تاپيك اختصاصي لئوناردو داوينچی


تاپيك اختصاصي لئوناردو داوينچی



کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید




کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید



■ گل بادام ( ادبيات كودكان )

1:



تاريخچه هنرستان و هنرکده موسيقي ملي

2:



سبک شناسی

3:



مصاحبه با خواننده نماد کوچه و بازار

4:

سلام
پارتهاي 2 و 3 كار نمي‌كنند
البته نه اينكه پاك شده باشند !!! اووون لينكها معتبر نيستند و اشتباه نوشته شده‌اند
اگه دقت كنيد متوجه مي‌شيد كه همون لينك قسمت اول براي دو قسمت بعدي نوشته شده و فقط به حاي Part1 نوشته شده Part2 و Part3
در حاليكه اووون عددي كه بين لينكهاي رپيد وجود داره هيچگاه يكسان نيستش
-----------------------------------------------------------------------------------------
حالا چون بچه‌هاي خوبي بودين خودم لينكهاي صحيح رو گير آوردم
کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید


نقـاشـی [ تاپیک اختصاصی ]

5:

چرا لينكها خرابن؟


كي چي مينوازه(يا با چه سازي كار بلده)

6:

تاریخ پست هاشونو نگاه کنید بعدا" بگید چرا خرابند .


معرفی مشاهیر موسیقی غرب
من هم نیاز دارم به این لینکها .


بیماری های نوازندگان
یکی از دوستان لینک جدید رو سرور ر
پید شیر .

کام بذاره ممنون

7:



تاریخ تولد : ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ روستای وینچی، فلورانس
تاریخ وفات : ۲ مه ‌۱۵۱۹ آمبواز، فرانسه
ملیت : ایتالیایی

جذابترین فرد دورة رنسانس در 15 آوریل 1452 نزدیک قریة وینچی، تقریباً % کیلومتری فلورانس، متولد شد.


به مدرسه‏ای در نزدیکی منزل وارد شد.

با عشقی فراوان به ریاضی، موسیقی، و رسم پرداخت، و با آوازمطالعهو عود نواختن پدر خویش را شاد می‏ساخت.

برای خوب نقاشی کردن همة‌ اشیای طبیعت را با کنجکاوی، صبر، و دقت بررسی می‏کرد.

علم و هنر، که در مغز او به نحوی شگرفت با هم آمیخته شده بودند، فقط یک پايه داشت، و اون مشاهدة دقیق بود.

هنگامی که پانزده ساله شد، پدرش او را به هنرگاه وروکیو در فلورانس برد و اون هنرمند چیره‏دست را به پذیرفتن او به شاگردی خویش ترغیب کرد.

تقریباً تمام امت تحصیلکرده از داستان وازاری دربارة نقاشی فرشته‏ای توسط لئوناردو در سمت چپ تصویر غسل تعمید مسیح کار وروکیو آگاهند و می‏دانند که اون هستاد چگونه شیفتة زیبایی اون فرشته شد، و این شیفتگی چه‏سان باعث شد که وروکیو نقاشی را کنار گذارد و پیکرتراشی پیشه کند.

شاید داستان این تغییر حرفه پس از مرگ وروکیو جعل شده باشد.

وروکیو چندین تصویر سپس غسل تعمید مسیح ساخت.

شاید در روزهای کارآموزی خود بود که لئوناردو تصویر عید بشارت (موزة لوور) را با فرشتة‌ نازیبا و باکرة مضطرب اون نقاشی کرد.

مشکل به نظر می‏رسد که او ظرافت را از وروکیو آموخته باشد.


در همین اوان، سر پیرو ثروتمندتر شد: چند ملک خرید، خانوادة خود را به فلورانس برد (1469) و متوالیاً چهار زن گرفت.

زن دوم فقط ده سال از لئوناردو بزرگتر بود.

وقتی که سومین زن پیرو کودکی برای او آورد، لئوناردو با ترک خانه و رفتن نزد وروکیو از تراکم جمعیت منزل کاست.

در اون سال (1472) به عضویت گروه قدیس لوقا درآمد.

مرکز این گروه یا اتحادیه، که عمدتاً از داروفروشان،‌ پزشکان، و هنرمندان تشکیل شده بود، در بیمارستان سانتا ماریانوئووا بود.

احتمالا لئوناردو در اونجا موقعيتی برای تحصیل تشریح داخلی و خارجی به دست آورد.

