سریال جراحت 



x

سریال جراحت



»» بـانـک [ Font ] فــونــــت
شوخی با آواتار دوستان در پی سی ورلد
»» ابـزارهـای فـتـوشـاپ
»» بـانـک [ Brush ] بـراش
»» بـانـک [ Psd ] پی اس دی
دنياي فتوشاپ ( آموزش1)

رندرهای 3Dmajid
نمونه كارهاي من با rhino
کارهای تمرینی من!!!!!
نمونه کار های حامد طباطبایی (Rhinoceros 4.0)
کارای من
کارهای شهاب......
حمایت از ما | مشهدهاست
`

سریال جراحت




"جراحت" نخستین مجموعه جدی شبکه 3 در ماه مبارک رمضان است



تهیه کننده جراحت گفت:این مجموعه با ساختاری ملودرام اولین اثر جدی شبکه 3 در ماه مبارک رمضان محسوب می شود.

محمد رضا شفیعی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری سینمای ایران با بیان این مطلب گفت:تا کنون 30 درصد از مراحل تصویربرداری مجموعه "جراحت "سپیری شده و گروه در لوکیشنی در خیابان توانیر مشغول ضبط سکانس های داخلی هستند.

وی تصریح کرد:مراحل تولید مجموعه "جراحت" طبق یک برنامه زمانبندی شده آغاز شد و از این رو در این مجموعه از شتابزدگی های محسوس کارهای مناسبتی خبری نیست.

شفیعی همچنین اظهارداشت: تا کنون 50 درصد از فیلمنامه این مجموعه توسط سعید نعمت الله به نگارش در آمده و مراحل تصویربرداری همزمان با مراحل نگارش در حال انجام است.

یادآور می شود "جراحت" به کارگردانی محمد مهدی عسگرپور در 30 قسمت 30 دقیقه ای با بازی محمد عمرانی، امین تارخ، مهوش صبر کن، رامین راستاد، آتنه فقیه نصیری و لیلا بلوکات، روایتگر داستان دو برادر است که به دنبال وقوع حادثه ای، زندگیشان دستخوش تغییرات اساسی می شود.

این مجموعه محصول گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیماست.

30-07-2010, 01:03


1:


2:














3:


4:

حالم اساسی گرفته شد
منتظر یک مجموعه شاد و طنز حرفه ای و قوی از عطاران یا اقا خانی بودم
که یک سریالی امشب تیزرش پخش شد که حالم از تک تک بازیگر هاش عمیقا بهمم میخوره
جدا اینا رو باید دم فطار تحمل کنیم ؟

5:


6:

منم موافقم ..آخه کی حال داره بعد افطار بشینه این غم و بدبختی ها رو تماشا کنه!

7:


8:

البته سریال پنجمین خورشید هم که پارسال پخش میشد خیلی طنز نبود
بهتره بگیم فضای شادی داشت تا اینکه طنز باشه
البته اگه منظورشون از جدی غیر طنز باشه

9:

من بیشتر منظورم بازیگر ها هستن تا خود قصه چون چیزی از داستان معلوم نیست
حالم از این فقیه نصیری عجیب بهم میخوره
از تارخ هم خوشم نمیاد
بقیه که اصلا داخل ادمیزاد هم نمیشه گنجوندشون چه برسه بازیگر

10:

دیشب تبلیغش رو دیدم... به نظرم از اون سریال های جدی ای هستش که مصیبت و بدبختی توش زیاده! (یه چی تو مایه های زیر هشت) که این واسه ماه رمضون زیاد جالب نیست...
کارگردانش هم که رئیس خانه سینمائه، پس خوبه دیگه...!!! فکر کنم تو کاره تی وی تجربه اولشه و تو کارای سینمایی محدودش، حداقل اقلیما رو که من دیدم خوب ساخته بودش... قدمگاه هم میگن خوب بوده! راستی فیلمنامشم سعید نعمت الله نوشته (همونی که زیر هشت رو نوشته)! نهیه کننده فاصله ها هم تهیه کنندشه!! (خلاصه چه شود!!) تو بازیگرای مشهورش هم از تارخ خوشم نمیاد، ولی بازی فقیه نصیری و قاسمی همیشه چشم نواز بوده...
در کل امیدوارم کاره جالبی از آب در بیاد...
یاعلی

11:


12:

پس اینطور که بوش میاد فیلمنامش مخلوطی چرندیات قبلیست
از این تیزرها هم که به قول دوستان چیزی جزء بدبختی و دربدری در نمیاد...
ای خدا بگم این عمو عزت الله را چیکارش کنه که طنازان این ملت را بدبخت کرد...
اون از قهوه تلخ مدیری که سر مباحث مالی پخش نشد اینم از ...

13:


14:

اساسی حال گیر بود . همین سریال های طنز بودند که به آدم انگیزه می دادند برای روزه گرفتن و همیشه منتظر یک سریال شاد برای رفع خستگی ها بودیم.

حالا چی ؟! وقت افطار باید بشینیم از این فیلم ها ببینیم !

15:


16:

امیدوارم شبکه های دیگه یه سریال طنز خوب رو کنن . واقعا خیلی حال گیری بود سریالش .
دلم لک زده بود برا کارای عطاران بعد افطار .

17:


18:

بابا اینا انگار عادت دارن سریالای غمناک پخش کنند حال آدمو بگیرن
یه چند تا فیلم مثل کارای مهران مدیری و عطاران و..... طنز در کل بذارن تا مردم بعد افطار غذا کوفتشون نشه

19:


20:

با «جراحت» ساخته‌ي محمدمهدي عسگرپور،
تبليغ نخستين سريال ماه رمضان از تلويزيون آغاز شد

تلويزيون در فاصله كمتر از دو هفته مانده به آغاز ماه رمضان، تبليغ يكي از مجموعه‌هاي مناسبتي‌ اين ماه مبارك را آغاز كرده‌است.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، «جراحت» نخستين سريال ماه رمضان سيما بود كه پنج ماه از زمان كليد خوردن آن مي‌گذرد. اين سريال را محمد مهدي عسگرپور كارگرداني مي‌كند و نخستين مجموعه‌ مناسبتي است كه تيزرهاي آن آماده شده و به روي آنتن رفته‌است.

محمدرضا شيفعي، تهيه‌كننده سريال «جراحت» در گفت‌وگوهايش با ايسنا ابراز اميدواري كرده‌است كه تصويربرداري اين مجموعه تلويزيوني پيش از ماه مبارك رمضان به پايان برسد.

اين در حالي است كه پيش از اين اغلب سريال‌هاي مناسبتي و خصوصا مجموعه‌هاي ماه رمضان تلويزيون در دقيقه نود كليد خورده‌اند و تا آخرين لحظات نيز تصويربرداري آنها ادامه داشته‌است. اين مساله طي سال‌هاي اخير موجبات گلايه‌مندي برخي سازندگان اين سريال‌ها نسبت به كمبود وقت و فشردگي ساخت را به همراه داشته‌است.

به گزارش ايسنا، سريال «جراحت» توسط موحديان و سياح تدوين مي‌شود و صداگذاري آن را موحديان بر عهده‌ دارد. تصويربرداري «جراحت» از اواخر سال گذشته شروع شده و بازيگراني چوان امين تارخ و ثريا قاسمي در آن ايفاي نقش كرده‌اند. اين سريال به قلم حميد نعمت‌الله داراي ريتم خانوادگي و اجتماعي است.

دكتر دارابي، قائم مقام سازمان صدا‌وسيما نيز اواسط خرداد ماه از پشت صحنه سريال «جراحت» بازديد و اعلام كرد كه احتمالا نام آن تغيير خواهد كرد با اين حال تيزر سريال عسگرپور با همان نام «جراحت» از تلويزيون پخش شد.

21:

آخر اين هفته؛
عسگرپور «جراحت» را به شمال كشور مي‌برد


خبرگزاري فارس: كارگردان مجموعه تلويزيوني «جراحت» تصويربرداري اين سريال را اواخر هفته جاري در مشهد پي‌گيري مي‌كند.


به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «جراحت» در حال حاضر در تهران ادامه دارد و گروه براي ادامه تصويربرداري روزهاي پاياني هفته به شمال كشور مي‌روند.
بنابراين گزارش، اين گروه پس از دو الي سه روز اقامت در يكي از شهرهاي شمالي، دوباره به تهران برمي‌گردند و بخش‌هاي پاياني كار را تصويربرداري مي‌كنند.
تصويربرداري اين سريال با آغاز ماه مبارك رمضان به پايان خواهد رسيد و در حال حاضر نيز تيزرهاي تبليغاتي آن از شبكه سه سيما پخش مي‌شود.
«جراحت» كه ملودرامي اجتماعي است، توسط سعيد نعمت‌الله در 30 قسمت 35 دقيقه‌اي نوشته شده و در ماه مبارك رمضان از شبكه سه سيما پخش خواهد شد.
بازيگران اين سريال عبارتند از: امين تارخ، ثريا قاسمي، علي عمراني، آتنه فقيه نصيري، مهوش صبركن، محمد عمراني، رامين راستاد، ليلا بلوكات، هستي مهدوي فر، ياسر جعفري، ميليشيا مهدي‌نژاد، كريم اكبري مباركه، گيتي قاسمي و...
عواملي اين كه با اين گروه همكاري دارند عبارتند از:
مدير توليد: سيد حسين يعقوبي، جانشين توليد: فرشيد رئوفي، مدير تداركات: سعيد نظري، مدير تصويربرداري: رضا شيخي، صدابردار: عباس رستگارپور، طراح صحنه و لباس: سعيد آهنگراني، طراح چهره پردازي: حسين صالحيان، دستيار اول كارگردان: ليلا رنگرزان، برنامه‌ريز: علي صابري، دستيار دوم كارگردان: حسين ديردار، منشي صحنه: مهين شهبازي، تصويربردار پشت صحنه: مهدي حيدري، عكاس: مهدي دلخواسته، مدير مالي: محبوبه بختياري، مدير روابط عمومي: طيبه رهنما، پشتيباني: مجتبي مؤمني، مشاور فيلمنامه: محمدرضا شجاعي، مجري طرح: مؤسسه فرهنگي هنري وصف صبا.

22:

یاد قدیما به خیر
تمام غصمون تو ماه رمضون این بود که تا دم افطار نمیتونیم درس بخونیم و بعد از افطار هم میشینیم فیلم میبینیم و دیگه وقت نداریم درس بخونید...
انقدر سریالاشون خوب که که آدم بعد از افطار کللی شاد میشد
حالا که ماه رمضون تو تابستون هست و آدم از بی کاری دیوونه میشه،سریالایی که سازن که آدم 100000 تا فحش به خودش بده و بگه چرا من از سر بیکاری دارن اینا رو میبینم
عطاران خیلی کم کار شده
قدیما کللی خنده میاورد تو نوروز و ماه رمضون
یادش به خیر چقدر از کاراکتر هاش حرس میخوردیم
ولی حالا غم و غصه و بدبختیه مردم کمه؟سه تا شبکه اومده تو ماه رمضون بعد از افطار همه ی مشکلاتمونو بهمون یادآوری کنه که یه وقت نشه فراموششون کنیم:|

23:

تارخ و ثریا قاسمی در جراحت / تصاویر بازیگران "جراحت"/ آخرین اثر عسگرپور ماه رمضان به شبکه سه می‌رود

مجموعه تلویزیونی "جراحت" به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور برای پخش در ماه رمضان از شبکه سه آماده شده است. به گزارش خبرنگار مهر، این مجموعه تلویزیونی به تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی در 30 قسمت 35 دقیقه‌ای به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه سه برای پخش در ماه رمضان آماده می‌شود.


مجموعه "جراحت" ملودرامی اجتماعی است که سعید نعمت‌الله فیلمنامه آن را نوشته و از اول ماه رمضان ساعت 20:40 از شبکه سه روی آنتن می‌رود.


در این مجموعه امین تارخ، ثریا قاسمی، علی و محمد عمرانی، فرهاد اصلانی، آتنه فقیه‌نصیری، مهوش صبرکن، رامین راستاد، لیلا بلوکات، هستی مهدوی‌فر، یاسر جعفری، میلیشیا مهدی‌نژاد، کریم اکبری مبارکه و گیتی قاسمی بازی می‌کنند.


علی دارابی، قائم مقام رئیس سازمان صدا و سیما همراه هاشم رضایت قائم مقام مدیر شبکه سه، محمودرضا تخشید مدیر گروه فیلم و سریال شبکه سه و ... در لوکیشن مجموعه "جراحت" واقع در دارآباد حاضر وبا محمد مهدی عسگر پور و سایر عوامل گفتگو کردند.

سعید نعمت‌الله نویسنده فیلمنامه "جراحت" نگارش مجموعه‌های "زیر هشت"، "رستگاران"، فیلم سینمایی "حوالی اتوبان"، فیلم‌های تلویزیونی "مهمان حبیب خداست" و "روز بعد از خوشبختی" و ... را در کارنامه دارد.




"جراحت" نخستین مجموعه مناسبتی عسگرپور است. او مجموعه تلویزیونی "گل‌های گرمسیری" و فیلم‌های سینمایی "اقلیما" و "قدمگاه" را هم کارگردانی کرده است.


دیگر عوامل این سریال عبارتند از مدیر تولید: سید حسین یعقوبی، مدیر تصویربرداری: رضا شیخی، صدابردار: عباس رستگارپور، طراح صحنه و لباس: سعید آهنگرانی، طراح چهره پردازی: حسین صالحیان، دستیار اول کارگردان: لیلا رنگرزان، برنامه ریز: علی صابری، منشی صحنه: مهین شهبازی، عکاس : مهدی دلخواسته، مدیر مالی: محبوبه بختیاری و مدیر روابط عمومی: طیبه محمدی رهنما.

24:


25:

مدیری که این روزها اعصابش خیلی داغونه. به خاطر این که قهوه ی تلخ رو پخش نمی کنن و قراره به صورت سی دی بدش بیرون...
عطاران هم که نمی ذارن بسازه! به خاطر سریال بزنگاه...

26:

این امین تارخ چرا همش یه جور بازی می کنه؟!!! حالم دیگه از حس و حالت هاش بهم می خوره. کوچکترین انعطافی در بازی این بشر دیده نمیشه!
پ . ن : جون هر کی دوست دارین جهان سومی بازی در نیارین و اگه مطلبی رو از سایت یا جای خاص دیگه ای میارین و تو پستتون هست ، منبع رو اعلام کنین و یا لینک بدین . اینجور کپی پیست کردن اصلا کار درستی نیست.

27:


28:

نمیدونم چرا هر ساله همیشه باید دو تا سریال مسخره باشه و نهایتا یکی یا دو تا سریال خوب باشه . البته امسال به نظرم فقط سریال شبکه دو خوبه اونم به خاطر بازیگرای بزرگی که توش حضور دارند . بعدشم امسال تمام سریال ها رو جدی کردند و اصلا معنای طنز رو دارن میکشند . دلم برای مهران مدیری میسوزه که بعد از این همه سال زحمت و شاد کردن دل مردم دارن اینطوری ظالمانه باهاش برخورد میکنند

29:


30:

چه مسخره!!!
امين تارخ و اون بازيگر روبروييش كه ميشد باباي عروسش!(2تا پيرمرد!) شبيه اين فيلماي جاهلي حرف ميزدن!! فقط جاي فرمون و قيصر كم بود

31:

اسم هاشون هم عجیبه برا این دوره زمونه الآن اسم همه اسمها جینگول پینگوله(مثل:شنتیا،باربد،آرتین و ...) کسی اسم بچش رو "بزرگ" یا "امیر حافظ" نمیذاره.حتی تا 70 سال پیش هم اسم های عادی می ذاشتند

32:


33:

این امین تارخ همون کچل باشه بهتره.
چقدر موهاشو ژیگولی میکنن.
هم تو اغما هم اینجا.

34:

آقایون دقت کردید سریال هنوز شروع نشده ما اونو به باد انتقاد میگیریم؟

35:


36:

وقتی هنرمندایی مثل مدیری و عطاران رو از خودشون میرونن مجبور میشن همچین سریالی رو دم افطار پخش کنن
فکر کنم این سریال جزو سریالای هفتگی شبکه سه بوده یا قرار بوده روزهای زوج پخش بشه ولی چون برای ماه رمضون نتونستن سریالی بسازن اینو پخش کردن

37:


38:

جدیداً نمیدونم چرا اینطور شده . دقیقاً مثل تاپیک "فاصله " این همه ادعای روشنفکری و سطح بالای سلیقه سر سکانس پایانی بیتا اون بند و بساط به پا شد . عملاً با این واکنش یه گل به خودی زدن خیلیا !
+
هر انتقاد بدون محتوا و دلیلی پاک میشه

39:


40:

  محتوای مخفی: خارج از بحث تاپیک 

خوب بیایم انتقاد بیجا نکنیم! با سرعت نور قضاوت نکنیم! نمیخوام سوژه ایجاد کنم... ولی تو همون تاپیک فاصله ها بعضی از دوستانی که ادعای دیدن سریال های لاست و پریزن بریک رو داشتند و دوزار به سریالهای ایرانی بها نمیدادن، چنان پلان پایانی سریال بهشون شوره حسینی داده بود که اگه ما حرف های قبلی و ژست های روشن فکری شون رو ندیده بودیم، فکر می کردیم که اونا نهایتا یه مسابقه سیمرغ رو در زندگی شون دیده بودند و بس!
.
قصدم از نوشتن پاراگراف بالا ایجاد تشنج و بحث خارج از موضوع تاپیک نیست! میخوام به اون دوستانی که به هیچ عنوان سریال های وطنی رو نگاه نمی کنند و مدام تو تاپیکای مربوط بهش نظرشون رو میگن، بگم که دوستان! خیالتون راحت! این 4 تا سریال ماه رمضون هم دقیقا نیت دارن جا پای فاصله ها بزارن! پس یا سطح توقع تون رو بیارید در حده مجموعه های ایرانی یا انتقاداتون (که بهش بگی اعتراض بهتره) رو بزارید کنار!
صریح حرف زدنم رو زیر سیبیلی رد کنید! لطفا از پستم نقل قول نکنید...

به نظر من سریال واسه قسمت اول نتونست داستانش رو به مرحله ای برسونه که بننده چشم بدوئونه واسه قسمت دوم... ولی بازی بازیگرا تو قسمت اول خوب بود...
مناظره بزرگ و کامیار خیلی باحال بود! »» من میگم کوه! تو میگی کادیلاک!!

41:


42:

واقعا کسل کننده و خسته کننده بود .

43:


44:

کلا داره فضای یه خانواده سنتی تهرانی رو نشون میده که حتی تو حرف زدنشون هم از لهجه و کلمات و اصطلاحات اصیل تهرانی استفاده می کنن

45:

خوب قسمت دومش خوب بود.
ولی به نظرم یه عیب داره و اونم اینه که داستان رو کند پیش میبرن و یه سری حرفها و کلا سکانسها الکی هستن.
مثلا امشب یه سکانس اضافه داشت اونجا که اکرم تو تاکسی بود به راننده تاکسی گفت آقا من کرایه دو نفرو میدم کسی رو سوار نکن.

اصلا احتیاجی به این سکانس نبود...

46:

این سکانس مثلا فکر کنم داشت میگفت چقدر این دختر باحیا هستش و حاضر نمیشه مثلا بین دو تا مرد یا مثلا کنار یه مرد بشینه . بعضی سکانس ها رو حتی خود کارگردانم نمیخواد باشه ولی اونایی که دستشون تو کاره بهشون توصیه میکنند سکانس هایی از این قبیل رو وسط فیلم وارد کنند.

47:


48:

منظورش رو فهمیدم ولی آخه همیشه ضایع ترین راه رو برای انتقال پیام و نصیحت به کار می برن.
تو فاصله ها که دیگه رو به دوربین نصیحت میکردن.

49:

نه این بهتر منظور رو فهموند
اگه فاصله ها بود اونوقت اینطوری میشد:
یه چند باری دختره با اخم نگاه به راننده و اون مرده که کنارش نشته بود می کرد بعدش یه قیافه ی حق به جانب به خودش می گرفت بعدش یکم خودش رو جم و جور می کرد بعدش یهو می رفت تو خیال که عمو رضا از وسط یه هاله ی سفید رنگ رو به دوربین می کنه و می گه عزیزانم زمانی که در تاکسی کنار مرد غریبه نشسته اید دیگه صرفه جویی کراهت داره و باید دست جیبتون بکنید و پول بغل دستی خیالیتون رو هم حساب کنید.
===============================================
اما گذشته از شوخی سریالش بهتر از فاصله هاس.یکم بی روحه.یه ذره هم موضوش مم کنه تکراری باشه.اما در کل زیاد بد نیست

50:

من دیشب این سریال و سریال ملکوت رو دیدم از هیچ کدومشون خوشم نیومد...الان بین این 4 تا سریال کدوم بیشتر ارزش دیدن داره؟؟؟

51:

به نظرم همون جراحت و ملکوت از بقیشون بهترن.ماله شبکه تهران رو هم ندیدم.

52:

سریالها یه دو سه قسمت اولش یه کم شاید حوصله سر ببره هنوز مونده تا ببینیمش
تا اینجاش که بد نبود

53:

کسی از دوستان سریالو ضبط می کنه؟ من یک تیکه 15 ثانیه ای ازش میخوام..

54:

کدوم تیکشو میخوای؟ بگو واست آپ کنم...!

55:

مرسی..
همون تیکه ای که بزرگ تو مسجد بیمارستان نشسته بود بعد موبایلش زنگ زد..اون زنگ موبایلشو میخوام..
ممنونم

56:

زنگ گوشی بزرگ زنگ پیش فرض گوشی سامسونگ i900 Omnia هست.
یادش بخیر امنیا.

57:

توی این سریالها باز هم سطح زندگی طبقه مرفه با ویلاهای انچنانی و ماشینهای اونچنانی به تصویر کشیده شده که اکثرا کارخانه دار یا مدیرو مایه دار هستن . این جور زندگیها رو چند درصد از افراد جامعه دارن تا با اونا همزاد پنداری کنن ؟

58:

سریال بدی نیست...البته اگه به جای اتنه فقیه نصیری یکی دیگه بازی میکرد خیلی بهتر میشد.

59:

من کار حسن فتحی رو همیشه می‌پسندم. اینبار در این سریال در مسیر زاینده رود از یه چیز خوشم اومد، تقابل یه بچه پولداره بیسواد فوتبالیست با یه جوون نخبه!
امیدوارم قصه این سریال اینجوری پیش بره تا بعضی‌‌ها یاد جوان‌های نخبه و بی‌ ادعا رو هم بکنن ، نه اینکه پول بیزبون دولت رو تو حلقه این فوتبالیستا بریزن
کاش حداقل یخورده غیرت هم تو زمین داشتن، حیف....!

60:

تاپیک رو اشتباه اومدی برادر!:
کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

61:


62:

بفرمایید:!
کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

63:


64:

روند روایت داستان خیلی خیلی کند هست. یعنی فقط دارن فیلم رو کش میدن و به خاطر همین بیننده رو خسته میکنه

65:

آقا داماد سریع ترتیب کارو داده حاجی پیشگیری هم میکردی

66:

مثل اینکه اینا هم از این سریالای فارسی وان یاد گرفتن!

67:


68:

4 سال نامزدی همینه دیگه!

69:

بابا این همه نامزد بودن...این یکی دو ماه هم روش!!!
آسمون که به زمین نمیومدکه!
حالا باید هزار جا برن تا ثابت بشه بچه ه حلال زادس!
وااای امان از حرف فامیل!!!

70:


71:

چرا اینقدر رنگ قهوه ای مشکی کم رنگ سورمه ای انواع قهوه ای خاکستری تو این جراحت استفاده میشه.خوب یه رنگ شاد بذارن.مثلا آبی یا زرشکی یا سبز یا ...
اصلا شاید تلویزیون ما مشکل داره.نمی دونم

72:


73:

دوستان من 4 قسمت اول این سریال رو جسته گریخته دیدم و زیاد چیزی متوجه نشدم

یه نفر به طور خلاصه و رسا و مجمل و مفید این 4 قسمت رو یه توضیح میده من بفهمم؟

من فقط اخر این قسمت فهمیدم که دختره حاملست بقیشو نفهمیدم چی شد

74:

ما گه 90% فیلم هایی که می بینیم (آمریکایی اروپایی )اول یه مدت زیادی GF می گیرن و بعد اینکه یارو میگه من حامله شدم تازه به فکر ازدواج میافتن !
مشکل روز دنیاست مثل اینکه lol

75:


76:

تو این قسمت من واقعا جا خوردم
دختره هنوز عقد نکرده و نرفته خونه شوهر چجوری باردار هست؟
اینا چرا شوتن؟پسره اینقدر هول بوده؟یه پیشگیری چیزی؟
تقلید خارجکی هست؟
حالا مامان باباش چیکار میکنند خدا میدونه
کلا این قسمت من واقعا جا خوردم

77:

به به بزرگ خان كلات بنداز بالا
حالا از كجا معلوم بچه سعيد نباشه ( ربطش چي بود بيشتر فكر كنيد)

78:

کلا اینا بعد از فاصله ها یه جورایی روشون باز شده.
دیگه شده سوژه داغشون. تا چند سال هم این سوژه رو ول نمیکنن.

79:


80:

خدايييش انصافآ تو اين سريالاي امثال اين يكي بد نيست.خوبه.اما اوناي ديگه...
اين زنه چرا حالا گير داده كه اينا عروسي نكنن.اونم بعد از 4سال!!!

