مرز ميان عشق و عقل در ازدواج !!!


مرز ميان عشق و عقل در ازدواج !!!



مرز ميان عشق و عقل در ازدواج !!!
سلام به تمام عاشقان پاك و صادق و ساده دل و مجرد و مزدوج !!!!!!!

من يه مشكل دارم ميخواستم با شما عزيزان هم در ميون بزارم كه ممكنه مشكل بچه هاي ديگه هم باشه چه خانمها و چه آقايون محترم .... در واقع نوعي بلاتكليفي و سردر گمي و عدم رسيدن به نتيجه مطلوب و تصميم گيري و به نوعي كنار آمدن با حقايق و واقعيات تلخ روزگار و خود ..........

اين مشكليست كه سالهاست بامنه خوب دوستاني كه تجربه كافي دارند كمك كنند لطفا !!!!!

مشكلاتم رو با چند سئوال مطرح ميكنم و خودم در بحثها شركت نميكنم و فقط از نظرات شما عزيزان
استفاده ميكنم خواهشا براي پاسخ خود نقل قول نكنيد ... شوخي خنده و .... هم نداريم !!!!!

۱ـ شما چگونه ازدواج كرديد با عشق قبل از ازدواج ( آشنايي و دوستي قبلي )يا عشق بعداز ازدواج
( به روش سنتي و قديمي ) در واقع آشنايي اوليه از كجا شروع شد ؟؟؟ من فكر ميكنم مهم باشه...

۲ـ اگر مجرد هستيد كدام يك رو ترجيح ميدهيد و به چه دلايلي ؟؟؟

۳ـاين مسئله چقدر در آينده زندگي شما ميتونه نقش مثبت يا منفي داشته باشه و اصولا تفاوتي هم داره ؟؟؟تا چه اندازه ؟؟؟

۴ـ آيا اعتقاد داريد كه ازدواج بايد كاملا منطقي و عقلاني باشه...عشق و علاقه چقدرمهمه ؟؟؟

۵ـ آيا اعتقادات خود رو فداي عشق خود مي كنيد ؟؟؟

۶ـ اگر عشق واقعي داشته باشيد ولي از نظر مسائل مادي و اقتصادي امكانات لازم رو نداشته باشيد
چكار ميكنيد ؟؟؟

۷ـ اگر عشق واقعي داشته باشيد ولي خانواده ها مخالف باشن چكار ميكنيد ؟؟؟

۸ـ معيار و ملاكهاي شما براي انتخاب همسر و شريك زندگيتون چيه ؟؟؟

۹ـ اصولا به اختلافات فرهنگي ... اقتصادي ... اعتقادي ... سني ... مدرك تحصيلي ... زيبايي ...
چقدر اهميت ميدهيد و توجه ميكنيد ؟؟؟

۱۰ـ نقش نيازهاي شخصي و روحي ورواني و جنسي در ازدواج و تشويق جوانان با وجود مشكلات فراوان فعلي در ايران چقدر ميتواند مهم باشد ؟؟؟

آيا حاضريد به هر قيمتي ازدواج كنيد ؟؟؟

مرز ميان عشق و عقل در ازدواج كجاست ؟؟؟

منتظر حضور سبز شما عزيزان انديشمند گفتمان هستم و اميدوارم به نتيجه مطلوب برسيم !!!!!!!!



مطالعه و فنون ان

1:

سلام.من تجربه اي دارم كه نمي گم اما حرفام حتما به دردتون ميخوره!!

اگه ازدواج از رايشان منطق و عقل باشه اولش خوبه!

اگه از رايشان عشق باشه سختي زياد داره اما احساس خوشبختي بيشتري داره!

چون دل رازي تره
اگر خوانواده ها ببينند با كسي كه ازدواج كردي خوشبختي و با هم خوبين به مررو وقت اونها هم راضي ميشن!

البته كمي وقت ميبره!

اگه از رايشان منطق و بدون عشق ازدواج كردي خودتي تا اخر عمر نمي توني راضي مني!!

و هميشه دنبال عشق ميگردي!!

و تا اخر عمر از اينكه عاشق نيستي ميسوزي!!


اعدام بهنود . شما بودید چه می کردید !؟

2:

سلام
به نظر من ازدواج و انتخاب مساله پیچیدهای هست
به نظر من انتخاب باید از روی دل باشه وبا عقل تایید بشه
ایندو بدون هم کامل نیستند


چند سوال از گلدکوئست !