شاید در اون سال او- یا شخص دیگری- تصویر تشریحی لاغر قدیس هیرونوموس را، که اکنون در تالار واتیکان هست و به او نسبت داده می‏شود،‌ رسم کرده باشد.

نیز شاید او بوده هست که نزدیک سال 1474 تصویر زیبا و جاندار اما نارسای عید بشارت را، که اکنون در اوفیتسی هست، ساخته هست.


در 1478 شورای شهر از او خواست نمازخانة سان برناردو در کاخ وکیو را نقاشی کند.

ولی بنا به علتی، این مأموریت را انجام نداد؛ گیرلاندایو اجرای کار را به عهده گرفت؛ فیلیپینو لیپی اون را به اتمام رساند.

مع‏هذا هیئت مدیره بزودی به او و بوتیچلی مأموریت دیگری داد.

این مأموریت عبارت بود از ساختن تصویر دو مردی که به سبب توطئه علیه لورنتسو و جولیانو مدیچی به دارآویخته شده بودند.

شاید لئوناردو، باعلاقة نیمه معتلی که به عیوب جسمانی و رنج انسانی داشت، تا حدی مجذوب این مأموریت شنیع شده بود.


اما او در حقیقت به همه چیز علاقه‏مند بود.

تمام حرکات و سکنات بدن و حالات چهرة انسان، همة جنبشهای حیوانات و نباتات از تموج ساقه‏ های گندم در مزرعه تا پرواز پرندگان، پستی و بلندیهای کوهسار،‌ امواج و جریانهای آب و باد، انقلابات هوا و حالات مختلف آسمان- همة اینها برای او بس شفرمود‏ انگیز بودند.

تکرار هیچ حالتی سحر و رمز اون را برای وی کسالت‏ آور نمی‏کرد،‌ او هزاران صفحة کاغذ را از شرح مشاهدات خود از صور مختلف پرکرده و تابلوهای بیشمار با هزاران شکل متنوع رسم کرده بود.

وقتی رهبانان سان سکوپتو از او خواستند تا تصویری برای نمازخانة اونان بسازد (1481)،‌ او موضوع ستایش مجوسان را انتخاب کرد و چندان خاطر خود را به جزئیات طرح اون مشغول داشت که تصویر را هرگز به پایان نرساند.


مع‏هذا این پرده یکی از بزرگترین آثار اوست.

طرحی که او برای تصویر ریخت کاملا با اصول هندسی ژرفانمایی تطبیق می‏کرد؛ سطح تصویر را به مربعاتی تقسیم کرد که مرتباً و با نسبت دقیق کوچک می‏شدند- معلومات ریاضی لئوناردو همواره با هنر نقاشی او به رقابت برمی ‏خاست و گاه نیز با اون همکاری می‏کرد.


اما هنر لئوناردو چندان نیرومند بود که در کشمکش با علم همواره پیروز می‏شد؛ در این مورد نیز غلبه با هنر بود:‌ مریم عذرا در این تصویر حالت و وجناتی داشت که در تمام آثار لئوناردو از آغاز تا پایان دیده می‏شد؛ مجوسان باوقوف زایدالوصف یک جوان هنرمند، به ایجاد وخوی پیروان رسم شده‏اند؛ و «فیلسوف» سمت چپ تصویر قیافة اندیشمند نیمه ‏شکاکی دارد، بدان‏سان که گویی نقاش،‌ به محض برگرفتن قلم، داستان مسیحیت را با یک روح شکاک ودر عین حال پر از ایمان، از آغاز تا پایان، از نظر گذرانده هست.

در اطراف این اشخاص تقریباً پنجاه نفر جمع شده‏ اند، گویی هرگونه زن و مردی به سوی مهدکودک شتافته ‏اند تا با ولع بسیار معنی حیات و نور عالم را دریابند و راز زندگی را در مجموعة بزرگی از ولادتها کشف نمايند.


اشاره به این فرمودة حضرت عیسی: «.‌..

من نور عالم هستم، کسی که مرا متابعت کند در ظلمت سالک نشود، بلکه نور حیات را یابد.» «انجیل یوحنا»، باب هشتم این شاهکار ناتمام، که باگذشت ایام تقریباً محو شده، در اوفیتسی فلورانس نصب شده هست؛‌ اما فیلیپینو لیپی بود که نقاشی مورد قبول برادران سکوپتو را اجرا کرد.