81:

بابا آخه اصلا به نظر من داستان سوتی داره...اینا که این خانواده فوق العاده سنتی رو دارن،انوقت هنوز عقد دختر پسره رسمی نشده تو ملت چه طوری اینقدر ایندوتاروآزاد گذاشتن؟؟ بابای دختره اینقدر غیرتیه که شاکی میشه چراخواستگار واسه دختر "شوهر دارش" پیدامیشه! بعد این طوری تابلو بازی راه میفته..یه ذره این سنتی بودنشون با قضیه جور درنمیاد.... من نمیدونم چه علاقه ای دارن فیلم با مزاحمت یه بچه ادامه بدن...
گویـــــــــــا تنه اکرم خورده به تنه آنجلا

اما خوب منکه دیگه بعد دیدن فارسی وان این سریالهارو نمیتونم هضم کنم همه اش یاکلاهبرداری و پل صراط و اول و آخر و وسط همشم عروسی داره کسل کشنده میشه زندگی یه وقتا

82:


83:

بچه ها یکی جلوی صدا و سیما رو بگیره.....
تو رو خدا ببین اومدن فارسی وان رو تخریب کنن حالا دیگه از فارسی وان هم بدتر شدن.
خب البته یارو دوتا عقد شدن مشکلی نیس
اما حداقل به احترام آقا بزرگ از این کارا نکنن دیگه.

84:


85:

به شدت تائید میشه!
یه سوال... سعید که اعدام شده میشه پسر خواهر کامیار؟!

86:

خوب چیه مگه ؟!
مگه محرم نبودن ؟!
پس محرم میکنن واس چی ؟!
محرم بودن دیگه...
من نمیفهمم...چرا همه شوکه شدن ؟!
یعنی خیلی کار زشتی کردن ؟!

87:

بله.کامیار میشه داییش.

88:


89:

ببین کلا به نظر من این مقوله ازدواج تو مملکتمون از پیچیده ترین اموره! حتی میشه گفت یه جورایی خنده داره!
**
مثلا با دو سه جلسه رفت و آمد خانواده ها میشه ملاک شناخت دو تا جوون از هم!... که اون دو تا جوون تو خوشبینانه ترین حالت فقط نیم ساعت همدیگه رو دیدن و صدای همو شنیدن... (که حتی تو بعضی از خونواده ها به اون دیدن شنیده هم خرده میگیرن)
یا صیغه محرمیت مدت دار یه جور پلی هستش برای کبین و عقد دائمه که بعد از صیغه هیچ رقمه راه برگشت ازش نیست (برای هر دو جوون)... ضمنا فقط برای آزمایشه و این که میگن برای آشنایی دختر پسر قبل از ازدواج درست شده (یا بعضی ها میگن صیغه کمک میکنه جوونا به گناه نیفته) رسما یه مشت حرفه که هیچکی بهش اعتقاد نداره...
یا مثلا از جریان خواستگاری به معنای خوده کلمه خواستن برداشت میکنن! یعنی پسر اومده خواستگاری دختر که مثلا دختر رو بخواد یا نخواد و دختر بگه که بله یا نخیر! در صورتی که واقعیت اینه که تو مراسم خواستگاری یه پسر میره ببینه که دختر ارزش خواستن رو داره یا نه!!
متاسفانه به نظر من بسیاری از آداب و عرف های ازدواج تو مملکت ما کاملا اضافی و مسخره هستش و تماما حاکی از بی اعتمادی خانواده ها نسبت به هم و فرزندانشونه... با اینکه همه میدونن ازدواج فامیلی خوب نیست، اما خانواده ها میان حساب میکنن که به فامیل بیشتر از غریبه اطمینان دارند... کلا بخوای حساب کنی، واقعیته ازدواج اینه که خانواده پسر و دختر از رابطه جووناشون باخبر باشن! همین! و الا با جاری شدن صیغه یا خطبه عقد توسط یه روحانی، فعل و انفعالی تو دنیا رخ نمیده!
.
.
.
الان تو این سریال اون دوست ما لپ کلام رو گفتن! تو خانواده های سنتی، اصلا جایی برای صیغه محرمیت 4 ساله وجود نداره... بین پسر و دختر تو همون روزای اول عقد دائم خونده میشه و ثبت میشه تو شناسنامه و تا زمانی که پسر بتونه مراسم عروسی بده، دختر پسر میرن تو دوران مثلا شناخت قبل از ازدواج!
بیخیال! زیاد حرف زدم!
یاعلی

90:


91:

دوستان من 4 قسمت اول این سریال رو جسته گریخته دیدم و زیاد چیزی متوجه نشدم

یه نفر به طور خلاصه و رسا و مجمل و مفید این 4 قسمت رو یه توضیح میده من بفهمم؟

من فقط اخر این قسمت فهمیدم که دختره حاملست بقیشو نفهمیدم چی شد

92:

اون سعید که نزدیک سالشه
اگه اونجوری بود که باید بچه هه دنیا اومده باشه

93:

حسین جون حرف دل مارو زدی

یجورایی تو این دوره و زمونه مسأله ازدواج و اون لحظه طلایی رو باید واگذار کرد به قسمت و خواست خدا چون با روند فعلی و فرهنگ رایج به سختی میشه قبل از ازدواج با طرف مقابل نشست و برخاست داشت. (خانواده های سنتی)

یجورایی امروزه ازدواج تو خانواده های سنتی شبیه انتخاب تخم مرغ شانسی (لپ لپ فعلی) شده.

ولی منم خیلی جا خوردم از یه همچین اتفاقی تو این سریال

انگار کارگردان تو این مملکت زندگی نمی کنه. به قول یه نفر فکر کرده ما از پشت کوه اومدیم

کدوم خونواده ای 4 سال فقط به صیغه محرمیت بسنده می کنه؟

تو بگو یه هفته اونم واسه آزمایش و اینا

تازه اگرم محرمیت خونده بشه حتماً قید عدم تماس جنسی گذاشته میشه و باید گذاشته بشه

امروزه واسه ازدواج اول باید علی الحساب یه چند تن شمش طلا بزنی به نام عروس خانوم بعد ببینی به هم میخورین یا نه

اگه خوردین که خب مبارکه ولی اگه نخوردین باید نصف شمشارو دو دستی تقدیم عروس خانوم (سابق) کنی.

خدایا به خانواده های امروزی کمی معرفت عطا بفرما

94:


95:

اون مسئول آزمایشگاه دو زار شعور نداره.خوب به خودشون میگفت.
مگه مدرسه است که مامان باباشون رو میخوان

96:


97:

این سریال کلا خیلی مزخرفه و پر از دروغه و توهین به همه چیز

اول از همه میان فوتبالیستی رو به جرم خطا در زمین فوتبال دستگیر میکنند و حتی اگه پسره زنده نمیموند مکن بود اعدام بشه !!! در حالیکه فقط یک خطای ساده بود نه درگیری هی نه قتل عمد و غیر عمدی،هیچ چیزی نبود جز یک خطای ساده

نمیدونم اون فوتبالیستی که باعث فلج مغزی محمد پارسا هم شد الان این طوری شده؟؟؟ از فردا پس دیگه فوتبالیست ها باید مواظب باشند تکل نکنند و یا نپرند برای هد زدن ))

کلا این مسئله خیلی خیلی مضحک و چرند و دروغ بود

دومین مسئه فضاحت بار، دکتر احمق ازمایشگاه هستش که ابروی هر چی دکتر رو رسما برد

طبق قسم دکتر ها اسرار بیماران و مردم از مهمترین و محرمانه ترین رازهاست و بدون خواست مریض نباید پخش بشه این وقت این خانم دکتر قبل از پسر و دختر زنگ میزنه به پدرو مادرشون اونم نه پدر و مادر دختر بلکه پدر و مادرپسره !! و خبر میده دختره حامله هستش

اینم شد حفظ اسرار بیماران؟؟؟ کلا توهینی بود به همه پزشکان

مردم حق داشتند نمیرفتند مثلا ازمایش ایدز بدند چون میگفتند این دکترها آبرومون رومیبرند

و البته باز هم طبق معمول همه فیلم های رسانه میلی شخصیت های خوب اسامی عربی و شخصیت های خاکستری و منفی اسامی ایرانی دارند!!!
جالبه با یک نگاه به صفحه حوادث روزنامه ها مثلا اسامی قاتلان رو نگاه کنیم نوشته شده :
محمد.ف یا حسین .ع یا سجاد .ز یا علی.ر
کلا به دلیل زیادتر بودن اسامی عربی به خصوص در قشر فقیرتر و سنتی ترجامعه تعداد بزهکارانی که اسامی عربی دارند هم به نسبت بیشتره
مثلا من الان یه قتل کنم لابد اسمم میشه کوروش طبق قانون اینا

98:


99:

ای بابا
خوب محرم بودند
در ضمن تو فیلم هم نشون میدند که بارها در اتاق دربسته با هم خلوت کرده بودند
حالا تو فیلم دختره تو اتاق روسری سرش بود دلیل نمیشه که بقیه اوقات هم همین طور باشه

ولی در مورد پیشگیری واقعا شوت بوده پسره و البته کارگردان
یعنی دختر و پسره این قدر ساده بودند که هیچ خبری ازقرص و وسایل پیشگیری نداشتند؟؟

100:

هیچی! احتمالا به پسر دختره نگفته که یهو از فرطه نشاط و خوشحالی یا بهتر بگم خجالت و ناراحتی! سکته نزنن!!

101:

فقط بلدن بگن سریال های مهران مدیری و رضا عطاران بد اموزی داره..اخه این که ته هر چی بد اموزیه...
تو فیلم های ایرانی هر وقت زنی استفراغ کرد یعنی حامله شده..

102:


103:

هر چی فکر می کنم همش تقصیر این پسر همسایشونه
ندیدید مامانش چه جوری گیر داده واسه خواستگاری
تو ایران ملت جم بخورن بقیه فهمیدن حالا میشه کسی در مورد نامزدی و ازدواج همسایش ( که میشه گفت محبوب ترین موضوع مردم ایرانه و اکثرا فیلما رو نگاه می کنند تا اخر سر اون دوتا کفتر عاشقو بهم برسونن) خبر نداشته باشه؟

104:

دقت کردین ثریا قاسمی تو این قسمت به اندازه عمو حسن تو کل قسمت های فاصله ها نصیحت کرد ؟! مخصوصا اون سکانسی که رو مبل نشسته بود و واسه فقیه نصیری نطق می کرد !
کلا دوره نامزدی قبل ازدواج تو ایران چند سالی هست طولانی شده و فیلم ظاهرا می خواد این رو خیلی بد نشون بده !
یه جورایی پیام فیلم اینه : در ازدواج تعجیل فرمایید ولی در بچه دار شدن تعجیل نفرمایید ! جمعیت به اندازه کافی بالاست و پول نفت خور زیاد!

105:

سلام انتخاب بازیگرهاشون خیلی بد بوده زن بزرگ اسمش چی بود اقدس جای مادر بزرگش تا زنش فقیه نصیری بیشتر به دختر اسماعیل می خوره تا زنش و بقیه رو هم ولش کن
ولی خوب خوب شد آرزوی دل انسی جون براورده شد از لحاظ ژنتیک بهم نمی خورند خوب دعاش گرفت از هم جدا می شوند
بیچاره دختره به پسر که بد نمیگذره یکی دیگه اگه هم با اون مشکل داشت بازم یکی دیگه...............

106:

ولی یه بنده خدایی گفته بود تا 120 میلیون جا داریم.

107:


108:

اون بنده خدا زیاد حالش خوش نبوده ، زیاد به حرفاش توجه نکن.

109:


110:

انسی فقط بخاطر شلختگی و تنبلی نمیخاد اکرم عروسش بشه؟....

من یه انتقاد خیلی گنده دارم ! قرار بود شخصیتهای خوب چادری باشن، اینجا رو چه حسابی یه دختر تنبل بی عار درس نخون شلخته رو چادری کردن؟... توهین به حجاب برتر نیست؟... به اندازه کافی چادری شلخته تو جامعه میبینیم!... چادری با شخصیت فقط تو سریالا بود که اونم اینطور شده!... مثلا خواستن واقع گرایانه باشه؟؟... مستند که نیست بعضی چیزا باید واقعی باشه بعضی چیزا هم الگوسازی بشه...

از اینکه جرات کردن یکی از مشکلات طولانی شدن نامزدی رو مطرح کنن خوشم اومد...من چند مورد دیدم که بخاطر این مسئله که گناهی هم نیس کلی برای وقت عروسی محاسبه کردن که مردم نفهمن و ...

تا حالا 2010 دفعه پزشک دهکده رو نشون دادن... ولی یه بار هم نتونستن یه سریال مثه اون یا کمی شبیه به اون بسازن...نتونستن غم و شادی رو با هم تو یه قسمت تلفیق کنن که بعد از دیدن سریال آدم دچار جراحت(!) نشه و پیامهای سریال تو ذهنش بمونه!...فقط گریه و زاری و بدبختی!

111:

خداییش اون یکی دو قسمت پیش که دکتره به انسی گفت عروستون حاملس بی اختیار یاد اون تیکه از فیلم لاست افتادم که مادر لاک بهش گفت من تو رو باکره حامله شدم(یا همچین چیزی گفت)

112:

what ??!!
when she told this crap to him ?
بی اختیار انگلیسی گفتم!

113:

دوستان من سن ها رو به طور معمول حساب کردم براتون میذارم.
مادربزرگه:حدودا 72-71 بزرگ:52-53 اسماعیل:48-47 زن بزرگ:49-50 زن اسماعیل:44-45
دختر بزرگتر بزرگ:30-29 اکرم:21-22 امیر حافظ:23-24 محمد:19

114:

به قول یکی
حداقل یک نمونه ازمایشگاهی بهم نشون بدید که یک دختری چادری باشه خوشگل باشه و 10 تاپسر خوشتیپ هم دنبالش باشند

بابا با واقعیت کنار بیاین دیگه
الگو سازی هم تا چه حد؟ بسه دیگه
32 سال الگوسازی کردن بس نیست

115:


116:

مشکل اینه که 32 سال الگو نداشتیم که امثال آدمهایی تو ی این تایپیک پیدا میشه که به شخصیت چادری ها توهین کنه خیلی دیر به فکر الگو سازی افتادند واقعیت اینکه بعضی ها می خواهند به قاتون جنگل و تمدن جنگل زندگی کنند و یادشون رفته که خدا گفته فتبارک ا... احسن خالقین بابا یک فرقی بین خودمون موجودات دیگه بگذاریم بعضی ها میخواهند دخترا هلو توگلو باشند که اینطوری به نفع خودشون به مقاصد خودشون می رسند
که متاسفانه دختر ها میشند هلو آقایون خوش اشتها هم کم نیستند که بدشون نمی آید یک گازی از این هلو بگیرند پرتش کنند دور چون وقتی یکم خوردند یا تو زقشون می خوره یا اینکه می فهمند هلو فاسده
خیلی راحت هلو پوست کنده ای که پیدا کردند را دور می اندازند

117:


به نظرم ما برای اینکه الگوهای کامل رو از دست ندیم بهتره یه سر بریم مناطق سرحد شمالی و جنوبی افغانستان و پاکستان
اونجا کاملا الگوهای مورد نظر ما و شما رعایت میشه و فرق انسان و حیوان کاملا مشهود میشه

واقعا چرا؟
چرا توجهانی زندگی میکنیم که 6 میلیارد چون حیوان توش زندگی میکنند

118:


119:

حداقل یک نمونه ازمایشگاهی بهم نشون بدید که یک دختری چادری باشه خوشگل باشه و 10 تاپسر خوشتیپ هم دنبالش باشند
حرف شما تایید میشه ضمن این که شاعر میگه هرچی عشقیه زیر چادر مشکیه.
-===========================================
===========================================
مشکل اینه که 32 سال الگو نداشتیم که امثال آدمهایی تو ی این تایپیک پیدا میشه که به شخصیت چادری ها توهین کنه خیلی دیر به فکر الگو سازی افتادند واقعیت اینکه بعضی ها می خواهند به قاتون جنگل و تمدن جنگل زندگی کنند و یادشون رفته که خدا گفته فتبارک ا... احسن خالقین بابا یک فرقی بین خودمون موجودات دیگه بگذاریم بعضی ها میخواهند دخترا هلو توگلو باشند که اینطوری به نفع خودشون به مقاصد خودشون می رسند
که متاسفانه دختر ها میشند هلو آقایون خوش اشتها هم کم نیستند که بدشون نمی آید یک گازی از این هلو بگیرند پرتش کنند دور چون وقتی یکم خوردند یا تو زقشون می خوره یا اینکه می فهمند هلو فاسده
خیلی راحت هلو پوست کنده ای که پیدا کردند را دور می اندازند
اولا از جملات پایانی شما الگو به طور کامل مشهوده.
شما چرا هر وقت اسم چادر میاد یاد فرق انسان و حیوان می افتی؟مگه فرق انسان با حیوان در حجابشه؟
مگه ما گفتیم ملت لخت بیان بیرون؟چرا شما همه چیز رو با هم قاطی میکنی؟
اون بحث هلو و اینها هم به نظرم جوابش رو دادم.شما هنوز به فرهنگ ایرانی اعتقاد نداری و جهالت عرب ها رو برتر از فرهنگ ناب ایران می دونی.اگه اسلام یه چیزی گفته نمی گم اشتباهه اما تفسیری که شما و امثال شما ازش می کنی اشتباهه..بیشتر اسلام برا عرب هایی که فرق زن رو با سگ نمی دونستند.در حالی ایران از زمان کوروش و حتی قبلش ملکه داشته و به زن چنان شخصیتی می داده داده که فکرش هم نمی تونی بکنی.
=================================================
آقا موهای بزرگ مصنوعیه؟میدونم قبلا خودش کچل بود اما بعد از اغما موهاش خیلی خوشگل شد.مو کاشته؟

120:


121:

عزیز من 32 سال الگوسازی نشد بلکه کاری شد که همه زده بشن
البته در مورد افزایش فساد اخلاقی و... باید گفت این راهیه که جامعه باید بره و گرنه اگر همه چیز مطابق فرمان خدا باشه و هیچ فسادی نداشته باشیم پس وجود منجی بی معنی میشه منجی از چه چیزی نجات بده اگر بدی وجود نداشته باشه؟؟

122:

...........

123:

بابا بشنید فیلمتون رو ببینید دیگه این حرفا چیه دیگه
هر کسی آزاده هرجور دوست داره تصمیم بگیره و زندگی کنه اگر ضرر و زیانی داشته باشه هم با خودشه به شرطی که به عقیده و تصمیم دیگران احترام بذاره و بهش توهین نکنه!!حالا چه با چادر بیاد چه بدون چادر فرقی نمیکنه که
(متاسفانه این چیزیه که تو جامعه ما وجود نداره .مذهبی ها به غیر مذهبی میپرند وغیر مذهبی ها هم به مذهبی ها)

اصلا آقا این سریالا چیه که میبینید؟ول کنید بابا خوش باشید.اعصاب خودتون رو سر این سریالا خورد نکنید.

124:


125:

سلام
من واقعا یه نوع حس تحجر بهم دست داده
موضوع اینه که امشب یه چند تا بچه مهمون من هستند 6 تا هستند والان پای فیلم جراحت نشستند
وقتی مادر امیر حافظ به خاطر اینکه حرفش مقبول نیفتاده وپسرش بر میلش پافشاری میکنه
دست به خود کشی میزنه
یکی از این دختر ها که 6 سالش هست رو کرد به من کهک
چرا این ها همش میخوان زن ها رو خل وچل نشون بدن؟:((

یه بچه ی 6 ساله میفهمه که نگاه فیلمسازان نسبت به زنها چه زشت هست
یا احمق
یا بی تربیت و گستاخ
و....

126:


127:

این قسمت خودکشی اش نهایت خودخواهی بود.

توضیحاتش رو هم که شوهرش داد.

واقعا خانوما اینطوریند ؟

128:



این زنیکه(عنوان بهتری براش پیدا نکردم) بایدم خودش را آتیش میزد ولی حیف که شعله ور نشد

129:

اصلا مگه آزمایش ژنتیک واسه زوج هایی که با هم فامیل نزدیک هستن اجباری نیست!؟
فکر کنم تا نتیجه آزمایش رو به محضرخونه ارائه ندن عقدشون نکنه!

تازه اگه اجباری هم نباشه چطور میشه یک پسر عمو دختر عمو(پسر دایی دختر عمه,پسر خاله دختر خاله,پسر عمه دختر دایی) چهار سال با هم عقد یا صیغه باشن ولی آزمایش ژنتیک ندن؟
الان تو دورافتاده ترین داهات ها هم دیگه اینو میدونن که تو ازدواج فامیلی قبل از هر چیز باید آزمایش زنتیک بدن اونوقت اینا نمیدونستن!؟
این ضعف فیلمنامست

130:

داداش گفتي ضعف فيلمنامه
1. باباهه ميگه من كشتي گير بودم همون موقع هم دوربين از نيم رخ نشونش ميده چه كشتي گيريه كه گوشش برآمده نشده ؟
2. تو اين خونه به اين شلوغي اين دختروو كجا برده شرمندش كرده ؟ نكنه خونه مجردي داشته ها ؟

131:


132:

آزمایش ژنتیک دو مرحله داره یکی قبل از بارداری صورت میگیره که همهی اعضای خانواده دو همسر دراین ازمایش شرکت میکنند

در مرحله ی دوم با تهیه ی نمونه از جنین تا قبل از هفته ی دوازدهم بارداری و وآزمایش تالاسمی نیز صورت میگیره که اگر نقص عضو داشته باشه تا قبل از 3 ماهگی سقط شود.


این دو فقط عقد محرمیت داشتند که در بین همه مرسومه نه ازدواج رسمی

133:


134:

طرف کشتی گیر بوده (چقدر هم بهش میومد ) بعد چندتا هم قهرمانی داشته ولی پسزش خبر نداشته !!

135:


136:

منفور ترين شخصيت فيلم : آتنه فقيه نصيري !

نميدونم چرا قيافش شبيه اين ساديسميا شده تو اين فيلم

137:


138:

کلا توی سریال هامون ازین جور شخصیت ها که خودشون رو میگیرن و می خوان همه چیز مطابق خواستشون باشه زیاده

139:

خب بابا مادره راست میگه دیگه . هر چی میکشیم از این رو در وایسی و احترام های فامیلی هستش . بعدا یه بچه عقب مونده پس بندازند خوبه یا همین الان ریششو قطع کنند؟

140:

من نميدونم اين سعيد نعمت الله،(فيلم نامه نويس فيلم)چه علاقه اي به اينجور ديالوگها داره!!!!
سرتا پاتو طلا بگيرن بزرگ خان!چه اسمايي!

141:


142:

صد رحمت به ماه رمضون های قبلی ... !
بابا مردم خسته شدن از بس مردن و بدبختی دیدن !
مجموعه ی زیر هشت که بدبختی های عطا تمومی نداشت ...
مجموعه ی فاصله ها که اصلا سر و ته نداشت ! شده بود سوژه ی بچه ها اول تا آخرش سوتی بود
مجموعه های ماه رمضون هم که الله اکبر !
شبکه ی یک در مسیر زاینده رود میزاره زدن مسعود رو کشتن !
شبکه ی دو که تخیلیه در حد تیم ملی !
این هم که دارن یه نفر رو میکشن !
بابا یه کارگردان درست حسابی ما نباید داشته باشیم ؟!

143:

[QUOTE=gtaexcess;5288848[SIZE=3]]داداش گفتي ضعف فيلمنامه[/SIZE]
1. باباهه ميگه من كشتي گير بودم همون موقع هم دوربين از نيم رخ نشونش ميده چه كشتي گيريه كه گوشش برآمده نشده ؟
2. تو اي......[/QUOTE]
دقت كنيد اصلا به اتنه فقيه نصيري نمياد بچه اين سني داشته باشه بهش مياد همون نقش مامان يه دختر كوچول مثل ( پريسا مامان جون ) باشه نه ؟

144:

كارگردان درست و حسابي هست ... اما بايد توجه داشته باشيم دست هاي پشت پرده هم هست .... !

145:

دقت كنيد اصلا به اتنه فقيه نصيري نمياد بچه اين سني داشته باشه بهش مياد همون نقش مامان يه دختر كوچول مثل ( پريسا مامان جون ) باشه نه ؟

146:


147:

تنها سریالی که 10 درصد قابل تحمله همینه... بقیه که حال بهم زن و 100 درصد مزخرفن...

حسودیت میشه جوون مونده...

148:


149:

آخه كجاي عسگر پور كارگردان خوبيه ، اين همون بابايي بود كه سريال گل هاي گرمسيري رو با اون وقاحت درستش كرده بود سوتي ميداد در حد تيم ملي ، الانم كه داستان هيچ جذابيت و كششي نداره بايد ديد قسمت هاي بعدي چه ميكنه

150:

این نکته ای که گفتین یکی از 30 اصل منشور حقوق بشر هست که تو ایران رعایت نمیشه و دلایلش هم مشخصه و در آینده درست میشه !
باباهه ميگه من كشتي گير بودم همون موقع هم دوربين از نيم رخ نشونش ميده چه كشتي گيريه كه گوشش برآمده نشده ؟
کشتی گیر ها یا بکسر ها یا رزمی کار های دیگه که گوششون اینطوری میشه با یه عمل ساده سرپایی می تونن مواد داخل گوششون رو خالی کنن و به حالت اول برگردونن (نمی خوام بگم طرف کشتی گیر بوده)
منفور ترين شخصيت فيلم : آتنه فقيه نصيري !

