زندگینامه‌ی گروه‌ها و خوانندگان، از دیرباز تا امروز


زندگینامه‌ی گروه‌ها و خوانندگان، از دیرباز تا امروز



سلام.
تو این تاپیک میخوام به زندگی نامه انواع هنرمندان موسیقی بپردازم.اینم بگم که چون ممکن این زندگی نامه ها از سایتهای مختلف جمع آوری بشه بنابراین نیازی به آوردن منبع نیست مگر اینکه دقیق بدونی منبعش از کدوم سایت.



■ كارخانه همه كاره ( ادبيات كودكان )

1:



■ گل بادام ( ادبيات كودكان )

2:

فهرست تاپیک:

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

با تشکر مهران...


تاريخچه هنرستان و هنرکده موسيقي ملي


سبک شناسی

3:



مصاحبه با خواننده نماد کوچه و بازار

4:

زندگی نامه معروفترین و پر آوازه ترین گروه موسیقی در جهان Beatles



ابتدا از اعضای گروه شروع میکنم.


جان ايشاننستون لنون " John Winston Lennon" اکتبر 1940 در ليورپول انگلستان به دنيا آمد پدرش "fred" بازرگان دريايي بود.


نقـاشـی [ تاپیک اختصاصی ]
ايشان وقتي 5 ساله بود پدرش تركش كرد اما وقتي با مادرش جوليو Julio به شهر بلك پول "black pool" نقل مكان كردند پدرش بازگشت و جان مجبور بود بين زندگي با مادر يا پدرش يكي را انتخاب كند او ناچار پدر را انتخاب كرد اما مدتي نگذشت كه پدر به دريا بازگشت، مادرش جوليونيز در يك صانحه دلخراش رانندگي جان خود را از دست داد و به اين ترتيب ميمي "mimi" خاله جان سرپرستي او را برعهده گرفت او زني مودب و تحصيل كرده بود اونها اكثراوقاتشان را با موسيقي سپري مي كردند جان نواختن تار و گيتار را از خاله اش آموخت پس از بازگشت دوباره پدر، جان ديگر او را نپذيرفت.


كي چي مينوازه(يا با چه سازي كار بلده)

سال 1957 جان لنون كه رهبري گروه موسيقي به نام "quorry men" را برعهده داشت در مراسم جشن كليساي ووتن wooten با مك كارتني آشنا شد و از او خواست تا به اتفاق هم گروه تازه‌اي تشكيل دهند مك كارتني پذيرفت و به اين ترتيب گروه بيتل‌ها شكل گرفت سال 1962 لنون با يكي از همكلاسي‌هاي دانشكده‌اش به نام "Cynthia powell" ازدواج كرد اين ازدواج چندان طولي نكشيد چرا كه بعدها جان با يوكو اونو "yoko ono" يكي از كارمندان گالري 'indica" در ژاپن آشنا شد ايشان علي‌رغم داشتن يك پسر از همسر قبلي‌اش او را ترك كرد و با يوكو ازدواج كرد سرپرستي پسر لنون را مادرش برعهده گرفت.


معرفی مشاهیر موسیقی غرب
پس از جدايي از گروه بيتل‌ها جان شروع به نوشتن ترانه كرد و كارش را به صورت انفرادي همچنين گفت ترانه هاي او با هستقبال خوبي مواجه شد ايشان به اتفاق ستارگان موسيقي دنيا از جمله التون جان در كنسرت هاي مختلف شركت مي‌كرد اما با تولد پسرش در چهلمين سال تولد خودش، موسيقي را كنار گذاشت و مرد خانواده شد.


سال 1980 پس از انتشار موفقيت آميز آلبوم شير و عسل "milk and honny" كه با همكاري همسرش يوكو اون را به پايان رسانده بود قصد داشت تا يك تور دور دنيا انجام كند اما اين طرح هرگز اجرا نشد چرا كه 8 دسامبر همان سال شبي كه از يك جلسه فرمودگو به خانه بازمي‌گشت مارك ديايشاند "mark david chapman" يكي از طرفدارانش كه روز قبل از حادثه از او امضاي يادگاري گرفته‌بود با شليك گلوله‌اي به زندگي اش خاتمه داد جان را بلافاصله پس از حادثه به بيمارستان رساندند اما شدت خونريزي به حدي بود كه جان دوام اون را نياورد.
خبر مرگ او به سرعت در سراسر جهان پيچيد و قلب تمام طرفدارانش را به درد آورد يوكو همسرش از امت خواست تا به احترام او 10 دقيقه سكوت كنند.

اون روز هزاران نفر درسنترال پارك داكوتا گردهم آمدند تا ياد او را گرامي نگه دارند.





جورج هريسون" George Harrison " فوريه 1943 در ليورپول انگلستان به دنيا آمد پدرش "Harold" راننده اتوبوس و مادرش لوئيس "louise" خانه دار بود.

ايشان پس از گذراندن مدرسه ابتدايي در "doredale" وارد مقطع دبيرستان شد او دانش‌آموزي سربه زير و موفقي بود تا اين‌كه وارد فرهنگستان ليورپول(از بهترين دبيرستان‌هاي پسرانه شهر) شد پس از ورود به دوره ديپلم، علاقه خود را به تحصيل از دست داد و امتحان‌ها را يكي پس از ديگري خراب كرد او كاملا ياغي و سركش شده بود نوع پوشش و آرايش موهايش با جوانان هم سن و سالش متفاوت بود او علي‌رغم سختگيرهاي انظباطي دبيرستان موهاي خود را بلند مي‌‌كرد و لباس‌هاي چرمي مي پوشيد.


جرج هريسون هم دبيرستاني پاول مك كارتني بود و همين آشنايي باعث ورودش به گروه بيتل‌ها شد.

سال 1970 پس از انحلال گروه بيتل‌ها جرج به صورت انفرادي شروع به كار كرد و بسياري از موسيقيدان‌هاي مشهور از جمله اريك كلاپتون به اجراي برنامه پرداخت ايشان همينطور در اين وقت درگير پرونده سرقت هنري ترانه "my sweet lord" بود كه سرانجام در سال 1976 با محكوميت او به پايان رسيد.


سال 1971 در يك كنسرت خيريه در بنگلادش شركت كرد و پس از اجراي ناموفقي كه در تور آمريكا داشت تا سال 1991 از موسيقي فاصله گرفت.

در همين ايام او با پتي "patti" ازدواج كرد اما خيلي زود از هم جدا شدند بعدها پتي با اريك كلاپتون ازدواج كرد علي‌رغم همه اين‌ها جورج هريسون و اريك كلاپتون همچنان دوستان خوبي بودند.


جرج اين‌بار با "Olivia avias" منشي شركت "Dork horse" آشنا شد و با او ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج پسري به نام "dhani" بود سال 1980 جرج كتاب خاطراتش را به نام "من مال خودم هستم I am mine " منتشر كرد سپس به جمع آوري ترانه‌هاي بيتل‌ها مشغول شد و توانست گلچيني از بهترين‌هاي اين گروه را منتشر كند.


ايشان همان وقتي كه با بيماري سرطان درگير بود پزشكان از وجود يك تومور مغزي اظهار داشتند جورج پس از سپري كردن مدت‌هاي طولاني در درمانگاه‌هاي سوئيس و آمريكا سرانجام در 29 نوامبر 2001 در بيمارستاني در آمريكا درگذشت.




پال مك كارتيني "James Paul McCartney" ژوئن 1942 در ليورپول انگلستان به دنيا آمد مادرش يك قابله و پدرش يكي از اعضاي گروه جاز بود پدرش به پيانو نيز وارد بود اما هرگز اون را به پال ياد نداد چرا كه معتقد بود هر چيزي را از راه آكادميك و اصولي بايد ياد گرفت پال با نواختن ترومپت كار خود را شروع كرد ولي چپ دست بودنش كار را براي او دشوار مي كرد اما به‌هرحال او توانست گيتار را به خوبي ياد بگيرد يك روز دوستش ايوان او را به مراسم جشني برد كه در اون گروه "quarry men" برنامه داشتند پال اونجا با جان لنون آشنا شد جان گيتارنوازي او را ديد و به شدت شيفته اون شد جان از او خواست تا به گروه جديدالتاسيس اون‌ها بپيوندند.


پس از مدتي كه بيتل‌ها در همه جاي جهان شناخته شدندسال 1967 پال با ليندا ايستمن "Linda Eastman" آشنا شد و دو سال بعد يعني درست وقتي كه بيتل‌ها از هم جدا شدند با او ازدواج كرد پس از انحلال بيتل‌ها، پال به اجراي تك‌نفره رايشان آورد و آلبوم "mccartner" را روانه بازار كرد ايشان همين سالها گروهي به نام wings را ترتيب داد كه موفقيت‌هاي بسياري با اونها به دست آورد اين گروه با انتشار آلبوم "رايشان خط فرار "Band on the run توانست دو جايزه گرامي را بدست آورد.

پال سال 1997 در قصر باكينگهام انگليس لقب سر از ملكه انلگستان دريافت كرد.

17 آوريل 1998 پال همسرش را كه دچار بيماري سرطان بود از دست داد با اين حال او هم‌چنان به ترانه سرايي مشغول هست




رينگو هستار Ringo Starr جولاي 1940 در ليورپول انگلستان به دنيا آمد .

او تنها فرزند ريچار هستاركي و الايشانس گلاو Elsie Gleave بود .

رينگو پنج ساله بود كه پدر اون‌ها را ترك كرد و سرپرستي اش را مادرش به عهده گرفت.

رينگو در 5 سالگي وارد مدرسه شد اما اين سن براي او كم بود و مشكلات خاص خود را داشت تا اينكه در 6 سالگي بر اثر عفونت آپانديس دچار بيماري شد و پس از بستري شدن در بيمارستان به مدت 10 هفته به كما رفت درست وقتي كه مادرش كاملا نااميد شده بود پزشكان خبر خوبي به او دادند رينگو پس از 6 ماه به هوش آمد اون‌ها براي اطمينان از سلامتي او 6 ماه ديگر نيز او را در بيمارستان نگه داشتند رينگو از درس و مدرسه عقب افتاد اما Marie Maguire بچه همسايه شان به كمك او آمد و به عنوان معلم خانگي با او كار كرد.


سال 1953 مادرش الايشانس با هري گلاوز Harry Graves ازدواج كرد اين وقتي بود كه رينگو دوباره به علت بيماري دوران كودكي روانه بيمارستان شد اما اين‌بار بيماري طول كشيد و رينگو دو سال در بيمارستان بستري شد سختي و مشقت دوراني كه رينگو گذرانده‌بود از ايشان فردي آرام، متفكر ساخت.

وقتي 15 سالش بود از بيمارستان مرخص شد و سراغ مدرسه رفت اما هرگز نتوانست هيچ يك از امتحانات را به خوبي پشت سر بگذارد اين بود كه رينگو به فكر يك شغل افتاد.

او ابتدا به عنوان پيك در اداره راه آهن ليورپول هستخدام شد اما از معاينات پزشكي قبول نشد سپس به عنوان گارسون در يك كشتي تفريحي كه بين ولز و ليورپول حركت مي‌كرد مشغول به كار شد كه چندي نگذشت از اونجا هم اخراج شد تا اين كه در يك شركت مهندسي هستخدام شد.

رينگو در اين شركت با دوستانش اوقات فراغت و وقت‌هاي نهار دور هم جمع مي‌شدند و به نوازدگي مي‌پرداختند.
سال 1959 رينگو به اتفاق همكارانش گروهي به نام Rory storm تشكيل داد كه در مراسم‌هاي مختلف برنامه اجرا مي‌كردند رينگو عادات عجيب و غريبي داشت دوست داشت لباس‌هاي كابايشان بپوشد و انگشتانش را هميشه پر از انگشتر كند و به همين دليل به او رينگو مي‌فرمودند او همينطور آخر فاميلي خود را عوض كرد و اون را به هستار تغيير داد.

سال 1960 اسم گروهش را به گردباد Hurricanes عوض كرد و راهي هامبورگ آلمان شد جايي كه با گروه بيتل‌ها آشنا شد.


سال 1962 پال مك كارتني از او خواست تا به گروه بيتل‌ها بپيوندد رينگو به سرعت ازاين موقعيت هستفاده كرد.

5 سال بعد رينگو با زني به نام مارين كوكس Maureen cox ازدواج كرد حاصل اين ازدواج سه فرزند بود.

بعدها مارين در اثر عوارض ناشي از پيوند هستخوان درگذشت.
وقتي كه بيتل‌ها از هم جدا شدند رينگو دو آلبوم تك نفره روانه بازار كرد رينگو در اين مدت علاوه بر تهيه آلبوم كم كم در كار فيلم و تلوزيون هم وارد شد.

نسل جديد امروزي شخصيت او را در بسياري از فيلم‌ها و سريال‌ها به ياد دارند از جمله سريال محبوب "آليس در سرزمين عجايب".

ايشان همينطور در تهيه دو آلبوم اخير جورج هريسون و پال مك كارتني با اون‌ها همكاري داشت.
سال 1995 رينگو نام گروهش را به Ringo Starr تغيير داد و با اعضاي گروهش كنسرت‌هاي بزرگي در اكثر نقاط دنيا انجام كرد ششمين تور رينگو در آمريكا انجام شد اما اين تور ناتمام رها شد چرا كه رينگو نامه‌اي از "لي" دختر 24 ساله اش دريافت كرد كه از بيمارستاني در لندن فرستاده شده‌بود.

ولي بعدا تحت عمل جراحي تومور مغزي برنامه گرفت رينگو در تمام اين مدت از دنياي موسيقي فاصله گرفت.


او حالا در 65 سالگي با همسرش باربارا در خانه‌اي زيبايش در مونت كارولو زندگي مي‌كند و براي گروهش برنامه ريزي مي‌كند طرفداران بيتل‌ها هنوز به دنبال شنيدن آهنگ‌هاي اين گروه از زبان گروه رينگو هستند.






گروه بيتل ها
6 جولاي 1957 جان لنون كه رهبري يك گروه موسيقي به نام "مردان كواري Quarry men" را بر عهده داشت با پال مك كارتني آشنا شد مك كارتني در اون وقت در كليساي شهر مشغول نوازدگي بود جان به شدت تحت تأثير تواناييهاي پل در نواختن گيتار برنامه گرفت و از او خواست تا به گروه اونها ملحق شود پل دعوت او را پذيرفت و چندي سپس جان خواست تا از يكي از دوستان دوران دبيرستانش را نيز دعوت كند تا به گروه اون‌ها بپيوندد اما جان نپذيرفت چرا كه معتقد بود كه سن او خيلي كم هست اما بعدها از تصميم خود پشيمان شد و درست 19 روز مانده به پانزدهمين سال تولد جرج هريسون از او خواست تا به گروه اون‌ها ملحق شود و به اين ترتيب پس از اجراي ترانه "Raunchy" هريسون عضو تازه وارد اين گروه شد.


نام‌هاي مختلفي براي گروه تازه تشكيل شده پيشنهاد شد از جمله "Johnny & moondogs" ، "Silver beetles" ، "the beatals" و سرانجام "The Beatles" از بين همه اون‌ها انتخاب شد.

جان لنون از يكي از دوستان نزديك خود به نام هستوارت هستسليفي "Stuart Sutcliffe" (متولد 23 جولاي 1940 در ادينبورگ اسكاتلند، مرگ 10 آوريل 1962 در هامبورگ آلمان) براي نوازندگي گيتار و پيت بست "Pete Best" (متولد 1941 در ليورپول انگلستان) براي طبل زني دعوت كرد.


سال 1960 پسران جوان در اولين تجربه خود و با رايشاناي پول و شهرت وارد شهر هامبورگ آلمان شدند اما با وضعيت بدي مواجه شدند .

اون‌ها مجبور شدند در يك كلوب قديمي و درب و داغان برنامه اجرا كنند و شب‌ها نيز رايشان سن سينما بخوابند اولين تجربه حضور اون‌ها بسيار سخت تمام شد چرا كه اون‌ها به خاطر سن كم جرج هريسون از آلمان ديپورت شدند.


اواخر سال 1961 برايان هستاين "Brian Epstein" يكي از تهيه كنندگان انگليسي كه در كار ضبط و انتشار آثار موسيقي بود ترانه‌اي از بيتل‌ها را شنيد و به كار اون‌ها علاقمند شد ايشان شروع به ضبط و تكثير آثار اونها پرداخت.

ايشان پس از مدتي تصميم گرفت كه به ديدن بيتل‌ها برود وقتي به كلوب اون‌ها رسيد از اونچه مي‌ديد شفرمود زده شد او با مردان جواني روبرو شد كه دريك محل قديمي مشغول كار بودند اون روزها ليوپورل پر از اين جوانان بود اما چيزي كه بيتل‌ها را از اون‌ها مجزا مي‌كرد چهره‌هاي متفاوت با آرايش خاص موهايشان و معصوميتي بود كه در چهره هايشان موج مي‌زد.

برايان يك سوئيت براي اون‌ها گرفت و رسما مدير توليد اون‌ها شد.

اندك وقتي از سروسامان گرفتن گروه نگذشته بود كه با خبر بدي روبرو شدند 10 آوريل 1962 هستوارت هستلفي گيتاريست گروه بر اثر سكته مغزي در هامبورگ درگذشت سپس اين خبر گروه بلافاصله به آلمان پرواز كردند و هفت هفته در بهترين كلوب‌هاي آلمان به اجراي برنامه پرداختند.


پس از چندين تلاش ناموفق براي پيدا كردن تهيه كننده اي براي ضبط برنامه هايشان بالاخره، جورج مارتين حمايت مالي اونها را پذيرفت در همين وقت پتي بست طبل زن گروه نيز از اون‌ها جدا شد بيتل‌ها، رينگو هستار"Ringo Starr" را براي جايگزيني او پيشنهاد دادند اما جورج مارتين نپذيرفت و بجاي او از اندي وايت "Andy White" خواست تا به اون‌ها ملحق شود حضور اندي در گروه مدت وقت كمي طول كشيد چرا كه در هر اجرا گروه بر حضور رينگو اصرار مي‌ورزيدند تا اين‌كه جورج مارتين مجبور به پذيرش نظر جمع شد.


5 اكتبر 1962 اولين ترانه بيتل‌ها به نام "love me do" منتشر شد اين ترانه سرآغاز موفقيت گروه بود يكسال بعد اون‌ها به تلوزيون انگلستان دعوت شدند تا به اجراي ترانه "please please me" بپردازند اين ترانه با ريتم و هارموني منسجمي كه داشت خيلي زود به رده اول چارت انگليس وارد شد اين برنامه بيش از 6 ميليون بيننده به همراه داشت و به اين ترتيب سكايشان پرتابي شد براي رسيدن پسران جوان به ثروت و محبوبيت.

اون‌ها خيلي زود وارد بازار تجارت شدند.

ترانه هاي بعدي اون‌ها با نام هاي "with from me to you" ، "yeah yeah yeah she loves you" روانه بازار شدند و ترانه "yeah …" توانست به صدر جدول پرفروشترين انگلستان برسد
ترانه "I want to hold your hand" بيش از يك ميليون كپي در بريتانيا فروخت و جايگاه خوبي در جدول فروش به دست آورد.

اين ترانه در نوامبر 1963 وارد جدول پرفروشترين‌هاي آمريكا شد.


سال 1964 سال مهمي براي بيتل‌ها به شمار مي‌رود چرا كه اون‌ها موفق شدند تا يكي از بزرگ‌ترين بازارهاي موسيقي دنيا را به‌‌دست بگيرند.

اون سال ملت آمريكا در سوگ رئيس جمهور جان اف كندي سوگوار بودند، الايشانس پريسلي محبوب و ياغي، به ارتش پيوسته بود، جري لايشانيس و جك باري درگير رسوايي حرفه‌اي شده‌بودند و Buddy Holly، Bopper و Ritchie Valens در يك سانحه هوايي كشته شده‌بودند در چنين وضعيتي رسانه‌هاي آمريكايي تمام توجهشان را رايشان بيتل‌ها معطوف كردند در 9 فوريه همان سال بيتل‌ها در يك برنامه تلوزيوني به نام "ed sullivon show" حضور پيدا كردند اين برنامه يكي از پربيننده‌ترين برنامه‌هاي تلوزيوني آمريكا شد به طوري كه حتي فرموده مي شد در وقت پخش اين برنامه وقوع هيچ جنايتي در آمريكا ثبت نشده بود.

پس از اون بيتل‌ها به محبوبيتي فروان در بين جوانان و نوجوانان دست يافتند نوجوانان در آمريكا موهاي خود را به تقليد از اون‌ها بلند مي كردند، تي شرت‌ها، عروسك‌ها، آدامس‌ها و هر چيز ديگري كه نشاني از بيتل‌ها رايشان اون بود با هستقبال گسترده مواجه مي شد روزنامه‌ها و مجله‌ها مملو از عكس‌هاي اون‌ها بود و اين شروع طوفاني بود كه بيتل‌ها در آمريكا به راه انداختند.

اون‌ها به اتفاق باب ديلون روح تازه اي در موسيقي راك اند رول دميدند.

و تأثير بسزايي در گسترش اين موسيقي در همه جاي جهان گذاشتند.


پس از اجراي موفقيت آميز در برنامه "ed sullivon show" گروه به انگلستان برگشت و با هستقبال گسترده امت و رسانه‌هاي اين كشور روبرو شد مدتي بعد اون‌ها براي دو فيلم "A Hard day's night" و "help" ترانه ساختند .


يك سال بعد بيتل‌ها عازم آمريكا شدند تا در هستاديوم "Shea" نيايشانورك به اجراي برنامه بپردازند بيش از 55000 نفر گردهم آمدند كه تا اون تاريخ بيشترين حضور براي يك كنسرت بود تور بعدي توكيو ژاپن بود جايي كه بيتل‌ها به خاطر ازدحام گسترده امت مجبور شدند تمام وقت در هتل بمانند و تا وقت شروع برنامه اجازه خروج از هتل را نداشتند در كنسرت بعدي كه در فيليپين انجام شد بيتل‌ها خيلي مودبانه دعوت شام مادام ماركوس پادشاه فليپين را به كاخ سلطنتي رد كردند و اين كار باعث خشم امت شد بيتل‌ها بسرعت اونجا را ترك كردند.


سال 1966جان لنون در فرمودگايشاني اظهار كرد كه بيتل‌ها محبوبتر از"عيسي مسيح" هست اين جمله باعث خشم امت و رسانه ها شد هر چند كه جان لنون چندين بار مجبور به عذرخواهي شد اما نتوانست از تير خشم امت جان بدر ببرد 19 آگوست 1966 وقتي گروه در آمريكا به سر مي‌برد نامه تهديد آميزي كه حاايشان يك گلوله بود دريافت كردند اين نامه باعث وحشت اون‌ها شد روزبعد در كنسرت سين سيناتي گروهي به صحنه حمله كردند و تمام دكور و وسايل اون‌ها را شكستند چند روز سپس اون نيزدر هستاديوم لوس اونجلس مهاجمان به طرفداران گروه حمله كردند و با دخالت پليس درگيري به خشونت كشيده شد.

اون روزها پاول مك كارتني به شدت تحت فشارهاي روحي بود.


با همه اين واقعيات، مي توان فرمود كه بيتل‌ها پديده هاي موسيقي دهه 60 بودند اون‌ها با بيش از 13 آلبوم از محبوبيت امتي در همه جاي دنيا برخوردار بودند اما اعضاي گروه رفته رفته از موسيقي دور شدند و وارد مسايل حاشيه اي شدند پس از اجراي آخرين كنسرت در پارك "cardlestick" شهر سان فرانسيسكو، سال 1967 برايان بر اثر مصرف بيش از حد مواد مخدر جان سپرد، پس از اون اختلاف جان لنون و پال مك كواي بر سر رهبري گروه بالا گرفت، رينگو طبل زن گروه نيز براي مدتي از اونهاجدا شد اما براي تهيه آلبوم سفيد"withe album" برگشت.
9 ژانايشانه 1969بيتل‌ها يك‌بار ديگر دورهم جمع شدند تا آخرين آلبوم‌شان به نام "Abbey Road" منتشر كنند اين آلبوم فروش خوبي بدست آورد و پاول به خوبي توانست از عهده رهبري گروه برآيد ترانه "let it be" سرانجام در 8 مي 1970 منتشر شد و يك ماه سپس اون پاول در يك آگهي عمومي فرمود كه مي‌خواهد از گروه بيتل‌ها جدا شود و به اين ترتيب يكي از محبوب‌ترين گروه‌هاي راك اند رول پس از يك دهه پر فراز و نشيب به كار خود پايان داد.



عکسهایی از اعضای گروه بیتل :
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

آلبومها:

1- Please please me 1963
2- With the beatles 1963
3- A hard day’s Night 1964
4- Beatles for sal 1964
5- Help! 1965
6- Rubber Soul 1965
7- Revolver 1966
8- Sgt.

Pepper’s lonely 1967
9- Magical mystery tour 1967
10- The beatles (the white Album) 1968
11- Yellow submarine 1969
12- Abbey road 1969
13- Let it be 1970
14-The beatles (1962-1966) 1973
15-The beatles (1967-1970) 1973
16-The Beatles 1 2000
17-Let it be 2003




منابع:

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

اینم از گروه بیتل.......................یا حق

5:


6:

همه چیز درباره QUEEN



به شخصه خیلی از کوئین خوشم میاد گرچه سرنوشت غم باری داشت ولی آهنگهای این گروه واقعا قشنگند.

1946 - ششم‌ سپتامبر 1946 در «زنگبار»، يك‌ زوج‌ زردشتي‌ ايراني‌الاصل‌ به‌ نام‌هاي‌ «جـِر» و «بومي‌ بولسارا»، صاحب‌ فرزندي‌ شدند كه‌ در ابتدا نامش‌ را«فـرّخ‌» گذاشتند امّا خيلي‌ زود به‌ دليل‌ تلفظ‌ مشكل‌ اين‌ نام‌ نزد اطرافيانشان‌ -كه‌ تقريباً همگي‌ انگليسي‌ زبان‌ بودند- نام‌ او را به‌ «فردريك‌» (فِرِدي‌) تغييردادند.

پدر فردريك‌ به‌ عنوان‌ تحايشانلدار دادگاه‌ عالي‌، تحت‌ هستخدام‌ دولت‌ بريتانيا بود.

يك‌ سال‌ بعد خانواده‌ او به‌ هندوستان‌ مهاجرت‌ كردند.

1947 - «برايان‌ مِـي‌» فرزند هارولد و روت‌ مِـي‌ در نوزدهم‌ جولاي‌ در بيمارستان‌ گلاستر بدنيا آمد.

خانواده‌ او در «فلتهام‌ ميدلسكس‌» زندگي‌ مي‌كردند.هارولد مهندس‌ الكترونيك‌ بود و در نيرايشان‌ هوائي‌ كار مي‌كرد.

او علاوه‌ بر يك‌ موسيقيدان‌ قابل‌، مردي‌ همه‌ فن‌ حريف‌ و اهل‌ عمل‌ بود.

در همين‌ وقت‌ فردي‌ اوّلين‌ طعم‌ شهرت‌ را با برنده‌ شدن‌ در يك‌ مسابقه‌ محلّي‌ كودكان‌ شيرخواره‌ چشيد!

1948 - «راجر ميدوز تِيلر» در بيمارستان‌ كينگزلين‌ با هستقبال‌ گرم‌ فاميل‌ و اطرافيان‌ بدنيا آمد.

والدين‌ او مايكل‌ و ايشاننفرد نام‌ داشتند.

مايكل‌ بازرس‌ بخش‌بازاريابي‌ خريد و فروش‌ سيب‌ زميني‌ بود.

ميدوز يك‌ پسوند اصيل‌ خانوادگي‌ هست‌ كه‌ نسل‌ به‌ نسل‌ به‌ نام‌ فاميل‌ تيلرها اضافه‌ مي‌شود.

1951 - در نوزده‌ آگوست‌ اين‌ سال‌ «جان‌ ريچارد ديكِـن‌» در يك‌ بيمارستان‌ خصوصي‌ واقع‌ در سن‌فرانسيس‌ متولد شد.

پدرش‌ آرتور در اداره‌ بيمه‌ «نورايشانچ‌يونيون‌» در «لايسستر» كار ميكرد.

نام‌ مادرش‌ ليليان‌ بود.

1952 - موقعيت‌ شغلي‌ پدر فردي‌ و مسافرت‌هاي‌ پي‌ در پي‌ اون‌ها ايجاب‌ ميكرد كه‌ فردي‌ به‌ مدرسه‌ شبانه‌ روزي‌ «سن‌پيتر» در «بمبئي‌» فرستاده‌ شود تا بدين‌صورت‌ به‌ ثبات‌ و هستحكام‌ شخصيت‌ او لطمه‌اي‌ وارد نيايد.

او گاه‌ تا دو سه‌ سال‌ والدينش‌ را نمي‌ديد.

در اينجا بود كه‌ نام‌ او نزد دوستان‌ و سپس‌ نزدخانواده‌اش‌ از فردريك‌ به‌ فردي‌ تبديل‌ شد و همين‌جا بود كه‌ معلّمانش‌ متوجه‌ هستعداد عجيب‌ او در موسيقي‌ شدند و از والدينش‌ خواستند كه‌ شهريه‌ بيشتري‌بپردازند تا او بتواند آموزش‌ پيانو ببيند.

در همين‌ سال‌، خواهر فردي‌، كاشميرا به‌ دنيا آمد.

برايان‌ در سن‌ پنج‌ سالگي‌ تحصيلات‌ ابتدايي‌ خود را در مدرسه‌اي‌ واقع‌ در «هانورث‌رود» آغاز كرد.

1953 - در اين‌ سال‌، «كلر» خواهر راجر بدنيا آمد!

1954 - هارولد مي‌، نواختن‌ اوكولِل‌ (گيتار هاوايي‌) را به‌ برايان‌ آموخت‌.

برايان‌ در كنار اون‌ شروع‌ به‌ يادگيري‌ پيانو نيز كرد.

او خيلي‌ زود به‌ تمام‌ فوت‌ و فن‌هاي‌اوكولل‌ تسلط‌ يافت‌ و از والدينش‌ يك‌ گيتار خواست‌ كه‌ سرانجام‌ در جشن‌ تولد هفت‌ سالگيش‌ اولين‌ گيتار آگوستيك‌ اسپانيايي‌ خود را هديه‌ گرفته‌ و ذره‌ ذره‌نواختن‌ اون‌ را به‌طور خود جوش‌ ياد گرفت‌.

1955 - برايان‌ در ساير سازهاي‌ موسيقي‌ نظير جوز هارپ‌ (زنبورك‌) و تين‌ ايشانسل‌ (نوعي‌ فلوت‌) علاقه‌ و هستعداد نشان‌ داد و نيز در ستاره‌شناسي‌ و عكاسي‌!

1956 - جان‌ ديكن‌ تحصيلات‌ خود را در مدرسه‌ ابتدائي‌ «اودباي‌» آغاز كرد.

در سن‌ 9 سالگي‌ او پيانيستي‌ قابل‌ و در همه‌ آزمون‌هاي‌ خود موفق‌ بود.

1957 - راجر 8 ساله‌ و خانواده‌اش‌ به‌ شهر «ترُرو» واقع‌ در «كورن‌وال‌» نقل‌ مكان‌ كردند.

او به‌ مدرسه‌ كليساي‌ جامع‌ رفت‌ و يكي‌ از اعضاي‌ گروه‌ كر كليسا شدو وقتي‌ ديد كه‌ پسرعمايشانش‌ گيتار مي‌نوازد او نيز از والدينش‌ گيتار خواست‌!

1958 - در سپتامبر اين‌ سال‌ برايان‌ بورس‌ ورود به‌ دبيرستان‌ «همتون‌» را دريافت‌ كرد.

اين‌ اتفاق‌ در سنت‌ خانوادگي‌ اون‌ها جايگاه‌ ديرينه‌اي‌ داشت‌ زيرا پدراو نيز در همين‌ مدرسه‌ تحصيل‌ كرده‌ بود.

در اين‌ مدرسه‌ برايان‌ دوستان‌ بسياري‌ پيدا كرد كه‌ همگي‌ علاقمند به‌ موسيقي‌ و همواره‌ در جستجايشان‌ تبادل‌ اطلاعات‌ وعقايدي‌ بودند تا به‌ بهترين‌ وجه‌ ممكن‌ نواختن‌ گيتار را بياموزند.

در اين‌ سال‌ فردي‌ نشان‌ افتخار و جايزه‌اي‌ را از طرف‌ مدرسه‌ بعنوان‌ يك‌ «سال‌ سوّمي‌ همه‌ فن‌ حريف‌» دريافت‌ كرد.

جان‌ ديكن‌ نيز اولين‌ گيتار خود را در هشتمين‌ سالگرد تولّدش‌ هديه‌ ميگيرد.

يك‌ گيتار قرمز با رايشانة‌ پلاستيكي‌!

1960 - راجر 11 ساله‌ بورس‌ ورود به‌ مدرسه‌ ملي‌ «تررو» را دريافت‌ كرد.

اين‌ مدرسه‌ يكي‌ از بهترين‌هاي‌ اون‌ منطقه‌ بود و او تقريباً تنها دانش‌آموزي‌ بود كه‌ ازمدرسه‌اي‌ مذهبي‌ وارد اون‌ مي‌شد.

1961 - رفته‌ رفته‌ علاقه‌ راجر به‌ گيتار كاهش‌ يافته‌، توجه‌اش‌ معطوف‌ به‌ سازهاي‌ ضربي‌ (درامز) شد.

هديه‌ روز كريسمس‌ او يك‌ «ست‌ كامل‌ درامز» بود كه‌پدرش‌ به‌ او هديه‌ كرد.

1962 - جان‌ ديكن‌ وارد دبيرستان‌ «بئوشام‌» شد و چندي‌ بعد پدرش‌ از دنيا رفت‌.

1963 - برايان‌ مي‌ شانزده‌ ساله‌ با الهام‌ از هنرمنداني‌ چون‌ لوني‌ دونگان‌ و بادي‌ هولي‌ علاقمند به‌ تأسيس‌ گروهي‌ زير نظر خود شد.

علاقه‌ او در نواختن‌گيتار اونقدر جدي‌ بود كه‌ پدرش‌ را مجبور كرد تا به‌ او در ساختن‌ يك‌ گيتار كمك‌ كند.

برايان‌ در اون‌ وقت‌ يك‌ دانش‌آموز برجستة‌ فيزيك‌ بود و به‌ همراه‌ پدرش‌ دردرودگري‌ و فلزكاري‌ دست‌ به‌ تجربياتي‌ مي‌زد اون‌ها بدنه‌ گيتار را از چوب‌ درخت‌ ماهون‌ و رشته‌ها را از سيم‌ ترمز يك‌ دوچرخه‌ موتوردار مستعمل‌ ساختند.

اين‌گيتار افسانه‌اي‌ تنها هشت‌ پوند خرج‌ برداشت‌ اما ساختنش‌ هجده‌ ماه‌ طول‌ كشيد! گيتار، صداي‌ خاص‌ خودش‌ را داشت‌ و حداقل‌ اشتياق‌ برايان‌ را براي‌ نشان‌دادن‌ هنرش‌ به‌ دوستان‌ و آشنايان‌ ارضاء ميكرد.

برايان‌ مشتاق‌ بود اصوات‌ مختلفي‌ را با گيتارش‌ توليد كند و پيوسته‌ مضراب‌هاي‌ متفاوتي‌ را براي‌ يافتن‌ اصوات‌متفاوت‌ امتحان‌ مي‌كرد.

سرانجام‌ برايان‌ كارش‌ را رايشان‌ يك‌ سري‌ تصنيف‌ ارزان‌ قيمت‌ به‌ پايان‌ رساند.

برايان‌ سپس اين‌ كه‌ با گروه‌هاي‌ مختلف‌ محلي‌ همكاري‌ كرد در دبيرستان‌ «همتون‌» با تيم‌ هستافل‌ خواننده‌ آشنا شد و به‌ همراهي‌ دوستانش‌ ديو ديلووِي‌،جان‌ گارنهام‌ و يك‌ درامر (نوازنده‌ سازهاي‌ ضربي‌) معروف‌ محلي‌ به‌ نام‌ ريچارد تامسون‌ گروهي‌ رابه‌ نام‌ «۱۹۸۴» -برگرفته‌ از نام‌ رمان‌ معروف‌«جرج اورول‌»- تشكيل‌ دادند.

نامي‌ كه‌ در اون‌ وقت‌ نشان‌ از آينده‌ گرايي‌ گروه‌ داشت‌.

اون‌ها اولين‌ آهنگ‌ خود را۲۸ اكتبر درسالن‌ كليساي‌ سن‌مري‌ اجرا كردند وبراي‌ تأثيرگذاري‌ بيشتر يونيفرم‌هاي‌ نظامي‌ به‌ تن‌ كردند.

در همين‌ وقت‌ راجر تيلر در «تررو» گروهي‌ رابا چند نفر از دوستانش‌ تحت‌ عنوان‌ كازين‌ جَـكز تشكيل‌ داد.

راجر ابتدا گيتاريست‌ فرعي‌ (آكورديست‌) بود اماچندان‌ علاقه‌اي‌ به‌ اين‌ كار نداشت‌ و بعد مسئول‌ نواختن‌ درامز شد.

اون‌ها تعداد كمي‌ آهنگ‌ ساختند اما ظرف‌ يك‌ سال‌ گروه‌ از هم‌ پاشيد.

راجر: بخاطر ميارم‌ وقتي‌ يه‌ پسر بچه‌ بودم‌ خيلي‌ تحت‌ تأثير جري‌ لي‌.لايشانس‌، ليتل‌ ريچارد و به‌طور كلي‌ همه‌ نوازندگان‌ موسيقي‌ راك‌ اون‌ دوره‌ بودم‌.

اون‌وقت‌ها حتي‌ يه‌ ضبط‌ صوت‌ هم‌ نداشتم‌ اما پسر عمايشانم‌ يكي‌ داشت‌! سپس اون‌ جيمي‌ هِندريكس‌، جان‌ لنون‌ و باب‌ ديلان‌ قهرمان‌هاي‌ دنياي‌ خيالي‌ام‌شدند و من‌ تأثيرات‌ زيادي‌ از اون‌ها گرفتم‌.

خب‌ چرا كه‌ نه‌؟ اون‌ها غول‌هاي‌ موسيقي‌ اون‌ وقت‌ بودند!

1964 - زنگبار تا اين‌ وقت‌ مستعمرة‌ بريتانيا محسوب‌ مي‌شد امّا در اين‌ سال‌ هستقلال‌ خود را به‌ دست‌ آورد.

به‌ همين‌ دليل‌، زندگي‌ براي‌ فردي‌ و خانواده‌اش‌مشكل‌ شد و اون‌ها تقريباً بادست‌ خالي‌ و تنها با چند چمدان‌ لباس‌ و مقداري‌ خرده‌ريز راهي‌ اروپا شدند.

در سپتامبر همان‌ سال‌ فردي‌ در دانشكده‌«آيل‌وُرث‌» براي‌ اخذ مدرك‌ عالي‌ در رشته‌ هنر ثبت‌ نام‌ كرد.

1965 - جان‌ ديكن‌ ۱۴ ساله‌ اولين‌ اجراي‌ خود را با گروه‌ محلي‌ آپوزيشن‌ در «كلوپ‌ جوانان‌ اندرباي‌» آغاز كرد.

گروه‌ تركيبي‌ از آهنگ‌هاي‌ پاپ‌، سول‌ وتاملاموتان‌ گروه‌هاي‌ ديگر را باز نوازي‌ مي‌كرد.

برايان‌ دبيرستان‌ همتون‌ را با ده‌ نمرة‌ مردودي‌ و چهار نمرة‌ عالي‌ ترك‌ كرد و در آگوست‌ همين‌ سال‌ براي‌خواندن‌ ستاره‌شناسي‌ در دانشكده‌ ايمپريال‌ به‌ لندن‌ رفت‌.

با وجود اينكه‌ اعضاي‌ گروه‌ «۱۹۸۴» بخاطر ترك‌ دبيرستان‌ از هم‌ جدا شده‌ بودند اما همچنان‌ يكديگر را براي‌ ساخت‌ و اجراي‌ آهنگ‌هايشان‌ مي‌ديدند.

راجر به‌ گروه‌ ديگري‌ تحت‌ عنوان‌ «جاني‌ كوآل‌ و ري‌اكشن‌» پيوست‌.

در ۱۵ مارس‌ اون‌ها در «جشنواره‌ موسيقي‌ راك‌» در «تررو» شركت‌ كردند.

گروه‌، مدتي‌در منطقه‌ مستقر شد و به‌طور متوالي‌ آهنگ‌ اجرا كرد.

در سپتامبر همين‌ سال‌ جاني‌ كوآل‌ درست‌ قبل‌ از اجراي‌ يكي‌ از آهنگ‌ها گروه‌ را ترك‌ كرد.

راجر تنها كسي‌بود كه‌ مي‌توانست‌ بخواند در نتيجه‌ مجبور شد به‌ جاي‌ جاني‌ بخواند.

او در كمال‌ حيرت‌ همگان‌ به‌طور هموقت‌ آواز خواند و درامز نواخت‌! بدين‌ ترتيب‌ با رفتن‌جاني‌ اسم‌ گروه‌ به‌ «ري‌اكشن‌» تغيير يافت‌.

1966 - راجر و گروه‌ ري‌اكشن‌ او بار ديگر در جشنواره‌ موسيقي‌ راك‌ حضور يافتند امّا اين‌ بار نه‌ تنها برنده‌ شدند و نشان‌ افتخار مخصوص‌ را دريافت‌ كردندبلكه‌ بعنوان‌ مهمان‌ ايشانژة‌ سال‌ بعد نيز دعوت‌ شدند.

يك‌ سال‌ تمام‌ با هفته‌اي‌ سه‌ چهار آهنگ‌ به‌ پايان‌ رسيد.

در همين‌ وقت‌ فردي‌ حائز رتبه‌ اول‌ در رشته‌ هنر شد و شروع‌ به‌ گذراندن‌ واحدهاي‌ طراحي‌ و گرافيك‌ در «دانشكده‌ هنر ايلينگ‌» كرد.

1967 - براي‌ اعضاي‌ گروه‌ «۱۹۸۴» هنوز هم‌ جيمي‌ هندريكس‌ يك‌ بت‌ موسيقي‌ بشمار مي‌آمد.

اون‌ها آرزو داشتند كه‌ روزي‌ او را از نزديك‌ ملاقات‌ كنند وسرانجام‌ اين‌ آرزو وقتي‌ محقق‌ شد كه‌ اون‌ها دزدكي‌ وارد پشت‌ صحنه‌ يكي‌ از اجراهاي‌ جيمي‌ شده‌ بودند.

جيمي‌ از رختكن‌ بيرون‌ آمد و با همان‌ لحن‌ خاص‌خودش‌ پرسيد: «رفقا، كدوم‌ وَرَكي‌ باهاس‌ رفت‌ توُ سـن‌؟!» اون‌ها تا مدّت‌ها از اين‌ خاطره‌ با افتخار ياد مي‌كردند.

در سپتامبر همين‌ سال‌، «۱۹۸۴» تبديل‌ به‌ يكي‌ از بهترين‌ گروه‌هاي‌ تازه‌ كار در «باشگاه‌ رده‌بالاها» شده‌ بود.

برايان‌ در ساخت‌ آلبومي‌ با باربارا هسترايسند همكاري‌ كرد كه‌ اولين‌ جايزه‌ را براي‌ او در پي‌ داشت‌.

اندكي‌ بعد «۱۹۸۴» از هم‌ پاشيد.

تيم‌استافل‌ به‌ دانشكده‌هنر ايلينگ‌ پيوست‌، جايي‌ كه‌ موسيقيدانان‌ بزرگي‌ چون‌ پيت‌ تاون‌سند و ران‌ وود مشغول‌ تحصيل‌ بودند.

او اونجا با «فردي‌» همكلاس‌ شد.

همين‌جا بود كه‌فردي‌ نام‌ فاميلش‌ رااز بولسارا به‌ مركوري‌ تغيير داد.

مركوري‌ در قصه‌هاي‌ اساطيري‌، «پيام‌ آور خدايان‌» هست‌.

راجر دبيرستان‌ «تررو» را با هفت‌ نمرة‌ مردودي‌ و سه‌ نمرة‌ عالي‌ در زيست‌شناسي‌، شيمي‌ و فيزيك‌ ترك‌ كرد و به‌ خاطر فشار خانواده‌ بلافاصله‌ شروع‌ به‌ خواندن‌دندانپزشكي‌ در دانشكده‌ پزشكي‌ لندن‌ كرد!

1968 - برايان‌ در فيزيك‌ و رياضيات‌، ديپلم‌ افتخار دريافت‌ كرد.

پرفسور برنارد لاول‌، اين‌ جوان‌ ۲۱ ساله‌ را واجد واقعيات‌ لازم‌ براي‌ همكاري‌ در يك‌ پروژة‌ستاره‌شناختي‌ در آزمايشگاه‌ خود يافت‌ امّا برايان‌ پيشنهاد او را مؤدبانه‌ رد كرد و در عوض‌ تصميم‌ گرفت‌ در ايمپريال‌ بماند و دكتراي‌ فلسفه‌ بگيرد! كاري‌ كه‌هيچگاه‌ تمامش‌ نكرد.

در همين‌ ميان‌ راجر كه‌ از سر و كله‌ زدن‌ با دندان‌ امت‌ خسته‌ شده‌ بود تغيير رشته‌ داد و زيست‌شناسي‌ را كه‌ رشتة‌ كم‌ دردسرتري‌ بود، انتخاب‌ كرد.

او در طول‌تعطيلات‌ تابستاني‌ به‌ «تررو» بازگشت‌ و در يك‌ سن‌ صحرائي‌ كه‌ خيمه‌اي‌ موقتي‌ كنار دريا بود به‌ همراه‌ گروه‌ ري‌اكشن‌ به‌ اجراي‌ موسيقي‌ پرداخت‌.

چند روز پس‌از اون‌ راجر كه‌ شديداً مشتاق‌ نواختن‌ درامز بود به‌ يك‌ آگهي‌ دست‌ نايشانس‌ رايشان‌ تابلايشان‌ اعلانات‌ دانشكده‌ ايمپريال‌ پاسخ‌ داد.

آگهي‌ را برايان‌ نوشته‌ بود و تعدادي‌موسيقيدان‌ را به‌ همكاري‌ دعوت‌ كرده‌ بود.

راجر، برايان‌ و هم‌دانشكده‌اي‌ قديم‌ او تيم‌ هستافل‌ بعنوان‌ خواننده‌ و نوازندة‌ گيتار بيس‌، گروهي‌ را به‌ نام‌ اسمايل‌(لبخند) تشكيل‌ دادند و تمام‌ پائيز را صرف‌ تمرين‌ و ضبط‌ موسيقي‌ كردند.

اون‌ها در ابتدا تعدادي‌ آهنگ‌ را از گروه‌هاي‌ ديگر بازنوازي‌ كردند اما برايان‌ و تيم‌ كم‌كم‌ شروع‌ به‌ نوشتن‌ آهنگ‌هايي‌ از خودشان‌ كردند.

اولين‌ اجراي‌ زندة‌ اسمايل‌ به‌ همراه‌ گروه‌ پرآوازة‌ پينك‌ فلايشاند در ۲۶ اكتبر واقع‌ در دانشكده‌ ايمپريال‌ بود.

دراين‌ وقت‌ برايان‌ با دختري‌ به‌ نام‌ كريستين‌ مولن‌ آشنا شد كه‌ اين‌ آشنائي‌ سرانجام‌ به‌ ازدواجشان‌ منجر گرديد.

اسمايل‌ اونقدر در دانشكدة‌ ايمپريال‌ برنامه‌ اجرا كرد كه‌ سرانجام‌ بعنوان‌ گروه‌ ايشانژة‌ ايمپريال‌ شهرت‌ يافت‌.

اون‌ها آهنگ‌هايي‌ را نظير If I were a Carpenter«اگر يك‌ نجار بودم‌» و Money, Money «پول‌، پول‌» را با تغييراتي‌ در ضرباهنگ‌، اونطور كه‌ خودشان‌ مي‌خواستند بازنوازي‌ كردند و كم‌ كم‌ خودشان‌ را بعنوان‌يك‌ گروه‌ «راك‌ پيشرو» به‌ همگان‌ معرفي‌ نمودند.

جان‌ ديكن‌ در اين‌ وقت‌ هنوز در گروه‌ «دِنيوآپوزيشن‌» مشغول‌ بود.

اون‌ها به‌ تازگي‌ اسم‌ گروه‌ را تغيير داده‌ بودند.

گروه‌ از شهرت‌ لازم‌ و مقبوليت‌ عامه‌برخوردار شده‌ بود به‌طوريكه‌ در پايان‌ هر هفته‌ سالن‌هاي‌ اجرايش‌ به‌طور كامل‌ رزرو مي‌شد.

1969 - در ۲۷ فوريه‌ اسمايل‌ كنسرتي‌ براي‌ كمك‌ به‌ شوراي‌ مادران‌ بيوه‌ و فرزندانشان‌ اجرا كردند كه‌ توسط‌ دانشكده‌ ايمپريال‌ ساوقتدهي‌ مي‌شد.

ساير شركت‌كنندگان‌ در اين‌ مراسم‌ جو كوكر، گروه‌ «فيري‌» و گروه‌ «بونزو داگ‌» بودند.

سپس اين‌ اجرا يك‌ روزنامه‌ نگار در نشريه‌اي‌ اونان‌ را «شلوغترين‌ گروه‌موسيقي‌ دنياي‌ غرب‌» لقب‌ داد! در ابتداي‌ اين‌ سال‌ تيم‌ دوست‌ جديدي‌ را به‌ اسمايل‌ معرفي‌ كرد: فردي‌ بولسارا.

او از علاقمندان‌ اسمايل‌ بود و بلافاصله‌ با راجر و برايان‌ به‌ توافق‌ رسيد.

او در ابتدا به‌ عنوان‌ نوازندة‌ كمكي‌ وارد گروه‌ شد اما خيلي‌ زود به‌ عضو ثابت‌ و ماندگاراسمايل‌ بدل‌ شد.

اسمايل‌ پس‌ از يكي‌ از اجراهايش‌ در «كلوپ‌ روولوشن‌» با تهيه‌ كننده‌اي‌ آمريكايي‌ به‌ نام‌ لو رايزنِر آشنا شد.

او مسئول‌ اجرائي‌ شعبه‌ بريتانياي‌ يك‌ شركت‌آمريكائي‌ ضبط‌ موسيقي‌ به‌ نام‌ «مركوري‌» بود -البته‌ نام‌ اين‌ شركت‌ هيچ‌ ارتباطي‌ با نامي‌ كه‌ بعدها فردي‌ براي‌ خود انتخاب‌ كرد نداشت‌!- او گروه‌ را متقاعد كردتا تكاهنگي‌ را ضبط‌ كنند.

بدون‌ هيچگونه‌ تجربه‌اي‌ در دنياي‌ تجارت‌ موسيقي‌ و ظرافت‌هاي‌ اون‌، برايان‌، راجر و تيم‌ اين‌ پيشنهاد باور نكردني‌ را پذيرفتند.

اسمايل‌ و رايزنر قراردادهايي‌بستند و خيلي‌ زود گروه‌، جاپاي‌ خود را در هستوديايشان‌ «ترايدنت‌» در لندن‌ به‌ تهيه‌ كنندگي‌ جان‌ اونتوني‌ محكم‌ كرد.

و نتيجة‌ اون‌ ضبط‌ تكاهنگي‌ شد به‌ نام‌Earth «زمين‌» نوشته‌ تيم‌ در كنار تكاهنگ‌ ديگري‌ به‌ نام‌ Step on me «پا رايشان‌ قلبم‌ گذاشت‌» كه‌ كار مشتركي‌ بود از برايان‌ و تيم‌.

اين‌ كاست‌ تنها در آمريكاپخش‌ و عرضه‌ شد اما فروش‌ اون‌ با شكست‌ مواجه‌ شده‌، مسئولان‌ توزيع‌ مركوري‌ در انگلستان‌ از پخش‌ اون‌ امتناع‌ كردند و اين‌ درست‌ در وقتي‌ بود كه‌ شركت‌مركوري‌ به‌ اسمايل‌ پيشنهاد ضبط‌ آهنگ‌هاي‌ بيشتري‌ را داده‌ بود تا بتوانند يك‌ آلبوم‌ كامل‌ عرضه‌ كنند.

پس‌ از اين‌ شكست‌ تجاري‌، اون‌ها بلافاصله‌ حرفشان‌ راپس‌ گرفتند و تمام‌ رايشاناهاي‌ اسمايل‌ در هم‌ ريخت‌.

تابستان‌ همان‌ سال‌ در حالي‌ كه‌ جيمي‌ هندريكس‌ با اجراهايش‌ در «ووداستاك‌» غوغائي‌ به‌ پا كرده‌ بود، راجر و فردي‌ در كنسينگتون‌ يك‌ مغازة‌ فروش‌ «لباس‌دست‌ دوم‌» به‌ راه‌ انداختند و برايان‌ در واقعياتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ ادامة‌ تحصيلات‌ دانشگاهيش‌ ترديد داشت‌، به‌ تدريس‌ رياضيات‌ در يك‌ دبيرستان‌ رو آورد.

واقعيات‌جداً مأيوس‌ كننده‌ بود و افراد گروه‌ احساس‌ سرخوردگي‌ مي‌كردند اما با اين‌ وجود به‌ اجراي‌ آهنگ‌هاي‌ خود ادامه‌ دادند.

فردي‌ همچنان‌ پشتيبان‌ وفادار و ثابت‌قدم‌ گروه‌ باقي‌ ماند.

گروه‌ سعي‌ مي‌كرد به‌ فعاليت‌ عادي‌ خود ادامه‌ دهد و فردي‌ هميشه‌ نصايح‌ خوبي‌ داشت‌.

او در اون‌ وقت‌ عضو گروهي‌ به‌ نام‌ «آيبِكس‌» بودو بعد به‌ گروه‌ «رِكِيج‌» ملحق‌ شد.

همان‌ روزها جان‌ ديكن‌ كه‌ از اسمايل‌ و ماجراهاي‌ پيرامونش‌ بكلي‌ دور بود پس‌ از ترك‌ بئوشام‌، در رشته‌ الكترونيك‌ دانشكده‌ چلسي‌ ثبت‌ نام‌ كرد و از اون‌ جا كه‌همچنان‌ رايشاناي‌ «ستاره‌ راك‌ شدن‌» را در سر مي‌پروراند در گروه‌هاي‌ كوچك‌ مختلفي‌ در لندن‌ گيتار مي‌زد.

1970 - سرانجام‌ اسمايل‌ با رفتن‌ تيم‌ هستافل‌ از هم‌ پاشيد.

او به‌ گروه‌ ديگري‌ به‌ نام‌ «هامپي‌ بانگ‌» كه‌ موسيقي‌شان‌ پاپ‌ بود پيوسته‌ بود.

اوضاع‌ چندان‌خوشايند نبود.

فردي‌ كه‌ همواره‌ به‌ آيندة‌ اعضاي‌ گروه‌ خوشبين‌ بود ركيج‌ را ترك‌ كرد و به‌ برايان‌ و راجر پيوست‌.

در سال‌ 1970 فردي‌ مركوري‌، راجر تيلر، برايان‌ مي‌ و دوست‌ ديگري‌ به‌ نام‌ مايك‌ گروز، كوئين‌ را تشكيل‌ دادند.

اسم‌ گروه‌ پيشنهاد فردي‌ بود.

راجر و برايان‌چندان‌ از اين‌ اسم‌ راضي‌ نبودند اما رفته‌ رفته‌ به‌ اون‌ عادت‌ كردند.

فردي‌: خيلي‌ سال‌ پيش‌ من‌ اسم‌ كوئين‌ رو انتخاب‌ كردم‌.

اين‌ فقط‌ يك‌ اسمه‌، همين‌! ولي‌ خيلي‌ با شكوه‌ و عالي‌ به‌ نظر ميرسه‌، يه‌ اسم‌ شناخته‌ شده‌ و جهانيه‌ و درعين‌ حال‌ خيلي‌ صميمي‌ و عامه‌ پسند.

هر جور تعبير و تفسيري‌ از اون‌ ممكنه‌.

يك‌ اسم‌ چند بعدي‌.

البته‌ قطعاً نشاط‌ و سر زندگي‌ و صلابت‌ اسم‌ مد نظرم‌ بوده‌ولي‌ اين‌ تنها يك‌ جنبه‌ قضيه‌ به‌ حساب‌ مياد.

اسامي‌ ديگري‌ نيز توسط‌ گروه‌ مورد بحث‌ و تبادل‌ نظر برنامه گرفت‌ مثلاً «گرند دنس‌» كه‌ از كتابي‌ به‌ نام‌ «ماوراء سياره‌ سكوت‌» نوشته‌ «سي‌.

اس‌.

لوئيس‌»گرفته‌ شده‌ بود و راجر و برايان‌، هر دو اون‌ را خوانده‌ بودند.

راجر، اسم‌ «بچه‌ پولدارها» را نيز دوست‌ داشت‌! مايك‌ دوست‌ قديمي‌ راجر بود كه‌ در «ري‌اكشن‌» و «كلوپ‌ پي‌ - جِي‌» در «تررو» نوازندگي‌ مي‌كرد.

او علاوه‌ بر يك‌ آمپلي‌ فاير غول‌ پيكر مارك‌ «مارشال‌» يك‌وانت‌ فولكس‌ واگن‌ هم‌ داشت‌.

او و دارايي‌هايش‌ جداً به‌ درد گروه‌ مي‌خوردند! كوئين‌ وقت‌ بسياري‌ را صرف‌ تمرين‌ كرد.

برايان‌ در دانشكده‌ ايمپريال‌ بسيار مورد احترام‌ بود از اين‌ رو اون‌ها توانستند مجوز هستفاده‌ از سالن‌هاي‌ خالي‌ آمفي‌تأتردانشكده‌ را براي‌ تمرين‌هايشان‌ بگيرند.