عادت لئوناردو، جز در چند مورد هستثنایی،‌ این بود که بسیار بلنداندیشی کند؛ خود را در آزمایش جزئیات مستغرق سازد؛ و در ورای موضوع، دورنماهای بیشماری از اشکال انسانی، حیوانی، و نباتی، صور معماری، صخره‏ها و کوهها، و نهرها و ابرها و درختان را به حیطة تصور درآورد؛ بیشتر مجذوب فلسفة تصویر شود تا کمال فنی اون؛ و بالاتر از همه اونکه کار کوچکتر رنگ‏آمیزی تصاویری را که بدین گونه برای عیان ساختن فحوا پدید آمده‏ اند، به دیگران واگذارد؛ و اونگاه، پس از رنج فکری و جسمی بسیار، از نارسایی دست و اسباب‏کار در تعبیر رؤیای کمال دستخوش نومیدی شود: به جز چند مورد هستثنایی، خوی و سرنوشت لئوناردو از ابتدا تا انتها بدین گونه بود.

ماني فام

8:


9:

نام اثر : مونالیزا



تاریخ خلق : بین سالهای 1503 تا 1505
تکنیک : رنگ روغن
اندازه ها : ۷۶٫۸ × ۵۳ cm
مالک : موزهٔ لوور

تابلوی نقاشی مونالیزا که به لبخند ژوکوند نیز شهرت دارد، شاهکار لئوناردو داوینچی هنرمند مشهور ایتالیایی هست.این اثر هستثنایی در طول تاریخ چندین بار ربوده شده، و با اینکه ۵۰۰ سال از وقت خلقش می‌گذرد اما آسیب چندانی ندیده‌است.تابلوی مشهور لبخند ژوکوند به دلیل لبخند بسیار مرموز مونالیزا و همچنین سبک نوین نقاشی لئوناردو داوینچی در اون وقت، به شهرت جهانی رسید.


فرموده شده‌است که داوینچی سفارش نقاشی این اثر را بین سالهای ۱۵۰۳ تا ۱۵۰۶ دریافت کرد،[نیازمند منبع] اما اون را به موقع تحویل نداد و چند بار اون را عوض کرد.هم اینک اصل تابلو در موزه لوور در فرانسه نگهداری می‌شود.


ریشه تاریخی
از تاریخ این چنین بر می آید که فردی بنام فرانسیسکو بارتولومئو از اشراف شهر فلورانس از داوینچی خواسته هست که پرتره همسر سوم خود یعنی لیزا اونتونیو ماریارا برای او نقاشی کند.[نیازمند منبع] داوینچی نزدیک به چهار سال روی این اثر هنری کار کرد و پس از اتمام نقاشی در سال ۱۵۰۷ این تابلوی زیبا را به فرانسیسکو نفروخت، فلورانس را ترک کرد و اونرا نزد خود نگاه داشت.برخی معتقد هستند از اونجایی که لئوناردو تابلو را تمام نکرده بود اونرا به فرانسیسکو نفروخت و بسیاری دیگر معتقد هستند که لئوناردو عاشق این تابلو بوتد.


داوینچی در سال ۱۵۱۶ هنگامی که تابلو مونالیزا را در چمدان‌های خود داشت وارد فرانسه می‌شود و اون‌را به پادشاه وقت فرانسه فرانسیس اول می فروشد.

پس از اون به مرور وقت این اثر زیبا در شهرهای مختلف فرانسه نقل مکان می‌کند تا اینکه پس از انقلاب فرانسه، مونالیزا موزه لوور را به‌عنوان خانه خود انتخاب می‌کند.ناپلئون اون‌را از موزه برمی دارد و به اطاق خواب خصوصی خود می‌برد[نیازمند منبع] ولی پس از تبعید ناپلئون این اثر دوباره به لوور بازگردادنده می‌شود.
جای خالی مونالیزا بر روی دیوار، لوور
در ۲۱ اوت سال ۱۹۱۱ تابلو مونالیزا توسط یک دزد ایتالیایی دزیده می شود و به ایتالیا آورده می شود.

پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده می‌شود و پس از انجام برخی فعالیت‌های اداری و قانونی تابلو دوباره به لوور بازگردانده می‌شود.
در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو نمود که مرمت اون سال‌ها به طول انجامید.

در دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و مسکو میزبان این تابلو بودند.