نميدونم چرا قيافش شبيه اين ساديسميا شده تو اين فيلم
فکر می کنم منظورتون مازوخیسم (Masochism ) هست نه سادیسم (sadism)
حداقلش اینه که بازی متفاوتی داره می کنه و بازیش انعطاف داره نه مثل 99% بازیگرای زن دیگه ایرانی که یکی دو فرم بیشتر نمی تونن بازی کنن. به نظر من که از معدود بازیگرای این فیلم هست که واقعا داره بازی می کنه . حالا نقشش و فیلمنامش مشکل داره بحثش جداست.
دقت كنيد اصلا به اتنه فقيه نصيري نمياد بچه اين سني داشته باشه بهش مياد همون نقش مامان يه دختر كوچول مثل ( پريسا مامان جون ) باشه نه ؟
اتنه فقیه نصیری متولد 1347 واقعا 42 سال داره ، یذره شاید لازم بود پیرترش میکردن ولی خیلی هم غیرمنطقی نیست که بچه 20-25 سال داشته باشه.
نها سریالی که 10 درصد قابل تحمله همینه... بقیه که حال بهم زن و 100 درصد مزخرفن...
موافقم . تنها سریال یذره قابل تحمل امسال اینه. بقیه وحشتناک رو اعصابن و بیخیالشون شدم.

151:


152:

گذشت اون زمانی که بازیگرایه فوق العاده ای داشتیم
الآن به خاطر قیافشون میشن بازیگر
آخرین باری که یه بازیگر در حد اکبر عبدی و پرویز پرستویی معرفی شده یادته کی بوده؟
مثلا همین جناب گلزار که شده بود عشق همه می تونه نقش پرویز پرستویی در فیلم مارمولک رو بازی کنه؟

153:


154:

مشخصا پرویز پرستویی هم نمیتونه نقش گلزار توی دوخواهر رو بازی کنه =))

155:

به نظرتون اين دختره(اكرم) كه باردار هست بچش از امير حافظه؟!!
آخه ديشب مادرش اول گفت بچشون اما بعد گفت منظورم اين بچس!!!

156:

الان کسی تو ایران هست که از این اصطلاحاتی که شخصیاتهای این فیلم استفده میکنن استفاده کنه؟

157:

كسي نظري نداره؟

158:

دیگه این سریالامون خیلی دارن تازگی ها از خط قرمزها عبور می کنن
معلوم نیست آقای ضرغامی چیکار داره می کنه
اون از فاصله ها که اخرش اینهمه بدآموزی داشت اینم از این که علنا داره رابطه نامشروع و فرزند نامشروع حاصل از اون رو نشون میده و حتی مادربزرگ خانواده که یه زن مومن و با تجربه و دنیا دیدست با خونسردی میگه مگه چه اشکالی داره اونا زن و شوهرن!
داره به طور غیر مستقیم فرهنگ غربی در تلویزیون و سریال ها توسط نویسنده ها و کارگردان ها ترویج میشه .

159:

اولین چیزی که به ذهنِ من خطور کرد این بود که این دختره با یکی دیگه رابطه داشته و باردار شده . البته هنوزم معلوم نیست شاید بچه از نامزدش نباشه که اگر اینطور باشه برای یه فردِ مذهبی یه ننگ به حساب میاد . البته بعید میدونم این نظریه احتمالِ وقوعش خیلی زیاد باشه.

160:

من چند صفحه پیش گفتم ربط به پسر همسایشون داره همونی که مادرش هی میومد خواستگاری
دیشب مهمون بودم خوب نتونستم ببینمش ولی گویا به اکرم و امیرحافظ گفتن و خیلی هم تعجب نکردن مخصوصا امیرحافظ

161:

خیلی جالبه! پلیسه کم مونده بود قباله ازدواج رو بخواد! یکی نیست بگه به جای اینکه باباهای دختر پسر رو احضار می کردی، شناسنامه ها و اسناد دختر پسر رو احضار می کردی دیگه!!یعنی حرفه صاب بچه رو بهذار دره کوزه دیگه!!

162:


163:

بچه اکرم حتما از امیر حافظ هستش .

چون نجابتی که اکرم توی این فیلم داره و شخصیتی که برای نقشش دادن بعید هست که بچه از کسی دیگه ای باشه .

در ضمن کاملا مشخصه این فیلم میخواد خیلی از سنتهای غلط ایرانی ها را نشون بده .

164:


165:

وا.....معلومه كه از اميرحافظه!
به دلايل زيادي ..مثلا:
1.خود امير حافظ يعني نميدونه بچه خودشه يا نه؟!اگه از خودش نبود نبايد عكس العمل نشونميداد؟
2.صدا و سيما هيچ وقت هيچ وقت هيچ وقت چنين سيمايي از يه دخترچادري و با اين خانوادبه نمايش نميزاره!
3.با اين بافت خونوادگي اكرم اين فرضيه كه بچه از كسي ديگه باشه محاله ممكنه!

166:

نقد سريالهاي ماه رمضان از ديدگاه غلامعباس فاضلي:

«غلامعباس فاضلي» معتقد است كه سريال هاي ماه مبارك رمضان، شعارزده و سير قهقرايي دارند كه مردم هم از اين دست آثار استقبال به عمل نمي آورند و چند سالي است كه در ماه مبارك رمضان سريال موفقي همچون «ميوه ممنوعه» ساخته حسن فتحي را مشاهده نمي كنيم.
«غلامعباس فاضلي» مدير مسئول سايت سينمايي پرده سينما در گفت وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس در مورد سريال هاي در حال پخش ماه مبارك رمضان، اظهار داشت: در مجموع مي توان گفت كه سريال هاي در حال پخش ماه مبارك رمضان امسال، يك سير قهقرايي پيدا كرده اند و هر سال شاهد نزول اين دست آثار هستيم.
وي در ادامه تاكيد كرد: حدود 15 سال گذشته اين تفكر بنيادي در تلويزيون ايجاد شد كه سريال هاي ماه مبارك رمضان، باعث همدلي شوند و به سوي يك سري مفاهيم ديني گام بردارند اما امروزه ما ديگر اين تفكر را مشاهده نمي كنيم.
اين منتقد در ادامه افزود: امروزه سريال هاي ماه مبارك رمضان، به شعارها و ايده هاي سطحي گرايش پيدا كرده و مي توان به وضوح اين مسئله را ديد كه فردي با بليط شركت واحد به بزرخ مي رود!
مدير مسئول سايت پرده سينما در پايان اين گفت وگو نيز خاطرنشان كرد: در سريال هاي ماه مبارك رمضان امسال عملا سريال ها به خوبي به مسائل خانواده ها نپرداخته اند و از سويي سطح كيفي نزولي به خود گرفته اند و به نوعي مردم هم از اين دست آثار استقبال نمي كنند چرا كه مثلا در اين دوره و زمانه، ايده گرفتن بليت سفر با اتوبوس به بزرخ براي مردم فاقد جذابيت است.

167:

دیگه این سریالامون خیلی دارن تازگی ها از خط قرمزها عبور می کنن
معلوم نیست آقای ضرغامی چیکار داره می کنه
اون از فاصله ها که اخرش اینهمه بدآموزی داشت اینم از این که علنا داره رابطه نامشروع و فرزند نامشروع حاصل از اون رو نشون میده و حتی مادربزرگ خانواده که یه زن مومن و با تجربه و دنیا دیدست با خونسردی میگه مگه چه اشکالی داره اونا زن و شوهرن!
داره به طور غیر مستقیم فرهنگ غربی در تلویزیون و سریال ها توسط نویسنده ها و کارگردان ها ترویج میشه .

168:

از وقتی که فرار از زندان و لاست و 24 رو دیدم دیگه حتی تحمل یک دقیقه این جور سریالها رو ندارم. واقعا این سریالها چه هدفی رو رو دنبال میکنند بالا بردن سطح فرهنگ درجامعه، اصلاح رفتار مردم و یا هدفشون فقط سرگرم کردن مردمه که به نظر من تو سرگرم کردن مردم هم هیچ وقت موفق نیستند.من امروز چند دقیقه از این سریال رو دیدم داشت حالم بهم میخورد. مخصوصا دیالوگهاشون بازیگراش هم که اصلا بلد نیستن بازی کنن فقط جلوی دوربین مثه آدم آهنی وای میسن هیچ حسی ندارن.

169:


170:

بابا به جان همون اواتورت اون دو تا محرم بودند
همون کلمات عربی رو خونده بودند و صیغه شده بودند
پدر و مادر هر دوشون هم خبر داشتند

کجاش نامشروعه؟؟؟؟

171:

اي بابا حتما تا آخر داستان ميخوان كشش بدن ولي يك وقتي قسمت آينده رو نشون داد ، عروسي كرده بودن و تو ماشين عروس بودن ...

172:

یه نکته ای در مورد این سریال !
اینا بیش از اندازه تو تیکه اخر فیلم که می خوان گوشه هایی از قسمت بعد رو نمایش بدن داستان رو spoil می کنن. بیشتر از نصف ماجرای قسمت بعد رو دقیق می فهمی !

173:


174:

به نظر من هم وقتی صیغه محرمیت خونده بشه یعنی زن و شوهر

ما ایرانی ها فکر میکنیم حتما باید بعد از یک سال عروس را با ماشین عروس ببرن خونه اقا داماد تا تازه بشن زن و شوهر

اکرم و امیر حافظ هم زن و شوهر بودن .

رابطه نامشروع که خیلی از دوستان میگن کجای این رابطه است ؟

در ضمن بد اموزی این داستان هم کجاست ؟

175:


176:

بد آموزیش تو اینه که زنشو بهش نمی دهند بره.

177:


178:

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
الیوم رابطه آنها بای نحو کان مشروع بوده است!

1.در دروازه رو میشه گل گرفت ولی در دهن مردم رو نه!
2.مادرشوهر همان NEMESIS است.
3. موهای مصنوعی امین تارخ خیلی خوب است.

179:


180:

آره اونجور که من فهمیدم میخوان یه عروسی الکی بگیرن و بعدش از هم جدا بشن که مردم بفهمن بچه از کجا بوده و شناسنامه اکرم سفید نباشه.

راستی این که یه تیکه هایی از قسمت بعد رو نشون میدن از سریال های کره ای یاد گرفتنا.
یه سوتی فجیع هم داره این سریال.
اینکه اون خودروی زانتیای اسماعیل خان 2 تا زانتیاست که هربار با یکیش فیلم میگیرن.
یکیش صندلی های جلوش پشت سری نداره و ایران 55 هست اون یکی پشت سری داره و ایران 44.
پریشب در عرض 2 ثانیه این دو تا رو با هم عوض کردن اینقدر اینا خرن.

181:


182:

از همه بدتر می دونید چیه.این تزریق انسولین اسماعیل خان هست.
نکردن با یه پزشک یا فرد مبتلا به دیابت مشورت کنند.
محل تزریقش که اشتباهه.تازه الکل هم می زنه.
هی ام اصرار دارن .تزریق انسولین این بابا رو نشون بدن.

183:


184:

این اسماعیل مشکوکه
یهو دید معتاد بوده

185:

اون صحنه ی دعوای بزرگ و اقدس خیلی جالب بود و خوب بود.
مخصوصا وقتی بزرگ گفت:"بفهم آدم!!!! آدم بفهم!!!!!"
تو این صحنه امین تارخ خیلی خوب بازی کرد.

186:


187:

صيغه فقط يه چيز مسخره و من درآوردي هستش...
شما هم كه ميگي "صيغه يعني زن وشوهر"برو تو توضيح المسائل بخون كه صيغه چقدر فرق ميكنه با ازدواج!
فقط يه سري چيزا رو محرم ميكنه.كو خبري از حق و حقوق؟
حق و حقوق هم هست كه دو نفرو همسر اعلام ميكنه نه اينكه ...

188:

از سریال جومونگ دارن تقلید می کنن.

اولین سریالی که صحنه هایی از قسمت بعد رو نشون میداد تو ایران همون جومونگ بود اگر درست خاطرم

باشه.

189:

نه اون يكي "يانگوم" هم بود!

190:

از کجا معلوم ملیجه همون که از بچه ها آزمایش ژنتیک گرفته راست گفته که ژناشون مثل همه و نمیشه ازدواج کنن؟

مگه نه اینکه ملیحه با اسماعیل قبلا سروسرری داشته .

چرا نرفتن جایه دیگه آزمایش بدن قضیه به این مهمی .

شاید ملیحه داره به دروغ زندگی بچه اسماعیل رو خراب میکنه

191:


192:

دقیقا منم فکر میکنم که ملیحه داره دروغ میگه.

193:

بسی لذت بردیم از بازی امشب امین تارخ.

عروس قشنگم - مشنگم - پشنگم ...
بعد 1 ماه میگیم مشکل خونی پونی داشتن با هم.

194:


195:

این فیلم های ایرانی رو دیگه اینقدر هم پیچیدش نمی کنن.
===
فرهنگ سازی جدید : برای عروسی از آهنگ ها و موسیقی های کلاسیک استفاده شود !

196:

ادامه :
از عروس کشانی نیز پرهیز کنید

از بوق زدن و مردم آزاری نیز

از آزایش و لباس های آنچنانی هم!

197:

امين تارخ واقعا استاده...
هيچ كسي بهتر از اون نميتونست اين نقش رو با اين سنگيني و اصالت بازي كنه!
آنچه خواهيدش كه قسمت بعدو لو داد!اكرم خودكشي ميكنه!
ديديد اين انسي مثل بختك تو خونه اكرم و امير حافظ چتر انداخته بود كه بهشون بگه همه چيز سرجاشه و بايد طلاق بگيرن بعد 1ماه!؟

198:

wow !!!
با اینکه از امین تارخ خیلی بدم میاد ولی چه بازی ای کرد تو حیاط مامان لطیفه !
کلا اون 10 دقیقه اول فراتر از سریالامون بود !

199:


200:

فراتر از سریالامون نبود.
بلکه چند سال پیش حقیقتا سریالامون در همین حد بود.
الان اینقدر سطح کیفیتشون پایین اومده که وقتی یه تیکه با کیفیت می بینیم فکر میکنیم خیلی خوبه.
در حقیقت باید اینطوری باشه...

201:


202:

سلام.دوستان يك خلاصه از داستان اين قسمت ميگيد.من نديدم.مرسي

203:

خلاصه اش اينه كه تارخ گفت اكرم و امير ازداوج ميكنن تا شناسنامه اكرم سفيد نباشه و مردم حرف درنيارن و بعد 1ماه طلاق ميگرن!،وبه اسماعيل هم گفت كه بايد بره مجوز سقط بچه رو بگيره....و ديگه اينكه تارخ به عمراني(اسماعيل)گفت كه بعد از اين قضيه ديگه همه چيز بين ما تمام ميشه.
از اون ور امير حافظ هم به اكرم گفت كه طلاقت نميدم...
همين!

204:


205:

یکی نیست بشریت رو از دست این انسی راحت کنه

اون خانم دکتر هم نقش پررنگ تری تو فیلم خواهد داشت چون بازیگرش از اونایی نیست که نقش چند دقیقه ای بازی کنه

یه جایی تو قسمتای قبل اکرم گفت که من دیگه به استفراغ و خون دماغ شدن عادت کردم

خون دماغو دیگه برا چی گفت ؟؟

206:


207:

چی شد این اسماعیل به این سرعت نظرش درباره ی مسئله به این مهمی عوض شد؟
فقط بخاطر چندتا جَفنگ که زنش بهش گفت؟!!
یعنی اینقدر دهن بینه؟

208:


209:

سلام..

من اين فيلم رو كلا دو قسمت ديدم از ديد من فيلم خوبيه...

فيلم نامه اين فيلم خيلي قويه ؛ و نقطه قوته اين فيلمه..


فيلم نامش براي حميد نعت اله ِ كه بوتيك و بي پول رو كار گرداني كرده..


رو خوب جايي نعمت اله دست گذاشته ؛ آموزش قبل از ازدواج كه هنوز خيلي از پسر و دخترا بلد نيستن..

اميدوارم تهش فقط خوب تموم شه ! ..

210:


211:

نه...این سعیدشونه !
سعید نعمت اله ...
نمیدونم حالا چه نسبتی با هم دارن...

212:


213:

هرچي بزرگ رو زنش تسلط داره برعكس اين اسماعيل توسري خوره و بله گو!!!
من نميگم حرف حرف مرد اما يك تفاهمي بايد باشه نه اينجور
اين انسي هم يكم وجدان نداره حالا فكر كنه دختر خودش بود آيا حاضر بود بدبختش كنه و بيوه بشه؟!

214:


215:

البته همون جوري كه دوستمون گفتند "سعيد نعمت الله"
و ازكاراشون هم "زير هشت"و "رستگاران" بوده!

216:

یه سکانس دیگه هم امین تارخ بازی کرده هیچ وقت یادم نمیره
توی فیلم سفر سبز همونجا که میره پشت بوم بیمارستان برا دختر مسیحیه دعا می کنه

217:


218:

آخ جون سوتی گرفتم
دختره وقتی از آرایشگاه رفت بیرون دسته گله دستش بود در حالی که داماد باید دست گل رو با خودش ببره در ه آرایشگاه.
(البته من خودم به این مسائل آشنا نیستم تو یه فیلم دیگه این مسئله رو دیدم)

219:

قسمت امشب ديالوگ و بازي تازخ خيلي خوب در اومده بود در عوض قسمت آرايشگاه و ماشين با اون آهنگ هاي ضايع اش كلا باعث مسخرگي فيلم شده بود آخه كي رو ديدي خواجه اميري يا كلاسيك بذاره توي ماشين و آرايشگاه

220:


221:

یکی می تونه یه عکس از همون دختره که حاملست بده؟!
اسمش چیه؟
انقدر پوشوندنش ادم نمی تونه ببینتش: دی

222:

سریال تا حالا ریتم خوبی داشته... موضوعش هم تک بوده!
بازی بازیگرا بخصوص تارخ هم که عالیه...میمونه آخر سریال که کاش ماستبندی نشه...!

این احتمال که بعضی دوستان میگن که آزمایشگاه مشکوک میزنه هم همچین بیراه نیستا... یادتونه داشتن تاریخ عقد اینارو معلوم میکردن، انسی ابرو انداخت که اسماعیل نقل نخوره؟...اون موقع هنوز نمیدونستن اینا چه مشکلاتی دارن..

223:

دهن بین که شاید نشه گفت ، اما به حرفاش پایبند نیست.من تا حالا خوب داستان رو دنبال نکردم ، اما در مورد ازدواج خودش،مثل اینکه اول با یکی دیگه نامزد بوده و بعد سراغ " انسی" میره.

224:

مهمترین مشکل شاید حاملگی دختر نباشه ، مسئله ایی که بارها بهش اشاره شده توی سریال : حرف مردم ! و واقعاً اشاره درستیه .

225:


226:

انسي كه كلا قاطيه ولي واسه اين ابرو انداخت كه اسماعيل انسولينيه واسش ضرر داره!
راستي كسي ايده اي داره كه رفتارهاي مشكوك اسماعيل(موبايلش) واسه چيه؟؟؟؟؟!

227:


228:

ایول . واقعا داره قشنگ پیش میره این سریال و آقای تاریخ بار دیگر ثابت کرد که بازیگره قابلی هستش . راستی با اون مدلِ موش (که برای خودشم نیست) خیلی خوش قیافه شده

229:

عروس قشنگم - مشنگم - پشنگم ...
بعد 1 ماه میگیم مشکل خونی پونی داشتن با هم.
خیلی باحال بود!

حالا کاری ندارم که چه خریتهایی مرتکب شدن همه اهل این دوخانواده وکار به اینجاها کشیده .ولی بیشتر از همه به دختره فشار روحی میاد خدایی..! واقعا بهش حق دادم خودکشی کنه. به قول یکی از بچه ها این مشکل منع آموزش پیشگیری از بارداری به طور واضح ومشخص برای همه یک نکته مورد اشاره این سریاله.تو دبیرستان که قربونش برم زیر صفره...
تو دانشگاهم که یه 1 واحدی بدرد نخور ارائه میدن که تالیفش مال زمان ناصرالدین شاهه...!
تو اینترنتم که تا یه سایتی میاد درست حسابی آموزش بده f یلتر رو شاخشه ... (نتیجه :باید از مامان بزرگمون یاد بگیریم یا کلا سرمونو بذاریم بمیریم دور از جون )

230:


231:

یک سوال:
اینا که مشکل ژنتیکی داشتن چطوره برگه ازمایشو دادن به عاقد که عقدشون کنه؟؟؟؟؟؟؟/

232:

چرا دیگه...همون شب عروسی عاقد اوردن تا رسمی باشی..

233:

نه دیگه اینا قبل عروسی دست به این عمل زدن وعقد نبودن و عین دوتا هالیوودی عمل کردن

234:

پسره کار اشتباهی نکرده ! صیغه محرمیت که جاری شده بود . پدر دختر هم که راضی بودش فقط این دوتا بیتجربگی کردن موارد پیشگیری رو رعایت نکردن تا قبل از ازدواج همچین اتفاقی نیفته .
عقل هم چیزه خوبیه

235:

البته هالیوودی های مسلمانانصافا بی صیغه این کارا می کردن باز میگفتم پسره داشته مورد از دستش در می رفته.اما اینا که قرار بوده ازدواج کنن دیگه چرا

236:

اين فيلم داره مي گه قبل ازدواج برين آزمايش بدين..

در كل بد نيست داره فرهنگ سازي مي كنه ولي يه جايي مشكل داره آونم اين كه اين روزا كسي اصلا

ازدواج نمي كنه.. !!

237:


238:

کهنه نشد بحث حاملگی این دختر ؟! Stop it ,please

239:

بابا این فیلم ها چی نشون بچه ها میدن.
دیگه دارن بارداری قبل از مراسم رو آموزش میدن !!!!!!

240:

وای خدا اون دادی که بزرگ توی ماشین سر اکرم زد رو اگه سر من میزد همونجا سکته می کردم چه برسه به اکرم بدبخت
خیلی طبیعی بازی می کنه این امین تارخ مخصوصا وقتی داد میزنه اون موهاش بالا پایین میشه بعد خیلی جالب میشه.مثلا این شیر های پشمالو میشه
خب وقتی از بابای دختره تا عشرت خانوم در مورد حاملگیش حرف می زنن می خوای ما حرف نزنیم؟!

241:


242:

شنیده بودم یک زن میتونه یک ایل را به هم بزنه اما باورم نمی شد .

ماشالله چه انرژی دارن این زن ها

متاسفانه نمیدونم چرا این فیلم های ایرانی قرص خوردن را توی همه فیلم هاشون دارن .
بابا یکی نیست به این احمق ها بگه چرا این همه توی فیلم ها تا طقی به طوقی میخوره میرن قرص می خورن و قصد خودکشی دارن .

در کل من با قصد و نیت انسی کاملا موافقم . به خاطر این که اکرم و امیر حافظ الان داغ هستند بعد از 1 سال که همه چیز عادی شد تازه هوای بچه به سرشون می زنه .

وقتی 2 نفر میتونند بچه دار بشن و از این نعمت که خدا بهشون میده بهره مند بشند چرا نباید استفاده کنند .

همه اینا میدونند که بچه هست که عشق زن و شوهر را به یکدیگر 100 چندان میکنه ( البته ما که هنوز زن نگرفتیم اینا را تجربه کنیم . ولی شنیده ها حاکی از این موضوع هستش )

243:

ولی ما شنیدیم بچه که میاد عشق زن و شوهر به هم دیگه کمرنگ میشه و عشق بچه جاشو میگیره

244:

اینکه از یه کاراکتر تنفر پیدا میکنیم نشون دهنده اینکه طرف خیلی خوب داره نقش منفی خودش رو بازی میکنه
ولی نیت انسی همچین خیر هم نیستش و از توی حرفاش میشه فهمید بیشتر به فکر خودشه تا اکرم و امیر ...

245:

بنظر منم حرف انسی درسته اما مشکل اینجاست که مگه فقط این زنه نوه میخواد ؟مگه فقط این زنه به فکره بچشه؟
اصل کاری دختر و پسره هستن وقتی میگن ما مشکلی نداریم یعنی دیگه بقیه نباید تو کارشون فضولی کنن
من که از این دلسوزی های نابجا واقعا متنفرم

246:


247:

مطمئن باش عشقی که پدر و مادر نسبت به فرزندانشون دارن 1000000 بار برتر از عشق زن و شوهر به همدیگه هست. به خاطر همین عشق به فرزند عشق زن و شوهر را هم خواه ناخواه افزایش میده .

حالم کلا از پسرو دختر هایی که قصد فداکاری دارن بهم میخوره . بهتره یکم ادم با واقعیت ها زندگی کنه .

البته کاری به قضیه اکرم و امیر حافظ ندارم چون مورد اینها اورژانسی هست و موجب بدبخت شدن اکرم می شه .

248:

امین تارخ رو هروقت اینجوری گریم میکنن عالی بازی می کنه! انگار این موها خیلی رو بازیش تاثیر داره!
اولی اغما بود الانم جراحت.
خیلی قشنگ بازی می کنه! جذبه داره واقعا!

249:

بچه هاي فروم وقت و انرژيشونو مفت بدست نياوردن كه بخوان بحث كنن و پست بدن . بعد شما در نهايت بي ادبي بيايد

اين پستها رو پاك كنيد . گزارش تخلف رد شد .
تا جایی که من میدونم دوستان همکار انجمن توانایی پاک کردن پست ها رو ندارن... (درسته؟) ولی در اینکه این کار درست نبوده، من هم موافقم...
به نظر من مقصر اصلی خوده بزرگه که چشمشو بست رو نامزدی دخترعمو پسرعمو... اگه همون موقع واسه‏ی آزمایش اقدام میکردن، اینطوری نمیشد... هر پدرمادری نوه میخواد به خصوص از فرزند پسر... این یه واقعیته... ولی انسی هم خیلی تند میره!!
درکل یه حسی بهم میگه که پای زن دوم هم واسه نوه! به زور انسی به زندگی امیرحافظ باز بشه!!

