم یا قرمز بود و سپس با اکسید منگنز یا اکسید آهن روی آن نقاشی می کردند و این ظرف را در کوره می نهادند و در نتیجه نقاشی ها به صورت سیاه یا قهوه ای پررنگ بر زمینه سفید یا قرمز ظاهر می شد و این امر در واقع مقدمه ای بود برای کشف سرامیک و لعاب روی سفال.

گردآوری: مهرزاد پارس
برگرفته با تغییر و تلخیص از مقاله "سهم ایران در تمدن جهان" به قلم عبدالحمید نیر نوری

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

33:



در صنعت سفال گری محصولاتی با استفاده از گِل رُس و هم چنین گِل به دست آمده از سنگ‌های كوارتز و كائولین به كمك دست و چرخ سفالگری ساخته و سپس پخته می‌شود.
محصولات سفال وسرامیك مناطقی چون لالجین همدان، میبُد یزد، مِند گناباد، اصفهان، شهرضا، نظنز، تبریز و قم از شهرت بسزایی برخوردار است، ضمن آن كه طی سال های اخیر، محصولات جالب و با ارزشی در شهر تهران به دست صنعت گران هنرمند سفالگر ساخته و عرضه شده است.
منظور از سفال، بدنه‌هایی است كه با خاك‌های ثانویه، كه در اثر جابه جایی خلوص كم تری دارند و درجه پخت آن ها نیز كم تر است، مثل خاك رس ساخته می‌شوند. سرامیك به بدنه‌هایی گفته می‌شود كه از خاك‌های اولیه -كه به سبب ثابت بودن محل خاك از خلوص بیش تر و درجه پخت بالاتری برخوردارند, مثل كائولین و خاك سفید- ساخته می‌شوند.
گفتنی است كه واژه‌های «سفال» و «سفالینه» كه اهل فن و در موارد كلی دیگر، آن را به كار می‌برند، بر هر نوع بدنه اطلاق می‌شود. یكی از قدیمی‌ترین صنایع بشری، سفال گری است كه به اعتقاد بیش تر محققان و نیز به پشتوانه اشیاء به دست آمده از كاوش‌های باستان‌شناسی، زادگاه آن ایران بوده و از این كشور به دیگر نقاط جهان راه یافته است.
به اعتقاد گیرشمن، ایران‌شناس و محقق برجسته فرانسوی، نخستین نمونه های اشیاء سفالین، به ساكنان كوهستان های بختیاری تعلق دارد كه حدود ۸۰۰۰ پیش از میلاد و بدون استفاده از چرخ سفال گری ساخته شده است. از نمونه‌های به دست آمده می‌توان دریافت كه در آن زمان، سفال‌سازان از كوره پخت سفال نیز بی‌اطلاع بوده‌اند و احتمالاً ظروف سفالین را در كنار همان آتشی كه برای پختن گوشت شكار مهیا می‌كردند, می‌پختند. سفالینه‌های دوران مورد بحث، به تقلید از سبدهای بافته شده با تركه درختان ساخته شده و در بسیاری موارد، سبد به صورت قالبی برای ساخت ظروف سفالین به كار رفته است.
افزون بر آن و ضمن كاوش‌های باستان‌شناسی، آثار باارزشی از منطقه اسماعیل‌آباد، خوروین، تپه سیلك، شوش و غیره به دست آمده كه به هزاره‌های ششم، پنجم و چهارم پیش از میلاد تعلق دارد. این اشیاء گاه نقش‌های ساده و طرح‌های زیبایی بر پیكر دارند.
در ۳۵۰۰ پیش از میلاد با اختراع چرخ ساده سفال گری و استفاده از آن در شكل بخشیدن به ظروف سفالین، تحولی جدید در این صنعت به وجود آمد و موجب شد تا محصولات از نظر شكل متنوع‌تر و از نظر ساخت ظریف‌تر شود و تولید آن نیز افزایش یابد. از شوش سفال‌هایی متعلق به ۲۷۰۰ سال پیش از میلاد به دست آمده است كه به یقین، با چرخ‌های كامل سفالگری تولید و در حرارتی مناسب (حدود ۱۰۰۰ درجه سانتی‌گراد) پخته شده‌اند.
به دنبال تكمیل چرخ‌های سفال گری، تحول دیگری در این صنعت به وقوع پیوست و صنعت‌گران سفال‌ساز موفق به تهیه انواع لعاب قلیایی و تزیین ظروف با آن شدند. لعاب عبارت است از لایه نازك سیلیكاتی كه برای افزایش مقاومت و قابلیت‌های مصرفی، زیبایی و جلوگیری از نفوذ رطوبت، سطح داخلی یا خارجی یا سطوح داخلی و خارجی یك بدنه سفالی یا سرامیكی را پوشش می‌دهد و دارای سه نوع قلیایی، سربی، فریت است. لعاب با اكسیدهای رنگ زای فلزی به رنگ موردنظر درمی‌آید و پس از انجام مرحله لعاب كاری، ضروری است كه ظروف یا بدنه‌ها برای پخت نهایی به كوره برده شود.
در حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد، به سبب گسترش فلزكاری و تهیه انواع ظروف از فلز، ساخت ظروف سفالین تا حدودی از رونق و رواج پیشین افتاد و بیش ترین تلاش به ویژه در دوره ‌ هخامنشی مصروف تولید آجرهای لعاب‌دار می‌شد كه نمونه‌هایی از آن در كاخ آپادانا و كاخ شوش مورد استفاده قرار گرفته و ضمن كاوش‌های باستان‌شناسی به دست آمده است.
در دوره اشكانیان دوباره سفال گری دچار تحول شد و استفاده از لعاب قلیایی در میان صنعت‌گران رواج یافت. سفال گری در دوره مذكور، بیش تر از روی نمونه‌های كشف شده در نواحی مختلف بین‌النهرین مانند سامرا، تیسفون و بابل، شناخته می‌شود كه تركیبی است از سفال‌های گذشته و نیز سفال‌هایی كه در همان زمان ساخت آن ها در دیگر نقاط جهان رایج بوده است.
در دوره ساسانی، سفال گری ایران پیشرفت چندانی نكرد، زیرا صنعت‌گران بیش تر به تولید مصنوعات فلزی گران بها روی آوردند و از سفال تنها در مواردی معدود و برای تولید محصولاتی محدود استفاده می‌شد. با آغاز دوران اسلامی، به سبب روح سادگی و پرهیز از تجمل‌پرستی فرهنگ اسلامی، منع مذهبی استفاده از فلزات گران بها برای ساخت ظروف و هم چنین به دلایل اقتصادی، صنعت سفال‌سازی مورد توجه بیش تری قرار گرفت. آثار متعدد به جای مانده از نخستین دوره‌ های پس از ورود اسلامی از آن جمله، سفالینه‌هایی كه در حفاری‌های نیشابور و ری به دست آمده، نمایان گر مهارت سفال گران ایرانی در دوره مورد بحث است.
نقوش ظروف سفالین این دوره بیش تر شامل كاسه، بشقاب، تنگ و غیره طرح‌های گل و گیاه به شكل هندسی و نیز نقوش انسانی است. طی قرون پنجم تا هفتم قمری ( دوره سلجوقیان)، فصل نوینی در هنرها و صنایع ایرانی گشوده شد و ضمن تعالی و تكاملی كه نصیب فلزكاری، گچ بری و بالاتر از همه معماری شد، صنعت سفال گری نیز تحول و دگرگونی چشم گیری یافت و شهرهایی چون نیشابور، جرجان، ری و كاشان به صورت مراكز عمده سفال گری كشور درآمد.
در دوره سلجوقی ظروف لعابی سفیدرنگ، ظروف لعاب‌دار یك رنگ، ظروف با نقش قالبی، ظروف با نقش كنده‌كاری شده و لعاب رنگارنگ، ظروف معروف به لعابی، ظروف طلایی یا زرین‌فام، ظروف دارای نقاشی زیرلعاب، ظروف سرامیكی مینایی و ظروف معروف به «لاجوردی» ساخته شد.
در دوره ‌ مغول‌ها، ساخت نوعی كاشی به نام «كاشی معرق» آغاز، و از آن پس زینت‌بخش اماكن متبركه و دیگر ساختمان های فرهنگی و گاه ساختمان‌های مسكونی شد.
در دوره صفویه، ساخت ظروفی با عنوان «بدل چینی» رایج شد و آن حاصل تبادل‌نظر سفال گران چینی و ایرانی و نیز آموزش سفال گران چینی به سفال گران ایرانی در زمینه استفاده مناسب‌تر از خاك سفید در تولید محصولات بود. ضمن آن كه ساخت سفالینه‌هایی با نقوش دخت و گل و گیاه و گاهی نیز با نوشته‌های كوفی، فارسی و عربی در ایران رواج یافت. در دوره صفویه، ساخت و استفاده از كاشی‌های هفت رنگ، معرق و مَعقِلی گسترش بسیار یافت و در تزیین و زیباسازی ابنیه مذهبی و تاریخی به كار برده شد.
از حدود قرن ۱۲ ق. به تدریج از رونق سفال گری ایران كاسته شد و این زوال تدریجی هم چنان و تا قرن كنونی ادامه یافته است. محصولات سفال و سرامیك هم چنان در مناطق مختلف تولید و حتی در زندگی روزمره مردم ایران نیز نقش داشته است. در حال حاضر، تولید سفال، سرامیك و كاشی در مناطق مختلفی از ایران به شیوه‌های گوناگون از آن جمله با بهره‌گیری از چرخ سفال گری رواج دارد و طی سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد رونق سفال گری در مناطقی مانند لالجین همدان، میبد یزد و تهران بوده‌ایم. این «هنر – صنعت»، در دیگر مراكز مهم تولید، مانند مند گناباد، كلاگر محله جویبار، تبریز، زنوز، اصفهان، شهرضا، نطنز، سیاهكل لاهیجان و ... كماكان به حیات خود ادامه می دهد.