10:


11:

نام اثر : شام آخر



تاریخ خلق : 1495-1498.


تکنیک : ----
اندازه ها : ۴۶۰×۸۸۰
مالک : سانتا ماریا

▪ این نقاشی بر روی دیوار صومعه Santa Maris delle Grazie در نزدیکی شهر میلان ترسیم شده هست.


▪ گویا این صومعه ، صومعه خانوادگی دوک Lodovico بود و توسط وی برای این نقاشی انتخاب شده بود.


▪ این نقاشی دارای ۴۶۰ سانتی متر ارتفاع و ۸۸۰ سانتی متر پهنا هست.


▪ داوینچی سه سال تمام بر روی این نقاشی کار می کرد و سرانجام اونرا در سال ۱۴۹۸ تکمیل کرد.


▪ این نقاشی در قسمت فوقانی دیوار ترسیم می شد بیشتر روزها هنگامی که داوینچی برای نقاشی با وسایلش بالای نردبان می رفت تا هنگامی که رنگ های همراهش به اتمام نرسیده بود پایین نمی آمد.

گاهی تا سه شبانه روز بدون اونکه حتی برای خوردن و آشامیدن کار را تعطیل کند لاینقطع نقاشی می کرد.


▪ قل هست که نتیجه کار به سرعت محبوب و پر طرفدار شده بود و پادشاه فرانسه اونچنان شیفته این اثر شده بود که دستور داد تا تمام دیوار را به فرانسه منتقل نمايند.

البته این اتفاق نیافتاد چون با وسایل اون روزگار چنین انتقالی عملا غیر ممکن بود.

(البته امروز فقط سایه ای از اون اثر باقی مانده هست.)
▪این نقاشی آخرین شب زندگی حضرت مسیح را به تصویر می کشد .

هنگامی که مسیح به حواریون می گوید که می داند کسی از این جمع به وی خیانت می کند.این نقاشی در واقع عکس العمل این دوازده حواری که در درجات مختلف از ناراحتی و تعجب برنامه دارند را نمایش می دهد.
▪ یکی از وی‍ژگی های این نقاشی تصویر کردن تمامی حواریون در کنار مسیح و قراردادن یهودا (واری خائن) در میان سایرین بود.

(در نقاشی های قبلی مانند این و این از این مراسم یهودا جدا از سایر حواریون ترسیم می شد.) هستدلال دایونچی این بود که فرد خائن چون تا فردای اون شب ناشناس بوده پس دلیلی نداشته که جدا از سایرین برنامه بگیرد
▪ یهودا(نفر دوم با ریش سیاه در سمت راست حضرت مسیح ) در این اثر تنها کسی هست که با حالتی تدافعی خودش را از مسیح دور می کند( به حالت دست های وی دقت کنید) و چهره وی در سایه برنامه دارد
▪ در پس زمینه سه پنجره ترسیم شده هست که نور پردازی صحنه از طریق این سه منبع نوری بتامین می شود، بزرگترین پنجره دقیقا پشت سر حضرت مسیح برنامه گرفته هست ، به این ترتیب در پشت سر حضرت مسیح که در کانون تصویر برنامه گرفته هست هاله ای از نور دیده می شود.(مقایسه کنید دقت در نورپردازی این نقاشی را با بسیاری از سریال ها و فیلم های ایرانی که توسط کارگردان های پرمدعا و بی مایه سینما و تلویزیون ساخته می شود و حتی با امکانات امروزی قادر به چنین نور پردازی نیستند)
لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر
لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر دچار مشکل بزرگی شد:
می بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند.
روزی دریک مراسم, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان یافت.
جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت.

سه سال گذشت.
تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز بری یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت.

به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر موقعيتی بری طرح برداشتن از او نداشت.


گدا را که درست نمی فهمید چه خبر هست به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر اون چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شفرمودی و اندوه فرمود: من این تابلو را قبلاً دیده ام!داوینچی شفرمود زده پرسید: کی؟!گدا فرمود: سه سال قبل، پیش از اونکه همه چیزم را از دست بدهم.

موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!می توان فرمود: نیکی و بدی یک چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته هست که هر کدام کی سر راه انسان برنامه بگیرند.