اون‌هابه‌ تمرين‌ تعدادي‌ از آهنگ‌هايي‌ كه‌ قصد داشتند بازنوازي‌ كنند پرداختند اما فردي‌ و برايان‌ تصميم‌ گرفتند كه‌تعدادي‌ از آهنگ‌هاي‌ آيبكس‌، اسمايل‌ و ركيج‌ را زنده‌ كنند و بدين‌ ترتيب‌ نخستين‌ آهنگ‌هاي‌ متعلق‌ به‌ كوئين‌ ساخته‌ شد.

در شهرداري‌ «تررو»، مادر راجر سرگرم‌ ساوقتدهي‌ يك‌ برنامه‌ جمع‌ آوري‌ اعانات‌ براي‌ صليب‌ سرخ‌ بود و راجر قبلاً قول‌ داده‌ بود كه‌ اسمايل‌ در اين‌ گردهمائي‌برنامه‌اي‌ اجرا خواهد كرد.

اما خوب‌ اسمايل‌ ديگر وجود خارجي‌ نداشت‌ و راجر كه‌ نمي‌خواست‌ مادرش‌ را نااميد كند تصميم‌ گرفت‌ از گروه‌ تازه‌ تأسيس‌ كوئين‌استفاده‌ كند.

روز شنبه‌ 27 ژوئن‌ 1970، بعنوان‌ روز اوّلين‌ اجراي‌ زنده‌ كوئين‌ به‌ تاريخ‌ موسيقي‌ پيوست‌.

اون‌ها برنامه‌شان‌ را با اجراي‌ يكي‌ از آهنگ‌هاي‌ ركيج‌ به‌ نام‌ Stone Cold Crazy «سنگ‌ قبر لعنتي‌» آغاز كردند.

اين‌ برنامه‌ با وجود اينكه‌ اولين‌ كار گروهي‌اون‌ها بود به‌ نحو احسن‌ اجرا شد و اون‌ها حتي‌ پنجاه‌ پوند(!) هم‌ بعنوان‌ دستمزد دريافت‌ كردند.

همين‌ وقت‌ بود كه‌ فردي‌ اسم‌ فاميلش‌ را از بولسارا به‌ مركوري‌ تغيير داد.

فردي‌ احساس‌ مي‌كرد كه‌ بولسارا اسم‌ چندان‌ مناسبي‌ براي‌ يك‌ ستاره‌ موسيقي‌ نخواهدبود.

ستاره‌اي‌ كه‌ او قصد داشت‌ روزي‌ باشد.

ظاهراً فردي‌ كاملاً به‌ اين‌ باور رسيده‌ بود كه‌ در عرصه‌ موسيقي‌ راك‌ حرفي‌ براي‌ فرمودن‌ دارد.

پس‌ از اون‌ كوئين‌ چند اجراي‌ پشت‌سرهم‌ داشتند.

در 25 جولاي‌ اون‌ها در باشگاه‌ پي‌ جي‌ برنامه‌اي‌ اجرا كردند كه‌ برنامه بود آخرين‌ حضور مايك‌ در كوئين‌ باشد.او احساس‌ كرده‌ بود كه‌ بايد شغل‌ مناسبتري‌ براي‌ خود پيدا كند! كوئين‌ بي‌ درنگ‌ در صدد يافتن‌ نوازنده‌ گيتار بيس‌ ديگري‌ برآمد.

راجر به‌ دوست‌ يكي‌ از دوستانش‌ بري‌ ميشل‌ پيشنهاد داد.

همه‌ چيز خوب‌ پيش‌ رفت‌ و اودومين‌ نوازنده‌ گيتار بيس‌ كوئين‌ شد.

اون‌ها به‌طور منظم‌ و با دقت‌ به‌ تمرينات‌ خود ادامه‌ دادند و تعدادي‌ آهنگ‌ نيز اجرا كردند.

به‌ طور كلّي‌، اونچنانچه‌ امروزه‌ بر ما روشن‌ هست‌، كوئين‌ همواره‌ بر خلاف‌ اونچه‌ كه‌ در اون‌ دوره‌ در عرصه‌ موسيقي‌ معمول‌ بود عمل‌ مي‌كرد.

اكثريت‌ گروه‌هاي‌موسيقي‌ تنها با جين‌ و تي‌شرت‌ رايشان‌ صحنه‌ ظاهر ميشدند، موسيقي‌شان‌ را اجرا مي‌كردند و صحنه‌ را ترك‌ مي‌فرمودند.

اما كوئين‌ ديدگاه‌ متفاوتي‌ داشت‌.

اجراهاي‌اون‌ها معمولاً پر از خرق‌ عادت‌ و بي‌نهايت‌ زنده‌ و ملموس‌ بود.

در هيجده‌ دسامبر همين‌ سال‌ جيمي‌ هندريكس‌ قهرمان‌ اسطوره‌اي‌ همه‌ گروه‌هاي‌ موسيقي‌ از دنيا رفت‌.

كوئين‌ براي‌ اظهار ارادت‌ خود، ترانه‌ «وودو شيلي‌» او رادر اون‌ شب‌ها اجرا كرد.

برايان‌: فردي‌ از شيفتگان‌ و طرفداران‌ پرو پا قرص‌ هندريكس‌ بود و دنباله‌ رايشان‌ او.

من‌ قبلاً جيمي‌ را در يكي‌ از شوهاي‌ برايان‌ اپشتين‌ ديده‌ بودم‌ كه‌ با گروه‌«The Who» همكاري‌ مي‌كرد و يادم‌ مياد كه‌ همون‌ موقع‌ به‌ خودم‌ فرمودم‌ اين‌ مرد با بقيه‌ فرق‌ داره‌ و يه‌ جورايي‌ از همه‌ جلوتره‌.

اينطور به‌ نظر ميرسيد كه‌ او درهمان‌ مسير ما برنامه داشت‌ ولي‌ در ديدرس‌ ما نبود و اين‌ موضوع‌ براي‌ ما گيتاريست‌ها يه‌ كم‌ وحشت‌ آور و نگران‌ كننده‌ به‌ نظر ميرسيد...خيلي‌ها هنوز هم‌ دوست‌دارن‌ توُ صحنه‌ مثل‌ اون‌ عمل‌ كنن‌.

پس‌ از مدتي‌ فردي‌ و راجر به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدند كه‌ زندگي‌ در آپارتماني‌ كه‌ ده‌ نفر ديگر در اون‌ زندگي‌ مي‌كنند برايشان‌ مشكل‌ شده‌ و بدنبال‌ مكان‌ ديگري‌ براي‌زندگي‌ گشتند.

بالاخره‌ فردي‌ آپارتمان‌ كوچكي‌ در شفردزبوش‌ پيدا كرد.

در ماه‌هاي‌ پاياني‌ سال‌، شهرت‌ نسبي‌ كوئين‌ با هفته‌اي‌ يك‌بار اجرا، مخارج‌ اون‌ها راتأمين‌ مي‌كرد.

كوئين‌ در كلوپ‌ كاورن‌ در مرسي‌سايد به‌ اجراي‌ موسيقي‌ پرداخت‌ جائي‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ توسط‌ «بيتل‌ها» به‌ شهرت‌ رسيده‌ بود.

1971 - در ژانايشانه‌ اين‌ سال‌ بري‌ ميشل‌ احساس‌ كرد كه‌ در گروه‌ جاي‌ مناسبي‌ ندارد و كوئين‌ راترك‌ كرد.

اوضاع‌ چندان‌ بر وفق‌ مرادش‌ نبود و به‌ قول‌ خودش‌مي‌خواست‌ خيلي‌ زود به‌ يك‌ پول‌ و پلة‌ حسابي‌ برسد! بار ديگر كوئين‌ در صدد آزمايش‌ و انتخاب‌ گيتاريست‌ ديگري‌ برآمد.

شخصي‌ به‌ نام‌ دوگ‌، بيشتر به‌ اين‌ خاطر كه‌ تجهيزات‌ و امكانات‌ مناسبي‌ همراه‌ خود داشت‌ براي‌ اين‌ كار انتخاب‌ و تمرينات‌ لازم‌ جهت‌ هستبرنامه او در گروه‌آغاز شد.

در فوريه‌ همين‌ سال‌ كوئين‌ برنامه‌اي‌ را در دانشكده‌ فني‌ كينگستون‌ در حوالي‌ منزل‌ دوگ‌ اجرا كرد.

متأسفانه‌ دوگ‌ سعي‌ كرد همه‌ نظرها را به‌ خود جلب‌كند و به‌ عبارتي‌ نمايشي‌ خصوصي‌ براي‌ خود به‌ راه‌ انداخت‌.

روز سپس اين‌ اجراي‌ خودسرانه‌، مؤدبانه‌ از او خواسته‌ شد كه‌ گروه‌ ديگري‌ را براي‌ خود دست‌ وپا كند! گروه‌ از فقدان‌ گيتاريست‌ بيس‌ خود دچار يأس‌ و نااميدي‌ شده‌ بود و كم‌كم‌ داشت‌ روح‌ مثبت‌ و متعادل‌ خود را از دست‌ مي‌داد، غافل‌ از اينكه‌ راه‌ حل‌ مشكلشان‌همان‌ نزديكي‌ها و در دسترس‌ بود...

جان‌ هريس‌ دوستي‌ بود كه‌ به‌ گروه‌ كمك‌ كرد تا از پيله‌ خودساخته‌ خارج‌ شوند.

او راجر و برايان‌ را به‌ ديسكايشان‌ دانشكده‌ «ماريااسامپتا» برد و اون‌ها را با يكي‌از دوستانش‌ به‌ نام‌ جان‌ ديكن‌ آشنا كرد كه‌ نوازندة‌ گيتار بيس‌ بود.

او كه‌ در اون‌ وقت‌ عضو هيچ‌ گروهي‌ نبود پيشنهاد كوئين‌ را پذيرفت‌ و همانطور كه‌ مي‌دانيد تاآخرين‌ لحظه‌ بقاي‌ اين‌ گروه‌ با اون‌ها همراهي‌ كرد.

اينك‌ آخرين‌ قطعة‌ پازل‌ تكميل‌ شده‌ بود...

او در طول‌ وقت‌ آزمايش‌ كوچكترين‌ كلمه‌اي‌ بر زبان‌ نياورد و فقط‌ گيتارش‌ را نواخت‌.

ولي‌ افراد گروه‌ خيلي‌ زود به‌ هوش‌ و هستعداد او پي‌ بردند.

او شعور وذكاوتي‌ را كه‌ لازمه‌ عضايشانت‌ در كوئين‌ بود با خود داشت‌ و از ديگر اعضاي‌ گروه‌ چند سالي‌ جوان‌تر بود.

چندي‌ بعد فردي‌ بر پايه ‌ علائم‌ ستاره‌شناسي‌ اعضاي‌ كوئين‌ يعني‌ «اسد، اسد، سرطان‌ و سنبله‌» (دو شير، يك‌ خرچنگ‌ و يك‌ دوشيزه‌) آرم‌ ايشانژه‌اي‌ را براي‌گروهشان‌ طراحي‌ كرد.

اون‌ها بلافاصله‌ كار بر رايشان‌ اولين‌ آهنگ‌ جدي‌ خود را با عضو جديد گروه‌ آغاز نمودند.

اوّلين‌ آهنگ‌ جان‌ با گروه‌ كوئين‌ در ماه‌ جولاي‌ در سوري‌ اجرا شد.

چندروز بعد اون‌ها اجراي‌ ديگري‌ در دانشكده‌ ايمپريال‌ داشتند كه‌ در اون‌ براي‌ جلب‌ نظر بيشتر بين‌ تماشاچيان‌، پاپ‌كورن‌ مجاني‌ پخش‌ كردند! سپس‌ اون‌ها در يك‌دبيرستان‌ دخترانه‌ كنسرت‌ دادند و در همانجا بود كه‌ فردي‌ براي‌ اولين‌ بار نصف‌ سه‌پاية‌ ميكروفون‌ را هنگام‌ اجراي‌ برنامه‌ در دستش‌ نگاه‌ داشت‌ كه‌ همين‌ كاربعدها تبديل‌ به‌ نشانة‌ ثابت‌ فردي‌ و يكي‌ از سمبل‌هاي‌ گروه‌ كوئين‌ شد.

در همين‌ هنگام‌ يكي‌ از دوستان‌ برايان‌، تري‌ ييدان‌ سرگرم‌ تأسيس‌ هستوديايشان‌ ضبط‌ جديدي‌ در ومبلي‌ به‌ نام‌ «دي‌ لِين‌ لي‌» بود.

هستوديايشان‌ او به‌ يك‌ گروه‌موسيقي‌ نياز داشت‌ كه‌ تجهيزات‌ و امكاناتش‌ را امتحان‌ كند.

او به‌ خصوص‌ به‌ دنبال‌ گروهي‌ مي‌گشت‌ كه‌ اجراهايي‌ قايشان‌ و طنين‌انداز داشته‌ باشند و در عوض‌ اون‌گروه‌ اجازه‌ مي‌يافت‌ پيش‌نوارهاي‌ خود را به‌طور رايگان‌ ضبط‌ كند.

كوئين‌ براي‌ اين‌ كار انتخاب‌ شد و اين‌ يك‌ شانس‌ فوق‌العاده‌ بود.

اون‌ها چهار تا از آهنگ‌هاي‌ خود به‌ نام‌هاي‌ Liar «دروغگو»، Keepyourselfalive «روحيه‌ات‌ را نباز»، The night comes down «شب‌ فرامي‌رسد» و Jesus «عيسـي‌'» را در اون‌ هستوديو ضبط‌ كردند و حالا كه‌ پيش‌ نوارها آماده‌ شده‌ بود اون‌ها به‌ دنبال‌ شركتي‌ براي‌ ضبط‌ نهايي‌ اون‌ها مي‌گشتند.

امامتأسفانه‌ هيچ‌ شركتي‌ علاقه‌اي‌ به‌ ضبط‌ آهنگ‌هاي‌ كوئين‌ نشان‌ نداد.

1972 - در ژانايشانه‌ اين‌ سال‌ جان‌ اجرايي‌ را در دانشكده‌ بدفورد براي‌ كوئين‌ ترتيب‌ داد.

برخي‌ از دوستان‌ او در «بدفورد» به‌ او اطمينان‌ دادند كه‌ حتماً از اين‌ اجرااستقبال‌ خوبي‌ خواهد شد...

اون‌ شب‌ كوئين‌ فقط‌ براي‌ 6 نفر برنامه‌ اجرا كرد!! اون‌ها هنوز خيلي‌ شناخته‌ شده‌ نبودند و رفته‌ رفته‌ احساس‌ نااميدي‌ و دلسردي‌ مي‌كردند چرا كه‌ پيشرفتشان‌ خيلي‌ كند بود.

اما ناگهان‌ با اظهار علاقة‌ شركت‌ ضبط‌كريساليس‌، روزنة‌ اميدي‌ در دلشان‌ پيدا شد.

شركت‌ مزبور تمايل‌ زيادي‌ براي‌ امضاي‌ يك‌ برنامه داد با كوئين‌ نشان‌ داد اما اعضاء كوئين‌ پس‌ از مشورت‌ و تأمل‌ بسيار، در نهايت‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدند كه‌ واقعيات‌قرارداد چندان‌ عادلانه‌ نيست‌ و پيشنهاد را رد كردند.

از اون‌ پس‌، هر روز افراد گروه‌ به‌ هستوديوهاي‌ مختلف‌ سر مي‌زدند، امكانات‌ جديد را بررسي‌ مي‌كردند و به‌ كيفيت‌ ضبط‌ آهنگ‌ها گوش‌ ميداند.

در اين‌ خلال‌ دونفر از مهندسين‌ هستوديايشان‌ ترايدنت‌ به‌ نام‌هاي‌ رايشان‌ توماس‌ بيكر و جان‌ اونتوني‌ تحت‌ تأثير كوئين‌ برنامه گرفتند.

جان‌ اونتوني‌، برايان‌ و راجر را از وقت‌ اسمايل‌به‌ خاطر داشت‌.

او در توليد تكاهنگ‌ «زمين‌» با اون‌ها همكاري‌ كرده‌ بود.

رايشان‌ و جان‌ در حالي‌ كه‌ كاملاً متقاعد شده‌ بودند منبع‌ بزرگ‌ ذوق‌ و هستعدادي‌ را كشف‌كرده‌ اند به‌ ترايدنت‌ بازگشتند و كارفرمايان‌ خود بري‌ و نورمن‌ شفيلد را واداشتند تا دربارة‌ اين‌ گروه‌ بيشتر تحقيق‌ كنند.

پس‌ از اينكه‌ بري‌ رفتار هستثنائي‌ فردي‌و دوستان‌ پر شر و شورش‌ را در اجراهاي‌ زنده‌ ديد، متقاعد شد كه‌ جان‌ و رايشان‌ در مورد كوئين‌ اغراق‌ نكرده‌اند.

اون‌ها به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدند كه‌ بايد هر چه‌ سريعتر كوئين‌ را به‌ بستن‌ قراردادي‌ با خود ترغيب‌ كنند.

اما اين‌ برنامه داد تقريباً يك‌ سال‌ بعد نوشته‌ شد.

برنامه داد ترايدنت‌ از سه‌ توافق‌ نامة‌ جداگانه‌ تشكيل‌ شده‌ بود: حق‌ انتشار، حق‌ ضبط‌ و حق‌ انتخاب‌ مدير گروه‌.

كوئين‌ داشت‌ شانسش‌ را امتحان‌ مي‌كرد در حالي‌ كه‌ رؤساي‌ ترايدنت‌ هنوز در شك‌ و ترديد بودند كه‌ آيا اين‌ همه‌ به‌ دردسرش‌ مي‌ارزد؟ و البته‌ خيلي‌ زودمتقاعد شدند كه‌ همينطور هست‌.

كوئين‌ بخاطر تجربه‌اي‌ كه‌ برايان‌ و راجر در وقت‌ اسمايل‌ با شركت‌ مركوري‌ داشتند، در خصوص‌ اين‌ قرارداد بسيار محتاطانه‌ عمل‌ كرد.

ضمن‌ قرارداد، ترايدنت‌لوازم و تجهيزات‌ لازم‌ و نيز يك‌ سيستم‌ جديد P.A را در اختيار كوئين‌ برنامه مي‌داد.

گرچه‌ برايان‌ هنوز هم‌ از گيتار خانگي‌ دست‌ ساز خود هستفاده‌ مي‌كرد! برادران‌ شفيلد متوجه‌ شدند كه‌ كوئين‌ به‌ يك‌ مدير تمام‌ وقت‌ نياز دارد تا امور روزانه‌ اون‌هارا ساوقتدهي‌ كند.

از اين‌ رو به‌ سراغ‌ جك‌ نلسون‌ رفتند كه‌ وقتي‌،نورمن‌ در جايي‌ سفارش‌ او را براي‌ هستخدام‌ كرده‌ بود.

او با آمدن‌ به‌ انگلستان‌ و همكاري‌ با كوئين‌ مؤافقت‌ كرد.

جك‌ به‌ طرز جنون‌آميزي‌ كارهاي‌ ضبط‌ شده‌ كوئين‌ را در تمام‌ ملاقات‌هاي‌ شخصي‌اش‌ همراه‌ خود مي‌برد.

هيچ‌ كس‌ تا اون‌ لحظه‌ نمي‌دانست‌ كه‌ چه‌ اتفاق‌ فوق‌العاده‌اي‌ در شرف‌ وقوع‌ هست‌.

جك‌ اون‌ها را به‌ شركت‌ EMI برد زيرا ترايدنت‌ تصميم‌ گرفته‌ بود امتياز كوئين‌ و دو گروه‌ ديگر را به‌ EMI بفروشد.

اما EMIفقط‌ كوئين‌ را خواست‌ و مذاكرات‌ به‌طور ناگهاني‌ متوقف‌ شد.

با وجود اينكه‌ تا اون‌ وقت‌ هيچ‌ شركتي‌ حتي‌ يكي‌ از كارهاي‌ كوئين‌ را توزيع‌ نكرده‌ بود، شفيلدها كوئين‌ را به‌ هستوديايشان‌ 24 باندي‌ خود آوردند تا اولين‌ آلبومشان‌را ضبط‌ كنند.

البته‌ پيش‌ از اون‌ها تهيه‌ كنندة‌ ديگري‌ به‌ نام‌ رابين‌ كيبل‌ دراين‌ هستوديو مشغول‌ كار رايشان‌ آهنگ‌ I can hear Music «مي‌توانم‌ آواي‌ موسيقي‌را بشنوم‌» از گروه‌ قديمي‌ BeachBoys بود.

او آواز خواندن‌ فردي‌ را شنيده‌ بود و از او پرسيد كه‌ آيا دوست‌ دارد ترانه‌ او را بخواند؟ خوب‌ اين‌ خيلي‌ بهتر از منتظر ماندن‌ براي‌ خالي‌ شدن‌ هستوديو بود و فردي‌ پذيرفت‌.

پس‌ از ضبط‌ اوّليه‌، رابين‌ احساس‌ كرد كه‌ آهنگ‌ او چيزي‌ كم‌ دارد و برنامه شد ساز ضربي‌ راجر نيز به‌ اون‌ اضافه‌ شود.

پس‌ از اون‌ فردي‌ آهنگ‌ Goin' Back«بازگشت‌» را تمام‌ كرد.برايان‌ نيز در همين‌ وقت‌ مشغول‌ كار بر رايشان‌ تكاهنگي‌ به‌ نام‌ Polar Bear «خرس‌ قطبي‌» بود.

او در اين‌ آهنگ‌ از يك‌ سينت‌سايزر مدل‌«موگ‌» نيز هستفاده‌ كرد كه‌ صداي‌ وحشتناكي‌ داشت‌! در ماه‌ سپتامبر اين‌ سال‌ هيأت‌ مديره‌ ترايدنت‌ به‌ توافق‌ رسيدند كه‌ حقوق‌ ثابتي‌ را براي‌ اعضاي‌ كوئين‌ در نظر بگيرند.

بيست‌ پوند در هفته‌(!) مبلغ‌ كلاني‌ نبوداما تا حدي‌ نيازهايشان‌ را برآورده‌ مي‌كرد.

چندي‌ بعد راجر به‌ ريچموند نقل‌ مكان‌ كرد و فردي‌ با يكي‌ از دوستانش‌ به‌ نام‌ مري‌ آوستين‌ -كه‌ بعداً بيشتر راجع‌ به‌ او خواهيم‌ فرمود‌- هم‌اتاق‌ شد.

سرانجام‌ در پايان‌ نوامبر 1972 اولين‌ آلبوم‌ كوئين‌ كامل‌ شد.

1990 - «كوئين‌» جايزه‌ مخصوص‌ BPI را به‌ خاطر حضور مداوم‌ و مستمر در دنياي‌ موسيقي‌ بريتانيا دريافت‌ كرد و بيستمين‌ سالگرد تأسيس‌ گروه‌ را جشن‌گرفت‌.

اين‌ مهماني‌ باشكوه‌ در باشگاهي‌ واقع‌ در «سوهو» انجام شد و هركس‌ كه‌ در هر وقت‌ به‌ نوعي‌ با گروه‌ همكاري‌ و فعاليت‌ كرده‌ بود به‌ اين‌ مهماني‌ دعوت‌شد.

كوئين‌ قرارداد خود را با «كپيتول‌» در امريكا فسخ‌ كرد و قرارداد جديدي‌ را با شركت‌ ضبط‌ «ديسني‌» در هاليوود امضا كرد.

طبق‌ اين‌ قرارداد شركت‌ ديسني‌مي‌بايست‌ پيشاپيش‌، 10 ميليون‌ دلار(!) به‌ كوئين‌ پرداخت‌ كند.

راجر و گروه‌ The Cross، دوّمين‌ آلبوم‌ خود را ضبط‌ كردند و «كوئين‌» نيز شروع‌ به‌ ضبط‌ آلبوم‌ بعدي‌ خود نمود.

1991 - در ماه‌ ژانايشانه‌ تكاهنگ‌ به‌ ياد ماندني‌ Innuendo «كنايه‌» منتشر شد و در صدر جدول‌ برنامه گرفت‌ و اونقدر اونجا ماند تا آلبومي‌ با همين‌ نام‌ جايش‌ راگرفت‌! شركت‌ ضبط‌ هاليود، بلافاصله‌ Innuendo را در آمريكا نيز منتشر نمود.

اون‌ها همينطور‌ به‌ ضبط‌ دوباره‌ كل‌ آهنگ‌هاي‌ «كوئين‌» بر رايشان‌ ديسك‌ ليزري‌ در آمريكاي‌شمالي‌ مشغول‌ شدند.

دومين‌ تكاهنگ‌ آلبوم‌ با عنوان‌ I'm Going Slightly Mad «كم‌كم‌ دارم‌ قاتي‌ مي‌كنم‌!» نيز در همين‌ وقت‌ منتشر شد كه‌ در ساخت‌نماهنگ‌ اون‌ از يك‌ پنگوئن‌، يك‌ كتري‌، يك‌ گوريل‌ و چند چيز ديگر هستفاده‌ شده‌ بود! در اكتبر اين‌ سال‌ گروه‌، دومين‌ Greatest Hits خود را منتشر كرد كه‌ به‌ دست‌ آوردن‌ مقام‌ اوّل‌ در رده‌بندي‌ پرفروش‌ترين‌ها براي‌ اين‌ آلبوم‌، چندان‌ حيرت‌انگيزنبود.

بلافاصله‌ سپس اين‌ آلبوم‌ تكاهنگ‌ The Show Must Go On «نمايش‌ بايد ادامه‌ يابد» با يك‌ وقفه‌ طولاني‌ -به‌ دليل‌ واقعيات‌ نامساعد جسمي‌ فردي‌-منتشر شد.

در 23 نوامبر سال‌ 1991، فردي‌ با چاپ‌ بيانيه‌اي‌ اعلام‌ كرد كه‌ مبتلا به‌ بيماري‌ «ايدز» هست‌ و درست‌ يك‌ روز پس‌ از اون‌ در ساعت‌ 7 بعدازظهر، مبارزه‌ ايشان‌ بامرگ‌ پايان‌ گرفت‌.

نكته‌ قابل‌ توجهي‌ كه‌ در رابطه‌ با شخصيت‌ او وجود داشت‌، روحية‌ بالا و شهامت‌ او در مقابل‌ مرگ‌ بود.

هيچ‌كس‌ به‌ درستي‌ نمي‌داند كه‌ او از چه‌ وقت‌ پي‌ به‌بيماري‌ خود برده‌ بود امّا تقريباً همة‌ حدس‌ و گمان‌ها حول‌ و حوش‌ پنج‌ تا هفت‌ سال‌ دور مي‌زند و جالب‌ اينجاست‌ كه‌ او در همين‌ سال‌هاي‌ آخر، با وجودآگاهي‌ از مرگ‌ زودرس‌ خايشانش‌،به‌يادماندني‌ترين شاهكارهايش‌ را خلق‌ كرد.

او تا اونجا كه‌ در توان‌ داشت‌ كار كرد، موسيقي‌ ساخت‌ و شعر نوشت‌ امّا در روزهاي‌آخر، بنيه‌اش‌ را به‌ شدت‌ از دست‌ داده‌ بود.

بدنش‌ به‌ قدري‌ ضعيف‌ شده‌ بود كه‌ ديگر حتّي‌ قادر نبود از رختخواب‌ بيرون‌ بيايد.

او تصميم‌ به‌ رفتن‌ گرفت‌ و اين‌تصميم‌ را با كنار گذاشتن‌ همه‌ داروهايي‌ كه‌ تا اون‌ لحظه‌ او را سرپا نگهداشته‌ بودند، عملي‌ كرد.

سال‌ها پس‌ از مرگ‌ فردي‌ مركوري‌، مري‌ آوستين‌ تنها زن‌ زندگي‌ او نجوا كنان‌ مي‌گايشاند: فردي‌ مرگ‌ رو انتخاب‌ كرد...

او متوجه‌ نزديك‌ شدن‌ مرگ‌ بود، كيفيت‌زندگيش‌ به‌ طرز فوق‌العاده‌اي‌ تغيير كرده‌ بود و روز به‌ روز درد و رنجش‌ بيشتر مي‌شد.

كم‌كم‌ بينايي‌اش‌ رو هم‌ از دست‌ داد و بدنش‌ بي‌نهايت‌ نحيف‌ شد...

ديدن‌او كه‌ لحظه‌لحظه‌ در خودش‌ مچاله‌ مي‌شد، جداً عذاب‌آور بود...

تا بالاخره‌ يه‌ روز تصميم‌ گرفت‌ همه‌ چيزو تموم‌ كنه‌ و همة‌ داروهاشو قطع‌ كرد.

او مُرده‌ بود اما اثري‌ از مرگ‌ در صورتش‌ نمودار نبود.

او با چهره‌اي‌ آرام‌ و لبخندي‌ بر لب‌ از دنيا رفت‌.

پس‌ از مرگ‌ فردي‌، گروه‌ «كوئين‌» بيانيه‌اي‌ را بدين‌ مضمون‌ به‌ چاپ‌ رساند: ما بزرگترين‌ و دوست‌داشتني‌ترين‌ عضو خانواده‌مان‌ را از دست‌ داديم‌ و از رفتن‌ اوبي‌نهايت‌ احساس‌ تأسف‌ و تأثر مي‌كنيم‌.

افسوس‌ از اينكه‌ او در نهايت‌ شهرت‌ و اوج‌ شكوه‌ و خلاقيت‌ ناتمام‌ ماند.

اما بالاتر از همة‌ اين‌ها غرور و شهامتي‌ هست‌كه‌ همواره‌ با اون‌ زندگي‌ كرد و با اون‌ نيز از دنيا رفت‌.

مايه‌ مباهات‌ و افتخار ماست‌ كه‌ بهترين‌ اوقات‌ زندگيمان‌ را با كسي‌ چون‌ او تقسيم‌ كرديم‌.

هرچه‌ زودتر مراسم‌تجليل‌ و يادبود او را با همان‌ روشي‌ كه‌ به‌ اون‌ علاقه‌ داشت‌ انجام خواهيم‌ كرد.

در همين‌ وقت‌ هزاران‌ تُن‌ گل‌ از طرف‌ دوستداران‌ فردي‌ از سراسر جهان‌، به‌ دفتر «كوئين‌» فرستاده‌ شد.

قبل‌ از مراسم‌ تشييع‌ جنازه‌، درهاي‌ خانه‌ فردي‌ به‌ مدت‌ سه‌ روز به‌ رايشان‌ همه‌ دوستدارانش‌ باز بود تا با او وداع‌ كنند.

مراسم‌ سوزاندن‌ جسد فردي‌ در 27 نوامبردر «مرده‌سوزگاه‌ غرب‌ لندن‌» انجام شد.

اين‌ اتفاق‌ يك‌ امر كاملاً خصوصي‌ بود كه‌ خيلي‌ آرام‌ و بي‌سروصدا توسط‌ دوستان‌ نزديك‌ و خانواده‌ فردي‌ انجام‌ گرفت‌.

به‌ عنوان‌ ستايش‌ و قدرداني‌ از فردي‌ دو ترانة‌ «حماسة‌ كولي‌» و These Are The Days Of Our Lives «ياد اون‌ روزها بخير» در يك‌ نوار منتشر شد.

بررايشان‌ جلد اين‌ نوار جمله‌ زير حك‌ شده‌ بود: «هيچ‌كس‌ از تهديد ايدز در امان‌ نيست‌».

فردي‌، همواره‌ نگران‌ امنيت‌ مالي‌ اون‌ دسته‌ از افرادي‌ بود كه‌ به‌ علت‌ فقر، شانس‌ برخورداري‌ از مراقبت‌هاي‌ ايشانژه‌ را ندارند، به‌ همين‌ دليل‌ درآمد عايدي‌ ازفروش‌ اين‌ نوار، مستقيماً به‌ صندوق‌ اعانات‌ «مركز خدمات‌ مبتلايان‌ به‌ ايدز» واريز شد.

مقداري‌ از اين‌ درآمد نيز در اختيار انجمن‌هاي‌ «آموزش‌ حفظ‌ سلامت‌»برنامه گرفت‌ تا از شيوع‌ هرچه‌ بيشتر اين‌ ايشانروس‌ جلوگيري‌ كنند.

اين‌ نوار به‌ دوّمين‌ تكاهنگ‌ پرفروش‌ تاريخ‌ انگلستان‌ بدل‌ شد.

در دسامبر 1991، ده‌ آلبوم‌ از «كوئين‌» در ليست‌ «100 آلبوم‌ برتر موسيقي‌» برنامه داشت‌.

عکسی از فردی مرکوری:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

گرفته شده از « [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

7:


8:

پایه گذار و مشهور ترین گروه متال در جهان Metallica




متاليكا نامي آشنا براي هر خانه .

هفتمين گروه پر فروش موسيقي در تاريخ آمريكا !!

آغاز كار از جايي هست كه Lars گروهي براي خود نداشت اما سپس پيوستن James به او تشگيل شد .

اونها در ابتداي كار دو آهنگ ساده و با ضبطي ارزان ساختند .

وظيفه جيمز مطالعه، ريتم گيتار و حتي نواختن گيتار باس بود .

لارس نيز كم وظيفه نبود و كارسخت زدن درام را با او بود .

پس از مدتي Ron Mc Goveny ‌وظيفه زدن باس را بر عهده گرفت و Dave Mustain وظيفه ريتم و ليد گيتار را به عهده گرفت .

متاليكا دو شو در سانفرانسيسكو اجرا كرد و توانست هواداران زيادي به دست آورد .

سپس مدتي Cliff Burton ‌به متاليكا پيوست .

سپس اون با دو تلفن و يك پواز در سال 1983 Kirk Hammet نيز به گروه پيوست .

اولين آلبوم متاليكا Kill Em All د ر اواخر سال 83 ارائه شد و خيلي ها از اينكه اين گروه توانسته بود شهرت و اعتبار زيادي كسب كند و در اروپا و آمريكا رواج پيدا كند بسيار عصبي بودند .
در سال 1981 و به طور دقيق 28 اکتبر نوازنده درام يعنی Larse Ulrich از طريق آگهی روزنامه پيشنهاد تشکيل يک گروه هوی متال را ميدهد که از طرف James Alan Hetfield نوازنده گيتار و خوانده جواب مثبت می گيرد .لارس در 26 دسامبر 1963 در کپنهاگ دانمارک و جيمز در 3 آگوست 1963 در لس اونجلس به دنيا آمده بودند .

اونها برای گروه کاملا شکل نگرفته خود نام Metallica را انتخاب کردند

اونها برای انتخاب اعضای مناسب گروهشان دست به ساختن چند قطعه آزمايشی کردند .

اولين کار آزمايشی اين گروه (کشتار آهنين) Metal Massacre در ژانايشانه ۱۹۸۲ با نوازندگی درام لارس , بيس و خوانندگی جيمز و تک نوازی گيتار ليودگراند به بازار عرضه شد .

ولی در دومين قطعه آزمايشی اونان به نام (روشنايی را فراری دهيد) Hit the light تغييراتی در اين گروه صورت گرفت و به جای ليود گراند نوازنده ديگری به نام ديو ماستين Dave Mustaine نوازندگی گيتار را بر عهده گرفت و شخصی به نام (ران مک گاونی) نوازندگی گيتار بيس را بر عهده گرفت که با آمدن او جيمز به نوازندگی گيتار و خوانندگی مشغول شد .

پس از اون اونان برای اجرای اين قطعات به سانفرانسيسکو سفر کردند که تمامی اجراهای اونان در کلوپ های زيرزمينی سانفرانسيسکو صورت گرفت .

پس از اين اجراها بود که گروه تصميم گرفت تغييراتی در خود به وجود بياورد و تمام نقاط ضعف خود را تقايشانت کند .

از اين رو شخص جديدی به نام (جف وارنر) J.Warner به جای ران مک گاونی وارد گروه شد ولی اين عضو جديد هم نتوانست رضايت لارس و جيمز را جلب کند و پس از مدتی از گروه کنار گذاشته شد .

سرانجام در اواخر سال ۱۹۸۲ شخصی به نام (کليفورد لی برتون) Clifford Lee Burton متولد ۱۵ فوريه ۱۹۶۲ در کاليفرنيا که پيش از اون در گروه Truma فعاليت می کرد به گروه پيوست و با آمدن او گروه پيکره اصلی خود را پيدا کرد و اونان در ماه مه ۱۹۸۳ اولين آلبومشان را با نام (همه اونها را بکشيد) Kill em All را به بازار عرضه کردند .

پس از به بازار آمدن اولين آلبوم مشکلاتی در گروه به وجود آمد که نتيجه اون اخراج ديو ماستين از گروه بود که ديو ماستين بلافاصله پس از اخراج از گروه دست به ايجاد گروه رقيبی به نام (مگادث) Megadeath زد .
پس از اخراج ماستين شخصی به نام (کرک همت) Kirk Hammet متولد ۱۸ نوامبر ۱۹۶۲ در سانفرانسيسکو که سابقا در گروه Exodus فعاليت داشته وارد گروه شد که يکی از بهترين شاگردان (جوساتريانی) Joe Satriani هستاد بنام و پر آوازه گيتار بود .

همت اولين اجرايش در ۱۶ آوريل ۱۹۸۳ به خوبی درخشيد و به سرعت خود را با ساير اعضای گروه هماهنگ نمود .

گروه در ۱۲ آگوست ۱۹۸۳ اولين اجرای زنده شان را در شيکاگو اجرا نمودند که بيشتر جنبه تبليغاتی داشت .

سپس انها برای اجرای دومين آلبومشان بنام (سوار بر آذرخش) Ride the lighting راهی دانمارک شدند .

ولی پيش از اون به انگلستان رفتند تا به همراه گروه ديگری به نام (تيوستد سيستر) Twisted sister دست به يک اجرای زنده بزنند .

اونجا بود که اونان با شخصی به نام (پيتر منش) Peter Mensch که پيش از اون گروه Def Leppard را به شهرت جهانی رسانده بود آشنا شدند و برای اجرای دومين اثرشان با وی قرارداد همکاری بستند .

در اواسط سال ۱۹۸۴ دومين آلبوم اين گروه به بازار عرضه شد که در مدتی کمتر از جند هفته چيزی در حدود ۱۰۰۰۰۰ نسخه از اين آلبوم به فروش رفت که رکورد خوبی برای اين گروه تازه کار محسوب می شد .

اين موفقيت باعث شد که کار اين گروه مورد توجه کمپانی های تهيه و تکثير آلبوم های موسيقی برنامه گيرد که در ميان اين شرکتها موسسه موسيقی (الکترا) Elcatra موفق به بستن قرارداد با گروه شد
گروه پس از اون برای اجرای زنده راهی اروپا شد که از مهمترين اجراهای اونها ميتوان به فستيوال (مانستر آف راک) Monster of Rock در انگلستان و (متال همر) Metal Hammer در آلمان اشاره کرد .

اونان همينطور در ۳۱ آگوست ۱۹۸۵ موفق به دريافت جايزه Gold به خاطر بهترين گروه در آمريکا شدند .

پس از اين موفقيت ها گروه تصميم به تهيه سومين آلبومشان به نام (ارباب عروسکهای خيمه شب بازی) Master of Puppets گرفتند و به کپنهاگ دانمارک برگشتند .

اونان اين آلبوم را در اوايل سال ۱۹۸۶ به بازار عرضه کردند که با موفقيت فراوانی مواجه شد .

اونان سپس در ۱۵ جولای همان سال به همراه Phil Collins و Eric Clapton تصميم به اجرای کنسرتی گرفتند که در اين ميان بر اثر حادثه ای مچ دست جيمز شکست و کار گروه برای مدتی کوتاه متوقف شد .

گروه به فعاليت خود ادامه ميداد تا اينکه حادثه ای وحشتناک باعث توقف فعاليت گروه شد .

در ۲۶ دسامبر ۱۹۸۶ هنگامی که گروه برنامه بود در کشور سوئد به همراه گروه Anthrax به اجرای برنامه بپردازند اتوبوس حامل اعضای گروه از جاده خارج شد که بر اثر اين حادثه فردای اون روز يعنی ۲۷ سپتامبر کليف برتون بر اثر شدت جراحات وارده در گذشت .

گروه به مدت دو ماه دست از کار کشيد حتی تا مرز انحلال پيش رفت تا اينکه جوانی به نام (جيسون نيوستد) که پيش از اون در گروه Flotsam & Jetsam فعاليت داشت به جای برتون وارد گروه گرديد.



آگوست 1987 در دهم آگوست صفحه ی Garage Days Re-Revisited (بازدیدی دوباره - دوباره از گاراژ) به بهانه ی معرفی Jason به هواداران گروه عرضه شد.

به نظر می رسد که این صفحه دنباله ی صفحه ی Garage Days Revisited (بازدیدی دوباره از روزهای گاراژ) هست که در سال 84 منتشر شده بود.

این صفحه فقط شامل آهنگ های کاور شده می باشد.

نسخه ی اصلی این اثر هم اکنون موجود نمی باشد و تنها تعداد بسیار اندکی از گردآورندگان و کلکسیونرها اون را دارند.

در بیستم همین ماه گروه تور فستیوال اروپایی خود را با اجرایی مخفیانه در Club 100 در لندن آغاز کرد.

هزاران نفر برای حضور در برنامه آمده بودند و این در حالی بود که هیچ تبلیغاتی برای اون صورت نگرفته بود.

با این وجود، بسیاری نیز پشت درها ماندند.

زیرا اون باشگاه فقط گنجایش چند صد نفر را داشت.

دسامبر 1987 در روز چهارم دسامبر اولین Home Video ی MetallicA با نام "Cliff 'Em All" عرضه شد.

این ویدئو بیعتی بود از جانب MetallicA با نوازنده ی باس قبلی گروه یعنی Cliff Burton.

اون ها هیچ فیلمی از اجراهای قدیمی گروه نداشتند، بنابراین تصاویری که به صورت غیرقانونی توسط هواداران گروه ضبط شده بود به این Home Video اضافه شد.

می 1988 در بیست و چهارم این ماه اولین اجرای فستیوال امریکایی "Monsters Of Rock" به همراه Eddie Van Halen در Country Club در لس اونجلس انجام شد.

آگوست 1988 در روز بیست و پنجم این ماه چهارمین آلبوم گروه با نام And Justice For All (و عدالت برای همه) روانه ی بازار شد.

کاری به طول "03:'65 از کمپانی Elektra و به تهیه نمايندگی Flemming Rasmussen.

این آلبوم جایگاه بسیار خوبی در میان کسانی که دستی در موسیقی دارند و همچنین شنوندگان حرفه ای موسیقی دارد.

آلبومی با سبک و سیاق سیاسی.

در این آلبوم MetallicA با لحنی انقاد آمیز دستگاه قضائی آمریکا را زیر سؤال برد.

And Justice For All به سرعت تا رده ی ششم پر فروش ترین های آمریکا بالا آمد.

آلبوم جدید به طور گسترده در ماه سپتامبر عرضه گشت.

در ابتدای این آلبوم ترانه ی Blackened به چشم می خورد که در مورد پایان جهان به وسیله ی جنگ هسته ای صحبت می کند.

آهنگ بعدی، And Justice For All هست که نوشتن ترانه ی اون به احتمال زیاد الهام گرفته از فیلمی از Al Pacino در سال 1976به همین نام هست.

موضوع فیلم در مورد وکیلی هست که به دنبال عدالت در دستگاه قضایی ای می گردد که در اون افراد بی گناه کشته می شوند به و قاتلین و مفسدان اجازه داده می شود تا با خونسردی در خیابان ها قدم بزنند.

لاییریک آهنگ در مورد عدالت از دست رفته در جامعه ای که در اون پول به چیزی مهمتر از حقیقت تبدیل شده هست می باشد

اين گروه پس از اجرای در حدود ۱۲۰ کنسرت ناگهان در اواخر سال ۱۹۸۹ در سکوت غير منتظره ای فرو رفت .

اين سکوت تا اواسط سال ۱۹۸۹ در سکوت غير منتظره ای فرو رفت .

اين سکوت تا اواسط سال ۱۹۹۱ ادامه داشت تا اينکه در ۱۲ آگوست اون سال گروه با بيرون دادن آلبوم ديگری به نام (سياه) Black دوباره قدم به عرصه موسيقی گذاشت .

اين آلبوم شکوه و زيبايی يک کار گروهی را در موسيقی نشان می دهد .

تمامی ترانه های اين آلبوم از آهنگ تند و سرعتی (ورود مرد شنی) Enter Sandman تا ترانه های سنگين (هيچ چيز ديگری اهميت ندارد) Nothing else Matter و (نابخشوده) Unforgiven همه و همه پر از تکنيک و سولوهای زيبا و متفاوت با يکديگرند .

اونان برای تهيه اين آلبوم حدود ۱۱ ماه در هستوديو مشغول کار بودند و نتيجه اين کار شبانه روزی آلبومی شد که چيزی در حدود ۵ سال جزو پر فروشترين آلبوم های موسيقی جهان محسوب می شد و در حدود۱۰۰۰۰۰۰۰

فوریه 1989 در سال 1989 MetallicA کاندیدای دریافت جایزه ی Grammy در قسمت Heavy Metal شد.

در بیست و دوم فوریه اون ها آهنگ One را در Show ای به صورت زنده اجرا کردند.

اما جایزه نهایتآ به Jethro Tull رسید.

به نظر نمی رسید که MetallicA از این مسئله ناراحت شده باشد، اگرچه که اون ها پس از از دست دادن جایزه برچسبی با عبارت "Grammy Award LOOSERS" را بر روی آلبومشان اضافه کردند.

ژوئن 1989 در بیستم ژوئن Home ویدئوی "Two Of One" عرضه شد.

فوریه 1990 MetallicA جایزه ی Grammy را برای بهترین اجرا به خاطر اجرای One دریافت کرد.

هنگامی که گروه بر روی سکو جایزه را دریافت می کرد، اعضا تشکری ویژه از Jethro Tull به خاطر نگرفتن جایزه ی امسال تشکر کردند.

(زیرا اون ها سال پیش جایزه را برده بودند.)

اکتبر1990 MetallicA به هستودیوی"One On One" در هالیوود شمالی رفت تا آلبوم بعدی خود را ضبط کند.

وقت می گذشت و گروه تا شانزدهم ژوئن سال بعد نیز کار ضبط را به پایان نرسانده بود.

آلبوم توسط Randy Staub با کمک Mike Tacci ضبط شد و Bob Rock به همراه Hetfield و Ulrich تهیه نمايندگی اون را بر عهده داشتند.

نوامبر 1990 در چهارم نوامبر گروه Track ی با نام Stone Cold Crazy را به عنوان نمونه ای برای کمپانی Elektra ضبط کرد.

یکی از اساتید موسیقی (فکر می کنم Jimi Hendrix) فرموده: "هنگامی که آلبومی از یک گروه با هستقبال بیش از حد مواجه بشه باید کار اون گروه رو تمام شده دونست چون از اون به بعد توقعات از اونها بالاتر می ره و همه انتظار آلبوم های بهتری رو از گروه دارند و همین ادامه ی کار را بسیار سخت میکنه." و همین اتفاق پس از عرضه ی Master Of Puppets برای MetallicA افتاد! در 27 ام مارس گروه توری را با Ozzy Osbourne آغاز کرد.

این تور که در حمایت از Ozzy بود برای MetallicA بسیار مهم بود، زیرا محبوبیت گروه روز به روز افزایش می یافت و اون ها آماده بودند تا دوره ی بزرگی از تاریخ کاریشان را آغاز نمايند.

همچنین این آخرین تور گروه به عنوان گروهی حمایت نماينده بود.

جولای 1986 در 26 ام جولای، مدتی کوتاه قبل از اجرایی در Evansville, Indiana مچ دست James در حادثه ای در هنگام ورزش اسکیت بورد شکست و اجرا منتفی شد.

در تمام مدت تور James در حالی که بلندگو را با بازوی قلاب شده نگه می داشت آهنگ ها را می خواند و John Marshall از گروه Metal Church به عنوان نوازنده ی میهمان گیتار می زد.

سپتامبر 1986 روز شنبه 27 سپتامبر 1986، حادثه ای تلخ در انتظار گروه بود.

دو اتوبوس MetallicA که برای تور در اختیار اون ها بود، در اسکاندیناوی در جاده ی god-forsaken بین شهرهای هستکهلم و کپنهاگ در حرکت بودند.

جاده متروک بود و جز این دو اتوبوس هیچ وسیله ی دیگری در اون ساعات اولیه ی صبح در اون جاده نبود.

ناگهان به دلیلی نا معلوم، دقیقآ قبل از 6:15 صبح راننده ی اتوبوسی که اعضای گروه در اون بودند به شدت به سمت چپ منحرف شد و اتوبوس به سختی در خارج از جاده در حالی که کنترل اون غیر ممکن بود چپ شد.

در نتیجه تصادفی تلخ به وقوع پیوست.

اتوبوس در نهر آبی در کنار جاده در حوالی شهر کوچک Ljungby در سوئد سقوط کرد.

در میان آشفتگی و پریشانی غیر قابل اجتناب که پس از این حادثه به وجود آمد، اکثر مسافران اتوبوس سرنگون شده تلاش می کردند تا خود را از وسیله ی واژگون شده خارج نمايند.

سه نفر از چهار عضو گروه نیز جزو کسانی بودند که توانستند از اتوبوس خارج شوند.

افرادی که از این حادثه جان سالم به در بردند حقیقتآ خوش شانس بودند.

همه ی اون ها به طریقی توانستند با کمترین صدمات و شوک وارده از مهلکه فرار نمايند.

پلیس سوئد به سرعت بر سر صحنه ی حادثه ظاهر شد و راننده را به دلیل مسئولیت داشتن در این حادثه توقیف کرد، اما بعدآ او بدون هیچ جریمه ای آزاد شد.

پس از تحقیقات بیشتر معلوم شد که دلیل این حادثه وجود تکه یخی تیره بر سر پیچی تند در جاده بوده هست.

به هر صورت، متأسفانه یک تلفات در این حادثه وجود داشت، و فرد مرده یکی از افراد گروه بود.

در مدت وقتی کوتاه از اون ثانیه های وحشتناک در اون جاده ی متروک در سوئد هستی رویا گونه ی MetallicA ناگهان به کابوسی جهنمی تغییر یافت.

بیسیست 24 ساله ی گروه Cliff Burton درگذشت.

بعدها James Hetfield در سال 1993 در شرح حادثه چنین فرمود: " من دیدم اتوبوس مستقیمآ بر روی او سقوط کرد.

پاهای او را دیدم که بیرون افتاده بود.

احساس غریبی داشتم.

به یاد می آورم راننده ی اتوبوس تلاش می کرد تا پتو را به زور از زیر او بیرون بکشد تا برای افراد دیگر هستفاه کند.

همان لحظه جلو رفتم، " عوضی اون کار رو نکن." می خواستم او را بکشم.

نمی دونستم آیا چیزی نوشیده یا با یخ ها برخورد کرده.

تمام چیزی که می دانستم این بود که او رانندگی می کرد و Cliff دیگر زنده نبود."

در 29 ام همین ماه هر یک از اعضای گیج و شوکه شده ی گروه به نحوی سعی می کردند تا تشویش و اضطراب خود را از بین ببرند.

اون ها به روشی مشترک که همان نوشیدن مشروب بود روی آوردند.

James دو تا از پنجره های هتل را شکست و جیغ می زد و بدین وسیله خشم خود را تخلیه می کرد.

Kirk و John Marshall اون چنان می لرزیدند که اون شب تا صبح لامپ اتاقشان را روشن گذاشتند.

در همین روز Lars, James و Kirk به ایالات متحده بازگشتند.

از دست دادن Cliff حادثه ای بسیار تلخ بود.

او نه تنها از اصلی ترین اعضای گروه بود بلکه معلم و هستادی بسیار خوب برای گروه بود.

او ایده های بسیاری را در اختیار گروه برنامه می داد.

Jason Newsted از او به عنوان هستاد خود یاد می کند.

MetallicA پس از این حادثه تا دو ماه دست از کار کشید و تا مرز انحلال پیش رفت.

اما شناخت صحیح از Cliff خود عاملی بود که موجب شد گروه تصمیم به ادامه بگیرد.

اکتبر 1986 در28 اکتبر Jason Curtis Newsted در تست گروه شرکت کرد.

او امیدوار بود تا به عنوان بیسیست جدید گروه برگزیده شود.

او تمام آهنگ های گروه را در دو روز یاد گرفت، بنابراین وقتی سه عضو گروه از او پرسیدند که مایل به نواختن کدام آهنگ هست او فرمود: "هر کدام که شما بخواهید." در این تست 45 نفر متقاضی عضویت در گروه شرکت کرده بودند.

در پایان MetallicA پنج نفر را به عنوان کاندید برای جایگزینی Cliff انتخاب کرد، اما اون ها Jason را به صرف نوشیدنی به Tommy's Joint دعوت کردند.

قبل از ترک محل ملاقات سه عضو گروه به توالت رفتند و وقتی برگشتند به Jason فرمودند: "به MetallicA خوش آمدی."علت این انتخاب توانایی های او و داشتن عاداتی مشابه با گروه بود.

به این ترتیب بود که Jason Newsted به عنوان بیسیست جدید و همچنین Backup Vocals به گروه پیوست.

Jason قبل از MetallicA در Flotsam and Jetsam و Dogz عضویت داشت.

نوامبر 1986 برای فراموشی غم از دست دادن Cliff و همچنین آشنایی بیسیست جدید با امور گروه اقدام به برپایی تورهایی نمود.

در هشتم نوامبر Jason اولین اجرای خود را با گروه پیش از اجرای Metal Church در The Country Club در Reseda انجام داد.

دومین اجرای او چند شب بعد در Jezabelle's در Anaheim بود.

کپی رسمی از اين اثر در سرتاسر جهان به فروش رسيد.



اونان از آگوست ۱۹۹۱ تا ژوئيه ۱۹۹۳ اقدام به برپايی بيش از ۴۰۰ کنسرت در سرتاسر جهان نمودند و اولين اجرای آلبوم جديدشان را در Madison Square Garden برای هزاران تماشاچی مشتاق به صورت رايگان انجام دادند .

يکی از بهترين اجراها کنسرت بزرگی به مناسبت در گذشت (فردی مرکوری) خواننده مشهور گروه (کوئين) Queen بود که به همراه گروه های ديگری چون Gun,n Roses و ديگر اعضای گروه کايشانين اجرا شد که بليط های اين کنسرت به نفع بيماران مبتلا به ايدز فروخته شده بود .

پس از اون گروه از فعاليت خود کاست و به هستراحت پرداخت .

در اين وقت شايع شد که گروه قصد دارد به کار پايان دهد تا اينکه در سال ۱۹۹۶ گروه با ارائه البوم جديدشان به نام (بارگيری) Load به شايعات پايان دادند که از لحاظ سبک و محتوای اشعار باز هم کاری متفاوت محسوب می شود .

اونان در سال ۱۹۹۷ کار ديگری به نام (بارگيری دوباره) Reload را نيز به بازار ارائه کردند که به فرموده اعضای گروه مکمل کار قبلی اونها محسوب می شود .

در اوايل سال ۱۹۹۸ گروه کار ديگری به نام (روزهای همکاری در گاراژ) Garage Days Inc را به بازار عرضه نمود .

اشعار اين آلبوم که شامل ۲۷ ترانه می باشد متعلق به گروه های ديگر هست که توسط گروه متاليکا بازخوانی و اجرا شده هست .

درست يک سال بعد يعنی در ۱۹۹۹ گروه آلبوم جديد و کاملا متفاوتی به نام (سمفونی و متاليکا) S & M را به بازار ارائه کردند .

اونان در اين آلبوم بيشتر کارهای قديميشان را بازنايشانسی کردند و برای اجرای اين البوم از يک ارکستر سمفونيک کامل هستفاده نمودند که ميتوان گغت اين تنها خلاقيتی بود که اونان برای تهيه اين آلبوم به اون دست زدند .

اونان در اين آلبوم تنها دو کار جديد به بازار عرضه نمودند که (انسان منفی) وMinus Human و (شبدر بدون برگ) No Leaf clover نام داشتند .

از ديگر کارهای گروه ميتوان به تک اهنگ I disappear اشاره کرد در سال ۲۰۰۰ جيسون نيوستد از گروه جدا شد و جای او را اکنون Robert Trujillo پر کرده هست که در روز ۲۳ نوامبر ۱۹۶۴ در کاليفرنيا متولد شده و مدتی در گروه آزبورن فعاليت داشته هست و سر انجام آخرين آلبوم متاليکا که تاکنون وارد بازار شده هست آلبوم (خشم مقدس) St.Anger هست که در سال ۲۰۰۳ وارد بازار شده که باز هم دارای سبکی متفاوت با کارهای قبليشان هست.


اعضا:

نام: Jamez
نام خانوادگی:Hetfield
تاريخ تولد:۱۳ آگوست ۱۹۶۳
محل تولد : لوس اونجلس
ساز تخصصی : گيتار و پيانو و( خوانندگی در متاليکا)
رنگ چشم : آبی
رنگ مو: بلوند
قد:۱متر و ۸۵ سانتی متر
وزن:۸۱ کیلو
تعداد فرزندان:۳ بچه
تعداد خواهر و برادر:دو خواهر بزرگ
اشعار و نيز آهنگسازی متاليکا به عهده ی جيمز می باشد.

نام:Lars
نام خانوادگی:Ulrich
تاریخ تولد:26 دسامبر ۱۹۶۳
محل تولد:کپنهاک(دانمارک)
ساز تخصصی:درامز
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای روشن
قد:۱ متر و ۷۴سانتی متر
تعداد فرزندان:۲ بچه
لارس از اول تو اين گروه بوده او به همراه جیمز آهنگسازی متالیکا را بر عهده دارد .

نام:Kirk Lee
نام خانوادگی:Hammett
تاریخ تولد:18 نوامبر ۱۹۶۲
محل تولد:سانفرانسیسکو
ساز تخصصی:گیتار الکترنیک و لید گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای
قد:۱ متر و ۷۵ س
وزن:۶۹كيلو
تعداد خواهر و برادر:یک خواهر کوچک و یک خواهر و برادر بزرگ

نام:Robert
نام خانوادگی:Tujillo
تاریخ تولد:23 اکتبر 1963
محل تولد:کالیفرنیا
ساز تخصصی:باس گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:سیاه
قد:۱مترو ۷۵س
وزن:۸2 کیلو
تعداد فرزندان:ازدواج نکرده.
به جای جیسون آمده...