250:


251:

خوب ما که خارج نرفتیم ببینیم اونجا چه خبره . ولی من کلا حرفم اینکه که به قول شما ایرانی جماعت واقعا فرزندش را می پرسته .

حتی اگه پسر و دختر ناخلف بار اومده باشن باز هم پدر و مادر جونشون براشون در میاد .

مگه نمی بینید پسر و دختر 50 ساله هم میشن واسه پدر و مادر همون بچه کوچولوی 2 ساله هستند .

به نظر شما چند درصد توی ایران مثل امیر حافظ و اکرم حاضر هستند به پای همدیگه بسوزن .

حالا شاید چند درصد دختر مثل اکرم پیدا بشه

اما

حداقل توی مردهای ایرانی 1 درصد هم مثل امیرحافظ پیدا نمیشه .
عزيزم اساس عشق فداكارييه...و همينه كه اونو متمايز ميكنه!
فداکاری با حماقت تفاوتش از زمین تا اسمونه

درسته امیر حافظ داره واسه اکرم فداکاری می کنه .

اما

اگه اکرم حامله نبود و هنوز دختر بود اگه امیر حافظ و اکرم باز هم قصد داشتند با هم زندگی کنن این میشد حماقت .

من توی پست های قبلی هم گفتم مورد امیر حافظ و اکرم اورژانسی هست . و امیر حافظ باید فداکاری کنه .

252:


253:

یعنی ملت عاشق تی بگ شدن پس بد بازی می کنه؟؟

این آنچه خواهید دید هاشون که همه چیو لو میده!!!!!!!!!!!

خدایی امین تارخ عجب دادی زد اونجاشم که به اسماعیل گفت مرتیکه بیا زنتو جمع کن باحال بود

254:

ما رو ياد ليلا انداختيدحاجي!


255:

لیلای داریوش مهرجویی رو میگی؟! یادش بخیر!
خدا رحمت کنه جمیله شیخی رو! انسی الان جا پای اون گذاشته!!

256:

هر دوقسمت بحثتونو تاييد ميكنم!اما شما فرموده بوديد :حالم از پسر دخترايي كه واسه هم فداكاري ميكنن حالتون بهم ميخوره!
اما يه بحث ديگه كه فرموديد ما كه خارج نرفتيم....البته منظور اصلي من اصلا بي احترامي به تفكرات و عقايد اصيل ايراني نيست...اما شما هم قبول بفرماييد كه هر آداب غلطي نبايد به واسطه ي اينكه جزو فرهنگه بهش مارك تاييد زد!
البته نظر شخصيه منه كه هدف ازدواج چيزي والاتر از بقاي نسله،كما كه حيوانات هم براي بقاي نسل و ...(ميترسم پاك كنن) جفت گيري ميكنن

257:


258:

بچه ها من اونجایی که زنه توی اینه تصویرش اومد جلو انسی را درست متوجه نشدم .

اون همون زنی بود که اسماعیل اونا میخواست اما بعد که عاشق انسی شد با انسی ازدواج کرد ؟

259:

بله ايشون زهره خانم بودن
كابوس انسي خانم!
درحقيقت همون جوري كه فيلم نشون ميده انسي هروقت تو زندگيش به مشكلي برميخوره (به قول اسماعيل حتي از يه جريمه ساده گرفته تا جوش صورتش)فكر ميكنه اين نتيجه نفرين زهره(دختري كه قرار بوده با اسي(اسماعيل)ازدواج كنه) هست!
پرانتز تو پرانتزو حال كردين؟؟

260:


261:

اين انسي ديگه داره شورشو درمياره!! همه حرمت ها و احترام ها رو داره از بين ميبره.پسرش ديگه اندازه چنار شده اما باهاش مثل بچه هاي 3 ساله رفتار ميكنه!
اونجاش خيلي جالب بود كه به بزرگ گفت تو!! بزرگ گفت حالا ديگه ما شديم تو!!؟
ا
ين قسمتم يكم آموزش دفاع شخصي ميداد.اميرحافظ ميگفت:عمو شما خودت گفتي بكشش كتار و با سر برو تو سينش

262:


263:

مثال هایی که از قدیم می زنند و ربطش می دن به حرفی که می خوان بزنن واقعا جالبه .

همش با هم جور در میاد .

مثلا امیر حافظ میگفت کلاس اول که بودم شما پشتم بودید . منظورش این بود که الان هم پشتم باش

یا اسماعیل توی ماشین قصد داشت به بزرگ بگه اکرم حامله است کلی مقدمه چینی کرد و از قدیما حرف زد .

264:

نگفت حالا دیگه ما شدیم تو
گفت چه زود ما شدیم تو

265:

اين پسره امير حافظ خيلي شله...

هم تو بازي هم تو غيرت..

فقط جاهاي ديگه خودي نشون ميده...!

266:


267:

خودتون پستهاتون رو بخونید . جدیداً یه نکته از یک سریال میگیرین و دیگه همون جا درجا میزنین . بله بحث حاملگی اوشون هست اما یه کم پستهاتون رو بخونین الان ایشالا تا نقش مثبت و منفی بچه ( بچه محبت رو +-100000000000000 برابر میکنه ! آخه این نی نی که داره فعلاً به فنا میره ، کلا تاپیک شده متفرقه ! رنگ سیسمونی یا سنگ قبر این جوجوئه رو هم انتخاب کنید حله دیگه این میون خیلی از مباحث مهم دیگه سریال موند :
رابطه بین دو برادر و اینکه شخصیت پدر پسره با وجود همه کارهایی که بزرگ براش کرده بود تغییر کرده بود و چرا اینطور شد ؟
چرا این مادربزرگ در نهایت کاری نتونست پیش ببره ؟
اصلا در کل چقدر این دختر و پسر برای موندن با هم دارن درست تصمیم میگیرن ؟
کار جالبی که صدا و سیما انجام داده و برای اولین بار خوونواده های سنتی و محجبه هم دچار اینطور مشکلات میشن .
مشکل زندگی ما ایرانیها که برای بستن دهن مردم حاضر میشیم حتی یک عروسی تقلبی بگیریم !

جنابی که گفته بودین بچه هایی فروم انرژی میذارن پست میدن من درنهایت بی ادبی پاک میکنم ، این دو نمونه از پستها که پاک شد ( خلاصه کردم ) :

- جووون شما بعد از 4 سال نون بیار کباب ببر بازی میکردین ؟
- جووون : بله البته به جای نون و کباب ... !


268:


269:

من زیاد از این فیلم خوشم نمیاد.اما چیزی که برام جالبه و مربوط به رشته ی منه اینه که تو هیچ جایی از کشور قبل ازدواج آزمایش بارداری نمیگیرن ولی تا جایی که من متوجه شذم اینا گرفتن.این نشان از ضعف نویسندگی این فیلم داره.
قبل ازدواج فقط آزمایش خون و اعتیاد میگیرن و در صورت مشکوک بودن به تالاسمی هم مراحل بعدی.....

270:


271:

انصافا در قسمت 27و28 تیر ماه تارخ خیلی قشنگ بازی کرد
یکی اونجا که گفت بفهم ادم بفهم به زنش یکیم اول قسمت بعد این

272:


273:

نقش امیر حافظ را باید توی این سریال شاهرخ استخری بازی می کرد

امیر حافظ کلا به درد این نقش نمی خوره . خیلی خشک و مصنوعی بازی می کنه .

شاهرخ استخری خیلی خوب از عهده این نقش بر میومد .

274:

میگم اون خانم دکتره مشکوک نمیزنه اولش گفت دختره بارداره بعد که دید دوباره دارن ازدواج میکنن گفت مشکل ژنتیکی دارن شاید آدم زهره باشه.
البته من چند قسمتیو ندیدم

275:

فکر نکنم ها...مگه نگفتن مجوز سقط صادر شده، پس حتما اون آزمایشا و نتایجشون چک شدن دیگه..اون خانوم سهرابی(بلوکات) یه سر و سری با اسماعیل داره مثینکه

نقش امیر حافظ را باید توی این سریال شاهرخ استخری بازی می کرد

امیر حافظ کلا به درد این نقش نمی خوره . خیلی خشک و مصنوعی بازی می کنه .

شاهرخ استخری خیلی خوب از عهده این نقش بر میومد .
اگه امیرحافظو یه هنرپیشه مطرح بازی میکرد نگاه بیننده بیشتر به سمت دو زوج میرفت درحالیکه اصل ماجرا رابطه بین دو داداشه...همینجوریش ملت فقط راجع به این دوتا فکر میکنن...!

این انسی واقعا دلش برای امیرحافظ میسوزه؟ نقشش زیادی سیاه نشده؟ فقیه نصیری بهتره این روزا از خونه نیاد بیرون!

276:


277:


اگه استخري بازي مي كرد.. استخري زده مي شديم..!

278:

درسته !

این انسی واقعا دلش برای امیرحافظ میسوزه؟ نقشش زیادی سیاه نشده؟ فقیه نصیری بهتره این روزا از خونه نیاد بیرون!
خیلی قشنگ بازی می کنه . مخصوصا وقتی عصبانی میشه و داد می زنه و گریه می کنه .

279:

كلا شاهرخ استخري هم بازي نميكنه . تنها حركات و رفتارهايي كه در زندگي روزانش داره رو به نمايش ميگذاره ! يه بازي كليشه اي و سطحي ! نقششو بيشتر از اين كه بازي كنه زندگي ميكنه ! توي سه تا سريالي هم كه تا حالا بازي كرده كاملا مشهوده !

280:


281:

كاملآ تاييد ميشه! خيلي كليشه اي بازي ميكنه.همش يجوره!
من كه ديگه اگه تو هر سريالي ببينمش كلآ tv رو خاموش ميكنم.صداشم خيلي يكنواخته و اصلآ فن بيان نداره

282:


283:

دوستان من این سریال رو دنبال نمیکنم ولی یه بازیگری توش هست که خیلی از قیافه و حالتش خوشم اومده ! پدر داماد هست و سیبیل داره ! این قبلآ توی چه فیلم یا سریالی بازی کرده ؟!

284:

علی عمرانی بازیگر قدیمی ای هستش... تا جایی که من یادمه تو بیشتر سریال هایی که بازی کرده به عنوان بازیگر مهمان بوده... باهات موافقم... بازیگر خوبیه... راستی با محمد عمرانی (کامیار) نسبتی داره؟ (برادرن؟)

285:


286:

هاها! @و@ نه بابا یارو معلوم نیست از کجا پیدا کردن....کلا استخری نقش آدمای شکست خورده رو بازی میکنه که کلا با این امیر حافظه در تناقض شدید هست!

287:

قبلنا کاراش نسبت مستقیم با ساخته های سید وحید حسینی داشت ( اسمشو درست گفتم ؟ همین نیمکت و...)

288:


289:

این مادر امیر حافظ خیلی تقصه یه کتکی باید از شوهرش بخوره که میخوره

290:

قراره امشب چسبیده بشه به سینه دیفار!!

291:

همون علی عمرانیه
تو به کجا چنین شتابان هم بود که کشتنش

292:


293:

سلام

کسی عملکرد کاراکترها توی این سریال را فهمید؟

توی این قسمت مادر بزرگ و اسماعیل از عملکرد بزرگ که سوئیچ به پسره داد انتقاد کرد.
چرا از انجام کار درست می ترسه؟ نگران از بین رفتن رابطه 2 برادر هست؟ با این کار که باید فاتحه زندگی 2 جوان را خوند چون انسی کوتاه بیا نیست.
مادر بزرگه تنها راه حلش ادامه دادن همین وضع هست تا فرجی بشه. راه کار نداره

بزرگ چرا از انجام کار درست می ترسه؟
اون جایی که مادرش گفت اون خونه نماز داره و از من اجازه نگرفتی. به شخصه اگر من بودم می رفتم یه خونه رهن می کردم می دادم دست دخترم و شوهرش

اکرم: این دختر لال به دنیا اومده

اسماعیل:
این چرا زن خودش رو کنترل نمی کنه؟ مگه نظرش این نبود که نباید طلاق بگیرند؟

اصلا تو این فیلم چه خبره؟

294:


295:

اه اخرشم نچسبوندش سینه دیوار اونقدر وحشی بازی در اورد که مرده ترسید

296:


297:

آره محمد عمرانی برادر بزرگش هست. کلا علی عمرانی و اتنه فقیه نصیری و امین تارخ خیلی خوب دارن بازی می کنن از سطح این سریال بالاترن !! فقط سکانس هایی که اینا روبه روی هم بازی می کنن رو با سکانس هایی که این بازیگر جوون ها جلوی هم بازی می کنن رو مقایسه کنین راحت متوجه میشید.

پ . ن : عجب باحال زد دختره رو تو ماشین ! به خاطر یه دلیل کوچیک اینجوری آخه عروس 1 روزه رو میزنن ؟! بد آموزی داشت.

298:


299:

اين آتنه فقيه نصيري چقدر خوب بازي ميكنه.بهخ اين ميگن ميميك صورت و فن بيان! اونجا ديديد تو حياط خونه ي پامنار چه قشنگ بازي كرد.چقدر حرص خورد اونجا.
اما 1 نكته راجب خانوم مهوش صبر كن(اقدس) ايشون انقدر تو نقش هاي منفي بازي كردن(بهترينش پس از باران) كه وقتي تو اين فيلم ژست ناراحتي ميگيره آدم خيال ميكنه مي خواد يه دسيسه اي يه بالايي سر يه نفر بياره بنده خدا ديگه مهربوني يادش رفته.

300:


301:

یاده کاریماما بخیر!!!

302:


303:

تا اونجایی که من دیدم تو صورتش زد ولی نمیدونم چرا از دماغش خون اومد !! ولی حرکت خیلی زشتی بود ...

304:


305:

اره واقعا. این بیشعور برای چی دختر مردمو میزنه. کرکر خندش دلیلی بود که اورد

306:


307:

منم نمی دونم کسی سیلی بخوره از گوشش خون میاد یا از دماغش

308:


309:

این اکرمه انگار یه مریضیه دیگه هم داره...میگفت من به خون دماغ عادت دارم...

دقت کردین طرف بزرگ اینا همه شوهرپرست(اقدس و اکرم و افسر)... اینطرف همه ز.ذ (امیرحافظ و باباش!)

از امیرحافظ چه انتظاری دارین مامانش اونطوریه این که فرشته نمیشه!

310:

چون ز.ذ بود زد تو صورت زنش دماغش خون اومد؟!

311:

پس بچهه اکرم کی سقط میشه

البته اینقدر افتاد اینور اونور

فکر کنم سقط شد بیچاره

312:

خوب میدونی پستت پاک میشه برای چی پست میدی؟!
دوست عزیز! من پاک شدن پست کاربرا رو ابدا تائید نمی کنم... در جایگاهی هم نیستم که بیام راجع به درست یا غلط بودن حرفای جناب همکار نظر بدم...
اما به عنوان کسی که از موقع عضویتم تو پی سی بیشتر از هر انجمنی به انجمن تلویزیون علاقه داشتم و انرژیم رو واسش گذاشتم، میخوام بگم که عملکرد خیلی از ماها تو امر پست دادن غلطه!
خداییش وقتی Rebecca میاد میگه انجمن تی وی شده انجمن متفرقه، نمیشه منکرش شد! الان مثال بارزش تاپیک نون و ریحونه! یکی از دوستان رفته پست اشتباهی رو تو تاپیک داده (باید تو تاپیک در مسیر زاینده رود میدادش) دوستان، سریال رو رسما ول کردن و راجع به پست اشتباه اختلات می کنن!!
آیا واقعا سطح تاپیک های این انجمن فقط در پراکنده حرف زدنه؟ یا تو سوتی گرفتنه؟ و یا در قضاوت کردن روی سریال پیش از پخش شدن سریاله؟! یا مدام مانور دادن روی بحثاییه که میشه با دکمه تشکر ادامه پیدا کردنش که بیمورده جلوگیری کرد؟!
واقعا سریال میبینیم که بیایم...
من نمیگم بیایم محفل نقد درست کنیم و بنده بشم فراستی (زبونم لال!) و شما بشی جیرانی!
من میگم اگه قراره پست بدیم، چه خوبه هم سوتی بگیریم، هم راجع به فیلمنامه و ضرب آهنگش تو هر قسمت صحبت کنیم، نحوه بازی بازیگرها تو هر قسمت نقد کنیم، پیشبینی داستان و...! بعضی ها حتی نمیان تو حین سریال دیدن دو تا دیالوگ حرفه ای رو شکار کنن و تو تاپیک مطرح کنن!
به نظر من متاسفانه بعضی موقع ها بحث تو تاپیک ها به قدر لوس و بی مزه میشه که آدم از خودش خجالت میکشه که مثلا تو فلان تاپیک پست داده!! واسه من به شخصه در پایان تاپیک فاصله ها همین حس ایجاد شد!
پرحرفی کردم و چشاتونو خسته.... شرمنده...
یاعلی

313:


314:

شاید دماغش به شیشه ماشین خورد ! یا حداقل منظور کارگردان این بود که به دلیل جلوه های ویژه خفن متوجه نشدیم !
البته اگه کلش رو از پشت می گرفت و صورتش رو می کوبید تو شیشه صحنه جذاب تر میشد !! یه سنت شکنی دیگه در تاریخ سینما تلویزیون ایران !
برای اولین بار تو سریال های تلویزیون اون بد و بیراه هایی که 2 تا جوون موقع دعوا به هم می گن به واقعیت نزدیک بود منظورم دعوای تو ماشین بود البته کتک زدن رو فاکتور بگیرین !

315:


316:

شما چقدر خشنید...مگه گاد فادر میبینیم..
یک سوال میدونم اینجا جاش نیست..
از اول ماه رمضون هر روز ساعت 10:15 سریال خانه بدوش رو پخ می کردند اما امروز یکباره سریال پزشک دهکده را بجاش پخش کردن کسی میدونه علت چیه؟..

317:


318:

..باشه حالا شما ما رو نزن!

نقد میکنیم!

این مادربزرگه همیشه نوشدارو بعد از مرگه ها... موقع عمل هیچی نمیگه وقتی تابلو شد میگه باید فلان میکردید و چنان!...یه ذره هم سر وقت نصیحت کنه ببینیم بلده؟

اقدس خانوم اینجا خیلی بد بازی میکنه فقط تو این قسمت یه خودی نشون داد... بوتاکس زده اینور اونورشو که قیافش در همه شرایط داره میخنده؟

امیر اکرم تو این مدت که به سن قانونی رسیدن چیکار میکردن پس؟... دانشگاه که نرفتن، پسره هم که حتی وردست باباش هم کار نمیکنه..؟!


دوستانی که نگران جریان سریالند یه سر به تلتکس شبکه 3 بزنن... البته حدیث اول سریال هم یه دیدی به آدم میده: خدا را شناختم به سست شدن اراده و گشودن گره ها

درضمن هنوز کلی ماجرا هستند که نصفه نیمه بیان شدند...اینجا نخاستن که همه چیه سریال موازی پیش بره مثه خیلی از سریالای الان.. یه چیزایی کاملا ناگفته مونده که شاید بعدا میخان روش مانور بدن
ولی ریتم سریال به نظر من همچنان خوبه!

319:


320:

دیشب زیرنویس کرد 16:30 دلیلش رو هم نمی دونم

321:


322:

دلیلش اینه که وقت اذان هی داره به ساعت 8 نزدیک میشه و اینا هم باید برنامه هاشون رو بکشند جلو.

323:


324:

از حاضر جوابی این امیرحافظ خوشم اومد! اونجا که راننده گفت، این یارو اسم داره و امرحافظ هم گفت حسین آقا! هوشنگ خان!!

325:


326:

کلا متن نعمت الله خیلی جذابه مخصوصا مونولوگ (تک گویی طولانی) که بعضی اوقات تو کاراکترها گنجانده شده خیلی خوب در اومده ولی حیف که کارگردانی در سطح بالایی نیست

327:


328:

تا اینجا سریال خیلی خوب پیش اومده و به اعصابم نرفته ولی یه حسی می گه فقط تا اینجا بود !
از این به بعد قراره فقط بدبختی پشت سر بدبختی بریزه رو سر دوتا خانواده!

329:

به نظر من اونجا که امیر حافظ زد تو صورت اکرم یه خورده غیر منتظره بود .

یعنی یه جورایی اون صحنه خیلی جالب نبود . چون شخصیت امیر حافظ شخصیتی نبود که بتونه این کار را بکنه .

حاضر جوابی اکرم به امیر حافظ هم خیلی جالب نبود .

یعنی کلا حرکات هر دوتاشون توی این قسمت بچه گانه بود .

اکرم جلوی انسی زبونش را قورت داره بود اما جلو امیر حافظ شیر شده بود .

به نظر من که با صحنه های قبلی که از سریال گذشته بود تناسب نداشت .


-------

دیالوگ ها که واقعا عالی هستش .

مخصوصا ( شست و اتو کرد و تا کرد )

330:


331:

به نظر من داستان خوبی داره ولی کارگردانیش قوی نیست

و بازی های خوب فقیه نصیری و تارخ هم به خودشون برمیگرده

اگر کسی مثل سروس مقدم کارگردان این سریال میبود عالی بود

332:


333:

اکرم جلوی بزرگتر حرفی نمیزد وگرنه که با امیرحافظ رو در وایسی نداره و هر چی دلش بخواد میگه . اتفاقا اگر اکرم جلویِ امیر حافظم ساکت میشد خیلی ضایع بود .

334:


335:

اینو زدم تا اگه بعدنم زدم نگی چرا زدم

336:

بیشتر منظورم کارگردانی بود . نه اینکه چرا امیر حافظ زد تو صورت اکرم

337:

سلام
بچه ها به نظرتون در گیری بابا امیر حافظ با پدر شوهر اکرم بالا میگیره؟

338:

دیالوگهایی که برای امیرحافظ و اکرم نوشتن افتضاحه . این چه طرز حرف زدنه که این دو تا با هم دارن ! با اسم خره همدیگرو صدا میکنن . کلا حرف زدنشون به تیپ ظاهریشون و خوونواده ایی که توش بزرگ شدن نمیاد . به عنوان یک زن و شوهر اصلاً الگوی رفتاری درستی ندارن . نمیدونم چرا توی سریالهای ایرانی به خصوص غیر طنز همه با هم دعوا دارن . ندیدم ( خیلی کم ) سریالی که به زیبایی و ظرافت زندگی مشترک و دوست داشتن رو به تصویر بکشه و الگوی خوبی برای به خصوص ذوج های جوون باشه .

339:


340:

دوستان به نظرتون کی بود که خونه رو آتیش زد؟ من نظر خودم روی هوشی هستش.

341:


342:

دقيقا منم موافقم!
وقتي صحنه ي برخورد اسماعيل با پدرشو ديد...وقتي ديد كه اسماعيل چه جوري باباشو خار كرده كينه رو به دل گرفت و اين كارو كرد!
ولي دستهايي كه نشون داد كبريت روشن كرد به دستهايي هوشي نمي بردا

343:


344:

فکر نمیکنم هوشی باشه .

حتما بین کامیار و ملیحه یک رابطه ای وجود داره .

ملیحه و کامیار هر دو با هم میخوان از اسماعیل انتقام بگیرن .

نتیجه ازمایش هم یک نوع بازی هستش که ملیحه در اورده .

345:


346:

خود هوشی که موقع آتیش زدن نشون داد یه جای دیگه بود داشت با نمیدونم کی حرف میزد...ولی به هر حال آدم هوشی بود اون که آـیش زد....

این اسماعیل چه شاخ شده با اون قیافش !
بچه پر رو سر پیری میخواد خانوم بلوکات رو بگیره !
حقشه قسمت بعد دستگیرش کنن !

347:


348:

من توي پستهاي قبليم اشاره كرده بودم كه اسماعيل خفن مشكوك ميزنه!
ولي ديگه فكر نميكردم با مليحه رابطه اي داشته باشه!!
به نظرتون ثريا قاسمي(مامان لطيفه)تا آخر فيلم زنده ميمونه؟؟؟

349:


350:

این قسمت سکانسهای خوبی داشت:
مامان لطیفه تو خونه اسماعیل/اسماعیل و کامیار تو قنادی....

بعضی وقتا این دیالوگا که میشه مدل چالمیدونی و تهران قدیم آدم واقعا کیف میکنه! زبان فارسی اونقدرم که بعضیا میگن عقیم نیس...

چه عجب یه نصیحت به موقع از مامان لطیفه دیدیم، البته فکر کنم این آخرین نصیحتش بود!

کلا این اسماعیل از اون اوان جوانی تیریپ دون ژوانی داشته...هر نوبهار زن نو میکرده!

یه سوال:

به نظرتون انسی میدونه که اسماعیل دلش جای دیگه گیره و ملیحه رو میخاد؟

منم فکر میکنم هوشی بود که آتیش زد، حالا فردا باز تو تکرارش لباسشو چک میکنم!

351:


352:

مامان لطیفه که کلا توی ویبره هستش . احتمالا توی چند قسمت دیگه دار فانی را وداع بگه .

چون حتما این کشمکش ها قربانی خواهد داشت .

353:


354:

اکرم تو آتیش سوزی مجروح میشه؟!

355:


356:


اینا خیلی بچه ان توی فیلم هم میخواد نشون بده عقلشون بچه اس و کلامشون هم بچه گانه !

ولی سریال تازه جالب شد

357:


358:

به احتمال زیاد سوختگی پیدا میکنه.