12:


13:



سال های متمادی هست که تابلوی «مونالیزا»، شاهکار هنری «لئوناردو داوینچی»، حقایق و افسانه های بسیاری را بر زبان ها رانده، اما سرآغاز این داستان ها اون جاست که یک نقاش تصمیم می گیرد لبخندی را به غارت برد.


۱۰ نکته ی خواندنی و کمتر فرموده شده درباره ی شاهکار نقاشی دوره ی رنسانس را بازگو می کنیم:

۱) بازجویی «پیکاسو» و «آپولینر»
پیکاسو از اون جا به داستان دزدی مونالیزا گره می خورد که دو مجسمه ی دزدی را خریداری می کند.

این مجسمه های ارزشمند توسط «گری پیرت» بلژیکی از موزه ی «لوور» به سرقت رفته بودند و این نقاش سرشناس بدون این که از این سرقت اطلاعی داشته باشد، این دو اثر هنری را خریداری می کند.


پیکاسو و دوست شاعرش «گیوم آپولینر» به اداره ی پلیس احضار می شوند و درباره ی تابلوی «مونالیزا» مورد بازجویی برنامه می گیرند.

ابتدا آپولینر دستگیر می شود و به مدت یک هفته در بازداشتگاه نگه داری می شود و پس از او پیکاسو احضار می شود که با کتمان داشتن هرگونه رابطه ای با دوستش، آزادی خود را به دست می آورد.



۲) ۲۸ ساعت بعد!
۲۸ ساعت طول کشید تا مسوولین معروف ترین موزه ی آثار هنری فرانسه متوجه شوند «مونالیزا» در جای خود برنامه ندارد.

کسی که اولین بار متوجه فقدان «مونالیزا» شد نقاشی به نام «تام هوبلر» بود که طبق برنامه برای نقاشی گالری موزه ی «لوور» به این محل آمده بود، اما متوجه شد این زن اسرارآمیز ناپدید شده هست.

با این حال وی متوجه به سرقت رفتن نقاشی نشد، زیرا یک پروژه ی عکاسی در موزه در حال انجام بود که طبق اون آثار هنری موجود در گالری از محل خود به مکان دیگری در ساختمان منتقل می شدند که شرایط بهتری برای عکس برداری از این شاهکارهای هنری فراهم آید.


هوبلر از نگهبان خواست تا نقاشی مورد نظر را از عکاسان پس بگیرد تا وی کار خود را تکمیل کند، اما نگهبان در کمال تعجب با این پیغام برگشت: «می دانی چیست؟ عکاسان می گویند نقاشی دست ما نیست!»

۳) کافکا و نشان شرمساری
پس از اطلاع از به سرقت رفتن «مونالیزا» موزه ی «لوور» برای بررسی بیشتر این قضیه به مدت یک هفته بسته شد و پس از گذشت این مدت، درهای موزه ی مشهور فرانسوی به روی جمعیت کثیری از امت باز شد که به تماشای جای خالی «مونالیزا» آمده بودند.


در میان کسانی که برای دیدن این نشان شرمساری شتافتند، نام «فرانتس کافکا»، نویسنده ی معروف و خالق رمان هایی چون «مسخ»، «قصر» و «محاکمه»، به چشم می خورد.


موزه ی «لوور» پس از یک سال، پرتره ی «بالداساری کاستیلیونه» از شاهکارهای «رافائل» را به جای «مونالیزا» به دیوار آویخت.



۴) میلیونرهای آمریکایی
با گم شدن «مونالیزا» شایعه های متعددی از گوشه و کنار شنیده می شد که حاکی از ظن به مجموعه داران میلیونر آمریکایی بود.

«جی.

پی.

مورگان»، «هنری کلی فریک» و «اچ.

ای هانتینگتون» از ثروتمندان آمریکایی بودند که فرموده می شد برای لذت شخصی خود این سرقت را برنامه ریزی کرده اند.

اما بازجویی این افراد هم پلیس را به شاهکار داووینچی نرساند.



۵) ۶۵۰۰ مونالیزا
اگرچه امروزه داووینچی و موزه ی «لوور» را با «مونالیزا» می شناسند، اما تا قبل از به سرقت رفتن این اثر هنری، کمتر کسی با «مونالیزا»
آشنا بود.

در واقع می توان فرمود این دزدی بود که «مونالیزا» را یک شبه به شاهکاری جهانی تبدیل کرد.

پلیس فرانسه پس از دزدیده شدن این اثر هنری، به گونه ای که افراد برای یادبود کسی مراسم انجام می نمايند، ۶۵۰۰ کپی از تصویر «مونالیزا» را در شهر پخش کرد.