نام:Jason Curtis
نام خانوادگی:Newsted
تاریخ تولد:۴ مارس ۱۹۶۳
محل تولد:بتل کریک(میشیگان)
ساز تخصصی:باس گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای

عکسهایی از گروه:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

9:


10:

Jennifer lopez




جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲4 جولای سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيايشانورک بدنيا آمد.

او کارش را به عنوان رقاص شروع کرد و در صحنه های ايشاندئوکليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد .

در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريال تلايشانزيونی FOX نقشهايی را به عهده بگيرد و سپس اون در سريال رنگ زندگی به عنوان يکی از FLY GIRLS و نيز سپس اون هم يک سری کارهای کوچک هنری را دنبال کرد که شامل نقش هايی در دو سريال ديگر و يک فيلم تلايشانزيونی به نام پرستاران روی خط و فيلم ديگری به نام سقوط پرواز شماره ۷ بود.

او اولين فيلم خود را در سال ۱۹۹۳ به نام (خانواده من) بازی کرد و سپس اون هم در سال ۱۹۹۵ در فيلم قطار پول ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را (وسلی اسنامپرچر) و (ودی هاريسون) ايفا ميکردندو او در سال ۱۹۹۶ در فيلم جک به کارگردانی ( فرانسيس فورد) و نقش آفرينی رابين ايشانليامز بود ظاهر شد.

در سال ۱۹۹۷ اولين موفقيت بزرگ لوپز بوجود آمد: به خاطر بازی در نقش سلنا که تصايشانر زنده ای از خواننده پاپ (‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز ) بود .< خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده هست >.

جنيفر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه GOLDEN GLOBE را از اون خود ساخت و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ شد و با پرداخت يک مليون دلار به وی در همان سال فيلم ANACONDA ( مار وحشت ناک) را بازی کرد و نيزسپس ان در فيلم خون وشراب که نقش مقابل اورا جک نيکلسون بازی ميکرد و در ادامه ـ بازی کردن در نقش مارشال فدرال(‌ کارن سيسکو) در فيلم کارگردان معروفی چون هستيون اسپيلبرگ به نام OUT OF SIGHT که البته بر پايه کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود و نقش مقابل او را هم جورج کلونی بازی ميکرد جنيفر را به يک هنر پيشه مشهور تبديل کرد.



کار موسيقی لوپز در سال ۱۹۹۹ با آلبومی به زبان لاتين در ۶ جولای شروع شد و اين آلبوم به خاطر آهنگ IF YOU HAD MY LOVE با موفقيت کم نظيری روبرو شد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين برنامه داد .

در اوايل سال ۲۰۰۰ جنيفر کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد به دليل موفقيت در دومين آهنگ موفقش WAITING FOR TONIGHT اما او جايزه را ازدست داد و جايزه بدست CHER رسيد .

در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم علمی تخيلی و ترسناک سلول بازی کرد که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال او در فيلم ENOUG بازی کرد و در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد.

از جمله اين موفقيتها:

وقتی که آلبوم او در جدول آهنگهای پاپ در رديف ۱ برنامه گرفت و يا در فيلم کمدی ـ رومانتيک تصميم گيرنده ازدواج بازی کرد که بيشترين فروش را در هفته اول اکران داشت و نيز در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی MAID IN MANHATTAN بازيکرد و در سال ۲۰۰۳ هم وی با بن افلک در فيلم GIGLI هم بازی شد و نيز در آينده هم يک فيلم ديگر با بن افلک تحت عنوان JERSEY GIRL بازی کرد و نيز فيلم ديگری هم که از وی در مرحله ساخت به سر ميبرد فيلم( زندگی ناتمام ميباشد) که او در اون نقش مادری را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم رابرت فورد برعهده دارد.

او همينطور در فيلم ما بايد برقصيم نقش مقابل ريچارد گر را بازی کرده هست .

حالا يکم بحث رو خصوصیترش ميکنم:




جنيفر در سال ۱۹۹۷ به مدت کوتاهی با اجانی نوا که يک مدل و يک هنرپيشه بود ازدواج کرد و سپس اون برای مدت طولانی با ( SEAN PUFFY COMBS ) رابطه داشت .

در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS که به يک کلوپ شبانه در خارج از شهر نيايشانورک رفته بودند دچار خطر شدند يعنی در اونجا به سايشانشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند .

اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و سپس اون جنيفر با CRIS JUDD آشنا شد .

CRIS در يکی از ايشاندئوکليپهای آهنگ LOVE DON'T COST ATHING رقاصی ميکرد و در آگوست سال ۲۰۰۱ اونها نامزدييشان را فراخوان نمودند و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند اما ۹ ماه سپس هم جداشدند .

در پاييز سال ۲۰۰۲ جنيفر با بن افلک نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال اونها دوباره تصميم گرفتند به برنامه خود پايبند باشند و عروسی خود را فراخوان نمودند اما بازم سپس مدتی تصميم به طلاق گرفتند و سرانجام در اوايل سال ۲۰۰4 از هم جدا شدند !

و سپس اون جنيفر در > جوئن سال ۲۰۰4 < با خواننده پاپ مارک اونتونی ازدواج کرد .

مراسم عروسی اونها کاملا خصوصی بود و در لوس اونجلس برگذار شد .


Name : Jennifer Lopez

Nickname : ''La Guitarra'' (guitar shaped body)

Date of Birth : July 24, 1970

Place of Birth : New York, New York USA

Sign : Sun in Leo, Moon in Aries

Height : 5'6''

Eyes : Brown

Hair : Brown

Occupation : Singer, Actress & Model

Father : David Lopez - A computer operator

Mother : Guadalupe Lopez (School Teacher)

Sisters : Lynda & Leslie

Spouse : Ojani Noa [Divorced- February 1997 - 1998]

Fan Mail : Jennifer Lopez
C/O United Talent Agency
9560 Wilshire Blvd.

Suite 500
Beverly Hills, CA 90212

11:


12:

Ricky martin


خواننده پاپ انريکو خوزه مارتين مورالس پنجم (( ريکی مارتين ))‌ در ۲4 دسامبر سال ۱۹۷۱ در سان خوان پورتريکو در يک خانواده ثروتمند به دنيا آمد .

او از سن ۶ سالگی شروع به ظاهر شدن در تبليغات تلايشانزيونی محلی کرد .

در سنين نوجوانی در سال ۱۹۸4 به خاطر علاقه شديدی که به موسيقی داشت به عضايشانت گروه آواز نوجوانان منودو در آمد و در طول ۵ سالی که با گروه همکاری ميکرد همراه گروه به کشورهای مختلفی سفر کرد و به عنوان يکی از خوانندگان اصلی گروه به زبان هر يک کشور های مختلف (( چند تا از کشورهايی که در اون کنسرت داشتند ! )) آواز خواند و همين به محبوبيت او اضافه کرد .

او در سال ۱۹۸۹ به محدوديت سنی ۱۸ سال گروه رسيد و مجبور به ترک گروه شد و در اولين موقعيت در کنار تحصيل در دوره دبيرستان اولين آلبوم خود را در سال ۱۹۸۹ به نام me amaras که توسط شرکت سونی و در نيايشانورک تهيه شده بود را روانه بازار کرد .

سپس اون ريکی مارتين برای اجرای کنسرت و حمايت از آلبومش در سفری که به مکزيکو داشت مورد توجه سينما گران برنامه گرفت ! و در يک سريال در نقش يک خواننده ايفای نقش کرد که بعدها نسخه سينمايی اين سريال هم با بازی ريکی مارتين روانه بازار شد .

از آهنگهای معروفی هم که ريکی در اين فيلم خواند ميتوان به آهنگ telenovela alcanzaruna اشاره کرد .



سپس در سال ۱۹۹۳ به لوس اونجلس رفت و سپس مدتی به شروع همکاری با تلايشانزيون آمريکايی nbc پرداخت و از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵ به ايفای نقش در سريال تلايشانزيونی اين شبکه به نام general hospital پرداخت و سپس اون نيز در سريال miserables بازی کرد .

او در حالی که به طور فعال حرفه هنرپيشگی را دنبال ميکرد اما هنوز خوانندگی را فراموش نکرده بود و همچنان به ضبط آلبوم و اجرای کنسرت می پرداخت و در پورتريکو و جامعه اسپانيولی لاتين به طور کامل شناخته شده بود و به شهرت رسيده بود .



سومين آلبوم او در سال ۱۹۹۷ به نام A medio vivir بود و يکی از آهنگ های آلبوم هم در کارتون هرکولس وجود داشت و خود ريکی هم در نسخه اسپانيايی (( دوبله اسپانيايی )‌) دوبلوری و صدای شخصيت هرکولس را بر عهده داشت .

چهارمين آلبومش به نام Vuelve در سال ۱۹۹۸ منتشر شد که آهنگ موفق اين آلبوم La copa de la vida يا the cup of life بود که ريکی مارتين اين آهنگ را برای مسابقات جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸ اجرا کرده هست .

در ادامه او در شب اجرای کنسرت مشهور Grammy (( جايزه های اين کنسرت بسيار معتبر هست !!)) با عرضه کردن اولين آهنگ انگليسی خود به نام Livin يا همان La vida loca توجه همگان را جلب کرد و همين باعث شد که آلبوم او در همان ابتدا کار و در روز اول انتشارش شماره يک شود و حالا ريکی مارتين ديگر به يک شهرت جهانی دست يافته بود !.

و سپس اون نيز در سال ۲۰۰۰ به خاطر آهنگ موفق She bangs جايزه بهترين صدای مرد پاپ Grammy را بدست آورد و ديگر به طور کامل در جهان شناخته شد و اين آهنگ شهرت و پول زيادی را برای ريکی به ارمغان آورد و حالا هنوز همچنان راه او ادامه دارد .


13:


14:

دستت درد نکنه میلاد جان خیلی دنباله تاریخچه این گروه ها بودم امیدوارم تایپک ادامه داشته باشه
موفق باشی

15:

بابک جان خواهش میکنم.فقط اگه بشه اسم تاپیک رو عوض کنم خیلی خوبه.اشتباهی اسم رو به جای بیوگرافی زندگینامه نوشتم حالا هم نمیتونم عوضش کنم.


16:

در مورد پینک فلوبد جمع کردن مطالب خیلی مشکل بود و بیشتر مطاب رو از سایت هنرپیشه برداشتم
سید برت (syd barret ) به همراه راجر واترز(roger waters) و دیوید گیلمور(davidGilmour) در دبیرستانی در کمبریج هم مدرسه ای بودند.(سید برت متولد سال 1946، راجر واترز متولد سال 1944 ، دیوید گیلمور متولد سال 1945 ) سپس اتمام دبیرستان سید به دانشکده هنردر لندن رفت و در رشته نقاشی مشغول به تحصیل شد ، واترز که به همراه نیک میسون (nick mason ) و ریچارد رایت (Richard wright) که هردو متولد سال 1945 بودند در لندن معماری می خواند گروهی به نام SIGMA تشکیل دادند که بعدها به

t.set-megadeath&screaming abdabs تغییر نام داد و سرانجام برت و یک گیتاریست جاز به نام « باب کلوز (bob close)« به اون گروه پیوستند.

کمی سپس اون« سید برت » گروه Pink Floyd را تشکیل داد که عنوان اون ترکیبی بود از نام دو نوازنده قدیمی موسیقی از جورجیای آمریکا به نامهای « پینک اندرسون» و« فلوید کانسل » .

این گروه اواخر سال 1966 به اجرای برنامه در کلوپهای زیر زمینی لندن پرداختند و در نخستین آلبوم خود آهنگ « آرنولد لِین» را بیرون داد.

موسیقی ابتکاری ، اشعار نامتعارف و لهجه انگلیسی« سید برت» در تقابل با لهجه آمریکایی که بر تمامی آهنگهای راک چیرگی داشت، اونرا جزو بیست آهنگ پرفروش انگلستان برنامه داد.

در ما مه سال 1967 آهنگ « نواختن امیلی را ببین » منتشر شد و به جای ششم جدول صعود کرد ، دراوت همان سال نخستین آلبوم گروه « نی زن بر دروازه های سپیده دم نقش» غلبه « سید برت» را در گروه نشان داد.

آوازهای این آلبوم سرشار از تصاویر کودکانه و انعکاسی از آثار« لوئیس کارول» آفریننده داستان« آلیس در سرزمین عجایب» بود و عناصر معصومیت وخوف را در هم می آمیخت.

کار گیتار برت که با شیوه نامعمول ارگ نواختن ریچارد رایت کامل می شد بسیار چشمگیر بود .

کمی سپس انتشار این آلبوم رفتار برت به طرز عجیبی غیرعادی شد و رو به تباهی رفت و حتی در برخی از کنسرتها او اصلآ چیزی نمی نواخت وبی حرکت روی صحنه می ایستاد.

در سال 1968 « دیوید گیلمور» که دراون وقت دانشجوی زبانهای مدرن بود به گروه ملحق شد.

بدون اشعار برت گروه بخت چندانی برای موفقیت در آهنگهای تک نداشت درعوض گروه کار خود را بر اجراهای زنده متمرکز کرد و پیشگام کنسرت در هاید پارک لندن شد.آلبوم« یک نلعبکی پر از راز» نشان داد که گروه می تواند به حیات خود ادامه دهد ودر این آلبوم از کار الکترونیکی و همسرایی« راجر واترز» بویژه در آهنگ« دستگاهها را روی قلب خورشید تنظیم کن» بهره گیری شد.

کنسرتهای بعدی نوآوری و قدرت تخیل گروه را در هستفاده از نور پردازیهای مدرن و بکارگیری صوت شفاف نشان داد.

موسیقی این گروه از دیر باز برای شنوندگان بسیاری در بیرون از انگلستان که زادگاه اون بود وحتی جهان غرب جاذبه ای جادویی داشت.

گروهی این جاذبه را به کاربرد نوآورانه وهوشمندانه سازهای الکترونیکی مانند کیبورد و گیتار الکتریکی وترکیب اون با جلوه های صوتی مانند« صدای انفجار، تیک تیک ساعت ، گریه کودک و...

نسبت می دهند وعده ای دیگر متفاوت بودن مایه ها و نغمه های موسیقیایی به کار رفته در تصنیف را در این امر سهیم می دانند.

گروه سومی نیز بر این باورند که «اجراهای زنده و تکان دهنده ، ترکیب شفرمود انگیزجلوه های نوری و جلوه های تأتری نمادهای آشنایی چون هواییمایی که منفجر میشود یا تصاویری که در بالای سر گروه نقش می بندد با کیفیت سحرانگیزی صدای کوادروفونیک وجه تمایز Pink Floyd از دیگران هست ونیز هستند بسیار کسانی که اشعار معنی دار تلخ و نامتعارف گروه را همچون صدای اعتراضی علیه نظم موجود عامل موثری در گستردگی مخاطبان این نوع موسیقی می شمارند.

در کنار این برداشت ها عامل دیگری باعث شده تا افسانه ها و تصورات گوناگون درباره گروه و اعضای اون بر سر زبان ها بیافتد که در بیشتر موارد فرسنگها ازحقیقت دوراست این عامل ، گمنام و ناشناس بودن تک تک اعضای گروه هست.

اعضای این گروه هرگز به صورت ستاره های موسیقی عامیانه مانند «بیتل ها» و یا « رولینگ هستونز» مطرح نبودند و خود همواره بر این گمنامی اصرار داشتند.

در نتیجه سپس سی سال فعالیت خلاقانه هنری وآفریدن تعدادی از پرفروشترین آلبوم های دوران ، هویت و زندگی اعضای گروه همواره در سایه کیفیت آثار واجراهای زنده اون ها گم شده هست.

بزرگ ترین کنسرت گروه در سال 1994 و برای زنده نگه داشتن آهنگهای قدیمی انجام شد و در حدود 80 تا 100 هزار نفر بیننده کنسرت بودند و باوقتده های گروه در خوابی عمیق فرو رفتند.

پینک فلوید تنها گروه موسیقی در جهان بود که فرمود:

ما برای دل خود میخوانیم نه برای امت

17:


18:


گروه نیروانا که یکی از محبوب ترین گروه های دهه 90 هست در سال 1988 در Aberdeen واشنگتن در امریکا تشکیل شد و اعضای ان را Kurt Cobain که در 20 فوریه 1967 در Hoquiam به دنیا امد و در 5 اوریل 1994 در سیاتل خودکشی کرد .

Krist Novoselic نوازنده گیتار باس متولد 16 می 1969 و Dave Grohl نوازنده درامز متولد 14 جون 1969 تشکیل می دهند .

کرت توضیح می دهد که Grohl در واقع حدودا ششمین درامر ما بود که قبلا با گروه های دیگری کار کرده بود و بعد به ما پیوست .

این گروه سه نفره پس از مضای برنامه داد با کمپانی Seattle- based Sub pop Records اولین اهنگ خود را با نام Love Buzz/Big Cheese را منتشر کردند.



Jason Everman که دومین گیتاریست انها بود و بعد ها در البوم Bleach به انها پیوست و دستمزدی حدود ششصد دلار داشت .

با وجود انکه عکس او روی جلد چاپ شد اما در ضبط نهایی هیچ قطعه ای را نزد و می خواست که به Mind Funk .

Soundgarden یا Shunk بپیو ندد .

این مجموعه توانایی نیروانا را در هماهنگ کردن ریف های سنگین و ملودی ها نشان داد و به سرعت بر تعداد هواداران شان اضافه کرد .



Channing ( درامر اول انها ) پس از یک تور اروپایی گروه را ترک کرد .

پیدا کردن جایگزین برای اون سخت به نظر می رسید .

اما Dan Peters از Mudhoney موقتا به انها پیوست .

او در سال 1990 نیروانا را برای تک اهنگ Silver همراهی کرد .

دیو گرول درامر جدید با ورود خود حسی از پایداری و دوام به گروه بخشید .

گروه با ترکیب جدید خود کمپانی Geffen Records برنامه دادی ابرومندانه می بندد .

بستن این برنامه داد البوم Nevermind را در پی داشت که موجب انفجار نام گروه در سطح جهانی شد .

البوم مجموعه ای از قطعات مبهوت نماينده بود که مرز های پیشین را در هم می شکست .

خصوصا با ساختار متن Slow verse/Fast Chorus ان هم نیز این البوم ( زیر فرهنگ )((sub cultura Grunge ان را از زیر زمین بیرون اورد .

و در سال 1992 در صدر جداول امریکا برنامه گرفت و سایه ای بر کسانی چون مایکل جکسون (منو ببخشید که اسم این مرتیکه چندش اور رو اوردم ) و Dire Straits انداخت .

نخستین قطعه البوم با نام Smells Like Teen Spirit در انگلستان رتبه اول را کسب کرد و پس از ان تحسین و مقبولیتی همه گیر را نصیب نیروانا کرد .

در سال 1992 کرت با Courtney Love ازدواج می کند و حاصل ازدواج انها دختری با نام (فرانسیس) هست .

بسیار قابل پیش بینی بود که کرت با چنین محبوبیتی سخنگوی نسل خود شود .

نخستین داستان بزرگ انها وقتی بود که مقاله ای در Vanity Fayre به چاپ رسید و در ان ادعا شد که Love در وقت بارداری هروئین مصرف می کرده و این باعث شد که انها در ماه اول تولد فرانسیس اجازه تنها ماندن با فرزندشان را نداشته باشند .



مصاحبه های انها بازگو نماينده دشواری های پیش امده بر سر ضبط البوم بعدی بود که البته شایعه مصرف مواد مخدر به وسیله کوبین که به فرموده خودش برای تسکین دردهای شکمی اش بود ...

در ان بی تاثیر نبود .

در همان وقت ضبط In Utero هم با مشکلاتی همراه شد به طوری که وقتی البوم منتشر شد تاثیر ان مثل Nevermind سریع نبود هر چند اهنگ سازی کوبین در قطعاتی چون Penny Royal tea .

All Apologies و Rape me پیشرفت کرده بود .



انتشار MTV Unplogged در نیویورک راحتی اندکی به هواداران کوبین بخشید زیرا اجرای این برنامه نشان از درک و همشمندی خواننده داشت .

در این برنامه گروه تعداد زیادی از قطعات دیگران را دوباره اجرا کرد و با اجرای تازه از قطعات خود و برنامه ان شب را به یکی از احساس بر انگیز تزین صحنه ها و اواهای دهه 90 بدل کرد .

حرکت به سوی نابودی در سال 1994 افزایش یافت .

به طوری که پیش از ان که به سیاتل برگردد و در پنجم اوریل خودکشی کند .

در حین اجرای کنسرت در ایتالیا به کما فرو رفت که تماما نشان از یک خودکشی ناموفق داشت.

مردی که مدت زیادی با این نظریه که :( نیروانا فقط یک گروه پانک هست ) مخالفت شدید می کرد عاقبت بدست موفقیتی که او و گروهش را پشت سر گذاشت نابود شد .

پس از مرگ کرت کوبین اعضای گروه هر کدام سعی کردند گروه های خود را تشکیل دهند و یا به کسان دیگر بپیوندند .



نیروانا را میتوان پرچم دار و سلطان سبک (( گرانج )) نامید که تاثیر به سزایی بر گروه هایی که پس از انها فعالیت خود را شروع کردند داشت

19:


20:

میلاد جان اگه به میثم جان pm بدین ایشون درستش می کنه واقعا تایپکه عالییه امیدورام موفق باشی

21:

چشم.حتما میگم.ولی میگم شما فقط به این تاپیک لطف داری .استقبال کم یکم.


22:

من فردا دوباره چند تا بیوگرافی میذارم.شما درخواست کنید شاید براتون بذارم)اگه گیر بیارم(

23:

سلام دستت درد نكنه تاپيك جالبيه
موفق باشي

24:


از۹ سال پيش تاكنون كه اولين آلبوم جيپسي كينگز به عنوان پر هستقبالترين آلبوم بين المللي معرفي گرديد هيچ گروه ديگري قادر به كسب چنين محبوبيتي نشده هست و اين گروه كماكان پر طرفدارترين گروه موسيقي در جهان محسوب ميگردد .تمامي اعضاي اين گروه از اهالي جنوب فرانسه ميباشند كه در اجتماع كولي ها در دامنه هاي ارلز متولد شده اند.

در دو دهه پیش هنگامی که تهی مایه های انگلیسی و آمریکائی فوج فوج آوازهای (پاپ) را با سینتی سایزرها زمزمه می کردند و سعی داشتن با ظاهر و حرکات عجیب و غریب نگاه ها را به سوی خود جلب نمايند،سر بر آوردن و موفقیت گروه نو پا چون جیبسی کینگز بعید می نمود.

اونان کار خود را از کاروانها و اطراف کولی ها در آرلس و مونت پلیه واقع در جنوب فرانسه آغاز کردند.در ابتدای کار، نوای گیتارشان خالی از اشتباه نبود و موجی از ریشخند و تمسخر را بسوی اونها برانگیخت،

ولی از اونجا که نوآوری درتمامی عرصه ها مجموعه از پیام نو،جسارت و پیگیری را می طلبد و در گستره هنر افزون بر همه اینها ارتعاش روح آدمی برترین کلام هست،جیپسی کینگز بی اعتنا به واکنش های دلسرد نماينده نخستین،به فعالیت های خود ادامه داد

تا اونجا که به عنوان قطبی غالب و صاحب سبکی خاص در دنیا شناخته شدو بسیاری از هنرمندان بنام جهان موسیقی را به ستایش هنر بدیع خود واداشت.

آوای برادرن (ری) و (بالیاردو) با اون لحجه عجیب و کولی وار ، واگویه روانی هست ازعشق نهفته وجود آدمی ، عشق به آزادی ، عشق به زیستن ، عشق به هم نوع و ستایش زیبائی و جلوه های گوناگون اون و در نهایت ، مهر ورزی جاودانه به آفریننده تمامی اینها

نوای روح نواز این گروه که بر خواسته از هنر جاری و امتی نژادهای گوناگون اسپانیائی ، فرانسوی و آفریقای شمالی می باشد و در فرهنگ چند آمیزه ای کولی ها تجلی یافته ،دلهای مشتاق موسیقی را در جای جای جهان به لرزه در می آورد

و به سادگی دست احساسشان را دست در دست هم می نهد.

این چند آمیزگی و درون مایه غنی فرهنگی را باید یکی از شرایط مهم موفقیت گروه جیبسی کینگز دانست.


بافت فامیلی این گروه نیز همچون موسیقی اونها ترکیبی ساده وم امتی دارد.

اونها چند برادر ، پسر عمو و پسر دایی هستند که هم دوش هم می خوانند و با تک نوازی گیتارشان جهانی را کولی وار به وجد می آورند.

ريشه هاي تاريخي اين گروه را بايد در (خوزه ريز) خواننده مشهور فلامنكو جستجو كرد.

ايشان به همراه پسرانش نيكولاس ٫ كنت و پل گروهي بنام ريزها (Los Reyes) تشكيل داد و مدتها به هنر نمايي پرداختند

سالها بعد پس از مرگ پدر برادران ريز در يكي از اعياد سالانه كوليها بصورت نسبتا اتفاقي برادران مسثعد بالياردو را كه از اقوام خود بودند را ملاقات كردند.

از انجايي كه برادران ريز با توجه به تعليمات پدرشان بيشتر در آواز خواني مهارت داشتند تا در نواختن گيتار و بر عكس برادران بالياردو كه تخت تاثير مانتياس دپلاتا نوازنده معروف گيتار فلامنكو بوده اند

در نوازندگي گيتار از قابليتهاي چشمگيرتري برخوردار بودند هر دو خانواده مصمم شده اند با تشكيل گروهي متحد مكمل هنر يكديگر باشند.اين گروه كه نام جيپسي كينگز را براي خود بر گزيد

آواز خوان اصلی اونها (نیکولاس ری) پسر خواننده مشهورفلامنکو(خوزه ری)است که همراه خواننده دیگر این گروه (مانتیاس دپلاتاس) در دهه های شصت و هفتاد به قله های بلند موفقیت دست یافته و میلیون ها نسخه از کار هایشان را به فروش رساندند

و همچنین طی همه سالهای فعالیت جیبسی کینگز آوازه خوان ها و گیتاریستهای از خوانواده (ری) (فرانکو،کانت،نیکولاس،پابل و پاچای) و خانواده های (بالیاردو)(دیه گو،پاکو و تونینو) نیز در اون هنر نمایی کردند.

پس از سالها هنرنمايي چشمگير در اواخردهه ۸۰80 صداي موطن خود را به گوش شنوندگان سرتاسر اروپا و امريكا برساند.مشكل بتوان نوع موسيقي اين گروه را با معيارهاي متداول طبقه بندي نمود زيرا موسيقي جيپسي كينگز كه اصولا محلي-عامي ميباشد را با ساز گيتار و بر پايه فلامنكايشان سنتی اجرا مينمايند

نکته: گروه جیپسی گينک را نميتوان اجرا نماينده موسيقی فلامنکو دانست بلکه اين گروه بنوعی در اجرای آهنگها و قطعات از موسيقی فلامنکو بخصوص از تکنيکهايش بهره گرفته هست.

از طرف ديگر جهت كسب محبوبيت بين المللي اخيرا از سازهاي مدرن نيز هستفاده ميكند .

با اين وجود مشخصه هاي كلي اين گروه شامل:

ريتم يكنواخت كه اغلب رومبا ميباشد

- همخواني ( آواز خواني چند خواننده بطور هموقت) -

هستفاده از ساز گيتار به عنوان ساز اصلي

- آواز خواني با لهجه جيتانه(Gitane)

كه لهجه كولي ها و تركيبي از فرانسايشان و اسپانيايي هست و پالماس ( دست زدن ) ميباشد .

تكنواز اصلي گروه تونينو بالياردو هست.

تكنوازي هاي او خالق چنان لحظات زيبايي ميشود كه با ظرافت اشعار شعله ور ميگردند.

اين اشعار اغلب با صداي خشدار و پر احساس نيكولاس ريز و اوندره ريز متجلي ميگردند


هنگامی به عظمت و پیروزی این گروه پی میبریم که به اجراهای متعدد، انبوه جوایز کسب شده توسط اونان، مرورهای فراوانی که بطور مداوم بر کارهایشان می شود و فروش چشمگیر آلبوم های اونها توجه کنیم.

نخستین حضور واقعی جیبسی کینگز در عرصه موسیقی در سال 1988 بودکه با برنامه گرفتن در ردیف (10) آلبوم پر فروش سال در چندین کشور جهان به در یافت جوایز بسیاری نائل آمدند



ازاون پس انتشار پی در پی آلبوم های متنوع و زیبا مکانی دائمی را در تابلوی اعلانات موسیقی جهان برای این گروه گشود.

هر آلبوم جدید اونها بدون هستثنا رده های نخست را در فهرست موسیقی پاپ و لاتین کسب می کرد و این صعودی بی سابقه بود،زیرا تا اون وقت موسیقی غیر انگلیسی زبان موفق به کسب اون مراتب در جهان موسیقی به ویژه در آمریکا نشده بود.

علاوه بر تمام این موفقیت ها در سال (1994) این گروه به عنوان (برترین هنرمندان جهان موسیقی) نیز شناخته شدند.


یکی دیگر ازویژگی های برجسته این گروه ارائه موسیقی بدون کلام می باشد که اغلب نواهای بوجود آورنده این آهنگها ترکیبی بوده ودر مانوس پیشین نمی گنجد.

همین ویژگی بر شهرت جهانگیر جیبسی کینگز بیش از پیش می افزایدو جانهای بی برنامه بیشتری را به سوی اونها می کشدتا در سایه هنرشان دمی بیاسایند
آلبوم گوناگون(1989)
در کشور فرانسه شهر پاریس در هستودیوی پاته مارکونی در ماه های ژوئن، ژوئیه و سپتامبر ضبط شده هست.
این آلبوم موفق بدریافت پانزده جایزه شده و همچنین جزو ده آلبوم پر فروش در دوازده کشور جهان بوده هست.
آلبوم خوشبختی(1990):
این آلبوم در کشور فرانسه در شهر پانتین در هستودیوی هری سان طی سالهای 1982 تا 1983 ضبط شده هست.تمامی ترانه های این آلبوم توسط نیکولاس ری سروده شده هست.

آلبوم این جهان(1991):
در کشور فرانسه شهر بولان در هستودیوی پاته مارکونی ضبط شده هست.
ترانه "بی او" در سال 1991 توسط پیتر ویر بعنوان موسیقی فیلم بدون ترس انتخاب شد.
آلبوم زنده(1993):
این آلبوم بصورت زنده در سال 1991 شده و تمام ترانه ها توسط اعضای گروه سروه شده هست.البته بجز ترانه "او را دوست دارم" که کاری از جی.پاتراک وجرج ری هست.
آلبوم عشق و آزادی(1993):
این آلبوم در شهر سورسنس فرانسه در هستودیوی گوایلام ضبط شده هست.
این آلبوم 2 سال بعد یعنی 1995 نامزد جایزه گرمی بعنوان بهترین آلبوم موسیقی سال شناخته شد
آلبوم بهترینهای جیپسی کینگز(1995):
این آلبوم گلچینی از کارهای قبلی بهمراه آهنگ جدیدی بنام "در کنار تو"میباشد.
آلبوم سرزمین کولی ها(1996):
این آلبوم در شهر میراوال کشور فرانسه در هستودیوی میراوال و قسمتی از اون نیز در نیویورک در هستودیوی Right Track ضبط شده هست.
آلبوم جام (1997):
این آلبوم نیز در سال 1998 نامزد جایزه گرمی بهترین آلبوم موسیقی سال شناخته شد

این بیوگرافی از چند وبلاگ ایرانی و خارجی جمع آوری شده...


25:


26:


سبک موسيقی :‌ Pop , Dance , Reggae

اعضای گروه : Malin Berggren وJenny Berggren وJonas Berggren وUlf Ekberg

مليت :‌ سوئدی

بهترين Single ها از لحاظ جدول فروش در اروپا : “All That She Wants” و “The Sign” و “Don’t Turn Around” و “Life Is A Flower” و “Cruel Summer” و “Unspeakable” و “Da Capo”

سال شروع به کار : ۱۹۹۳

آخرين آلبوم : “Da Capo” در سال ۲۰۰۲

بيوگرافی : دو سوئدی بلند پرواز که گاه گاهی هم با کامپيوتر يه کارايی هم ميکردن..Ulk و Jonas يه روز تصميم گرفتن يه آهنگی رو با Synth های جديد کامپيوتری ارزان قيمت بسازن...در اين حين بود که اونا دنبال خواننده ميگشتن و چه کسايی بهتر از خواهر هایJonas که هم خوش قيافه بودند و هم صدای خوبی داشتند...اين شد که در سال 1993 گروه کاره خودش رو با “All That She Wants” شروع کرد به اميد روزی که به موفقيت برسه..ولی در همون ابتدا اين Single به صدر جدول فروش کشورهای اروپايی رفت و حتی در هستراليا و آمريکا هم در Top Ten برنامه گرفت..

و اين شد که انتظارات از اين گروه بيشتر شد ...در ادامه با “Wheel Of Fortune”, “Happy Nation”, “Waiting For Magic” کاره خوشون رو ادامه دادن و طرفداران زيادی هم پيدا کردن...بالاخره در اواخر سال ۱۹۹۳ البوم اول به بازار اومد و فروش زيادی هم داشت...خود اعضای گروه هم باور نمی کردن که بتونن در عرض مدت يکسال به چنين موفقيتی برسند....خودشون رمز موفقيتشون رو در سادگی و روانی شعر های اون ميدونن .....ولی خب همه ما ميدونيم آهنگ های ترکيبی Pop/Reggae هميشه خوب از آب در نمی ياد ولی رمز ترکيب اين دو رو اونا ميدونستن....در سال ۱۹۹۵ هم با البوم THE BRIDGE تونستن موفقيت هايی رو بدست بيارن ولی همه منتظر آهنگ هايی شبيه به همون البوم اول و به نوعی جديد هم بودن ..برای همين بود که در سال ۱۹۹۸ البوم إFLOWERS به طور کلی با همه ی البوم های اونا فرق داشت....آهنگ های جديدی مثل Cruel Summer , Life Is A Flower باعث شد که باز هم بازار اونا گرم بشه....ولی همه منتظر البوم بعدی بودن....به دلايلی گروه ۴ سال البوم نداد و دليلش رو هم من نمی دونم ولی به هر حال انتظار ها به پايان رسيد و گروه در سال ۲۰۰۲ با البوم Da Capo به صدر جدول فروش بازگشت....اين بار البوم پر بود از آهنگ های از سبک قديم گروه و آهنگ های فوق العاده ای که جديد بودن....نمونه اونUnspeakable که واقعا فوق العاده اس و يا خوده Da capo که Dance هست و واقعا زيباست...اين البوم آخر رو حتما گوش بدين فوق العاده اس....

>برداشته شده از وبلاگ آقا فرشاد <

27:


28:

دوست من از شما تشكر مي كنم منم فرمودم يه بيگرافي از گروه تاتو بذارم
اميدوارم جالب باشه(البته با اجازه )
بیوگرافی Tatu

یولیا (که در زبان انگلیسی جولیا تلفظ می شود ) Yulia Olegovanvokava و اِلن (همان لنا )Elene seveevan Katina که هر دو متولد روسیه می باشند فاصله سنی زیادی با یکدیگر ندارند لنا در 4 اکتبر 1984 و جولیا در 20 فیبریه 1985 به دنیا آمد.

جولیا و لنا از همان کودکی با یکدیگر دوست بودند دوره کودکی و جوانی فعالی را پشت سر گذاشتند و سرگرمی های زیادی چون اسکی ، کلاسهای دنس و شنا ا را با یکدیگر داشتندلبته جولیا چند سالی به کلاس تنیس می رفت.

جولیا و لنا هر دو می خواستند در آینده خواننده بشوند و برای رسیدن به این مهم تلاش های زیادی کردند.

لنا از سال 1994 تا 1997 عضود گروه پاپ محلی چیلدرن بود و سپس اون به گروهی که جولیا در اون عضو بود ملحق شد .

در سال 1998 جولیا به خاطر رفتارش از گروه اخراج شد وبه گروهی دیگری پیوست اما لنا یک سال دیگر درهمان گروه ماند.

در این حین که هر دوکه به تحصیل مشغول بودند و وقتهای آزاد شان را پیانو تمرین می کردند.

در سال 2000 ایوان شاپاپلوف تصمیم می گیرد تا یک گروه پاپ تشکیل دهد و سپس تست کردن از افراد زیادی جولیا و لنا را به عنوان بهترین برای گروه خود انتخاب می کند و اون دو گروهی با دو خواننده تشکیل دادند.

در اکتبر همان سال T.A.T.U اولین آهنگ و ودیو کلیپ خود را با نام Ya shoshla S Yuma ( که به انگلیسی یعنی I've lost my Mind و به فارسی می توان اون را :هوش خود را از دست داده ام ترجمه کرد ضبط کردند.

کار خوب از کار در آمد و طرفداران زیادی به دست آورد .

سپس این کار اونها توری به شهرهای روسیه داشتند .جولیا و لنا در این تور ملاقاتهای روتینی با کارگردانان و تهیه نمايندگان داشتند که بعضی از کارگردانان پیشنهادهایی در مورد رفتارشان ،حرکاتشان و رقصشان در صحنه نمایش می دادند و راهنمایی اشان می کردند.

اما سپس دو سال انتظار در روسیه یک تور بین المللی به کشورهایی چون آلمان ، بلغارستان و جمهوری چکسلواکی برای جولیا و لنا فراهم شد.

اما تمام مشکلات برای این گروه وقتی مرتفع شد که دومین آلبوم خود را به زبان انگلیسی برای ریلیز در کشورهای United Kingdom (لندن) و آلمان آماده کردند.این پروژه توسط تهیه نماينده مشهور موسیقی پاپ ترورهورن تهیه شد و نام این آلبوم 200Km/h در مسیر اشتباه بود.

در آپریل همان سال جولیا و لنا برای افزایش سطح زبان انگلیسی اشان به آمریکا سفر کردند .و در همین کشود چند آهنگ خود را ضبط و برای پخش در شبکه های مختلف تلویزیونی ورادیویی آماده کردند.

و در ماه سپتامبر همان سال ویدیو کلیپی و آهنگ «تمام چیزهایی که او (دختر) می فرمود »از اونها پخش شد این آهنگ شکست خورد اما بلافاصله آهنگ و ودیویک کلیپ Not Goanna Get US از اونها در شبکه های مختلف تلویزیونی و رادیویی در آمریکا و کشورهای مختلف پخش شد وتبدیل به یکی از پرفروش ترین آهنگ های روسیه شد.

فعالیتهای هنری اونها باعث این نشد که اون دو درس و مدرسه را فراموش نمايند جولیا در مدرسه موسیقی و لنا در رشته روان شناسی در دانشگاه مشغول به تحصیل می باشد.


29:


30:

سلام
از رپر ها هم بنايشانسين

31:

مرسي خيلي تاپيك توپيه

ممنون Gilopa جان

اگه بيو گرافي Sting و رام اشتين هم پيدا كردي بزار

32:

واسه گروه system of a down رو هم بزاريد

مرسي

33:

Sting، یکى از مطرحترین چهره هاى موسیقى پاپ در دنیا و همچنین یکى از معروفترین خوانندگان و موزیسینهاى مدافع حقوق بشر و حامى حفظ محیط زیست چندى پیش تور کنسرتهاش در آلمان را در شهر مونیخ به پایان برد و مجموعه اى از ترانه هاى آخرین آلبومش یعنى Sacred Love عشق مقدس و همچنین قطعاتى جاودانى و قدیمى از یک عمر فعالیتهاى هنریش را به طرفداراش عرضه کرد.
جدائى Sting از گروه Police در سال ۱۹۸۴، اونهم سپس هفت سال فعالیت موفق، همگى طرفدارهاى این گروه رو شوکه کرد، اما براى خود هستینگ قدمى بود بس مهم و موفقیت آمیز.


او که در گذشته معلم ورزش و زبان انگلیسى بود، پس از جدائیش از Police سبک کارش را تغییر داد و برعکس ساخته هاى این گروه که در اونها رگه هائى از موسیقى راک و فانک با موسیقى پاپ پیوند خورده بود، عناصرى از موسیقى Jazz، موسیقى کلاسیک، موسیقى هاى بومى، موسیقى Country و Reggae را وارد ساخته هایش کرد.

خودش هم نوازندگى گیتار باس را کم و بیش کنار گذاشت و سراغ گیتار رفت.

اولین آلبوم سلوى Sting تحت عنوان The Dream of the Blue Turtles در سال ۱۹۸۵ منتشر شد و موفقیت زیادى کسب کرد.





او که در سال ۱۹۵۱ در نیوکاسلِ انگلیس به دنیا آمده، در عرصه آهنگسازى و ترانه سرائى، یکى مطرحترین چهره هاى دنیا محسوب میشود و از شخصیتهائى هست که در موسیقى پاپ تاثیر و نفوذ زیادى داشته.

نکته درخور توجه این که موفقیت Sting لحظه اى و کوتاه نبوده، بلکه او توانسته جایگاه و موفقیتش را در طى سالهاى متمادى حفظ کند.

سیر صعودى هستینگ در واقع از سال ۱۹۷۷ تا به حال ادامه دارد، یعنى از وقتى که به همراهى Stewart Copeland و Andy Summer گروه Police را به راه انداخت.

بد نیست بدانید که اسم واقعى هستینگ Gordon Sumner هست و به خاطر علاقه اش به پولوورهاى راه راه زرد و سیاه، از همان دوران نوجوونى به Sting، به معنى تیغ و یا نیش شهرت پیدا کرده.
شکى نیست که Sting از معدود هنرمندهائى در عالم موسیقى هست که در عرصه مسائل سیاسى و اجتماعى بسیار فعال هستند.

این را از جمله میتوان در آخرین آلبومش یعنى عشق مقدس دید که از وقت انتشارش تا به حال جایزه هاى صفحه طلائى و پلاتین زیادى کسب کرده و بسیار موفق بوده.
همانطور که اشاره شد، یکى از ویژگیهاى این خواننده، موضعگیرى و اظهار نظر در مورد مسائل سیاسى و اجتماعى روز هست.

Sting در این راستا، از همان دهه هشتاد میلادى سعى کرده که از شهرت و محبوبیت خود نهایت هستفاده را بکند.

او علاوه بر تأسیس بنیادى به اسم Rainforest Foundation براى حفظ جنگهاى آمازون، در ساوقت Green Peace و ساوقت عفو بین الملل فعالیت دارد.
در سال ۱۹۹۹، Sting آلبومى به اسم Brand New Day منتشر کرد که بسیار موفق بود و یکى از ترانه هاش به اسم Desert Rose هم با توجه به همکاریش با شب مامى، یکى از خوانندگان معروف جهان عرب، محبوبیت زیادى کسب کرد.

سپس انتشار این آلبوم، Sting دست به برگزارى کنسرتهاى متعددى در کشورهاى عربى از جمله دبى، عمان و قاهره زد.

که البته کنسرتش در مصر در دامان اهرام ثلاثه، نقطه اوج این برنامه ها بود.
نافرموده نماند که ترانه Desert Rose در قالب سى دى تک آهنگى هم روانه بازار شد.

خود Sting میگوید: “وقتى من به تهیه نماينده هاى کارهایم فرمودم که میخواهم این ترانه را درآمریکا در قالب سى دى سینگل دربیاورم، شوکه شدند و فرمودند هیچ فرستنده رادیوئى این ترانه را پخش نخواهد کرد، چون خواننده اى در اون به عربى میخواند.

من هم در جواب فرمودم که این مسئله برام مهم نیست و فرقى نمیکند.”

پافشارى و تلاش Sting هم در این راه و در عمل نتیجه بخش بود، خودش متذکر میشود: ”ترانه Desert Rose در تمام دنیا مشهور شد، در آمریکا، در کشورهاى عربى، در اروپا و حتى در اسرائیل.

با وجود این ما نتونستیم کمکى به پیشرفت فرایند صلح خاورمیانه بکنیم.”
بازتاب فعالیتها، نظرات و تأملات Sting درباره مسائل سیاسى و اجتماعى جهان را میتوان در آلبومهاى او دید، از جمله همین آلبوم آخرش.

آلبوم عشق مقدس، یک آلبوم خالص سیاسى نیست، اما به گونه اى واکنش Sting هست به فاجعه یازدهم سپتامبر که در جریان اون شمارى از دوستهاش را از دست داد.
دوازه قطعه آلبوم Sacred Love از عشق میگویند، از مرگ، جدائى و جنگ و همگى این ترانه ها در پس نواى تیره شان، لحنى امیدارنماينده دارند و از عشقى سخن میگویند که میتواند، نجاتبخش روزهاى انسانها باشد.


باید فرمود که ترانه هاى این آلبوم، از پیچیدگى خاصى برخوردارند و شاید گاهى براى شنونده دیرهضم باشند.

با وجود این، قطعات آلبوم با توجه به ترکیب سالمشان از موسیقى پاپ، موسیقى بومى، Soul ، Country و موسیقى آمریکاى لاتین ، شنیدنى هستند.
حضور سبکها و عناصر گوناگون، یکى از بارزترین ویژگیهاى آخرین آلبوم هستینگ هست.

براى نمونه در یکى از قطعات به اسم Send Your Love که حالا با هم میشنویم، Vincente Amigo، یکى از نوازندگان چیره دست گیتار فلامنکو، گوشه هائى به شکل سلو اجرا میکند و طبیعیست که در قطعه اى به این سبک، جاى کاستانیت یا قاشقک نباید خالى باشد.

در قطعه اى دیگر به اسم کتاب زندگى من، The Book of my life ، انوشکا شانکار، دختر رواى شانکار، نوازنده اسطوره اى سى تار، همکارى داشته هست.
انتشار آلبومهاى موفق و برگزارى کنسرتهاى متعدد در سراسر جهان نشاندهنده محبوبیت و جذابیت Sting و موسیقى او هست.

آلبومهایش در سراسر دنیا تا به حال ۷۰ میلیون بار به فروش رفته و خودش هم شش بار موفق به دریافت جایزه معروف Grammy شده.

تلاشهاى پیگیر و فعالیت بى وقفه اش براى برخورد با مسائل سیاسى و اجتماعى حتى باعث شد که Sting در سال ۲۰۰۳ در حاشیه برگزارى مراسم اعطاى جوایز Grammy، به پاس خدمات بشردوستانه اش، به عنوان شخصیت سال انتخاب شود.
بد نیست به این هم اشاره کنیم که هستینگ در نوسیندگى هم تجربه هائى کسب کرده و سال گذشته بیوگرافى خودنوشته اش رو تحت عنوان Broken Music، موزیک شکسته منتشر کرد که به زبان آلمانى هم ترجمه شده هست.

در این کتاب Sting از کودکیش میگوید و از سختیها و رنجهائى که در اون دوران متحمل شده، تا قدم به صحنه عالم موسیقى بگذارد.


او اولین تجربیات پیش و پاافتاده اش را در همون دوران بچگى با پیانوى مادربزرگش کسب کرد و سعى داشت که درد و اختلاف و جدائى پدر و مادرش را با موسیقى تسکین ببخشد.

خودش دراین باره میگوید: ”موسیقى براى من نیروئى درمان بخش بوده و هنوز هم هست.” Sting در دوران نوجوانى و جوانى، به عنوان کمک راننده اتوبوس، کمک کارگر سر ساختمان، کارمند اداره دارائى و بالاخره به عنوان معلم کسب درآمد میکرد.
در اوسط دهه هفتاد به همراهى زن و نوزادش، بدون پول و سرمایه راهى لندن میشود و درآونجاست که گروه سه نفره Police شکل میگیرد.

در سال ۱۹۷۸ترانه Roxanne پلى میشود براى رسیدن این گروه به شهرت و موفقیت و بیوگرافى خودنوشته Sting هم سرگذشت، خاطرات و تجربیات او را تا همین مقطع دربر میگیرد.





مطالب از وبلاگ [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] برداشت شده

اینکه این مطالب نتیجه تلاش خودشونه یا این وبلاگم از جایی برداشته ،نمی دانم

به هر حال زحمت هر کسی هست دستش درد نکنه



34:


35:

سلام دوست من .اول خیلی خیلی ممنون بابت زندگی نامه بر و بچز خواننده بخصوص ریکی مارتین و tatu
اگه لطف کنی و بیو گرافی scooter رو هم بذاری خیلی خیلی ممنون میشم

36:

سلام عزيزان
درباره ماريا كري هم برام بفرستيد لطفا
ممنون ميشم

37:


لوگوی اسکوتر

بیوگرافی گروه اسکوتر(scooter):
اسکوتر نام یک گروه تکنوی(Happy hardcore) آلمانی هست که در ابتدا اعضای این گروه متشکل بود از Jens Thele(مدیر)، H.P baxxter:(خواننده-نام واقعی:Hans-Peter Geerdes-متولد 1966) ، Rick j jordan(آهنگساز اول،متخصص صدا و ملودی موزیک،نام واقعی:Hendrik Stedler-متولد 1968) و ferris bueller(آهنگساز دوم،تنظیم نماينده ی ریتم و بیس موزیک،پسرعمه ی خواننده-نام واقعی:Sören Bühler -متولد:1971) .سه نفر از این افراد عضو ثابت هستند و تنها عضو تغییر پذیر اهنگساز دوم هست که در طول وقت جایش را به کس دیگری می دهد.

البته پیش از تشکیل اسکوتر،H.P و rick به همراه چند آهنگساز سینتی پاپ دیگر گروه پاپ celebrate the nun را در سال 1986تشکیل داده بودند.پس از اون در سال 1993 اون دو اول با Jens thele و سپس با ferris bueller آشنا می شوند و با هم گروه ریمیکسی به نام The loop تشکیل می دهند که پس از یافتن هستعداد بالای خود در این زمینه(با مطرح شدن به عنوان یکی از گروه های خوب ریمیکس در آلمان)تصمیم به ایجاد یک پروژه ی موزیک معمولی تحت نام اسکوتر در شهر هانوفر می نمايند و اولین سینگل خود به نام valle de larmes را منتشر می نمايند که سریعا در چارت آلمان در رتبه ی 8 برنامه می گیرد.سپس این موفقیت بود که اونها پروژه ی کوچک خود را تبدیل به یک گروه مشهور بین المللی می نمايند.


مدیر jens thele همیشه پشت صحنه هست و در امور مالی-تجاری گروه را یاری می کند و بعضی مواقع نیز در ساخت موزیک ایده های نوینش را ارائه می کند!بله او قبلا یک دی جی بوده هست و تجربیات زیادی در این زمینه دارد.در واقع بخش زیادی از مشهور شدن اسکوتر مدیون توانایی او در زمینه ی بازاریابی و تبلیغ گروه هست.


مرد اول حاضر در صحنه،کسی که همیشه امت او را به عنوان نماد اسکوتر(و حتی بعضی او را اسکوتر خطاب می نمايند!)می شناسند یعنی H.P baxxter.توانایی او در به هیجان آوردن هواداران و شنوندگان اعجاب انگیز هست!کسی که تپش موزیک را دو چندان می کند با جیغ ها و فریاد های بلند و بر انگیزنده!"کاری را که نمی توانی اجرا کنی پیدا کن و سپس برو و انجامش بده!"نقل قول مورد علاقه ی اوست و اشاره می کند به تاثیر این سخن در موفقیت بالای اسکوتر.او نه تنها در سرودن ترانه های شیرین و در خور تکنو،بلکه در نواختن گیتار هم توانایی هایی دارد که در بعضی از آهنگ های گروه نمود یافته هست.


Rick j jordan تکنیسین فنی موزیک و صداست و شغل او در اسکوتر به اندازه ی کار H.P و شاید هم بیشتر اهمیت دارد.او می کوید" من تلاش می کنم تا نوعی شلوغی آفریننده یی در موزیک ایجاد و سپس ایده های خودم را به اون اضافه کنم".با بیش از 30 سال تجربه در زمینه ی کار با اسباب موزیک الکترونیک مثل کیبورد و همچنین تسلط کامل در تئوری موسیقی به علاوه ی دانش موزیک کلاسیک او را یک موزیسین کامل و خلاق ساخته هست.اوست که با هستعداد و شوق خود کاری می کند تا موزیک اسکوتر در هر ژانری جذاب باشد حتی راک،کلاسیک و فولکلور.

اسکوتر اولین سینگل رسمی خود را با نام hyper hyper در می 1994 ارائه کرد که با موفقیت چندانی رو به رو نشد،فروش 50000 کپی و بدون رتبه ای در چارت موزیک!پس در اگوست همان سال اسکوتر آهنگ را ریمیکس کرد و به شکلی جدید اون را دوباره ساخت و ارائه کرد و این بار بوم!!فروش 700000 کپی فقط در آلمان-درجه ی پلاتینیوم!
در 1995 rick همراه H.P و ferris هستودیو را به هامبورگ منتقل می نمايند و این هستودیو بعدا مختص اسکوتر می شود.سینگل بعدی با نام move your ass! ساخته می شود و در این آهنگ h.p شیوه ی مطالعهجدیدی را در پیش می گیرد که نماد گروه می شود.این سینگل در آلمان رتبه ی 3 و در انگلیس 23 را می گیرد.اونها در ایرلند و اسکاتلند کنسرت انجام می نمايند جایی که 8000 هوادار همراه با h.p می گویند"hyper hyper!" و پس از اون در بهار و تابستان همان سال سینگل های بعدی با نام های Friends و Endless summer را ارائه می نمايند که هر دو جایزه ی طلایی را دریافت می نمايند.چند ماه بعد اونها سینگل back in the uk را منتشر می نمايند که در بالای چارت موزیک انگلیس -20 سینگل اول-برنامه می گیرد.این سینگل در ایرلند با نام back in ireland ارائه می شود.
در فوریه ی 1996 اسکوتر دومین آلبوم خود را منتشر می کند که با یک سی دی اضافی محتوی عکس ها،ویدیو ها و اطلاعاتی درباره ی اسکوتر همراه هست.این اولین بار هست که یک گروه آلمانی سی دی اضافی را همراه آلبوم خود منتشر می کند.در همین وقت سینگل بعدی با نام"Let me be your valentine"ساخته می شود.
در ژوئن 1996 برای اولین بار یک گروه تکنو روی یک ترانه ی راک موزیک می سازد:سینگل rebel yell اسکوتر!این تک آهنگ به رتبه ی 8 در آلمان می رسد.ویدیوی این سینگل طی سه شبانه روز، در قلعه ای واقع در پراگ تولید می شود و حدود 100 نفر در این کار شرکت می نمايند!در همین وقت،اولین مجموعه ی ویدیوی اسکوتر با نام move your ass clips تولید می شود و در شهر کانز فرانسه طی مراسمی جایزه ای برای آهنگ move your ass به اسکوتر اهدا می شود.
با ریلیز شدن سینگل i'm raving اسکوتر برای اولین بار تحولی در کار ایجاد می کند.در حالی که تعداد ضرب های آهنگ های پیشین به 160 تا 190(!) بار در دقیقه می رسید،این سینگل جدید دارای ضرب 138 بار در دقیقه بود! و همچنین برای اولین بار بود که طعمی از سبک هاوس در یک آهنگ اسکوتر شنیده می شد.و اتفاقا نتیجه هم خوب بود:رتبه ی 4 در چارت آلمان و به دست آوردن درجه ی طلایی!در همین سال سومین آلبوم تحت عنوان Wicked! نیز منتشر شد.در دسامبر همین سال برای اولین بار یک گروه تکنو(اسکوتر) آهنگی رمانتیک و ملایم می سازد با نام break it up.
اسکوتر با ساختن سینگل بعدیFire برای نخستین بار از گیتار متال در ساخت موزیک تکنو هستفاده می کند.این سینگل در 8 آوریل 1997 در رتبه ی 6 جای می گیرد.4 هفته بعد،جایزه ی دیسک طلایی به دلیل فروش 250000کپی سینگل جدید،به اسکوتر اهدا می شود.
اسکوتر با axel coon اشنا می شود،یک دیجی مقیم هامبورگ با سال ها تجربه.او به هستودیوی اسکوتر می پیوندد و در کنار Rick به او در کارهای زیادش کمک می کند.استودیوی 2 در این وقت آماده می شود و axel زود کار کردن با اسباب را یاد می گیرد و اولین آهنگ های دموی خود را تولید می کند.
در سپتامبر 1997 اسکوتر احتمالا پرخرج ترین ویدیوی تکنو تا اون روز را تولید می کند و جایزه ای نیز از این بابت دریافت می کند:کلیپ سینگل The age of love.تور the age of love ،اولین تور داخلی اسکوتر می شود.پس از پیان تور،اسکوتر سینگل بعدی با نام no fate را ریلیز می کند.در این وقت،اسکوتر از لحاظ روحی خسته و درمانده بود و نیاز به یک توقف کوتاه داشت.در اواخر نوامبر 1997 گردآوری 'Rough And Tough And Dangerous - The Singles 94-98 برای اولین بار عرضه می شود که شامل کارهای اسکوتر تا اون وقت میشد.