3:

به نظر حقیر، لزومی ندارد که عاشق به معشوق برسد.


خشم
دلیل اون نیز واضح هست : چون وقتی برسد، دیگر عشقی وجود ندارد.


سوال کردن از خدا.


کاربران محترم هم میهن بیایید با اعتیاد بجنگیم!

4:


به عقیده برخی ، وصال مدفن عشق هست ...


ملت همیشه علاف


نژاد پرستی، آری یا نه؟

5:

این شعار منه
عاقلانه انتخاب کن
عاشقانه زندگی کن

6:

[quote=Tabassom;19930]سلام.من تجربه اي دارم كه نمي گم اما حرفام حتما به دردتون ميخوره!!

اگه ازدواج از رايشان منطق و عقل باشه اولش خوبه!

اگه از رايشان عشق باشه سختي زياد داره اما احساس خوشبختي بيشتري داره!

چون دل رازي تره
اگر خوانواده ها ببينند با كسي كه ازدواج كردي خوشبختي و با هم خوبين به مررو وقت اونها هم راضي ميشن!

البته كمي وقت ميبره!

اگه از رايشان منطق و بدون عشق ازدواج كردي خودتي تا اخر عمر نمي توني راضي مني!!

و هميشه دنبال عشق ميگردي!!

و تا اخر عمر از اينكه عاشق نيستي ميسوزي!![/quote]


منم اومدم همینا رو بنویسم ....




البته یه چیزی بگم اونایی که میگن سپس ازدواج عشق به وجود میاد باید بگم کاملا در اشتباهن چون روانشناسیه عشق میگه اونا به هم عادت دارند و این ادت وابسته به یه سری مسایل چون رابطه ی جنسی و تعهد سپس ازدواج و ...

و اگر یه وقتی موردی پیش بیاد که زوج از هم جدا باشند و یه چیزی تیشه به ریشه ی این عادت بزنه دو نفر اعصابشون خرد میشه دلشون برای هم تنگ میشه و فکر مینمايند همدیگرو دوست دارند!

من از این نوع زندگی متنفررررم!

7:

به نظز من اصلا عشقی وجود نداره که بخواد مرزی برای اون قائل شد

8:

مبینا جان اگر عشقی نباشد ادمی نیست !

خداوند خود خالق عشق هست و ما معشوق !!

9:

بايد به عقل و احساس به يك ميزان توجه كرد و گرنه توجه زياد از حد نسبت يه يكی باعث غفلت نسبت به ديگری ميشه

10:

عشق یعنی علاقه شدید قلبی به کسی یا چیزی خداوند خالق هست و ما مخلوق پس اصلا ما با خدا قابل قیاس نیستیم

11:

اگه تو عشق با عقلت بری جلو همش به درای بسته میخوری
آخه عاشقی همش دیوونگی
پس با دلت پیش برو

12:

ازدواج با آشنايي قبلي
ازدواج عقلاني و با شناخت كامل كه به نظر من باعث دوست داشتن هم ميشه
به نظر من اگه كسي از اعتقاداتش براي هر مسئله اي بگذره آدم قابل اعتمادي نيست
اگه عشق واقعي داشته باشم و از انتخاب درستم مطمئن باشم سعي مي كنم خانوادمو در صورت مخالفت مجاب كنم ولي نه به هر قيمتي
هر چه در زمينه هاي ( فرهنگي - اقتصادي -اعتقادي -سني -مدرك تحصيلي -زيبايي)اختلاف كمتر باشه بهتره
اختلاف كمترتفاهم و درك بيشتر
اگه انتخاب عقلاني و درست باشه عشق هم وجود داره ولي بلعكسش نه


13:

برای ازدواج و تشکیل زندگی ، در انتخاب همسر هر گاه عقل یا عشق به تنهایی دخیل و معیار باشد شکست خورده و مایوس می شویم...

نه عشق به تنهایی راه به جایی می برد و نه عقل !!!

هر دو لازم و ملزوم همند....

زندگی بی عشق بی روح و سرد ، و بی عقل سست بنیان و در معرض آسییب هست !


مرض میان عشق و عقل شناخت هست و شناخت و شناخت !

14:

اوه چقدر این تاپیک قدیمیه! البته صاحب تاپیک یا تا الان بچه دار شده یا اینکه .....