مرکز گردشگری علمی فرهنگی دانشجویان ایران

34:



گل را به این شیوهٔ كهن به شكلهای مختلف در می آورند : شاگرد كوزه گر چونهٔ گل را روی تخته می غلطاند و به صورت فتیله در می آورد و آن را در جلو استاد خود می گذارد و استاد آن را به صورت دایره هایی در می آورد كه یكی را بالای دیگری قرار می دهد و این كار را دایره زدن می نامند .
پس از اینكه در حدود ۱۲ دایره ساخته شد استوانه ای كه به این طریق درست شده آب زده و با لیسه یا ماله كوچكی آن را صاف می كنند . فتیله سازی همینطور ادامه دارد تا اینكه شیئی ساخته شده به ارتفاعی كه می خواهند برسد . پس از اینكه گل خشك شد بار دیگر با سنگ مهره آن را پرداخت می كنند یا احتمال دارد باردیگر با ماله كوچكی پرداخت كنند .
محصولات كوزه گر دایره زن شامل انواع زیادی از ظروف ( آلت انیاء ) و وسایل ساختمانی است . معروفترین آنها تنورنان پزیست ولی ظرفهای دیگری هم هست كه بعضی از آنها در حدود ۹۰ لیتر گنجایش دارد ، كه بسیاری از پیشه وران آن را برای كارهای مختلف از قبیل رنگ كردن الیاف ، دباغی چرم به كار می برند و یا در خانه ها برای پختن شیره و ساختن پنیر از آن استفاده می كنند .
دیگر از محصولات این دسته عبارتند از خمره های بزرگ آب ( سبا ) تنبوشه های كوچك و بزرگ ( كلوك ، یوله ، موری ، شغال رو ) ناودان ، جام حمام ، منقل گلی و چهار چوب كندوی عسل به نام پنجه . كندوی عسل حلقه هایی هستند به قطر ۲۵ تا ۳۰ سانتیمتر و ارتفاع ۲۰ سانتیمتر كه در یك طرف آنها دری برای ورود زنبور قرار دارد .
داخل این حلقه ها را با شانهٔ آج می اندارند تا هنگامی كه زنبوران مشغول ساختن شانه های عسل هستند به آنها كمك كند برای ساختن یك كندو معمولاً سه عدد از این حلقه های را روی هم قرار می دهند و با صفحهٔ گلی آن را می پوشانند . از جمله اشیاء دایره ای گوم ( لوله چاه آب ، كول چاه آب ) و تشت ( چروك ) انگور كوبی و لگن ( جونومستراح ) جا كوزه گی و فراورده شگفت انگیزی دیگر به نام تاپو بچه است . تاپو برای به راه انداختن بچه كمك خوبی است و عبارت از لولهٔ قیفی شكلی است كه در حدود ۶۰ سانتیمتر بلندی دارد و ته ندارد بچه در توی آن می ایستد و نمی افتد .
كاهریز ( قنات ) های ایرانی از جایی كه از خاك نرم و سست می گذرند . با كیل یا كول ( نایی ، نار ، گوم ، ناوكهریز ، دس ) محكم می شود . در جاهایی كه تقاضا كم است كوزه گر فتیله ساز از این كولها برای چاه كن ( مقنی ) می سازد در بخشهایی كه قنوات زیاد دارد اینقدر كار برای كوزه گران هست كه چیزی جز این كولها نمی سازند ، در آن صورت وی را كَبَل مال ( كَوَل مال یا دُس ساز ) می نامند.
گاهی اوقات این كار را خود چاه كن ( مقنی ) یا كارگران او انجام می دهند . فتیلهٔ كول را دور قالب بیضی شكل كه از گل رس پخته شده و دو دسته در دو طرف آن دارد می پیچند . این قالب پانزده تا بیست سانتیمتر بلندی دارد، كَوَلهای بزرگ ۱۱۵ و كَوَلهای كوچك ۵۵ سانتیمتر قطر دارد . فتیله ساز فتیله را دور حلقه قالب گذاشته ، با ماله آن را صاف و قالب را بلند می كند، و در نزدیك كَوَلی كه ساخته است قرار می دهد و بدین ترتیب آماده می شود كه كَوَل دوم را بسازد . كَوَلساز متخصص با خاك رس و گاه با خاك رس و پهن اسب كار می كنند . كَوَل مال در كنار دستگاه خود ایستاده و شاگرد او مشته ای ( چونه ) از این آمیخته روی تخته ای كه پهنای آن به اندازهٔ ارتفاع قالب و درازای آن نصف محیط قالب است قرار می دهد.
سپس این مخلوط را به ضخامت ۷۵/۳ سانتیمتر روی تخته پهن می كنند تخته را به قالببند می دهند تا آن را دور حلقه قالب بپیچد . وقتی كه دور قالب بپیچد سر آنها را به هم وصل می كند كه به اصطلاح آن را سربند كردن می گویند و با دو دست قالب را بلند می كنند و كَوَل نو را روی زمین می گذارد تا خشك شود . پس از سه روز كه از خشك شدن آنها گذشت ۲۴ ساعت آن را می پزند . كوره های پخت كول گنجایش پانصد تا هزار كَوَل را دارد و تلفات آن در حدود ۵ تا ۱۰ درصد است .