Ferris Bueller-Rick j Jordan-H.P
آلبوم های دوره ی اول:
And the beat goes on...-1995(رتبه ی 25 در آلمان و 130 در انگلیس)
Our happy hardcore-1996 رتبه ی 17 المان،24 انگلیس)
Wicked-1996( رتبه ی 22 آلمان،76 انگلیس)
age of love-1997(رتبه ی 19 آلمان)

سینگل(تک اهنگ)های دوره ی اول:

Valle de larmes-1993(#8 germany)
hyper Hyper-1994(#2 germany)
Move your ass!-1995(#3 germany,#23 uk)
Friends-1995(#3 germany)
Endless summer-1995(#5 germany)
Back in the uk-1995(#4 germany, #18 uk)
Let me be your valentine-1996(#14 germany)
rebel yell-1996(#8 germany, #30 uk
I'm raving-1996(#4 germany,#33 uk)
break it up-1996(#15 germany)
fire-1997(#5 germany, #45 uk)
the age of love-1997(#14 germany)
no fate-1997(#39 germany)

گردآوری های دوره ی اول:
1998-Rough and Tough and Dangerous - The Singles 94/98(#8 germany)

در می 1998 و در طول تولید سینگل بعدی how much is the fish ،آهنگساز دوم یعنی ferris گروه را به قصد کار انفرادی ترک می کند.از انجایی که axel اکنون پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده هست و به سازنده ی موزیک ارتقا یافته هست بنابراین او به راحتی جانشین ferris می شود و آهنگساز دوم گروه می شود.در این وقت دوره ی دوم گروه آغاز می شود.how much is the fish مستقیما به رتبه ی 3 د رچارت سینگلهای آلمان صعود می کند و همچنین به دلیل فروش بیش از 300000 کپی طلایی می شود.

در جولای 98 نخستین آلبوم دوره ی دوم no time to chill تولید می شود و رتبه ی 4 را در چارت آلمان از اون خود می کند-اولین آلبوم با رتبه ی بالا.این آلبوم بیرون از آلمان نیز محبوبیت زیادی پیدا کرد.
در سپتامبر 98،اسکوتر در برابر 17000 هوادار مشتاق در مسکو اجرا می کند و در سن پترزبورگ نیز 10000 نفر اسکوتریست(!) جشن را با اسکوتر انجام می نمايند.اونها سپس به قزاقستان می روند و اونجا نیز کنسرت اجرا می نمايند.اسکوتر از طرف بینندگان شبکه ی MTV روسیه به عنوان بهترین هنرمند سال انتخاب می شوند.در دسامبر همان سال،یک سی دی تشویقی آلبوم جدید،برای هواداران شامل ریمیکس ها و ویدیو ها منتشر می شود.
در ژانویه و فوریه ی 1999 اسکوتر تور دوم را با نام no time to chill انجام می نمايند و این اولین بار می شود که اسکوتر شرح وقایع تور را به صورت انلاین نقل می کند.در جولای سینگل هیجان انگیز بعدی اسکوتر ساخته شد و به رتبه ی 7 در آلمان رسید.کلیپ این تک آهنگ در صحرای افریقای جنوبی اجرا شد و هنوز هم برای خیلی ها دارای اعتبار و ارزش هست.
در سپتامبر 1999،ششمین آلبوم اسکوتر منتشر شد و با این البوم اسکوتر به طور غیر معمولی به سمت موزیک کلوبی گرایش پیدا می کند.این آلبوم با درجه ی فروش طلایی در آلمان مواجه می شود.سینگل بعدی 'We Are The Greatest / I Was Made 4 Loving You' به شکل دو اهنگ در یک سینگل عرضه می شود.
اسکوتر به عنوان یک باند موفق بین المللی برای اولین بار در دو شهر اوکراین، زنده اجرا می کند.در کیف،25000 هوادار در هستادیوم المپیک این شهر گرد هم می ایند تا شاهد اجرای اسکوتر باشند.نایب رییس جمهور اوکریان به اسکوتر اجازه می دهد تا در کشورش گشت و گذار و تبلیغ کند.
نسخه ی سینگل اهنگ '---- The Millennium' یکی از آهنگ هایی بود که بسیار در جشن های شب سال نو(31 دسامبر)در اروپا،پخش شد.h.p چهار تخلص دیگر خود را معرفی می کند،جلودار اسکوتر از این به بعد به این چهار اسم صدا می شود:Sheffield Dave, Ice, Screaming Lord وCandyman.
در می 2000،اسکوتر سینگل بعدی خود با نامI´m Your Pusher' و پس از اون آلبوم جدید با عنوان Sheffield را منتشر می کند.اسکوتر با این آلبوم مسیر دیگری را دوباره تجربه می کند و در سه آهنگ آلبوم ریتم 8/6 را تجربه می کند.این آلبوم احتمالا مترقی ترین کار مردان هامبورگی تا اون وقت بود.در پاییز،سینگل بعدی از آلبوم جدید با نام 'She´s the Sun با میزان تمپوی متوسط ارائه می شود.
در سپتامبر 2000،در مراسم جایزه های VIVA comet دربخش موفق ترین هنرمند dance ،جایزه ای به اسکوتر اهدا می شود.در همین وقت تور آلبوم جدید با موفقیت انجام می شود.
در می 2001،کلیپ سینگل بعدی 'Posse (I Need You On The Floor) در فستیوال Fredericia dance دانمارک ساخته می شود.اسکوتر در این سینگل،برای اولین بار از وقت آهنگ 'Endless Summer' از صدای نازک کامپیوتری به عنوان هم سرایان هستفاده می کند و بنابراین پیشکسوتان این نوع موزیک می شوند.
در ماه ژوئن،اسکوتر با ارئه ی نهمین آلبوم 'We Bring The Noise' کاملا نشان می دهد که نیرویشان را در مسیر کاملا جدیدی به کار گرفتند.ترک ها احساسی تازه و روان دارند که معمولا در اولین آلبوم ها دیده می شود.ترک 'Are You Happy? تکه هایی را از بازی کامپیوتری Commodore C64 نمونه برداری می کند و ترک دوم آلبوم قسمت هایی کاملا با صدای زیر دارد بقیه ی ترک ها هم تازگی خاصی در ریتم بیس دارند.
در آگوست 2001،ویدیوی 'Aiii Shot The DJ' ساخته می شود که در اون یک کمدین و هنرمند کاباره آلمانی به نام Helge Schneider نقش بازی می کند.در دسامبر همان سال،اسکوتر بیست و دومین سینگل خود را عرضه می کند:Ramp! (The Logical Song).ویدیوی این سینگل که بر پايه فیلم 'The Fast And The Furious' ساخته شده هست یکی از اکشن ترین کلیپ های اسکوتر تا اون وقت بود.این تک اهنگ فروش تقریبا250000 کپی در آلمان را رقم می زند.
در ژانویه ی 200@اسکوتر دومین گردآوری خود از سال های گذشته را تحت عنوان 'Push The Beat For This Jam (The Second Chapter)' منتشر می کند.axel coon گروه را به قصد تمرکز کامل بر روی پروژه های دی جی خودش ترک می کند.Jay Frog به اسکوتر می پیوندد و دوره ی سوم آغاز می شود.


از راست به چپ:Axel Coon,H.P Baxxter,Rick j Jordan

آلبوم های دوره ی دوم:
No time to chill-1998 (رتبه ی 4 المان)
Back to the heavyweight jam-1999(گرفتن درجه ی طلای فروش بالا در آلمان-رتبه ی 7 آلمان)
Sheffield-2000 (رتبه ی 11 آلمان)
We bring the noise!-2001 (رتبه ی 15 آلمان)

سینگل های دوره ی دوم:
1998-how much is the fish(#3 germany)
1998-We Are The Greatest/I Was Made For Loving You(#26 germany)
1999-Call Me Manana(#16 germany)
1999-faster harder scooter(#7 germany)
1999----- the Millenium(#11 germany)
2000-I'm Your Pusher(#17 germany)
2000-She's The Sun(#41 germany)
2001-Posse (I Need You On The Floor) (#7 germany,#15 uk)
2001-Aiii Shot The DJ(#29 germany)
2001-Ramp! (The Logical Song) (#7 germany,#2 uk)

گردآوری های دوره ی دوم:
2002-Push the Beat for This Jam [The Second Chapter](#2 germany GOLD)
2002-Push the Beat for This Jam [The Singles '94-'02] (UK/Australia only) (#1 uk GOLD)
2002-Pushing the Beat [The Best of Scooter] (US only)
2002-Encore.

Live and Direct (DVD) (#1 germany)

در مارچ 2002،سینگل 23 اسکوتر تولید می شود با نام Nessaja.در طول ساخت ویدیو،'Joey' یک کانگوروی بلند یک متری همه ی دست اندرکاران تولید را دنبال خودش می دواند(مچل می کند!!).تیم جدید اسکوتر،برای اولین بار با ارائه ی این سینگل شورانگیز، رتبه ی اول چارت فروش آلمان را از اون خود می کند-بزرگترین موفقیت در طول تاریخ اسکوتر!
اسکوتر در اون وقت یک گروه مشهور شده بود و این مسلم بود.پس داستان کامل این گروه هستثنایی،بر روی اولین دی وی دی تحت عنوان Encore (The Whole Story) ،هموقت با ارائه ی آلبوم زنده 'Encore - Live And Direct'،منتشر شد.دی وی دی خیلی زود به بالای چارت دی وی دی آلمان صعود می کند و آلبوم زنده در رتبه ی 13 جای می گیرد.در نوامبر همان سال،برای نخستین بار همه ی سینگل های اسکوتر تا اون وقت بر روی یک سی دی عرضه می شود.
اسکوتر عالی ترین جایزه ی صنعت موزیک آلمان را،در فوریه ی 2003، برای سینگل 'Nessaja' دریافت می کند:'Echo 2003'.

کلیپ سینگل 'Weekend یک افتضاح را در عموم به خاطر رقصنده های بدون بالاتنه به بار می آورد.شبکه های رسانه ای و تلویزیونی مختلف درباره ی انحطاط جوانان به دلیل افزایش --- در رسانه ها،بحث می نمايند.اما هواداران اهمیتی به این بحث ها نمی دهند و این سینگل در چارت آلمان به رتبه ی 2 دست پیدا می کند!
در مارچ 2003،آلبوم بعدی با عنوان 'The Stadium Techno Experience' عضه می شود و به رتبه ی 7 در چارت ها می رسد.

در ماه می،'The Night' سینگل بعدی و همچنین آخرین ترک دارای صدای نازک شده البوم جدید،در 10 سینگل اول چارت جای می گیرد.
در 11 آگوست 2003،سینگل بعدی 'Maria (I Like It Loud) با همکاری آهنگساز هاردکور Marc Acardipane و MC او یعنی Dick Rules،ساخته می شود.تکه ی همسرایی آهنگ(داب دوب دا دا دا داب دوب دوب!!)،تبدیل به شعار هواداران در کنسرت های اسکوتر می شود.این سینگل،در رتبه ی 4 چارت ها برنامه می گیرد.
در نوامبر 2003 و در نخستین کنسرت اسکوتر در ژاپن،اسکوتر در برابر 8000 هوادار هیجان زده در شهر ناگویا اجرا می کند.کل این کنسرت ضبط می شود و در قسمت هایی از ویدیوی 'Jigga Jigga! نمایش داده می شود.بقیه ی صحنه های کلیپ نیز توسط Marc Schölermann و Michael Menke در مرکز توکیو فیلمبرداری می شود.
'Jigga Jigga!' در اوایل دسامبر عرضه می شود و در رتبه ی 10 چارت جای میگیرد.با این حساب،اسکوتر ششمین 10 تای اول متوالی چارت ها را روانه کرد.(شش سینگل متوالی در 10 تای اول چارت)
ژانویه 2004-اسکوتر طی تور 'We Like It Loud! دهمین سالگرد را در بیش از 20 شهر جشن گرفت.
در فوریه ی همان سال،گروه دومین جایزه ی 'Echo 2004' را در بخش 'Dance Act National' موزیک اروپا دریافت کردند.گروه همچنین در مسابقه ای برای انتخاب بهترین ترانه ی اروپا مقام دوم را کسب کردند.
28 سینگل اسکوتر در4 اکتبر 2004،با عنوان 'Shake That! در بیشتر کشورهای اروپایی عرضه شد و این بار سبک هاوس دهه ی هفتادی!این سینگل در چارت های فروش آلمان در رده ی 8 جای گرفت و در جمهوری چک جایزه ی طلایی دریافت کرد.'Mind The Gap' دهمین آلبوم رسمی گروه ارائه شد.این آلبوم تنوع زیادی دارد و سبک های مختلف موزیک را در بر گرفته هست-البته بدون تباه شدن موزیک نوعی اسکوتر!همچنین این اولین آلبوم اسکوتر بود که در 3 ورژن مختلف ارائه می شد.در ماه نوامبر با سینگل جدید 'One (Always Hardcore) از آلبوم-20 تای اول چارت-'Mind The Gap' ،اسکوتر به صدای سرسخت گذشته برمی گردد.
در روز 9 سپتامبر 2005 اسکوتر برای نخستین بار در امریکا کنسرت انجام کرد.طی این کنسرت که در Allstate Arena شیکاگو اجرا شد سینگل بعدی نیز به همگان معرفی گردید:hello(good to be back).همچنین در مراسم گشایش این کنسرت هنرمندانی مانند DJ Markski (Chicago), DJ Erikk, Aquagen و Benassi Bros برنامه اجرا کردند.
در ماه اپریل2006 یازدهمین آلبوم با عنوان 'Who’s Got The Last Laugh Now?' منتشر شد.یک شاهکار دیگر از پادشاهی 'Always Hardcore' !اینبار H.P،Rick و Jay یک جواهر درخشان دیگر از دوره ی کار چشمگیرشان را ارائه کردند.اگر بخواهیم بشماریم...اسکوتر تا اینجا 31 سینگل،10 آلبوم هستودیو،3 مجموعه ی 'بهترین ها'،یک سی دی زنده به علاوه ی یک دی وی دی عرضه کرده هست و تک تک اونها در چارت ها رتبه آورده اند.رتبه اولی ها،10 تای اولی ها،جوایز طلا و پلاتینیوم،تورهای پر طرفدار...زیاد تعجب اور نیست که سه نفر اکنون در حال خنده هستند!(اشاره به کاور این آلبوم-عکس پایین صفحه).
در 14 آگوست 2006 فراخوان شد که Jay قصد دارد که گروه را ترک کند و به کار تک نفره بپردازد.ولی خیلی طول نکشید تا یک دی جی دیگر به نام DJ micheal simon(متولد 1972)جای خالی اهنگساز دوم رو پر کرد و دوره ی چهارم گروه اغاز شد.اصلیت مایکل امریکاییست و مقیم آلمان هست و به همراه یک ایرانی به نام شاهین مشیریان در گذشته چند تا از آهنگ های اسکوتر را ریمیکس کرده.در 19 آگوست،مایکل طی کنسرتی در فضای باز در سوییس به همگان معرفی شد.الان اسکوتر در اوایل دوره ی 4 هست و اولین آلبوم این دوره به همراه 2 سینگل تا حالا منتشر شده هست.

Jay frog-H.P-Rick j Jordan

آلبوم های دوره ی سوم:
2003-the stadium techno experience (#7 germany, #20 uk)
2004-mind the gap (#16 germany)
2005-who's got the last laugh now? (#14 germany)

سینگل های دوره ی سوم:
2002-nessaja (#1 germany, #4 uk)
2003-weekend (#2 germany, #12 uk)
2003-the night (#10 germany, #16 uk)
2003-Maria (I Like It Loud) (#4 germany, #16 uk)
2003-Jigga Jigga! (#10 germany,#48 uk)
2004-Shake That! (#8 germany)
2004-One (Always Hardcore) (#7 germany)
2005-Suavemente (#22)
2005-Hello! (Good To Be Back) (#14 germany)
2005-Apache Rocks The Bottom (#24 germany)

گردآوری ها:
2002-24 Carat Gold (#5)
2006-Anthology (French Release)
2005-Excess All Areas (#4 germany, #1 sweden)

نوامبر 2006-اسکوتر برای اولین بار در دوره ی سوم و دومین بار در شیکاگو کنسرت اجرا می کند.محل برگزاری در ساختمان قدیمی Congress Theatre بود.
عکس هایی از کنسرت:
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
2007-و...اکنون جدیدترین آلبوم اسکوتر منتشر شده هست.نتیجه ی این آلبوم یک مرحله ی مهم دیگر در طول تاریخ اسکوتر هست.تنها نام آلبوم همه چیز را می گوید.ترک هایی از آلبوم مانند Lass uns Tanzen،The United Vibe یاScarborough Affair ،لیریک های بی مانند h.p +بیس سفت و زمخت+سکانس های ترنس جامع+تکه های غیر معمول هم سرایی را با هم ترکیب می نمايند.و همچنین ترکیبی از سبک های گوناگون در آلبوم مانند راک/پانک یا کلاسیک گوناگونی را در THE ULTIMATE AURAL ORGASM به ارمغان آورده هست.
همچنین اولین سینگل این دوره در کنسرت The Dome 40 در شهر دوسلدورف برای اولین بار اجرا شد و در 19 ژانویه بر روی سی دی عرضه شد.ویدیوی این سینگل در هند ساخته شد و در قسمتی از این آهنگ رپر امریکایی Fatman Scoop رپ خوانده هست.آخرین سینگل از آلبوم جدید نیز در مارچ 2007 با نام Lass Uns Tanzen منتشر شد.

Rick j Jordan-H.P-Micheal simon

آلبوم های دوره ی 4:
2007-the ultimate aural orgasm (#6 germany)

سینگل های دوره ی 4:
2007-Behind The Cow (#17 germany)
2007-Lass Uns Tanzen


Who's got the last laugh now album cover-2006

ادیت-دلیل نام گذاری گروه اسکوتر:
اولین کار این گروه،با نام valle de larmes دارای تم و ملودی خاصی هست که بیشتر مناسب نمایشگاه ها،جشنواره ها و پارک بازی ها به نظر می آید.از این آهنگ در اون وقت،در بیشتر پارک بازی های آلمان و به ویژه در غرفه های بازی اتوموبیل(همونی که ما باهاش آشناییم و در بیشتر پارک های بزرگ مثل ارم وجود داره .ماشین های کوچیکی که با یک میله ی بزرگ به برق متصلند و ما اونا رو تو یک سالن هدایت می کنیم و معمولا کلی هم با بقیه تصادف می کنیم!) هستفاده میشد.نکته اینجاست که به اینگونه ماشین های بازی در آلمان اصطلاحا Scooter میگن.به همین دلیل بود که این نام برای این گروه انتخاب شد؛چون اون آهنگ اولشون، بیشتر در اون نوع محیطهای بازی پخش می شد.
به قول خود اعضای گروه،این نام کاملا تصادفی انتخاب شد.

38:


39:

ببينم ميشه بيوگرافي خوانندگان ايراني رو هم گذاشت؟

اگه ميشه من بزودي بيوگرافي خشايار آذر رو ميزارم.


40:

از گروه korn چیزی می خوای؟

41:

Enrique Iglesias
( انريکو )

Enrique Miguel Iglesias y Preysler (born May 8, 1975, in Madrid, Spain) is a Grammy Award and Latin Grammy Award-winning Spanish-born, Miami-based singer.


نام کامل : "Enrique Miguel Iglesias Preysler"
انريکو کوچکترين پسر خوليو ايگلسياس ، معروف ترين خواننده ي اسپانيايي هست که البته پدرش اذعان داشته که دوست داشته پسرش هر کار ديگري را پيش مي گرفته تا خوانندگي اگر چه انريکو پسر خوليايشان معروف بود اما از همان آغاز رابطه چندان صميمانه اي با پدرش نداشته زيرا او بيشتر وقتش را در خارج از منزل بوده و همينطور انريکو از اينکه مادرش تنها زن زندگي پدرش نيست ناراحت بود و اين شيوه را نمي پسنديده .


انريکو در 8 مي سال 1975 در مادريد اسپانيا به دنيا آمد مادرش که روزنامه نگاري به نام "Isabel Preysler Arstria" بوده که 8 سال پس از تولد انريکو از پدرش جدا شده انريکو در يکي از مصاحبه هايش فرمود: وقتي بچه بودم کار را براي مدتي کنار گذاشتم کاري که پدرم هرگز انجام نداد اين بود که از من حمايت نکرد.او همينطور يک خواهر و يک برادر به نام هاي "Julia Jose" و "Chabeli" دارد به اضافه دو برادر ناتني دوقلو و دو خواهر ناتني دوقلو.


پس از اون انريکو با پدرش به ميامي ميان به خاطر عمليات تروريستي که در زادگاهش در اون وقت به وقوع پيوسته بود.او موسيقي را از 13 سالگي شروع کرد و در سال 1991 قدم به دنياي موسيقي گذاشت که تاکنون بيش از 30 ميليون از نسخه هاي آلبوم هايش به فروش رفته و جالب اين هست که تنها 7 آلبوم بيرون داده.



« انریکه ایگلسیاس » فرزند « خولیو »ی بزرگ خواننده و آهنگساز مشهور اسپانیایی که در اسپانیا و سراسر جهان سر بلند کرده، در دو سه سال اخیر در کنار ستارگانی همچون ریکی مارتین ، رابی ویلیامز ، جنیفر لوپز ، بریتنی اسپیرز، سلن دیون ، شکیرا و ماریا کری خود را به عنوان یک سوپر هستار محبوب مطرح نموده هست.

انریکه که به هفت زبان زنده دنیا آواز می خواند، حرفه خود را در سال 1995 هنگامیکه تقریباً 20 ساله بود، آغاز کرد و حضور خود را در دنیای موسیقی با نخستین آلبومش که مخفیانه و بدون کمک هیچ کس و حتی بدون اطلاع خانواده از 16 سالگی طراحی و برنامه ریزی کرده بود، آماده کرد.

از اون وقت تا کنون انریکه همواره در اوج بوده هست.

میلیونها نسخه از نخستین آلبوم وی در سه ماهه ی اول به فروش رفت و نخستین رکورد طلا را در پرتغال پس از سه هفته فروش آلبوم به دست آورد.

انریکه که عمدتاً به سه زبان اسپانیایی ، ایتالیایی و پرتغالی ترانه اجرا نموده و حرفه اش را با زبان اسپانیایی شروع کرد، نخستین آلبوم به زبان انگلیسی خود را در سال گذشته( 1999 ) منتشر ساخت.

وی تاکنون ترانه های بسیاری را به زبان انگلیسی سروده و برای بیش از 16 ترانه از سه آلبوم خود شعر و موسیقی نوشته هست.

« انریکه ایگلسیاس » همیشه شوخ طبع، بذله گو، با اخلاق ورزشکارانه و جوانمردانه، پرشور و حرارت، رمانتیک، قدیمی مسلک و فردی خوش بین با تفکر مثبت هست.

انریکه عاشق سینما و بیننده ی پروپاقرص تلویزیون هست و هر نوع موسیقی که موقعيت کند گوش می دهد.

وی از عکاسی، ریاکاری، لیموزین و افرادی که انگیزه های بی اهمیت دارند و یا صبح ها زود بیدار می شوند، متنفر هست ! وی در عین حال عاشق فوتبال و طرفدار تیم « رئال مادرید » هست.

انریکه از سن هفت سالگی در « شهر میامی ایالت فلوریدا » زندگی کرده و همان جا به مدرسه رفته، وی از سه فرهنگ کشورهای اسپانیولی زبان، اروپایی و آمریکایی مهمترین بهره را برده که هر کدام از این فرهنگ ها با جذابیت های موسیقیایی خاص خود بر وی تأثیر گذاشته اند.

جالب اینکه موسیقی اسپانیولی انریکه حتی آسیا را هم فتح کرده هست.

نخستین آلبوم انریکه که در اواخر سال 1995 منتشر شد، وی را در طول سال 1996 محبوب ترین هنرمند موسیقی لاتین نمود.

وی دیگر بار در سال 1997 با آلبوم « ویویر » مطرح شد و در سال 1999 امتیاز فوق العاده ایی در عرصه بین المللی با ترانه ی تکی دلنشین

Bailamos به دست آورد.

وی در پی اون، سال بعد آلبوم زیبای « انریکه » را منتشر ساخت.

به واقع انریکه تا به امروز کاری فشرده ، مترقی و البته موفق را انجام داده، تصویر او بر روی جلد بیش از 250 مجله چاپ شده و خود نیز در بیش از 190 برنامه ی تلویزیونی در 23 کشور جهان حضور یافته یا برنامه ضبط کرده هست.

انریکه دومین تور موسیقی به دور دنیا را در سال 1999 شروع کرد و در اروپا،آمریکا و آسیا ، بیش از 80 کنسرت اجرا نمود.

انریکه در سال گذشته ترانه Could I Have This Kiss Forever را همراه ویتنی هوستون خواننده و بازیگر سیاه پوست اجرا کرد که مورد توجه بیش از حد علاقمندان موسیقی برنامه گرفت.

ضمن اینکه چندی پیش ترانه ی « با تو بودن » از از انریکه در رده ی نخست بیلبورد، جدول رده بندی موسیقی پاپ ، جای داشت.

به جرأت می توان فرمود انریکه یکی از محبوب ترین و پرفروش ترین خوانندگان لاتین در بازار جهانی موسیقی هست.

انریکه ی جوان در ایران نیز بسیار محبوب هست و هواداران بی شماری دارد.

انریکه علاقمندی خود را به ایران و ایرانیان ابراز کرده و با مطالعهترانه ی « باور کن » با زبان فارسی، به ابراز احساسات علاقمندان ایرانی اش جواب داد و از اونها خواست تا او را باز هم بیشتر باور نمايند و اینگونه هست بر محبوبیت خود در بین جوانان ایرانی اضافه کرد.



انریکه در یک نگاه :

نام کامل : انریکه میگوئل ایگلسیاس پریسلر

نام پدر : خولیو ایگلسیاس

تاریخ تولد : 8 می 1975

محل تولد : مادرید – اسپانیا

ساکن : شهر میامی در ایالت فلوریدای آمریکا

بازیکن مورد علاقه : لوئیز فیگو

تیم مورد علاقه : رئال مادرید

انریکه در مسیری پا گذاشت که به راستی مسیر تعالی و پیشرفت وی شد.

پدرش هم از چهره های مطرح موسیقی اسپانیا به شمار می رود.وی پس از انتشار اولین آلبوم خود در صنعت موسیقی جاودان شد و هنوز هم جزء پرفروش ترین چهره های موسیقی جهان به شمار می آید.

انریکه اولین آلبوم خود را در سال 1995 عرضه کرد.

اگر چه طرح چنین آلبومی را از سن 16 سالگی در سر می پروراند.

ایزابل و خولیو ، پدر و مادر انریکه چندان به هم نزدیک نبودند و در طی دوران کودکی وی پدرش همواره از خانه دور بود و به فعالیت های هنری خود می پرداخت.

مادرش هم تقریباً از خانه دور بود؛ به خاطر کارش که روزنامه نگار مادرید بود.

انریکه تحت مراقبت و سرپرستی دایه اش « الویرا اولیوارس » رشد کرد.

او دوران کودکی اش را در میامی به سر برد.

او در هفت سالگی عازم میامی شده بود که علت اون فعالیت پدر بزرگ وی و گروههای مافیایی بود.

او درباره پنهان نگهداشتن علاقه اش به موسیقی در مقابل والدین خود می گوید : « من هرگز نخواستم به والدین خود بگویم؛ احمقانه به نظر می رسد ، من به اونها احترام می گذاشتم و احساسی من را منع می کرد؛ درست شبیه اینکه شما شام می خورید و سر شام می گویید : پدر من می خواهم خلبان شوم و پدر شما می گوید : ساکت باش و خوردن را ادامه بده و من نمی خواستم چنین حرفی را بشنوم.

آلبوم نخست او موفقیت زیادی به همراه داشت و در اون ایام بیش از 6 میلیون نسخه فروش رفت.آلبوم دومشVivir هم بیش از 8 میلیون نسخه فروش کرد.

هستعداد انریکه باعث گسترش حوزه خوانندگی او به چندین زبان گردید.

او به تلویزیونMTV فرمود : « بله ، من می خواهم بهترین خواننده هر دو زبان باشم.»

من علاقه دارم موسیقی پاپ اجرا کنم، چرا که علاقه من همچون یک کودک روز به روز افزون می شود.



انریکه یک موسیقی دان ساختار شکن نیست، او خود در این باره می گوید : « اکنون همه درباره جنبش های هنری لاتین و ساختار شکنی می گویند، من از این کلمه تنفر دارم؛ ساختار شکنی بدون دلیل.»

در سال 1996 ، انریکه جایزه « گرمی آوارد » را برای اجرای بهترین موسیقی لاتین از اون خود کرد.

در سال 1997 هم جایزه « بیلبورد آوارد » را برای بهترین آلبوم سال بدست آورد.

در نهایت او جایزه پرطرفدار ترین هنرمند مرد لاتین در عرضه موسیقی را کسب کرد.

جایزه ایی که شاید مدرکی بر تسلط بی چون و چرای او بر تاریخ موسیقی لاتین باشد.

انریکه و تسلط به 4 زبان

انریکه ایگلسیاس در تاریخ 8 می 1975 در مادرید اسپانیا چشم به جهان گشود.

پدرش « خولیو ایگلسیاس » یکی از معروفترین خواننده ها و موزیسین های دنیاست.

او در محیطی هنری بزرگ شد.

وی در ابتدا به یاد گیری زبان انگلیسی پرداخت و اولین آلبوم خود را در سال 1995 به زبان انگلیسی عرضه کرد.

البته انریکه رابطه نزدیکی با پدرش نداشت؛ زیرا خولیو همیشه در سفر بود.

وی وقتی کوچک بود به همراه پدرش به میامی رفت.

او نیز مانند پدرش به موسیقی علاقه داشت.

پدر می خواست که انریکه خلبان شود، اما در قلب انریکه علاقه به موسیقی موج می زد.

اولین آلبوم او در 6 میلیون نسخه به فروش رفت.

انریکه به زبانهای ایتالیایی ، پرتغالی ، انگلیسی و زبان مادری اش ؛ یعنی اسپانیایی ترانه می فرمود.

او در سال 1996 در مسابقه برگزاری اجرای ترانه به زبان لاتین برنده شد و سرانجام با « سوفیا ورگارا » که مدت طولانی نامزد بود، ازدواج کرد.


انريکوبه 4 زبان انگليسي و اسپانيايي و ايتاليايي و پرتغالي تا حالا خوانده هست که ترانه هاي اسپانيايي و انگليسي او بيشتر مورد هستقبال بوده، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهايي ضبط کرده و بدون اينکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انريکو مي گايشاند من هيچ وقت نمي خواستم اينو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع مي شد من براي اون خيلي احترام مي گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل وقتي که مثلا شما داريد شام مي خوريد و به پدرتان مي گايشانيد من مي خواهم خلبان شوم و او هم در جواب مي گايشاند حرف اضافي نزن و شامتو بخور من هيچ وقت نمي خواستم اينو بشنوم.


خواندگاني چون لايوئل ريچي در وقت جواني رايشان او تاثير گذاشته بودند .پس از اون آلبوم vivir" "را به بازار عرضه کرد که برنده ي جايزه ي گرمي شد او حتي موفقيت هاي ديگري را نيز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه هاي ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسيد.


انريکو تا کنون 116 جايزه پلاتينيوم رکورد و 227 جايزه Gold (بهترين دستاوردهاي هنري) را گرفته.مي توان فرمود انريکو مي خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 ميليون نسخه از آلبوم هايش را فروخته که انريکو در صدد هست اين رکورد را بزند.


انريکو هچنين در فيلم ""Once Upon A Time In Mexico (روزي روزگاري در مکزيک) به کارگرداني رابردت روديگوئز همراه بازيگراني مانند اونتونيو باندراس و جاني دپ شرکت کرده.


انريکو اصلا ساعت به دستش نمي بنده اما مشخص نيست که چرا در يک تبليغ ساعت شرکت کرده و اونو به مشتش بسته همينطور انريکو آدم ولخرجي نيست و عادت به ولخرجي نداره و هميشه پول کمي در جيبش مي گذاره اما معلوم نيست که وقتي با اونا بيرون ميره چقدر پول همرا خودش مي بره!؟!انريکو به کلاه آبي علاقه منده و بين کارتونها هم از باگز باني و پينوکيو خوشش مياد همينطور بهترين هديه کريسمسو سپري کردن اوقات با دوستانش مي دونه و همه جور مجله اي هم مي خونه.





جوایز دریافتی انریکه :

2005 Billboard Latin Music Award: Latin Dance Club Play Track of the Year

2003 Latin Grammy: Best Male Pop Album

American Music Award: Favorite Latin Artist

2002 American Music Award: Favorite Latin Artist

2001 World Music Awards: Best Selling Pop Male Artist

American Music Award: Favorite Latin Artist

1999 American Music Award: Favorite Latin Artist

1997 ASCAP Award: Best Composer

American Music Award: Favorite Latin Artist

Billboard Music Award: Artist of the Year 1996

Grammy: Best Latin Performer

Billboard Music Award: Album of the Year (Vivir

ASCAP Award: Best Composer

ACE Award: Performer of the Year

ازدواج:
انريکو ايگلسيس خواننده محبوب اسپانيا يي (من و همه ) با اونا کورنيکو فا Anna Kournikova تنيسور روسي ازدواج کرد .

اين زوج طي مراسمي مخفيانه در پورتو والارتا مکزيکو با يکديگر ازدواج کردند .

هيچ کس از اين ازدواج اطلاع نداشت تا اين که اونا خانومش در يک مسابقه تنيس خيريه بدون مقدمه رو به تماشاگران کرد و به اونها فراخوان نمود که يک ماهي هست که با انريکو ازدواج کرده هست.

او در حالي که مي خنديد فرمود : مي دانم همه شما شوکه شديد .

ولي اين تصميم من و انريکو بود .

مي خواستيم يک ماه بدون درد سر در کنار هم باشيم و ماه عسل خود را با آرامش انجام کنيم .

بايد بگايشانم انريکو همسر بي نظيري هست و خوشحالم که با او ازدواج کرده ام .


اونا کورنيکوفا تنيسور مشهور روسي در سپتامبر 2002 به خاطر کمردرد از دنياي حرفه اي تنيس خداحافظي کردو اکنون بيشتر در مسابقات خيريه شرکت مي نمايد .

او در يکي از همين مسابقات با انريکو آشنا شد که اين آشنايي پس از مدت کوتاهي منجر به ازدواج شد





زندگی نامه و آخرین خبرهای انریکه ایگلسیاس Enrique Iglesias و اونا کورنیکووا Anna Kournikova

نام : انریکه میگوئل ایگلسیاس پریسلر

تاریخ تولد : 8 می 1975

ملیت : اسپانیایی

قد : 189 سانتی متر

جنسیت : مرد

مکان تولد : مادرید – اسپانیا

شغل : موزیسین ، بازیگر

نام پدر : خولیو ایگلسیاس ( بازیگر و موزیسین ، متولد 23 سپتامبر 1943 که در 20 جولای 1971 با مادر انریکه ، ایزابل ازدواج کرده و در تاریخ 1978 از هم جدا شدند ).

نام مادر : ایزابل پریسلر ( متولد 18 فوریه 1951 )

نام خواهر : ماریا ایزابل ایگلسیاس پریسلر ( خواننده و بازیگر اسپانیایی متولد 3 سپتامبر 1971 ).

نام برادر : خولیو خوزه ایگلسیاس پریسلر ( متولد 25 فوریه 1973 )

خواهران ناتنی : ویکتور ایگلسیاس رینز برگر و کریستینا ایگلسیاس رینز برگر ( این دو دوقلو هستند که در سال 2001 متولد شده اند و مادرشان میراندا رینز برگر بوده که سابقاً یک مدل هلندی بوده هست ) اونا ( متولد 1989 )، تامارا ( متولد 1983 ).

برادران ناتنی : الخاندرو ایگلسیاس رینز برگر ( متولد 9 سپتامبر 1997 که مادرش میراندا رینز برگر بوده هست ) رودریگو ایگلسیاس رینز برگر ( متولد 3 آپریل 1999 که مادرش میراندا رینز برگر بوده هست ).

روابط دوستانه : اونا کورنیکووا ( جزء 10 بازیکنان برترین تنیس دنیا که در حال حاضر با ایشان ازدواج کرده ) جنیفر لاوهویت ( هنرپیشه زن ).

نام همسر : اونا کورنیکووا ( متولد مسکو-روسیه که جزء ---- ترین زنان دنیا محسوب می شود و تمام شهرت اونا به خاطر اندام و هیکل بسیار زیبای وی می باشد که توانسته در یک مسابقه تنیس قهرمان تنیس زنان دنیا را شکست دهد.

هم اکنون اونا به ورزش تنیس همانند گذشته نمی پردازد ).




نکات خواندنی درباره انریکه ایگلسیاس Enrique Iglesias

نام کامل وی « انریکه میگوئل ایگلسیاس پریسلر » هست.

- تاریخ تولدش 8 می 1975 می باشد.

- متولد برج حوت هست.

- 30 سال دارد.

- پدرش خواننده معروف لاتین « خولیو ایگلسیاس » هست.

مادرش « ایزابل پریسلر » در مادرید زندگی می کند، یک سوسیالیست و یک ژورنالیست هست.

- والدینش در 1978 از هم جدا شدند.

کفش شماره 10 می پوشد.

- 189 سانتی متر قد دارد.

- موها و چشمان قهوه ایی دارد.

- یک برادر تنی و دو برادر ناتنی و همچنین یک خواهر تنی و چهار خواهر ناتنی دارد.

- در درجه اول خود را یک نویسنده آهنگ می داند و بعد یک خواننده.

- اهل سحرخیزی و صبح از خواب بیدار شدن نیست.

- سابق بر این و حتی همین حالا از خاطر خواهان و عاشقان مریلین مونرو بوده و هست.

- عاشق موج هست و موج سواری.

- هرگز بیش از 20 دلار در جیب هایش با خود حمل نمی کند.

- رنگ های خاکستری ، سفید ، آبی و قرمز را دوست دارد.

- کلاهی به رنگ آبی دارد که اون را دیوانه وار می پرستد ، این کلاه را دوستی به او داده که در حال حاضر مرده !

- در میامی زندگی می کند.

- متولد اسپانیاست.

- در میان غذاها عاشق همبرگر و جوجه سرخ شده فرانسوی هست.

- مواد مخدر یا سیگار هستعمال نمی کند.

- وقتی کاری برای انجام دادن نداشته باشد ، دیوانه می شود.

- خود را آدم صادق و بی شیله پیله ایی می داند.

- سه سال پی در پی ، یازده کار شماره یک در آثار خود دارد.

- ظرف 4 سال بیش از 13 میلیون آلبوم فروخته هست.

- یک جایزه « گرمی » برده هست.

- سه نمایش سوپ اپرا در آمریکای لاتین اسامی خود را با سه آواز او مشترک هستند.

Marisol و Esperanza و El Pasis De Las Mujeres

- نوشتن آهنگ را در تخت خواب آغاز کرد و البته گاهی هم دور و اطراف گاراژ یکی از دوستانش شعر می فرمود ، در اون وقت 13 ساله بود.

- عاشق گروههای موسیقی دهه 60 مثل « پلیس » و « دایر هسترینس » می باشد.

- پیش از این با کمپانی « فونوویسا » و کمپانی های مستقل لوس اونجلس کار می کرد ولی در حال حاضر با « یونیور سال » وارد معامله شده هست.

- برای وارد شدن به کمپانی تولید ، خود را « انریکه مارتینز » معرفی کرد.

- وقتی او را با عنوان و لقب « پسر خولیو ایگلسیاس » خواندند کار را متوقف کرد و از کمپانی خارج شد.

- « ریکی » نام مستعار اوست اما او به شدت از اینکه او را با عنوان یک ریکی دیگر خوانند متنفر هست.

- همان تیم نویسنده آواز « ایمان » برای « چِر » آوازBailamos را برای او نوشتند.



- فیلم مورد علاقه اش یکی از سه گانه های « ایندیانا جونز » با عنوان « مهاجمین صندوقچه گمشده » هست.

- هنرپیشه مورد علاقه اش « مریل هستریپ » هست.

- هرگز ساعت به مچ نمی بندد.



- مدیر سابق وی « فرنان مارتینز » سابقاً مدیر پدر وی بوده هست.

- در دانشگاه میامی « مدیریت بازرگانی » می خواند اما از اونجا اخراج شد و حرفه خوانندگی را دنبال کرد.

- یکبار موقع اسکی روی آب با درختی برخورد کرد که منجر می شود بیش از 40 بخیه از اون به یادگار داشته باشد که این زخم پشت گوش وی می باشد.

- بازیگر مورد علاقه اش « اونتونی هاپکینز » هست.

- بیش از هزاران بار به تماشای کارتون « پینوکیو »ی کمپانی « والت دیزنی » نشسته هست.

- بهترین اوقاتش را در مادرید ، میامی ، مکزیکوسیتی و بوینس آیرس گذرانده.

- شعار او این هست : « سعی کن هر روز را با شادی بگذرانی ! ».

- هرگاه متوجه غیبت او شدید سری به « همبرگر کینگ » یا « رستوران مک دونالد » محل خود بزنید.

- برادرش « خولیو جونیور » مدل و مانکنی بوده که حالا خواننده شده هست.

- خواهرش یک گوینده خبر تلویزیونی هست.

- اگر چه یک ترانه دو صدایی با « ویتنی هوستون » اجرا کرده اما هرگز با او ملاقاتی نداشته بود.

- انریکه برادر دیگری دارد که پدرش نتوانست او را سرپرستی کند اما خواننده « خاویر » این امکان را به او داد تا از نام خانوادگی « ایگلسیاس » هستفاده کند.

- از سوی مجله « پیپل » عنوان یکی از « 50 چهره زیبای جهان » را به دست آورد و باز در سال 98 از سوی همین مجله لقب « بهترین مرد زنده جهان » را دریافت کرد.

- شایعه بوده که « کریستینا آگوئیلرا » خاننده پاپ با او روابطی داشته ، این شایعه پس از جایزه مخصوص « اِم تی وی » برای « اونچه یک دختر می خواهد » که اون دو با هم به اجرایش پرداختند پخش شد.

- او اغلب در نمایش هایش سقوط می کند و زمین می خورد ! برای همین همیشه خود را یک آدم دست و پا چلفتی می خواند.

- از اینکه داخل گروه موسیقی لاتین باشد بیزار هست ، امت اغلب فراموش می نمايند که او متعلق به « کارائیب » نیست بلکه برای « مدیترانه » هست.

- بلد نیست چطور « سالسا » برقصد.

90- برای افرادی مانند « ریکی مارتین » و « مارک اونتونی » احترام ویژه و فراوانی قائل هست.

- اولین کسی بود که در خلال برنامه « جوایز موسیقی آمریکایی » مقابل تماشاگران به اجرای برنامه پرداخت.

- اولین آلبوم خود را به « الویرا » دایه خود تقدیم کرد ، این زن تنها کسی بود که از رویاهای خواننده شدن انریکه با خبر بود..

- بعضی دوستانش او را « کیکا » صدا می زنند که معنای « حسود » می دهد: Kika

- در مدرسه شاگرد خجالتی بود.

دختران مدرسه اصلاً نمی دانستند که او وجود دارد !

- یک جایزه « گرمی » دریافت کرد، به نام Golden Retriever

به خاطر مادرش ، رگه ای « فیلیپینی » نیز دارد.



آلبوم های انریکه :

اولین آلبوم اسپانیایی زبان وی در 25 سپتامبر 1995 منتشر شد.

- آلبوم دوم وی در 29 ژانویه 1997 منتشر شد.

- آلبوم سوم وی در 1 سپتامبر 1998 منتشر شد.

1995: Enrique Iglesias

1997: Vivir

1998: Cosas Del Amor

1999: Enrique

2001: Escape

2002: Quizas

2003: Seven



42:


43:

Julio iglesias (خوليو)



خوليا ايگلسياس در مادريد به دنيا آمد ( ساعت 2 بعداظهر روز 23 سپتامبر 1943 ) او بزرگترين فرزند از خانواده ي iglesias بود .
داراي يک برادر به نام carlas هست .

اولين مدرسه اي که در اون درس مطالعهرا شروع کرد sagrados carazones بود .
Julio يک ورزشکار فوق العاده و قابل توجه و درخشنده بود حتي تا جايي که در تيم رئال مادريد به عنوان دروازه بان هستفاده شد و روئايي که داشت اين بود که يک بازي فوتبال حرفه اي داشتند باشد .
اما در همين وقت بود که يک شب يعني در شب 22 سمپتامبر 1963 وقتي که در سن 20 سالگي برنامه داشت وقتي در حال رانندگي بود از شهر magadahonda به Madrid بود ساعت 2 نصف شب دچار يک سانحه رانندگي شد .

ديگر هيچ اميدي نداشت که بتواند دوباره راه برود وقتي سپس سانحه ي رانندگي به بيمارستان منتقل شد يک مرد جوان که از او نگهداري مي کرد براي دادن اميد به او يک گيتار هديه کرد Julio که هرگز تک نوازي گيتار را نياموخته بود .

خود توانست گيتار نواختن را ياد بگيرد .

اين يک راه خوب براي از يادبردن اتفاقاتي بود که برايش افتاده بود .

اين اتفاقات باعث شد Julio ياد بگيرد کارهاي سخت و اصلي زندگي روزمره ي خود را شروع کند .

با فرمودن شعر همراه با موزيک اون ها .

او سپس اين سانحه اميد خود را از دست نداد و دو سال تلاش کرد تا فقط بتواند انگشت شصت پايش را تکان دهد که با تلاش هاي مستمر او همين اتفاق هم افتاد و بعدها توانست خود را به صورت سينه خيز رايشان زمين بکشد و به خاطر اعتماد بنفس پيدا کردن پايين ديوارهاي خانه اش را آينه هايي نصب کرده بود تا بتواند حرکت خود را در آينه ها تماشا کند که در اين تلاش ها سرانجام منجر شد به نشستن ، ايستادن و حتي راه رفتن او .
سپس بهبود او براي بيشتر کردن سطح اطلاعات خود راجع به زبان انگليسي به دانشگاه رفت .

در اين موقع در فرودگاه (pub) در آخر هفته ها برنامه هايي با موزيک هاي ملي و امتي اجرا مي کرد .

Julio در 20 ژانايشانه سال 1971 با esabhe preysier ازدواج کرد .

ثمره ي ازدواج اون ها 3 بچه بود که آخرين بچه ي اون Enrique iglesus هست .

که در حال حاضر او يکي از بهترين خوانندگان اروپايي هست .


اولين جايزه اي که خوليا دريافت کرد به خاطر آهنگ Guinness world book of records بود که يک الماس بود .
اين آهنگ به چند زبان زنده ي دنيا اجرا شده هست : اسپانيايي – آلماني – انگليسي – ژاپني – ايتاليايي – فرانسايشان – پرتغالي .
او در سال 1685 بازيگري را با افتخار شروع کرد .

او با عنوان يک خواننده لاتين جايزه آلمان را در سال 1688 دريافت کرد .


اسم خوليا ايگلسياس به عنوان يکي از امتي ترين بازيگران دنيا به ثبت رسيده هست.

او بيش از دايشانست و پنجاه ميليون آلبوم در سراسر جهان به فروش رسانده هست .


پدر انریکه ، گیتاریست و دروازه بان بود

این روزها « انریکه ایگلسیاس » خواننده نامدار اسپانیایی که خواننده روز دنیاست، داستان زندگی جالبی دارد.

او عشق به خوانندگی را از پدر به ارث برده، همان طور که عشق به فوتبال را از او به ارث برده هست.

می دانید پدر او که بود؟ بله ! « خولیو ایگلسیاس » خواننده بزرگ و اسپانیولی پرونده جالبی دارد.

او پیش از اینکه به عنوان یک خواننده وارد دنیای حرفه ای موسیقی شود، یک ورزشکار حرفه ایی بود، اون هم در یک باشگاه بزرگ به نام « رئال مادرید ».

پس از انعکاس این خبر، عده ایی اعتقاد داشتند که این فقط یک خبر داغ و اتلافی از سوی خود رئال مادرید هست، اما وقتی که باشگاه رئال اون را تأئید کرد و عده ایی از بازیکنان بزرگ دهه 60 اسپانیا از خاطره های اون دوره فرمودند، همه چیز قطعی و واقعی فراخوان شد.

« خولیو » دروازه بان تیم « رئال مادرید » بود و در بیوگرافی او آمده هست که او عصرها پس از خروج از مدرسه به باشگاه رئال می رفت و در تیم زیر 16 سال رئال بازی می کرد.

او همبازیان بزرگی مثل ولاشکونر ، گروسو ، ده فیلیپه ، لوئیز کاست ، اسپیور و فرنانه را در کنارش داشت.

خولیو همان وقت در رشته حقوق درس می خواند و موفق بود، اما یک تصادف در سال 62-61 او را از زمین فوتبال دور کرد، به طوری که مجبور شد ماهها در خانه و رختخواب بماند، اما او امیدش را از دست نداد و در همان رختخواب، گیتار ، موسیقی و آواز را فرا گرفت.

وی با اینکه دیگر دنبال فوتبال به طور جدی نرفت، اما یکی از خوانندگان بزرگ در دنیا شد.

خولیو هنوز هم با باشگاه رئال مادرید ارتباط نزدیکی دارد و بازی های این تیم را دنبال می کند.

حال پسر وی « انریکه » از طرفداران پروپاقرص رئال هست؛ گرچه خودش هم در وادی موسیقی طرفداران زیادی دارد.





44:

بريتني اسپيرز ( Britney Spears )


Britney Jean Spears (born December 2, 1981) is an American pop singer, songwriter, dancer, actress, and author

چكيده: بريتني اسپيرز از جديدترين ستاره هائي هست که برنده جايزه بهترين زن خواننده پاپ ، بهترين هنرپيشه و بهترين آواز به خاطر آهنگ معروف Baby One More Time که در 6000000 نسخه به فروش رسيد ، شد .

همينطور او برنده جوايز موزيک اروپائي MTV ، در سال 1999 بود که درDublin انجام شد ؛ اسپيرز يک رابطه جدي و تازه را با گروه MTV، Mike Kasem شروع کرده بود اونها از نوامبر سال 98 با هم همکاري ميکردند اما برنامه اغراق آميز اونها پيشرفت کمي کرده بود

نام کامل: بریتني اسپيرز

نام اصلي (تولد) : بريتني جين اسپيرز
Britney Jean Spears

مليت : امريکائي

تاريخ تولد : يازدهم آذر 1360

زادگاه : لوئيزيانا ( کنتوود )


صورت فلکی : قوس – کماندار

قد : 163 سانتي متر

وزن : 54 کیلو گرم

رنگ چشم : قهوه ای

رنگ مو : قهوه ای روشن

سایز کفش : 38 (اروپایی ) 8 (امریکایی)

اعضای خانواده : پدر : جیمی

دوست پسر : جاستین تیمبرلک --- جیسون گدرت

همسر : كايشانن فدرلين

فرزند : شان پريستن

پدر : جيمي اسپيرز (پيمانکار ساختمان )

مادر : لين اسپيرز (معلم پايه دوم )

خواهر : جيمي لين

برادر : برايان

شغل : خواننده
، بازیگر

شهره شدن با آواز Baby One More Time که 6000000 نسخه به فروش رسيد .

تحصيلات : مدرسه هنرهاي اجرائي حرفه اي نيايشانورك ، مرکز رقص برادايشان ، باشگاه ميکي ماوس .
بازیگری حرفه ای در کالج هنری نیویورک

تنها بوسه : جاستین تیمبرلک




اولین بار نام بریتنی اسپیرز Britney Spears را در هفته نامه تماشاگران دیدم.

تیتر مطلب این بود "آلیس در سرزمین عجایب".

چرا او در سرزمین عجایب هست.

بریتنی اسپیرز محصول کمپانی .

روزی که آلبوم Baby One More Time منتشر هیچ کس فکر نمی کرد این آلبوم متوسط موسیقی پاپ تا این اندازه مورد توجه کمپانی ها و رسانه ها برنامه گیرد.

سن کم ، ته چهره مناسب و زیبایی رقص خصوصیاتی بود که می شد بوسیله اون توجه تینیجرهای آمریکا را جلب کرد.

به زودی بزرگترین کمپانی های آمریکا شروع به تبلیغ این خواننده جوان کردند و به راحتی و ظرف چند ماه بریتنی تبدیل به یک سوپر هستار شد.

بریتنی نوجوان که از اقبال خود خشنود بود یکی پس از دیگری قراردادهای تبلیغاتی امضا کرد که در راس کمپانی های سرمایه گذار پپسی برنامه داشت.

(در آخرین تیزر تبلیغاتی پپسی بریتنی اسپیرز به همراه Pink و Beyonce و Enrique آهنگ We Will Rock You گروه اعظم کوئین Queen را می خوانند) اما امت امریکا برخلاف اروپاییان سپس مدتی سوپراستارهای این چنینی را فراموش می نمايند و یا به دنبال محصولات جدید می روند و یا CD خوانندگان حقیقی را خریداری می نمايند.

تبلیغات خیره نماينده برای آلبوم Oops I Did It Again باعث نشد تا این آلبوم فروشی خیره نماينده داشته باشد و البته آلبوم Britney تیر خلاص بود به یک سوپر هستار سوخته.

در این سال ها تنها عاملی که سبب می شد بریتنی همچنان سر زبان ها باشد مسائل مربوط به رابطه او با جاستین Justin Timberlake
اما بر پايه خصلت امریکایی و البته اصول تجارت کمپانی های بزرگ حاضر نبودند ار بریتنی بگذرند ، اونها احساس می کردند بریتنی پتانسیل بیشتری نسبت به گروه ها و خواننده هایی دارد که تا به حال روی اونها سرمایه گذاری شده بود و پس از مدتی حذف شده بودند.(مثل Spice girl ).

به همین منظور به بریتنی موقعيت داده شده هست تا یک بار دیگر شانس خود را بیازماید.

این بار با آلبومی که سرمایه گذاری عظیمی روی اون شده هست و بزرگترین کمپانی های موسیقی و تبلیغاتی به همراه رسانه پشت سر آلبوم 2003 – 2004 بریتنی ایستاده اند و او را حمایت می نمايند.

این بار اونها از تمامی امکانات خود هستفاده می نمايند و هر روز دست روی مسائلی می گذارند که مخاطب بیشتری دارد تا آلبوم In The Zone بفروشد.


از ماه ها قبل از انتشار آلبوم تبلیغات شروع شد ، Yahoo و Rolling Stone و MTV هر روز خبری در مورد مراحل پیشروی در ضبط آلبوم منتشر می کردند.

MTV در مراسم برترین ویدئو های سال خود از او دعوت کرد در حالی که هیچ مناسبتی ندارد خواننده ای که هیچ کاری در این سال نکرده هست در همچین مراسمی بخواند.

و در این مراسم بود که افتضاحی به بار آمد که کم و بیش از جزئیات اون اطلاع دارید.

مدونا ملکه موسیقی پاپ !!! در هنگام مطالعهآهنگ Hollywood بریتنی و کریستینا آگوئیلرا را بوسید تا جنجال بزرگی آغاز شود
آلبوم جدید بریتنی منتشر شد.


Me Against The Music ویدئو بود که بریتنی انتظار داشت با توجه به ماهیت اون و جنجال پیش آمده در مراسم MTV فوق العاده خبر ساز شود ما با توجه بی نهایت بد بودن آهنگ و بی مفهوم بودن شعر هیچ توفیقی نصیب او نشد و تنها شبکه های اروپایی بارها و بارها این ویدئو را پخش کردند.
بله آلبوم In The Zone یکی از بی مفهوم ترین آلبوم های منتشر شده در سال های اخیر امریکاست.

شعرهای بچه گانه یا بهتر بگویم احمقانه به همراه آهنگ های تماما دیجیتالی که ذره ای ارزش هنری ندارند In The Zone را به بدترین آلبوم بریتنی بدل کرده هست.
I was shaking my *** in the streets this morning
Just walked in and it's early morning
Bump, bump till the break of dawn and
It don't stop till the early morning



در آلبوم های قبلی بریتنی آهنگ ها برای رقص ساخته می شدند و البته آهنگ های مناسبی برای رقص های مخصوص بودند و برای بریتنی که می خواست در رقصیدن جای مایکل جکسون را بگیرد تجربه های خوبی به حساب می آمدند.

اما در این آلبوم آهنگ ها حتی به درد رقص هم نمی خورند تا جایی که ویدئو آهنگ Me Against The Music به شیرین کاری های مدونا اختصاص یافته هست.

به همین دلیل هست که بریتنی در کنسرت میامی خود کمتر از آهنگ های این آلبوم هستفاده کرده هست.


البته با توجه به حجم تبلیغات رسانه ها و ارزان بودن ، آلبوم فروش نسبتا خوبی داشته هست ولی بر خلاف براوردها تنها یک هفته در صدرجدول بیلبورد ماند.
در مجموع می توانم این آلبوم را یکی از ضعیف ترین آلبوم های منتشر شده هست اما من هیچ گاه دیدگاهی یک طرفه به آلبوم ها نداشته ام.

هر آلبومی نقاط قوتی دارد و In The Zone هم از این قائده مستثنی نیست و این بخش کار فارغ از پیشینه تاریخی هست در بالا آمده هست.

چند سالی هست که موسیقیدانان غرب خصوصا پاپ کار علاقه خاصی به تم شرقی نشان می دهند و شاید این آلبوم بزرگترین تلاش برای ارائه یک آلبوم مدرن پاپ با تم تمام شرقی باشد.

این مساله هر چند که در این آلبوم ضعیف اجرا شده هست ولی تجربه خوبی برای بریتنی هست.

شاید عاملی که سبب به هم خوردن تم شرقی کار شده هست لحن صدای بریتنی باشد که به دلیل جذب مخاطب لحنی ---- برای آهنگ ها انتخاب کرده هست.


در مجموع آهنگ های Toxic و Everytime کارهای زیبای این آلبوم هستند که برای هر دوی اونها ویدئو ساخته شده و البته ویدئو Toxic قشنگ از آب درآمده هست.

مخاطبان این آلبوم در کشور ما تا به حال علاقه مندان به موسیقی دیجیتالی بوده اند.

اما به عقیده من بریتنی پایان غم انگیزی برای خود رقم زده هست.

این آلبوم اون چیزی نبود که بتواند او را از انزوا در بیاورد در حالی که ستاره های دیگری قد علم کرده اند.

بریتنی تا به حال جایزه گرمی نبرده هست و شاید بردن چنرین جایزه گرمی در سال 2004 موقعيت بازگشت را برای او فراهم کند



(21 مارس 2003 ) در 28 مارس 2003 بريتني اسپيرز قرارداد هستخدام را براي درخشيدن در سريال کمديWill & Grace امضاء کرد .