راستی زوج های ایرانی تو چند سال اول ازدواجشون کلا dirty صحبت میکنند ولی سال به سال که میگذره بر ادبشون افزوده میشه

359:


360:

[QUOTEکرم تو آتیش سوزی مجروح میشه؟![/QUOTE]
بله اینجوری که نشون داد!
چون توی آنچه خواهید دیدش توی اتاق عملو نشون میده و اینکه اگه میمرد تارخ نمیزد تو گوش اسماعیل, میکشتش!
احساس نمیکنید بابای هوشی(اگه اشتباه نمکنم اسمش کامیاره)دچار بحران روحی شده؟؟!
نکته ی دیگه به نظرم خیلی دیگه امیر حافظو احمق داره نشون میده!یعنی نمیدونه باباش با این یارو کامیار مشکل داره ونباید از اون کمک بگیره؟؟!

361:


362:

این چند دقیقه آخر کل قسمت بعد رو نشون میدن !! چرا اسپویل میکنن ؟!!
این بلاهایی که داره سر اکرم میاد اگه بچه مشکل هم نداشت الان دیگه مشکل دار شدش ...

363:


364:

فکر کنم موقع که خونه اتیش گرفت امیر حافظ خونه نبوده .

اکرم هم احتمالا اندکی دچار سوختگی شده باشه .

کسی که خونه را اتیش زد مطمئنا هوشی نبوده .

چند روز پیش داشت سریال را تبلیغ میکرد چند تا بازیگر جدید را هم نشون داد که فعلا تا این قسمت از سریال توی سریال نبودن . یکیشون دقیقا همون لباسی را داشت که خونه را اتیش زد .

365:


366:

کارگردان واقعا در حد المپیک ناشی هستش .

نقش کامیار خیلی ضایع هستش . اونطور که داشت میرفت مغازه پیش اسماعیل من گفتم الان اسماعیل را یک سکه پول می کنه و گفتم حتما خیلی چیزها توی استینش داره . اما علاوه بر اینکه ضایع شد و کلی ریچار شنید مثل بچه ها نشست و گریه کرد .
کلا سکانس ها با همدیگه نمیخونه .

کلا کامیار را باید یه ادم باهوش و فرصت طلب نشون بدن . نقش کامیار باید نقش ادم های اب زیر کاه باشه . یعنی همه کار بکنه اما کسی ندونه چی کار می کنه .
اما همون طور که معلومه نقش ادم زیرک را بازی میکنه ولی همه جا ضایع میشه .

امیر حافظ مرد زندگی نیست . خاک بر سر اکرم با این حسن صلیقه اش

367:


368:

والا آتیش سوزی اکرم خیلی مصنوعی و از سر خریت بود البته اگه سوخته باشه به صورت آگاهانه و مصنوعی وارد آتیش شد ، آخه یکی نیست بگه دختره دیوونه چرا نرفتی از بالکن جایی داد و هوار کنی

369:


370:

میشه یه نفر قضیه اسماعیل و کامیار وملیحه رو برام تعریف کنه؟

371:

پانته آ بقایی کیه ؟

توی یه جا خوندم از قرار معلوم قراره نقش هووی انسی را بازی کنه .

372:

اسماعیل ملیحه رو میخاسته، پسر خواهر کامیار میفهمه میره به داداش ملیحه میگه اونم میترکوندش!
بعبارت دیگر: خواهرزاده کامیار شاگرد اسماعیل (محسن) که میشه داداش ملیحه رو میکشه بعد بخاطر قتل عمد قصاص میشه، کامیار هم میگه تو که میتونستی رضایت خانواده سهرابی (ملیحه و محسن مقتول و مامان اینا!) رو بگیری چرا نگرفتی و سعید (خواهرزاده کامیار) مرد؟

کارگردان واقعا در حد المپیک ناشی هستش .

نقش کامیار خیلی ضایع هستش . اونطور که داشت میرفت مغازه پیش اسماعیل من گفتم الان اسماعیل را یک سکه پول می کنه و گفتم حتما خیلی چیزها توی استینش داره . اما علاوه بر اینکه ضایع شد و کلی ریچار شنید مثل بچه ها نشست و گریه کرد .
کلا سکانس ها با همدیگه نمیخونه .

کلا کامیار را باید یه ادم باهوش و فرصت طلب نشون بدن . نقش کامیار باید نقش ادم های اب زیر کاه باشه . یعنی همه کار بکنه اما کسی ندونه چی کار می کنه .
اما همون طور که معلومه نقش ادم زیرک را بازی میکنه ولی همه جا ضایع میشه .
ولی من فکر میکنم کامیار زیاد هم بد نباشه ها! یکی بخاطر حرفایی که تو ماشین به بچه ها میزد: آدم نباید چیزی رو با چیز دیگه قاطی کنه، بعد هم که کارگردان انگار سعی کرده اینو آدم لطیفی نشون بده: با عروس و نوه هاش مهربونه، همش میره پیش خواهرش و شکلات میخره براش، تو شیرینی فروشی زد زیر گریه و ...

امیر حافظ مرد زندگی نیست . خاک بر سر اکرم با این حسن صلیقه اش
اون که آره... ولی من فکر میکردم که درسم نخونده ولی انگار مهندسه! (...: قیافه افسر مثه کتاب آمار دانشگاه میمونه، سخت و حل نشدنی!)

من از الاغ آهنی مامان لطیفه هم خوشم اومد!

373:


374:

خوبه حال این انسی خانوم گرفته میشه

در ضمن دوستان نظرتون درباره اون سکانسی که پدر امیر حافظ از خواب پاشود و دید انسی کنارش رو تخت نیست چیه؟
مثل اینکه آره ........
صدا وسیما هم داره راه میافته

375:

اوه اوه ایول بر صدا و سیما مرحبا احسنت
همش تقصیره این فارسی وانه.می ره جهنم

376:

این امیر حافظه علاوه بر اینکه مثل ماسته خیلی هم گاگوله خدا وکیلی !
بزرگ بهش میگه کامیار خیلی باهات گرون حساب کرده ( یا یه چیز تو همین مایه ها ) ...
پسره میگه نه عمو جون ! خداوکیلی 1 ملیون گرونه ؟!

377:


378:

واقعا فیلم چرتیه دیگه اینجوریشو انتظار نداشتم

379:


380:

من یه چیز رو نفهمیدم ! بجای اینکه داداش ملیحه غیرتی بشه و سعید رو بکشه ! سعید زده کشته ! اصلا برای چی کشت ؟! چرا اینا اینقدر خشن هستن ؟!

381:

تا جایی که من دقت کردم کسی که خونه را به اتیش کشید همون هوشی بود .

بعد از رفتن اسماعیل از مغازه و اون نگاهی که هوشی به صورت کارکنان میکرد نشون از این میداد که هوشی توی ذهن خودش اونا را به عنوان شاهد در نظر گرفته .

382:

اینکه کاملا مشخص هستش کار هوشی هستش . اگه قسمت دیروز رو خوب دیده باشید و به ÷راهنی که هوشی ÷وشیده بود دقت کنید معلومه اونی که بنزین میریخت هم همون ÷یراهن تنش بود و کار هوشی بوده که خواسته هم به بزرگ ضربه بزنه هم کار رو بندازه گردن اسماعیل که این دو تا بیافتن به جون هم . تا بتونه اینجوری از هر دوتا انتقام بگیره که پدرش رو عذاردار کردن و اینجور دیروز تو مغازه خارش کردند . اما فکر کنم این نمی دونست دختره تو خونه است چون فکر میکرد اینا از فردا میان این خونه جدید .

383:


384:

آفرین.به این فکر نکرده بودم.ایول

385:

پدر امیر حافظ عاشق اون خانومه هستش که تو ازمایشگاهه؟؟؟؟؟؟؟

386:

عجب بازیگریه این رامین راستاد
این قسمت رو شاخ اون بود
بعد از اینکه فهمید دختره تو خونه بود چشاش از نگرانی داشت میترکید

387:


388:

اره از ملیحه خواستگاری کرده بود .

اونجایی که بزرگ به اسماعیل میگفت یه نشونه بده که کار تو نبوده و اسماعیل هم اصلا حرف نمی زد ، دلم میخواست اونجا بودم و یه سیلی محکم میزدم تو گوش اسماعیل . خوب حرف بزن دیگه

389:


390:

بابا چرا اینا جفت پا میرن تو اعصاب مردم!؟

دیدم اکرم سالمه خیالم راحت شد! وقتی داشت برف شادی هوا میکرد گفتم حتما صورتش سوخته!

اسماعیل انقدر از NC میترسه که حاضره نگه کجا بوده ولی تا پای دار بره؟ چرا تو کلانتری لال شده بود؟

یه خشت کج تا کجا دیوارو کج میبره...

یه خوب آموزی داشت : هوشی بلافاصله به باباش اصل ماجرا رو گفت...

391:


392:

این قسمت واقعا مسخره بود
دختره تو خونه بود هیچ کارش نشده بود
سرایداره که دم در بود تو آتیش سوخته بود
چقدر این امیر حافظه بازیگر ضعیفیه
اینجا که دید آتش سوزی شده چقدر مصنوعی بازی کرد
دقت کردین پفک ها را انداخت زمین ولی اون دستش که گوشی و کتش بود ننداخت
یک موقع خسارت به تهیه کننده نزنه

393:


394:

تیکه تف کردن بزرگ هم خیلی باحال بود
____________
خدایی خیلی ستم بود دختره چیزیش میشد
ولی مردن سرایداره زیاد ناراحت کننده نبود

395:


396:

قسمت بعدی اینطور به نظر رسید که کلا ماجرا حول امیر حافظ و انسی جون میچرخه

397:


398:

خدایی حال کردید نقدی رو که نوشتم امروز اگه دیده باشید یه نقطه این ور اونور نشد از نقدی که من نوشتم .

باید بزنم تو کار نویسندگی ونقد سینما ممنون از دوستانی که با زدن تشکر ما رو شرمنده کرده بودند از همه ممنون

399:


400:

اما اینجا را اشتباه کردی . چون هوشی هیچ مشکلی با بزرگ نداره . خودش هم گفت که نمیدونست اکرم توی خونه هستش .

و گفت به خاطر این که اسماعیل اون حرفا را به کامیار گفت این کار را کرد .

401:


402:

يه ديالوگ كه خيلي باهش حال كردم:
بگو كلاه تا سرشو واست بيارم
(تارخ به عمراني)


403:


404:

اره خیلی با حال بود یه تف کنترل شده بود تفففففففففففف

405:


406:

فردا شب انسی چه گردوخاکی راه میندازه یه کم دوز مورد تنفر واقع شدنش اومده بود پایین فردا درستش میکنه

407:


408:

- چه کثافتی میشه این آدم اگه بخواد کثافت شه ...

دیالوگ قشنگی بود .

409:


410:

سلام
بچه ه راستشو بخوای من تا سریال شروع شد خوابم برد
فردا هم که سر کارم
اگه ممکنه مختصری از قسمت رو برام بتعریفید

411:

یه نکته خیلی مثیت که جدیدا سیاست سریالهای صدا و سیما شده اینه که اغلب دیگه از سیاه و سفید کردن(به معنای خیلی خوب و خیلی بد نشون دادن کاراکترها)دست برداشتن و همین باعث میشه که سریال مثل کارتون نشه...
مثلا همین الان کامیار رو نگاه کنید...من شخصا ازش خوشم میام و فکر میکنم واقعا آدم احساسیه...دیدید به بزرگ گفت قربونی واسه اکرم یادت نره؟البته قسمت های منفی هم بازی میکنه...ولی بازم هنوز کارگردان لطافت کامیارو نشون میده وقتی داره پتو روی دوقلوها میکشه...
اما الان نمیدونم میخواد چیکار کنه وقتی میفهمه آتش سوزی کار پسرس بوده

412:


413:

حمید جان شما فردا قبل ازینکه فیلم شروع بشه پریویوزلی آن جراحت رو ببین کارت رامیفته
ماشالله اوله فیلما از رو لاست و... آنچه گذشت نشون میدن آخرشم مثل این سریالای کره ای آنچه خواهید دید!!!!

414:


415:

شما شك نكن كه 100% ازين بازيگرهاي پيشنهادي(سفارشي) هست.شك نكن.كاملا مشخص كه آماتوره.تو مايه هاي شاهرخ استخريه منتها استخري همش با ناراحتي و اخم ديالوگ ميگفت اما اين پسره همش خوشحاله.
يكي از بهترين سكانس هاي سريال تا اينجا هم سكانس 2 تا برادر تو كلانتري بود.خيلي سنگين بود.تارخ خوب اجرا كرد

416:


417:

البته غير از باند بازي يه نكته ي ديگه رو هم بايد مد نظر قرار داد . اين جور بازيگرا معمولا خيلي كم خرج تر و كم هزينه تر از

بازيگراي با تجربه هستن ! به هر حال تهيه كننه اي كه از افتادن گوشي هراس داره قطعا از بازيگر گرون هم ميترسه !

در مورد شاهرخ استخري هم بايد بگم كه به نظر چيزي واسه ي عرضه به مخاطب نداره ! تكرار مكررات !

418:


419:

اين صحبتتون رو تا حدي قبول دارم اما به نظرم همون سفارشي بهتر هست .چرا؟!
چون تهيه كننده و كارگردان اگه نزديك بودن و هم فكر كارگردان ميگفت كه من بازيگر خوب مي خوام و در نتيجه جناب تهيه كننده به قول شما يه بازيگر كم خرج و خوب تئاتر(كه خيلي فراوون هستند) رو انتخاب ميكرد كه نسبت به تلويزيوني ها خرج خيلي كمتري داره اما اينجا مساله ي سفارش مياد وسط.و اين بازيگر به كارگردان تحميل ميشه.بعدشم پول بيت المال كه بازيگر كم خرج و پر خرج نميشناسه.نظر شخصي

420:


421:

فکر کنم استخری باید منتظر ساخت فیلم های سهیلی زاده باشه تا بتونه بازی کنه!
چون همش یه چیز رو بلده بازی کنه
سریاله خوبیه اما کاش کارگردانیه ی بهتری داشت.این موضوع خوبی هست.
سعی کارگردان در متفاوت نشون دادن داستان هست.مثلا انتظار ما این هست که کامیار آدم بدی باشه در حالی که اینطور نیست.
انتظار ما این هست که حقایق زود فاش نشه در حالی که تا الآن همه ی جیک و پوک آدم ها رو بلدیم.
و هزاران چیز دیگه اما کارگردان سعی داره آدم های خوب رو خطاکار جلوه بده.غیر از "مامان لطیفه" هیچکس اینجا خیلی خوب نیست و هیچکس هم بد مطلق نیست.و این خیلی خوبه و همین مسائل باعث شده که تا اینجا سریال رو ببینم.

422:


423:

[QUOTEخيلي كمتري داره اما اينجا مساله ي سفارش مياد وسط.و اين بازيگر به كارگردان تحميل ميشه.نظر شخصي
__________________[/QUOTE]
خوب به جاش کیفیت کارمیاد پایین.نه؟

424:


425:

خوب به جاش کیفیت کارمیاد پایین.نه؟[/QUOTE]
100 % بله كه كيفيت مياد پايين.خيلي پايين.تو همين قسمت شما فرض كن يه بازيگر بهتر بود و اونوقت ميديديد كه چطور در مقابل اون صحنه ي آتش سوزي يا اونجا جلوي كلانتري حس رو القا ميكرد.اما اين بازيگر خيلي خنثي ظاهر شد انگار اصلآ هيچ اتفاقي نيوفتاده و انگار نه انگار كه خونه اي آتيش گرفته كه عشقش تو اون حونه هست.تمام هستيش تو اون خونه هست.يا جلو كلانتري ناسلامتي پدرش بود بايد بيشتر حساسيت رو القا ميكرد.انگار داره از رو روزنامه ميخونه!!!:عمو مي خوام بدونم شما چي ميگيد!!!
ا
ين كيفيتي رو كه اشاره كرديد واسه تهيه كننده آنچنان مهم نيست چون پول واسه خودش كه نيست.

426:


427:

نه خوشم اومد. رفته رفته داره بهتر میشه. حداقل از بقیه ی فیلمای مسخره ی امسال بهتره. من تازه دارم جدی این فیلمو میبینم. یه مسئله ای. اسم اون پسره هوشیه؟ یعنی چی؟ یعنی مثلا هوشنگ بوده بش میگن هوشی؟ یا مثلا بزرگ. اسمش واقعا بزرگه؟!!
بعد قضیه ی پسر کامیار(یا کامیاب؟!) چه ربطی به اسماعیل داشته؟ اعدامش کردن حالا چه ربطی به این یارو داره؟ این لوش داده؟

428:

[QUOTEبعد قضیه ی پسر کامیار(یا کامیاب؟!) چه ربطی به اسماعیل داشته؟ اعدامش کردن حالا چه ربطی به این یارو داره؟ این لوش داده[/QUOTE]
این کامیاز فکر میکنه که در حقیقت اسماعیل رفته به اون خانواده ی مقتول گفته که رضایت ندن

429:


430:

قشنگی فیلم نامه اش به اینه که داره یواش یواش و جذاب میره جلو

من خودم بعد زیر هشت از این خیلی خوشم اومد ... بخوان میتونند اشکالات رو بگیرن و سریال جذاب هم بسازند

این ملکوت هم جالبه ... بیشتر خنده داره

431:


432:

از اون بازیگرایی هستش که توی هر نقشی بازی کنه توی نقش فرو میره و خیلی با احساس کارش رو انجام میده
من بشخصه بازیشو خیلی دوست دارم .

433:


434:

این کامیاز فکر میکنه که در حقیقت اسماعیل رفته به اون خانواده ی مقتول گفته که رضایت ندن[/QUOTE]
خب رفته گفته دیگه.نرفته؟
آخه ظاهرا سعید (خواهر زاده ی کامیار )رفته به به محسن (برادر ملیحه)گفته که اسماعیل نظر داره به خواهرت.به همین دلیل هم کامیار فکر میکنه که اسماعیل سوسه اومده(یا صوصه یا ثوثه )
که با توجه به شخصیت کذایی اسماعیل بعید نیست که این کار رو کرده باشه.

435:


436:

آخه اینی که شما گفتی ربطی به حرف بنده نداشت
بنده عرضم درمورد کینه ی کامیاربود

437:


438:

اگه قرار باشه تو همه سریال ها بازیگران با تجربه بازی کنن پس این بازیگران جوان ما کی فرصت عرض اندام و کسب تجربه رو پیدا کنن!؟
به نظر من که بازیگر خوبیه در آینده بیشتر ازش خواهیم شنید.

439:


440:

[QUOTE]اگه قرار باشه تو همه سریال ها بازیگران با تجربه بازی کنن پس این بازیگران جوان ما کی فرصت عرض اندام و کسب تجربه رو پیدا کنن!؟
به نظر من که بازیگر خوبیه در آینده بیشتر ازش خواهیم شنید/QUOTE]
ایشون نگفتن با بازیگرباتجربه باشه...بلکه گفتند گلابی نباشه....فرصت هم باید دراختیار کسی قراربگیره که یه ته مایه استعدادی داشته باشه..وگرنه همین جوری که نمیشه...مثل گلزار که هنوزم که هنوزه مثل ماست میمونه...ولی مثلا نگارجواهریان خیلی رون بازی میکرد...مخصوصا نوی زیرتیغ وقتی بابرادرش(کورش تهامی)داشت درمورد گذشت حرف میزد...من که میخکوب شده بودم حالا کار ندرام که فیلم نامه هم خیلی قوی بود

441:


442:

کاملا موافقم در مورد این سکانس. به طور کلی امین تارخ توی این سریال نقشش را خیلی خوب اجرا کرده.

443:


444:

بله . خيلي سكانس عالي بود . حال كردم و البته كمي دلگير هم شدم

چونكه من بزرگ رو ديده بودم قبلا(البته شما هم ديديد) در جاهايي كه عصباني ميشه يا . خيلي درگير كارهاشه
اونجايي كه اسماعيل شروع كرد به صحبت كردن واقعا سنگين بود .


بنظرم در مجموعه جراحت تنها مشكل از اينجا بود كه از ابتدا جذاب شروع نشد . خصوصا در قسمتها اول . دو قسمت اول . خودم دو سه نفر رو ديدم كه چون از شبكه سه انتظار فيلم طنز داشتند همون روز اول كه قسمتهاي ابتدايي رو ديدن منصرف شدن .
الانم اصلا نگاه نميكنند . بنظر من بزرگترين ضرر رو همين دوستاني ميكنند كه گفتم . جراحت واقعا عاليه .

امين تارخ هم محبوب دل ميشه در هر بازيش .

قشنگي فيلمنامش از اينجاس كه به ما نشون ميده برادر كه باشيم . بزرگتر كه باشيم . اگه قلبمون به هم نزدبك نباشه هر اندازه كه يار و ياور هم ديگه باشيم . آخرش اين بلا سرمون مياد كه سر اسماعيل اومد . جلو بزرگ نتونست بگه كه من خونه و اكرم رو آتيش نزدم . نتونست بگه كه من مطب خانم سهرابي بودم . چرا ؟ چون اونروزي كه صورتش زخمي بود و بزرگ ازش پرسيد نگفت كه از كجا خوردم

445:


446:

شاهرخ استخری همچین هم بازیگر اماتوری نیست .

مطمئن باش 50 درصد اگه فیلم های دلنوازان و فاصله ها راضی کننده بود به خاطر بازی شاهرخ استخری بود .

این همه هم بازیگر ضعیفی نیست .

همون حرکات شاهرخ استخری را هر بازیگری نمیتونه بازی کنه . مثل نگاه نکردن توی صورت فرد مقابل و با سر همه چیز را جواب دادن

447:


448:

اتفاقا این رامین راستاد کشف خود محمد مهدی (عسگرپور) تو سریال داداشیه
تو اون سریال که کارش حرف نداشت
قبل داداشی که اصلا مطرح نبود
بعدشم نقشهای خوبی بهش ندادن تا همین جراحت

____________
دوستان پیشنهاد میشه همگی با هم یه سری کلاسهای پیشرفته نقل قول گیری بریم

449:

طرف هر چی هم بازیگر باشه بالاخره یه پارتی کوچولو باید داشته باشه . اصلا شما یه شغل به من بگو که بدون پارتی باشه

450:

البته راستاد محصول آکادمی جناب امین تارخ هم میباشد.
" امین تارخ در سال۱۳۷۳ اولین مدرسه بازیگری را به نام کارگاه آزاد بازیگری درتهران تأسیس کرد که یکی از مؤسسات آموزش بازیگری سینما درایران محسوب می‌شود. فارغ‌التحصیلان کارگاه آزاد بازیگری تا سال ۱۳۸۷]، تعدادی از جوایز هنرپیشه برتر را به خود اختصاص داده اند.از فارغ التحصیلان این موءسسه که وارد عرصه‌های بازیگری شده اند می‌توان افراد ذیل را نام برد:حبیب رضایی مهتاب کرامتی ترانه علیدوستی شهاب کسرایی پوریا پورسرخ مریم بوبانی بیتا بادرانغزل صارمی مجید مشیری رامین راستاد مهدی امینی خواه شبنم مقدمی شهرام قاعدی بیتا سحرخیز شهناز شهبازی مینا احمدوند پاشا رستمی و..."
کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

451:

اره ولی من هیچ نقش جالبی ازش غیر این دو تا سریال ندیدم

452:

اسم اين سريال كه گفتي داداشي چي هست؟!
تو زير تيغ هم كه خيلي قشنگ بازي كرده بود! من كار ضعيف نديدم ازش انصافآ

453:


454:

آقا من این سریال رو تیکه تیکه می بینم و قسمتهای اولش رو هم ندیدم. اون خانومه که داداش تارخ میخواد باهاش ازدواج کنه , همونی هست که خبر داد این زوج بدبخت نمیتونن بچه دار بشن ؟! بعد اینا رفتن جای دیگه تحقیق و آزمایش کنن یا ممکنه خانومه دروغ گفته باشه ؟!!

455:

اسم اون سرایل از اول داداشی بود ولی جند روز قبل پخش تغییر کرد بخاطر همین اسم دومش رو یادم نمیاد همه هم به اسم داداشی میشناسنش
ماه رمضون 2 سال پیش بود فکر کنم حسین یار نقش داداشی رو بازی میکرد
اینم شوهر خواهرشون بود که بین همه دعوا مینداخت
_____________
در مورد زیر تیغ هم موافقم
ولی من بیشتر منظورم این بود که درسته که بازیگر خیلی خوبیه ولی نقش های خوب زیاد بازی نکرده
مثال بارزش همین سریال مضخرف دارا و ندار
____________
آقا من این سریال رو تیکه تیکه می بینم و قسمتهای اولش رو هم ندیدم. اون خانومه که داداش تارخ میخواد باهاش ازدواج کنه , همونی هست که خبر داد این زوج بدبخت نمیتونن بچه دار بشن ؟! بعد اینا رفتن جای دیگه تحقیق و آزمایش کنن یا ممکنه خانومه دروغ گفته باشه ؟!!
در مورد مشکل ژنتیکی که خیلی ابهام وجود داره
اصلا اگه یادت باشه وقتی اومد نتیجه رو گفت هیچی نشون ندادن
پس حتی میشه گفت انسی هم دستی تو کار داشته باشه
البته بیشترین احتمال همون حدس خودتونه

456:


457:

احتمالش ضعیفه چون مجوز سقط و که صادر کردن حتما آزمایشارو چک کردن دیگه ... نقش ملیحه رو هم بدجنس نشون نداده ... مستضعفه!

اینهمه از این دو تا تعریف نکین! هردوشون فقط یه تیپ نقشو خوب بازی میکنن... استخری نقش معاند و لجوج رو خوب بلده و انگار همچین هم تغییری در خودش نمیده و شخصیت خودش کمی اینطوره...