پایگاه تجاری و اطلاع‌رسانی صنایع دستی

35:


36:




رسم بر این است که سفالسازان و کاشیپزها ، رنگ لعاب (لیقه) را خودشان تهیه کنند . اما در شهرهایی که صنعت سفالسازی بسیار پیشرفته است مانند اصفهان و کاشان ، کسانی هستند که در ساختن لعاب استادند و آنها محصولات خود را به رنگهایی که مورد نیاز است به سفالسازان کوچکتر می فروشند و یا در کارگاههای سفالسازی بزرگ مانند یک استاد به کار گمارده می شوند .
نخستین گام در تهیهٔ لعاب آماده کردن آبگینه (بلور ، جوهر ، شیشه) است که یکنوع شیشه قلیایی است . مواد خام آن دُر کوهی (ریگ سنگ بلور) و ریگ چخماخ (سنگ آتش) و کربنات پتاسیم (قلیه ، قلیا ، قلیاب ، کالا ، کلییاب) است . آماده کردن قلیا به وسیلهٔ قلیاسوز (قلاع) انجام می شود . بسیاری از قلیاسوزها در قم زندگی کرده و در حاشیهٔ شمالی کویر نمک کار می کنند . قلیاب قمی از لحاظ مرغوبیت معروف است . قلیاسوزها هفته ها در حاشیهٔ کویر گشته و نباتات نمکی را که کاملاً خشک نشده باشند گردآوری می کنند .
بهترین این گیاهان گیاه معمولی سودا به نام اشنان یا اشنون است . قلیاسوز همه این گیاهان را در چالی که قطره دهانهٔ آن یک متر و گودی آن دو متر است ریخته و آنها را از زیر آتش می کند و گیاه را روی آتش می ریزد تا اینکه آهسته آهسته و یا شعله کم و بی گرمای زیاد بسوزد . شب این خاکسترها خنک می شود . با مداد روز دیگر آن را گردآوری کرد و به کارگاه قلیاسوز می برند . در آنجا کورهٔ تکلیس (کورهٔ رنگ) هست . این کوره لوله ای دارد که از زیر حرارت می بیند . ۵ تا ۷ کیلو خاکستر اشنان را از سوراخ جلو لوله در آن می ریزند و با سیخ آن را به هم می زنند تا اینکه قلیا مکلس گردد .
سپس آن را از کوره درآورده و در چاله ای که زیر پای کوزه گر است می اندازند . پس از خنک شدن به شمش های تقریباً ۵ کیلویی در می آید و آنها را انبار می کنند .
سنگ چخماخ و در کوهی را معمولاً از بستر رودخانه های خشک جمع آوری می کنند مگر اینکه در همان نزدیکتر در کنارهٔ اتاق سوخت خود ، سوراخ هوا (در هوا) دارند تا سوخت بهتر انجام گیرد و آن را بتوان تحت نظارت و نظم درآورد یعنی بسته به موقعیت و نیازمندی سفالها بشود هوای اکسید کننده و یا هوای احیا کننده ایجاد کررگاه کوزه گر شکسته می شود .
سنگهای به دردنخور را جدا می کنند و سنگهای به ویژه سفید را برای لعابسازی کنار می گذارند در صورتی که انواع سنگهای قهوه ای برای ساختن گرد (کوبیده) دُر کوهی به کار می رود و به گل رس سفالگر افزوده می شود تا ترکیب صحیح به دست آید . قبلاً وقتی که راجع به مواد خام کوزه گران صحبت می کردیم خرد کردن و کوبیدن سنگها را شرح دادیم . دُر کوهی برای لعاب آبگینه ای باید به خوبی کوبیده شده و با کرباس (لنگ) آن را صاف کنند . سی کیلو قلیاب قمی و ۲۵ کیلو دُر کوهی کوبیده به خوبی با هم آمیخته شده و ۲۲۰ گرم مغنسیا (اکسید منگنز) با آن افزوده می شود تا اینکه آبگینه لعابی درست شود .
آمیختهٔ آبگینه در کورهٔ مخصوص آبگینه به نام بریز که اجاق مجوفی به نام چال دارد گذاشته می شود و آن را هشت ساعت پخته و با کفچهٔ آهنی به هم می زنند . وقتی که این مادهٔ گداخته شده و به صورت شیشه بدون حباب درآمد با کفچه آن را بیرون آورده و در مغاک پر آبی که جلوی کوره است می ریزند . ضمن خنک شدن با آب ، خمیرهٔ مایع شیشه ای دانه دانه می شود این دانه ها را کوبیده نرم می کنند و از الک می گذارنند و برای آینده در گوشه ای ذخیره می کنند .