اما او مجبور بود تا سال آينده منتظر بماند ...


اولين اجراي تک خواني بريتني اسپيرز در سن چهار سالگي هنگامي که او آواز What Child Is This را براي جمعيت حاضر در کليسا خواند ، رخ داد.

مهارتهاي او در تئاتر در سن هشت سالگي اونقدر زيرکانه بود که از امتحان براي باشگاه ميکي موس Disney سر بلند بيرون آمد .

بريتني براي گذاشتن Show بسيار جوان بود با اين وجود به دليل قابليتهاي او در ين امر يکي از تهيه نمايندگان ايشان را به عنوان نماينده نوجوانان به اين رده وارد كرد .

اين يک موفقيت بزرگ براي بريتني جوان بود در اين ميان خانواده مهربان او نيز ياريگر او شدند تا بيش از پيش عرصه را براي درخشش اين ستاره کوچک فراهم سازند .

اونها از کنتوود لوئيزيانا به نيايشانورک نقل مکان کردند .

بريتني در کلاسهاي متمرکز رقص و مدرسه هنرهاي اجرائي حرفه اي ثبت نام کرد .

تلاش وعلاقه او باعث شد تا در سن 10 سالگي هنرپيشه جايگزين براي آموزش در يک مرکز توليد فيلم ازRuthless شود .

سال بعد او دوباره براي تستهاي MMC سر بلند بيرون آمد و اين بار هستخدام شد.

ايشان سالهاي 1993 تا 1994 را باShow گذاشتن گذراند سپس به دليل نزديک شدن به سن بلوغ به دبيرستان برگشت اين نوجوان بلند همت در سن 15 سالگي کاستي را عرضه کرد که قرارداد اون به يک پيشرفت رکوردي دست يافت .




بريتني پس از پشت سر گذاشتن سالهاي دبيرستان راهي سفر به سوئد و ايالتهاي کوچک امريکا و مراکز خريد شد .

در ژانايشانه 1999 بريتني اسپيرز با گروه NSync آشنا شد و در مدت کوتاه و پس از گذشت يک ماه با بيرون دادن آلبوم " عزيزم فقط يک بار ديگر " Baby one more time باعث تعجب و حيرت گروه NSync وتقريبا ً جامعه پاپ و راک شد و با هستقبال فراوان ايستگاه هاي راديوئي ، سينمائي و فروشگاه هاي پخش کاست روبرو گرديد اين آلبوم در 20 ميليون نسخه تکثير و به فروش رسيد و باعث اعطاي جوايز متعدد همچون : بيلبورد موسيقي اروپاييMTV ، وجايزه بزرگ موسيقي کانادا شد .

آهنگهاي اجرا شده در هر وقت بر گرفته از آلبومهاي : ( از اعماق دل خسته ام ، تو ديوانه ام مي كني و يا عزيزم فقط يک بار ديگر ، که از بهترين هاي جدول موسيقي به شمار مي آيد ، حضور فراوان در مجله Rolling Stone و مصاحبه هاي بسيار تلوزيوني ، تورها وسفرهاي فراوان وظاهر شدن در ميان امت گونا گون از وقت آماتوري تا تبديل شدن به يک جوان حرفه اي هنرمند و اون هم تنها در طول يک سال گوشه اي از فعاليتها او را نشان مي دهد

سپس اون به عنوان رقاص و خواننده وارد برنامه هاي تلوزيوني شد و برنامه شد در سه قسمت از برنامهDawson Creex نقش آفريني کند .

از ين جهت يک برنامه داد با تلوزيون اِمريكا امضاء کرد .

فيلمهاي MTV ، آليس در سرزمين عجايب از کارهاي اين هنرمند در 18 سالگي مي باشد .

در کنار اين شهرت سريع ، انتقادهاي بسياري روزانه از طريق اينترنت و ليست بدترين تيپ هاي آقاي " بلک ول " پخش مي شدند با اين وجود بريتني اسپيرز اونقدر طرفدار پروپا قرص داشت که جبران اون مخالفان را بکند.

يک آلبوم جديد با تنظيم خود اسپيرز به نام "خاطرات عزيز" نيز برنامه شد در 16 May سال 2000 انتشار يابد به علاوه يک سفر شامل بازديد از 48 شهر در سراسر جهان و قرادادهاي تجاري و سينمايي براي آينده ترتيب داده شده هست .

بريتني اسپيرز در آغاز تمام برنامه ها براي همه همکارانش در صحنه نمايش آرزايشان موفقيت مي نمايد ؛ اين دختر جوان و پر انرژي توانائي فراتر رفتن وجاودانه شدن را بر خلاف نظر منتقدانش دارا مي باشد ...
بريتني اسپيرز تا كنون 4 آلبوم به بازار موسيقی* ارائه كرده هست .

آلبوم پنجم او به نام Original Doll كه برنامه بود سال 2005 به بازار عرضه شود با وقفه اي روبه رو شد و تنها آهنگ Mona Lisa به بازار عرضه شده ، اما بريتنی* قول داده هست كه اين آلبوم را براي سال 2007 آماده كند ، پس منتظر كارهاي جالب ديگر بريتني باشيد.

بريتني مدت طولانی با jastin timberlake رابطه داشت اما بنا به دلايلی رابطه اونها بهم خورد و پس از اون با colin farrel ديده شد و بعدش جريان ازدواج يک روزه و طلاقش با جيسون .....

و در آخر هم که با يک رقاص نيمکت نشين به نام kevin federline ازدواج کرد !




بريتنی و کايشانن ۲۷ ساله در يک سفر هوايی به مقصد نيايشانورک ــ ايرلند در داخل هواپيما با هم آشنا شدند .

کايشانن يک رقاص نيمکت نشين ( درجه دو )* بود و در سفرهايی که به منظور اجرای کنسرت اجرا ميشد همچون ديگر رقاص ها بريتنی را همراهی ميکرد! ماجرا از جايی شروع شد که بريتنی تصميم گرفت از قسمت درجه يک هواپيما به بخش درجه دو که رقاص ها هم در اونجا حضور داشتند برود ( حالا دليلش معلوم نيست ! ) در اونجا بريتنی و کايشانن با هم ملاقات مينمايند و کم کم گرم صحبت ميشوند و سپس مدتی احساس مينمايند که از هم خوششون آمده و ناگهان يکهو بريتنی به کايشانن پيشنهاد ازدواج ميده و کايشانن هم که شکه شده بوده و در ضمن دوست نداشته يک دختر بهش پيشنهاد بده جواب منفی به بريتنی ميده ( اين رو تو يک مصاحبه خوندم !*) اما چند روز بعد خودش از بريتنی تقاضای ازدواج ميکنه !



بريتني اسپيرز در اين روزها شديداً سرگرم بچه كوچكش شان هست ..

او همينطور شش ماهه حامله هست و بايد در فكر تولد دومين فرزندش نيز باشه ..


در 2 دسامبر سال 1981 در Mccomb Mississippi" " دختری به نام بریتنی جین اسپیرز به دنیا آمد.بریتنی از همان آغاز دختری بسیار فعال بود و همیشه دوست داشت که در مرکز توجهات باشد او می خواند و می رقصید و جیغ میزد و در اتاق های خانه در کنت وود لوییزیانا می دوید و بازی می کرد.


خانواده ی اونها از Lynne مادر او که معلم مدرسه بود و پدرش Jamie و برادر بزرگترش برایان و خواهر کوچکترش جیمی لین تشکیل شده بود.صمیمی ترین دوست او دختر عمویی به نام لورا لین بود که از بچگی با هم بزرگ شدند.بریتنی حتی قبل از اینکه بتونه کلمه ی مادرو بگه می خواند.وقتی که 4 ساله بود آمادگی اینو داشت که هستعدادشو به دنیا نشون بده و مادرش که از این موضوع مطلع بود و سعی می کرد که در جهت شکوفایی هستعداد اون هر کاری انجام بده اونو به کلیسایی فرستاد تا در گروه کر کلیسا بخواند و بریت از همونجا با هستقبال امت روبه رو شد.خانواده ی او دیگر از دستش خسته شده بودند تا جایی که لین می فرمود : او همیشه بدون وقفه می خواند تا جایی که من عصبی میشدم و ازش می خواستم بس کنه و برایان هم می فرمود :او مرتب در خونه راه میرفت و آهنگ" "Like a prayer مدونا را می خوند .

در 5 سالگی آهنگ ""What child is this را برای جشن مهد کودکش اجرا کرد
سپس مدتی بریت به ژیمناستیک علاقه مند شد و مادرش هم مثل هر مادر دیگه ای که بهترین چبزا را برای فرزندشون می خوان اونو به کلاسی که 1 ساعت از خونه فاصله داشت می برد بریتنی اونقدر به این ورزش علاقه مند شده بود که اگه یک جلسه ی اونو از دست می داد گریه می کرد.اما سپس مدتی احساس کرد که اینم اون چیزی نیست که واقعا می خواد.در یک عصر وقتی لین مشغول مطالعه ی روزنامه بود آگهی میکی موس کلاب را دید که برای پخش برنامه از کانال دیسنی به دنبال کودکانی برای اجرا می گشت.لین بریتنی را به اون مسابقه برد و بریت از بین 1000 کودک شرکت نماينده به همراه 5 نفر دیگر به عنوان برگزیدگان برای انتخاب نهایی انتخاب شدند اما از اونجایی که بریت فقط 8 سالش بود انتخاب نشد.







یکی از مسئولان مسابقه که متوجه هستعداد اون شده بود اونو به یک وکیل که بعدها مدیر برنامه بریت شد در نیویورک به نام "Larry Rudolph" معرفی کرد.بریتنی می گوید : خانواده ی من هیچ وقت مانع من نشدند و از من نخواستند که کاری را که دوست ندارم اجرا کنم من همیشه اون کاری را انجام دادم که دوست داشتم.پس خانواده اش اونو با قطاری که نام شرکت اون Amtrak"" بود به نیویورک فرستادند و این سفر 2 روز برای بریت طول کشید بریتنی می فرمود اولین سفر من به نیویورک واقعا هیجان انگیز بود تجربه ی جمعیت و مغازه ها و رستورانها همه و همه عالی بود.بریتنی در نیویورک به آکادمی هنرهای نمایش رفت تا مطالعهو رقصیدنو یاد بگیره.وقتی که ده سالش بود (1991) در تئاتر معروف برادوی به نام Rutless"" در نقش یک دختر بچه شیطون با چهره ای با مزه بازی کرد.

سپس گذشتن 3 تابستون بریتنی به علت دلتنگی نزد خانواده اش بازگشنت و زندگی عادیشو دنبال کرد.توی سن 11 سالگی تصمیم گرفت تا دوباره در تست میکی موس کلاب شرکت کنه و خوشبختانه این بار پذیرفته شد و همراه جاستین تیمبر لیک و کریستینا آگیلرا و Jc به کار مورد علاقه اش یعنی اجرا پرداخت اما متاسفانه سپس دو سال (اکتبر1994 ) این برنامه کنسل شد و بریت برای گذراندن دوران عادی دبیرستان به لوییزیانا بازگشت و در 15 سالگی عضو یک تیم بسکتبال شد.اما بریت این وضع زندگی را نمی پسندید پس دوباره با وکیلش تماس گرفت و به نیویورک برگشت و عضو یک گروه دخترانه به نام Innonsense"" شد.لاری که متوجه هستعداد اون شده بود به او پیشنهاد کرد تا کارشو انفرادی ادامه بده و یک کاست از صدای بریتنی را با آهنگی که خود بریتنی اون را " "dinky می خواند به جیورکوردز فرستاد"Jeff Fenster" صدای بریتنی را شنید و گرچه خیلی نوار با کیفیتی نبود ولی از همون به هستعداد بریت پی برد بریتنی به منهتن رفت این بزرگترین شانسش بود و حالا مقابل 10 نفر از داوران جیورکوردز برنامه گرفته بود گرچه عصبی بود اما نفس عمیقی کشید و آهنگ "I have nothing" ویتنی هیوستون را خواندجیو رکوردز که پس از گروه هایی که تشکیل داده بود مثل انسینک و بک هستریت بویز و ..

به دنبال یک خواننده ی تک خوان دختر بود همون موقع فهمید که فرد مناسب را پیدا کرده.

اونها تصمیم گرفتند تا هر چه زودتر کار ضبط آلبوم بریتنی را در همون سال یعنی 1998 وقتی که بریت فقط 17 سالش بود شروع کندد "…baby one more time"و بریتنی به کمک "Max Martin" مشغول ضبط اون در طول بهار شد.ویدیوی "…baby one more time" در مدرسه ی Rydell High school"" فیلم برداری شد جایی که قبلا فیلم "Greace" هم اونجا ضبط شده بود.این ویدیو خیلی زود توی mtv که فقط آهنگهای برتر را نشون می داد انتخاب شد این آلبوم توی انگلستان و آمریکا بیشترین فروش را پیدا کرد و از همون آغاز توی صدر بودو بعدها بریتنی با فروش این آلبوم به همراه دیگر آلبوم ها Oops!..I Did it again , Britney ,In the zone ,Greatest Hits توانست عنوان ملکه ی موسیقی پاپ را از اون خود کند.بریتنی پس از ازدواج و جدایی عجولانه اش در ژانویه گذشته در سپتامبر با کوین فدرلاین یا فدرلین ازدواج کرد.





1-در اروپا آلبوم"…baby one more time" بریت جایزه ی پلاتینیوم را برای فروش بیش از 1 میلیون نسخه در هر کشور به دست آورد.2-بریتنی جوانترین فردی بود که بیش تر از یک میلیون نسخه از سینگلش توی اروپا به فروش رفته 3 -بریت اولین و البته جوانترین خواننده ی زن بود که در بیلبورد 200 تایی و هم چنین 100 اول شده بود و در سال 1999 بیشترین فروش را داشته بود.

4-"…baby one more time" آهنگ شماره 1 در آمریکا ، کانادا ، اروپا ونیوزلند و آهنگ شماره ی 2 در هلند و سوئد و نروژ و هسترالیا بود.5- "…baby one more time" که توسط مکس مارتین نوشته شده بود اول برنامه بود توسط TLC خوانده شود اما کمپانی تصمیم گرفته بود تا اونو گروه 5 یا بک هستریت بخونه اما در نهایت مکس مارتین اونو به بریت داد.6-زنی که در ویدیوی "…baby one more time" نقش معلم را بازی می کرد یکی از دوستان صمیمی خانوادگی اونان بوده.7-مادر بریتنی به جای اینکه بریتنی را به طرز معمولی که نوشته می شود یعنی Brittaney بنویسد اونو همون طور که تلفظ می شود یعنی Britney ثبت کرد و جین که اسم میانی بریت هست در حقیقت اسم مادر بزرگش بوده.8-قد بریت 162 متر هست.9-فیلم مورد علاقه ی دوران کودکیش جادوگر شهر از بوده و بازیگران مورد علاقه اش Joshua Jackson ، براد پیت ، بن افلک ، تام کروز و جولیا رابرتز، مگ رایان ، جنیفر اونیستون و ساندرا بولاک هست.10_ بریت تجربه ی بازیگری در فیلم Crossroad را هم داره.
جاستين" مي گايشاند "بريتني" فقط يک عشق کودکانه بود
Justin Timberlake مي گايشاند که رابطه سه ساله او با Britney Spears چيزي جز عشقي کودکانه نبود.
بنا به نقل روزنامه Daily Star، جاستين مي گايشاند: "بريتني برايم چيزي جز عشق کودکانه نبود.
" اين خواننده 23 ساله در ادامه صحبتش مي گايشاند: "از اونجا که من به دبيرستان نرفتم، رابطه ام با بريتني همانند اون عشقهاي دوران شانزده سالگي بود."
" خواننده پاپ امريکائي ، براي خريد هديه اي گرانبها پول هنفرمودي پرداخت کرده هست .


اين هديه کتابي با محتايشانات مذهبي هست و به کسي جر "" هديه نشده هست ، و مربوط هست به قرن ۱۲ ميلادي .


"Britney Spears" از ان وقت که مدونا کتاب"Zohar" را به او هديه کرده هميشه و همه جا اونرا باخود به همراه دارد، و اينطور به نظر مي آيد که از محتايشانات کتاب بسيار خوشنود و خوشحال هست .


هرد و خواننده از پيروان سرسخت دستورات حضرت موسي(ع) هستند .


"Britney Spears" مي گايشاند : کتاب "Zohar " شامل فلسفه و درسهائي براي زندگي بهتر هست ، و همينطور فرمودارهائي ار ستاره شناسي و علم اعداد نيز در ان وجود دارد .

تصايشانري که شما از زندگي ! ، در اين کتاب مي گيريد بسيار بزرگترو دلچسب تر از انجيل هست ، و اين براي من بسيار جالب هست ، چراکه تاقبل از اين چنين چيزي را نخوانده ام .


Britney Spears فرمود " يکبار دوستي بمن فرمود که مدونا تعليمات مذهبي خاصي را براي انتخاب روش زندگي فراگرفته هست .
ظاهرا خانم "Britney Spears" از کتاب بسيار لذت برده و فرموده هست که تمام کتاب را خوانده و قصد دارد تمام دستورات اونرا بکار ببندد


بريتني خواننده پر آوازه پاپ در دوم دسامبر سال ۱۹۸۱ در کنتاوود لايشانيزيانا متولد شد .مادرش لين نام داشت و معلم مدرسه بود و پدرش نيز جيمي نام داشت.

او در سن ۸ سالگي براي بازي در يک نمايش در کلوپ ميکي موس ( کانال ديسني) تستي را انجام داد .

تهيه نمايندگان نمايش فرمودند که او خيلي براي اين کار کوچک هست اما يکي از اونها چنان تحت تاثير برنامه گرفت که بريتني را به يک مدرسه معتبر در نيايشانورک معرفي کرد .

بريتني با همکاري خانواده اش در ( مانهاتان) زندگي کرد و براي چند تابستان متوالي در اون مدرسه هنري ـ اجراي نقش حرفه اي را آموخت و سر انجام در سال ۱۹۹۱ او در فيلم وحشتناک به نام ruthless به عنوان يک بچه شيطان(جن) ايفاي نقش کرد .

و سپس اون در سن ۱۱ سالگي او دوباره در تست کلوپ ميکي موس شرکت کرد و اين بار به موفقيت رسيد و توانست عضو اين کلوپ شود.


در سالهاي ۱۹۹۳ و۱۹۹۴ او به اورلاندايشان فيلوريدا رفت و در اونجا با بقيه هنرپيشگان {{ که شامل دو عضو آينده گروه nsync و همينطور کري راسل ستاره آينده wbs`felicity ميشد آشنا شد و با اونها در کلوپ mmc يک نمايش معمولي را اجرا کرد .و سپس اون به لوئيزياتا رفت و مدت دو سال در دبيرستان تحصيل کرد .

او قبل از اينکه به معروفيت برسد در سن ۱۵ سالگي به نيايشانورک سفر کرد تا براي خواننده شدن تست خوانندگي بدهد .و سپس موفقيت در تست به عمل آمده ـ برنامه دادي دوساله با jive records بست و اولين آلبوم خود را به نام baby one more time در اوايل سال ۱۹۹۸ به پايان رساند اما چون ايشان در کارش حساسيت عجيبي داشت اين آلبوم در سال ۱۹۹۹ به بازار عرضه شد .

تهيه نماينده اين آلبوم eric foster white نام داشت .

تهيه نماينده اي که ( ايشانتني هاستون) ـ ( مدونا) ـ (مايکل جکسون ) ـ (‌ ماريا کري) ـ ( مکس مارتين ) ـ و back street boys را به معروفيت رسانده!
موفقيت آلبوم baby one more time به قدري زياد بود که در همان هفته اول بريتني را مستقيما به بالاي جدول آلبوم هاي ديگر خوانندگان رساند و آلبوم اون بهترين آلبوم سال شناخته شد و تا ماه سپتامبر۶ ميليون کپی از اين آلبوم به فروش رسيد .
اولين بحث جنجالی که مدتها توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده بود در ماه مارس سال ۱۹۹۹ به وجود آمد ! ماجرا از جايی آغاز شد که مجله rolling stone يک عکس ---- ازبريتنی ۱۷ ساله بر روی جلد خود چاپ کرد و شایعه کرد که بريتنی سينه >> لوليتا اسکيو<< را به خود پيوند زده هست اما بريتنی با ارائه مدارک معتبر به اين شايعه پايان داد.


در فوريه سال ۲۰۰۰ بريتنی کانديد دريافت جايزه grammy شد اما سرانجام جايزه را عضو سابق کلوپ ميکی موس يعنی christina aguilera بدست آورد دومين آلبوم بريتنی به نام oops ! i did it again در ماه می سال ۲۰۰۰ به بازار عرضه شد و در همان هفته اول ۱.۳ ميليون کپی از اون به فروش رفت .

اين آلبوم به خاطر بهترين صداگذاری پاپ و نيز بهترين اجرای خوانندگی در قسمت زنان بريتنی را برنده دو جايزه grammy ساخت.

سومين آلبوم او در نوامبر ۲۰۰۱ به با زار عرضه شد که اون هم با موفقيت کم نظيری رو برو شد و بريتنی را به اوج معروفيت خود رساند .



يک بيوگرافی کلی و ساده از بريتنی :

پدرش جيمی نام دارد و ۴۶ سالشه و مادرش هم لين نام داره
يک خواهر ۹ ساله به نام لينه داره
يک برادر ۲۳ ساله به نام برايان داره که در حال حاضر دانشجو هستش .
گل مورد علاقه : رز سفيد
مدل ماشينش : xk8 جگوار
ورزشهای مورد علاقه : بسکتبال و شنا
خواننده های مورد علاقه : ايشانتنی هوستون ـ جانت جکسون ـ مدونا
بازيگر مرد مورد علاقه : بن افلک ـ تام کروز ـ برد پيت
بازيگر زن مورد علاقه : مگ رايان ـ کاترين زتا جونز
در اينجا بايد بگم که بريتنی برای مدتی نسبتا طولانی با jastin timberlake رابطه داشت اما بنا به دلايلی رابطه اونها بهم خورد و سپس اون به تازگی با colin farrel ديده شده .

اما خودش ادعا کرده که دوست دارد مرد ايده ال زندگی وی شخصی مثل بن افلک باشد.




45:


46:

نام کامل: جواون نوئل لوزکه Joanna Noëlle Levesque

تاريخ تولد: 20 دسامبر
محل تولد: فاکسبرو - ايالت ما سا چوست1990

مي گه : من بريتني شماره 2 نيستم.

اون يک رقاص بزرگ و من بلد نيستم برقصم .

من بيشتر از يک خواننده ام.


برام خيلي جالبه که امت در خيابان من رو مي شناسند و دخترا نزديکم مي آيند و مي گن :"دوست پسر من يک احمق واقعي بود و تو با آهنگات در اين زمينه کمکم کردي که بشناسمش".

من خوشحالم که مي تونم امت و با موزيک هايم کمک کنم.اين فرد کسي نيست جز "جواون نوئل لوزکه"
Joanna Noëlle Levesque معروف به " JOJO".



نام کامل: جواون نوئل لوزکه
تاريخ تولد: 20 دسامبر 1990
محل تولد: فاکسبرو - ايالت ما سا چوست



در اطراف بوستون در ايالت ماساچوست در آمريکا در اتاقي بزرگ شد که پر شده بود از آهنگ و موسيقي .مادرش يک تکخوان کليسا و همينطور گرداننده ي تئاتر موزيکال بود.JOJO از همون موقع تمابل خودش رو بهيادگيري آوازهاي روحاني و ملوديها را با نگاه کردن - گوش کردن و تمرين کردن از مادرش ياد مي گرفت.
JOJO ميگه : " من وقتي تنها دو سال داشتم - آهنگهاي بچگانه مي خواندم و تکرار مي کردم ".
مادر و پدرش وقتي که تنها 5 سال داشت از هم جدا شدند.
و JOJO هم بايد از يه جايي شروع مي کرد و شايد شروع JOJO هم به وقتي برگرده که يک آگهي در روزنامه ديد که که براي CBS-TV's Kids Say the Darndest Things On The Road In Boston آزمايش هنرپيشگيمي گرفتند.

بيل کسباي مجري نمايش از JOJO خواست تا يک قطعه ي کوچکي بخونه.

سپس اون يک تلفن از نمايش اپرا ايشاننفري خواستار دعوت JOJO و ظاهر شدن در يک نمايش شدند.و JOJO در موردش مي گه :

when it came to performing, I just had no fear و در همون موقع همه چيز شروع به اتفاق افتادن کرد.

زنگهايي از تهيه نمايندگان و ساوقت هاي انجام نماينده جشن به JOJO شروع شد و JOJO تمام اونها را قبول و انجام
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
مي داد.مطالعهبراي تيم بسکتبال بوستون و مطالعهبراي همايش ملي جمهوري ها از جمله اوناست.


اما مهمترينش مک دونالد 2001 بود که در تالار شهرداري نيايشانورک انجام شد جايي که پس از مطالعهآهنگش تمام تالار غرق در تشايشانق JOJO شدند.در سن 12 سالگي در سال 2003 در برنامه تلايشانزيوني " بيشترين هستعداد بچه هاي آمريکا" ظاهر شد و سپس اون به ايشاننسنت هربرت تهيه نماينده معروف و مالک Da Family Entertainment معرفي شد.

JOJO ضبط اولين آلبوم خودش رو در نيايشانورک - ميامي - لس اونجلس آغاز کرد و در نزديکي تهيه نمايندگان مشهوري همانند سولزهوک و کارلين ( ايشانتني هاستون و کريگ ديايشاند( و ايشاننسنت هربرت ( دستينيز چايلد و توني برکستون ) و مايک سيتي ( برندي ) و برايان مورگان ( SWV ( و The Underdog ( تيرز و رابان هستادارد( برنامه داشت.JOJO مي گه: کار کردن در اين هستوديو يک تجربه بزرگي براي من بود.

هر کسي ماننديک تپش باورنکردني بود.



[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
و گذشت تا اينکه اولين آلبوم JOJO به بازار اومد.

بر رايشان جلد آلبوم JOJO اسمش تنها به عنوان خواننده نبود بلکه بعضي از آهنگهاش رو هم خودش نوشته بود .در آلبومش 3 تا از آهنگهاش به نام هاي "Keep On Keepin' On" -

" Yes Or No" و " Sunshine " هست که خودش اونا رو نوشته و بهترينش رو "Keep On Keepin' On" مي دونهچون مي گه که همش رو از ته دلم نوشتم.

و ادامه مي ده که داستان اين آهنگش به گذشته خودش و مادرش بر مي گرده.

واقعا زندگيمون دشوار بود چون نسبت به امت شهر درآمد پاييني داشتيم.


JOJO مي گه من و مامانم در يک آپارتمان مخروبه يک خوابه و با درآمد ناچيزي زندگي مي کرديم.

و ميگه که آهنگ " ادامه بده يا همون Keep On" رو به خاطر اين نوشته که مي دونسته که تنها يک راه داشته و اونم گذروندن اون دوران سخت بوده.

دوست داره بيشتر لباسهاي حومه شهري بپوشه.
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


يک سگ به نام Sugar Pie داره.
طرفدار تيم بسکتبال بوستون سلتيک هست .
در سال 2005 امينم در آهنگ Ass Like That به JOJO اشاره کرده:
"I need a new boyfriend, hi my name is JoJo"
JOJO در سومين اپيزود سريال تلايشانزيوني " رايشاناهاي آمريکايي " در نقش " ليندا رونستادت " با آهنگ "That'll Be the Day"
3 تا از آهنگهاش در آمريکا بيرون داده نشد .

" Butterflies " و" I Need To Know" و " Black And Forth " .

شريک بودن در يک احترام گذاري براي از دست رفتگان در تسونامي آسيا در 2004 و طوفان کاترينا با نام : "حالا بياين با هم باشيم"
فست فود محلي مورد علاقش "Puffin's Gourmet Cafe" هست.
اون دوست هاي معروفي داره که همه با هم مثل يه فاميل هستند.


وزير دفاع دونالد رامسفلد - نائب رئيس جمهور ديک چيني و رئيس جمهور جورج بوش.


JOJO از طرف First Lady Laura Bush براي اجراي برنامه کريسمس در واشينگتن 2004 درخواست شد.
باند مورد علاقش " Queen " و " The Darkness " هست.
پدر و مادرش از هم طلاق گرفتند و الان JOJO با مادرش در نيوجرسي و پدرش در نيو همفشاير زندگي مي نمايه.
پيشنهاد شده براي Shark Tale و Zathura .
در TRL آهنگ Leave 666 نام برده شد .

چون در جدول در روز اول تا سوم در جايگاه ششم برنامه گرفت.

از تيمهاي مورد علاقش New York Lake هست.
JOJO عاشق زندگي شهري هست.
JOJO اولين تجربه KISS رو در سن 6 سالگي با دوست پسرش اونتوني داشت.
غذاي موردعلاقه اش Mc Dinalds هست.
JOJO هيچ خواهر و برادري نداره و تنها بهترين دوستش شالينا رو مثل خواهر خودش مي دونه.
JOJO عاشق J-Kwon هست و قصد داره يک آهنگ با اون ضبط کنه.
متن از [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] گرفته شده هست


47:


48:

جيپسي کينگز ( Gipsy Kings )

Gipsy Kings are a group from Arles and Montpellier in France.

Their parents fled from Spain during the Spanish Civil War.





گروه جیپسی کینک از بزرگترین گروه های موسیقی هستند که هر کوچک و بزرگی با شنیدن نام اونان به یاد گیتار می افتد .

اونها گروهی مرتبط با کولی های فرانسه هستند
و (یک مجموعه از چندین برادر) و همه گیتاریستند Reyes , Baliardo خانواده های
هست Reyes و اکثرا به خوبی آواز می خوانند .

رهبر خواننده ها معمولا یکی از افراد خانواده
نیکلاس ، اندرو و ...

و رهبر گیتاریستها هم با شرایط خاص انتخاب میشود که تونیو
و Nicolas Reyes , Canut Reyesاز خانواده بالیاردو میباشد .

اعضا گروه عبارتند از
Andre Reyes , Patchai Reyes , Paul Reyes , Tonino Baliardo , Paco and Diego Baliardo , and Chico Bouchikhi

گروه جیپسی کینگ به طور کلی نوازنده موسیقی نسبتا سنتی به سبک جیپسی فلامنکو هستند
به همین دلیل اونان پرکاشن ، باس ، کیبورد و تعداد دیگری از آلات موسیقی را برای تولید یک صدای بی نظیر که با چاشنی و حال وهوائی از موسیقی سراسر جهان بدست می آورند به ضبط کارهایشان می پردازند و سبک اونان همانند بیشتر آوازهایشان که رومبا بیس هست میباشد و اونان از گیتارهای مارک کوردبا هستفاده مینمايند Rumba Flamenco سبک
نامیده میشود نیز بسیار مشکل و دارای شگرد خاصی هست که Palm نحوه دست زدن که
گروه جیپسی کینگ بدون راهنما از عهده اون بر می آیند

گروه جیپسی کینگ آلبومهای بیشماری را روانه بازار جهان کرده هست که اغلب اونان از انتخاب آهنگهائی بصورت گلچین و با یک جلد منحصر به فرد روانه بازار میشود ، و یا آثاری از تکخوانی ها ، آهنگ های ترکیبی منتشر کرده اند که تعدادی از آثار اونان عبارتند از
Allegria , Lune de Fuego Gipsy Kings , Mosaique , Este Mundo , Live
Love & Liberte , Greatest Hits , Estrellas Love Songs and Compas

زبان و آواز گروه جیپسی کینگ به غیر از چند خط به زبان انگلیسی بقیه را به زبان مادری
که اکثر امت تصور مینمايند که اون فقط یک لهجه از زبا اسپانیائی هست ولیکن زبان Gitane یا
هست Catalon اونان ترکیبی از زبانهای اسپانیائی ، فرانسوی و
تمامی گروه جیپسی کینگ با نواختن گیتار بزرگ شده اند اما اونها نتوانسته اند گیتار شخصی نیکلاس و اندرو چپ دست هستند Reyes داشته باشند بنابراین برادران کوچکتر خانواده
در حالیکه برادران بزرگترشان راست دستند ، وقتی برادرهای کوچکتر گیتارها را برای خودشان ست میکردند مورد خشم برادران بزرگ برنامه میگرفتند که ناچار اونها آموختند که چطور گیتار اونان را برعکس بنوازند

در منطقه آرلس در شهر پرو ونس در جنوب فرانسه زندگی مینمايند و خانواده Reyes خانواده
بالیاردو در شهر مونت پولیه فرانسه سانمايند
بید متذکر شد که جیپسی کینگ از محبوب ترین گروه های موسیقی دنیا میباشد .

اونها در حدود 13 میلیون آلبوم را تنها در آمریکا به فروش رسانده اند و قابل ذکر هست که نخستین آلبوم اونها برنده جایزه طلایی یا پلاتین از 15 کشور جهان شد
جیپسی کینگ تعداد اندکی از اهنگها را در سبک مدرن تنظیم کرده اند که شامل
A Mi Manera (my way ) , Volare , I'v Got No Strings , Funiculi Funicula
تنظیم و باز خوانی کرده اند Hotel California به نام Eagles و آهنگ محبوب




ترجمه انحصاری سایت گیتارینه از مرتضی اسماعیل بیگی
_________________


شاه کولي ها

درباره گروه جيپسي كينگز Gipsy kings
داستان كولي*هاي جيپسی كينگ با لوس ريوز "los Reyes" بزرگ خاندان ريوز شروع مي*شود مردي هنرمند كه در كار تجارت اسب همكار بي نظيري براي پدر "jose Reyes" بود.

لوس يكي از هستادان چيره دست در نواختن گيتار به سبك فلامينگو "Rumba" و آوازخواني بشمار مي*رفت او به صورت دوره گردي در خيابان*ها و كوچه*ها محبوبيتي بدست آورده بود سبك و سياق زندگي جايشانز نشأت گرفته از كولي*هاي اسپانيايي بود با آيين*ها و ريشه*هاي سنتي خاص اون مناطق.

لوس علاوه بر همه اين خصوصيات خانواده بزرگي داشت .5 پسر(نيكلاس، اوندره، پاتياي، فرانكو و پال) و 6 دختر حاصل ازدواج او بود.

او خيلي دوست داشت تا پسرانش نيز حرفه آبا و اجدادي او را بياموزند به همين دليل به محض اينكه پسرها به اندازه كافي بزرگ شدند او شروع به آموزش اون*ها كرد پسران نيز خيلي زود علاقه مند شدند.

نيكلاس پسر لوس مي گايشاند:" يك افسانه كولي هست كه مي*گايشاند: وقتي وقت مرگ سردسته كولي*ها فرا مي*رسد او قبل از اين*كه بميرد زنان باردار قبيله را جمع مي كند و براي اون*ها آواز مي*خواند و وقتي كه اولين كودك بدنيا بيايد صاحب همان هستعداد خواهد شد.

دوران كودكي*مان سرشار از شفرمودي بود وقتي اون*ها رايشان صحنه مي*خواندند وقتي امتي را مي*ديديم كه تا نيمه*هاي شب دور اون*ها جمع مي شدند و فرياد مي*زدند .

هيجان زده مي*شديم.

ما مي*خواستيم مثل اون*ها باشيم، و خيلي سعي كرديم ، سيم*هاي زيادي پاره كرديم و دكمه*هاي كي برد زيادي را شكستيم تا آموختيم.

و حالا ما همان بچه*ها هستيم." و به اين ترتيب آروزي ديرينه لوس به حقيقت پيوست و او يك گروه خانوادگي تشكيل داد پس از جدايي "دي پلاتا" برادر لوس، اوندره خوانندگي گروه را بر عهده گرفت و نيكلاس به گيتارنوازي پرداخت اون*ها اسم گروه را ابتدا (jose Reyes&los Reyes) گذاشتند.اما بعدها به جيپسي كينگ"gipsy king" تغييردادند.

وی در این باره می*گوید:*" جيپسي كينگ در زبان اسپانيايي به معناي "سلطان كولي*ها" هست كه تركيبي از نام فاميلي و نام قبيله اي ما هست.

وقتي در آمريكا از ما و اصليتمان مي*پرسيدند مي*فرمودند: آه، شما همان جيپس كينگ هستيد ما در واقع خيلي تصادفي يك اسم انگليسي را يدك مي**كشيديم".





در خلال دهه 70 اونها به Arles روستاي كوچكي در شمال فرانسه نقل مكان كردند و به اتفاق پسرعموها گروهي راتشكيل دادند كه به سبك كولي*ها دائماً در حال كوچ بودند و در مناطق مختلف، خيابان*ها، كلوب*ها و سواحل دريا براي امت ثروتمندي كه براي گذران تعطيلات گرد آمده بودند به اجراي برنامه مي پرداختند.

" ما مجبور شديم تا به يك زندگي كولي وار رو بياوريم چرا كه هيچ اجتماعي ما را نمي پذيرفت، ما وقتي در يك خانه ساكن شديم كه توانستيم پول كافي بدست بياوريم البته بايد يادآور شوم كه براي اينكه فرزندانمان به مدرسه بروند بايد آدرس مشخصي داشته باشيم اما وقتي كه شما مرتب در حال كوچ هستيد نمي توانيد يك رابطه واقعي و اجتماعي با ديگران داشته باشيد." آوازه لوس و گروهش خيلي زود از خيابان*هاي پاريس فراتر رفت و كل فرانسه را در بر گرفت اون*ها خيلي زود توانستند ساختماني براي خود تدارك ببينند و حمايت تهيه كننده مستقلي به نام ژاكوب تارتا را براي انتشار آلبومشان جلب كردند.

به اين ترتيب سال 1983 اولين آلبوم گروه به نام "Allegria' منتشر شد انتشار اين آلبوم در شمال فرانسه با موفقيت روبرو شد اما در بعد جهاني نتوانست انتظاراتي را كه امت از گروه جيپسي كينگ داشتند برآورده كند و در واقع آلبوم اول با شكست تجاري بزرگي روبرو شد.

پس از اين شكست لوس دست به تغييراتي در ريتم و سازهاي مورد هستفاده در گروه زد ايشان همينطور توانست حمايت فرانسيس لالاني"Francis Lalane" را براي انتشار آلبوم دوم خود به دست آورد.

و به اين ترتيب آلبوم دوم را به نام "Luna de Fuego" را سال 1984 روانه بازار كرد كه متاسفانه علی*رغم همه تغييرات انجام گرفته اين آلبوم نيز وضع بهتري نسبت به آلبوم اولي نتوانست به دست آورد.

پس از انتشار دو آلبوم ناموفق گروه به اتفاق فرانسيس و انريكو ماسياس"Macias" شروع به اجراي برنامه ده روزه*اي در شهر پاريس كردند كه مورد هستقبال برنامه نگرفت.




اما نوار بدشانسي*هاي جايشان بالاخره در سال 1986 پاره شد وقتي كه مارتينز "claude martinez" تهيه كننده اهل فرانسه نمايش اون*ها در شهر Arles ديد واز اون*ها خواست كه در فستيوال فصلي كه همه ساله در شمال فرانسه انجام مي*شد شركت كنند لوس پذيرفت و همان سال به جشنواره پيوست.

پتانسيل بالاي تجاري و هستعداد نهفته*اي كه در گروه جيپسي كينگ بود باعث شد كه مارتينز نبض گروه را به دست بگيرد او پس از توافقش با لوس بر سر پذيرفتن مديريت مالي و هنري گروه دست به تغييرات عمده در گروه زد او شروع به مدرنيزه كردن گروه نمود و سبك گروه را با سبك*هاي جاز و راك تركيب كرد ايشان هم*چنين نام گروه را از "jose&los" به "gepsy king" عوض كرد.

" فلامينگو جوهره اصلي موسيقي اسپانيا هست مثل جاز در جامعه آمريكا، برآمده از آلام و آرزوهاي جامعه ماست.

اما فلامنگو رومبا كمي عاميانه تر و شايد محبوبتر از فلامينگو هست چرا كه مهيج و سرگرم كننده هست برخاسته از هوس*ها و دلخوشي*هاي زندگي ماست.

اما من معتقدم كه رشد و توسعه تكنولوژيهاي جديد در سيستم*هاي ضبط و پخش، صرف*نظر از همه تفاوت*هاي قومي و نژادي، موسيقي*هاي محلي را نيز تغيير خواهند داد." گروه با چهره جديدش به هستوديو بازگشت و سومين آلبوم به نام "Bamboleo" را ضبط نمود اما هيچ تهيه كننده*اي حاضر به پخش اون نشد.



"متاسفانه افراد كوتاه فكر در همه جا و از همه جا هستند ما مجبوريم موسيقي محلي*مان را با وسايل روز و مدرن درآميزيم اما ريتم و صداي ما هرگز تغيير نخواهد كرد و اگر روزي دوباره راه جاده*ها را در پيش بگيريم صداي ما همان خواهد بود.

هميشه چيزهايي هست كه توضيح دادنشان مشكل هست چيزهايي كه در خونتان، قلبتان و روحتان هست چيزهايي كه همه چيز شما هستند." بنابراين مارتينز تصميم گرفت كه اون را در سطح كوچك*تري در شمال فرانسه منتشر كند.

Bamboleo خيلي زود وارد كلوب*هاي شبانه شد و زبان به زبان بين امت گشت تا اين*كه سراسر پاريس را فراگرفت راديو فرانسه اقدام به پخش اين ترانه كرد و كم كم پرفروش*ترين آهنگ تابستان فرانسه شد.

سال 1987 هزاران نفر از طرفداران گروه در پاريس گرد هم آمده بودند تا شاهد هنرنمايي اون*ها باشند اين هنرنمايي با تخريب يك خانه به اوج رسيد سال 1988 گروه اولين حضور خود را در بازارهاي جهاني جشن گرفت .

"كاملاً غيرمنتظره بود اما هماني بود كه آرزو داشتيم باشد اولش از روبرو شدن با اون دنياي بيرون كمي نگران بوديم، از اين گذشته ما مي*ترسيديم اون*ها پاسپورت ما را بگيرند و اجازه بازگشت به خانه را به ما ندهند!! اما حالا اين زندگي ماست اسب*ها جاي خود را به ماشين*ها داده*اند و ما به جاهاي مختلفي سفر مي*كنيم و با مسائل اجتماعي، ادارات بيمه، ماليات و وكلا درگيريم حالا ديگر پليس*ها پشت سر ما نيستند بلكه روبرايشان ما هستند.

هر چند كه كنار خانواده هايمان نيستيم اما اون*ها هداياي ما هستند." در حالي*كه گروه در پشت صحنه درگيري*هاي مختلفي با تهيه كنندگان داشت اما همچنان سي دي*هاي اون*ها فروش بالايي به دست مي آورد و جايگاه اون*ها در جدول پرفروش*هاي كانادا و هستراليا تثبيت مي*شد در همين وقت*ها يكي از پسرعموها كه شايعات زيادي در مورد او وجود داشت مجبور به ترك گروه شد او به كمك برادرانش گروه ديگري را تاسيس كرد كه به سبك و سياق فولكوريك ادامه كار مي دادند البته بر سر اسم گروه جيپسي كينگ بين دو گروه درگيري*هاي مختلفي رايشان داد كه بالاخره سال 1995 با راي دادگاه به نفع لوس قائله تمام شد.





4 جولاي 1991 ، 30 هزار نفر از امت آمريكا در سنترال پارك شهر نيايشانورك گرد هم آمدند تا ترانه*هاي اون*ها را از نزديك بشنوند اون*ها مرتب فرياد مي*زدند و تقاضاي اجراي مجدد برنامه را داشتند.

همان سال گروه كنسرتي در اروپا انجام كرد و سپس به ژاپن و هستراليا رفت.

براي اجراي كنسرت اون*ها ابتدا به آمريكا و كانادا رفتند و با هستقبال امت مواجه شدند سپس سال 1995 به مسكو رفتند و در ميدان سرخ اين كشور به اجراي برنامه پرداختند سپس اين اجرا گروه به پاريس بازگشت و در حضور 10 هزار نفر از امت به هم آوايي به سبك فلامنگو پرداختند .

"بدبختيهاي زندگي ما باعث شد كه همه كنار هم جمع شايشانم تا بتوانيم از پس دردها و رنجهاي*مان برآييم.

زبان فرموداري و نوشتاري كه در مدارس يادمان مي دادند براي ما گيج كننده بود از اين رو ما به ادبيات شفاهي رايشان آورديم و امروز ترانه*هاي ما بيان كننده تاريخ و فرهنگ ماست.

جوامع بسته از دنياي مدرن دور مي مانند امروز هر كسي كه به سن 14 سالگي مي رسد يك تلفن همراه دارد يا مي تواند در اينترنت با هر كس ديگري فرمودگو كند چيزي كه ما در اون روزگار نداشتيم اما حالا كودكان من نيز مي توانند اين چنين باشند." پس از كنسرت مسكو سومين آلبوم گروه به نام "Estellas" منتشر شد كه در سطح جهاني با تحسين همه مواجه شد.

آلبوم*هاي بعدي "Tierra Gita na" و "Camps" يك سال بعد منتشر شدند.

با ادامه موفقيت*ها، اون*ها به مدت 10 سال در صدر جدول پرفروشترين*هاي جهان برنامه داشتند.

خانه بدوشان جيپسي كينگ پس از بازگشت به خانه سال 2004 آخرين آلبومشان به نام Roots را كه در يك خانه قديمي در فرانسه تهيه شده بود روانه بازار كردند.

اين آلبوم نشانه بازگشت اون*ها به ريشه*هاي اصيل خانوادگي و قومي بود.

نيكلاس در جواب تاثير خانواده در زندگيش مي*گايشاند:" ما مرتب در حال سفر بوديم اما هرگز دور از خانواده نبوديم مادرم مي خواست هر روز ما و خانواده*اش را ببيند و ما همه به او نياز داشتيم او بهترين آشپز دنيا بود.

و اما براي ميليون*ها طرفداري كه ترانه*هاي ما را گرفتند و گوش دادند مي*گايشانم: همه شما را دوست داريم."




49:


50:

Ebru Gündeş


ابرو گوندش

Ebru Gündeş (born 12 October 1974 in İstanbul) is a Turkish singer.



Ebru Gundes

ابرو گوندش ۱۲ اکتبر ۱۹۷۴ در هستانبول به دنيا آمد.ابرو به عنوان يک فروشنده در يک فروشگاه پوشش کار مي کرد.تو همون سالها چند تا از مشتريها که صداي ابرو رو شنيده بودن فهميدن که صداي ابرو قشنگه و اون رو به Neshe Demirket ( شرکت موزيک ) بردن, و خواستن صداي اون رو به عنوان يک صداي خوب و زيبا به همه فراخوان کنن.اون شرکت چون اون وقت هنوز تشکيل نشده بود براي اينکه صداي ابرو رو ضبطش کنن ابرو رو به دست آقاي Selchul Teki و يکي از مشتريها سپردن.وابرو هم با اين دو شخص معروف موزيک اون وقت همکاري کرد.

قبل از اينکه ابرو آلبومي بده بيرون و معروف بشه براي اينکه بتونه رو صحنه خوب کار کنه و به صحنه عادت کنه به نزد خانم امل سايين رفت و پيش اون کار کرد.خواننده زيبا در مت وقت کوتاهي براي اينکه آلبوم بده بيرون شروع به کار کرد
.


سال ۱۹۹۳ اولين آلبومش به نام Tanri Misafiri ( مسافر الهي ) در دنياي موزيک محشري به پا کرد.صاحبان شرکتي که ابرو اونجا بود با اين آلبوم ميليونها پول در آوردن که ابرو با اين آلبومش چند تا جايزه گرفت.

سال ۱۹۹۴ در کانال
Kral به عنوان بهترين خواننده زن تا سه سال جايزه رو گرفت.

ابرو بلافاصله سپس اولين آلبومش آلبوم دوم خودشو به نام Tatli Bela ( عشق شيرين ) رو شروع به ساختن کرد و بعد ازچند وقت که آماده شد اون رو پخش کرد.

خواننده جوان تو اين آلبوم آهنگهاي رومانتيک خواند
.

آلبوم سومش سال ۱۹۹۵ به اسم Ben Daha Büyümedim ( من هنوز بزرگ نشدم ) پخش شد.تايشان اين آلبوم آهنگهاي Firtinalar ( طوفان ها ) و Çok Mu Gardünüz ( آيا شادابي را براي من زياد دانستي ) عصيان ميکنه.

اين آلبوم سرآغاز دوستي ابرو با
Serdar Ortaç بود.

چهارمين آلبومش به اسم Kurtlar Sofrasi ( سفره گرگها ) در سال ۱۹۹۶ بيرون اومد .

در اين ميان پيشنهاد بازيگري به ابرو مي شد و اون تو سريالهايي که اسم آلبومش رو داشتن به عنوان نقش اول بازي ميکرد
.

سپس دو سال فاصله يعني در سال ۱۹۹۸ آلبوم Sen Allahin Bir Lütfüsün ( تو لطفي از جانب خداوند هستي ) به بازار موزيک اومد.آهنگ ۱۲ در اين آلبوم به طرز و روش خود ابرو بوده.

ابرو
Ebru Gündeş سال ۲۰۰۰ با يک آلبوم خيلي جديدي ظاهر شد به اسم Dön Ne Olür ( برگرد چي ميشه ).

تايشان هستوديو وقتي داشت ميخوند جلايشان فيلمبردارا خونريزي مغزي ميکنه و به زمين ميوفته .

سپس اينکه مدتي در بيمارستان بود يک مدت طولاني هستراحت کرد و مجبور شد از طرفدارانش دور بمونه.

طرفدارانش براي اينکه نسبت به ابرو ابراز علاقه کنن با خريدن آلبوم
Dön Ne Olür اون سال بالاترين رکورد خريد آلبوم در ترکيه رو رقم زدن.

تايشان اين آلبوم که کارگردان اون آقاي تاربک آقانسي که آهنگسازي از آهنگسازهاي جوان اون سال بود آهنگ Hata ( خطا ) که مال Sezen Aksu بود جاي گرفته بود.تايشان اين آلبوم يه سورپريز هم بود که آهنگ Deli Deli ( مجنون مجنون ) بود که آهنگ بچه ها بود.ابرو سپس يه هستراحت طولاني شنبه ۱۱ مارس ۲۰۰۰ در مرکز Bestençi کنسرتي اجرا کرد که پول اين کنسرت رو به بيمارستان بخشيد.

ابرو در سال ۲۰۰۱ با ارائه يکي از بهترين آلبوم هايش دنياي موزيک ترکيه رو متحول کرد.نام اين آلبوم Ahdim Olsün است که دو ترانه Sensizim ( بي تو هستم ) و Seni Seviyorum ( تو را دوست ميدارم ) اونرا از ديگر آلبومهايش متمايز ساخته هست.

اين خواننده موفق در سال ۲۰۰۳ نيز يک آلبوم به نام Şahane ( شاهانه ) به عرصه موزيک تقديم کرده هست.



ابرو در سال ۲۰۰۴ آخرين آلبومشو تا به الاون با نام Bize De Bu Yakişir ارائه کرده هست.

51:


52:

Kylie Minogue

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]


اصلیت:استرالیایی
شروع فعالیت:1987
سبک:Pop,dance

Kylie Ann Minogue متولد 28 می 1968 ,خواننده , ترانه سرای و بازیگری (غیر حرفی ای) هسترالیایی هست.
او فعالیت های هنری خود را قبل از انکه به عنوان یک خواننده پاپ مطرح شود , در اواخر دهه 1980 در دو سریال تلویزیونی در هسترالیا اغاز کرد.
بعد ها او با یک ترانه سرای بریتانیایی و تولید نماينده"stock aitken & waterman" قراردادی منعقد کرد,او رکورد های طولانی و زیادی در زمینه خوانندگی در سراسر جهان از خود به جای گذاشت,اما محبوبیت او در اوایل دهه 1990 کاهش یافت که باعث شد از ان کمپانی جدا شود.او برای سالها خود را به عنوان خواننده و ترانه سرایی مستقل به همه نشان داد, این طور سعی می کرد از ان شکلی که در سال های اول فعالیت می کرد دور باشد.کارهای او به شکلی گسترده مورد تبلیغ و انتشار برنامه می گرفتند اما البوم هایش در جلب شنونده و طرفدار شکست می خوردند و نتیجه کارهایش در سطح پایینی برنامه داشتند.
سال 2000, Kylie مجددا محبوبیت خود را به عنوان یک خواننده پاپ و dance به دست اورد و به خاطر ویدئوهای محرکی که می ساخت و صحنه های(stage) گران قیمتی که در انها کار میکرد برای همه شناخته شده بود.
او یکی از بیشترین و طولانی ترین دوره های موفقیت را به عنوان خواننده در موزیک پاپ معاصر به دست اورده هست,در اروپا و هسترالیا او شناخته شده ترین هنرمند برای هم نسلانش هست.
در هسترالیا,سپس انکه مورد هجوم منتقدان برنامه گرفت,موفقیت هایش را به همگان نشان داد,او رکورد فروش بلیط برای کنسرت یک خواننده زن را در دست دارد و 9 اهنگ او در رتبه اول "بهترین اهنگ های هسترالیا" برنامه گرفته هست.

کودکی و اغاز فعالیت

Kylie Minogue در ملبورن هسترالیا متولد شد,از یک پدر هسترالیایی(Ron Minogue) و یک مادر ولزی (Carol Minogue) که در دوران کودکی از ولز به هسترالیا مهاجرت کرده بوده هست.Kylie بزرگ ترین فرزند خانواده هست(3 فرزند),خواهر او "Dannii Minogue" (نام کامل Danielle Jane Minogue) نیز یک خواننده پاپ هست و برادر او(Brendan) یک فیلم بردار در هسترالیا هست.خواهران Minogue فعالیت هنری خود را از سن 11 سالگی و در تلویزیون هسترالیا اغاز کردند,Kylie در چند سریال تلویزیونی ظاهر شد و زیاد مورد توجه برنامه نگرفت,اما Dannii به عنوان مجری دائمی یک برنامه موزیک هفتگی به نام "Young talent time" به موفقیت رسید,برنامه ای که Kylie اولین اهنگ خود را در سال 1983 در ان اجرا کرد,Kylie همواره توسط خواهر کوچکتر خود تحت الشعاع برنامه می گرفت تا اینکه بالاخره در سال 1986 با حضور در سریال تلویزیونی "Neighbours" موفقیت بزرگی به دست اورد.او در این سریال نقش دختری را بازی می کرد که عاشق یک پسر شده بود(نقش پسر را دوست پسر واقعی او در سن 10 سالگی به عهده داشت).محبوبیت او در هسترالیا وقتی ثابت شد که 4 جایزه "Logie Awards" را بدست اورد که شامل "Gold Logie" به خاطر "محبوب ترین بازیگر سریال تلویزیونی" بود.سریال "Neighbours" در سال 1987 در انگلیس نیز به نمایش در امد و در نظر سنجی ها بالاترین محبوبیت را نزد امت بدست اورد.

دوران خوانندگی و ضبط البوم


"I Should Be So lucky" (در سال 1988) یکی از اولین ویدئوهای بود که Kylie را به عنوان یک دختر جوان خواننده مطرح کرد.

در حالیکه دیگر بازیگران سریال "Neighbours" به انجام کار های خیریه مشغول بودند,"Kylie سال 1987 قراردادی با "Mushroom Records" منعقد کرد و تک اهنگی به نام "Locomotion" خواند که 7 هفته در صدر جدول اهنگ های هسترالیا بود و پرفروش ترین تک اهنگ سال شد.موفقیت این اهنگ بود که باعث شد Kylie به لندن برود و کار خود را با "Stock.Aitken & Waterman" اغاز کند,در حالیکه انها شناخت کمی از او داشتند.
Kylie بدون توجه به این که تازه از راه رسیده هست,"I Should Be lucky" را در وقتی که بیرون هستودیو منتظر بود نوشت!!
البوم اول او به نام "Kylie" مجموعه ای از اهنگ های رقص(Dance) هست,که رتبه اول را در جدول البوم های بریتانیا بدست اورد و پرفروش ترین البوم سال شد,این البوم بیش از 7 میلیون کپی در سراسر جهان فروش کرد,با بیشترین فروش در اروپا و اسیا,البوم 6 اهنگ داشت که "I should be lucky" طولانی ترین اهنگ بود.امریکا تنها بازاری بود که این البوم در ان فروش زیادی نداشت, اگر چه ورژن دیگر البوم به نام "The Loco-Motion"(که در انگلیس مجددا ضبط شد) رتبه سوم را در "Billboard magazine singles chart" امریکا بدست اورد.در اواخر سال 1988,Kylie به طور کامل "Neighbours" را ترک کرد تا فقط روی فعالیت های موسیقی خود تمرکز کند.


یک کار دو نفره با "Jason Donovan" به نام "Especially For You" در اوایل سال 1989 اهنگ بزرگی در بریتانیا شد,منتقدی به نام "Kevin Killian" اهنگ را بسیار با عظمت خواند و کار دونفره "Diana Ross" و "Lionel Richie"
در برابر ان هیچ خواند,منتقد دیگری در تمجید از Kylie او را "The Singing Budgie"(طوطی اواز خوان) نامید.
نظر "CHris True" در "all music guide" درمورد البوم" Kylie" این هست که جذابیت(زیبایی)Kylie از موزیک او موثر تر هست:"زیبایی و جذابیت او, اهنگ های بی مزه البوم را تحمل پذیر تر می کند."
البوم بعدی او "Enjoy Yourself" که در سال 1989 روانه بازار شد,موفقیت بزرگی در انگلستان,اروپا و هسترالیا کسب کرد و اهنگ های زیبایی داشت اما در امریکا شکست خورد و شرکت "Geffen Records" امریکایی کار خود را با Kylie قطع کرد.Kylie عازم اولین تور خارجی خود شد و در انگلستان,بلژیک,فرانسه و هسترالیا کنسرت هایی اجرا کرد.
Kylie برای کمپانی "aitken and waterman" به یک سرمایه تبدیل شده بود,به همین خاطر وقتی اظهار نظر هایی شد مبنی بر اینکه البوم دوم او ضعیف بوده و فقط تقلیدی از البوم اول بوده هست,تصمیم گرفت سبکی همگانی تر و عامه پسند را برای کارهای بعدی انتخاب کند.