اما خب یه چیزی واضح و مشخصه اونم اینکه درباره ی یه همچین مقوله ی مهمی نمیشه به همین راحتی و در چند پست به نتیجه رسید ...
نظر شخصی خودمو میگم :

100% عشق قبل از ازدواج مهمتره و من این نوع ازدواج رو می پسندم به عشق سپس ازدواج زیاد اعتقادی ندارم ...

البته انکارش هم نمیکنم.

در ازدواج کردن باید حتما منطقی برخورد کنی چون در غیر اینصورت نباید منتظر پدید آمدن زندگی خوب باشی ازدواج با عاشق بودن تفاوت داره به عقیده ی فیلسوفان بسیاری ازدواج، مدفن عشق هست یعنی عاشق و معشوق لزوما به هم نمیرسن؛ خیلی از داستان های کهن هم که میبینین عشق توش وجود داره افراد بهم نمیرسن ...
البته این به این معنی نیست که با عشق نمیشه ازدواج کرد! همه چیز این دنیا نسبیه مطلق وجود نداره بنده خدا اینشتین خودشو کشت تا اینو ثابت کنه به امت ....

اگر عشق واقعی داشته باشم ولی امکانات ازدواج رو نداشته باشم (خانه ماشین کار وضع اقتصادی) 100% ازدواج نمیکنم من با ازدواج تعهد پیدا میکنم و باید طرف مقابلم رو تامین کنم پس بی خردیه که برای صرف وصال ازدواج کنم ...

هرگز! البته بیشتر تصمیم میگیرم عاشق نشم تا کسی رو وابسته ی خودم کنم..

عشق واقعی که خانواده ها مخالف باشن زیاد مهم نیست راستش من خیلی مستقلم و مستقل عمل میکنم کاری که بدونم صحیحه انجام میدم و اونا هم اعتماد دارن به من.

معیار انتخاب همسر 100% مهمترین و اولینش پاک بودنه! خیلی مهمه...


15:

حس می کنم، توی جلسه خواستگاری نشستی، داری این حرفا رو به طرف مقابلت میگی!

16:


نه به هیچ وجه از حرفای توی جلسه خواستگاری خوشم نمیاد ...
من ترجیح میدم همسرمو از قبل شناخته باشم و جلسه ی خواستگاری شاید شناختن خانواده ها باشه نه شناخت من از همسرم در 2 یا چند جلسه ی کوتاه خواستگاری توی یه اتاق در بسته! به هیچ وجه

17:

برای من جالبه که خانوم تبسم قبل تر ها (نزدیک 5 سال قبل) اینقدر واضح و روشن حرف میزده و مینوشته.

الان باید به بعضی پستهاشون رمزگشا و مترجم وصل کرد!

18:

1 و 2 و 3- من روش سنتی رو ترجیح میدم ، چون همون طوری که من ی پسر رو بهتر می تونم بشناسم مادرمم که ی دختر ی دختر رو بهتر از من میتونه بشناسه ، پس ترجیح میدم اون انتخاب کنه و من بررسیش کنم برای تایید ، این طوری اختلاف خانوادگی هم کمتر پیش میاد چون توی ایران وقتی 2 نفر باهم دارن ازدواج می کنن دو تا خانواده دارن با هم ازدواج میکنن در واقع نه دو نفر

4- آدم باید عاقلانه ازدواج کنه عاشقانه زندگی کنه و انسان موجود اموزش پذیری و عشق سپس ازدواج حتما به وجود میاد ( مخصوصا اگه قبلا دوست دختر نداشته باشی ) فقط باید یاد بگیری که چگونه عشقتو ابراز کنی ( کتاب هیا زیادی در این زمینه منتشر شده که من کتاب های دکتر باربارا اونجلس ، انتشارات نسل نو اندیش رو به عنوان یک کتاب مرجع توصیه می کنم که توی بازار پر هستش )

5- عشق به نظرم ن ادامه دهنده ی عقل هستش و نه در تضاد با عقل که نیاز به فدا کردن اعتقاد داشته باشه ، جایی که عقل آدم کم میاره باید از عشق کمک بگیری ( این نگاهی به عقل و عشق جنبه ی دینی داره و بیشتر و برای آشنایی باهاش دوستان می تونن به موتون مذهبی در رابطه با ازدواح کراجعه کنن )

6- ازدواج نمی کنم و استقامت می کنم چون عشق به وجود میاد و از بین میره ، کم میشه ، زیاد میشه ( البته عشق ما آدما این طوری شده ) و سختی های بیش از حد به خصوص مالی سپس ی مدت عشق رو از بین میبره