پایگاه تجاری و اطلاع‌رسانی صنایع دستی

37:


38:




كوزه گران خاورمیانه اشیاء سفالی خود را از خیر شیشه ای كه با لعاب قلیایی فیروزه ای لیقه شده بود می ساختند .
هنر ساختن ظروف به این شیوه هنوز هم پایدار است و كسانی كه این كار را انجام می دهند عتیقه ساز یا سنگینه ساز نامیده می شوند . از این قبیل ظروف در اصفهان نظیر كاشان و قم ساخته می شود و بیشتر آن در شهر قم ساخته شده و به زواری كه برای زیارت حضرت معصومه به آن شهرستان می آیند فروخته می شود و این خود جزو سنتها شده كه زوار گلدان یا كاسه ای را از قم خریداری و با خود ببرند و البته نباید فراموش كرد كه مهره های فیروزه ای خمیری (خرمهره) را نیز برای شكون خریداری می كنند .
گل از ۷۰ تا ۸۰ درصد در كوهی سفید یا چخماق ، ده تا ۲۰ درصد خاك بسیار نرم به نام گل بوته یا گل سفید آنقدر نرم است كه سفالسازان امروزی آن را گل نرم می نامند و ۱۰ درصد خمیر شیشه با همان تركیباتی كه در مورد لعابسازی گفتیم ، ساخته می شود . بهترین گِل چاه ریسه است كه از دهاتی در حدود ۸۰ كیلومتری اصفهان كه معادن فراوانی دازد بدست می آید . پس از آنكه این خاك را كندند مقداری آب روی آن می ریزند و بدین ترتیب دوغابی تهیه می شود كه آن را به وسیلهٔ پارچه ای صاف می كنند تا ذرات زبر و درشت آن جدا شود . با سنگ چخماق خمیر شیشه به همان طریق كه در لعاب سازی گفتیم عمل می كنند.
تمام تركیبات به دقت وزن و آمیخته شده و سپس با پا آن را مالـش می دهند گلـی كه به دسـت می آید كشـش گل خـاك رس معمولی را ندارد ولی می توانند آن را روی چرخ بسازند . كوزه گر معمولی تمام ظرفهای خودش را به صورت یك تكه یا یك فصلی چرخ می كند در صورتی كه سنگینه ساز برایش آسانتر است كه آن را دو تكه یا دو فصلی چرخ كند و حتی شاید هم سه فصلی . یا هر فصل را جداگانه روی چرخ كشیده و می گذارند تا بخشكد .
وقتی كه به اندازهٔ كافی خشك شد گوشه های آن را مرطوب می كنند و آنها را با خمیر اضافی به یكدیگر می چسبانند . پس از اینكه بیشتر خشك شد محل اتصال آنها را با كارد تراش صاف می كنند بـرای اینكه رویـهٔ آن هموار و متراكم شود تمام ظرف را در داخل دوغاب فرو می برند این كار را لایه ور كردن می گویند ، و یا اینكه از كاسهٔ كوچك روی آن دوغاب می ریزند .
این لایهٔ رویی شامل ۹۰ درصد در كوهی سفید بسیار نرم و ۷ تا ۹ درصد خاك نرم و یك درصد كتیرا است . برای تزیین آن خطوط اساسی طرح را با قلم مو رسم می كنند رنگیزهٔ آن شامل كرومیت ، منگنز و سیلیكات منیزیم است كه از معدن نزدیك نطنز بدست می آید و آن را سیاه قلم می گویند . وقتی كه خطوط كامل شد لعاب مینایی با رنگهای مختلف بین خطوط سیاه ، رنگ آمیزی می شود و سرانجام همه آن را در لعاب قلیایی كه نود درصد آن از جوهر شیشه ، نه درصد از شیشه شكسته یك درصد كتیراست فرو می برند . پس از اینكه ظرف خوب خشك شد آن را در كورهٔ لوله ای آتش می دهند . گداز لعاب (صاف شدن لعاب) را می توان از سوراخ كوچكی كه در بالای آتشخانه است دید و پس از آن به تدریج در ظرف سه روز كوره را خنك می كنند تا آنكه لعاب خرد نشود . با رعایت احتیاطات لازم ، لعاب به خوبی روی سطح ظرف می چسبد و این ظاهراً به علت جوهر شیشه ای است كه در تنه و لعاب موجود است .
نوع دیگر این كار كندن برجسته (گل برجسته) روی سطح ظرف است كه با ابراز حكاكی انجام می شود . برای برجسته كاری ، در نطنز روش عجیبی به كار می برند . در آنجا نقاش چسب شكر درست كرده و آن را با قلم مو روی خطوط سیاه رنگ كه علامت گلها و سایر نقشهاست می زند . شكر روی سطح آن خشك می شود به طوری كه وقتی تمام سطح آن را برس بزنند زمینهٔ آن كه شكر روی آن نیست و سفت نشده است به تدریج ساییده شده و از بین می رود .
اینقدر برس می زنند تا اینكه زمینه در حدود ۱۵/۰ سانتیمتر فرو رفتگی پیدا كند سپس لعاب مینا روی گلها كشیده می شود و همهٔ آن را در لعاب فیروزه ای فرو می برند . پس از پختن لعابی كه در روی زمینه برس زده شده است قدری سیرتر نشان می دهد در صورتی كه رنگهای مینایی تحت تأثیر لعاب قرار نگرفته اند . سنگینه ساز به استثنای ظروف ، لعابی ، كاشی لعابی هم درست می كند و اخیراً مقره های برق را هم تولید می كند .

پایگاه تجاری و اطلاع‌رسانی صنایع دستی

39:


40:

اینجا هم چندین نمونه از سفال را می تونید ببینید

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

41:

سلام
شما مي توانيد براي ديدن اطلاعات مفيد در زمينه سفال و سراميک به وبسايت فصلنامه الماس نشريه تخصصي سفال و سراميک مراجعه نماييد:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

42:

سراميکهاي ساختاري (structuralceramics) دستهاي از سراميکهاي پيشرفته هستند که امروزه استفاده وسيعي از جمله کاربردهاي مکانيکي، نظامي، شيميايي، حرارتي و غيره يافته‌اند و طبق پيش­بينيهاي اعلام شده، بازار آنها رو به گسترش است. مقالة زير، به معرفي ويژگيها، کاربردها و بازار جهاني سراميکهاي ساختاري ميپردازد:

براساس تقسيم‌بندي کلي، سراميک‌ها را مي‌توان به سه دسته سراميک‌هاي "عامل"، "ساختاري" و "ترکيبي" تقسيم‌بندي نمود. در اين نوشتار سعي بر آن شده است که ابعاد مختلف نظير تقسيم‌بندي، خواص، کاربرد و بازار جهاني سراميک‌هاي ساختاري به اختصار تبيين شود.

تقسيم بندي سراميکهاي ساختاري

سراميک‌هاي ساختاري را مي‌توان بر اساس مواد بکار رفته در آنها تقسيم‌بندي نمود:

1) سرمت‌ها يا کامپوزيت‌هاي سراميک – فلز

2) سراميک‌هاي اکسيدي (برليم، آلومينات‌ها، اکسيد منيزيم، زيرکونات‌ها)

3) سراميک‌هاي پرطاقتشده (PSZ, TZP, ZTA, ZTM)

4) سراميک‌هاي نيتريد سيليسيم Si3N4

5) سراميک‌هاي کاربيد سيليسيم SiC

علاوه بر تقسيم‌بندي فوق، تقسيم‌بندي‌هاي ديگري نيز وجود دارد که در کتاب‌هاي مرجع مي‌توان يافت.