Kylie در سال 1990,برای اولین بار تصوری که از او در ذهن امت وجود داشت را با ویدئوی"better the devil you know" عوض کرد.

البوم "Rhythm Of Love" در سال 1990 کاری در سطح بالاتر و با سبکی جالب تر از dance بود.اولین نشانه های مخالفت او با تیم تولید نمايندگانش و نشان دادن او به عنوان یک "دختربچه" اشکار شد.او تصمیم گرفت تا شنوندگانی با سن بالا تر برای خود ایجاد کند,Kylie در ویدئوهایش کار را بدست گرفت و با "better the devil you know" شروع کرد,انجا بود که خود را به عنوان یک دختر جوان ---- و اگاه نشان داد.رابطه او با"Michael Hutchence" خواننده گروه "INXS" ,تلاش او را برای نشان دادن خود به عنوان یک خواننده بزرگسال به نتیجه رساند,تا جایی که "Hutchence" سرگرمی مورد علاقه خود را "فاسد کردن Kylie"!!بیان کرد,همچنین "INXS" اهنگی به نام "خودکشی بلوند" در وصف Kylie خواند.
اهنگ های البوم "Rhythm Of Love" در اروپا و هسترالیا فروش خوبی داشت و در کلوپ های شبانه بریتانیا-جایی که Kylie (همانطور که هدف او بود)از سوی شنوندگانی با سن بالاتر مورد توجه برنامه گرفت-محبوبیت زیادی داشت.وقتی اهنگ "shocked" در سال 1991 در top 10 بریتانیا برنامه گرفت,Kylie اولین خواننده ای شد که 13 اهنگ از او در top 10برنامه گرفته هست.در می 1990 Kylie اهنگ "Help"از "The Beatles" را پیش روی 25,000 نفر جمعیت و "John Lennon" در کنسرتی در لیورپول اجرا کرد.
قرارداد Kylie تنها برای 3 البوم بود ولی ترغیب شد که چهارمی را هم به نام "Let`s get to it" در سال 1991 بخواند.
این البوم با تغییرات مختلفی در قطعات رومانتیک و ترانه هایی slow طوری طراحی شده بود که جذابیت kylie را گسترش دهد اما با وجود تجدید نظرهایی که روی ان شده بود نتوانست در top10 بریتانیا برنامه گیرد,کنسرت او در اواخر 1991 در بریتانیا فروش خوبی داشت,اما در هسترالیا محبوبیت او نسبت به سالهای گذشته کم شده بود.



Kylie تصمیم گرفت قرارداد خود را تجدید نکند,او بارها در اظهار نظرهایی از کمپانی خود شکایت کرده و فرموده بود که انها از بسیاری از کارهای او ممانعت می نمايند,"Aitken And Waterman "نیز اظهانظرهایی جنجال برانگیز علیه Kylie انجام داد,Kylie تصمیم گرفت جدا شود,او با ضبط 3 اهنگ جدید برای تولید یک البوم "Greatest Hits" موافقت کرد و انتشار البوم با جدایی او از کمپانی در سال 1992 هم وقت شد,البوم در بریتانیا اول شد,اگرچه اهنگ های جدید بسیار کوتاه بودند.

قرارداد بعدی Kylie با "Deconstruction Records" در همه رسانه ها به عنوان دوره جدیدی از کارهای Kylie جلب توجه کرد.البوم "Kylie Mingue" در سال 1994 با اظهار نظرهای متفاوتی روبرو شد,همکاری با هنرمندانی نظیر "pet shop boys"و "M People" منتقدان را( که قصد کوبیدن Kylie را داشتند) نا امید کرد,البوم با فروش 2 میلیون کپی در جهان با موفقیت روبرو شد و اهنگ "confide in me" پنج هفته در رتبه اول اهنگ های هسترالیا برنامه داشت.وقی اهنگ های "put yourself in my place" و "where is the feeling" نتوانستند در top 10 بریتانیا و هسترالیا برنامه گیرند,بعضی مفسران پایان دوره هنری Kylie را پیش بینی کردند,Kylie از اوضاع بوجود امده ناراحت بود و بعدها ان را اینطور توصیف کرد:"پلی موزیکال بر فراز رود مشکلات"ولی من می بایست تحمل می کردم تا بتوانم البوم "Impossible princess" را بسازم.
هنرمندی هسترالیایی به نام "Nick Cave" از وقتی که اهنگ"Better the Devil You Know" را شنیده بود به کار کردن با kylie علاقه مند شده بود,در مورد ان فرموده:"یکی از ماهرانه ترین اهنگهای پاپ و اندوهگینانه ترین ترانه ها"هنچنین فرموده:"وقتی kylie این ترانه را می خواند یک نوع معصومیت در صدایش موج می زند."
اهنگ "Where the wild roses grow"(سال 1995) ترانه ای بود که داستان یک قتل را هم از زبان قاتل(Nick Cave) و هم از زبان قربانی(Kylie) تعریف می کرد,موفقیت این اهنگ ثابت کرد که Kylie می تواند در سبک دیگری غیر از سبک اصلی خود(dance) نیز پذیرفته شود.این اهنگ به شکلی گسترده توجه همگان را اروپا جلب کرد,جاییکه در چندین کشور در top10 برنامه گرفت,در هسترالیا نیز مورد تحسین برنامه گرفت و برنده "ARIA Awards" به عنوان "بهترین اهنگ سال" و "بهترین اهنگ پاپ" شد,Kylie این اهنگ را به همراه Cave در فستیوال تابستانی راک هسترالیا پیش روی جمعیتی از طرفداران موزیک الترناتیو اجرا کرد و مورد تحسین همگان برنامه گرفت,همچنین در چند کنسرت کوچک دیگر در اروپا در فستیوال "T in The Park" این اهنگ را به همراه Cave اجرا کرد که تجربه های بیشتری از اجرای برنامه پیش روی کسانی که الزاما طرفدار او نبودند را کسب کرد.
Kylie "به پیشنهاد Cave "شعر "I should be so lucky" را در یک انجمن شعر در لندن خواند و بعد ها از Cave به عنوان کسی که به او اعتماد به نفس می داد تا انچه را که میخواهد, عرضه کند, یاد کرد:" او به من یاد داد هیچ گاه از انچه که هستم زیادی منحرف نشوم,اما پیشرفت کنم ,چیزهای جدید و مختلف را تجربه کنم و هرگز دید خود را از درونم از دست ندهم.
سال 1997 Kylie با یک عکاس فرانسوی به نام"Stephane Sednaoui" ارتباط پیدا کرد,او شروع به عکاسی از Kylie کرد تا فریبندگی و زیبایی مسحور نماينده او را هر چه بیشتر به نمایش بگذارد.همچنین با هدف جذب شنوندگانی در سطح بالاتر ,او در کارهای خود از هنرمندانی نظیر "Shirley Manson","Garbage Bjork","Trickey" و "U2"و...الهام گرفت.
در البوم "Impossible Princess" (سال 1997) با موزیسین هایی مانند "Manic Streat Preachers" همکاری کرد و بیشتر شعرها نیز از خود Kylie بود."Billboard Magazine"از البوم به عنوان "حیرت اور"نام برد و ان را موقعيتی بزرگ برای کمپانی های امریکایی دانست,همچنین این البوم را با البوم "Ray Of Light" مدونا مقایسه کرد.در بریتانیا "Music Week" براوردی منفی از البوم داشت و ان را موفقیتی در لبه تیز پرتگاه دانست نه یک موفقیت قدرتمندانه.
این البوم کمترین فروش دوران فعالیتش در بریتانیا را داشت ولی در هسترالیا پرفروش ترین البوم از وقت شروع کارش شد,همچنین کنسرت موفقیت امیزی در هسترالیا داشت.

سال 1999 در کنسرت دیگری در هسترالیا اهنگ "Diamonds are a girl`s best friend" از "Marilyn Manson" را اجرا کرد.
Kylie به فعالیت خود با "Deconstruction Records" پایان داد و سپس اجرای یک کار دونفره با "Pet shop boys" که در البوم "Nightlife" انها برنامه داشت, در اوریل 1999,قرارداد جدیدی با "Parlophone"امضا کرد.البوم جدید او "Light Years"(سال 2000) به شدت تحت تاثیر موزیک دهه 1970 برنامه داشت و شامل چندین ترانه از "Robbie Williams"و "Guy Chambers"بود که اشعارشان با شوخی هایی همراه بود."New musical express" نوشت:"توانایی Kylie برای سرمایه گذاری مجدد ,متحیر نماينده هست."البوم به سرعت محبوبیت پیدا کرد و در اروپا,اسیا و هسترالیا با موفقیت همراه بود(بافروشی بیش از 2 میلیون کپی در سراسر جهان).اهنگ "Spinning Around" اولین اهنگ او بود که سپس 10 سال در بریتانیا اول شد.اهنگ بعدی یعنی "Kids" همراه با "Robbie Williams" نیز با فروش چشم گیری روبرو شد.
Kylie به عنوان دومین هنرمندی که توانسته 3 بار اهنگ اول بریتانیا را داشته باشد به مدونا ملحق شد.
Kylie در "المپیک 2000 سیدنی" برنامه اجرا کرد و بعد تور جدیدی در بریتانیا و هسترالیا را اغاز کرد که 200,000 بلیط فروخت و رکوردی در هسترالیا به جا گذاشت,برنامه که داشت 6 کنسرت در ملبورن بود که بنا به تقاضای امت به 22!!!کنسرت در این شهر رسید.او برنده "Mo Award"در هسترالیا شد.
سال 2001 البوم Fever را بیرون داد که اهنگ اول همه دیسکو ها شد,اهنگ اول این البوم "Can`t get you out of my head"بزرگترین موفقیت او در تمام دوران کاریش بود,با کسب رتبه اول در بیش از 40 کشور و فروشی بیش از 6 میلیون کپی در سراسر جهان.البوم در همه جهان به یک اندازه موفق بود.سپس پخش اهنگ از رادیوهای امریکا,"Capital Records" ان را در سال 2002 روانه بازار امریکا کرد.البوم مورد تمجید و حمایت مجلات و منتقدان بسیاری برنامه گرفت و در Billboad در رتبه سوم برنامه گرفت و اهنگ "Can`t get you out of my head"در رتبه هفتم جای گرفت.همچنین اهنگ های "In your eyes" , "Love at first sight"و"Come into my world" با موفقیت همراه بود.
سال 2003 برنده Grammy Award شد,به خاطر "بهترین اهنگ Dance" (اهنگ Love at first sight),سال بعد نیز این جایزه را به خاطر اهنگ "Come into my world" بدست اورد.


اجرای زنده Money can`t buy در سال 2003,برای افزایش فروش البوم "Body Language"

البوم بعدی او "Body Language" در سال 2003 تولید شد و به دنبال ان یک کنسرت در لندن انجام شد,با اینکه Kylie با سبک اولیه خود تا حدودی فاصله گرفته بود ولی کنسرت موفقیت امیز بود.مجلات موسیقی از قبیل Billboard Magazine همچنان به تحسین kylie می پرداختند و از او به عنوان یک پدیده نام می بردند.اهنگ اول این البوم "Slow" در امریکا موفق بود و در نوامبر 2004 یک Grammy به خاطر "بهترین اهنگ Dance" دریافت کرد.
Kylie دومین البوم "Greatest Hits" رسمی خود را با نام "Ultimate Kylie" در 22 نوامبر 2004 به بازار فرستاد,به همراه یک DVD از ویدئوهایش به همان نام.این البوم شامل اهنگ جدید او "I Believe in you" بود که با همکاری "Jake shears" نوشته شده بود.دو اهنگ از این البوم به top10 بریتانیا راه یافت و Kylie با 29 اهنگ در top10 دومین زن موفق در موزیک بریتانیا سپس مدونا شد,اهنگ "I believe in you" نیز برای چهارمین بار نامزد Grammy شد.

فیلم های Kylie
سال 1989, Kylie در فیلم "The Delinguents" ظاهر شد که داستان دختری جوانی بود که در اواخر دهه 1950 در هسترالیا زندگی می کرد.این فیلم موفقیت تبلیغاتی خوبی کسب کرد.فیلم بعد او "Street Fighter" در سال 1994 بود.
"The Washington Posts" به کارگردانی "Richard Harrington" فیلم دیگر او بود که باعث شد لقب بدترین بازیگر زن سال را بگیرد.فیلم های بعدی او "Bio-Dome" و"Sample people and cut" مخاطبان زیادی جلب نکرد.کارگردان هسترالیایی "Baz Luhrmann" در فیلم "Moulin Rouge" در سال 2001 از Kylie هستفاده کرد .سال 2002 Kylie در یک فیلم کارتونی به نام "The Magic Roundabout" نقش(صدای) یک دختر جوان را داشت که سال 2005 بیرون امد.

بیماری Kylie (سرطان سینه)


روزنامه ای که خبر سرطان Kylie را در 17 می 2005 فراخوان نمود.

در 17 می 2005 فراخوان شد که "سرطان سینه" در مراحل اولیه اش در Kylie تشخیص داده شده هست و درمان او در ملبورن اغاز شده هست.تور خارجی "Greatest Hits" او عقب افتاد,همچنین از شرکت در فستیوال "Glastonbury"کناره گیری کرد.خبر تشخیص بیماری سرطان در Kylie به سرعت در رسانه ها پخش شد,به خصوص در هسترالیا که نخست وزیر این کشور "John Howard" یک بیانیه به عنوان حمایت از Kylie منتشر کرد.هم وقت با تجمع طرفداران و رسانه ها در محل اقامت Kylie در ملبورن,دولت هسترالیا به رسانه های جهانی هشدار داد که با هر شکل از "عدم رعایت حقوق خانواده Minogue" تحت قوانین هسترالیا به شدت برخورد خواهد شد.این اظهار نظر تهدید امیز, انتقادهای فراوانی از سوی رسانه ها به دنبال داشت,به خصوص که منظور اصلی ان به "Paparazzi"(پاپاراتزی ها) بر میگشت.
Kylie در 21 می 2005 تحت عمل جراحی برنامه گرفت.دوستان Kylie از جمله "Olivia Newton-John"که خودش جراح سرطان سینه هست از رسانه ها خواست که به Kylie احترام بگذارند.سپس انکه فراخوان شد عمل جراحی موفقیت امیز بوده و شدت بیماری کاهش یافته هست ,شیمی درمانی اغاز شد.
Kylie یک بیانیه منتشر کرد و در ان از طرفداران خود به خاطر حمایتشان تشکر کرد و از انها خواست نگران نباشند.
8 جولای 2005,Kylie اولین ملاقات عمومی خود را سپس عمل جراحی با امت انجام داد,او سپس اینکه از یک بیمارستان سرطان برای کودکان بازدید کرد به فرانسه بازگشت تا شیمی درمانی خود را در بیمارستانی در نزدیکی پاریس تکمیل کند.
در نوامبر 2005 مدیر برنامه های Kylie فراخوان نمود که تور "Greatest Hits" او به نام "Show Girl" در اواخر 2006 ادامه پیدا خواهد کرد."The Time online" در ژانویه 2006 فراخوان نمود شیمی درمانی Kylie کامل شده هست هر چند که سخنگوی او فراخوان نموده هست که Kylie از این موفقیت ظاهری راضی نیست و درخواست کرده هست یک دوره 6 ماهه پرتودرمانی نیز روی او انجام گیرد تا از بازگشت احتمالی تومورها جلوگیری شود.

Discography
  1. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1988)
  2. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1989)
  3. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1990)
  4. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1991)
  5. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1992)
  6. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1994)
  7. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (1998)
  8. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (2000)
  9. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (2001)
  10. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (2003)
  11. [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (2005)
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] (بزرگترین گالری عکس های Kylie)


بر گرفته از سایت
phalls


53:


54:

MARILYN MANSON

Brian Hugh Warner (born January 5 in Canton (Ohio), 1969), better known by his stage name Marilyn Manson, is an American musician and artist known for his outrageous stage persona and image as the lead singer of the band that bears the same name.



مرلين منسن MARILYN MANSON متولد 5 جون سال 1969 هست .

نام واقعي او برين وارنر(Brain Warner) هست .

او در خانواده اي متوسط در كانتون زندگي مي كرد .

نكته جالب اينكه او در يك مدرسه مذهبي ( مسيحي) تحصيل مي كرد .

او در دهه هشتاد براي موسيقي راك نقد مي نوشت و همگان در جريان ايراد گرفتن او از آزي آزبورن و كل كل مرلين با او و شكست آزبورن هستند .

بگذاريد برايتان به نقل از يك مجله داخلي (ايراني) بگايشانم كه در جلسه كل كل اين دو غول موسيقي راك مرلين در جواب سوالي از سايشان آزبورن فرمود : كسي كه خودش را براي موسيقي مي كشد همان بهتر كه زنده نباشد .

و باعث شده كه هم اكنوز آزبورن خانه نشين گردد .

منسن در سن 18 سالگي به فلوريدا رفت و شروع كرد به نوشتن داستان و شعر و تلاش كرد كه اون ها را منتشر كند .

ولي به اين كار ادامه نداد .

سپس اون با شخصي بنام Scott Mitchell ملاقات كرد كه در اون موقع براي گروهي گيتار مي زد زندگي هنري منسن از اون وقت آغاز شد .

منسن نامش را از مخلوط كردن دو نام آورده هست .

نام كوچك او يعني مرلين را از نام بازيگر زن معروفي بنام Marilyn Monroe گرفته و نام كوچكش را از يك رهبر مذهبي نچندان معروف بنام Charles Manson گرفته هست .

او در وقت هاي آزادش نقاشي مي كند و مي نايشانسد.

همينطور او داراي يك كلكسيون از اعضاي مصنوعي بدن انسان هست و به اين كار بسيار علاقه دارد .

نام گروه او كه در سال 1990 درست كرد در ابتدا The spooky kids بود ولي بعدها گروه او بي نام گشت و تنها نام مرلين منسن ذكر مي شود .

خانه او در لوس اونجلس هست كه يك بار هم از اون بعنوان هستوديو براي ضبط آهنگ هايشان هستفاده كردند .

اصطلاحي براي طرفداران مرلين وجود دارد : Marilyn Manson look كه منظور از اون چشم منسن هست كه در اون لنز برنامه داده .

به هر حال مرلين اولين آلبوم خود را در سال 94 با نام smells like children ارائه كرد .

پس از اون هم آلبوم هاي زيادي ارائه كرده .

او در هر آلبوم سبك اثر را و نوازندگان را تغيير مي دهد پايه ي .
منسن خواننده ايست كه در دهه 90 با ظهور ناگهاني خودش روح تازه اي در كالبد در حال زوال موسيقي راك دميد و با صداي سازهايي كه بيشتر به صداي ارواح شبيه بود سبك تازه اي را به دنياي موسيقي معرفي كردند و بعدا اين سبك مورد تقليد گروههاي زيادي برنامه گرفت .
منسن يك خواننده ي antichrist هست و داراي فلسفه اي منفي باف هست(در رابطه با دنيا) كه شايد بي شباهت به فلسفه ي بودا براي رياضت كشيدن و نيچه يا موريس مترلينگ نباشد به هر حال مگر غير از اين هست كه اين دنيا فقط داراي نكات منفي و دروغي بزرگ هست ؟ به نظر من فلسفه مثبت نگرنسبت به دنيا دروغ هست .

شايد تنها نكته مثبت اين دنيا مرگ باشد كه به اون خاتمه مي بخشد .
راستي به قدرت خيره كننده اجراهاي زنده مرلين منسن توجه كرده ايد ؟ واقعا تسلط خاصي لازم هست كه در هنگام اجرا به بداهه كوئي پرداخته قسمت هايي از ترانه هايش را تغيير دهد .

واقعا هنجره اي طلايي براي اونچنان اجرايي لازم هست .
درباره شعر هاي منسن بايد فرمود هميشه در بين اين شعرها با غافلگيري مواجه مي شايشانم كه انسان را به تفكر مجبور مي كند .

همين حالت در ترانه هاي او كاملا مشهود هست .





اعضای گروه مرلین منسون Marilyn Manson

Twiggy Ramirez: او بيسيست گروه هست كه در اواخر سال 1993 جايگزين Gidget Gein شد .

نام واقعي اوJeordie White هست و اهل ايالت Fort Lauderdale, Floridaاست .

قبل از اون او بيسيست گروه Amboog-A-Lardبود كه سال ها قبل تورهاي خود را به همراه مرلين منسن اجرا مي كردند .

پس از اينكه تايشانگي راميرز اون گروه را ترك كرد اون گروه از هم پاشيد .

در واقع او دست راست مرلين منسن هست و بيشتر تكيه آهنگ هاي منسن رايشان بيس هاي فوق العاده اوست .

Giner Fish : او درامر گروه هست كه در سال 94 جايگزين Sara Lee Lucas شد .

نام واقعي او Kenny Wilson هست .

لغب او ماشين درام هست كه به علت اجراهاي بي نقصش اين لقب را گرفته .

به همين دليل بود كه سارا لي لوكاس را در واقع با اردنگي از گروه بيرون كردند و جينر جايگزين او شد .

او اهل لاس وگاس هست

Madonna Wayne Gacy : او نوازندگي كيبورد گروه را بر عهده دارد .

نام واقعي او Stephen Bier هست .

روز تولد او 6 مارچ هست .

او جايگزين نوازنده كيبورد اوليه گروه يعني Zsa Zsa Speck شد .

لازم به ذكر هست كه مادونا يك مهندس كامپيوتر هست و قبل از پيوستن به گروه در دانشگاه فلوريدا تحصيل مي كرد .

John : نام واقعي اوJohn Lowery هست .

او متولد 30 جولاي 1971 هست در سن 6 سالگي شروع به نواختن گيتار كرد .

او به واقع در سال 1989 خود را يك نوازنده حرفه اي گيتار يافت و از اون وقت با گروه هاي زيادي از جمله Red Square Black, foSTted, Ryan Downe, Wilson Phillips, Night Rangers, Two, Ozzy Osbourne, Raven Payne, One Way, Salt 'n' Peppa, kd lang, Pepperland, Lita Ford, Leah Andreone, David Lee Roth همكاري كرده و هم اكنون نيز گيتاريست مرلين هست .

گيتار مورد هستفاده اايشانك Ibanez GAX Series هست .

چه او را دوست داشته باشید و چه از او متنفر باشید این واقعیت غیرقابل انکار هست که این هنرمند در میان بدنام ترین و جنجالی ترین و بحث انگیزترین موزیسین های دهه نود جایگاه ویژه ای دارد.او احتمالا آخرین اعجوبه لیست بلندبالایی هست که به راک بازی های شوک آور معروف هستند و شروعش با آلیس کوپر هست.اگر چه نباید فراموش کرد اونچه باعث شد منسون به صدر جداول فروش راه پیدا کند وارد شدنش به حیطه های تابو در اشعار و فرم ظاهری کارهایش بود.مسائل اروتیک – مواد مخدر و ...

مسائلی بود که مرلیلین منسون سعی داشت به اونها دامن بزند و همین باعث شد تا جامعه منتقدین موسیقی او را پس بزنند اما توانست در میان جوانان بازار مناسبی راه پیدا کند و در جریان خط اصلی سلف های خود به یک ضد قهرمان محبوب بدل شد این مسئله باعث بروز تنش هایی میان او و افراد بالارتبه سیاسی و جامعه سنتی به خصوص والدین آینده نگران آینده کودکان خود شد منسون با نام برایان وارنر در کانتون اوهایو متولد شد در سن هجده سالگی به تامپابای در فلوریدا نقل مکان کرد و اونجا به عنوان یک روزنامه نگار با زمینه و گرایش موسیقی مشغول کار شد در 1989 با گیتاریستی به نام اسکات میچل آشنا و پس از مدتی دوست شد اونها تصمیم به تشکیل یک گروه گرفتند و همان وقت بود که اسکات خود را با نام دیزی برکویچ و وارنر خود را با نام مارلین منسون مطرح ساختند.اندک وقتی نوازنده باس گجت گین و نوازنده کیبورد مادوناواین نیز به گروه ملحق شدند گروه اوایل با نام مرلین منسون و اسپوکی کیدز شروع به فعالیت نمود .کارهای اولیه گروه در حد ضبط و انتشار چند کاست مستقل و نواختن در کلوب ها و برنامه ها بود.استفاده از جلوه های بصری خاص در این نمایش ها آرایش خاص منسون و فضای گوتیک آثارشان به سرعت گروه را مطرح نمود کارهای گروه با هستفاده از درام قدرتمند باعث شد تا صدایی سخت و تیزتر به گوش شنوندگان برساند و تا سال 1992 اونها در میان عامه پسندترین حرکت های هنری در حیطه فلوریدای جنوبی به شمار می رفتند.






در 1993 ترنت رزنور در گروه nine inch nails با اونها تماس گرفته و پیشنهاد کرد برای ارایه یک کار جدی گروه با شرکت مربوط به او یعنی نایتینگ ریکورد زلیبل قراردادی ببندند شاید اینگونه شانس گروه برای حضورهای جدی تر و ماندگارتر بیشتر شود.منسون این پیشنهاد را می پذیرد و در خلال تابستان 1994 با کمپانی یاد شده وارد مذاکرده می شود.این درحالی بود که یک نوازنده جدید بیس با نام تویگی رامیرز جایگزین عضو قبلی گین شده بود.از همین جا بود که شهرت منفی گروه آغاز شد و اجرای گروه در سالت لیک سیتی شروع این حرکت بود.کارهای غیرمنتظره منسون روی صحنه نمایش از او یک شیطان مجسم ساخته بود.



جالب اونکه هرچه تضاد او با جامعه بیشتر می شد و عده منتقدینش افزایش پیدا می کردند محبوبیت وی در میان هوادارانش بیشتر می شد تا جایی که با انتشار آلبوم children Ep smells like در سال 1995 وارد خط اصلی جریان سازان برای نوجوانان شد تاثیرگیری اش از گزوه یوریتمیک و حتی اجرای کاور آهنگ معروف گروه یعنی رویاهای شیرین توانست به یک موفقیت غیر منتظره بدل شود.



اندک وقتی بعد برگویچ هم از گزوه جدا می شود و جای خود را به گیتاریستی با نام مستعار زیم زوم می دهد.

LP بعدی گروه سال 1996 و با نام اونتی کریست سوپر هستار منتشر می شود که در میان سه آلبوم مطرح پاپ سال جای می گیرد.

محبوبیت منسون رو به افزایش می رود و جامعه با او درگیر می شود کنسرت های با پافشاری امت کنسل می شود و موسیقی اش از سوی گروه های مذهبی و پیشروان اون ها مورد هجوم نقد برنامه گرفته و تحریم می شود.مرلین منسون که در یک فشار جدی برنامه گرفته بود برای فرمودن حقایق کاری و زندگی به دنبال رسانه ای دیگر می گردد و در مصاحبه مفصل با مجله رولینگ هستون اسراری را فاش می کند که تحت عنوان جاده دور و دراز خارج از جهنم منتشر و به پرفروش ترین اتوبیوگرافی سال بدل می شود.این مصاحبه جنجالی گروه های مذهبی به این یقین می رساند که او روحش را به شیطان فروخته هست.



حیوانات مکانیکی آلبوم بعدی او در سال 1998 منتشر می شود که به دنبال موفقیتش منجر به برگزاری یک تور حمایتی یک ساله می شود.هالی وود در اواخر سال 2000 منتشر می شود و گروه به اجرای یک کنسرت بزرگ در سال 2001 دست می زند و در خلال اجرای برنامه گروه در جولای و در میشیگان به خاطر یک حرکت ناشایست رئی سن از سوی گارد امنیتی برگزاری مراسم دستگیر می شود.

منسون به کار ساندتراک هم روی می آورد و نسخه ای از آهنگ taint love او روی فیلم نه یک فیلم نوجوان پسند دیگر برنامه می گیرد در حالی که یکی از محافظین وی مدعی می شود منسون او را دچار حادثه جدی نموده هست و سر او از این بابت آسیب دیده هست این ماجرا در کنار سایر پرونده های منسون تا سال 2002 ادامه پیدا می کند و در ژانايشانه اون سال ماجرا تمام می شود هواداران منسون در ماه می 2003 شاهد انتشار آلبوم ذوران طلایی گروتسک می شوند که یک هفته تمام در صدر جدول فروش برنامه داشت و حتی عده ای از منتقدین نیز اون را در لیست ده آلبوم برتر خود جای دادند.در آپریل 2004 آلبوم با نام طولانی و عجیب lows lunck box and choklit بیرون می آید و در پایان سمتامبر همین سال مجموعه ای از بهترین هایش را تحت عنوان بگذار فراموش کنیم را منتشر می کند که به جز کارهای گروهی وی شامل یک کاور جدید از آهنگ personal tesun اثر گروه دپچ مد نیز می شد.




--------------------------------------------------------------------------------

در باره ی سبک و عقیده ها ی منسون


--------------------------------------------------------------------------------



مرلین مانسن سبک شناخته شده ای ندارد بعضی ها میگویند راک و بعضی ها میگویند متال هست که پوشش وگریم و ادا ورفتارش مثل پانکی هاست ولی این از اون تفکر مانسن به وجود آمده که از هر چیزی که به دردش بخورد برای جلب توجه هستفاده کند بازم به نظر من اگر مانسن می دانست که بریدن آهن الات چه صدای دلنوازی دارد بعید بود که از این صدا نیز هستفاده نکند!!!!!!و این طوری بود که من فرمودم سبکی جدید برای خودش ساخته هست.



(( در سال 1997 مرلین مانسن خبرسازترین چهره شده بود چون ناگهان با آلبوم فوق ستاره ضد مسیح بر ضد تمام تاریخ بشریت قیام کرد آهنگ های او از لحاظ موسیقی بار چندانی نداشتند.ولی مفاهیم اشعار و ترانه های او بسیار نو ومتفکرانه اند مانسن بارها و بارها با القاب مختلف مورد خطاب نشریات ومنتقدان گوناگون برنامه گرفت القابی مثل : دیوانه پلید ابله کثیف مظهر شیطان انسان سگ سان خبرسازپول دوست نابغه درک نشده ناجی فرشته نجات بخش فرزند عیسی و...بعضی ها او را بازیچه سرمایه داران می دانند ولی بعضی او را فردی میدانند که کار خودش را میکند و ترسی هم از کسی ندارد گروهی مانسن را مقلد گروه کیس می دانند و عده ای هم "تنها نوآور تاریخ بشریت" سبک مانسن یک سبک جدا شده از اینداستریال متال هست البته فقط بر پایه اینداستریال متال وگرنه ضرباهنگ هایش را کم کرده و ریف های صیقل داده و مقدار زیادی اصوات گوناگون (به قول بعضی از دوستان ما که می فرمودند آهنگ های کارگاهی گوش میدید!!!)از هر چیز گوش خراشی که به ذهنتان برسد (البته به نظر من مانسن فقط تو ماشین حال می ده اونم با گوشی گوش بدی) با چاشنی مقادیر زیادی جیغ که اینگونه راه خود را از سایر گروه های متال جدا کرده ترانه های مانسن در آلبوم حیوانات صنعتی نه اشرف مخلوقات دارای مفاهیم فکری نو معترضی هستند که بیشتر درباره وجود انسان ورابطه الهی انسان وخدا می پردازد و زندگی مادی را نفی می کند))

برداشتی آزاد از نوشته های کارن رشاد

شده که بارها وبارها مانسن را مظهر شیطان نامیده اند بدون اینکه به مفهوم اشعارش توجهی بنمايند در بعضی جاها مانسن را به بدترین وجه کوبیدند حتی قسمت هایی از آهنگ coma white او را نشان دادند و فرمودند این پلیدترین موجود ممکن هست در حالی در مصاحبه ای که با مانسن شده بود در جواب اینگونه افراد فرموده بود کسانی تحمل اشعار من را ندارند مطمئن باشند که خودشان مشکل دارند!!!! چون هر کس بنابر درونیات خود از هر چیزی تصویری برای خودش مجسم می کند البته این حرف در مورد کسانی درست هست که زبان مانسن حالی شوند اما ما که از زبان مانسن فقط کلمه - را حالی می شویم(که این هم ریشه تاریخی دارد و در مورد اینکه چرا ما در هر حرفی یا در هر کاری دنبال قسمت های بدش می رویم مفصلا توضیح می دهم) حق داریم از او بد بگوییم.



ولی تا به حال شده برای یک بار هم حرف مخالفمان را گوش دهیم؟؟؟ همه این را قبول داریم که نباید عجولانه قضاوت کنیم اما...

کاش اون لحظه که در مورد مانسن و شعر هایش و گریم ولباسش یک طرفه قضاوت می کردید حداقل یک بیت از شعرهایش را هم ترجمه می کردید تا امت زودباورما هم می دانستند که اون طوری هم که شما می گویید نیست به نظر کسانی که حرف های مانسن را حالی می شوند او خیلی آدم خوبی هست حداقل دربند شهوت و مسائل مادی نیست.اگر ادم مثبتی نباشد حداقل مثل خیلی از آدم هایی که من می بینم آدم منفی وریاکاری نیست.



برید شعار مانسن که پشت همه تی شرت هایش نوشته شده را بخوانید البته ان هم سواد می خواهد؟!؟!؟

*** is dead به معنی *** (برای من) مرده هست.بعد شما بیایید انگ همجنس بازی و شهوت رانی به او بزنید!!!!!!!!!!

یادم هست در یکی از وبلاگ ها در مورد مرلین خواندم که دریکی از مصاحبه هایش فرموده بود که دلیل اینکه من این گونه پوشش می پوشم و گریم می کنم تنها نشان دادن باطن پلید انسان ها به ان هاست من اینگونه باطنی را که در زیر پوشش های زیبایشان پنهان کرده اند به اونها یادآوری میکنم

(قابل توجه کسانی که از روی ظاهر اشخاص در مورد باطن شان قضاوت می نمايند که اتفاقا خیلی هم ادعای موسیقی سنتی و شاعران قدیمی و ..

را دارند .باید اشعار این قدیمیها را آب طلا گرفت.

یاد سعدی خدا بیامرز به خیر که می فرمود:

صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ای برادر سیرت زیبا بیار



--------------------------------------------------------------------------------

خلاصه ای از زندگی نامه ی منسون


--------------------------------------------------------------------------------

در بسياري ازسايت ها و مجلات و ...

بيوگرافي هايي را درباره منسن مي نايشانسند كه البته بسياري از اون ها بجز مشتي دروغ چيز ديگري نيست .

ولي در اينجا اطلاعاتي واقعي درياره او وجود دارد .



مرلين منست متولد 5 جون سال 1969 هست .

نام واقعي او برين وارنر(Brain Warner) هست .

او در خانواده اي متوسط در كانتون زندگي مي كرد .

نكته جالب اينكه او در يك مدرسه مذهبي ( مسيحي) تحصيل مي كرد .

او در دهه هشتاد براي موسيقي راك نقد مي نوشت و همگان در جريان ايراد گرفتن او از آزي آزبورن و كل كل مرلين با او و شكست آزبورن هستند .

بگذاريد برايتان به نقل از يك مجله داخلي (ايراني) بگايشانم كه در جلسه كل كل اين دو غول موسيقي راك مرلين در جواب سوالي از سايشان آزبورن فرمود كسي كه خودش را براي موسيقي مي كشد همان بهتر كه زنده نباشد ) .

و باعث شده كه هم اكنوز آزبورن خانه نشين گردد .

منسن در سن 18 سالگي به فلوريدا رفت و شروع كرد به نوشتن داستان و شعر و تلاش كرد كه اون ها را منتشر كند .

ولي به اين كار ادامه نداد .

سپس اون با شخصي بنام Scott Mitchell ملاقات كرد كه در اون موقع براي گروهي گيتار مي زد زندگي هنري منسن از اون وقت آغاز شد .

منسن نامش را از مخلوط كردن دو نام آورده هست .

نام كوچك او يعني مرلين را از نام بازيگر زن معروفي بنام Marilyn Monroe گرفته و نام كوچكش را از يك رهبر مذهبي نچندان معروف بنام Charles Manson گرفته هست .

او در وقت هاي آزادش نقاشي مي كند و مي نايشانسد.

همينطور او داراي يك كلكسيون از اعضاي مصنوعي بدن انسان هست و به اين كار بسيار علاقه دارد .

نام گروه او كه در سال 1990 درست كرد در ابتدا The spooky kids بود ولي بعدها گروه او بي نام گشت و تنها نام مرلين منسن ذكر مي شود .

خانه او در لوس اونجلس هست كه يك بار هم از اون بعنوان هستوديو براي ضبط آهنگ هايشان هستفاده كردند .

اصطلاحي براي طرفداران مرلين وجود دارد : Marilyn Manson look كه منظور از اون چشم منسن هست كه در اون لنز برنامه داده .

به هر حال مرلين اولين آلبوم خود را در سال 94 با نام smells like children ارائه كرد .

پس از اون هم آلبوم هاي زيادي ارائه كرده .

او در هر آلبوم سبك اثر را و نوازندگان را تغيير مي دهد پايه ي .



منسن خواننده ايست كه در دهه 90 با ظهور ناگهاني خودش روح تازه اي در كالبد در حال زوال موسيقي راك دميد و با صداي سازهايي كه بيشتر به صداي ارواح شبيه بود سبك تازه اي را به دنياي موسيقي معرفي كردند و بعدا اين سبك مورد تقليد گروههاي زيادي برنامه گرفت .



منسن يك خواننده ي antichrist هست و داراي فلسفه اي منفي باف هست(در رابطه با دنيا) كه شايد بي شباهت به فلسفه ي بودا براي رياضت كشيدن و نيچه يا موريس مترلينگ نباشد به هر حال مگر غير از اين هست كه اين دنيا فقط داراي نكات منفي و دروغي بزرگ هست ؟ به نظر من فلسفه مثبت نگرنسبت به دنيا دروغ هست .

شايد تنها نكته مثبت اين دنيا مرگ باشد كه به اون خاتمه مي بخشد .



راستي به قدرت خيره كننده اجراهاي زنده مرلين منسن توجه كرده ايد ؟ واقعا تسلط خاصي لازم هست كه در هنگام اجرا به بداهه كوئي پرداخته قسمت هايي از ترانه هايش را تغيير دهد .

واقعا هنجره اي طلايي براي اونچنان اجرايي لازم هست .



درباره شعر هاي منسن بايد فرمود هميشه در بين اين شعرها با غافلگيري مواجه مي شايشانم كه انسان را به تفكر مجبور مي كند .

همين حالت در ترانه هاي او كاملا مشهود هست


--------------------------------------------------------------------------------

چرا گریم منسون اینگونه هست؟؟؟؟


--------------------------------------------------------------------------------

آيا غير از اين هست كه در دنيايي ديگر كه ما قادر به ديدن اون نيستيم بر اثر هر گناه صورت ما كريه تر مي شود ؟ اينچنين صورتي براي منسن نيز بعلت گناهان ناخواسه ايست كه انسان مرتكب گرديده .

البته بايد قبول كنيم كه اگر كسي مي خواهد حرفش را بزند و صدايش را به گوش همه برساند بايد براي شهرت نيز تلاش كند .

بعضي ها براي اينكه انسان هاي بي حوصله امروزي را تا آخر شو پاي تلايشانزيون بنشانند از رقاصه ها يا زيبايي خود يا چيزهاي ديگر هستفاده مي كنند و ترفند منسن هم چيزيست كه مي بينيد ضمن اينكه آرايش صورت منسن در هر شو كاملا وابسته به مضمون آهنگ هست و احساس آهنگ را در همان ابتدا و بدون نياز به دقت حتي به شنوندگان غير حرفه اي ميرساند .

كه البته بايد به تقليد گروههاي ديگر از او نيز اشاره كرد (مانند Slipknot) كه اين امر به خودي خود نشان دهنده موفقيت مرلين در هدفش هست.




--------------------------------------------------------------------------------

و اما معرفی گروه مرلین منسون


--------------------------------------------------------------------------------

Twiggy Ramirez: او بيسيست گروه هست كه در اواخر سال 1993 جايگزين Gidget Gein شد .

نام واقعي اوJeordie White هست و اهل ايالت Fort Lauderdale, Floridaاست .

قبل از اون او بيسيست گروه Amboog-A-Lardبود كه سال ها قبل تورهاي خود را به همراه مرلين منسن اجرا مي كردند .

پس از اينكه تايشانگي راميرز اون گروه را ترك كرد اون گروه از هم پاشيد .

در واقع او دست راست مرلين منسن هست و بيشتر تكيه آهنگ هاي منسن رايشان بيس هاي فوق العاده اوست .

ضمنا او بيسيست مورد علاقه من هست

Giner Fish : او درامر گروه هست كه در سال 94 جايگزين Sara Lee Lucas شد .

نام واقعي او Kenny Wilson هست .

لغب او ماشين درام هست كه بعلت اجراهاي بي نقصش اين لغب را گرفته .

به همين دليل بود كه سارا لي لوكاس را در واقع با اردنگي از گروه بيرون كردند و جينر جايگزين او شد .

او اهل لاس وگاس هست .



Madonna Wayne Gacy : او نوازندگي كيبورد گروه را بر عهده دارد .

نام واقعي او Stephen Bier هست .

روز تولد او 6 مارچ هست .

او جايگزين نوازنده كيبورد اوليه گروه يعني Zsa Zsa Speck شد .

لازم به ذكر هست كه مادونا يك مهندس كامپيوتر هست و قبل از پيوستن به گروه در دانشگاه فلوريدا تحصيل مي كرد .







او متولد 30 جولاي 1971 هست در سن 6 سالگي شروع به نواختن نواختن گيتار كرد .

او به واقع در سال 1989 خود را يك نوازنده حرفه اي گيتار يافت و از اون وقت با گروه هاي زيادي از جمله Red Square Black, foSTted, Ryan Downe, Wilson Phillips, Night Rangers, Two, Ozzy Osbourne, Raven Payne, One Way, Salt 'n' Peppa, kd lang, Pepperland, Lita Ford, Leah Andreone, David Lee Roth همكاري كرده و هم اكنون نيز گيتاريست مرلين هست .

گيتار مورد هستفاده اايشانك Ibanez GAX Series هست






55:

جاستین تیمبرلیک Justin Timberlake

Justin Randall Timberlake, (born January 31, 1981[1]), sometimes known as JT, is an American Pop-R&B singer and actor



جاستين راندال تيم برليک Justin Timberlake متولد ۳۱ ژانايشانه ۱۹۸۱ در > ممفيس تنسی آمريکا < به دنيا آمد .

او کار خود را از دوره نوجوانی در کلوپ معروف ميکی موس شروع کرد جايی که خوانندگان ديگری همچون بريتنی اسپيرز ــ کريستينا آگوريلا ــ و همينطور رفيق هم گروهيش در Nsync جاشوا چار در اونجا حضور داشتند ! اما معروفيت او از وقتی آغاز شد که او و جاشوا گروه انسينک را به وجود آوردند و جاستين خواننده اول گروه بود و در اون وقت نيز بود که جاستين با بريتنی روابطی را آغاز کرد و چون اون وقت اوج شهرت بريتنی بود بنابراين به شهرت جاستين هم اضافه شد و دليلش هم اون بود که جاستين در يک مصاحبه تلايشانزيونی به شرح روابط ---- و خصوصيش با بريتنی پرداخت و بريتنی هم سپس اون در يک مصاحبه ديگر در برابر عموم قول داد که ميخواهد با ازدواج با جاستين خودش را نجات بدهد ! چون توسط جاستين بکارتش را از دست داده بود ! به هر حال روابط اين دو نيز بنا به دلايلی بهم خورد (( اگه ميخواهيد دليلش رو بدونيد به اينجا بريد ))




در سال ۲۰۰۲ جاستين اولين آلبوم تک صدايی خودش را انتشار داد که به حق تحسينهای منتقدانه ای را دريافت کرد به طوری که در جدول ۲۰۰ آلبوم برتر جهان بود و بيش از ۳ ميليون کپی در آمريکا و بيش از ۷ ميليون در سراسر جهان فروش داشت .


سپس اون جاستين روابطی را با کريستينا آغاز کرد و توسط توری مشترک در سال ۲۰۰۳ با کريستينا از آلبوم خودش حمايت کرد .

اما به نظر می آيد دوستی او با کريستينا فقط به خاطر نفع شخصی و افزايش معروفيت او بوده چون داستان اونها هم خيلی زود به جدايی و پايان رسيد !!!




جاستين هم مثل بريتنی و کريستينا با عکسها و پوسترهايی که از او تهيه شده هست تجارت کرده و به اين وسيله توانسته از تهيه مخارج آلبومش بر بيايد.



در اينجا بايد بگم که او در اجراهای گوناگونی با خوانندگان مختلف همکاری داشته که از اون جمله ميتوان kylie minogue و جانت جکسون را نام برد .




در فوريه سال ۲۰۰4 او در نمايش super bowl با ژانت جکسون همکاری داشته که در اين نمايش در جلوی بيش از ۱۰۰ ميليون تماشاچی هنگامی که ژانت در حال اجرای بخشی از شعرش (( ميخواهم تو را تا پايان اين آواز لخت کنم ))‌ بوده جاستين بخشی از پوشش او را پاره ميکند به طوری که سينه راست ژانت جکسون به طور کامل نمايان ميشود و اين کار اونها هم با انتقاد شديد امت روبرو ميشود و هم به معروفيت از دست رفته ژانت جکسون اضافه ميکند و جاستين را به اوج معروفيت خود ميرساند .

اما چون در هر صورت کار اونها از نظر جامعه غير متعارف بود اونها تصميم به معذرت خواهی ميگيرند و هر دو معذرت خواهی خود را به صورت کتبی به عموم اظهار ميدارند و اين در حالی بود که جاستين در اون وقت برنده دو جايزه grammy يکی به خاطر بهترين آلبوم پاپ و ديگری به خاطر بهترين خواننده مذکر شده بود !


سپس اون جاستين Justin Timberlake در اوايل سال ۲۰۰۳ شروع به برقراری رابطه با هنرپيشه معروف کامرون دياز کرد و سپس در سال ۲۰۰۵ در يک فيلم هيجان انگيز به نام Edison ظاهر شد و سپس اون هم در فيلم Alpha dog که بر پايه زندگی واقعی Jesse janes تهيه شده بازی کرد .




در ضمن در اينجا بايد بگم که در پنجم ماه می ۲۰۰۵ جاستين در هنگام ضبط آلبوم جديدش با snoop dogg (( خواننده و يکی از حاميان بزرگ جاستين !‌)) متوجه بيماريش شد .

او غده کوچکی در گلايشانش داشت که با عمل جراحی برداشته شد و اگه دير متوجه اين بيماری ميشد اين غده ميتوانست به مسیر خوانندگيش لطمه بزند !
سپس اون او همکاری خودش را با گروه معروف Black Eyed Peas در آهنگ my style به صورت هم خوان آغاز کرد و سپس اون نيز در تورها و کنسرت ها اين گروه را همراهی ميکند و به تازگی نيز خبر ميرسد که او آلبوم جديدی را تا پايان سال ۲۰۰۵ روانه بازار خواهد کرد .





جاستین آلبوم خودشو بعد 4 سال بیرون داده فیلمی بازی کرده که به زودی میاد اما هنوز به گذشته ش غلبه نکرده و فکرش دنبال بریته.
جاستین فرمود من و بریتنی برای نیمی از عمرم دوست بودیم،اما الان من دیگه ان فردو نمی شناسم ،مطمئن نیستم که قبلا هم می شناختم.
توی این مصاحبه در مجله ی fashion وقتی از جاستین خواستند که یک پروفایل از بریتنی ارائه بده جاستین اینو فرموده:
اگه من بخوام راجع به بریتنی مقاله بنویسم نمی تونم نمی تونم با اصرار درونیم مبارزه کنم تا چیزایی زشت و کثیفی در موردش ندم.

البته این حرفهای جاستین از طرف طرفداران بریت بی جواب نمونده مثلا به این نظری که در مورد این مقاله خوندم توجه کنید:
مهم نیست...امیدوارم این طرفدارا رو متوجه کنه که جاستین پسره خوبی نیست و اون بریتنی رو دوست نداره چون اگه اونو دوست داشت این چیزا رو راجع بهش نمی فرمود



منبع:********** Forums

56:


Christina Aguilera





خواننده و مدل مشهور کريستينا ماريا آگوريلا Christina Maria Aguilera در ۱۸ دسامبر ۱۹۸۰ در هستانت آيلند نيايشانورک متولد شد .

پدرش يک نظامی درجه دار و مادرش يک موسيقیدان و نوازنده بود .




کريستينا در سن ۹ سالگی به عنوان يک ستاره به عضايشانت کلوپ مشهور ميکی موس درآمد (( جايی که بريتنی اسپيرز و اعضای گروه انسينک و خيلی های ديگه از اونجا شروع به کار کردند ))‌ او در اين کلوپ تجربيات بسياری در زمينه خواننده شدن کسب کرد که از مهمترين اونها ميتوان به آهنگ All i wanna do ( همه اونچه که ميخواهم اجرا کنم ) را نام برد .

اين آهنگ به صورت دو صدايی و با همکاری ستاره پاپ ژاپنی > کيزو ناکانيشی < در ژاپن اجرا شده !


در سال ۱۹۹۸ دروازه های موفقيت به سرعت به روی کريستينا باز شد .

در اين سال او آهنگ reflection ( انعکاس تفکر ) را برای کارتون مشهور و زيبای مولان که متعلق به ديسنی بود را ضبط کرد و خواند .

و اين آهنگ صعود سريع او را به سوی ستاره شدن تضمين کرد .

چرا که در مدت کوتاهی سپس مطالعهاين آهنگ او اولين آلبوم خود را به بازار موسيقی عرضه کرد .

که آهنگ برگزيده اين آلبوم به نام ginie in bottle پر طرفدار ترين و پرفروش ترين در آمريکا شد و اين آلبوم جايزه Grammy را نصيب کريستينا ساخت .

اما موفقيت های او به همينجا ختم نميشود ! وی در سال ۲۰۰۰ به خاطر دو آهنگ به نام های What a girl wants ( اونچه که يک دختر ميخواهد ) و All i want is you ( اونچه که ميخواهم تايشانی ) دوباره در بالای جدول بهترينهای سال برنامه گرفت .

و در ادامه انتشار مجموعه اسپانيايی mi reflejo و يک ترجمه از آهنگ La bella`s برای تراک صدايی فيلم مولن روژ اين ستاره را مورد توجه عموم امت برنامه داد .


در سال ۲۰۰۲ کريستينا برای دومين آلبومش يک عکس ---- بحث انگيز را بر روی جلد آلبوم خود برنامه داد .

و بر خلاف تصور خيلی ها اين کار او به معروفيتش اضافه کرد و از اون به بعد او به يک چهره ---- مشهور شد !

اولين آهنگ منحصر به فرد اين آلبوم به نام dirrty بحث مشابهی را برای ساخت موزيک ايشاندئو ی اون پيش کشيد ! ( يعنی اين موزيک ايشاندئو هم ---- بود !)

در اينجا بايد بگم که کريستينا بر خلاف تصور همگان روابط نامشروع زيادی نداشته .

اولين رابطه او با جاستين ( خواننده ) شروع شده و چون آغاز رابطه او با جاستين به دليل دشمنی و حسادت و کينه عجيب او با بريتنی ( خواننده ) بوده اين رابطه هم زياد دوام نداشته ! (( همون طور که ميدونيد جاستين قبلا با بريتنی رابطه داشته و حتی برنامه بوده با هم ازدواج نمايند!! ولی به دلايلی اين رابطه بهم خورد ! )) و به تازگی هم کريستينا در فوريه سال ۲۰۰۵ فراخوان نموده که با مدير اجرايی ( مجری شوها و موسيقی ) جوردن براتمن نامزد کرده .




كريستينا آگيلرا Christina Maria Aguilera ، چهره اى كه در سال ۱۹۹۹ با ترانه شنيدنى Genie in a bottle سر زبانها افتاد و يكى از معروفترين چهره‌هاى جوان موسيقى پاپ محسوب ميشود، سرانجام به انتظار چهار ساله طرفدارانش خاتمه داده و آلبومى جديد روانه بازار كرده به اسم Back to Basics .



اين خواننده ۲۵ ساله آمريكايى در آلبوم پيشينش به نام Stripped كه در سال ۲۰۰۲ انتشار يافت، سعى كرده بود كه راه هاى تازه اى پيش گيرد و سبكهاى مختلفى را تجربه كند، اين گوناگونى سبك را هم ميشه در آلبوم جديد آگيلرا ديد كه در قطعات اون از رنگ و بوى پاپ شنيده ميشود تا Soul، Blues، Swing و R&B.



آگيلرا كه در نيايشانورك به دنيا آمده و از فعاليت هنريش شش هفت سالى بيش نميگذرده، به فرموده خودش، هميشه آروز داشته كه روى صحنه آواز بخواند و واقعا هم به اين آروز رسيده هست.

آگيلرا در سن هشت سالگى براى اولين بار در مسابقه كشف هستعدادهاى موسيقى شركت كرد و در سن دوازده سالگى هم سرود ملى آمريكا را براى باشگاه معروف پيتزبرگ در حين مسابقات ليگ فوتبال آمريكا خواند.

اين خواننده جوان كه بعضيها او را مادوناى عصر جديد ميدانند، موفقش شد يك بار به عنوان چهره جديد، جايزه معتبر Grammy را از اون خود كند.

از اون گذشته آلبومهاى او تا به حال بيش از ۱۰ ميليون بار به فروش رفته اند كه اين هم براى خواننده اى جوان رقمى هست درخور توجه.



نافرموده نماند كه يكى از ترانه هاى آلبوم جديد آگيلرا هم به تازگى در قالب سى دى تك آهنگى روانه بازار شده و سپس انتشارش هم تونسته بلافاصله از صفر در رده پنجم ترانه هاى پرفروش روز آلمان برنامه گيرد؛ ترانه اى به نام Ain´t no other man كه بخوبى نشانده توانايى و هستعداد اين خواننده محبوب هست.

منبع اين خبر يه پايگاه خبري فارسي زبان بود

57:

Manowar




در ميان خيل عظيم گروه هاي موسيقي غربي عصر حاضر ،گروه Manowar به خاطر دارا بودن خصوصياتي منحصر به فرد،چه از جنبه اشعار و چه از لحاظ سبک موسيقي، تمايزي خاص را از اون خود ساخته هست.

به واقع علت اصلي تشکيل اين گروه را ميتوان بنا نهادن جنبشي نايشانن در عرصه موسيقي، به جهت بازگشت به ارزش هاي از دست رفته و بعضا به ابتذال کشيده شده زندگي امروزي بر شمرد.ارزش ها و سنت هايي که در جريان سير تحول ادبي و موسيقيايي چند دهه گذشته به دست فراموشي سپرده شده اند.در حقيقت تفسيري که اشعار گروه از زندگي به دست ميدهد تفسيري ناب و در عين حال بسيار سنتي به شمار مي آيد و اعضاي گروه همواره تلاش کرده اند تا با وجود مشکلات متعدد،ذره اي از ديدگاه ها و عقايد خود عقب نشيني ننمايند و بدين سان برتري و حقانيت فلسفه وجودي خايشانش را اثبات سازند.
Manowar را ميتوان عضو کليدي در خانواده موسيقي پر طنين غربي برشمرد و شکل گيري اون به سال 1981 باز ميگردد.يعني وقتي که چهار عضو گروه با يکديگر پيماني مکتوب بستند و اون را با خون امضا کردند و بدين وسيله تعهدشان به يکديگر و به آرمان هاي مشترکشان را جلوه گر ساختند.

معرفی اعضا گروه:

Eric Adams اریک آدامز خواننده گروه
Joey DeMaio
Scott Columbus
karl




نام گروه بيانگر نگرش بنيادين اونها به زندگي هست.معني تحت الفظي اون که جنگجو مي باشد اشاره به اين مطلب دارد که زندگي جنگي هست دمادم در مقابل شرارت ها و بي عدالتي ها و بايد چون جنگجايشاني جان بر کف مردانه در برابر پليدي ها و دروغ ها نبرد کرد و پيروز شد؛از سايشان ديگر جان سپردن در اين راه به مراتب پر افتخارتر از زيستن در زبوني به شمار ميرود و همانگونه که گروه در اشعاري که بر گرفته از اساطير باستاني يونان و اسکانديناايشان ميباشد بيان ميدارد،جايگاهي بهشتي در انتظار کشته شدگان در جنگ هست که خانه ابدي ايشان خواهد بود.

از بارزترين خصوصيات گروه ميتوان به تمايل شديد ايشان به اساطير باستاني اشاره کرد.اساطير يونان و بخصوص اسکانديناايشان همواره الهام بخش اشعار هستعاري اونان بوده هست.اشعاري که از گنجينه وسيع ادبيات حماسي اروپا سرچشمه گرفته و با احياي ارزش هاي فراموش شده شواليه هاي قرون وسطي، دست به ایجاد و تدايشانن اصول ارزشي انسان امروزي در قالب شواليه اي جنگجو زده هست.ارزش ها و اصولي چون اتکا به نفس،صداقت،استواري در برابر چالش هاي روزمره،ايمان راسخ،باز پس گيري حق مظلومان و تکيه بر نيرايشان عظيم و لايزال اراده شخصي:

<مريد خايشانش باش و شراره هاي اراده را به هر سو پراکنده ساز>

و همينطور اعتقاد به اين باور که نيرايشاني برتر متجلي خواهد شد که زداينده جهان از پليدي ها و بي عدالتي ها به شمار ميرود:

<نور سفيد را نظاره کن،نور دروني را
براي تمام ما منتظران
روز ملکت محقق خواهد شد>
به لحاظ سبک موسيقي نيز Manowar با الهام از موسيقي کلاسيک و ترکيب هستادانه اون با صوت پر طنين موسيقي متال آثاري بس شگرف را پديد آورده هست و در اين ميان ارادت خاص ايشان به آهنگساز شهير آلماني،ريچارد واگنر قابل تامل هست.نقطه اوج چنين ترکيب هنر گونه ای را می توان مجموعه سال ۱۹۸۸ گروه با نامKings of Metal دانست.هنگامي که با بهره گيري از موسيقي روح نواز کليسايي و همراه ساختن اون با اشعار حماسي و در خور تعمق و با کمک گروه صد نفري همسرايان کليساي "سنت پاول" شهر نيوکاسل،Manowar مجموعه اي ماندگار پديد آورد:

<هزاران فرسنگ دورتر،آتشي برافراز
تا راه بازگشت به خانه را روشن سازد.
بر شهابي ميرانم و ردم تا ابد خواهد پاييد
سکوت چون سنگي گران فرو خواهد افتاد.
بايست و بجنگ
بر قلبت تکيه کن
هرگر دست از تلاش مکش
و از مرگ،هراسي به خود راه مده>

جنبه حماسي آثار گروه محدود به اشعارشان نميشود،بلکه در اجراي اين آثار نيز حماسه آفريني مينمايند.براي مثال اجراي قطعه اي که بازگو نماينده داستان قهرمان اسطوره اي يونان،آشيل،و بر گرفته از کتاب ايلياد هومر ميباشد،۲۸ دقيقه به طول انجاميده که با در نظر گرفتن طنين موسيقي خاص اون و دشواري اجراي پيوسته،وقتي بس طولاني به شمار ميآيد و اينگونه بوده که گروه توانسته هست نام خود را در کتاب رکورد هاي جهاني گينس به عنوان پر صداترين گروه جهان که به رکوردي معادل ۵/۱۲۹ دسي بل به هنگام اجراي زنده دست يافته بودند،ثبت کند.

