عقل و نقل مکمل هم یا در مقابل هم


عقل و نقل مکمل هم یا در مقابل هم



عقل و نقل مکمل هم یا در مقابل هم
در دید دین داران و دین ستیزان
عقل مکملی بر نقل انبیا است و یا در تقابل با آن



حق زندگي داريم تا حق زندگي!

1:



کمک به یک جوان پریشان حال

2:

منظومه عزيز و سايرين اگر ممكنه راجع به نظرتون توضيح بديد
چرا كه حق با اجماع بدست نمياد
پيشاپيش ممنونم


کمک کنید بیش از این الوده نشه

3:

منظور يعني همان داستانهاي بي سر و ته!
مانند داستان حضرت سليمان و دسته ي مورچگان
و هدهد شانه بسر !!
در ميان آدربايجاني ها بكسي كه چرت و پرت بگايشاند
ميگايشانند " ناقل دمه ! " يعني قصه و داستان بي سر و ته نگو!


موافق و مخالف کمک کنید کشور را بسازیم

4:

روزبهمنظور من از نقل اون چيزيه كه در تاريخ اومده
و شمايي كه مدام شك ميكني و علم بر عدم درستي اين گونه صحبت ها داري تا حالا به اين شك كردي كه اين حرف ها بتونه در كنار عقل باشه نه در رو به رايشان اون
و اگر بشه اثبات كرد عقل و نقل در كنار همه اونوقت دگر انديشي از لحاظ عقلي زير سوال ميره اگر شما اين حركت را به خاطر ترس زير سوال برديد (كه از شما بعيد هست) كه هيچ
اما اگر سخن ارزنده اي در اثبات يا نقض اين سخن داريد (كه احتمالا داريد) ما منتظريم
ولي اگر ام از اين دوست بيش تر توضيح دهيد متوجه نشديم


آیا بدحجابی یا بی حجابی مجوزی برای مزاحمت است؟

5:

عقل نياز به مكمل ندارد، چون خود معيار و راه كمال هست.


كتابهاي كارلوس كاستاندا

دانش از كاربرد خرد بدست ميايد و انباشته ميشود و بهروزي
از خرد هست.


تهاجم غربي يا تهاجم عربي !

خرد، مايه ئ زندگاني شناس
خرد، افـسر جاوداني شناس

6:

مزدک
تجربه بشر پس چه می شود؟
برای یک تحقیق علمی نظریه داده شده و سپس تجربه شده و به یک فرمول یا یک کشف خواهند رسید!
خود اینشتین که توانست به وسیله نظریه ها و کشف های خود جهان علم را دگرگون سازد.

به وسیله تجربه دانشمندان و محققان قبلی بود.

دانشمندانی که پس از تحقیق فراوان و آزمایشات گوناگون به نتیجه مورد نظر نمیرسیدند.

و اینشتین توانست با هوش سرشار خود از نتایج این تجربیات نهایت هستفاده را بکند.
در دین و تاریخ نیز بدین گونه هست که باید از تجربیات قبلی ها هستفاده کرد.
در تاریخ ما ابتدا نقل داریم و بعد عقل.

یعنی نقل موادیست خام.

و از لحاظ علمی کم ارزش.
این مواد باید با عقل انسان سیقل شود تا بتوان از اون هستفاده کرد.
والا اگر نقلی نباشد .

تاریخی بدین شکل وجود نمیداشت!
...


7:

شما نوشته ئ مرا درست نخوانديد:
نوشته اصلي بوسيله مزدك
...


دانش از كاربرد خرد بدست ميايد و انباشته ميشود..
يعني دانش همان بخش آزمون شده و ثابت شده ئ " نقل "
هست و خود " نقل " ، اگر با اسلوب دانشي نبوده باشد و
اثبات نشده باشد، پشيزي ارزش ندارد.

يعني تجارب بشر
هم در قالب دانش هستند كه ميتوانند چراغ راه آينده باشند
و نه هر تجربه اي كه ميتواند " بنادرست" تفسير شود.