خواص ممتاز سراميکهاي ساختاري پيشرفته

خواص ممتاز سراميک‌هاي ساختاري پيشرفته عبارتند از:

1) مقاومت مکانيکي بسيار بالا

2) سختي قابل توجه

3) مدول‌ الاستيسيته بالا

4) پايداري ابعاد خوب

5) مقاومت زياد در مقابل خوردگي و اکسيداسيون

6) دوام زياد در مقابل سايش

7) دوام زياد در مقابل تشعشعات

8( پايداري حرارتي بالا

9) دانسيته جرمي بالا

10) ضريب اصطکاک کم

11) ضريب انبساط حرارتي کم

43:

کاربردهاي سراميکهاي ساختاري پيشرفته


سراميکهاي ساختاري به‌عنوان اجزاي تحمل‌کنندة تنش يا پوشش در قسمتهايي که تحت تنش هستند بهکار برده مي‌شوند. به علاوه، مقاومت اين سراميکها در برابر خوردگي، سايش و دماي بالا، اين مواد را براي کاربرد در تجهيزات صنعتي زيادي مناسب ساخته است. افزايش بازده و کاهش مصرف انرژي، محرک تحقيقات بر روي سراميکهاي ساختاري پيشرفته هستند. (مآخذ2)

بر اساس خواص ويژه‌اي که سراميک‌هاي ساختاري پيشرفته دارند، اين‌گونه سراميک‌ها امروزه استفاده‌هاي فراواني در زمينه‌هاي مختلف از زندگي روزمره گرفته تا کاربردهاي نظامي ‌دارند. برخي از کاربردهاي سراميک‌هاي ساختاري پيشرفته در جدول زير آورده شده است. اين کاربردها گوياي اين مطلب است که مواد پيشرفته از جمله سراميک‌هاي نوين از مواد اساسي و ضروري براي دنياي صنعتي امروز است. (مآخذ1)



بهصور کلي 43 درصد از سراميکهاي ساختاري براي قطعات مقاوم به سايش در کشتي‌ها و هواپيماها، قرقره‌ها، قالب‌ها، نازل‌ها، سوپاپ‌ها، درزگيرها، ميلة استوپر، ياتاقان‌ها و اجزاي لازم براي ساخت خمير کاغذ استفاده مي‌شوند. اگر چه سراميکهاي ساختاري با شدت زيادي در حال تجاري‌شدن هستند اما در بعضي از اين قطعات، قيمت آنها به‌عنوان يک مانع فراروي توسعة بازار آنها عمل مي‌کند.

از ديگر کاربردهاي مهم اين قطعات، استفاده از آنها در ساخت تجهيزات نيمه‌هادي و لباس‌هاي ضدگلوله است که باعث مشارکت بخش دفاعي آمريکا در بازار اين مواد است.

بعد از سراميک‌هاي مقاوم به سايش، بيوسراميکها با 20 درصد از سهم بازار سراميك‌هاي ساختاري در مرتبة دوم قرار دارند. موارد استفاده بيوسراميکها در ايمپلنت‌هاي سراميکي و شيشه‌سراميکي، شيشه‌سراميکهاي روکش دندان و مواد کپلي (posteriorMaterial) است.

سراميک‌هاي مورد استفاده در ابزارهاي برش نيز 17 درصد از بازار سراميکهاي ساختاري را تشکيل مي‌دهند که شامل آلومينا (Alco3)، Al2O3/TiC، آلوميناي تقويت‌شده با SiCو سيالن‌نيتريدسيليکون (مادة پيوندي در زمينه ديرگدازهاي کربورسيلسيمي) ميباشند. (مآخذ3)

44:

بازار سراميکهاي ساختاري در جهان

در سال 2005 شاهد بازار جهاني 4.5 ميليارد دلاري براي سراميکهاي ساختاري خواهيم بود و رشد خوبي در بازار اجزاي مقاوم به سايش، ياتاقانها، درزگيرها، تجهيزات فرآيندها و پوششهاي سراميکي محقق مي‌شود. (مآخذ2)

بازار سراميکهاي ساختاري پيشرفته در آمريکا از 541 ميليون دلار در سال 2000 به 736 ميليون دلار در سال 2005 خواهد رسيد و بالاترين نرخ رشد متوسط ساليانه را براي چند سال آينده در مقايسه با بازار سراميک‌هاي پيشرفته ديگر خواهد داشت. (شکل1)

همچنين در گزارشهاي ديگر، بازار سراميک‌هاي ساختاري آمريکا از 425 ميليون دلار در سال 1998 به 640 ميليون دلار در سال 2003 خواهد رسيد که متوسط نرخ رشد ساليانه سراميک‌هاي ساختاري در اين 5 سال حدود 8.2 خواهد بود. (مآخذ4)

مآخذ:

1) مقاله "کاربردهاي سراميک‌هاي سازه‌اي" نوشته توسط دکتر يوسفي، اولين سمينار خودکفايي صنعت سراميک کشور
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ( [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] )

45:

ويژگي هاي مواد سراميكي :از ويژگيهاي مهم مواد سراميكي مي توان به ترديت و شكنندگي آنها ، سختي و مقاومت در برابر سايش ، مقاومت حرارتي و الكتريكي بالا ، پايداري شيميايي ، نداشتن خاصيت پلاستيكي و دارا بودن مقداري خواص الاستيكي اشاره كرد. عموما سراميكها از نظر كاربرد و عملكرد در صنعت به دو دسته سراميكهاي سنتي و سراميكهاي مدرن تقسيم ميشوند كه سراميكهاي مدرن، جايگاه ويژه و مهمي دارند.سراميكهاي سنتي به آن دسته از مواد سراميكي گفته مي شود كه از خاكها و سيليكاتها تشكيل شده باشند كه شامل ديرگدازه ها مانند عايقها و نسوزها ، فرآورده هاي زمخت مانند كاشيهاي كف و آجر ، فرآورده هاي ظريف يا سفال مانند ظروف خانگي و سراميكهاي بهداشتي مي شوند .

سراميكهاي مدرن به آن دسته از سراميكها گفته مي شوند كه از مواد اوليه مصنوعي و خالص ساخته شده باشند . از سراميكهاي مدرن مي توان به الماسهاي مصنوعي كه در لوازم صوتي به كار برده مي شوند ، مغزهاي الكترونيكي ، اعضاي مصنوعي بدن انسان ، سنباده و ابزار برش ، مواد چند سازه و مواردي چون سوخت نيروگاههاي هسته اي ، توليد اشعه ليزر ، كمك فنرهاي هوشمند و بدنه شاتلهاي فضايي اشاره كرد .اين مواد مدرن و پيچيده ، عمدتا در ارتباط با پيشرفت و تكامل صنعت در صنايع الكترونيك ، هواپيمايي ، تحقيقات فضايي به انرژي هسته اي و نيروگاههاي برق بوجود آمده اند و در سايه اين تكامل در سالهاي اخير مطالعات و تحقيقات گسترده اي در اين زمينه صورت گرفته است كه باعث شده است علم سراميك از حالت سنتي اش خارج شده و به عنوان يكي از كاربردي ترين علوم در عصر حاضر دربيايد. سراميک­هاي پيشرفته نسل جديدي از سراميک­ها هستند که داراي خواص بهتري نسبت به سراميک­هاي سنتي بوده و کاربردهاي زيادي را به خود اختصاص داده‌اند.