به عقيده اعضاي گروه، پهنه موسيقي غربي در حال حاضر مملو از افرادي هست که هيچ تعلقي به اين عرصه نداشته و جز به ابتذال کشيدن سبک هاي سنتي اين گونه خاص،کاري از پيش نبرده اند.Manowar خود را مدافع راستين و بر حق سبکي ميداند که دنبال مي نمايد و کمال گرايي در اين راه را سر لوحه تمامي اصول برنامه داده هست.


معرفی آلبوم ها:

1.Battle Hymns
2.Into Glory Ride
3.Hail To England
4.Sign Of The Hammer
5.Fighting The World
6.Kings Of Metal
7.The Triumph Of Steel
8.Louder Than Hell
9.Hell On Wheels
10.Hell On Stage Live
11.Warriors Of The World

58:

Eric Adams ---> Manowar



اریک آدامز Eric Adams متولد 27 آوریل 1958 در مادرید اسپانیاست.

پدرش دنی آدامز آمریکایی الاصل کارمند راه آهن و مادرش ژاسمین کیدمن انگلیسی بود.

اریک تحصیلات خود را در رشته ریاضی محض در دبیرستان سن پترز مادرید به پابان رساند و ادامه تحصیلات خود را در رشته معماری در دانشکده هانسل فیلادلفیا همچنين گفت ولی سپس 2 سال به خاطر علاقه ای که به موسیقی داشت ترک تحصیل کرد و به دانشکده موسیقی ریچمن در اوهایا رفت و از این دانشکده با نمره ای خوب فارغ التحصیل شد.

سپس به مادرید بارگشت و در سال 1981 با جوای دمایو نوازنده گیتار بیس سولو به طور کاملا اتفاقی آشنا شد.

جوای دمایو نوازنده قوی گیتار بیس بود و اریک اولین مهره خود را برای تشکیل گروهی که در سر می پروراند پیدا کرد.

جوای متولد 21 جولای 1960 و اهل مادرید بود.

جوای پیشنهاد اریک را برای تشکیل گروه پذیرفت و اریک را با دوست هم دانشکده ای خود دنی هامزیک نوازنده قوی درام آشنا کرد.

دنی متولد 11 دسامبر 1959 در فلوریدا بود.

اریک آخرین مهره گروه خود را از میان نوازندگان دوره گرد خیابانی پیدا کرد.

روس د بوس یک ریتم گیتار زن حرفه ای متولد 17 مارس 1956 بارسلونا اسپانیا.

اریک سپس تشکیل اعضای گروه خود به دنبال اسمی برای گروه گشت که سپس چند ماه تلاش نام منووار (MANOWAR) اژدهای افسانه ای یونان را برگزید.


منووار Manowar نام اژدهای دو سر افسانه ای یونان بود که آیاندو خدای تاریکی را شکست داد و فرمانروای روشنایی شد.

اریک نام منووار را به خاطر قدرتش، عظمتش و روحیه جنگجوییش برگزید تا سمبل گروهی شود که خود روحیه ای جنگجو دارد.
اریک کار خود را با تشکيل گروهی در 17 اگوست 1981 به طور رسمی شروع کرد.

اريک در ابتدای کار قرارداد ضبط کاری با مبلغ کم با شرکت وبستر در نیوجرسی بست و کار خود را با یک تک آهنگ به نام ابهت فلز شروع کرد که به صورت یک کلیپ از برنامه M.TV پخش شد.
جو لمن مدير هستوديايشان وبستر از این تک آهنگ که بسيار هم مورد توجه او برنامه گرفته بود قرارداد ضبطی با این چهار نفر ( اريک آدامز، جوای دمايو، روس د بوس و دنی هازميک) بست و شروع کار این گروه که نام اون را منووار گذشته بودند از اواخر سال 1981 به طور رسمی و قراردادی شروع شد.
پس از چند وقت یعنی در آوریل 1982 گروه اولین کار خود را با نام اشعار جنگ به بازار عرضه کرد.

با این کار و فروش فوق العاده اون اریک مصمم شد تا کارهای بیشتری را اجرا کند.

گروه منووار با ترکیب چهار مرد طلایی توانسته بودند کاری منحصر به فرد با سبک مارش راک وارد عرصه موسیقی نمايند.

ار این به بعد بود که هماهنگی گروه منووار روز به روز بیشتر شد.
گروه دومین کار خود را در ژوئن 1983 به نام سوار بر شکوه به بازار عرضه کرد.

این آلبوم نیز یکی از پر فروش ترین آلبوم های راک ماه شد و به سرعت باعث محبوبیت گروه منووار شد.
ترانه های گروه را خود اریک می سرود و تنظیم می کرد تا با پیشنهاد جالبی از طرف شخصی به نام اکس شکین رو به رو شد.
اکس شکین یک حقوقدان بود که علاقه زیادی به کارها و آلبوم های گروه نشان می داد و از طرفداران پر و پا قرص گروه بود و پس از مشورت با اریک، درخواست همکاری سرودن اشعار را با او در میان گذاشت که با موافقت اریک مواجه شد.




طی 10 ماه همکاری بین اکس و اریک 12 سروده و 2 اینسترو منتال آماده و ضبط گردید.

اریک با پیشنهاد و همکاری اعضای گروه این 12 سروده و 2 تکنوازی را در دو آلبوم به نامهای درود بر انگلستان و نشان چکش در دو سال پیاپی به بازار عرضه کرد.

درود بر انگستان در نوامبر 1984 و نشان چکش در فوریه 1985 و با 4 ماه تاخیر وارد بازار آلبوم های راک شد و همانطور که اریک و اعضای گروه پیش بینی کرده بودند با هستقبال زیادی مواجه شد و آلبوم درود بر انگلستان تا 6 ماه پرفروش ترین آلبوم هوی متال آمریکا بود.
گروه، دیگر جای خود را بین گروههای راک و هوی متال پیدا کرده بود و شاید هم موفق تر از دیگر گروهها بود.

شعرهای اریک، اشعار حماسی و افسانه ای بود که بسیاری از طرفداران اون به این نکته توجه زیادی داشتند.

اریک توانسته بود با حس جنگجویی و حماسی خود شعرهای قابل قبولی را به بازار عرضه کند.
اکس شکین با گرفتن مبلغ مالی اندکی طبق قرارداد گروه را ترک کرد و مسئولیت سرودن اشعار دوباره به گردن اریک افتاد.
سپس گذشت 2 سال خاموشی گروه باز هم آلبوم دیگری به نام در مصاف با دنیا که یکی دیگر از کارهای خوب گروه بود را به بازار عرضه کرد.

اما به خاطر متن اشعار این آلبوم، بین اریک و روس مشکلاتی پیش آمد که باعث سد روس با رضایت خود از گروه بیرون رود و روند پیشرفت آلبوم 2 ماه به تاخیر افتاد تا جای روس را شخصی به نام اسکات کلمبوس بگیرد.
اسکات از گیناریستهای خوب گروه پانکی به نام پاپی کوچ بود که با درخواست اریک و بستن قرارداد گزافی به گروه منووار پیوست.

اریک از کار اسکات راضی بود و آلبوم در مصاف با دنیا را پس از نواختن گیتار اون توسط اسکات با رضایت کامل در اکتبر 1986 روانه بازار کرد.

آلبوم در مصاف با دنیا به فرموده خود اریک برگرفته از اشعار و ریتم های گروه جوداس پیریست و کیس می باشد.
در همان سال یعنی 1986 بود که گروه تصمیم گرفت یک هستودیوی اختصاصی بخرد و قرارداد خود را با شرکت وبستر لغو کند تا بتواند تمامی کارهای خود را در هستودیوی اختصاصی خود اجرا کند.

پس از گذشت چند ماه هستودیوی سن جرج واقع در محله لیفراک ویرجینیا توسط گروه خریداری شد.

هزینه این هستودیو تماما ار فروش آلبوم ها بود و این هستودیوی اختصاصی کوچک که قابلیت ضبط آلبومهای گروه را داشت در حدود 75000 دلار برای گروه هزینه داشت.
تا این سال گروه برنامه های خود را با هزینه شرکت وبستر اداره می کرد.

تا اینکه توانست برای خود هستودیوی اختصاصی دایر کند.

با این که این هستودیو کوچک بود ولی جوابگوی کارهای گروه بود.

در سال 1987 بود که اریک تصمیم به ازدواج با صدابردار هستودیوی اختصاصی خود که چند ماهی بود با اون آشنا شده بود گرفت.

خانم اونجلیکا پرستر با پیشنهاد اریک موافقت کرد و در دسامبر 1987 در کلیسای دوپر دیترید مراسم ازدواج اونها انجام شد.
اونجلیکا متولد 25 اکتبر 1965 در دیترید بود، تحصیلات خود را در دانشکده هنرهای زیبای راپیدوین در انریش در رشته تئاتر به پایان رسانده بود و به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داشت.
اونجلیکا به اریک علاقه زیادی داشت و در خاطراتش می گوید: از اراده اریک برای اداره هستودیو احساس حقارت می کردم.

اریک بسیار مصمم بود تا بتواند بهترین کار را برای اجراء ارائه دهد.
جوای دمایو در همان سال با پیشنهاد گزافی به موزیک فلارمونیک شهر تگزاس دعوت شد .

اما جوای از این همکاری سر باز زد و گروه را ترجیح داد.

جوای تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان آلمانی به پایان رسانده بود و قبل از ورودش به گروه در آپارتمانش گیتار تدریس می کرد.
حدود یک سال بعد اریک و اعضای گروه که اونجلیکا هم دیگر جزء اونها شده بود، آلبومی به نام سلاطین فلزی را آماده عرضه به بازار کردند.

این آلبوم که در نوامبر 1988 وارد بازار شد، یکی از زیباترین و حرفه ای ترین کارهای گروه منووتر محسوب می شود.
اریک درباره این آلبوم می گوید: با اونجلیکا درباره نام آلبوم صحبت کردم که اونجلیکا نام چهار پادشاه فلزی را پیشنهاد داد که بعدها طی صحبت با اعضای گروه به سلاطین فلزی تغییر نام داد.

اما زمینه فکری نام این آلبوم را اونجلیکا پایه ریزی کرد.

اریک این آلبوم را شاه تمام آلبومهای راک سال 88 می دانست و با توجه به اونچه در انتظار داشت این آلبوم به مدت 7 ماه پرفروش ترین آلبوم راک سال 88 شد.

اریک توانسته بود گروه خوبی را تشکیل دهد.

هنوز مدتی از ورود این آلبوم به بازار نگذشته بود که پیشنهاد جالبی از طرف دنی هامزیک برای اجرای کنسرت و یک تور تفریحی به اریک شد.

اریک سپس صحبت با اعضای گروه تصمیم به اجرای یک کنسرت 80 دقیقه ای و یک تور 20 روزه در اسپانیا به همراه راب هالفورد خواننده گروه جوداس گرفت تا هم تنوعی برای گروه باشند و هم بتوانند انرژی تازه ای کسب نمايند.

2 روز سپس این تصمیم گیری گروه در شهر مادرید اسپانیا در پی کسب انرژی تازه ای برای ادامه کار بود.

شهری که خود اریک زاده اونجا بود.

گروه سپس تور مادرید به میشیگان رفت و برنامه شد که کنسرت در 22 جولای 1990 در سالن گرین مک میشیگان انجام شود.

گروه خود را برای اجرای کنسرت آماده می کرد.

اریک .

اعضای گروه با توجه به مدت وقتی که برای کنسرت در نظر داشتند و ترک از آلبومهای خود جدا کردند و پس از هماهنگی با سالن 2200 نفری گرین مک خود را برای اجرای کنسرت آماده می کردند که ناگهان اریک با فوت پدرش دنی مواجه شد و کنسرت به 17 اکتبر موکول گشت.

این اولین کنسرت منووار بود که به نام شمشیرهای بیرون از غلاف نامگذاری شد و بعدها به صورت یک آلبوم به بازار عرضه شد.

در سالن گرین مک شی 17 اکتبر در حدود 2000 بلیط فروخته شد و میانگین سنی کنسرت 18 تا 24 سال فراخوان گردید.

کنسرت بدون هیچ مشکلی انجام شد و گروه 4 روز سپس کنسرت به ویرجینیا بازگشت تا کار خود را دوباره آغاز کند.
در همین سال یعنی 1990 اریک صاحب فرزند پسری شد که به احترام نام پدرش نام او را دنی گذاشت.

اونجلیکا ار هستودیو بیرون رفت تا از دنی نگهداری کند و گروه دوباره با همان ترکیب قبلی به کار خود ادامه داد.

اریک شیفته اشعار حماسی، جنگ و مبارزه بود و دوست داشت تمام این احساسات خود را در مضمون شعرهایش بیان کند و این کار را با با ساخت آلبوم پیروزی پولادین به کرسی نشاند.

این آلبوم در جولای 1992 وارد بازار شد و برگرفته از اشعار هومر بود.

اریک می گوید: من شیفته افسانه آشیل بودم و همیشه سپس مطالعهاین افسانه حماسی مو بر بدنم راست می شد.

دوست داشتم در ذهنم یک تراوای واقعی داشته باشم و هکتور را با دستانم لمس کنم.

این آلبوم را با داستان افسانه ای شهر تراوا شروع کردم تا برای همیشه این افسانه پایدار بماند و همه بدانند که آشیل هنوز هم زنده هست و منووار نام اون را همیشه زنده نگاه خواهد داشت.

آلبوم پیروزی پولادین بر خلاف جایزه ای که از F.O.R به خاطر اجرای حماسی افسانه آشیل گرفت فروش چندان موفقی نداشت.

یکی از قسمتهای جذاب این آلبوم درام دنی هامزیک بود که بر خلاف نظر اریک در آلبوم نواخته شد و یکی ار نقاط قوت آلبوم محسوب می شود.

این آلبوم شاید آخرین آلبومی از منووار باشد که سبک مارش متال را کاملا رعایت کرده هست.

اریک همان طور که خودش هم بعد ار آلبوم پیروزی پولادین فرموده بود دیگر سبک کاری برایش اهمیتی ندارد بلکه مضمون شعرهاست که به کارهایش اهمیت می بخشد.
اریک تصمیم به یک دوره هستراحت گرفت و با اعضای گروه هم در میان گذاشت و با توجه به موافقت اعضای گروه تصمیم گرفت تا چند سالی از آلبومهای Best هستفاده کند و شعذی نگوید که سپس اون بهترین کارهای خود را در آلبومی به نام چرخهای جهنمی عرضه کردند.

این آلبوم در مارس 1994 به بازار عرضه شد.

این کار اثر جوای دمایو بود و کار تنظیم این آهنگ را هم خود جوای به دست گرفت و اریک هم از این کار بسیار راضی بود.

این آلبوم با این که به نظر نمی رسید فروش چندانی کند ولی مبلغ قابل توجهی از فروش آلبوم به دست آمد.

اریک و اعضای منووار آلبوم بعدی خود را پس از 4 سال خاموشی بر خلاف تمام آلبومهای قبای خود چه از نظر ریتم و سبک و چه از نظر مضمون شعری بیرون دادند.

اریک برای ساخت این آلبوم از شخصی به نام راجر هیومن کمک گرفت.

راجر یک نویسنده و شاعر خوب بود که اریک می توانست از او برای متن شعرهای خود کمک بگیرد.

سپس بستن قرارداد و شروع به کار حدود 1 سال برای سرودن اشعار و تنظیم ترکها وقت صرف شد تا در دسامبر 1996 کار در هستودیوی اختصاصی منووار اجرا و وارد بازار شد.

این آلبوم فراتر از جهنم نام گرفت و کار کاملا هوی متال و عام پسند بود و بعدها حتی گروههای پانکی نیز از ریتم این آهنگها در آلبوم های خود هستفاده کردند.

گروه سپس ساخت این آلبوم به یک تور یک ماه و نیمه به سواحل هاوایی رفت..

در این سفر راب هالفورد و بوروس دیکنسون هم همراه گروه بودند.
اریک سپس این سفر با همسر و فرزندش رابطه نزدیکتری بربرنامه کرد و از سال 96 به بعد تمام کارهای این گروه به صورت Best اجراء و به بازار عرضه شد و یا به صورت کنسرت هایی که اشعارش قبلا سروده شده بود، اجراء گردید.

در سال 1996 و قبل از ضبط آلبوم فراتر از جهنم دنی هامزیک از گروه خداحافظی کرد و کارل لوگان به جای او وارد گروه شد.

اکنون سپس گذشت بیش از 20 سال اعضای گروه منووار

عبارتند از:


1- اریک آدامز Eric Adams
2- جوای دمایو
3- اسکات کولومبوس
4- کارل لوگان


از آلبومها و کنسرتهای دیگر گروه منووار می توان چرخهای جهنمی، مرحله ای از جهنم و جنگاوران جهان را نام برد

59:


Kai MacDonald

( Kai Tracid )


Kai MacDonald ملقب به kai tracid دي جي و اهنگساز الماني در زمينه ترنس هست.

tracid برگرفته از مخلوط دو كلمه و دوسبك موزيك trance و Acid مي باشد.

كه در حقيقت kai اين دو را با هم مخلوط كرده و سبك جديدي را ابداع كرده هست.
اين هنرمند الماني با اولين سينگل جنجالي خود يعني Your own reality معروف شد كه در سال 97 بيرون امد البته قبل از ان هم در سال 96 كاري به اسم so simple را ساخته بود اما از سال 97 معروف شد كم كم و در سال 98 با كار قايشان خود به اسم Liquid Skies شهرت جهاني پيدا كرد.
در ماه نوامبر سال 2001 براي اولين بار در چارت top 10 المان برنامه گرفت و از سال 2000 تمامي كارهاي خودش را به وصيله كمپاني خودش به اسم Tracid traxxx وارد بازار كرده هست.

kai كه تازه از تور هستراليا خوش برگسته هست كه هموراه با هيجان و هسترس زيادي هم بوده هست.

و همينطور از سفر طولاني اش در انگليس بالاخره به فرانكفورت باز گشته مرد 33 ساله اي كه 30 ساعت را در هواپيما گزرانده هست اما چه كسي نگران هست؟
او خيلي در هستراليا سرگرمي داشته هست.

سه هفته را به قسمتي از تور جهاني خود در سيدني اختصاص داده هست همينطور در بخشهاي مختلف هستراليا تمام برنامه ها sold out شده بودند.

kai در حال پرواز در يك مسير به سرعت هست.مسير پيشرفت......

طبق امار رسمي سايت Dj MAg كاي يكي از 50 دي جي برتر در جهان به شمار مي ايد.
هنگاميكه بقيه دي جي ها و اهنگسازان از اثرات تكنو و همينطور تجاري شدنش ميناليدن كاي بلند شد و اخر هفته ها را با دي جي و روزهايش را در هستوديو گذراند.
براي الهام و القا كردن كاي فقط چند تا اهنگ در سبك Acid ساخت كه ان را به وصيله كمپاني Acid files منتشر كرد كه بعده ها خودش كمپاني زد و شركت او يكي از بهترين شركت ها در سال 98 شناخته ميشد.

از سال 1995 او در اين راه هست.

در گذشته شخصي كه موسيقي را خود اموخته و دانش اموز الكترونيك بوده هست و ساعتها وقتش را پشت كامپيوتر مي گذاشت و با صداها بازي ميكرد.
به وصيله اين كار اون فرمول جديدي كشف كرد و سبك جديدي ایجاد كرد به اسم tracid = trance + acid و بهترين دي جي و اهنگساز در اين سبك شد.
به فرموده خودش : اين صداي tracid traxx من هست - موزيك ترنس با انرژي زياد تا امروز من نتوانسته ام خوانندگي كنم اما يك حس بسيار قايشان از روح در موزيك دارم .

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] امتياز ديگري كه كاي را از بقيه متمايز ميسازد اين تفكر هست كه كاي مي گايشاند "من ارزش زيادي براي شعرهاي بلند پروازانه قائل هستم"
از سال 97 كاي دائما در چارتهاي دنس المان ظاهر شده هست.

و گاهي اوقات رتبه ي اول را داشته هست.افرادي مثل frank farian ذوق كار را در كاي به وجود اوردند.

كه كارهاي طلايي او نتيجه اش بوده هست.

و برخي پيشامدها مانند كانديد شدن براي VIVA - COMEt 1998 و Eins live Krone ادامه ي موفقيت هاي او بوده هست چيزي كه يا يك سيستم ارزان قيمت خانگي شروع شد الان در حرفه ترين هستوديو پي گيري ميشود .
سپس ان كه كارهاي كاي در سرتاسر اروپا پخش شدند در سالهاي اخير صداي او(اهنك هايش) در سرتاسر دنيا متقاضي و طرفدار دارد
او ميگايشاند: "هر اخر هفته من در مسافرت هستم با هواپيما حتي با ماشين براي اجراي برنامه"
هستراليا انگليس امريكا ژاپن ايتاليا روسيه و برزيل و ....

كشورهايي هستند كه به tracid گوش كرده اند.

و كلاب ها و فستيوالهايي كه ديده ميشود همراه با 35000 نفر امت هستند.
در صحنه موسيقي دان جذاب و تفريحي سري و مرموز هست تا اينكه خجالتي باشد او هيچ گونه گرايش به مواد مخدر ندارد و هيچ وقت مدل موهاي عجيب و غريب براي جلب توجه نميگزارد و مثل ديونه ها ...




كاي ميگايشاند: "هيچ وقت اعتياد به مواد مخدر نداشته ام به بعضي از هم كاران من نگاه كنيد ...
من حدس ميزنم دليلش اين هست كه من واقعي هستم و با خودم رو راست هستم"
سپس مكس كوتاهي او اضافه کرد: "من سبك خودم را دارم و ان را هميشه در راهم خواهم داشت"
راه او براي كاي بسيار اهميت دارد كاي امتياز ديده شدن مخصوص خودش را دارد .

همين الان او انرژي جديد را از طريق يوگا جذب و دريافت كرده هست.
كاي ميگايشاند كه "خيلي مهم هست وقتي را به خودمان اختصاص دهيم تا راهمان را پيدا كنيم" در موفقيت او- او درست به نظر مي ايد بيشتر از 50 اهنگ از كمپاني او در چارتهاي دنس هستند بيشتر از 100 اهنگ را با نام و شهرت خود يعني kai tracid منتشر كرده هست
دي جي اي هست كه از طرف جهان بيشتر از هميشه توصيه ميشود براي گوش كردن در اوج اين كارها افراد زبان زد مهمان و مصاحبه با راديو هاي مختلف و حضور او در فيلم hey Dj ديده ميشود ديگر بيشتر از اين چه ميخواهد؟ در اينده چه كاري خواهد كرد؟
ساختن موزيك بيشتر يك چيزه جاودانه .......

اگر حق انتخاب داشته باشم با هنرمندان بزرگي همچون wiliam orbit كار خواهم كرد يك كار جديد انجام خواهم داد كه خودم و بقيه از ان لذت ببريم.


البوم ها و سينگلهاي كاي:

Skywalker (1999) [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Trance & Acid (2002) [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
Contemplate (the reason you exist) (2003)

[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
[ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] Singles:

"So Simple" (1996)
"Makin' Friends" (1997)
"Your Own Reality" (1997)
"Dance for Eternity" (1998)
"Liquid Skies " (1998)
"Destiny's Path" (1999)
"Tiefenrausch (The Deep Blue)" (2000)
"Too many Times " (2001)
"Life is too Short" (2001)
"Trance & Acid" (2002)
"4 just 1 day" (2002)
"Conscious" (2003)
"Deeper" (2004)
تهيه و تنظيم : ارمان ديناروند

60:

Shania Twain






Eilleen Regina Edwards خواننده سبک POP- COUNTRY شانیا تواین Shania Twain در اگوست سال 65 در (Windsor/Ontario) به دنیا آمد و در شهر کوچک (Ontario) Timmins ترقی کرد، جایی که او از بچگی با تشویق پی در پی خوانواده اش شروع به نواختن گیتار کرد .

او موسیقی را خیلی دوست داشت و بیشتر وقت خود را صرف نواختن گیتار می کرد .

او همراه با خانواده اش در سن 8 سالگی به Sudbury نقل مکان کردند .

مادر و پدرش او را تشویق به شرکت در فستیوال ها و نواختن در جشن های خانوادگی می کردند ، اونها دوباره به Timmins باز گشتند و شانیا در اونجا به دبیرستان رفت و همچنین به طور نیمه وقت درMc Donalds مشغول به کار شد .

پس از گرفتن مدرک تحصیلی او در سن 21 سالگی به تورنتورفت و در اونجا مشغول به کار شد تا اینکه حادثه ای غم انگیز برای او پیش آمد پدر و مادر او در یک تصادف فوت کردند این مسئله به او فشار زیادی آورد و او مجبور شد موسیقی را کنار بگذارد .

در این تصادف برادرش مارک نیز صدمه دید و در بیمارستان بستری شد .

او به سرعت کار خود را در تورنتو کنار گذاشت و به تیمینس باز گشت .

خواهر بزرگ شانیا Jill می گوید اون وقت برای شانیا وقت هسترس و ترس بود .

مارک هم اکنون در ونکوور تکنسین کامپیوتر هست .

دوستان و خانواده شانیا او را هنوز به نام مادرش (Eilleen) می خوانند .

پس از مدتی خواهر شانیا خانه پدری را فروخت.

در سال 95 وقتی که او بر روی آلبوم(The Woman In Me) کار می کرد ، تهیه نماينده این آلبوم Robert John mutt Lang بود،



سر انجامShania و Lange عاشق یکدیگر شدند و با هم ازدواج کردند .

همه این موضوع را تائید می نمايند که این دو تا کنون هیچ مشکلی با هم نداشتند و اگر هم روزی پیش آید برای همه تعجب بر انگیز خواهد بود .

سپس پشت سر گذاشتن تور شانیا تصمیم گرفت تعطیلاتی را به همراه همسرش در جایی که کانون گرم زندی اش شکل گرفته بود سپری کند ( کاخی در سوئیس).

پس از مدتی او در آگوست سال 2001 پسری به نام (Eja ) به دنیا آورد .

شانیا اشاره به موضوع جالبی در رابطه با ضبط کارهای خود داشته هست و اون اینکه تهیه این کار ها از موسیقی دان های هندی ، آمریکای و ایتالیایی که برای تهیه یک کار خوب کمک شایانی داشته اند هستفاده کرده هست .

در انتهای راه به یک شعر فوق العاده از پروژه جدید Im Gonna Getcha good می رسیم .

این شعر اینگونه تحلیل می شود و خود شانیا معتقد هست : این شعر کاملا آشکار هست و کلا درباره دختری هست که می داند چه چیزی میخواهد و او با اینکه می داند چه چیز هایی در انتظارش هست میرود تا به خواسته های خویش برسد .

او یک تور در سال 2003 خواهد داشت که معتقد هست در اون موفقیت هایی به دست خواهد آورد .



هر یک از آلبوم های او با تعداد کپی ها ی بالایی فروخته شده هست .

اما خود او می گوید ((هدف من فروش بالای آلبوم هایم نیست بلکه واقعا دوست دارم بدانم نظر امت نسبت به کار های من چیست ؟))

آلبوم Women In Me او حدود ده میلیون کپی داشته هست .

او در اون وقت در های زیادی را به سوی آینده برای خواننده های زن کشورش گشود .

همچنین این آلبوم که نام برده شد و همچنین آلبوم های Any Man Of Mine و Whose Bed Have Your Boots Been Underدر 8 کشورنواخته شدند.



ازجمله آلبوم های که برای اون سخت کار شد Whose Bed Have Your Boots Been Under و Any Man Of Mine و آلبوم موفق The Woman In Me و No One Need To Know و If You Are Not In It For Love با متحد شدن سبک پاپ کانتری و شیوه راک، شانیا یکی از ستاره های سر شناس سال 1990 شد .

آلبوم Come On Over در سال 1997 عرضه شد .

آلبوم مشهور در سال 1997 عرضه شد .

آلبوم مشهور Youre Still One و Love Gets Me Every TimeوYou’ve Got A Way و Honey Im Home و That Don’t Im Press Me Much بیش از 34 میلیون کپی از اون ها فروخته شد و گواهینامه رسمی از صنعت ضبط آمریکا به خاطر بزرگترین فروش آلبوم ها را به او اهدا کردند .

در حرف ها ی شانیا اعتماد به نفس موج میزند و این نشان می دهد که هر کس با یک شکست هیچ وقت نباید کار خود را توقف کند : من وقتی نگاهی به دوران بچگی خودم میکنم درد و غم را همراه خود م حمل نکردم و من احساس می کنم کسی دیگر جای من این دوران های سخت را متحمل شده هست .

همچنین من مرحله های غم انگیزی را طی کرده ام ولی باز فکر می کنم کسانی دیگر در اون مراحل بودند .

اما هر چه بود جالب بوده .

گاهی گرم شدم وگاهی سرد .

و او در آخر می افزاید : من برخی اوقات احساس می کنم الان سومین مرحله از زندگی من هست


61:


62:

Ronnie James Dio

رونی جیمز دی



یکی از جادوهای دنیای کلاسیک راک.

به فرموده خیلی از بزرگان موسیقی.

اشعارش همواره دارای پیامهای تاثیر گذار و ماندنی هست.

یکی از تکنیکی ترین خواننده‌هایی که در دنیای هوی متال ظهور کرده.

تمامی این القاب به غرش صدای کسی داده شده هست که نامش رونی جیمز دیو می‌باشد.

قسمتی از یکی از زیباترین اشعارش را برای شما انتخاب کرده‌ام:

Don't talk to strangers
Cause they're only there to do you harm
با غریبه‌ها صحبت نکن، چون به جز آزار چیزی برای تو ندارند.
Don't hide in doorways
You may find the key that opens up your soul
در درگاهها مخفی مشو، چون ممکن هست کلیدی را پیدا کنی که روحت را آزاد کند.
Don't smell the flowers
They're an evil drug to make you lose your mind
گلهای بسیار زیبا را مبو، چون داویی شیطانی هست که ذهن تو را می‌درد.(مواد مخدر)
Don't dance in darkness
You may stumble and you're sure to fall
درتاریکی نرقص، چون ممکن هست بلغزی و برای همیشه سقوط کنی.
Don't write in starlight
Cause the words may come out real
در زیر نور ستارگان در تاریکی منویس، چون ممکن هست کلماتت از حقیقت خارج شوند.


در نیو همپشایر در ایلات متحده آمریکا متولد شد.

Ronnie James Dio (born Ronald James Padavona on July 10, 1942 in Portsmouth, New Hampshire, USA

اولین دستاورد رونی برای خوانندگی با گروه خودش به‌نام الف (Elf)بود.در سال 1972 گروه مورد توجه راجر گلوور و یان پیس از دیپ پرپل برنامه گرفت و الف با این گروه انگلیسی تورهای بسیاری را در سراسر آمریکا اجرا کرد.

سپس رونی در اثر معروف راجر گلوور به‌نام The Butterfly Ball حضور پیدا کرد.

رونی در سال 1974 به گروه رینبو (Rainbow) ریچی بلک مور که به تازگی اون را تشکیل داده بود پیوست.

با حضور او در Rainbow و اجرای دو قطعه Heaven And Hall و Mob Rules به همراه بلک سبت، رونی به اوج موفقیتش در عرصه سبک هوی متال دست یافت.
اولین کار شخصی رونی Holy Driver بود که آغشته به زیبایی در اشعار و آهنگ و طنین زیبای آواز رونی بود.

Holy Diver طولی نکشید که به عنوان یک شیوه برای دادن پیام و نفوذ در قلب هوی متال در آمد.

ودلیل اون هستعدادی بود که از وقت کودکی در رونی برای بکارگیری کلمات وجود داشت.

همچنین نوشتن انتم‌هایی به عنوان پیش‌ در آمد و سرودن اشعار حماسی از دلائل موفقیت این اثر به شمار می‌رفت.
با به بازار آمدن رکورد شماره 2 ، The Last In The Line رونی جیمز دیو با تمام قدرت به پیش رفت.

در این وقت دیو با گرفتن هستادیوم‌هایی برای کنسرت و شکل دادن اونها با پوششهای هرمی شکل و مجسمه‌های کبری که از دهانشان آتش بیرون می‌آمد و همچنین مجسمه‌هایی با شکلهای عجیب که با یکدیگر در جنگ بودند و اشعاری در باره داستانهای و تاریخ آمریکای مرکزی و اجرای آهنگهای حماسی که درباره مقابله و پیروزی قهرمانان بر شیاطین بود، موقعیت بسیار خوبی را برای گروه به دنبال داشت.
پس از اون رونی دز سال 1992 برای اثر Dehumanizer به بلک ثبت پیوست.

دیو آلبوم Strange Highways را درسال 1994 و آلبوم Angry Machines را در سال 1998 به بازار ارائه کرد و به دنبال اون اجرای یک کنسرت به نام Inferno را در سال 1998 داشت.

در سال 2000 کریگ گلدی (Craig Goldy) گیتاریست گروه، به خاندان دیو بازگشت تا به اتفاق آلبوم Magica راکه یک آلبوم مفهومی بود ضبط نمايند و به بازار عرضه نمايند.

Magica سرود بازگشت گروه به عرصه دنیای راک بود و با هستقبال خیلی خوبی مواجه شد.

سپس تورهای بسیار موفق اروپا و آمریکا و بعد ژاپن را داشتند.سپس رونی به یاد دوستان قدیمی خود از دیپ پرپل افتاد و با اجرایی فراموش نشدنی قطعاتی از Butter Fly Ball به همراه چند اثر جدید از خودش با همراهی یک ارکستر سمفونی 79 نفره داشت.

سپس اون کریگ گلد دوباره گروه را ترک کرد و به جای اون Axeman Doug Aldrich به گروه پیوست تا آلبوم Killing The Dragon را در سال 2002 روانه بازار نمايند.

سپس اون چند اثر کلاسیک از دیو به همراه یک اجرای زنده در نیویورک در سالن Roseland با نام Evil or Divine به صورت DVD وارد بازاز کرد.

در ادامه اون یک تور بزرگ به همراه Deep Purple و Scorpions در سراسر آمریکا اجرا کرد.




پس از اون Aldrich به White Snake رفت و Goldy بار دیگر به گروه پیوست و به اتفاق آیرون میدن و موتور هد (Iron Maiden And Motor Head)یک تور یک ساله را دنبال کردند.

سپس رونی جیمز دیو اثر دیگرش را به‌نام Master Of The Moon را ایجاد کرد که در 30 آگوست سال 2004 به بازار وارد شد که برنامه بود که یک تور سراسری به همراه اون باشد.
آلبوم های دیو براستی جاودانه و همیشگی هستند و همیشه در کارهایش پیامهایی اثر گذار وجود دارد.

و آلبومهای او مانند سندی در وقتهای مختلف و برای نسلهای مختلف باقی خواهد ماند.

رونی به راستی هنرمندی واقعی و پر تلاش هست.

او هنوز در حال ایجاد آثاری با همکارانی جدید هست.
نام اصلی او Ronald James Padavona می‌باشد.
رونی از سال 1975-1970 در گروه Elf، از سال 1978-1975 در گروه Rainbow، در سالهای1982-1979 و 1993-1191 در بلک ثبت و در سالهای 1993-1989 در دیو فعالیت داشت و از اون پس نیز با همین نام به کار ادامه داد.


آلبوهای Elf شامل:
Trying To Burn The Sun 1975
Carolina County Ball 1974
L.A./59 1974
Elf 1972 بوده هست.
کارهای Rainbow شامل:
Catch The Rainbow: The Anthology 2003
Live In Germany 2001
Millennium Collection 2000
The Very Best Of Rainbow 1997
Live In Europe 1996
Finyl Vinyl 1986
The Best Of Rainbow 1979
Chase The Rainbow 1981
Long Live Rock'N' Roll 1978
Rainbow On Stage 1977
Rainbow Rising 1976
Ritchie Blackmore's Rainbow 1975 می‌باشد.
آلبومهای Black Sabbath که با حضور دیو ارائه شد شامل:
Under Wheels Of Confusion 1996
The Sabbath Stones 1996
Dehumanizer 1992
Live Evil 1983
Mob Rules 1981
Heaven And Hell 1980 هست.
و سرانجام کارهای دیو شامل:
Killing The Dragon 2002
Anthology Vol Two 2001
The Very Best Of Dio 2000
Magica 2000
Master Series 1998
Inferno/Last In Live 1998
Anthology 1997
Angry Machines 1996
Strange Highways 1994
Diamonds: Best Of Dio 1991
Lock Up The Wolves 1990
Dream Evil 1987
Intermission 1986
Sacred Heart 1985
The Last In Line 1984
Holy Diver 1983 میباشد.


63:

Linkin Park

Linkin Park is a band from Agoura Hills, California.

They formed in 1996, and have since sold more than fifty million albums, and won two Grammies




لینکیم پارک از همکاری ساده دبیرستانی چند نوجوان آمریکایی سال 96
بصورت آماتور بوجود آمد اما پنج سال بعد اولین آلبوم خود را منتشر کرد..افرادی که هستعداد خوبی در کار با کامپیوتر و میکس و مونتاژ موسیقی داشتند و شاید اگر به کار آلبوم بی کلام می رفتند هم موفق میشدند مهارت اونها در ایجاد موسیقی های جذاب و نو چه تند و چه آرام هست آهنگسازان اصلی براد دلسون جوزف هان(معروف به مستر هان) راب بوردن نام دارند که کار میکس آهنگا با شخصی بنام فونیکس (نفر ششم) هست که در بعضی شوهای اونا حضور نداره .

تنها خواننده گروه مایک شینودا بوده که از ابتدا رپر بوده و آهنگای رپ بصورت غیر رسمی می خوانده و یک نمونه از اونها It's going down هست که بصورت تصویری هم اجرا شده .

گروه در ابتدا کارش چندان جدی نبوده وشهرتی هم نداشته تا اینکه چستر بنبنگتون (همونکه معمولا عینک میزنه و گاها موهاشو کامل میزنه و در کلیپ ها داد میزنه) به اونها می پیونده و کار اصلی اونها شروع میشه .


اصولا چهار سبک اصلی موسیقی در غرب پاپ – راک – رپ - متال هست البته نمیشه دقیقا همه موسیقی ها رو خط کشی کرد و در اونها جای داد بعلاوه اینها 4 شاخه اصلی هستند و ما اگه بخواهیم میتونیم ده نوع مختلف سبک رو نام ببریم (در موسیقی تی وی های بین المللی دنیا هم ام.سیکس.راک و ام.سیکس.بلک معرف این دسته اند) بلک(همون رپ) به معنای سیاه اشعاری شبیه حرف زدن هستند (مثل سندی و بینش پژوه در ایران) که مرتبا از کلمات زشت هستفاده می نمايند و دیدگاه کلیشون انتقادی و پرداختن به موضوعاتی چون فقر زنان خیابانی و کلا عقده و حقارت افراد هست که بعدا در موردش حرف میزنم
لینکین پارک با تلفیق نوعی رپ (به خوانندگی مایک) و راک (چستر) سعی کرده سبک جدیدی بوجود بیاره با این تفاوت که اشعار رپ اونها تنها در اجرا رپ هست اما موضوع و محتواش کاملا متفاوت و به بحث دیگه ای مربوطه و تلاش داره تا از لغات زشت هستفاده نکنه و همین باعث شده عده ای اتهام گروه دینی ومسیحی به اونا بزنن چیزی که اصلا به اونها ربطی نداره و اونها کاملا به مسائل مذهب و خدا بی تفاوتند
عده ای هم گروه هایی به این سبک رو نئو متال مینامند اگر اینها رو نمی شناسید احتمالا شوهای جدیدتر مدرن تالکینگ با شرکت اون سیاهپوسته رو دیده اید اینها مثل اونه هستند با اینکه جای سیاهه رپ دیگه ای عرضه میکنن و بجی پاپ به راک می پردازند درمجموع اونها رو راک مدرن می نامند و شوهاشون بیشتر جزو سری راک برنامه میگیره

ویژگی اصلی لینکین پارک نپرداختن به موضوعات عشق و عاطفه و ****** و ..

هست .

یعنی بین دهها آهنگ در این چند آلبوم اونها هرگز به این مسائل( که اکثریت موسیقی جهان و ایران به اینها مرتبطه) و خاطرات عشقی و دوست داشتن نپرداختند(هر چند به تنفر از جهان خیلی پرداختند) و من بیاد ندارم که اصلا کلمه Love رو بکار برده باشن و جز مواردی که منظور خود شخصیت به عنوان مصداق کلی (مخاطب نوعی) در نظر هست از کلمه You هستفاده نمی نمايند و کلا اشعارشون خارج از محدوده موسیقی جهانه



اگه بخوام چیزی که بهش می پردازند رو بگم اظطراب احساس تنهایی گیجی گمگشتگی سر درگمی نابودی بی هویتی و نوعی درد مبهم درونی هست که در آینده بهش می پردازم و شاید به دلیل همین تفاوتشه که در اولین سال ورودش2002 به سرعت میان گروه های راک مطرح شد و طی 2003 و 2004 سلطان بلامنازعه این سبک موسیقی شده و شهرتی جهانی پیدا کرده و روز به روز معروف تر میشه



LinkinPark یه گروه برخواسته از LA-Californiaی امریکا با سبک nu-metal/rapcore هستش که با شرکت بزرگ Warner Brothers همکاری و قرارداد کاری داره.

این گروه در حال حاظر میشه فرمود از بهترینهای سبک Rock در دنیا محسوب میشه و این موفقیت ارزشمند رو مدیون آلبوم اول خودشون Hybrid Theory سال 2000 میدونن که تا کنون بیش از 19 میلیون نسخه ازش فروش رفته.

:: Band Members ::
Chester Bennington — lead vocals
Rob Bourdon — drums
Brad Delson — guitar
Dave "Phoenix" Farrell — bass guitar
Joseph Hahn — turntablist, samples
Mike Shinoda — vocals, sampling, emcee, keyboardist, rhythm guitarist
:: Band History ::
:: 1994~99 From Xero To Hybrid Theory ::

سال 1994 دبیرستان Washington شخصی بنام Chester Bennington به عنوان خواننده وارد گروهی بنام Grey Daze میشه, گروه دو آلبوم بنامهای No Sun Today و Wake Me منتشر میکنه.

اما سپس مدتی به خاطر مشکلاتی که Chester با گروه داشت مجبور میشه گروه رو ترک کنه.
در همین ایام Brad Delson (گیتاریست گروه) و Mike Shinoda (رپ وکال) گروه با هم تمرین موزیک میکردند و در دانشگاه هم مشغول تحصیل بودند.

Delson در UCLA واقع در Westwood-California و Shinoda هم در دانشگاه Art Center College Of Design واقع در Pasadena-California.

گیتاریست گروه یعنی Brad در UCLA با Dave Farrel (بیس گیتاریست) آشنا میشه.

Delson و Farrell با هم در خوابگاه چون هم اتاق بودند به تمرین موسیقی میپرداختند در اون موقع Dave در گروه the Tasty Snax همراه Mark Fiore فعالیت حرفه ای میکرد که البته گروه سپس مدتی به The Snax تغییر نام پیدا کرد.

در همین اوضاع Mike Shinoda با Mr.Hahn (دی جی) گروه در دانشگاه آشنا شد.
Farrell و Hahn به Super Xero که البته اسمش کوتاهتر شد Xero پیوستند و پنج نفری بهمراه یه وکالیست بنام Mark Wakefield شروع به ضبط اولین آلبوم خود کردند یه نوار دمو (Demo Tape) و گروه نوار رو به چندین کمپانی برای انتشار فرستادند اما متاسفانه هیچکدام حاضر به بستن قرارداد با Xero نشد.

چندی بعد Mark گروه رو ترک کرد.



بنابراین Mike یه آگهی مبنی بر نیاز به یه خواننده تمام وقت تنظیم و پخش کرد در همین وقت هم Brad به عنوان مسئول فنی ارتباطات در یکی از نمایندگی های Warner Brothers و برای Jeff Blue شروع به کار کرد و سپس مدتی کوتاه Blue چستر رو به اونها (Brad and Mike) معرفی کرد, خواننده ای جوان و مستعد از شهر Phoenix که بدنبال یه گروه برای عضویت میگرده.
Shinoda و Delson یه نوار از کارهای خودشون رو بصورت Instrumental (بدون کلام) برای Chester Bennington فرستادند تا چستر صدای خودش رو روی نوار ضبط و برای اونها مجددا بفرسته.

سپس مدتی کوتاه چستر با مایک تماس تلفنی گرفت و از پشت همون تلفن کار خودش رو برای وی پخش کرد, گروه از کار چستر خیلی خوششون اومد و ازش خواستند تا سریعا از Phoenix به LA پرواز کنه و کار خودش رو تحویل و یه تست نهایی در هستدیو بده و اگه مورد قبول برنامه گرفت قرارداد با گروه رو امضاء کنه.

چستر در هستدیو حاضر شد و سپس تستی که داد چند خواننده دیگری که برای تست اومده بودند اصلا اونجا رو با شنیدن صدای چستر ترک کردند (چون امیدی دیگه نمیدیدند! .
دیگر بصورت جدی Bennington خواننده گروه شده بود و در همین هنگام گروه اسم خود رو از Xero به Hybrid Theory تغییر دادند, گروه دیگه کامل شده بود ولی Farrell مجبور شد بطور موقت اونها رو ترک کنه و به گروه سابق خودش یعنی the Tasty Snax/The Snax بپیونده برای انجام یه سری تور! برای همین گروه برای ضبط اولین آلبوم EP خودش بیسیست نداشت به همین منظور Delson و فردی بنام Kyle Christener بطور موقتی مسئولیت Bass Guitar گروه رو پذیرفتند.

بالاخره اواسط سال 1999 آلبوم EP منتشر شد که البته تنها 1 هزار نسخه فروش داشت.

سپس تلاش زیاد سر انجام گروه موفق شد نظر Warner Brothers رو بخودش جلب کنه و با اونها قراردادی امضاء کنه اما همچنان Farrell در غیبت به سر میبرد بنابراین گروه تصمیم به آوردن یه Bass Guitaris حرفه ای بنام Scott Koziol گرفت.

Scott در ویدئو کلیپ "One Step Closer" برای آلبوم "Hybrid Theory" محصول سال 2001 نوازندگی میکنه و در چند صحنه از کلیپ بطور آشکار دیده میشه.
LP سال 1999 با Warner Bros قرارداد خودشو امضاء کرد البته باید از Blue واقعا تشکر کرد چون هم Chaz رو به گروه معرفی کرد و هم اینکه باعث شد تا LP با Warner قرارداد خودش رو ببنده.

خب همونطورم که تو بیوگرافی چستر فرمودم گروه به خاطر قانون کپی رایت این دفعه مجبور به تغییر نام میشه چون یه گروه انگلیسی قبلا نام Hybrid رو برای خودش انتخاب کرده بود!



نظر Bennington بیشتر روی Lincoln Park بود مکانی که چستر در Santa Monica-California (یه Christine Reed Park) زیاد بهش سر میزنه! چستر بدنبال یه نام مناسب برای گروه بود و میفرمود Lincoln Park در سراسر کشور معروفه و میتونه نام خوبی برای گروه باشه.

اما به این نتیجه رسیدند که این نام گروه رو به عنوان یه گروه عامی و معمولی نشون میده در ضمن دامین LincolnPark.com نیز قبلا رجیستر شده بود و گروه توانایی مالی برای خرید اون رو نداشت بنابراین تصمیم گرفتند با تغییری کوچک Lincoln رو به Linkin تغییر داده و وبسایت LinkinPark.com رو خریداری نمايند.
:: 2000~02 From Hybrid Theory To Reanimation ::
در 24 اکتبر سال 2000 لینکین پارک اولین آلبوم با نام جدیدش منتشر کرد Hybrid Theory که در USA ابتدا بیرون اومد.

که آهنگ High Voltage تو این آلبوم حذف شد High Voltage یکی از آهنگهای LP در EPی که داده بودند بود.

سپس بیرون آمدن اولین سینگل یعنی One Step Closer شبکه MTV تو آهنگهای Rock بیشتر از همه این Single رو میذاشت و گروه رفته رفته جهانی تر میشد.
LP اولین کنسرت رسمی خودش رو در 17 دسامبر سال 2000 قسمتی کوچک در KROQ Radio's Almost Acoustic Christmas اجرا کرد, به همین مناسبت هم Shinoda آهنگی تحت عنوان My December نوشت و آماده اجرا کرد, که این آهنگ هم بروی آلبوم برنامه نگرفت.

که البته این آهنگ سپس کنسرت بروی آلبومی بوسیله KROQ DJs Kevin and Bean برنامه گرفت.
در اوایل سال 2001 Phoenix دوباره به LP برگشت و گروه دومین Single خودش رو یعنی Crawling منتشر کرد و برنده جایزه Grammy در قسمت Best Hard Rock Performance شد! لینکین پارک سپس این جایزه عازم اولین تور بین المللی خودش یعنی Ozzfest شد بهمراه گروهایی چون: Black Sabbath, Marilyn Manson, Slipknot, Papa Roach, Disturbed, Crazy Town and Zakk Wylde's Black Label Society.
اواسط سال 2001 LP سومین Single خودش In The End رو منتشر کرد و این آهنگ برای گروه بیشترین شهرت رو کسب کرد و در سال 2001 جزء پرطرفدارترین آهنگهای سال شناخته شد.

ویدئو کلیپ این آهنگ توسط Nathan "Karma" Cox and Hahn کارگردانی شد و این ویدئو دارای یه سبک تک و منحصر به فرد بود که البته سپس اون گروهای دیگه از این کلیپ تقلید کردند.
در 2 سپتامبر سال 2001 LP اولین DVD خود یعنی Frat Party at the Pankake Festival رو منتشر کرد که شامل تمام کلیپها بعلاوه مصاحبه با اعضا و تصاویری از سری کنسرتهای سال 2001.

همچنین یه سری دوربین مخفی نیز در ویدئو وجود داره که در نوع خودش دیدنی و خنده داره! بعلاوه آهنگ A Place For My Head که در سال 1999 در هستدیو ضبط شده!.
در ماه نوامبر یکی از دوستان نزدیک Jessica Bardas پیشنهاد تشکیل یه کلوب برای هوادان LP رو داد که بچه های گروه سپس کمی فکر کردن به این نتیجه رسیدند پیشنهاد عالیه! پس Linkin Park Underground یا همون LPU تشکیل شد که برای هوادارن هر سال یه CD و T-shirt و یکسری چیز دیگه (Pick, Stickers, Posters) رو میفرستد.
در اوایل سال 2002 لینکین پارک آماده برای شرکت در سری کنسرتهای Project Revolution شد, اولین برنامه اونها همراه گروهای Adema, Cypress Hill and DJ Z-Trip بود.

در جریان رقابت در تور Shinoda و Hahn تصمیم گرفتند تا آهنگ Its Goin' Down رو بهمراه the X-ecutioners اجرا نمايند.
سپس مدتی کوتاه Shinoda تصمیم به انتشار یه آلبوم به صورت ریمکس (Remix) گرفت.

در ابتدا Mike میخواست فقط دو تا آهنگ رو ریمکس کنه و بصورت یه EP بیرون بده, اما با تشویق Delson و Hahn مخصوصا, مایک تصمیم گرفت قضیه رو جدیتر کنه و یه آلبوم کامل ریمکس کنه.
پروژه جدید Reanimation نام داشت, که دارای یه سری ریمکس از آلبوم Hybrid Theory بود.

که البته آهنگهای My December و High Voltage که در این آلبوم اضافه شدند توسط دو ریمکسر دیگه میکس شدند همچنین فرموده میشه که مایک در تهیه این آلبوم از 50 ریکسر (Remixer) خواسته تا آهنگهای LP رو ریمکس نمايند و خودش از بین اونها بهنرینها رو دستچین کرده! اما جدا از اینها دو آهنگ که انتخاب شده بودند روی آلبوم برنامه نگرفتند یکی: the Crystal Method's remix of "Points of Authority" (featuring on the CD of the second installment of the LPU) و دیگری Marilyn Manson's remix of "By Myself".

آهنگ My December توسط Team Sleep ریمکس شد و مورد قبول مایک برنامه گرفت, Shinoda آلبوم رو بصورت CD منتشر کرد چون هنوز بنظر میرسید قصد اضافه کردن آهنگ به آلبوم رو داشت!



بقیه آرتیستهای معروفی که در تهیه این آلبوم همکاری داشتند: Chali 2na of Jurassic 5, Stephen Richards of Taproot, Kelli Ali of Sneaker Pimps, Aaron Lewis of Staind, the Humble Brothers, Jonathan Davis of Korn, Aceyalone, The X-Ecutioners, Black Thought and Jay Gordon of Orgy.
آلبوم در 30 جولای سال 2002 بهمراه اولین Single خود یعنی "Pts.of.Athrty" ("Points of Authority") remixed by Orgy's Jay Gordon منتشر شد.

در ماه نوامبر دومین نسخه از LPU یعنی Underground 2.0 با طراحی جدید ساخته شد.

در این EP جدید که برای اعضای LPU در نظر گرفته شده بود آهنگهای Crystal Method's remix of "Points of Authority" و "Dedicated" بعلاوه یه آهنگ 50 ثانیه ای بنام "A.06" که بصورت Instrumental وجود داشت که دارای صدای خشن گیتار هست و به فرموده گروه نشون دهنده سبک خشن آلبوم Hybrid Theory هست!
:: 2003~05 From Meteora To Collision Course ::
سرگروه LP یعنی Mike Shinoda اواخر سال 2002 به هستدیو برگشت برای ضبط آلبوم جدید البته نام آلبوم تا ماه دسامبر آشکار نشد اسم آلبوم Meteora بود, Meteora نام یه سری معبد در بالای کوه های یونان هست, که گروه اسم Meteora رو از یه مجله راهنمای گردشگری پیدا کردند.

"این یه فضای معنوی و یه مکان افسانهای هست" اینو Brad Delson میگه! "تنها با یه نگاه به عکسها احساس کردیم این اسم واقعا زیباست و تحت تاثیر برنامه گرفتیم, من فکر میکنم اکثر امت این معابد رو ندیدند و تنها اسمش رو شنیدند و همین اسم روی اونها تاثیر گذاشته و انرژی خاصی به هوادارا میده! این اسم روی ما هم تاثیز مثبت گذاشت و باعث شد تا آهنگها رو با انرژی مضاعف ضبط کنیم".

اولین Single این آلبوم Somewhere I Belong در فوریه سال 2003 منتشر شد و میرفت برای کسب موفقیت هایی برای LP, و اما در 25 مارچ سال 2003 آلبوم Meteora کامل منتشر شد و در هفته اول که از انتشار آلبوم میگذشت در Billboard's music chart با 810,000 نسخه فروش مقام اول رو کسب کرد! و تاحالا هم بیش از 10 میلیون نسخه از این آلبوم فروش رفته که نصفش فقط در آمریکا USA بفروش رسیده!



در همین جریانات گروه خودش رو برای سری دوم تورهای Project Revolution آماده میکرد بهمراه هنرمندانی نظیر: blindside, Mudvayne and Xzibit.

آهنگ Faint برنامه بود سپس اتمام تور به صورت دومین Single این آلبوم منتشر بشه, در همین سری تورها بود که Metallica در Summer Sanitarium Tour 2003 بهمراه LimpBizkit و Deftones به لیست هنرمندان شرکت نماينده در تور اضافه شدند.
با نزدیک شدن به سری کنسرتهای Sanitarium گروه Single بعدی خودش یعنی Numb رو منتشر کرد, اونها این آهنگ رو در شهر Prague واقع در جمهوری چک فیلمبرداری کردند, که هموقت با ضبط این Single گروه تصمیم به ضبط و فیلمبرداری آهنگ بعدی یعنی From The Inside رو در همون شهر گرفت.در ویدئو Numb قبل از اتمام کار ضبط Bennington بیمار شد بنابراین کار به حالت تعلیق افتاد و مجبور شدند قسمتهای داخل کلیسا رو در یه کلیسای قدیمی واقع در Los Angeles فیلمبرداری نمايند.
در 18 نوامبر سال 2003 لینکین پارک جدیدترین DVD/CD خود رو که شامل دو اجرای زنده بود با نام Live In Texas بصورت آلبوم منتشر کرد.