راستاد هم تا اونجا که من دیدم همیشه نقشش 60-70 بد و 30-40 خوب بوده...

ولی فقیه نصیری و تارخ خصوصا فقیه نصیری که من این نقش عصبی رو تا حالا ازش ندیده بودم خوب بازی میکنن!
میترسم آخر سریال از بس که با انگشت اشاره بندری میره که مچش در بره...

458:


459:

راستاد که این نقش اش با همه ی نقشهای قبلیش فرق داره
یه مرد کم حرف و عاشق خانواده , سر به زیر و کاری و ثروتمند
کدوم یکی از نقشهای قبلیش اینجوری بود
اصلا همین قسمت قبل تا وقتی بره پیش باباش 10 تا کلمه هم صحبت نکرد
ولی قشنگ نشون میداد که این یه چیزی اش هست

460:

اسمش مثل هیچکس بود که همین جناب استخری هم داداش کوچیکه بود

461:

بهتره بگيم حركات روزانه ي رفتاريش رو توي فيلماش خوب به نمايش ميگذاره چون يه بارم تلويزيون دعوتش كرده بود دقيقا

همينجوري بود ! كلا يه عادتي هم كه شاهرخ استخزي موقع جواب به سوالات داشت اين بود كه اصلا تو صورت طرف نگاه

نميكرد ! نگاهش يه 30 درجه اي انحراف داشت ! : دي

اگر حرف من رو قبول نداريد شاهرخ استخري رو توي فيلم هاي بعديش هم ميتونيد ببينيد ! اگر تغييري كرد !

462:


463:

سلطان‌محمدي: «جراحت» تلاش مي‌كند انسان‌ها را به تفكر وادارد

خبرگزاري فارس: «حسين سلطان‌محمدي» معتقد است كه سريال «جراحت» يادآور فيلم سينمايي «مصائب شيرين» است و تلاش مي‌كند با روايت داستاني از دل جامعه، انسان‌ها را به تفكر وادار كند.


«حسين سلطان‌محمدي» عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس در مورد مجموعه تلويزيوني «جراحت» ساخته محمدمهدي عسگرپور، اظهار داشت: سريال «جراحت»، روايت خود را به شكلي تازه و روان دستمايه خود قرار داده است و در طول پخش بسيار ديده شده كه اين سريال دوست دارد نحوه سالم زندگي كردن و ارتباط سالم را به نمايش بگذارد.
وي در ادامه افزود: تم سريال با دستمايه قرار دادن صيغه محرميت دو جوان در كنار گرايشات و ديدگاه‌هاي مختلف سنتي آغاز شده و استفاده از اين ترفند كه در پايان هر قسمت، چند پلان از قسمت بعدي پخش مي‌شود، كنجكاوي فراواني براي مخاطب به همراه دارد و يك نوع آوري جديد در سيما به شمار مي‌رود.
اين منتقد در ادامه افزود: داستان سريال «جراحت» به نوعي بارگذاري بين چند نيروي جامعه است كه مي‌خواهند براي فرزندان خود آينده روشني ترسيم كنند و در اين ميان نيت همه خير است، اما در اين مسير به تضاد رسيده‌اند و اين مجموعه يك هشدار به خانواده‌ها مي‌دهد و به نوعي بازتاب شرايط فعلي جامعه نيز هست و مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه با تكيه بر اصول و قواعد مي‌توان به دوستي و صلح دست پيدا كرد.
سلطان‌محمدي تصريح كرد: سريال «جراحت» خط داستاني جذاب و جديدي دارد كه يك مدل ديگر آن كه در سينما نيز ديده شد، فيلم سينمايي «مصائب شيرين» ساخته عليرضا داوودنژاد است كه در آن فيلم نيز دو زوج همديگر را دوست داشتند و در نهايت خانواده‌ها به نفع اين زوج و فرزندان خود، كوتاه آمدند.
اين منتقد در ادامه افزود: سريال «جراحت» در مقايسه با ساير سريال‌هاي در حال پخش ماه مبارك رمضان، كم سابقه و بي‌نظير است چرا كه نوع و نحوه روايت تمامي مخاطبان را به تامل وا مي‌دارد و در اين ميان والدين به فكر فرو مي‌روند كه در حادث شدن چنين رفتاري واكنش منطقي را اعمال كنند.
اين منتقد در ادامه در مورد اينكه آيا اين سريال در كارنامه «محمدمهدي عسگرپور» پيشرفت است يا پسرفت، نيز اظهار داشت: به نظر من اين سريال در كارنامه عسگرپور به عنوان يك مدير و كارگرداني كه به زعم خود تلاش مي‌كند تا انسان‌ها را به فكر فرو ببرد و به نوعي تاثيرگذار نيز باشد، يك پيشرفت است چرا كه او با موقعيت زمانه خويش حركت كرده و بازتابي از جامعه خود را به نمايش گذاشته است كه اين مورد يكي از وظايف يك هنرمند نيز محسوب مي‌شود.
سلطان‌محمدي اظهار داشت: «سعيد نعمت الله» متن يك‌دستي نوشته و داستان سريال «جراحت» خوب روايت مي‌شود.
اين منتقد در ادامه در مورد رتبه‌بندي سريال‌هاي ماه مبارك رمضان نيز خاطرنشان كرد: به نظر من سريال «جراحت» يك سرو گردن از ساير سريال‌ها ديگر جلوتر است و در كنار آن سريال‌هاي «ملكوت» و «در مسير زاينده رود» براي مخاطبان قابل فهم‌تراند و سريال «نون و ريحون» نيز روايت سختي دارد اما تلاش كرده تا عامه پسند باشد.
وي در ادامه در مورد بازي‌هاي سريال «جراحت» نيز گفت: «آتنه فقيه نصيري» و «امين تارخ»، بازي‌هاي قابل قبولي دارند اما «ثريا قاسمي» ( مامان لطيفه) خوب بازي نكرده و «رامين راستاد» و پدرش نيز كاملا منفعل هستند.

464:


465:

آره امیر حافظ که مثل ماست می مونهههه

راستی اسم واقعیش چیه؟

اسم واقعیه اکرم چیه؟ باز اکرم بهتر بازی میکنه

466:

سید یاسر جعفری
مهدخت مهدوی فرد...
راستی مدونستید افضل (میلیشیا مهدی نژاد) زن واقعی آرش مجیدیه؟! (همون پلیس رستگاران و عادل تو زیر هشت)
هر چند ربطی به تاپیک نداشت!

467:


468:

مگه اسم خواهر اکرم افسر نیست؟ ....



469:


470:

این خانم دکتره چرا با این داوود ازدواج کرده بود ؟! آخه دختر اینقدر احمق میشه ؟!
تو این سریال چقدر این سرایدار ها دارن نقش کلیدی بازی می کنن ! یجورایی نشون می دون همه کارهایه پولدار ها رو سریایدارهاشون انجام میدن حتی ساپورت معنوی !

471:


472:

آره دیگه میخوان بگن اگه دوست دارید برید بهشت باید قید پول رو بزنید
پول کثیفه

بگذزیم...
داستان داره جالب میشه
منم اگه جای پسر کامیار بودم همین کار رو میکردم اصلا طرف رو میکشتم چون نمیتونم ببینم کی به پدرم چپ نگاه کنه

حالا اون سرایداره هم که مرده داستان کمی پیچیده تر میشه
امیر حفظ هم کم کم داره نقشش بهتره میشه

473:



داوود بعد از اينكه ازدواج كردن معتاد شده .

474:

صدا و سيما ايران بالاخره هرچيش كه جديدا خوشم نمياد . سريالهاش در حد تيم ملي هستند .

جراحت يكي از اونا

475:

آتنه واقعا عين ديوونه ها بازي كرد...خيلي رون ميره نقششو
من خودم 50تا مردم،50تا زنم...
من فكرميكنم قضيه هوشي لو بره...بعد نهايتا خانواده سرايداره (كه به احتمال زياد بزرگ پادرميوني ميكنه) رضايت بدند و اسماعيل هم كه قسمت دوم قضيه هست كوتاه بياد و اتفاقا به بزرگ كمك كنه كه از سرايداره رضايت بگيره...بعد اينجوري كاميار هم كينه اش ميخوابه....البته فقط يه حدسه!چون فكرميكنم اين بهترين راهه كه بخواد قضيه بين كاميارو اسماعيل به خيرو خوشي بگذره....

476:


477:

اگه به رضایت دادن باشه، من فکر کنم خود اسماعیل بره رضایت بگیره... چون کامیار جریان اعدام خواهرزادش رو از چشم اسماعیل میبینه نه بزرگ!

478:


479:

قشنگي بازي اين خانوم از اينجاس . خودتو بزار جا انسي . چي ميشه . بعضي ميگن داره تضريب به كار ميبره . دو به هم زني ميكنه .

من ميگم انسي الان از بس احساساتش بهش غلبه كرده . از بس تو مشكل بزرگي گير كرده بحساب نميدونه راه كجاست . تنها كسي هم كه همفكر خودش ميدونه اسماعيله .

480:

خوب درحقيقت حرف منم همين بود...ولي مطمئنا بزرگ تنهاش نميزاره چون در درجه اول1.هوشي دامادشه و اگه بره بالاي دار دختر خودش بيوه ميشه 2.بزرگ هميشه پشت اسماعيله..
قشنگي بازي اين خانوم از اينجاس
منم هينو گفتم كه
من ميگم انسي الان از بس احساساتش بهش غلبه كرده . از بس تو مشكل بزرگي گير كرده
ولي من ميگم كلا اين شخصيت انسي واقعا مشكل اساسي داره...شما يه دوره بكن ببين از اول فيلم هر مشكلي كه بوده اين خانم چه برخوردي داشته؟مثلا وقتي اميرحافظ دوستشو هول داد...سريع خواست اميرحافظو فراري بده و حتي به امير حافظ تاكييد كرد كه جواب تلفن هيچ كسي رو بغير من نميدي خاله عمو دايي...مشكل بعدي وقتي فهميدن اكرم حامله هست...سريع رفت توآينه نگاه به جوش صورتش كرد....وقتي فهميد اكرم و امير حافظ مشكل ژنتيكي دارن،اميرحافظو ازنو فراري داد...وقتي فهميد اميرحافظ نميخواد فرار كنه،پيت نفتو رو خودش ريخت(اين ديگه endش بود) ...و هزاران هزار مثال ديگه....نه انسي مشكل رواني داره

481:


482:

خوشبختانه از معدود سريالهايي رو دارم مي بينم كه شخصيتها از حالت شعار زدگي خارج شدن و تازه ميشه يه مقداري باهاشون

همذات پنداري كرد ( البته هنوز جاي كار داره ) . تقابل آدمها باهمديگه و حرفهاشون – تصميمهاشون – احساساتشون و

برخوردهاشون خيلي طبيعي تر و بهتر شكل گرفته . كلا كمتر سريال ايراني رو ديده بودم كه شخصيت پردازي خوبي داشته

باشه ولي انصافا اين جراحت تا ايجا نمره ي قبولي ميگيره . فيلمنامه هم داره از دل جامعه حكايت ميكنه . سريالي هست كه

ارزش نقد و بحث رو داره . چون داره زمونه و آدمهاشو واقعا مي بينه و عصر زندگيمونو كه عصر بلاتكليفيه رو خيلي خوب

نشون ميده .

483:


484:


كاملا درسته . جديدا تلويزيون خودمون از نظر مجموعه سريال تلويزيوني پيشرفت خيلي خوبي داشته .

ميدونيد . بنده در تلويزيون ايران تابحال بهتر از فيلم روزگار قريب(البته از نظر صحنه و كارگرداني) نديدم

485:

آره انسی به نظر میاد یکمم مشکل روانی داره و این مشکلم از خرافاتی بودن بیش از حدش و ارتباط دادن این قضایا به اون قضییه زنه و نفرینشه...

حرکاتش معلومه که یه حس سرخوردگی پیدا کرده و احساس تنهایی میکنه و خیلی وجدان درد گرفته و میخواد اینو تموم کنه ولی نمیدونه چیکار کنه...

الانم که تنها تکیه گاهش که اسماعیل بودو از دست داده دیگه 100 درصد قاط زده...

در کل زیادی حساسه و خیلی مسائلو پیچیده میکنه....

--

حالا به نظر من الان اسماعیل نمیدونه چیکار کنه... از یه طرف نمیخواد کسی در مورد ارتباطش با اون دختره بدونه و از یه طرف تنها شاهدش برای اون زمان همونه... احتمالاً میگه و اون میاد شهادت میده و این احتمالاً آزاد میشه...

البته در قوانین اسلام که زن اصولاً شهادتش * حساب نمیشه و در قوانین ایران شهادت زن نصف حساب میشه... به خاطر همین میگم احتمالاً...!

بعدش که این بیاد شهادت بده و انسی بفهمه قضییه رو، قهر میکنه و یکم میره بالا منبر سخنرانی میکنه واسه اسماعیل و بعدش که اسمال آزاد شد میره منت کشی و انسی رو خر میکنه و آشتی میکنن...

هوشیم وجدان دردشو که میبینید کلاً بهم ریخته و احتمالاً چند روز بیشتر نمیتونه دووم بیاره و میره خودشو معرفی میکنه و بعدش که دلایل معلوم میشه و اینا، اسمال و بزرگ و یوگی و دوستان همگی شرمنده میشن و میرن واسه ـش رضایت میگیرن و در روز آخر ماه رمضون با کلی هیجانات، خونواده سرایداره رضایت میدن و هوشی میره حبس و دیه میده (به هر حال آزاد نمیشه چون قتله! مدعی العموم براش چند سال حبس میبره و با سند احتمالاً میاد بیرون)...!

بعدشم ننه هه تمام خونواده رو جمع میکنه و همه روبوسی میکنن و میرن نماز جماعت به یاد آقا و میشه عید فطر و ملت میرن سه روز تعطیلی حجم عزتشون زیاد بشه....

آها این یارو داوودم که تازه وارد سریال شده یا به شهادت میرسه یا دختره راضی میشه دوباره میرن باهم دست بوسی یا اینکه صحنه را میبینه و متنبه میشه...!

486:


487:


اولا كه اولين باره دارم ميشنوم به اسماعيل ميگين عزيز

ضمنا اين رو هم بگم كه اگه رابطه اسماعيل و خانم دكتر فاش بشه . فوايدي هم داره .

چونكه از اون طريق داوود هم وارد قضيه اسماعيل ميشه و احتمالا اقرار كنه كه برا چي كاميار منو فرستاد دم بيمارستان تا درباره سرايداره سوال كنم و خودش نرفت و ....

488:

ای بابام هی... نمیدونم چرا هی به این مرتیکه اسمال میگم عزیز... تقصیر بزرگه... نمیدونم کدوم خودفروخته ی وابسته به استکباری، بزرگ و عزیز رو کنار هم تو سریالش/فیلمش استفاده کرد و اینگونه ذهن ما را به مسمویت کشاند...

edited...

489:













اینو دیدم یاد یه عکسی افتادم...



آتنه در کت شلوار



مزرعه پدری؟


490:


491:

یه جا دلم برای انسی سوخت:

اونجا که داشت امیرحافظو بیرون خونه میزد... گفت : کس من اسماعیله و بالعکس... بیچاره نمیدونست اسماعیل چشش دنبال خانوم سهرابی هم هست و قراره کس و کار اونم بشه...

اگه بخان به سبک معمول سریالای ایرانی تمومش کنن که حتما بخوبی و خوشی تموم میشه حتی اگه چند نفر هم بمیرن باز یه عروسی افتادیم مثلا ملیحه و داوود...

کی هوشی رو موقع آتیش زدن دیده؟... سرایداره به خانواده اش وصیت کرده؟

امیرحافظ فقط جلو مامانش شیر میشه... بقیه جاها مثه قضیه موبایل و پفک حواسش جمعه!

492:


493:


واقعا نظرمون با خيلي ها شبيه همه . شايد هم انسي خانوم خيلي خوب بازي ميكنه.

اونجا واقعا خيلي دلم درد گرفت . اسماعيل هرچي باشه هم بنظرم انسي رو خيلي دوس داره . حاضره بخاطرش حتي از خانم سهرابي بگذره

امير حافظ با اين كه خيلي خوش تيپه ولي مثل بقيه بازي گر جوونا خوب بازيهاش رو شروع نكرد تو اين سريال
شايد هم بخاطري كه داريم بانو ثريا قاسمي و آقا امين تارخ و ... رو ميبينيم برام بازيش كيفيت نداره

494:


495:

کجاش پیشرفت کرده؟؟؟
ما اگه می گیم این سریال خوبه نسبت بقیه ی سریال های این چند سال اخیر بهتره.سیما و تلویزیون ایران داره نابود میشه.
شما ساخته های قاسم جعفری رو با این سریال های در پیت مقایسه کنید.
شما تب سرد ، پلیس جوان،زیر تیغ و.... رو با این سریال ها مقایسه کنید.این سریال جراحت ضعف کارگردانی شدید داره.
ما اگه میگیم این سریال خوبه نسبت به فاجعه ای به نام فاصله ها خوبه.اما در کل به هیچ دردی نمیخوره.
شما مدار صفر درجه رو با در چشم باد مقایسه کن.در چشم باد یه فاجعه بود.

496:


497:

به نظرم هم میشه گفت خرافاتیه هم میشه گفت عقده حقارت هم داره
چون بزرگ زیر بال و پره شوهرشو گرفته
و با ای کارا میخواد ثابت کنه که به بزرگ و خونوادش وابستگی نداره
به نظرم تو بعضی از قسمتهای سریال افراط به وجود اومده
مثلا همون قسمتی که انسی خانوم میخواست آتیش راه بندازه که به نظرم کار بسیار نا معقولیه
ویا پسر کامیار که به خاطر پدرش دست به همچین کاری زده
خوب اگه کمی فکر میکرد میتونست با موضوع کنار بیاد یا اینک طور دیگه ای برخورد کنه تا به کسی آسیبی نرسه
این سریال پایه و اساسش روی ندونم کاری و احساسی عمل کردن چند تا کاراکتر بوجود اومده از جمله امیر حافظ

در مورد کامیار هم من موندم این کاراکتر شخصیت منفی رو به مثبت داره یا شخصیت مثبت رو به منفی
در مورد شخصیت پردازی هم بگم که عالی کار شده نسبت به بقیه سریالها
نشون میده آدمهای بزرگی مثل بزرگ همیشه مهربون نیستند و اگه لازم باشه خشمگین هم میشن
یا بین اعضای فامیل درگیری هم پیش میاد

---------- Post added at 12:25 PM ---------- Previous post was at 12:24 PM ----------

اگه بخان به سبک معمول سریالای ایرانی تمومش کنن که حتما بخوبی و خوشی تموم میشه
خدا کنه اینطوری تموم نشه .....ولی میشه

498:

يه جا گفته ميشه كه سرايداره 70 در صد سوخته گي داره و يه جا مي گن كه 50 درصد.. خلاصه چند درصد شد ؟

499:

حیفم اومد جواب ندم. کارگردان اون فیلم کیانوش عیاری بود.
و اون فیلم یکی از شاهکارهای سریال سازی دنیا بود ! چرا ؟! چون فیلمنامه نداشت ! بازیگرها تا صبح روز فیلمبرداری نمی دونستن چی باید بگن ! و فقط بخاطر اعتبار کارگردان این کار رو قبول کرده بودن ! کارگردان صبح که تمام عوامل جمع میشدن همونجا یه چایی می خورد و شروع می کرد به نوشتن فیلمنامه امروز و صحنه های امروز ! فیلمبرداری هم همون آخرین لحظات به فیلمبردار می گفت چیکار بکن !!!
نکته جالب که به این سبک کاری افتخار هم می کنه !!! آخه کجای دنیا بدونه فیلمنامه شروع به فیلمسازی می کنن؟! آخه کجای دنیا متن فیلمنامه رو فقط یک نفر می نویسه و هیچ ویرایشی روش انجام نمیشه ؟!
باور کنید این سبک سریال سازی واقعی و تو ایران وجود داره !

500:


501:

با این حرفت موافقم ولی نه با این شدت
کمی شما کوتاه بیانا شکری نکن که همینشم دیگه نمیتونن بسازن

502:


503:

رو چه متری اینو میگی؟!

504:


505:

جراحت به نسبت سریال خوبیه، دمه امین تارخ گرم.

506:

گه بخوان؟مطمئن باش ميخوان....بالاخره آخر ماه رمضون عيده و مردم بايد آخرش خوشحال باشند.....ميگي نه،نگاه كن!
ا

507:

این اسماعیل هم عجب آدمیه ها!!

یه زن که قبل از انسی می خواسته بگیره -- حالا انسی رو داره---چشش دنبال ملیحه هم هست

خوبه سریال برا ماه رمضونه وگرنه می خواست کل تابستون پخش بشه این اسماعیل چندتا دیگه رو می کرد؟؟؟؟؟

508:


509:

دقت کردین سبک دیالوگ های این سریال چقدر شبیه زیر هشته؟

510:

این مامور های آگاهی چرا اینجوری بودن ! آدم رو یاد ساندیس و اینجور چیزها مینداختن. فکر نکنم کادری های نیروی انتظامی اینجوری باشن !

511:

خدا کنه اینطوری نشه و حتما هم نمیشه خوب بلاخره 1 نفر به قتل رسیده
ولی جالبه تو تمام سریالهای امسال کشته داشتیم

512:


فيلم جالبي بود . قطعا . روزگار قريب به دلم نشست . ولي مثل شما از چاي و .... بي خبر بودم

---------- Post added at 10:25 PM ---------- Previous post was at 10:22 PM ----------

این مامور های آگاهی چرا اینجوری بودن ! آدم رو یاد ساندیس و اینجور چیزها مینداختن. فکر نکنم کادری های نیروی انتظامی اینجوری باشن !

درسته . خيلي برا نيرو انتظامي بدريخت بودن . ميخورد اينا بازجو باشن و اون بازجو بياد بشه مامور آگاهي

بنظرتون اسماعيل فرار ميكنه؟ چون يه تيكه برا قسمت بعد نشون داد كه اسماعيل از خيابون رد ميشد

513:

نویسندشون یکیه دیگه.

514:


515:

این یارو هوشی عجب آدم تابلویه خودش را لو داد اسم شاهد را برد جلو مامور ها حالا بخوان بازجویش کنن چه دسته گلی آب میده

والا تو تمام فیلمها کسی که پرونده زیر دستشه یا همکارش میره میگه بیاین کلانتری حالا یکی هم نه دوتا ترکیب زهله بر را فرستادن برای این هوشی مادر مرده

516:

من رفیق دارم زیاد از این جماعت ... بخوای زر بزنی اینطوری چنان میارن تو گوش ات که هفت خط هم باشی میزنی عین چی زیر گریه !

517:

اون تیکه باحال بود
امیرحافظ به زنش میگه دهن نزن منم تشنمه
بعد خودش همین طوری با پارچ میخوره

518:

اكرم و امير حافظ همديگر رو دوس دارند . اين چيزا اگه بين يه زوج ديگه بود ميشد يه بحث منجر به دعوا

519:

دوستان كسي ميتونه يكي ديگه از كاراي قشنگ آتنه فقيه نصيري رو معرفي كنه؟ من حضور ذهن ندارم.
انصافآ يكي از بهترين اجراهاي بازيگرها تو سريال هاي ايراني بوده تا اينجا.خيلي زيبا و استثنايي.اينجا باحال بود(4قسمت پيش) رو به اكرم:
اكرم از الان امير حافظ گوشش كره!! كر شده!! ديگه نميشنوه!!
خيلي خفن اجرا كرد اينجا رو!!!

520:

یک سریالی بازی میکرد که اگه اشتباه نکنم پرستار یا معلم بود تو یک داهاتی به نام فکر کنم قصه های خاله سارا
یا یک چیزی تو همین مایه ها
کسی اسمش را میدونم بگه
چقدر شبیه ویونا رایدره نه



تو مدار صفر درجه هم فوق العاده بود
یادش بخیر عجب سریالی بود

اگه اسلام دست و پای این بازیگر ها را نبسته بود از هالیوودی ها هم بهتر بازی میکردن

521:


522:

یه سوال واسم پیش اومده
چرا تو این سریال زنها رو اینجوری نمایش داده؟!
یا خل و چل و فتنه(انسی)یا ساکت و بیخیال(اقدس,که هروقت خواست حرف بزنه بزرگ خان صداشو برید که انگار این زن حق اظهار نظر نداره و اقدس هم خیلی راحت پذیرفت که باید لالمونی بگیره)یا توسری خور(اکرم,که روز اول زندگی مشترکش شوهرش با وقاحت تمام زد صورتشو پرخون کرد )یا بی تدبیر (لطیفه,که به عنوان یه بزرگتر توی فامیل نتونست قضیه رو درست جمع کنه و جانبداری های بی مورد میکرد)ملیحه هم که اصلا هویت خودشو هنوز ثابت نکرده و بعنوان یه زن مطلقه ,اسماعیل واسش دندون تیز کرده.
یه قسمت از فیلمو برین تو نخ حرفام...بزرگ هم که عاقل ماجراست واسه خودش راست راست به زنش میگه "آخه تو رنی چی میفهمی؟"
البته حرفای من تنها یه نظریود...

523:

خوب مگه زن های اینطوری تو جامعه نیست یا کم هست ؟!

524:

فعالیت در تلویزیون در سال 1371.

شروع فعالیت سینمایی با فیلم جیب‌برها به بهشت نمی‌روند (ابوالحسن داودی) به عنوان بازیگر در سال 1370.