46:




رسم بر این است که سفالسازان و کاشیپزها ، رنگ لعاب (لیقه) را خودشان تهیه کنند . اما در شهرهایی که صنعت سفالسازی بسیار پیشرفته است مانند اصفهان و کاشان ، کسانی هستند که در ساختن لعاب استادند و آنها محصولات خود را به رنگهایی که مورد نیاز است به سفالسازان کوچکتر می فروشند و یا در کارگاههای سفالسازی بزرگ مانند یک استاد به کار گمارده می شوند .
نخستین گام در تهیهٔ لعاب آماده کردن آبگینه (بلور ، جوهر ، شیشه) است که یکنوع شیشه قلیایی است . مواد خام آن دُر کوهی (ریگ سنگ بلور) و ریگ چخماخ (سنگ آتش) و کربنات پتاسیم (قلیه ، قلیا ، قلیاب ، کالا ، کلییاب) است . آماده کردن قلیا به وسیلهٔ قلیاسوز (قلاع) انجام می شود . بسیاری از قلیاسوزها در قم زندگی کرده و در حاشیهٔ شمالی کویر نمک کار می کنند . قلیاب قمی از لحاظ مرغوبیت معروف است . قلیاسوزها هفته ها در حاشیهٔ کویر گشته و نباتات نمکی را که کاملاً خشک نشده باشند گردآوری می کنند .
بهترین این گیاهان گیاه معمولی سودا به نام اشنان یا اشنون است . قلیاسوز همه این گیاهان را در چالی که قطره دهانهٔ آن یک متر و گودی آن دو متر است ریخته و آنها را از زیر آتش می کند و گیاه را روی آتش می ریزد تا اینکه آهسته آهسته و یا شعله کم و بی گرمای زیاد بسوزد . شب این خاکسترها خنک می شود . با مداد روز دیگر آن را گردآوری کرد و به کارگاه قلیاسوز می برند . در آنجا کورهٔ تکلیس (کورهٔ رنگ) هست . این کوره لوله ای دارد که از زیر حرارت می بیند . ۵ تا ۷ کیلو خاکستر اشنان را از سوراخ جلو لوله در آن می ریزند و با سیخ آن را به هم می زنند تا اینکه قلیا مکلس گردد .
سپس آن را از کوره درآورده و در چاله ای که زیر پای کوزه گر است می اندازند . پس از خنک شدن به شمش های تقریباً ۵ کیلویی در می آید و آنها را انبار می کنند .
سنگ چخماخ و در کوهی را معمولاً از بستر رودخانه های خشک جمع آوری می کنند مگر اینکه در همان نزدیکتر در کنارهٔ اتاق سوخت خود ، سوراخ هوا (در هوا) دارند تا سوخت بهتر انجام گیرد و آن را بتوان تحت نظارت و نظم درآورد یعنی بسته به موقعیت و نیازمندی سفالها بشود هوای اکسید کننده و یا هوای احیا کننده ایجاد کررگاه کوزه گر شکسته می شود .
سنگهای به دردنخور را جدا می کنند و سنگهای به ویژه سفید را برای لعابسازی کنار می گذارند در صورتی که انواع سنگهای قهوه ای برای ساختن گرد (کوبیده) دُر کوهی به کار می رود و به گل رس سفالگر افزوده می شود تا ترکیب صحیح به دست آید . قبلاً وقتی که راجع به مواد خام کوزه گران صحبت می کردیم خرد کردن و کوبیدن سنگها را شرح دادیم . دُر کوهی برای لعاب آبگینه ای باید به خوبی کوبیده شده و با کرباس (لنگ) آن را صاف کنند . سی کیلو قلیاب قمی و ۲۵ کیلو دُر کوهی کوبیده به خوبی با هم آمیخته شده و ۲۲۰ گرم مغنسیا (اکسید منگنز) با آن افزوده می شود تا اینکه آبگینه لعابی درست شود .
آمیختهٔ آبگینه در کورهٔ مخصوص آبگینه به نام بریز که اجاق مجوفی به نام چال دارد گذاشته می شود و آن را هشت ساعت پخته و با کفچهٔ آهنی به هم می زنند . وقتی که این مادهٔ گداخته شده و به صورت شیشه بدون حباب درآمد با کفچه آن را بیرون آورده و در مغاک پر آبی که جلوی کوره است می ریزند . ضمن خنک شدن با آب ، خمیرهٔ مایع شیشه ای دانه دانه می شود این دانه ها را کوبیده نرم می کنند و از الک می گذارنند و برای آینده در گوشه ای ذخیره می کنند .

پایگاه تجاری و اطلاع‌رسانی صنایع دستی

47:


48:




كوزه گران خاورمیانه اشیاء سفالی خود را از خیر شیشه ای كه با لعاب قلیایی فیروزه ای لیقه شده بود می ساختند .
هنر ساختن ظروف به این شیوه هنوز هم پایدار است و كسانی كه این كار را انجام می دهند عتیقه ساز یا سنگینه ساز نامیده می شوند . از این قبیل ظروف در اصفهان نظیر كاشان و قم ساخته می شود و بیشتر آن در شهر قم ساخته شده و به زواری كه برای زیارت حضرت معصومه به آن شهرستان می آیند فروخته می شود و این خود جزو سنتها شده كه زوار گلدان یا كاسه ای را از قم خریداری و با خود ببرند و البته نباید فراموش كرد كه مهره های فیروزه ای خمیری (خرمهره) را نیز برای شكون خریداری می كنند .
گل از ۷۰ تا ۸۰ درصد در كوهی سفید یا چخماق ، ده تا ۲۰ درصد خاك بسیار نرم به نام گل بوته یا گل سفید آنقدر نرم است كه سفالسازان امروزی آن را گل نرم می نامند و ۱۰ درصد خمیر شیشه با همان تركیباتی كه در مورد لعابسازی گفتیم ، ساخته می شود . بهترین گِل چاه ریسه است كه از دهاتی در حدود ۸۰ كیلومتری اصفهان كه معادن فراوانی دازد بدست می آید . پس از آنكه این خاك را كندند مقداری آب روی آن می ریزند و بدین ترتیب دوغابی تهیه می شود كه آن را به وسیلهٔ پارچه ای صاف می كنند تا ذرات زبر و درشت آن جدا شود . با سنگ چخماق خمیر شیشه به همان طریق كه در لعاب سازی گفتیم عمل می كنند.
تمام تركیبات به دقت وزن و آمیخته شده و سپس با پا آن را مالـش می دهند گلـی كه به دسـت می آید كشـش گل خـاك رس معمولی را ندارد ولی می توانند آن را روی چرخ بسازند . كوزه گر معمولی تمام ظرفهای خودش را به صورت یك تكه یا یك فصلی چرخ می كند در صورتی كه سنگینه ساز برایش آسانتر است كه آن را دو تكه یا دو فصلی چرخ كند و حتی شاید هم سه فصلی . یا هر فصل را جداگانه روی چرخ كشیده و می گذارند تا بخشكد .
وقتی كه به اندازهٔ كافی خشك شد گوشه های آن را مرطوب می كنند و آنها را با خمیر اضافی به یكدیگر می چسبانند . پس از اینكه بیشتر خشك شد محل اتصال آنها را با كارد تراش صاف می كنند بـرای اینكه رویـهٔ آن هموار و متراكم شود تمام ظرف را در داخل دوغاب فرو می برند این كار را لایه ور كردن می گویند ، و یا اینكه از كاسهٔ كوچك روی آن دوغاب می ریزند .
این لایهٔ رویی شامل ۹۰ درصد در كوهی سفید بسیار نرم و ۷ تا ۹ درصد خاك نرم و یك درصد كتیرا است . برای تزیین آن خطوط اساسی طرح را با قلم مو رسم می كنند رنگیزهٔ آن شامل كرومیت ، منگنز و سیلیكات منیزیم است كه از معدن نزدیك نطنز بدست می آید و آن را سیاه قلم می گویند . وقتی كه خطوط كامل شد لعاب مینایی با رنگهای مختلف بین خطوط سیاه ، رنگ آمیزی می شود و سرانجام همه آن را در لعاب قلیایی كه نود درصد آن از جوهر شیشه ، نه درصد از شیشه شكسته یك درصد كتیراست فرو می برند . پس از اینكه ظرف خوب خشك شد آن را در كورهٔ لوله ای آتش می دهند . گداز لعاب (صاف شدن لعاب) را می توان از سوراخ كوچكی كه در بالای آتشخانه است دید و پس از آن به تدریج در ظرف سه روز كوره را خنك می كنند تا آنكه لعاب خرد نشود . با رعایت احتیاطات لازم ، لعاب به خوبی روی سطح ظرف می چسبد و این ظاهراً به علت جوهر شیشه ای است كه در تنه و لعاب موجود است .
نوع دیگر این كار كندن برجسته (گل برجسته) روی سطح ظرف است كه با ابراز حكاكی انجام می شود . برای برجسته كاری ، در نطنز روش عجیبی به كار می برند . در آنجا نقاش چسب شكر درست كرده و آن را با قلم مو روی خطوط سیاه رنگ كه علامت گلها و سایر نقشهاست می زند . شكر روی سطح آن خشك می شود به طوری كه وقتی تمام سطح آن را برس بزنند زمینهٔ آن كه شكر روی آن نیست و سفت نشده است به تدریج ساییده شده و از بین می رود .
اینقدر برس می زنند تا اینكه زمینه در حدود ۱۵/۰ سانتیمتر فرو رفتگی پیدا كند سپس لعاب مینا روی گلها كشیده می شود و همهٔ آن را در لعاب فیروزه ای فرو می برند . پس از پختن لعابی كه در روی زمینه برس زده شده است قدری سیرتر نشان می دهد در صورتی كه رنگهای مینایی تحت تأثیر لعاب قرار نگرفته اند . سنگینه ساز به استثنای ظروف ، لعابی ، كاشی لعابی هم درست می كند و اخیراً مقره های برق را هم تولید می كند .

پایگاه تجاری و اطلاع‌رسانی صنایع دستی

49:


50:

اینجا هم چندین نمونه از سفال را می تونید ببینید

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

51:

سلام
شما مي توانيد براي ديدن اطلاعات مفيد در زمينه سفال و سراميک به وبسايت فصلنامه الماس نشريه تخصصي سفال و سراميک مراجعه نماييد:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

52:

سراميکهاي ساختاري (structuralceramics) دستهاي از سراميکهاي پيشرفته هستند که امروزه استفاده وسيعي از جمله کاربردهاي مکانيکي، نظامي، شيميايي، حرارتي و غيره يافته‌اند و طبق پيش­بينيهاي اعلام شده، بازار آنها رو به گسترش است. مقالة زير، به معرفي ويژگيها، کاربردها و بازار جهاني سراميکهاي ساختاري ميپردازد:

براساس تقسيم‌بندي کلي، سراميک‌ها را مي‌توان به سه دسته سراميک‌هاي "عامل"، "ساختاري" و "ترکيبي" تقسيم‌بندي نمود. در اين نوشتار سعي بر آن شده است که ابعاد مختلف نظير تقسيم‌بندي، خواص، کاربرد و بازار جهاني سراميک‌هاي ساختاري به اختصار تبيين شود.

تقسيم بندي سراميکهاي ساختاري

سراميک‌هاي ساختاري را مي‌توان بر اساس مواد بکار رفته در آنها تقسيم‌بندي نمود:

1) سرمت‌ها يا کامپوزيت‌هاي سراميک – فلز

2) سراميک‌هاي اکسيدي (برليم، آلومينات‌ها، اکسيد منيزيم، زيرکونات‌ها)

3) سراميک‌هاي پرطاقتشده (PSZ, TZP, ZTA, ZTM)

4) سراميک‌هاي نيتريد سيليسيم Si3N4

5) سراميک‌هاي کاربيد سيليسيم SiC

علاوه بر تقسيم‌بندي فوق، تقسيم‌بندي‌هاي ديگري نيز وجود دارد که در کتاب‌هاي مرجع مي‌توان يافت.


خواص ممتاز سراميکهاي ساختاري پيشرفته

خواص ممتاز سراميک‌هاي ساختاري پيشرفته عبارتند از:

1) مقاومت مکانيکي بسيار بالا

2) سختي قابل توجه

3) مدول‌ الاستيسيته بالا

4) پايداري ابعاد خوب

5) مقاومت زياد در مقابل خوردگي و اکسيداسيون

6) دوام زياد در مقابل سايش

7) دوام زياد در مقابل تشعشعات

8( پايداري حرارتي بالا

9) دانسيته جرمي بالا

10) ضريب اصطکاک کم

11) ضريب انبساط حرارتي کم

53:

کاربردهاي سراميکهاي ساختاري پيشرفته


سراميکهاي ساختاري به‌عنوان اجزاي تحمل‌کنندة تنش يا پوشش در قسمتهايي که تحت تنش هستند بهکار برده مي‌شوند. به علاوه، مقاومت اين سراميکها در برابر خوردگي، سايش و دماي بالا، اين مواد را براي کاربرد در تجهيزات صنعتي زيادي مناسب ساخته است. افزايش بازده و کاهش مصرف انرژي، محرک تحقيقات بر روي سراميکهاي ساختاري پيشرفته هستند. (مآخذ2)

بر اساس خواص ويژه‌اي که سراميک‌هاي ساختاري پيشرفته دارند، اين‌گونه سراميک‌ها امروزه استفاده‌هاي فراواني در زمينه‌هاي مختلف از زندگي روزمره گرفته تا کاربردهاي نظامي ‌دارند. برخي از کاربردهاي سراميک‌هاي ساختاري پيشرفته در جدول زير آورده شده است. اين کاربردها گوياي اين مطلب است که مواد پيشرفته از جمله سراميک‌هاي نوين از مواد اساسي و ضروري براي دنياي صنعتي امروز است. (مآخذ1)



بهصور کلي 43 درصد از سراميکهاي ساختاري براي قطعات مقاوم به سايش در کشتي‌ها و هواپيماها، قرقره‌ها، قالب‌ها، نازل‌ها، سوپاپ‌ها، درزگيرها، ميلة استوپر، ياتاقان‌ها و اجزاي لازم براي ساخت خمير کاغذ استفاده مي‌شوند. اگر چه سراميکهاي ساختاري با شدت زيادي در حال تجاري‌شدن هستند اما در بعضي از اين قطعات، قيمت آنها به‌عنوان يک مانع فراروي توسعة بازار آنها عمل مي‌کند.