در عرض چند روز «لبخند ژکوند» تمام روزنامه ها و نشریات فرانسوی را پر کرد.



۶) صاحب این لبخند که بود؟
پس از این سرقت تاریخی، بازار شایعات و داستان سازی ها درباره ی شاهکار داوینچی داغ شد.

برخی فرمودند هستاد نقاشی دوره ی رنسانس ایتالیا معشوقه ی خود را به تصویر کشیده و عده ای بر این باور بودند که داوینچی برای پدر کارخانه دار «مونالیزا» کار می کرده هست و ...

خلاصه افرادی که حتی یک بار هم به دیدار «مونالیزا» نیامده بودند، یک شبه افسانه ها درباره ی زندگی این زن رازآلود ساختند.



۷) دزد تابلو که بود؟
۲۱ آگوست ۱۹۱۱ دقیقا ۱۰۰ سال پیش، نقاش و دکوراتوری ایتالیایی از کمدی در موزه ی «لوور» خارج شد، «مونالیزا» را از قاب خود رها ساخت و به همراه وینچنسو و میشل لنسلوتی، دو برادر که با وی همدست بودند، و البته «مونالیزا» موزه ی «لوور» را ترک کرد.


«وینچنسو پروجیا» نام فردی بود که مدتی برای انجام پروژه ای در «لوور» کار می کرد و روزی تصمیم به سرقت «مونالیزا» گرفت.

وی یک شب را مخفیانه در کمدی واقع در موزه سپری کرد و صبح زود که هنوز کسی در «لوور» پا نگذاشته بود، این نقاشی رنسانسی را از قاب خود جدا و موزه ی آثار هنری فرانسه را ترک کرد.



۸) اثر انگشت پروجیا
پلیس فرانسه بر روی شیشه ای که نقاشی مسروقه را محافظت می کرد، اثر انگشتی واضح را یافت اما با وجود اطلاعات ذخیره شده ی
قابل توجه آثار انگشت مجرمین در ادارات پلیس فرانسه، نیروهای پلیس نتوانستند این اثر انگشت را با اثری دیگر تطبیق دهند.


پروجیا مدتی کوتاه را به دلیل سرقت در زندان سپری کرده بود، اما باز هم پلیس ها موفق به پیدا کردن وی نشدند، چرا که اثر انگشتی که روی قاب شیشه ای «مونالیزا» بود متعلق به دست چپ پروجیا و اثر انگشت ذخیره شده در آرشیو پلیس، متعلق به دست راست اون فرد بود.



۹) راز سرقت چگونه کشف شد؟
پروجیا با گذشت ۲۸ ماه پس از خارج کردن «مونالیزا» از موزه ی «لوور» تصمیم گرفت این اثر هنری را به دلالی هنری در فلورانس بفروشد، اما این دلال به این معامله مشکوک شد و مدیر یک گالری هنری را خبر کرد تا از اصل بودن تابلو مطمئن شود.

تمبر پشت نقاشی حاکی از اعتبار این اثر هنری بود.

خریداران به پروجیا فرمودند: «مشکلی نیست.

این نقاشی را نزد ما بگذار و ما به قیمت خوبی اون را از تو خواهیم خرید.»

پروجیا به خانه برگشت، اما نیم ساعت بعد پلیس زنگ در خانه اش را به صدا درآورد.


وی بعدها مدعی شد که قصد داشته این شاهکار هنری را، که توسط ناپلئون به سرقت رفته از سر تمایلات وطن پرستی به ایتالیا، محل تولد «مونالیزا»، بازگرداند.


سارق «لبخند ژکوند» در دادگاه مجرم شناخته شد، اما تنها به هشت ماه زندان محکوم شد.



۱۰) راز مونالیزا
سال هاست این سوال ذهن هنردوستان را به خود مشغول کرده که چه رازی در این نقاشی نهفته هست که امت از سرتاسر جهان به بهانه ی دیدن اون به موزه ی «لوور» قدم می گذارند؟

این تابلو که تنها ۷۷ سانتی متر ارتفاع دارد، پیش از این سرقت یکی از معمولی ترین آثار نگه داری شده در موزه ی «لوور» به شمار می رفت.

اما زیبایی این زن خندان سال هاست که محققان بسیاری را به خود مشغول کرده هست.