بخشی از فیلم شناسی:

1383 هشت پا ( علیرضا داودنژاد ) [بازیگر]

1381 مزرعه پدری ( رسول ملاقلی‌پور ) [بازیگر]

1380 قارچ سمی ( رسول ملاقلی‌پور ) [بازیگر]

1380 سفر به فردا ( محمدحسین حقیقی ) [بازیگر]

1377 تنها ( علی قوی تن ) [بازیگر]

1376 مهره ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]

1373 در کمال خونسردی ( سیامک شایقی ) [بازیگر]

1373 کاکادو ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]

1373 سال های بیقراری ( مسعود نوابی ) [بازیگر]

1372 بلوف ( ساموئل خاچیکیان ) [بازیگر]

1372 من زمین را دوست دارم ( ابوالحسن داودی ) [بازیگر]

1371 بندر مه ‌آلود ( امیر قویدل ) [بازیگر]

1371 آهوی وحشی ( حمید خیرالدین ) [بازیگر]

1370 دو نفر و نصفی ( یدالله صمدی ) [بازیگر]

1370 جیب‌ برها به بهشت نمی روند ( ابوالحسن داودی ) [بازیگر]



جوایز و انتخابها

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (در کمال خونسردی)

[ دوره 13 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1373 ]

بیشترین همکاری های آتنه فقیه نصیری

>> جلال معیریان (تدوین،چهره پردازی،) (در 5 فیلم ) ==>

>> آتیلا پسیانی (بازیگران،کارگردانی،) (در 4 فیلم ) ==>

>> جمشید هاشم پور (بازیگران،) (در 4 فیلم ) ==>

>> علی اصغر پورهاجریان (جلوه های ویژه،) (در 4 فیلم ) ==>

>> فریبرز عرب نیا (بازیگران،فیلمنامه،) (در 4 فیلم ) ==>

>> حسن قلی‌زاده (تهیه و تولید،جلوه های ویژه،عنوان بندی،فیلمبرداری،فیلمنامه، کارگردانی،) (در 4 فیلم ) ==>

>> حسین قناعت (فیلمنامه،کارگردانی،) (در 3 فیلم ) ==>

>> محمدرضا علیقلی (تهیه و تولید،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>

>> قاسم زارع زاغه (بازیگران،) (در 3 فیلم ) ==>

>> علیرضا خمسه (بازیگران،فیلمنامه،) (در 3 فیلم ) ==>

>> فرهاد قائمیان (بازیگران،) (در 3 فیلم ) ==>

>> فریدون جیرانی (تهیه و تولید،فیلمبرداری،فیلمنامه ،کارگردانی،) (در 3 فیلم ) ==>

>> ناصر چشم آذر (بازیگران،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>

>> بهرام دهقانی (تدوین،فیلمبرداری،فیلمنام ،کارگردانی،) (در 3 فیلم ) ==>

>> حسین محب‌اهری (بازیگران،) (در 3 فیلم ) ==>

>> رسول ملاقلی‌پور (تدوین،تهیه و تولید،صحنه و لباس،عنوان بندی،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 3 فیلم ) ==>

>> محمدرضا دلپاک (صدا،) (در 3 فیلم ) ==>

>> خسرو خان محمدی (بازیگران،تهیه و تولید،) (در 2 فیلم ) ==>

>> محمدحسن نجم (تهیه و تولید،) (در 2 فیلم ) ==>

>> پوریا آذربایجانی (فیلمبرداری،) (در 2 فیلم ) ==>

>> اصغر عبدالهی (فیلمنامه،کارگردانی،) (در 2 فیلم ) ==>

>> روبیک منصوری (بازیگران،تدوین،صدا،عنوان بندی،موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>

>> محمود موسوی نژاد (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>

>> مهدی میامی (بازیگران،تهیه و تولید،) (در 2 فیلم ) ==>

>> جهانگیر میرشکاری (بازیگران،صدا،) (در 2 فیلم ) ==>

>> یوسف صمدزاده (بازیگران،تهیه و تولید،فیلمنامه،) (در 2 فیلم ) ==>

>> فواد نجف زاده (عکس،فیلمبرداری،) (در 2 فیلم ) ==>

>> فرخ لقا هوشمند (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>

>> بیژن محتشم (جلوه های ویژه،چهره پردازی،) (در 2 فیلم ) ==>

>> بهروز معاونیان (بازِیگران،صدا،) (در 2 فیلم ) ==>
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

525:


526:

خوب مگه جامعه اینطوری نیست هم خوب داریم هم بد
شخصیتهایی مثل انسی خانوم که تو هر خوانواده و فامیلی پیدا میشن مثلا تو فامیلهای خودمون که فقط بلدن بقیه رو تو جون هم بندازن
در ضمن اگه اینطوری حساب کنید آقایون سریال هم دست کمی از خانومها ندارن
از امیر حافظ لوس بگیر تا کامیار و پسرش

---------- Post added at 02:15 PM ---------- Previous post was at 02:13 PM ----------

وای داشت یادم میرفت
این دیالوگه بد جوری به دلم نشست آفرین به این فیلمنامه نویسه ماهر

هم سند داریم هم توکل به خدا

527:


528:

اتفاقا خواهر منم سر سریال اینو ازم پرسید! اینجاش یه نکته داشت دیگه، دفعه اول گفتن بالای 50 درصد، ایندفعه نشستن کامل محاسبه کردن شد 70 درصد...

ما اگه میگیم این سریال خوبه نسبت به فاجعه ای به نام فاصله ها خوبه.اما در کل به هیچ دردی نمیخوره.
شما مدار صفر درجه رو با در چشم باد مقایسه کن.در چشم باد یه فاجعه بود.
(میدونم جاش نیس ولی منم نظر بدم خفه نشم خدای نکرده)... در چشم باد اکثر قسمتاش فاجعه بود، ولی چند قسمت مربوط به جبهه اش، بیمارستان صحرایی، هوشمندی شهید باقری و دید فنی که نسبت به جنگ داشت(جدا از دید احساسی)... در حد خوب رو به عالی بود!

اكرم و امير حافظ همديگر رو دوس دارند . اين چيزا اگه بين يه زوج ديگه بود ميشد يه بحث منجر به دعوا
در مورد ایندو میخاین قضاوت کنید دقت کنید که اینا تازه عروس و داماد نیستنا!... از بچگی همش پیش هم بودن و چهارسال هم محرم بودن... پس در حد دو دوست خیلی صمیمی با هم صحبت میکنن، به نظر من دیالوگاشون طبیعیه( البته در اینکه امیرحافظ حیا رو خورده و آبرو رو قی کرده شکی نیستا!)

دیدید وقتی مامورای آگاهی اومدن سر وقت هوشی چقدر قشنگ عصبی شد و همه چیو ریخت بیرون و تابلو کرد!... نتیجه اخلاقی : وقتی یکی رو میکشید خونسردی خودرو حفظ کنید.

529:


530:

تکرارش ساعت چند پخش میشه؟

531:

حدود 10 دقيقه به 4 بعد از ظهر

532:


533:

حرف من اینه که شما فرمودید نبود. مثلا خیلی واجب بود که توفیلمنامه امیر بزنه تو دهن اکرم؟
واسه ما این چیزا عادی شده که بیخیالشیم یا ...
از طرفی چرا این بزرگ با زنش اینقدر بد حرف میزنه؟شما دیدی که تاحالا اقدس به بزرگ یگه بالا چشمت ابروهه؟
من منظورمو مثل اینکه بد بیان کردم اول.

534:


535:

الله اكبر(به قول كوتي(گزارشگر سابق فوتبال))
ميدونم تا حالا خيلي گفتم اما هر چقدر مي خوام حرفي نگم نميشه!!
مي خواستم راجب يكي از بهترين هنرمنداي زن ايراني يعني خانوم آتنه فقيه نصيري باز صحبت كنم.واقعآ از ديدن بازي ايشون ذوق زده شدم! چقدر مسلط.چقدر روون.تو قسمت آنچه خواهيد ديد با چه حسي داشت اينارو ميگفت:مردم كمك كنيد!! غريبه ها رو بيرون كنيد!!‌اينا غريبه اند!!! يا اونجا تو دادگاه كه داشت راجب هوشي و كاميار حرف ميزد.
يه خانوم و اينقدر مانور در اجرا!!! يجورايي حس ميشه ايشون نقش اول هستند.من تا حالا نديده بودم!!! خيلي عالي.واقعآ عالي.مدل بازيگرهاي هاليوودي بازي ميكنه.من تا حالا همچين اجرايي نديده بودم.
خوشحالم كه يك خانوم ايراني انقدر توانا بازي ميكنه و به اوج بازيگري رسيده در سطح جهاني

536:


537:

کلا دیالوگ های اکرم و امیر حافظ خیلی مزخرفه .

این چه طرز صحبت کردن یک زن و شوهر هست .

قرار باشه هر زن و شوهری ابتدای راه زندگی با هم این طور حرف بزنن که سنگ رو سنگ بند نمی شه و طلاق و طلاق کشی می شه .

538:


539:

آخه اینا هر زن و شوهری نیستند.شرایطشون فرق داره!!
با نظر حمید جان هم موافقم خانم فقیه نصیری بازیگر تواناییه ولی تو تلویزیون و سینمای ایران کمتر دیده شده
یه جورایی به حقش نرسیده
ولی من دلم برای نقش انسی میسوزه .بنده خدا که امیر حاظ رو از دست داد . با بزرگ و خانوادش در افتاد.برای شوهرش هم که داره خودشو میکشه ولی خبر نداره داستان چیه

کلا بدبخت ترین شخصیتی که تو سریالهای ایرانی دیدم همین انسی خانومه

540:

من جای هوشیار بودم خودم رو معرفی می کردم.5 سال زندان بهتر از یک عمر عذاب وجدانه.

541:

هوشيار نه!! هوشنگ اسم باباشم كامياره!
اما خيلي سخته آدم خودشو جاي كس ديگه بزاره و بتونه درست تصميم بگيره.بايد تو اون شرايط باشي و طرف رو درك كني.بنده خدا قاطي قاطي بود از ترس

542:

الله اکبر !

هوشيار نه!! هوشنگ
نه...همون هوشیاره ! پلیس ساندیسیا اومده بودن ببرنش اسمشو گفتن دیگه...

خیلی باحال بود ...دیشب پلیسه هم دیگه پسر خاله شده بود میگفت هوشی !

*****
راستی اون خونه ونک هم تو ونک نیستا !
فلکه دوم تهرانپارس بود !

543:


544:

من نميدونم چرا برخي از دوستان بجاي يه نقد منطقي و فني ميان ميگن چرا اون زد تو گوش اون ! چرا اين اونو گاز گرفت و ... : دي

دوستان خواهشا به سليقه ي فيلمنامه نويس هم احترام بزاريد ! داستان تا اينجا بد نيست و قابل تحمله ولي ديگه نبايد از روابط

آدمها هم ايراد گرفت كه . جامعه ي گل و بلبل نداريم كه همه با هم خوب باشن ! ميگن چرا اميرحافظ و اكرم با هم بدن ؟ يعني

شما تو اين زمونه و با اين مشكلاتش نديديد دو نفر با هم (حتي الكي و بدليل اعصاب داغون ) كل كل كنن و سر به سر هم بزارن ؟

مگه تو جامعه ي ما همه ي كارها رو ما با تدبير و درايت انجام ميديم كه بايد از اين زاويه به فيلم ايراد بگيريم ؟ دوستاني كه

اينجوري دارن از فيلمنامه ايراد ميگيرن معلومه تو جامعه فقط حضور فيزيكي دارن ! مثل اينكه ديگه عادت كرديم به سناريوهاي

آبدوغي مثل فاصله ها ! با آدمهاي خوب و بد و شخصيتهاي شعاري !

545:


546:

فاضلی: "جراحت" سبک بصری معقول و مناسبی دارد

یک منتقد در یادداشتی که برای خبرگزاری مهر نوشته آورده است: سریال "جراحت" در یک بستر مضمونی و داستانی بدیع بخشی از جامعه و روابط درون خانواده و فامیل را به ما نشان می‌دهد که سالهاست به تصویر نیامده‌اند.

بعد از تماس خبرنگار مهر با غلامعباس فاضلی منتقد برای گفتگو درباره مجموعه های ماه رمضان او ترجیح داد به جای گفتگو یادداشتی درباره مجموعه تلویزیونی "جراحت" بنویسد. یادداشت وی در زیر آورده شده است.
فکر می کنم سریال "جراحت" یک اتفاق خوب و خجسته در روال سریالهای ماه مبارک رمضان باشد. در چند سال گذشته روال سریال سازی در ماه مبارک رمضان حول و حوش سه گرایش مضمونی چرخش داشته است.

دسته اول سریالهایی با مضمون فرشته و شیطان و برزخ و دوزخ هستند. این دسته سریالها در حال حاضر به نوعی بن‌بست رسیده اند، هر سال ناامید کننده تر از سال گذشته می شوند و مضامین دینی را به سطح رقت باری تقلیل می دهند. دسته دوم سریالهای کمدی هستند که مناسبت چندانی هم با ماه مبارک رمضان ندارند و عمدتاً بر داستانهای سخیف و پیش پاافتاده از پیدا کردن گنج گرفته تا مأمور و متهم فراری و یا روابط زن و شوهری استوار هستند و دسته سوم سریالهایی هستند که به انتقاد دینی/ اجتماعی می پردازند و عموماً مسائل خانواده های مذهبی را محور داستانی خود قرار می دهند.



اگرچه این سریالها در بسیاری موارد در مورد نقاط آسیب پذیر خانواده های مذهبی بزرگنمایی می کنند اما از آنجا که در ماه مبارک رمضان حال وهوایی پر آرامش و طبیعتاً با سعه صدر و انتقادپذیری بیشتر بر جامعه حاکم است این سریالها با مخالفت جدی مواجه نمی شوند.

"جراحت" به سیاق سریال‌های سری دوزی شده این سال‌ها سرشار از نماهای کج و معوج نیست و تماشاگر را در معرض بمباران جامپ کات‌ها قرار نمی‌دهد

اما سریال "جراحت" عملاً در هیچکدام از سه محور یاد شده قرار نمی گیرد. جنبه هایی از انتقاد اجتماعی را در خود داراست اما به سبک و سیاق روزنامه های زرد از انتقاد اجتماعی به عنوان حربه ای برای نشاندن مخاطب پای صفحه تلویزیون استفاده نمی کند. سریال "جراحت" دریک بستر مضمونی و داستانی بدیع بخشی از جامعه و روابط درون خانواده و فامیل را به ما نشان می دهد که سالها بود به تصویر کشیده نشده بود و این اولین امتیاز آن است.

"جراحت" به سیاق سریالهای سری دوزی شده این سالها سرشار از نماهای کج و معوج نیست و تماشاگر را در معرض بمباران جامپ کاتها قرار نمی‌دهد. سبک بصری معقول و مناسبی دارد. صدا وتصویر و موسیقی در آن جیغ و فریاد نمی زند تا خودش را به تماشاگر یادآوری کند.

روابط شخصیتها خوب تعریف شده است و انتخاب بازیگرها فوق العاده است. معمولاً بازیگران جوان زن از روزی که نقش "مادر" را ایفا کنند واهمه دارند. چرا که فکر می کنند دوران سالخوردگی آنها فرا رسیده است اما آتنه فقیه نصیری با نقشی که در سریال "جراحت" بازی کرده در واقع پا به عرصه ایفای بهترین نقش کارنامه حرفه‌ای اش تا امروز گذاشته از همیشه بهتر است. حضور او باعث می شود شخصیت "انسیه" از ورطه یک نقش پیش پا افتاده منفی خارج شود و اعتلاء پیدا کند.

ثریا قاسمی از زمان سریال "در پناه تو" چنین خوب ندرخشیده بود. امین تارخ و علی عمرانی نیز انتخابهای خوبی برای ایفای نقش دو برادر هستند که رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند.

سریال "جراحت" خوشبختانه مبتلا به سندرم تجمل گرایی که بسیاری سریالهای این سالها به آن مبتلا بوده‌اند هم نیست و خوشبختانه داستان پیچ خورده و تو درتوی هفتاد خانواده و یک توطئه گر بزرگ را روایت نمی کند و تلاش برای ساختن یک جور "هزار و یک شب" هم در آن صورت نگرفته است. "جراحت" درباره یک خانواده است. دو برادر و مادرشان اما ورای همه اینها فکر می کنم بزرگترین امتیاز این سریال وجود یک فرهنگ اصیل و سنتی ایرانی/ تهرانی در آن است.

سالهای سال است که همه تصور می کنند وقتی از فرهنگ اصیل و سنتی ایران یا تهران صحبت می کنیم باید یک جور جاهل مسلکی را به تصویر بکشیم. بسیاری فراموش کرده‌اند قبل از اینکه به جامعه پرغوغای فعلی برسیم در دهه 1360 و حتی اوائل دهه 1370 ما روابط عمیق و شایسته ای را در مناسبت بین دو برادر، مادر و فرزند، و زن و شوهر داشتیم و آدمها جور دیگری با هم حرف می زندند.

حالا "جراحت" این را به ما یادآوری می کند. به ما یادآوری می کند که صاحب چه چیزهایی بودیم و می توانیم آنها را از نو به دست آوریم. توجه کنیم که شخصیتهای "جراحت" گاهی فریاد می زنند و عصبانی می شوند اما در عصبانیت آنها یک جور نجابت و شرافت هست. فحاشی و پلیدی نیست.

البته قسمتهای اول این سریال به لحاظ معرفی شخصیتها و روابط خیلی بد بود و باعث شد بسیاری این سریال را پس بزنند. هم کارگردان و هم فیلمنامه نویس به این قاعده بی توجه بودند که "یک شروع خوب باعث می شود نیمی از بازی را ببریم" اما پس از گذشت چند قسمت "جراحت" راه خودش را پیدا کرد.

547:


548:

اسمش هوشیاره.به قول اون دستمون برادر ------- شخصی بهش می گفت هوشیار.

549:


550:

هوشی هوشیار هوشنگ بالا خره اسمش چی این بدبخت

551:

هوشیار اسمشه بهش می گم هوشی/

552:

یچه ها داشتین دکترو؟یاور بودش تو سریال فاصله ها!

553:

میگم این موبایل بزرگ که زنگ زد از کجا فهمید ناصر خانه!؟
آخه اصلا به صفحه موبایلش که نگاه نکرد!

554:


555:

راست میگی!!
هر کی بود، خیلی شبیه بود!!

556:

مگه اينجا جاي صحبت درباره جراحت نيست؟؟؟؟؟؟؟؟چه بحثيه پيش كشيديد؟

بنظر شما اسماعيل مرده؟ . تا همون صحنه تو بيمارستان كه دارن يه بيمار رو جابجا ميكنند همه گفتند كه نكنه اسميل خان بميره

بنظر من تو اون صحنه فقط داشتن اسماعيل رو از ICU به بخش عمومي منتقل ميكردن

.
.
.


557:


558:

دقیقا! اسماعیل 100% نمرده... چون همه اینا تو مشهد جمع میشن واسه زیازت... روی سنگ قبر هم نوشته بود منصور کیا... فکر کنم بابای بزرگ و اسماعیل باشه...

559:

نه بابا مرده کجا بود... زنش رضایت داده ببرنش عمل نخاع داشتن میزاشتنش رو تخت ببرنش اطاق عملی...

560:

بچه ها وقتی اسماعیل تصادف نمود...یه چیزی از دهنش پرید بیرون و همراه اون یه صدایی اومد..اون چی بود؟؟
ملیحه هم جربانو به بزرگ گفت که!

561:

ممکنه اهنگ مخصوصی واسه هر شماره گذاشته باشه

ملیحه هم جربانو به بزرگ گفت که!
همه این اتیش ها از گور ملیحه بلند شده

تیکه ای که لطیفه به بزرگ گفت گردن کلفت هم جالب بود .
اصلا انتظار این که اون حرفا بزنه نداشتم

562:

آقا كاميار بنظرتون وقتي كه هوشي هم درگير اين مسائل(سوختن خونه و سرايدارو ....) بشه چه بلايي سرش مياد؟


معلومه كه خيلي دلبستگي به هوشي داره

563:

تازه من قبل ماه رمضون یه تیکه از فیلمبرداری قسمتای آخرشو دیدم، پاهاش هم سالم میمونه...
(ضایع نشم خوبه!)

معمولا تو سریالای ما یکی که بیگناه میخاد بره بالای دار یه چیزیش میشه میره تو کما تا پلیس یا وکیل یا یه آدم خوب سر حوصله (10-12 قسمت) به اصل ماجرا پی ببره! رستگاران یادتونه؟

564:


565:

دستگاه قضایی ما انقدر بی در و پیکر و هرکی هرکی هست و قاضی های ما انقدر بی عدالت و ... هستن که بی گناه واسه یکی حکم صادر میکنن!؟؟

خدا میدونه چقدر آدم بی گناه کشته شدن...


خدا رحم کنه.

566:


567:

فاضلی: "جراحت" سبک بصری معقول و مناسبی دارد

یک منتقد در یادداشتی که برای خبرگزاری مهر نوشته آورده است: سریال "جراحت" در یک بستر مضمونی و داستانی بدیع بخشی از جامعه و روابط درون خانواده و فامیل را به ما نشان می‌دهد که سالهاست به تصویر نیامده‌اند.

بعد از تماس خبرنگار مهر با غلامعباس فاضلی منتقد برای گفتگو درباره مجموعه های ماه رمضان او ترجیح داد به جای گفتگو یادداشتی درباره مجموعه تلویزیونی "جراحت" بنویسد. یادداشت وی در زیر آورده شده است.
فکر می کنم سریال "جراحت" یک اتفاق خوب و خجسته در روال سریالهای ماه مبارک رمضان باشد. در چند سال گذشته روال سریال سازی در ماه مبارک رمضان حول و حوش سه گرایش مضمونی چرخش داشته است.

دسته اول سریالهایی با مضمون فرشته و شیطان و برزخ و دوزخ هستند. این دسته سریالها در حال حاضر به نوعی بن‌بست رسیده اند، هر سال ناامید کننده تر از سال گذشته می شوند و مضامین دینی را به سطح رقت باری تقلیل می دهند. دسته دوم سریالهای کمدی هستند که مناسبت چندانی هم با ماه مبارک رمضان ندارند و عمدتاً بر داستانهای سخیف و پیش پاافتاده از پیدا کردن گنج گرفته تا مأمور و متهم فراری و یا روابط زن و شوهری استوار هستند و دسته سوم سریالهایی هستند که به انتقاد دینی/ اجتماعی می پردازند و عموماً مسائل خانواده های مذهبی را محور داستانی خود قرار می دهند.



اگرچه این سریالها در بسیاری موارد در مورد نقاط آسیب پذیر خانواده های مذهبی بزرگنمایی می کنند اما از آنجا که در ماه مبارک رمضان حال وهوایی پر آرامش و طبیعتاً با سعه صدر و انتقادپذیری بیشتر بر جامعه حاکم است این سریالها با مخالفت جدی مواجه نمی شوند.


"جراحت" به سیاق سریال‌های سری دوزی شده این سال‌ها سرشار از نماهای کج و معوج نیست و تماشاگر را در معرض بمباران جامپ کات‌ها قرار نمی‌دهد

اما سریال "جراحت" عملاً در هیچکدام از سه محور یاد شده قرار نمی گیرد. جنبه هایی از انتقاد اجتماعی را در خود داراست اما به سبک و سیاق روزنامه های زرد از انتقاد اجتماعی به عنوان حربه ای برای نشاندن مخاطب پای صفحه تلویزیون استفاده نمی کند. سریال "جراحت" دریک بستر مضمونی و داستانی بدیع بخشی از جامعه و روابط درون خانواده و فامیل را به ما نشان می دهد که سالها بود به تصویر کشیده نشده بود و این اولین امتیاز آن است.

"جراحت" به سیاق سریالهای سری دوزی شده این سالها سرشار از نماهای کج و معوج نیست و تماشاگر را در معرض بمباران جامپ کاتها قرار نمی‌دهد. سبک بصری معقول و مناسبی دارد. صدا وتصویر و موسیقی در آن جیغ و فریاد نمی زند تا خودش را به تماشاگر یادآوری کند.

روابط شخصیتها خوب تعریف شده است و انتخاب بازیگرها فوق العاده است. معمولاً بازیگران جوان زن از روزی که نقش "مادر" را ایفا کنند واهمه دارند. چرا که فکر می کنند دوران سالخوردگی آنها فرا رسیده است اما آتنه فقیه نصیری با نقشی که در سریال "جراحت" بازی کرده در واقع پا به عرصه ایفای بهترین نقش کارنامه حرفه‌ای اش تا امروز گذاشته از همیشه بهتر است. حضور او باعث می شود شخصیت "انسیه" از ورطه یک نقش پیش پا افتاده منفی خارج شود و اعتلاء پیدا کند.

ثریا قاسمی از زمان سریال "در پناه تو" چنین خوب ندرخشیده بود. امین تارخ و علی عمرانی نیز انتخابهای خوبی برای ایفای نقش دو برادر هستند که رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند.

سریال "جراحت" خوشبختانه مبتلا به سندرم تجمل گرایی که بسیاری سریالهای این سالها به آن مبتلا بوده‌اند هم نیست و خوشبختانه داستان پیچ خورده و تو درتوی هفتاد خانواده و یک توطئه گر بزرگ را روایت نمی کند و تلاش برای ساختن یک جور "هزار و یک شب" هم در آن صورت نگرفته است. "جراحت" درباره یک خانواده است. دو برادر و مادرشان اما ورای همه اینها فکر می کنم بزرگترین امتیاز این سریال وجود یک فرهنگ اصیل و سنتی ایرانی/ تهرانی در آن است.