از ديگر کاربردهاي مهم اين قطعات، استفاده از آنها در ساخت تجهيزات نيمه‌هادي و لباس‌هاي ضدگلوله است که باعث مشارکت بخش دفاعي آمريکا در بازار اين مواد است.

بعد از سراميک‌هاي مقاوم به سايش، بيوسراميکها با 20 درصد از سهم بازار سراميك‌هاي ساختاري در مرتبة دوم قرار دارند. موارد استفاده بيوسراميکها در ايمپلنت‌هاي سراميکي و شيشه‌سراميکي، شيشه‌سراميکهاي روکش دندان و مواد کپلي (posteriorMaterial) است.

سراميک‌هاي مورد استفاده در ابزارهاي برش نيز 17 درصد از بازار سراميکهاي ساختاري را تشکيل مي‌دهند که شامل آلومينا (Alco3)، Al2O3/TiC، آلوميناي تقويت‌شده با SiCو سيالن‌نيتريدسيليکون (مادة پيوندي در زمينه ديرگدازهاي کربورسيلسيمي) ميباشند. (مآخذ3)

54:

بازار سراميکهاي ساختاري در جهان

در سال 2005 شاهد بازار جهاني 4.5 ميليارد دلاري براي سراميکهاي ساختاري خواهيم بود و رشد خوبي در بازار اجزاي مقاوم به سايش، ياتاقانها، درزگيرها، تجهيزات فرآيندها و پوششهاي سراميکي محقق مي‌شود. (مآخذ2)

بازار سراميکهاي ساختاري پيشرفته در آمريکا از 541 ميليون دلار در سال 2000 به 736 ميليون دلار در سال 2005 خواهد رسيد و بالاترين نرخ رشد متوسط ساليانه را براي چند سال آينده در مقايسه با بازار سراميک‌هاي پيشرفته ديگر خواهد داشت. (شکل1)

همچنين در گزارشهاي ديگر، بازار سراميک‌هاي ساختاري آمريکا از 425 ميليون دلار در سال 1998 به 640 ميليون دلار در سال 2003 خواهد رسيد که متوسط نرخ رشد ساليانه سراميک‌هاي ساختاري در اين 5 سال حدود 8.2 خواهد بود. (مآخذ4)

مآخذ:

1) مقاله "کاربردهاي سراميک‌هاي سازه‌اي" نوشته توسط دکتر يوسفي، اولين سمينار خودکفايي صنعت سراميک کشور
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ( [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] )

55:

ويژگي هاي مواد سراميكي :از ويژگيهاي مهم مواد سراميكي مي توان به ترديت و شكنندگي آنها ، سختي و مقاومت در برابر سايش ، مقاومت حرارتي و الكتريكي بالا ، پايداري شيميايي ، نداشتن خاصيت پلاستيكي و دارا بودن مقداري خواص الاستيكي اشاره كرد. عموما سراميكها از نظر كاربرد و عملكرد در صنعت به دو دسته سراميكهاي سنتي و سراميكهاي مدرن تقسيم ميشوند كه سراميكهاي مدرن، جايگاه ويژه و مهمي دارند.سراميكهاي سنتي به آن دسته از مواد سراميكي گفته مي شود كه از خاكها و سيليكاتها تشكيل شده باشند كه شامل ديرگدازه ها مانند عايقها و نسوزها ، فرآورده هاي زمخت مانند كاشيهاي كف و آجر ، فرآورده هاي ظريف يا سفال مانند ظروف خانگي و سراميكهاي بهداشتي مي شوند .

سراميكهاي مدرن به آن دسته از سراميكها گفته مي شوند كه از مواد اوليه مصنوعي و خالص ساخته شده باشند . از سراميكهاي مدرن مي توان به الماسهاي مصنوعي كه در لوازم صوتي به كار برده مي شوند ، مغزهاي الكترونيكي ، اعضاي مصنوعي بدن انسان ، سنباده و ابزار برش ، مواد چند سازه و مواردي چون سوخت نيروگاههاي هسته اي ، توليد اشعه ليزر ، كمك فنرهاي هوشمند و بدنه شاتلهاي فضايي اشاره كرد .اين مواد مدرن و پيچيده ، عمدتا در ارتباط با پيشرفت و تكامل صنعت در صنايع الكترونيك ، هواپيمايي ، تحقيقات فضايي به انرژي هسته اي و نيروگاههاي برق بوجود آمده اند و در سايه اين تكامل در سالهاي اخير مطالعات و تحقيقات گسترده اي در اين زمينه صورت گرفته است كه باعث شده است علم سراميك از حالت سنتي اش خارج شده و به عنوان يكي از كاربردي ترين علوم در عصر حاضر دربيايد. سراميک­هاي پيشرفته نسل جديدي از سراميک­ها هستند که داراي خواص بهتري نسبت به سراميک­هاي سنتي بوده و کاربردهاي زيادي را به خود اختصاص داده‌اند.



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

مستقیم سازی تورنت ๑۩۞۩๑ قوانین در پست اول ๑۩۞۩๑
Rapidshare / همه چيز در مورد رپيدشير
[ Yahoo! Messenger ] / تمامی مسائل ياهو مسنجر
Torrent / تاپیک مرجع بحث و گفت گو در مورد تورنت
FileGir / تاپیک جامع فایل گیر ▓ توضیحات در پست اول ▓
Uploadbaz آپلود و ریموت آپلود رایگان تا سقف 1 گیگابایت + 10 گیگ فضای رایگان بدون زمان تاخیر برای دانلود

آموزش طراحي صفحات وب در اينجا
آموزش سيستم مديريت سايت و وبلاگ ورد پرس با معرفي پلاگين ها WordPress :
بحث و تبادل نظر در رابطه با راه اندازی فروشگاه الکترونیکی
-- جام رمضان : مسابقه سراسری طراحی وبسایت و وبلاگ ویژه اعضای P30world
اموزش كدهاي جاوا اسكريپ
کد های جاوا برای زیبا تر کردن وبلاگ و وب سایت
*