مثلاً ممكن هست كه نيكان ما تجربه كرده باشند كه از زير
آجر، عقرب بيرون ميايد، و نتيجه بگيرند كه عقرب از
آجر زاده ميشود و بر اين پايه، مثلاً بايد خانه را از كاهگل
ساخت!.

پس تجربه هم وقتي ميتواند بكار گرفته شود كه
برايشان اون، اسلوب دانشيك، كه چكيده ي همان منطق و خرد
هست، پياده شود.

8:

موافقم
چون معتقدم علم مسیر را برای انسان روشن میکند و بدون علم اشتباه انسان در زندگی حتمیست
اما علم مسیر را به انسان نشان نمیدهد .

تنها مسیر را روشن میسازد.


9:

ببخشيد مزدك كه دير جواب دادم اما لزوم نياز به مكمل براي عقل رو مي شه از اينجا فهميد كه خود عقل خطا نداره اما ما داريم و ما از اين عقل هستفاده مي كنيم پس خود عقل وجوب مكمل رو اثبات مي كنه

10:

سخن شما از دو راستا نادرست هست.


يكي اينكه عقل ما خطا دارد و نسبي هست،
يعني يكي كمتر و يكي بيشتر دارد، براي
همين يكي در چاه ميافتد و يكي نمي افتد...


ديگر اينكه هرچه كه نقل شده هم از همين
ذهن بشري سرچشمه گرفته هست ( يعني
فراورده ئ عقل بشري در تراز هاي گوناگون
هست) و ما هيخ دليل و اثباتي در دست نداريم كه
نقلي " حقيقت مطلق" و مثلاً فرستاده از سايشان
منبع دانش مطلق ( خدا) و ..

باشد.

( براي همين
هم هر دين و فرقه و ..

ادعاي درست بودن جهان
بيني خودش را دارد).


بر اين پايه ما بايد " تولرانت" يا اهل تسامح و تسامح
باشيم و چون ميدانيم كه خرد و دانش ما كامل نيست،
هيچ آموزه و يا نقلي را حقيقت 100٪ و مطلق ندانسته
و ذهن خود را براي پذيرش چيز اهيي كه خردپذير (تر)
به نگر ميايند، باز نگه داريم، كه تنها در اينصورت هست
كه دودمان بشر شانسي براي بقا دارد.

11:

عقل یک لوازم هست, پس به تنهایی کاربرد ندارد.
همه ی انسانها دارای عقل هستند و به یک اندازه.

اما بهره برداری همه از عقل به یک میزان نیست.

بنابراین عقل نیاز به هستفاده ی درست دارد...


12:

عقل پایه همه چیزاست
عقل از نقل برای روشن شدنمسیر هستفاده میکند چون همه چیزبا اندیشه صرف بدست نیآید وبسیاری موارد و البته موضوعات از تیررس عقل خارج هست و بسیاری را عقل بصورت تدریجی درک می کند (یعنی کم کم اشتباهات خود را برطرف می کند)
نقل یکی از منابع عقل هست تجربه منبعی دیگر هست وتفکر صرف فلسفی هم خود یک منبع هست
اما اصل و تشخیص دهنده عقل هست
حال عقل میتوانداز متون دینی از تجربهو یا ...

برای روشنایی مسیر هستفاده کند بنابراین نه می توانفرمود مکمل هست و نه در مقابل
ولی ممکن هست عقل برای فهمیدنموضوعی از چندمسیر هستفاده کندو نتایج اون در برابر هم باشند در اینجا مطمئنا خطا یا خطاهایی رخ داده که عقل باید اون ها را شناسایی و بر طرف کند

13:

از اونجائی که عقل منحصرا مربوط به حواس پنجگانه میشه بنابراین نمیشه فرمود کامل هست و نقلیات هم چون محدود به وقت و مکان و وابسته به انسانی هست که نقل میکنه بنابراین قابل اطمینان نیستند .در نتیجه فقط تجربه خود شخص ملاک عمله و در تقابل بین عقل و نقل در نزد خود شخص میشه به یه اطمینان پنجاه %ی رسید


69 out of 100 based on 54 user ratings 179 reviews