سالهای سال است که همه تصور می کنند وقتی از فرهنگ اصیل و سنتی ایران یا تهران صحبت می کنیم باید یک جور جاهل مسلکی را به تصویر بکشیم. بسیاری فراموش کرده‌اند قبل از اینکه به جامعه پرغوغای فعلی برسیم در دهه 1360 و حتی اوائل دهه 1370 ما روابط عمیق و شایسته ای را در مناسبت بین دو برادر، مادر و فرزند، و زن و شوهر داشتیم و آدمها جور دیگری با هم حرف می زندند.

حالا "جراحت" این را به ما یادآوری می کند. به ما یادآوری می کند که صاحب چه چیزهایی بودیم و می توانیم آنها را از نو به دست آوریم. توجه کنیم که شخصیتهای "جراحت" گاهی فریاد می زنند و عصبانی می شوند اما در عصبانیت آنها یک جور نجابت و شرافت هست. فحاشی و پلیدی نیست.

البته قسمتهای اول این سریال به لحاظ معرفی شخصیتها و روابط خیلی بد بود و باعث شد بسیاری این سریال را پس بزنند. هم کارگردان و هم فیلمنامه نویس به این قاعده بی توجه بودند که "یک شروع خوب باعث می شود نیمی از بازی را ببریم" اما پس از گذشت چند قسمت "جراحت" راه خودش را پیدا کرد.

568:

وقتی داشت تکرارش را نشون میداد من این قسمت را دقت کردم .

وقتی موبایلش زنگ زد و موبایل را از جیبش در اورد اونا ok کرد . یعنی دکمه سبز را زد و بعدش گذاشت دم گوشش . و اندکی هم مکث کرد . خوب توی این مدت حتما ناصر خان پشت گوشی حرف زده و صداش مشخص شده

569:


570:

چرا تو این چند قسمت اخیر، بازیگرا به جای اینکه بازی کنند، خل و چل بازی در میاورند!! از انسی (به قول اون دوستمون NC) بگیر تا خود جناب امیر که مثلا نرمال ترین فرد این مجموعست!
خواسته کارگردان از بازیگر = دیوونه بازی!!
در کل باحال شده... به نظر من در کل از در مسیر زاینده رود جلو زده...

571:


572:

توانایی‌ام را با بازی در مجموعه "جراحت" سنجیدم

بازیگر نقش کامیار در مجموعه تلویزیونی "جراحت" تاکید کرد بعد از مجموعه "دفتر خانه شماره 13" علاقمند بوده نقشی متفاوت بازی کند تا توانایی‌اش را برای ایفای یک نقش ویژه محک بزند. محمد عمرانی بازیگر نقش کامیار در مجموعه تلویزیونی "جراحت" درباره تضادهای نقش و احساس دو گانه او نسبت به خانواده و از سوی دیگر گرفتن انتقام به خبرنگار مهر گفت: برای هر بازیگری جذابیت دارد تا نقشی را ایفا کند که پیچیدگی‌های آن هم بیشتر باشد، مسلماً هر چه ابعاد مختلف نقش پررنگ‌تر باشد بازیگر بهتر می‌تواند برای نقش کار کند. برای بازی در مجموعه تلویزیونی "جراحت" هم سعید نعمت‌الله نویسنده سر صحنه حضور داشت. در واقع او و محمدمهدی عسگرپور کارگردان راهنمایی زیادی برای نقش می‌کردند. می‌توانم بگویم موفقیت این نقش را مدیون این دوستان هستم.
وی درباره اینکه با توجه به حضور نویسنده سر صحنه آیا پیش آمده بود شما هم پیشنهادی درباره نقش بدهید، توضیح داد: بله، پیش آمده بود، اما بیشتر در جزییات بود و نه در ساختارهای کلی. در واقع تعامل بود که صورت می گرفت یا درباره برخی دیالوگ‌ها نظرم را به نویسنده می‌گفتم و او هم با دلیل موافقت یا رد می‌کرد. در مجموع همکاری خوبی بود.
امین تارخ و علی عمرانی در نمایی از "جراحت"
بازیگر نقش کامیار درباره تفاوت نقشش در مجموعه "جراحت" نسبت به سریال "دفترخانه شماره 13" آخرین بازی‌اش در یک مجموعه تلویزیونی گفت: این نقش با سریال "دفترخانه شماره 13" متفاوت بود. معمولاً بیننده در درام با شخصیت‌های سیاه یا سفید مطلق ارتباط برقرار نمی‌کند، به همین دلیل علاقمند بودم نقشی را بپذیرم که متفاوت باشد تا بتوانم خودم را محک بزنم و بگویم این توانایی را دارم تا نقش متفاوتی را بازی کنم.
عمرانی در پاسخ به این سئوال که اگر بازی در مجموعه "جراحت" به شما پیشنهاد نمی‌شد و نقشی مانند سریال "دفترخانه شماره 13" پیشنهاد می‌شد، نمی پذیرفتید، گفت: نه، قبول نمی‌کردم. منتظر یک انتخاب خوب بودم تا بتوانم نقش متفاوتی را بازی کنم که با دیگر کارهایم تفاوت داشته باشد.
وی درباره اینکه آیا پخش شبانه مجموعه رمضانی "جراحت" در انتخاب شما تاثیر داشته، چرا که بازیگر بیشتر دیده می‌شود، توضیح داد: وقتی مجموعه‌ای هر شب روی آنتن می‌رود، مسلماً تماشاگران هم علاقمند به دیدن آن هستند. مجموعه "جراحت" هم بعد از افطار و در زمانی پخش می‌شود که مردم می‌بینند. اگر بازیگر خوب بازی کند، مسلماً بیشتر دیده می‌شود و اگر بد باشد خیلی لطمه می‌خورد. پخش هر شبی یک مجموعه تاثیر زیادی در دیده شدن بازیگر دارد و از سوی دیگر در کنار این امتیاز اگر خوب نقش را ایفا نکند ضربه زیادی می‌خورد.
این بازیگر درباره تقابل نقشش با نقش علی عمرانی (اسماعیل) برادرش توضیح داد: ما فقط یک سکانس بازی با هم داشتیم و بقیه برخوردها و خصومتها در گفتگوهایی است که رد و بدل می‌‌شود. علی یک بازیگر حرفه‌ای است و من هم سال‌ها است بازی می‌کنم. من و علی در کار همکار هستیم و در خانه برادر.
عمرانی درباره اینکه معمولاً مجموعه‌های ماه رمضان خیلی با شتاب ساخته می‌شود،گفت: با توجه به اینکه تصویربرداری این مجموعه چند ماه قبل از ماه رمضان شروع شد، به همین دلیل هیچ مشکلی نداشتیم و بدون استرس کار می‌کردیم.
وی در ارزیابی مجموعه "جراحت" گفت: من قلم سعید نعمت الله را خیلی دوست دارم. مجموعه "زیر هشت" او را به دقت می‌دیدم و لذت می‌بردم. در مجموعه "رستگاران" به نویسندگی او بازی داشتم. همچنین در یک تله فیلم که او نویسندگی را بر عهده داشت نقشی را ایفا کردم. نگاه و طرز تفکر نعمت‌الله را دوست دارم. او شعار نمی‌دهد و به زیبایی به مفاهیم انسانی می‌پردازد. مخاطب از نصیحت کردن مستقیم دوری می‌کند و نعمت‌الله با شناخت خوبی که از مخاطب دارد در نوشته‌هایش با ظرافت کامل به مفاهیم اخلاقی و انسانی می‌پردازد. او پرداخت خوبی هم درباره شخصیت‌ها دارد.
این بازیگر درباره همکاری با محمدمهدی عسگرپور گفت: من قبل از پروژه "جراحت" افتخار آشنایی با عسگرپور را نداشتم، اما با او تجربه خوبی در این سریال داشت. او با آرامش زیادی کار را کارگردانی می‌کرد و این آرامش او برای بازیگر هم لذت بخش بود.
عمرانی در پایان افزود: اگر چه منتظر انتخاب یک نقش خوب در تلویزیون بودم، اما در این مدت بیکار نبودم، چون بازیگر نمایش‌های رادیویی هستم و همیشه فعالیت بازیگری دارم.

---------- Post added at 06:59 PM ---------- Previous post was at 06:57 PM ----------

كريمي: «جراحت» مبتني بر ارزش‌هاي خانواده ايراني بنا نهاده شده است

خبرگزاري فارس: يك منتقد با بيان اينكه سريال «جراحت» مبتني بر ارزش‌هاي خانواده ايراني بنا نهاده شده است، گفت:«امين تارخ» در سريال «جراحت» يكي از به يادماندني‌ترين بازي‌هاي خود را ارائه كرده است.


«پژمان كريمي» عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس در مورد مجموعه تلويزيوني «جراحت» ساخته محمد مهدي عسگرپور، اظهار داشت: سريال «جراحت» از قصه جذابي برخوردار است، قصه‌اي پرتعليق كه مبتني بر ارزش‌هاي خانواده ايراني بنا نهاده شده است.
وي در ادامه تاكيد كرد: اساسا مخاطب ايراني دلبستگي خاصي به اين نوع قصه‌ها دارد كه در آن دغدغه‌ها و ارزش‌هاي ‌يك خانواده دستمايه قرار داده شود. اتفاقي كه در قالب مجموعه تلويزيوني «جراحت» افتاده است.
كريمي تصريح كرد: در اين مجموعه شاهد كشمكش جدي ميان خانواده دو برادر بر سر ازدواج فرزندان‌شان از يك سو، كشمكش «اسماعيل» (علي عمراني) و «كاميار» (محمد عمراني) از سوي ديگر، مقاومت «اكرم» و «امير حافظ» بر حفظ پيوند زناشويي از ديگر سو و همچنين موضوع «اسماعيل» و زني كه از او در راستاي ازدواج دوم خواستگاري كرده، از طرف ديگر فضا و زمينه خوبي براي تعليق به وجود آورده است، نويسنده (سعيد نعمت الله) هم به خوبي از اين فضا استفاده كرده است.
اين منتقد در ادامه افزود: در اين مجموعه «مامان لطيفه» با بازي «ثريا قاسمي» به عنوان برآمده‌ از نسل گذشته، نمودي از عواطف بي‌شائبه و زلال در حكم تلطيف كننده روابط خانوادگي هر زمان و هر جا كه لازم باشد، وارد عمل مي‌شود.او به عنوان مادر، نزد دو پسر و خانواده‌هايشان از احترامي والا برخوردار است. ارائه چنين تصويري از مادر و جايگاه او رنگ و بوي نوستالژيك به اين مجموعه بخشيده است.
او گفت: در مجموعه تلويزيوني «جراحت»، قلم «سعيد نعمت الله» ضمن ارائه روايتي روان، صريح و دلنشين از قصه‌اي خوب، ديالوگ‌هاي دلنشين نوشته شده است، ديالوگ‌هايي شيوا، نقض و گاه در اندازه اندرز و نكته حكمت آميز است.
اين منتقد ادامه داد: او بر خلاف بسياري از نويسندگان تلويزيون به خوبي به جايگاه ديالوگ به عنوان عمق بخشي به محتوا و عاملي بر جذابيت اثر به خوبي واقف است و با زحمت و وسواس به ديالوگ‌نويسي مي‌پردازد.
«پژمان كريمي» در پايان اين گفت‌وگو نيز خاطرنشان كرد: در مجموعه تلويزيوني «جراحت»، بي‌ترديد «امين تارخ» (بزرگ) يكي از به يادماندني‌ترين بازي‌هاي خود را ارائه كرده است و معتقدم كه پخش و معرفي صحنه‌هايي در قسمت بعدي سريال نمايش داده مي‌شود، خود مي‌تواند عامل جذابيت براي كشش مخاطب باشد.

---------- Post added at 06:59 PM ---------- Previous post was at 06:59 PM ----------

صائمي: «جراحت» مناسبات انساني در نظام خانوادگي را آسيب‌شناسي مي‌كند

خبرگزاري فارس: «سيد رضا صائمي» معتقد است كه سريال «جراحت» با اين كه از داستان تلخي برخوردار است اما با مخاطب ارتباط برقرار كرده و به‌نوعي اين سريال تضاد بين سنت و مدرنيته را به تصوير مي‌كشد و به‌نوعي آسيب‌شناسي مناسبات انساني در نظام خانوادگي را نيز مطرح مي‌كند.


«سيد رضا صائمي» عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس در مورد مجموعه تلويزيوني «جراحت» ساخته محمدمهدي عسگرپور، اظهار داشت: به نظر من در ميان سريال‌هاي در حال پخش ماه مبارك رمضان، دو سريال «جراحت» و «در مسير زاينده رود»، از سوي مخاطبان با اقبال بيشتري مواجه شده‌اند چرا كه هر دو اين سريال‌ها در بستر يك درام به مسائل خانوادگي پرداخته‌اند.
وي در ادامه تاكيد كرد: مجموعه تلويزيوني «جراحت»، در بستر يك ملودرام خانوادگي به سمت تراژدي در حركت است و اگر چه اين سريال بسيار تلخ و گزنده به كار خود ادامه مي‌دهد اما با استفاده از يك متن قوي و قصه خوب توانسته با مخاطب ارتباط برقرار كند.
اين منتقد در ادامه افزود: سريال «جراحت» به نوعي آسيب‌شناسي مناسبات انساني در نظام خانوادگي را نيز مطرح مي‌كند و چند سال گذشته نيز سريال «آواي فاخته» ساخته بهمن زرين‌پور هم با همين تم مورد توجه زيادي از سوي مخاطبان قرار گرفت چرا كه وقتي يك سريال به مناسبات مختلف و كشمكش بين آدم‌ها مي‌پردازد، جذاب مي‌شود و مورد استقبال قرار مي‌گيرد. يعني مخاطبان بعضي از تجربيات خود را در اين سريال مشاهده مي‌كنند و با كار همذات پنداري مي‌كنند و اين قصه نيز ملموس و جذاب است.
صائمي تصريح كرد: سريال «جراحت» بناي روايتي خود را مبتني بر تضاد و كشمكش خانواده قرار داده است و اين موقعيت دراماتيك و تعليق سريال خوب درآمده است چرا كه كشمكش و تعليق دروني را با استرس بيروني تلفيق كرده است و در كنار آن فشارهاي طبيعي نظام اجتماعي، به اين مسئله دامن زده و تعليق سريال را خوب نشان مي‌دهد و به نوعي مجموعه تلويزيوني «جراحت» تضاد بين سنت و مدرنيته را به تصوير مي‌كشد.
وي در ادامه به متن خوب «سعيد نعمت‌الله» اشاره كرد و افزود: يكي از عامل موفقيت سريال «جراحت» ديالوگ‌پردازي خوب است كه غلظتش نسبت به سريال «زير هشت» كم‌تر است اما ديالوگ‌ها در اين سريال به صورت جذاب روايت مي‌شود.
سيدرضا صائمي به ضعف سريال «جراحت» نيز اشاره كرد و افزود: استفاده از اين تكنيك كه در پايان هر قسمت چند تكه در پايان پخش مي‌شود، خوب نيست چرا كه به نوعي اين شيوه تعليق‌شكني مي‌كنند و ذهن مخاطب را درگير مي‌كند در صورتي كه يك سريال وقتي تمام مي‌شود، يك تعليق در ذهن مخاطب ايجاد مي‌كند تا قسمت‌هاي بعدي را پيگيري كند.
اين منتقد سريال «جراحت» را گامي مثبت در كارنامه «محمدمهدي عسگرپور» ارزيابي كرد و گفت: تيتراژ آغازين و پاياني كار هم خوب درآمده است و شكستن شيشه يك قابليت نشانه‌شناسي و محتوايي دارد و با محتواي قصه همخوان است.
سيدرضا صائمي به لحاظ فني هم اين سريال را خوب ارزيابي كرد. وي در عين حال به محدوديت لوكيشن‌هاي كار اشاره كرد و گفت: فضاسازي تعليق چنداني ندارد و اگر تنوع لوكيشن بيشتر بود، بالطبع اين سريال از جذابيت بيشتري برخوردار بود.
وي در ادامه در مورد بازي‌هاي سريال «جراحت» نيز گفت: در مجموع باز‌ي‌ها خيلي شاخص نيستند و «امين تارخ» (بزرگ) شخصيت مانند «دكتر طاها پژوهان» سريال «اغما« ساخته سيروس مقدم را تكرار كرده است. «ثريا قاسمي» (مامان لطيفه) مدام نقش‌هاي تكراري ايفا مي‌كند و بازي‌اش گل‌درشت شده است و يك‎دستي خود را از دست داده است اما «علي عمراني» (اسماعيل) خوب و كنترل شده بازي كرده است.
سيدرضا صائمي در پايان اين گفت‌وگو نيز خاطرنشان كرد: هر مجموعه‌اي كه به تضاد و كشمكش ميان خانواده‌ها بپردازد جذاب است، چرا كه مخاطبان بخشي از زندگي خود را در اين سريال مي‌يابند و با آن همذات پنداري مي‌كنند.
وي گفت: مايلم به اين نكته هم اشاره كنم كه در سريال «جراحت»، رابطه برادري ميان «امين تارخ» (بزرگ) و «علي‌ عمراني» (اسماعيل) در اين سريال خوب درآمده و از جذابيت دراماتيكي برخوردار است.

573:

احساس ميكنم ديگه از اين قسمت به بعد فيلم داره كش پيدا ميكنه واسه اين كه صرفا تا آخر رمضان پر كنه ! كلا داستان خوبي

داره اما اونقدر گستردگي نداره كه بشه ازش يه 30 قسمتي ساخت . كاراكتر فقيه نصيري هم در قالب يك مادر اصلا جالب توجه

نيست با توجه به استيل و ميميك صورتش اصلا نميتونم متصور شم كه مادر يه پسر جوون باشه و اون كل كل ها و ... . يه

مقدار توي اختلافات داره غلو ميشه به نظر من ( گاهي حرمتها هم شكسته ميشه ) . البته من مخالف شكستن حرمت توي يه فيلم

نيستم ولي ايراني جماعت همچين آدمايي نيستن كه رابطه ي مادر و فرزنديشون اينطوري باشه ! اين فيلم موضوعش درامه و

قطعا داره حكايت جامعه رو نشون ميده ! بايد بهتر اين برخوردها رو بسط ميداد .

574:

این قسمت جنایت و مکافات انسی رو خوب نشون داد!

آخرش این امیرحافظ اونقدر بی ادبی میکنه و شیلنگ تخته میندازه که اکرم میفهمه نه بابا این همچین مالی نیست... فقط من موندم که تو این 4 سال امیرحافظو نشناخته؟... امیر اکرم نماد دو تا بچه ننر سختی نکشیدن!

اینهمه هی گفتین اقدس توسری خوره و بزرگ با زنش خوب رفتار نمیکنه به گوشش رسید و اونم دور ورداشته سر یه چیز خیلی مسخره! اقلا یه دعوای حسابی میکردن بعد میرفت خونه خواهرش!

آنچه خواهید دید قسمت قبل که مال این قسمت بود خوب سرکار گذاشت... من فکر کردم که NC اول قضیه ملیحه رو میفهمه بعد میره سرم و از دست اسماعیل میکشه!

575:


576:

اين انسي خيلي قاطي داره ها!! اونجا ديديد واسه اينكه امير نره دنبال اكرم ورداشت اون سرم دست اسماعيل رو قطع كرد و خون فواره كرد!!
فكر كنم حالا كه فهميده قضيه اسماعيل و مليحرو بره 1 آمپول هوا بزنه به اسي و خلاصش كنه! كلا‌اعصاب نداره

577:


578:

خوب به بنده خدا حق بدید .خودشو برای اسماعیل داره میکشه بعدش حاج آقا چشمش دنبال یکی دیگس

579:


بی گناه ؟ قاضی باید به چی نگاه کنه شما بفرمائید ؟

وقتی مدارک تکمیل میشه و مدرکی هم دال بر بی گناهی طرف نیست ، فشار از سمت خانواده مقتول نباید باشه و کار سریع انجام بشه ؟ نزار بیخود پای دستگاه عدالت .... بی مشکل نیست ولی بی در و پیکر هم نیست

داغدار که شدی (خدا نکنه ایشالله) متوجه میشی ... اونم وقتی ظلم پشتش باشه

580:

این اسماعیل هم آدمه هوس بازیه! اول با زهره بوده بعد کناره سد انسی رو میبینه و به اون شدت عاشقش میشه... بعد هم که عاشق رفیق انسی ملیحه میشه...!

581:

حمید جان حقا که تو به درد عاشقان آگاهی

حالا فردا چرا پخش نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟

582:

من فکر کنم درنهایت انسی هم ,بره تیمارستان ,کناردست خواهرکامیار!!!!پر واضحه که Nc مشکل روانی داره....

منو میگی دیگه؟

این قسمت کاملا تو کف دیالوگ های پسر بزرگ بودم....تو قسمت قبل آقا واسه من جا انداخته وسط حیاط با لپ تاپ درس میخونه تو این آشفته بازار....فکر کنم از اون بی خیالهای منگه....حالا اگه ما بودیم مثل اسپند روآتیش بودیم...[COLOR="Silver"]

583:


584:

اين امير حافظ تو اين سريال زياده..!

585:

به نظر من که امیر حافظ ثبات اخلاقی نداره.اکرم باید طلاقش بده.

586:

من که هیچ حقی بهش نمیدم .

اگه هم داره واسه اسماعیل خودشا می کشه فقط به خاطر این هست که به واسطه اون بتونه امیر حافظ را از اکرم دور کنه .

چون اگه رابطه اسماعیل و بزرگ خوب بشه محاله امیر حافظ از اکرم دل بکنه .

همین طور هم که توی این چند قسمت دیده شده امیر حافظ داره خودشا از اکرم جدا می کنه .

این قسمت کاملا تو کف دیالوگ های پسر بزرگ بودم....تو قسمت قبل آقا واسه من جا انداخته وسط حیاط با لپ تاپ درس میخونه تو این آشفته بازار....فکر کنم از اون بی خیالهای منگه....حالا اگه ما بودیم مثل اسپند روآتیش بودیم...[
پسر بزرگ که کارش خیلی درسته .

این همه کامیار به هوشی گفت خودتا و زنتا قاطی این ماجرا نکن . اما هوشی کاری کرد کارستون

اونجا که کنار در با لپ تاپ نشسته بود خیلی جالب بود


یه نکته هم این که علارغم این که توی این سریال هیچکدوم به حرف همدیگه گوش نمیدن ، دو قلوهای هوشی ماشالله چقدر حرف گوش کن هستند .

587:

تمام بدبختی تو این سریال زیر سر امیر حافظه
اگه این نبود که اکرم حامله نمی شد
اگه این نبود که سر ازدواجش با اکرم داداشا به جون هم نمی افتادن

588:


589:

ریشه همه‏ی بدبختی ها از جناب بزرگه که گذاشت یه صیغه محرمیت بین دختر و برادرزادش خونده بشه و 4 سال ادامه پیدا کنه...

590:


591:

جالب :

بزرگ به کامیار : درز بگیر = خفه شو (مودبانه!)
مامان لطیفه به راننده آژانس: آقا از این گوشی دستیا دارین؟ (=موبایل!)

صحنه ای که انسی داش به اسماعیل آب میداد : مامان لطیفه گفت : سلام بر حسین...موهای تنم سیخ شد
کلا آدم احساس میکنه فضای سریال یه مقدار از این زمان دوره بیشتر به دهه 40-50 یا فوقش 60 نزدیکه: مادرشوهر هی خونه این عروس یا اون یکی، زنها مطیع و مودب، دو تا جوون که آگاهیشون در حد گلابیه! حالا با یه لپ تاپ و گوشی htc شاید فضا عوض شه؟؟!!...نه؟

592:


593:

سلام
دوستان یکی لطف میکنه یه توضیح مختصر از قسمت دیشب بگه؟
تکرارشم ندیدم کی داد
مرسی

594:

موهای تنه منم سیخ شد.چه تفاهمی داریم
اگه این نبود که اکرم حامله نمی شد
خوب با یکی دیگه ازدواج میکرد بعد حامله یشد
چون اگه رابطه اسماعیل و بزرگ خوب بشه محاله امیر حافظ از اکرم دل بکنه
مگه بازی شطرنجه شوهرشه دوستش داره

595:

ency

596:

ency نه NC واقعا ادم مذخرفیه تو قسمت قبل سرنگو ازدست اسماعیل کشید خون فواره زد

597:

پس چرا امشب نشون نداد...؟



کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

FileGir / تاپیک جامع فایل گیر ▓ توضیحات در پست اول ▓
Uploadbaz آپلود و ریموت آپلود رایگان تا سقف 1 گیگابایت + 10 گیگ فضای رایگان بدون زمان تاخیر برای دانلود
Rapidbaz / همه چيز در مورد رپيدباز
دور زدن سایتهای رپیدشیر-مگاآپلود-مگاشیر-فایل فکتری-4شیرد و ...
▓ ...تاپیک جامع ترکرها / بحث و بررسی پیرامون ترکرهای خصوصی تورنت... ▓ (قوانین در پست دوم)
[ Yahoo! Mail ] / تمامی مسائل ياهو ميل

»»» صنـدلی داغ طراحان وب انجمن های پی سی ورلد - مهمان این دوره: " ? " «««
پروژه پارسی سازی وبسایت W3Schools
آموزش پاک کردن ویروسی که Folder Option را حذف می کند !
منابع مفید و مرجع در طراحی وب
war dialing
تاپیک مشاوره و راهنمایی در مورده وب سایت جدید DaRiOuShJh ?!؟
*