7- دوست داشتن تنها برای زندگی کافی نیستش و یکی از شرایط که باید باشه ( ی پهار پایه رو در نظر بگیر شما ، با ی پایه وای نمیسه و می افته ) و همون طوری هم که قبلا فرمودم ازدواج توی ایران یعنی ازدواج کردن دو خانواده با یکدیگر و اگه خانواده مخالف باشن توی این دوره زمون که از صرف شروع کردن و بدون کمک خانواده تشکیل زندگی تقریبا غیر ممکن سعی میکردم یا با خانواده ها بیشتر صحبت کنم و راضیشون کنم یا بیخیال ازدواج با طرف میشدم
یک نفر ممکن دوست خیلی خوبی برای شنا باشه ولی نتونه همسر مناسبی برای شما بشه...

8- کلا میشه زندگی رو به 5 قسمت تقسیم کرد به نظر من :
دینی - فکری - مالی - روحی - احساسی - جنسی
که هر کودوم از این قسمت ها خود جای بحث طولانی داره و تاکید می کنم نیاز به آموزش

آب پشت سد انرژی زیادی داره اما اگه نشه منطقلش کرد به مزارع فاییده نداره ، احساسات و افکار و ارزش ها هم ارزش زیادی دارن ولی اگه نشه منطقلشون کرد بی ارزش میشن و انگار که وجود ندارن و برای انتقالشون نیاز به آموزش دیدن هست.

9- این موضوعات موضوعاتی هستن که از فرهنگ و تربیت انسان ها ناشی میشن برای مثال یک فرد مذهبی ممکن بر طبق روایات و احادیث اولویت بندی کنه معیار هاش رو و یک فردی در خانواده ی مادی گرا یک طور دیگر ،و .........
ولی در کل سعی کنید بر طبق واقعیات موجود جامعه و شرایط موندگار و نه زود گذر اولویت های خود را تعیین کنید

10 - به نظر من ی موقع شما نیاز داری ازدواج کنی ی موقع می تونی ازدواج کنی

اگه بگن کی نیاز داری به نظر من از 19 شروع میشه نیاز به ازدواج اگه بگن کی می تونی ازدواج کنی وقتی که از نظر مالی ، فکری و روحی به درجه ی مناسب رسیده باشی


کی به این درجات میرسی ؟


چون انسان موجود اموزش پذیری اون دیگه بستگی به دوستان و خانواده و محیطی داره که توش بزرگ شدی و باید دید که اون اموزش هارو بهت دادن یا نه ؟


خیلیا هستن طرف 2 تا بچه هم داره و ده سال ازدواج کرده اما صبرش اندازه ی یک بچه دبیرستانی...

خوب طرف از نظر فکری این ی قسمتش لنگ میزنه ، حالا ی آدم کلی ابعاد داره که باید بررسی کرد و در اخر به این نتیجه رسید که نمره ی قبولی برای ازدواج میگیره یا نه ....

از نظر مالی هم که فکر نکنم نیازی به فرمودن باشه.



........................


ازدواج در سنین پایین خوبی که داشت این بود که دو طرف باهم رشد میکردن و عین دو تا نهال که از کوچیکی باهم پیوندشون بزنی به هم دیگه اخت میگرفتن و این طوری اختلاف کمتری به وجود میومد + اینکه هیچ کودوم ادعای خاصی نداشتن ، الان اون یکی میگه من دکتر بودم با تو ازدواج کردم اون یکی میگه منم مهندسی بودم ، پسر میگه من ماشین داشتم دختره میگه من بابام فلان بود، همش ادعا !


...............................

عشق مدل های مختلفی داره

عشق از دیدگاه فلسفه ی معنی میده......
از نگاه شعر ی معنی ......
از نگاه عرفا ی معنی....
از نگاه افراد توی جامعه ی معنی .....
از نگاه روانشناسی ی معنی.....

ولی کلا به نظر من به شخصه نیازی نیست برای اینکه به شهوت مشروعیت ببخشیم اون را با عشق قاطی کنیم این دوتا ی موضوع جدا هستش و عشق یعنی گذشت از خود به خاطر معشوق که آخر سرم لطف معشوق شامل حال عاشق میشه و هر دو یکی میشن و قطره به دریا می پیوند و با هم ما میشن.....

موفق و پیروز باشد
در پناه حق


69 out of 100 based on 44 user ratings 269 reviews