این لبخند رازآلود این زن رنسانسی هست که به گونه های مختلف مورد تاویل برنامه گرفته هست.

داووینچی برای ایجاد شاهکارش از تکنیکی به نام «اسفوماتو» هستفاده کرده و این هنرمندی هستاد ایتالیایی هست که این نقاشی را با گذشت چندین قرن، اثری ناتمام باقی گذاشته هست.

بسیاری تلاش کرده اند که نقطه ای پایان بر رازهای «لبخند ژکوند» بگذارند؛ در این میان عده ای بر این باور بودند که اونچه چهره ی «مونالیزا» را در اذهان ماندگار ساخته، این هست که وی به عشقی گمشده می اندیشد

14:




























15:


16:



گرانترین کتاب دنیا کدام هست؟


گرانترین کتاب دنیا در یک حراجی در نیویورک در تاریخ یازده نوامبر سال نود چهار فروخته شد.


کتاب مربوطه دست خطهای هستاد معروف ایتالیای، لئوناردو داوینچی بود که به قیمت ۳۱ میلیون دلار فروخته شد .

خریدار این کتاب کسی جز بیل گیتس بنیانگذار مایکرو سافت نبود.


17:


18:



حجم:640mb

کد:
برای مشاهده محتوا ، لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید

19:


20:



15 آوریل سال روز تولد نقاش، مجسمه ساز، موسیقی دان، معمار، نویسنده، گیاه شناس، مخترع، مهندس و اوناتومیست برجسته ایتالیایی، لئوناردو دا وینچی هست.

به این منظور، 10 نقل قول کوتاه از این هنرمند و گیک دوران رنسانس را برای شما می آوریم تا با نگاه او به زندگی بیشتر آشنا شوید.



1.

پیشرفت: «فقیر، اون شاگردی هست که از هستاد خود پیشی نگیرد.»
2.

ضایعات ذهنی: «آهنی که هستفاده نشود زنگ می زند؛ آب راکد پاکی خود را از دست می دهد و در هوای سرد یخ می زند؛ همچنین تنبلی و رکود، شیره قدرت ذهن را می مکند.»
3.

حقیقت باقی می ماند: «در نهایت، حقیقت مخفی نمی ماند.

پنهان سازی فایده ای ندارد.

مخفی کاری در مقابل یک قاضی رفیع مرتبه، بی معنا هست.

دروغ با نقاب می آید ولی هیچ چیز زیر آفتاب پنهان نمی ماند.»
4.

منطقی بودن: «حواس ماهیتی زمینی دارند؛ اما منطق جدا از اونها در فضای اندیشه غوطه ور هست.»
5.

روش علمی: «علم ناخدا هست و آزمایش و تجربه همچون سربازان او هستند.»
6.

دام عقاید: «بزرگترین دامی که بشر از اون رنج می برد، عقاید خود اویند.»
7.

چشم ها به راه: «کسی که راست راه می رود، به ندرت زمین می خورد.»
8.

تواضع: «برجسته ترین نمونه تواضع را در بره می بینیم که تسلیم هر حیوانی می شود؛ و وقتی اون را به عنوان غذا به شیرهای در قفس می دهند همان قدر آرام هست که در مقابل مادر خود هست، برای همین هم بسیاری مواقع شیرها از کشتنش خودداری می نمايند.»
9.

دام هنرمندان: «این بسیار مرا می آزارد که برای به دست آوردن هزینه زندگی ام مجبور می شوم در کار خود وقفه انداخته و به مسائل جزئی رسیدگی کنم.»
10.

ارزش زندگی: «آه بر من، کیست که زیبایی سهم طبیعت در کار مرا درک کند، اگر فکر می کنی نابود کردن اون جنایت هست، این انعکاسی هست از قباحت گرفتن جان یک انسان؛ و اگر این فرم بیرونی (یعنی جسم)، به نظر تو شفرمود آور می آید، به خاطر بیاور که در قیاس با روحی که در درون اون آشیانه کرده، هیچ نیست.

اون را رها کن تا به خواست خود مشغول کاری شود که آرامشش در اون هست و نگذار که خشم و کینه توزی تو یک زندگی را خراب کند.

در حقیقت، اون کس که به جانی اهمیت نداد، خودش نیز لیاقت زندگی را ندارد.»









narenji.ir

21:



51 out of 100 based on 36 user ratings 311 reviews