DVD شامل کنسرت Sanitarium در Dallas و Houston-Texas بود یه DVD منحصر بفرد چون ترکیبی از دو اجرای زنده زیبای LP بود! حتما این سوال واسه شما پیش میاد که پس چرا در ویدئو Live In Texas فقط یه اجرا میبینیم؟! نکته جالب توجه اینجاست! چون گروه در این دو اجرای زنده که در دو روز متوالی انجام شده یه پوشش پوشیدند یعنی از لحاظ ظاهری با اجرای روز قبل هیچ فرقی هم نداشتند و اگه شما در ویدئو Live In Texas دقت کرده باشید یه حالت میکس وجود داره مثلا در شروع و بعضی صحنه های وسط کنسرت شما میبینید که پشت چستر خیس عرق شده ولی در آخر اجرای Texas پشت چستر خشکه پس نتیجه میگیریم یه میکس از دو اجرای LP هستش! اگرم باز دقت کرده باشید وسط اجرای آهنگها گروه رو در رختکن سپس اجرای روز قبل در Dallas نشون میده!.

DVD شامل 17 track بوده ولی CD شامل 12 track که منتخب از 17 هست.
در ماه نوامبر LPU سری سومش منتشر میشه, یه Package's CD شامل 5 آهنگ که از DVD Live In Texas انتخاب شده بود! البته مورد توجه اعضای LPU زیاد برنامه نگرفت چون اونها از گروه میخوان که در LPU CDs آهنگهای تک و نادر رو بذارند نه اجرای زنده که قبلا هم DVDش بدستشون کامل رسیده!



در پایان سال 2003 گروه برای اجرا در کنسرت KROQ Almost Acoustic Christmas آماده شد, اونها در شب دوم اجرا کردند با 17 track از آهنگهاشون, که در آخرین آهنگ One Step Closer خواننده گروه P.O.D یعنی Sonny Sandoval روی Stage اومد و با Chester و Mike همخونی کرد.
در آغاز سال 2004 گروه برای اجرا در سری کنسرتهای Metera World Tour بهمراه P.O.D., Hoobastank and Story of the Year آماده شد.

چون LP از این گروها دعوت کرده بود برای همینم اسم تورها رو Meteora گذاشتند.
در جریان برگذاری کنسرتها ویدئو From The Inside در سراسر جهان منتشر شد و در اختیار همه امت برنامه گرفت.در ادامه Meteora World Tour گروه برای کسب موفقیتهای بیشتر تصمیم به انتشار آهنگ Breaking The Habit با هنرمندی انیماتور های ژاپنی گرفت که قسمت انیمیشنی این ویدئو توسط Kill Bill, Production I.G.

انجام شد و با کارگردانی Kazuto Nakazawa and Hahn.

در این ویدئو Chester روحش از بدنش جدا میشه و در یه آپارتمان قدیمی شروع به چرخیدن میکنه و شاهد امت مختلفی هست که با مشکلات مختلفی درگیر هستند و سعی در از بین بردن این مشکلات و عادتهای زشت هست! مشکلاتی نظیر خیانتهای خانوادگی, مشکلات جنسی و اعتیاد.

البته قبل از انتشار این Single آهنگ Lying From You بصورت یه سینگل رادیوئی منتشر شد و از رادیو برای امت پخش شد.
و اما سری کنسرتهای Project Revolution و شرکت گروه برای سومین بار که بهمین منظور هم به LP لقب Revolution Village رو داده بودند! کنسرتها تا حدی شبیه به Ozzfest و Vans Warped Tour بود! Stage اصلی در اختیار Linkin Park, Korn, Snoop Dogg, the Used and Less Than Jake و Stage دوم در اختیار Ghostface, Funeral for a Friend, M.O.P., downset., No Warning, instruction and Autopilot Off.

DJ Z-Trip برنامه داشت.

در PR 2004 از امت به نحو احسنت پذیرائی شد همه جور امکانات از جمله Dance و Games و ...

که به همین دلیل Project Revolution 2004 بزرگترین کنسرت سال شناخته شد!
در پایان سال 2004 LinkinPark فراخوان نمود که قراره به درخواست MTV با چهره معروف رپ Jay-Z یه کار مشترک بیرون بدهند! نتیجه این همکاری آلبومی با نام Collision Course محصول 30 نوامبر سال 2004 شد با همکاری شرکت mash-up, آلبوم به صورت یه ریمکس از 7 آهنگ Linkin Park و 6 آهنگ Jay-Z بود.

اولین Single از این آلبوم Numb/Encore بود که در همون اول در رتبه اول Charts برنامه گرفت و برای 6 ماه رتبه خودش رو حفظ کرد! (wow!) و جایزه Grammy مربوطه رو به خودش اختصاص داد.
چهارمین نسخه از LPU در نوامبر منتشر شد, که شامل دو آهنگ جدید بود یکی آهنگ Instrumental بنام Sold My Soul To Yo Mama که توسط Mr.Hahn تنظیم شده بود و از لحاظ وقتی تقریبا طولانی هستش و دومین آهنگ Standing In The Middle بود که با همکاری Motion Man در سال 2001 برای آلبوم Reanimation در نظر گرفته شده بود ولی بر روی آلبوم برنامه نگرفت! Motion Man بهمراه Kustmasta Kurt آهنگ In The End رو برای آلبوم Reanimation ریمکس کرده بودند که Enth E ND نام گرفت.





************************************************** *****************


تاثیرگذار ترین فرد گروه
لینکین پارک Linkin Park کسی نیست جز چستر .


Chester Bennington



Chester Charles Bennington (born March 20, 1976)[1] is an American vocalist.

He is best known for being Linkin Park's frontman and lead vocalist.

نام: چستر بینینگتون
سن: ۲۹
لغب: chazy chaz

نام کامل او چستر بنینگتن Chester Bennington هست که در 20 مارچ 1976 در فونیکس اریزونا متولد شد .

موسیقی سرگرمی بزرگ او می باشد که او اموختن موسیقی را از سالگی شروع کرد.

او می گوید: ((اوایل تا سر حد مرگ تمرین می کرد .

عاشق اواز مطالعهبودم ان هم با صدای خشن و خش دار تا جایی که احساس می کردم حنجره ام ناراحت شده هست.)) اولین سازی که چستر یادگرفت پیانو بودولی سپس مدتی به مطالعهروی اورد .

چستر در سال 1994 از مدرسه واشنگتن فارغ التحصیل شد .

یکی از کارهایی که او در دوران نوجوانی خیلی دوست داشتاسکیت روی برف بود که به خاطر این عشق 47 بخیه روی سرش خورده و این باعث شد که از این عشق خود جداشود و به الکل روی اورد عادتی همین حالا هم با ان دست به گریبان هست ( چستر قبل از ان که الکلی شود یک معتاد به کوکائین بود ) .

چستر فقیر ترین فرد گروه به حساب می اید .

او انقدر فقیر بود که نتوانست برای خود و سامانتا ( همسر چستر ) حلقه ازدواج بخرد .

اما مشکل حلقه به راحتی حل شد .

سامانتا تصویر یک حلقه منحصر به فرد را طراحی کرد ( سامانتا یک طراح هست ) و چستر هم ان را یکی از دوستانش که یک مغازه کوچک خالکوبی داشت می دهد و او می پذیرد که تصویر این حلقه را به عنوان هدیه ازدواج انها روی انگشت حلقه انها خالکوبی کند .

(چستر 14 خالکوبی در بدنش دارد که اولین خالکوبی را در سن 18 سالگی بر روی شانه خود انجام داد ) .

این ازدواج را می توان به عنوان یکی از خاطره انگیزترین ازدواج های دنیا نام برد .

ولی چه فایده چون چستر و سامانتا می خواهند از هم جداشوند و بر سر کفالت بچه خود مشکل دارند .

( شاید این هم از اثرات معروف شدن باشد .

ان ازدواج کجا این جدایی کجا .) از مساله خودمان دور نشویم .

از گروه های مورده علاقه چستر می توان به دیپ پارپل و لدزپلین اشاره کرد که او اعتقاد دارد که این دو گروه خدایان عرصه موسیقی بودند .

یوگرافی کامل چستر

Chester Charles Bennington
Nickname: Chazzy Chaz
Role: Lead Vocals & Genre(s): Nu-Metal, Rock
Year Active: 1992 & Joined: 1999 To Present Day
Birthdate: 03/20/76


:: Early Life & Grey Daze ::

Chester متولد 20 مارچ 1976 در شهر Pheonix ایالت کالیفرنیا هست.

اولین آلت موسیقی که Chester یاد گرفت پیانو بود.

Chaz دوران نوجوانی را در گروه های مختلفی به عنوان نوازنده انواع سازها و البته بیشتر خواننده گذراند.

وی هرگز در یک گروه موسیقی به صورت ثابت و تمام وقت نبود تا سال 1992 که وارد Grey Daze شد اما گروه در سال 1997 منحل شد و چستر به گروه Linkin Park پیوست.

Chester نسبتا دوران ناخوشایندی در نوجوانی داشت! وی در دوران کودکی بوسیله یکی از دوستان نزدیک خانوادگی مورد آزار و سوء هستفاده جنسی برنامه گرفت.

چند نفر از دوستانش اقدام به خودکشی کردند و یکی از دوستانش در یک حادثه تو بازی اسکیت بورد (SkateBoarding) از یک تپه به پائین سقوط کرد و جان خود را از دست داد!

والدین چستر در سال 1987 ازهم طلاق گرفتند و او را با 2 خواهر کوچکتر و 1 برادرش ترک کردند.

برادر Chaz او را با گروه هائی از قبیل Loverboy, Foreigner و Rush آشنا کرد و به فرموده چستر اینها بیشتر تاثیر رو در فعالیت هنریش داشتند.

همچنین برادر چستر به او آموزش مطالعهداد و آهنگ "Hot Blooded" را چستر خوند و برادرش بر روی یک نوار ضبط کرد.

این نوار یه جائی پنهان شده اما وقتی از چستر در موردش سوال میشه میگه: گم شده! LOL.

چستر در کودکی بخوبی نمیتونست صحبت کنه و باعث تعجب همه میشده! چستر در ابتدا به دبیرستان GreenWay رفت اما چندان طول نکشید که دبیرستان خود را عوض کرد و در دبیرستان Washington آغاز به تحصیل کرد و از همانجا فارغ التحصیل شد.

چستر وقتی که جوانتر بود در یه کافی شاپ بنام Barista یه ساعاتی از روز رو کار میکرده.

سنین نوجوانی وی اینطور گذشت تا بیست سالگی که Chaz معتاد به کریستال و کوکائین شد! هرچند چستر مدتهاست که ترک کرده و سالها از اون جریان میگذره اما هنوز چستر سیگار میکشه و این رو کنار نگذاشته.

Bennington قبلا به عنوان خواننده اول و اصلی گروه Grey Daze بین سالهای 1993 تا 1998 بود که بین امت Arizona و USA خیلی محبوب بود اما گروه نتوانست افتخارات جهانی کسب کنه و در دنیا هم معروف بشه! Chaz بر این عقیده بود که در Grey Daze به اندازه کافی اعتبار به صدا و اشعارش داده نمیشود بنابراین گروه رو ترک کرد.

در اون وقت با Grey Daze چستر دو آلبوم ضبط کرد, "Wake Me" در 1994 و "...no sun today" در 1997 بهمراه یک Demo Tape "Sean Dowdell and his Friends?" در سال 1993 که البته هنوز نام گروه همان Grey Daze بود, سپس اینکه چستر گروه رو ترک کرد گروه مجبور شد یه خواننده جایگزین کند که Jodi Wendt یک زن جای Chaz رو گرفت و گروه به Waterface تغییر نام داد و یه آلبوم به نام "Seven Days" ضبط کرد.



Chester در سال 1994 از دبیرستان Washington فارغ التحصیل شد و در اون وقت با همسرش (البته در سال 2005 طلاق گرفتند) یعنی Samantha آشنا شد وقتیکه چستر در Burger King مشغول به کار بود.

چستر و ساماندا در 31 اکتبر سال 1996 با هم ازدواج کردند یعنی در 20 سالگی Chaz و چون چستر خیلی از لحاظ مالی در مشکل بسر میبرد بنابراین یه جشن عروسی خیلی ساده با حلقه نامزدی خیلی جالب و دیدنی که تنها دو تا Tattoo به شکل حلقه بر روی انگشتانشان بود (قابل توجه دختر و پسرهای ایرونی! LOL).

اونها در ساعت 1 سپس ظهر روز 19 آوریل سال 2002 صاحب یه فرزند پسر بنام Draven Sebastian Bennington شدند, LinkinPark.com : "چستر و ساماندا در 19 آوریل سال 2002 ساعت 1 سپس ظهر صاحب یه فرزند پسر شدند وی کاملا سالم, خوشحال و با مزه هست! تبریک به Draven و والدینش, اونها از ابراز علاقه شما هواداران تشکر مینمايند! تمام اعضای خانواده دلشون میخواد که در تور بعدی LP با هم باشند!".

Draven نامش از یکی از شخصیتهای فیلم "The Crow" الهام گرفته شد اما متاسفانه در دوم ماه می سال 2005 Chaz و Samantha از هم طلاق گرفتند سپس 8 سال زندگی مشترک! Chester و Samantha هنوز در حال در گیری بر سر داشتن سرپرستی فرزندشان هستند.

Chaz چند ماهی میشه که با دوست دختر قدیم خود یعنی Talinda Bentley ازدواج کرد, Talinda یه مدل روی مجله های Playboy هست! در روز پنجشنبه 16 مارچ سال 2006 در LA فرزند دیگر Chaz بدنیا اومد, او پسری با وزن 9-Pound و 3-Ounce (یعنی حدودا 6.5 کیلوگرم) و Tyler Lee نامیده شد و اما به فرموده خودشان Chester و Talinda چون قبلا با هم رابطه داشتند به همین دلیل فرزند پسر دیگری بنامJamie دارند که وی 10 سال سن دارد.



Chaz یکبار دیگر به Grey Daze پیوست تا به گروه برای بدست آوردن پول بیشتر کمک کند اینکار برای عضو قدیمی گروه که دوست چستر نیز هست یعنی Bobby Benish که تومور مغزی داره انجام شد کنسرت در Dodge Theatre واقع در Arizona برگذار و گروه های دیگری چون Phunk Junkeez, Pokerface و Gift نیز اونها رو همراهی کردند.

متاسفانه چستر مجبور بود برنامه رو عقب بندازه چون گروه در حال ضبط آلبوم جدید خود یعنی Meteora بودند و همه چی باید از روی برنامه پیش میرفت, سپس این جریان Bobby Benish متاسفانه به دلیل همون بیماری مغزی که داشت فوت کرد.

************************************************** *****************

Dave Farrell





David "Phoenix" Farrell

David Michael Farrell (born on February 8, 1977), more commonly known as Phoenix, is the bassist for the alternative rock band Linkin Park.

نام کامل او دیوید مایکل فارل David Michael Farrell هست که در 8 فوریه 1977 در پلی مات ماساچوست از خانواده ای کاتولیک متولد شد .

این پسر بعد ها نام خود را فونیکس نهاد .

تا کلاس دوم یک کاتولیک به حساب می امد اما سپس این تاریخ به کلیسای پروتستان ها رفت و این مصادف بود بت حرکت خانواده اش از ماساچوست به ایالت میشن ویگو .

فونیکس کار خود را با گروه کوچک


Tasty Snax شروع کرد که شیوه اهنگ های این گروه بعد ها پایه گذار موسیقی لینکین پارک شد .

فونیکس در اوایل به گیتار علاقه مند شد و گیتار را از مادرش اموخت .

فونیکس ساز های دیگری چون پیانو .

ویالون و ویالون چکو را می تواند به راحتی بنوازد ولی همیشه دوست داشت درامر شود .

او می گوید : (( هیچ وقت فکر نمی کردم که روزی بیسیست شوم و این باعث تعجب خودم شده .)) فونیکس در دانشکده های زیادی تحصیل کرده هست ولی کالج
UCLA پل موفقیت و ورود او به دنیای موسیقی بود جایی که با براد اشنا شد.

( فونیکس و براد هم اتقی بودند ولی هیچ گاه در مورده تشکیل یک گروه موسیقی با یکدیگر صحبت نکردند فقط ان دو با هم تمرین می کردند .) سپس گذشت چند وقت از تشکیل گروه هایبرید تئوری ( لینکین پارک ) و در وقتی که گروه اوایل موفقیت بود فونیکس گروه را ترک کرد تا با گروه سابق خود یعنی
Tasty Snaxدر یک تور چند ماهه یاری کند.

و در این مدت گروه برای ضبط البوم هایبرید تئوری نوازنده بیس مهمانی را به نام کیلی چریستز را دعوت کرد تا کار گروه لنگ نباشد .

و سپس مدتی که گروه چند نوازنده بیس متفاوت را در نبود او اورده بودند به او اخطار شدیدی دادند که باید حتما به گروه ملحق شود و فونیکس هم که موفقیت های گروه رادید تصمیم به بازگشت گرفت



بیوگرافی مایکل فارل
David Michael Farrell
Nickname: Phoenix
Role: Bass
Re-joined: 2000
Birthdate: 02/08/77

Dave متولد Plymouth واقع در Massachusetts میباشد ولی بعدا موقعی که پنج سالش بود به Mission Viejo-California تغییر مکان دادند.

وی در دانشگاه California یا همون UCLA تحصیل کرده و در نواختن سازهای Bass Guitar, Elec Guitar, Cello و Violin مهارت خاصی داره.
Phoenix قبلا عضو یه گروه Christian Punk معروف به The Tasty Snax بوده! وی وقتیکه در دانشگاه مشغول به تحصیل بود با دوست و هم اتاقی خود آشنا شد یعنی Brad Delson اما اون موقع نمیتوست به LP بپیونده جون با گروه خودش the Tasty Snax در حال برگذاری یه سری تور بودند Dave علاقه زیادی داشت تا به LP بپیونده! سپس اینکه گروه the Tasty Snax به The Snax تغییر نام داد Dave هم به LP یا همون Xero پیوست.

کسی که در غیاب Dave برای LP بیس میزد Mark Fiore نام داشت.
به فرموده Farrell کسایی که بیشترین تاثیر روی زندگیش رو داشتند: مادر, پدر, برادرش و همچنین گروهای Weezer, The Beatles, Deftones, The Roots, Rob Marley, Sarah McLachlan.
Phoenix در حال حاضر بهمراه همسرش Linsey در LA-California زندگی مینمايند.

تاریخ ازدواج: 28 دسامبر 2002.
گیتارهایی که فینکس هستفاده میکنه:
Music Man Stingray 4- and 5-string basses
Ampeg SVT Classic heads (2)
Ampeg SVT 8x10 cabinets (2)
Shure UHF guitar wireless
Boss TU-2 Chromatic Tuner
dbx 160A Compressor/Limiter
Tech 21 SansAmp PSA-1
Demeter Tube Direct
Furman PL Plus power condition


************************************************** *****************

Joe Hahn


Mr Hahn


Joe Hahn, often credited as Mr.

Hahn, is a director and musician best known as the turntablist for the American band Linkin Park.

جوهان از والدینی کره ای در 15 مارچ 1977 در گلندال کالیفرنیا متولد شد.

او در دوران دبیرستان شیفته هنر های بصری بود و در کنار ان عشق به موسیقی هم کورش کرده بود.جو هم مانند مایک در کالج در رشته تصویر گری تحصیل می کرد و سپس یک سال با ساخت قسمت های از انیمیشن ((قلمرو اشباح)) شهرت اندکی برای خود دست و پا کرد و این شهرت راهی بود برای طراحی غول ها و هیولا های تخیلی .

جو اولین اهنگ خود را در دوران دبیرستان ساخت و یک بار هم اجرا کرد .

جو یک مشکل داره و اون هم دوشخصیتی بودن اونه و اسم شخصیت دوم اون هم (رمی) هستش .

او یک چیز بد دیگه هم در وجود خودش دارد و ان هم دروغ گو بودن او هست.

به خاطر این کار های جو ( بهتره بگیم رمی چون جو یک ادم اروم و بعضی وقت ها کسل نماينده هست ) والدینش او را نزد روانشناس بردند ولی هیچکدام از روش های درمانی موثر واقع نشد و هنوز جو و رمی با هم زندگی می نمايند.

به همین علت اعضای گروه در کنسرت ها از هواداران به خاطر بی احترامی های احتمالی او می خواهند که ناراحت نشوند.

در حال حاظر مغز متفکر و اصلی گروه در ساخت کلیپ ها خود جو می باشد .جو با کارگردان های بزرگی مثل ناتان کوکس هم همکاری کرده و برای چند گروه کارگردانی کرده و کلیپ ساخته که بهترینشون اهنگ



Cold از گروه Static X می باشد.

Band : Linkin Park
بیوگرافی هان
Joseph Hahn
Nickname: Mr.

Hahn Or Chairman Hahn
Role: DJ/Samples
Joined: 1997
Birthdate: 03/15/77

Joe کاملا کره ای هست (یعنی دورگه نیست) و نسل دوم کره ای های مقیم آمریکاست.

بزرگ شده در Glendale-California جایی که وی تحصیلاتش رو در زمینه Visual Arts آغاز کرد, که سپس اتمام دبیرستان به دانشگاه Art Center College Of Design رفت در Pasadena-California بهمراه عضو اصلی LP یعنی Mike Shinoda.

وی با اینکه در رشته تصویر سازی مشغول به تحصیل بود اما بیشتر دوست داشت تا در زمینه Special Effects در فیلمها و شوهای تلویزیونی فعالیت کنه کارهایی مثله: The X-Files, Sphere یا Dune.
Joe به Linkin Park (البته Xero سابق) در سال 1997 به عنوان DJ پیوست و بیشتر کلیپهای LP رو Joe کارگردانی کرده (البته بغیر از: OneStepCloser, Crawling, Faint), وی همچنین برای کلیپ گروهای دیگه ای مثه: Static-X, Story Of The Year, Alkaline Trio کارگردانی کرده.
Hahn معروفه به شوخ طبعی و البته هم اخلاق خشک و بد در هنگام مصاحبه ها و یا هنگام امضا دادن به هواداران! وی به گیتار هم آشنایی داره و میتونه گیتار بزنه.
Joe سابقا به دو شخصیتی بودن معروف بوده که اسمش رو Remy گذاشته بودند! Mr.Hahn تازگی شروع به ساختن یه فیلم کوتاه بنام The Seeds کرده و قراره در 2006 Sundance Film Festival نمایش داده بشه.

Joe همچنین فیلمهای Kung Fu High School و King Rat رو کارگردانی کرده که برپايه رمانی از China Mieville میباشد.
Joe علاقه زیادی به قورباغه داره! به فرموده بعضیا Hahn وقتی شوخی میکنه مثه یه موجود سبز میمونه و آدم رو یاد قورباغه میندازه LOL! که احتمالا علاقه Joe به قورباغه بعد این جریان شروع شده!


***************************
*************************************************
Mike Shinoda



Michael Kenji Shinoda (born February 11, 1977)[1][2] is a Japanese-American musician and record producer from Agoura Hills, California.

He is best known as the MC in the band Linkin Park.

بیوگرافی مایک شینودا

Michael Kenji Shinoda
Nickname: The Glue, The Cobra Holda
Role: Emcee, Samples, Piano, Guitar & Genre(s): Nu-Metal, Hip-Hop
Joined: 1996 (With LinkinPark) & 2004 (With FortMinor) To Present Day
Birthdate: 02/11/77

:: Early Life ::
متولد از پدری ژاپنی (Leslie Shinoda) و مادری دورگه روسی و مجارستانی (Kim Shinoda اونطور که فرموده میشه از نوادگان Pyotr Ilyich Tchaikovsky نوازنده و آهنگساز معروف روس) میباشد, Mike Shinoda یا Michael Kenji Shinoda بزرگ شده در LA حومه شهر Agoura هست.

در ذهن مایک اولین شوق و جرقه ی کاری و هنریش در زمینه موسیقی دوران Middle (همون راهنمائی ما) و دبیرستان با دیدن کنسرتی از Anthrax و Public Enemy بوجود آمد.

سپس این ماجرا وی شروع به آموختن Piano (پیانو) کرد, اول موزیک کلاسیک و بعد به Jazz و Hip-Hop روی آورد, در همین وقت گیتار رو آموخت و سرانجام به خوانندگی به سبک Rap و Hip-Hop روی آورد.

در سنین نوجوانی مایک به تشویق دوستش Brad Delson شروع به ضبط و تمرین یه سری آهنگ در هستدیوئی که درون اتاق خوابش ساخته بود کرد! Shinoda وارد دبیرستان Agoura شد بهمراه دو تن دیگر از اعضای LP بنامهای Brad Delson و Rob Bourdon بهمراه اعضای گروه های Hoobastank و Incubus.

با به پایان رسیدن دوران دبیرستان Mike, Brad و Rob سه نفری گروه Xero رو تشکیل دادند و به صورت جدیتر تصمیم به ادامه کار گرفتند و خود را برای به دست آوردن تجربیات هنری و کاری آماده کردند.
در همین جریانات Mike در دانشگاه هنر و طراحی ثبت نام کرد برای آموختن طراحی گرافیکی و تصویر سازی, جایی که مایک با DJ و Turntablist گروه LP یعنی Joe Hahn آشنا شد هموقت با ایندو Brad در دانشگاه خود با Dave "Phoenix" Farrell آشنا شد و Joe و Phoenix به گروه Xero پیوستند.

سرانجام Mike دانشگاه خود را به اتمام رساند و مدرک عکاسی و تصویر سازی خود رو گرفت, وی برای درآوردن پول کارهای طراحی گرافیکی انجام میداد.

Mike و Joe تمام طراحی های گرافیکی آلبومهای LP را انجام دادند همچنین Mike در سال 2000 برای اولین آلبوم گروه Styles Of Beyond طراحی روی جلد کرد (آلبوم "Fold").
:: Linkin Park ::
وقتیکه Xero به Hybrid Theory تغییر نام داده بود گروه به فکر آوردن یه خواننده اصلی و تمام وقت افتاد یعنی Chester Bennington که بتونه جای Mark Wakefield (خواننده اول Xero) رو بگیره! اونها تنها 6 Track بصورت EP با نام Hybrid Theory داده بودند که گروه بالاجبار تغییر نام دوباره داد و سرانجام با مشورت اسم Linkin Park را برای خود انتخاب کردند.
سراسر سال 1999 Linkin Park در حال پیشرفت و کسب طرفداران بیشتر بود.

این پیشرفت سریع گروه رو متعهدتر و وابسته تر میکرد به ادامه کار و جدیتر شدن کار! Shinoda مجبور شد تا به چندین شرکت معتبر برای پخش آلبوم نامه بده و اما یکی پس از دیگر جواب منفی میدادند تا اینکه شرکت Warner Brothers قبوا کرد تا این گروه تازه وارد و جوان رو به لیست بلند از آرتیست های خود اضافه کنه و از LP پشتیبانی کنه.

اولین کار سپس قرارداد با Warner Brothers آلبوم Hybrid Theory سال 2000 بود با طراحی جالب روی جلد آلبوم بوسیله Mike.

همون ابتدای کار LP با این آلبوم به ردیفهای بالای Chart راه پیدا کرد, سپس مدتی کوتاه لینکین پارک بالاترین نظر عموم رو نسبت به خود به عنوان جدیدترین گروه های Rap-Metal جلب کرد.
از همون ابتدای کار Mike روی کارهائی که گروه انجام میداد حساسیت زیادی داشت و همیشه سپس منتشر شدن آلبوم به فکر آلبوم بعدی بود! Mike سپس Hybrid Theory به فکر انتشار یه آلبوم به صورت ریمکس (Remix) بنام Reanimation افتاد در سال 2000.

و اما در سال 2003 گروه به رهبری مایک آلبوم بعدی خود رو یعنی Meteora منتشر کرد و Shinoda در این آلبوم علاوه بر خواننده بودن در نقش یه گیتاریست نیز ظاهر شد و در ویدئو کلیپهای: Somewhere I Belong, Faint و From The Inside در نقش هم وکال هم گیتاریست عمل کرد.

با انتشار آلبوم بعدی یعنی Collision Course محصول مشترک Linkin Park و JayZ/mash-up سال 2004 مایک چهره ای شاخص تر پیدا کرد چون حالا سپس کارهائی که در LP انجام میداد حال به عنوان یه Remixer عالی شناخته شده بود.

Mike Shinoda برای گروه هایی چون: X-Ecutioners, Handsome Boy Modeling School و Depeche Mode کار ریمکس انجام داد.
در سال 2003 Shinoda بهمراه Brad اقدام به تاسیس یه شرکت Record Label کرد که زیر شاخه ای از Warner Brothers هست نام این موسسه Machine Shop Recordings هست و آرتیستهایی مانند: Styles Of Beyond, Holly Brook, Simplistic و No Warning را کاور کرد (البته گروه Simplistic بتازگی از هم پاشیده!).
:: Fort Minor ::
در سال 2004 شایعه ای مبنی بر اینکه Shinoda قصد دادن آلبوم Solo را دارد بین طرفداران LP افتاد! اما این شایعه نبود مایک تصمیم به تشکیل یه گروه با سبک Rap و Hip-Hop بنام Fort Minor گرفته بود و تاریخ انتشار آلبوم سال 2005 فراخوان شده بود.
و در مصاحبه ای که چندی قبل با Shinoda شده بود وی در مورد اسم گروهش اینطور توضیح داد:
"Fort" بیشتر نمایانگر قسمت هیجانی و پر تحرک موزیکهاست.

"Minor" میتونه معنی چند چیز رو بده: اگر بخوایم از جنبه موسیقی نگاه کنیم Minor نشان ضعیف و تاریکتر شدن نت هست! من میتونستم اسم خودم رو برای نام گروه بگذارم اما من میخوام امت ذهنشون متمرکز رو سبک کاریه من بشه نه رو من!
نخستین آلبوم Fort Minor که در 22 نوامبر سال 2005 منتشر شد The Rising Tied نام داشت.

با همکاری چهره های معروفی همچون: Styles Of Beyond, Lupe Fiasco, Common, Black Thought, The Roots, John Legend, Holly Brook, Jonah Matranga و Jay Z بعنوان دستیار مایک در امر تهیه نمايندگی!
Mike Shinoda همچنین تهیه نمايندگی گروه هایی مانند Styles Of Beyond و Lupe Fiasco رو بعهده داشته و همچنین آلبومهای: Reanimation, Hybrid Theory EP, Collision Course و Linkin Park Underground CDs رو برای LP مایک شینودا تهیه نمايندگی کرده!
Shinoda بهمراه Lil Jon برای ساختن موزیک زمینه و لوگوی MTV Video Music Awards سال 2005 خواسته شد! و این برای مایک خیلی جالب و باورنکردنی بود چون کمتر آرتیستی میتونه این شانس رو داشته باشه تا برای بزرگترین جشن موزیک سال آهنگ بسازه و تنظیم کنه! Mike پنج track رو برای VMA تهیه کرد: "100Degrees", "Saturday", "Montreal", "Hype" and "Madison" که تماما بصورت Instrumental (موسیقی بدون کلام) ساخته شد.

100 Degrees توسط مایک بطور کامل ساخته شد و شما میتونید بر روی آلبوم FortMinor Mixtape گوش کنید.
Mike هم اکنون در LA-California بهمراه همسرش Anna Lovejoy زندگی میکنه, تاریخ ازدواج: 10 می 2003.
وسایلی که مایک از اونها هستفاده میکنه:
PRS Custom 24 guitar
Mesa/Boogie Dual Rectifier head
Mesa/Boogie 4x12 cabinet
Audio-Technica ATW-R73X guitar wireless
Audio-Technica ATW-T73 wireless vocal mic



نام:مایکل کن جی شینودا:خواننده ام سی،خواننده وکال، کارگردان،طراح جلد سی دی ،پیانو،ارگ،گیتارالکتریک سن:28


The Glueلغب:سیریش:
متولد آگورای کالیفرنیا
مایک شینودا یک نیمه ژاپنی آمریکایی هست شاید رابطه دور خاندان وی با اهنگساز معروف چایکوفسکی ریشه های موسیقی را در وجود این پسر پایه گذاری کرد مایکل یا همانطور که امروز معروف هست مایک از ده سالگی آموزش موسیقی را آغاز کرد
«آوایل عاشق موسیقی کلاسیک بودم اما هر لحظه که بزرگتر می شدم علاقه ام تیز عوض می شد مدت کوتاهی دیوانه جَز و صدای اعجاب آوراون بودم و بعد هم نمی دانم چطور شد که هیپ هاپ را شناختم .

اما رفته رفته فهمیدم راک و متال چیز دیگری هستند» اینها را مایک می گوید
مایک تحصیلاتش را با فارق التحصیل شدن در رشته گرافیک تمام می کند مایک را می توان همه کاره لینکین پارک نامید زیرا او فعال ترین عضو گروه هست و جدیداً اولین آلبوم سولوی خود را هم تا چند ماه دیگر منتشر می کند که فقط به سبک هیپ هاپ خواهد بود امیدوارم البوم خوبی از آب دراد و مایک بتونه در بین ام سی ها شهرتشو دو چندان بکنه
لینکین پارک در خلال تورهای پروجکت رولوشن امکان همراهی با اسامی نام آشنای موسیقی را داشته باشد از جمله این اسامی می توان امینم ،کورن،اسنوپ داگ و خیلی های دیگه را نام برد امینم در تور دیترویت پس از اجرای برنامه خود در آهنگ "یک گام نزدیکتر"همراه با لینکین پارک به نمایش پرداخت و امینم خود قطعات رپ را همراه با مایک اجرا کرد که سروصدای زیادی به راه می اندازد
«امینم نمونه یک ام سی حرفه ای هست که به کارش ایمان دارد درباره او چیزهای زیادی شنیده بودم اما احساس نمی کردم تا این حد فوق العاده باشد،او قدرت بداهه بالایی دارد تا جایی که گاهی قیافه هایی ردیف می کرد و من نمی دانستم چه جوابی باید به او بدهم و تنها به چشمهایش زل می زدم من کار اورا ستایش میکنم چون در حیطه ای به قدرت رسیده که اصلا برایش ساخته نشده» مایک با این الفاظ از امینم یاد میکند
دانشگاه پاسادانا را می توان محل تلاقی نطفه اصلی شکل گیری گروه دانست اما اعضای گروه بسیار پیش از این ها همدیگر را ملاقات کرده بودند کجا؟ خب معلوم هست دبیرستان آگورا.

با این تفاوت که در دوره دبیرستان اونها بیشتر عاشق موسیقی بودند تا تشکیل یک باند حرفه ای موسیقی
این دبیرستان محصول دیگری را هم به دوستاران موسیقی عرضه کرد ای یکی "راب بوردون"نام داشت.


*************************************
Rob Bourdon

Robert Gregory Bourdon (born January 20, 1979) is the drummer for the alternative rock band Linkin Park.

He is also the youngest member.




بیوگرافی راب بوردن
Robert Gregory Bourdon
Nickname: N/A
Role: Drums
Joined: 1996
Birthdate: 20/1/79

Rob متولد Calabasas-California در یه خانواده یهودی هست و حالا هم در Los Angeles زندگی میکنه.

و در شهرک Incubus بزرگ شده و همانجا بهمراه یکی از اعضا Hoobastank به دبیرستان میرفت.
Robert در سن 10 سالگی با دیدن کنسرت Aerosmith به درام علاقه مند شد, مادرش میدونست که Joey Kramer دامر گروه Aerosmith میتونه به Rob کمک کنه و برای وی یه سرمشق باشه.

Rob علاوه بر درام میتونه پیانو هم بزنه.

موقعیکه Bourdon حدودا 13 سال سن داشت در یه گروه مدرسه ای که بهمراه دوستانش درست کرده بود شروع به فعالیت کرد.

همون موقع ها بود که Rob با گیتاریست LP یعنی Brad Delson آشنا شد و در گروه Relative Degree با هم فعالیت داشتند.

اونها هدفشون اجرا در Roxy بود که پس از اینکه تونستند در Roxy اجرا داشته باشند تصمیم به فروش Show خودشون گرفتند که البته با شکست روبرو شدند و در واقع ورشکست کردند!
Rob همونطوری که تو بیوگرافی Brad اشاره کردم با Brad Delson در دانشگاه UCLA مشغول به تحصیل شدند.

Rob قبل از اینکه وارد LP بشه یه پیشخدمت ساده بود!
Rob هنوز ازدواج نکرده ولی یه دوست دختر بنام Suzan داره.
:: Drumset ::

Rob Bourdon uses the brands: Gretsch, Zildjian, Gibraltar Hardware, Pintech, Vater, DDrum, Furman, Mackie, Akai, DW (DrumWorkshop), Aura, Rane, Whirlwind USA, Roland.



نام:راب بوردون:نوازنده درام،خواننده بک گراند
سن:26
متولد کالاباس کالیفرنیا
راب از همان کودکی نواختن پیانو را با قطعات کلاسیک آموزش دید اما او زودتر از سایر اعضای لینکین پارک کار گروهی و فعالیت در یک تیم حرفه ای موسیقی را تجربه کرد
اوتنها 13 سال داشت که به عنوان نوازنده درام وارد چندین گروه موسیقی شد و حتی یک بار هم با تنی چند از دوستهایش به دوباره نوازی آهنگهای معروف از گروههای معتبر پرداخت
"همچون روی نوجوانی لبخند بزن" از گروه نیروانا یکی از همین آهنگ ها بود که سر و صدای فراوانی به راه انداخت
راب عاشق گروه های فانک همچون "اسلای" "فامیلی هستون" "جیمز براون" و "تاوراف پاور" بود او بیشتر اوقاتش را با دوستانش در این رابطه صحبت می کرد و یا در حال خرید ریکوردهای اونها دیده می شد
شاید بزرگترین شانس راب رفتن به کالج اسپادانا بود جایی که علاوه بر ملاقات با مایک و براد با جو هم آشنا شد
در میان اعضای گروه این راب بود که همیشه مراقب بود اشتباه نکند و شاید اگر به او لغب بی اشتباه ترین عضو لینکین پارک را بدهیم چندان بیراهه نباشد
«چیزی درباره این پسر مرا همیشه مجذوب نگه داشته هست و اون لذتی هست که او از کارش میبرد.

وقتی که از او می خواهید قطعه ای را برای شما بنوازد، چنان با حرارت این کار را میکند که گویا قصد دارد در یک تست نوازندگی قبول شود شاید اگر جدیت او را هر کدام از ما داشتیم الان بیش از این ها نمایش اجرا کرده بودیم.




******************************
Brad Delson



Bradford Phillip Delson, a.k.a.

Big Bad Brad (born December 1, 1977, in Los Angeles, California), is the lead guitarist for the band Linkin Park.

He is also the A&R for Machine Shop Recordings.

بیوگرافی براد دلسون
Bradford Philip Delson
Nickname: Big Bad Brad (BBB)
Role: Guitarist
Joined: 1996
Birthdate: 12/01/77

Brad متولد LA-California هست و بزرگ شده در یه خانواده یهودی, وی فارغ التحصیل از دبیرستان Agoura هست در سال 1996 و بنیان گذار گروه Xero بهمراه Mike Shinoda که همون Linkin Park فعلی هست! وی دارای مدرک تحصیلی از دانشگاه California-LA در رشته "ارتباط و مخابرات" میباشد ولی بخاطر LP نتوست تخصص خودش رو در این رشته بگیره.
مدتی که Brad در حال تحصیل در دانشگاه بود مجبور به کار در یه موسسه موسیقی بود.

قبل از اینکه Xero شکل بگیره Brad اولین سازی که یاد گرفت Trumpet (سازی شبیه به شیپور) بود.

اولین گروهی که Brad در اون فعالیت هنری خودش رو آغاز کرد Pricks نام داشت, اما سپس مدتی به گروه Relative Degree پیوست بهمراه عضو دیگر LP یعنی Rob Bourdon در نقش درامر.

Brad هم اتاق عضو دیگر LP یعنی Dave Farrell در دانشگاه UCLA بود و همانجا با وی آشنا و هم گروه شد!.
Delson رو شما معمولا میتونید با یه هدفون بزرگ که روی سر داره روی Stage ببینید! که البته جالبه بدونید هوفون های Brad به هیچ وسیله ای متصل نیست! هدفون های Delson توسط Mike Shinoda و خودش طراحی میشه و سپس هر آلبوم یا کلیپ LP طراحی هدفون ها عوض میشه! (شما میتونید اینو در ویدئوی Making Of Somewhere I Belong متوجه بشید).

Delson هیچ وقت در مورد اینکه چرا از هدفون هستفاده میکنه ؟! جواب جدی و قانع نماينده نمیده.

(خب دوست داره دیگه! LOL).
گروه هائی که Brad بیشترین تاثیر پذیری رو ازشون داشته: Guns N' Roses, Metallica, Duran Duran, the Dave Matthews Band و Sunny Day Real Estate.

وی معمولا از ریتمهای ساده در نواختن گیتار هستفاده میکنه تا سولوهای پیچیده! دلیل اینکارش هم اونطور که خودش میگه اینه که سبک و روش کار LP ساده بودن موزیک هست! و به نظر Brad این روش بیشتر با صداهای سازهای دیگه مثل Keyboard تلفیق پیدا میکنه و با سبک Hip-Hopی که گروه داره سازگارتر میشه.
Brad هم اکنون در Los Angeles با همسرش Monica زندگی میکنه.

تاریخ ازدواج: 16 سپتامبر 2003.
مدل گیتارهایی که Delson از اونها هستفاده میکنه: (چه همه گیتار داره !! LOL).


نام : براد دلسون : گیتار الکتریک،گیتار بیس،خواننده بک گراند
سن : 28
برادر بزرگه بد BBBلغب:
متولد آگورای کالیفرنیا از یک خانواده یهودی
«سالهای رشد من با موسیقی آمیخته هست ، اون وقت تنها چیزی که می توانست برای من لذت بخش باشد قطعات موسیقی بود که از رادیو می شنیدم همیشه از خانه ما صدای موسیقی بلند بود» اینها را براد می گوید، عضوی از گروه که حالا در لس اونجلس سکونت دارد و به اعتراف دوستانش با اون همه ادعا درباره موسیقی اصیل و پرمایه چنان با شنیدن صدای بریتنی اسپیرز به وجد می آید که گروه او را مایه ننگ خود می دانند!!!!!
براد اولین گیتار خود را به عنوان هدیه تولد وقتی دریافت کرد که در کلاس ششم تحصیل می کرد.

آگر چه بعدها به ترومپ علاقه مند شد «خب صدای ترومپ را دوست داشتم اما مانور دادن روی آم مانند گیتار نیست و به نظرم شما جای کار چندانی روی ترومپ ندارید».

براد با همین فرضیه بعدها همان گیتار را دنبال و در جستجوی همین عشق بود که تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرد
«از اینکه نتوانستم درسم را ادامه بدهم اصلا ناراحت نیستم چون حالا به جایش به عنوان نوازنده ای موفق در گروهی موفق مشغول به کارم و با اینکه می دانم عقیده ام کاملا خود خواهانه و خود پسندانه هست اما باید بگویم من واقعا برادر بزرگه بد هستم!»
این لغب را سایر اعضای گروه به او دادند ، حتی امروز هم هوادارنش او را با نام مستعار صدا می زنند.

براد همیشه سعی کرده هست در کارش به هارمونی دست پیدا کند که خود را تافته ای جدا بافته کند (به نظر من همینطور هم شده هست.)












64:

جانی کش Johnny Cash


Johnny Cash (born J R Cash, February 26, 1932 – September 12, 2003) was an American, multi Grammy Award-winning influential American country singer-songwriter.





یکی از چهره های سرشناس در میان امت امریکاست .

موفقیت او در تاثیرگذاری بر دیگر موسیقی دانان بیشتر از موفقیت در تجارتش بود .

او بیش از 400 شعر نوشته هست .

شعرهایی درباره کابوی ها ، هندی ها ، تشویق کردن و محکوم کردن ، مهندسین راه آهن و دیگر ...

.

او این شعرها را از ته دل می خواند و صدای ژرف او یک صدای رسا بود .

جانی کش در فوریه سال 1932 در منطقه روستایی Kingsland/Arkansas به دنیا آمد .

پدر او Ray در راه آهن کار می کرد و در سال 1936 خانواده اونها یکی از 600 خانواده ای بود که حکومت فدرال امریکا اونها را برای آبادی منطقه ای که کار می کردند در نظر گرفته بود .

نام وی جانی نیود و سپس ضبط اولین کارش این اسم به او داده شد .

او ضبط اولین کارش را در Samphillips در هستدیو Sun انجام داد .

سپس اون به مدت 4 سال به نیروی هوایی پیوست و سپس اون به منطقه Memphis رفت .

در ممفیس با گیتاریستی به نام Luther Perkins و نوازنده باس به نام Marshall Grant آشنا شد .

اولین کار اونها آهنگی به نام Cry! Cry! Cry! بود .

وقتی که اونها خیلی جوان بودند این آهنگ توانست مقام 14 را در امریکا به خود اختصاص دهد .





از کارهای جانی کش می توان به I walk the line ، There you go ، Ballad of teenage queen و Guess things happen the way اشاره کرد .



در همین سال ها جانی به کلمبیا رفت و حدود 30 سال از عمر خود را در این کشور سپری کرد .

در این سال ها جانی آهنگ های موفق بسیاری خواند و برنده جوایز فراوانی شد .



در سال 1961 با June Carter دختر بزرگ خانواده Carter آشنا شد .

اونها با هم تورهای مختلفی رفتند و پس از 8 سال با یکدیگر ازدواج کردند .

جانی و جوون هر دو از ازدواج های قبلی خود صاحب فرزند بودند .



موفقیت های جانی در سال های بعد تکرار شد و بهترین آهنگ های سال های 1967 و 1970 و 1990 همگی از کارهای جانی بودند .

همکاری او طی ده سال با باب دیلان ، نیک لاو ، تام پرتی و U2 نیز ادامه داشت .

جانی در دو سبک مهارت فراوانی داشت .

Rock n Roll و Country Music .

همچنین اشعار جانی بسیار عمیق و قوی بود .

11 مقام اول در طی سال های فعالیت هنری چیزی نیست که بتوان از اون به سادگی عبور کرد .

در سال 1999 جانی یکبار دیگر برنده بهترین آهنگ شد و آخرین جایزه او هم انتخاب بهترین ویدیو شبکه MTV بود که در اون کاندید بود .

این ویدیو به نام Hurt (این آهنگ را می توانید در بالای صفحه گوش کنید ) در سال 2003 عرضه شد و امسال کاندید بهترین ویدیو سال بود که در روز این مراسم جانی به روی تخت بیمارستان بود .



جانی در روز جمعه 12 سپتامبر سال 2003 در ساعت 3 صبح سپس مرخص شدن از بیمارستان درگذشت .

در لحظه مرگ او 71 ساله بود .

مدیر برنامه جانی فرمود : من امیدوارم دوستداران جانی برای خانواده او دعا نمايند ، اونها لحظات سختی را می گذرانند .



جانی به دلیل بیماری معده در بیمارستان بستری بود .

همچنین او در سال های اخیر مکررا برای مداوای ذات الریه و بهم خوردن سیستم بدن و بیماری عصبی در بیمارستان بستری شده بود .

همسر او نیز در 15 می در اثر سکته قلبی در گذشته بود .



جانی کش همواره در ذهن کارگران معدن ، مالک ها ، زندانی ها ، کابوی ها ، خائن ها و امت عادی امریکا جاویدان خواهد ماند.





جانی در آخرین مصاحبه اش فرموده بود : من اجازه نمی دهم من اجازه نمی دهم کسی در من تاثیر بگذارد ، تا من فکر کنم که کارهای اشتباهی انجام می دهم و من همیشه هر کاری را که اراده کنم انجام می دهم .



او ادامه می دهد : من بعضی از سخنران های تلویزیون را که می بینم با خود فکر می کنم که اگر او به بهشت برود من نمی خواهم با اونها همنشین شوم .

من بیشتر ترجیح می دهم میان کسانی که در دوزخ هستند باشم .

اگر شما روشنایی دارید چرا اون را یک دره تاریک نداشته باشد و جایی که امت اون واقعا به اون احتیاج دارند.


65:


66:

Ace of Base





سبک موسيقی :‌ Pop , Dance , Reggae

اعضای گروه : Malin Berggren وJenny Berggren وJonas Berggren وUlf Ekberg

مليت :‌ سوئدی

بهترين Single ها از لحاظ جدول فروش در اروپا : “All That She Wants” و “The Sign” و “Don’t Turn Around” و “Life Is A Flower” و “Cruel Summer” و “Unspeakable” و “Da Capo”

سال شروع به کار : ۱۹۹۳

آخرين آلبوم : “Da Capo” در سال ۲۰۰۲




بيوگرافی : دو سوئدی بلند پرواز که گاه گاهی هم با کامپيوتر يه کارايی هم ميکردن..Ulk و Jonas يه روز تصميم گرفتن يه آهنگی رو با Synth های جديد کامپيوتری ارزان قيمت بسازن...در اين حين بود که اونا دنبال خواننده ميگشتن و چه کسايی بهتر از خواهر هایJonas که هم خوش قيافه بودند و هم صدای خوبی داشتند...اين شد که در سال 1993 گروه کاره خودش رو با “All That She Wants” شروع کرد به اميد روزی که به موفقيت برسه..ولی در همون ابتدا اين Single به صدر جدول فروش کشورهای اروپايی رفت و حتی در هستراليا و آمريکا هم در Top Ten برنامه گرفت..

و اين شد که انتظارات از اين گروه بيشتر شد ...در ادامه با “Wheel Of Fortune”, “Happy Nation”, “Waiting For Magic” کاره خوشون رو ادامه دادن و طرفداران زيادی هم پيدا کردن...بالاخره در اواخر سال ۱۹۹۳ البوم اول به بازار اومد و فروش زيادی هم داشت...خود اعضای گروه هم باور نمی کردن که بتونن در عرض مدت يکسال به چنين موفقيتی برسند....خودشون رمز موفقيتشون رو در سادگی و روانی شعر های اون ميدونن .....ولی خب همه ما ميدونيم آهنگ های ترکيبی Pop/Reggae هميشه خوب از آب در نمی ياد ولی رمز ترکيب اين دو رو اونا ميدونستن....در سال ۱۹۹۵ هم با البوم THE BRIDGE تونستن موفقيت هايی رو بدست بيارن ولی همه منتظر آهنگ هايی شبيه به همون البوم اول و به نوعی جديد هم بودن ..برای همين بود که در سال ۱۹۹۸ البوم إFLOWERS به طور کلی با همه ی البوم های اونا فرق داشت....آهنگ های جديدی مثل Cruel Summer , Life Is A Flower باعث شد که باز هم بازار اونا گرم بشه....ولی همه منتظر البوم بعدی بودن....به دلايلی گروه ۴ سال البوم نداد و دليلش رو هم من نمی دونم ولی به هر حال انتظار ها به پايان رسيد و گروه در سال ۲۰۰۲ با البوم Da Capo به صدر جدول فروش بازگشت....اين بار البوم پر بود از آهنگ های از سبک قديم گروه و آهنگ های فوق العاده ای که جديد بودن....نمونه اونUnspeakable که واقعا فوق العاده اس و يا خوده Da capo که Dance هست و واقعا زيباست...اين البوم آخر رو حتما گوش بدين فوق العاده اس....


67:

Guns N' Roses



خلاقیت گانزن رزز Guns N' Roses که در سال های ۱۹۹۱و۹۲ به اوج خود رسید بیشتر بر توانایی سه نفر به نامهای اکسل رز
Axl Rose , ایزی هسترادلین Izzy Stradlin و اسلش Slash شکل گرفته بود.



Axl Rose
Dizzy Reed
Robin Finck
Tommy Stinson
Chris Pitman
Richard Fortus
Bryan Mantia
Bumblefoot
Frank Ferrer


اکسل وایزی خالق اکثر اشعار و آهنگ هستند واسلش که بسیاری او را از بر جسته ترین نوازندگان گیتار امروز دنیا می شناسند ایجاد سولو های گیتار وتنظیم آهنگ را بر عهده داشت.

گانزن رزز

افراد موسس یکی از بحث انگیزترین گروه های هوی راک اواخر دهه ۱۹۸۰ دبلیو اکسل رز با اسم اصلیویلیام بیلی وایزی هسترادلین با نام اصلی جفری آیزبل.

اکسل که از گروهی در ایندیانا جدا شده بود با ترسی گانز نوازنده گیتار وراب گاردنر نوازنده درامز ودوست قدیمی اش ایزی در لس اونجلس یک گروه راک تشکیل دادند که اون را Holly wood Rose وL.A.Guns & نامیدند.



اکسل رز

اکسل رز در ششم فوریه ۱۹۶۲ در لافایت واقع در ایالت اینیانا به دنیا آمد وتا ۱۷ سالگی در اونجا اقامت داشت.

مادرش ال.استفان بیلی نام دارند .اکسل می گوید که خانوادهاش مذهبی بودند وهفته ای ۳تا۸ بار به کلیسا می رفتند.

چندی بعد اکسل گره L.A Guns راترک کرد وگره Hollywood Rose راتشکیل داد.

اسلش

اسلش در ۲۳ ژوئیه سال ۱۹۶۵ در لندن چشم به جهان گشود و در هستنفورد شایر بزرگ شد نامیکه برای او انتخاب کردند سول هادسون هست.

مادر اسلش طراح پوشش بوده هست و برخی از لباسهای دیوید بوی را طراهی کرده بود.مادر اسلش سیاهپوست آمریکایی وپدر وی سفید پوست انگلیسی هست.....

68:

Avril Lavigne




Avril Ramona Lavigne-Whibley[1] (born September 27, 1984) is a Grammy nominated Canadian pop
singer and musician

نام کامل: Avril Ramona Lavigne

نام خودمانی: Avvie/Av

روز تولد: ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۴

زادگاه: کانادا

مليت: امريکايی

قد: ۱۵۷cm

وزن: ۴۷kg

رنگ چشم: آبی

رنگ مو: مايل به قهوه ای{خرمايی}

رنگ های مورد علاقه: مشکی و قرمز

ساز: گيتار

خال کوبی:——-

سايز کفش: ۷

پدر: French-Canadian{John Lavigne}

مادر: French-Canadian{Judy Lavigne}

برادر: Matthew {بزرگتر }

خواهر: Michelle{کوچکتر }

حيوان خانگی: Sam{سگ نژاد آلمانی }

Avril Lavigne و آلبومی بنام Under My Skin

Avril Lavigne با دادن اين آلبوم جديد مقام اول Pop Charts رو به خود اختصاص داد اونم بدون هيچ عمل غير اخلاقی.نه لباس‌های مبتــذل و ---- می‌پوشـه و نه رقص وسوسه آميز انجام ميـده و نه به حوادث به صورت خلاصـه اشاره می‌كنه و از هيـچ عامل و روش Hip Hop هم هستفاده نكــرده هيچ Lyrics تحريك كننده ای هم نخونده .

Avril Lavigne از همه خواننــده‌ها و همه رديف‌هــای خود هم خودش رو جســورتر نشون ميده و هم منظورش رو به صورت روشنتر و واضح‌ تر بيان ميكنه.رفتار و فرمودار اون باعث شده ميليــون‌ها بچـــه دوبــــاره به پدر و مادرشون اطمينان بدن.


از دو سال گذشته تا حالا خصوصيات Avril بودن در اون متـــمركز شده همون خصوصـــياتی كه در آلبــوم Under My Skin بازگو می‌كنه .

اون به هيچ چيز خيانت نكرده و حتی الان هم پس از گذشـت چند ســال با روش خود كه باعث موفقــيـت فـــوق‌العاده‌ی اولـــين آلبوم خود بنـام Let Go شد هنــوز هـم هر جــوری كه هست كارنامه‌ی عمل خودش رو بدون لكه‌ی ننگی تميز نگه داشته .

اون يك ۱۹ساله‌ی سفيد لوحه
ساده بودن همون چيزی هست كه باعث شده بهترين آهنگ‌هاش مــقاوم و ســخت و پايدار باشـن حالا خواه اينكه شايسته‌ی Punk يا Faux يا Maudlin Ballad باشه Avril اين آهنگ‌ها رو قطعـــا و كاملا به طور صــريح و بی‌پرده می‌خــــونه .

شما مـــی‌تونين هر چقدر كه بخوايــــن آهنگ‌هاشو گوش بدين .

موزيـــك Avril واقعــــا ديوانه كنندس و خيلی سخته كه بگيم در كدوم دسته موسيـــــقی قرارش بديم – آهنــــــگ موفقيــت آميز و درخشـان I’m With You تقريبا يه صدا و حال و هوای ييلاقی غير قايل احساس داشــت و يك ملودی متــــــال مبــــهـم و سربسته و يك همخوانی كه نمی‌تونه بيـجا و بی‌محـــل به عنوان يه مدعــــــی آمريكايی مطـــرح بشه اگرچـــه هيچكدوم از اين مدعيان و مسابقه‌دهندگان نمی‌تونستن به اين سادگـــی هست آهنـــــــگ رو بخونن.




Lavigne در آلـبـــوم جديـــدش يعنی Under My Skin با يك ماتريس تيمی رو كه روی بيشتر آهنگ‌های آلبوم Let Go كار كرده بودن رو جدا كرد Avril در اين آلبوم جديد با يه گروه Songwriter غير قابل تحمل و گيتاريستش Evan Taubenfeld و Songwriter كانادايـــــی Chantal Kreviazuk شــــروع بكار كرد و در تهيه اين آلبـــوم با بهم پيوستن اين شرایط آلبومی قابل قبول و فرمول دار تری بوجود آورد .

Lavigne در آلبـــــوم Under My Skin هيچ فكر و هدف تازه ای وارد نمی‌كنه بلكه چهره‌ی آهنــگ‌های آلبوم قبلی يعنــــی Let Go رو درخــشان‌تر می‌كنه اغلب اوقات صداش رو در يك آهنگ به چند جور و نوع تغير ميده تا مطمئن بشه كه شما از خوانندگی اون خســـــته نشدين و زيبايی Chorus ها رو درك می‌كنين .

آهنگ اصلی و مهم اين آلبوم همون آهنگی كه زودتر از خود آلبوم Under My Skin منتشر شد كه Don’t Tell Me نام داره ميشه فرمود كه آهنگی هســت كه بيشترين شخصيت Avril رو در خودش داره و نشون ميده كه Avril دنبال چه چيزی هست و منظورش چيـــــه
اون در اين Clip با يه بوسه‌ی شرم آور دوست‌پسر شهوتی خودش رو می‌خواد ترك ‌بكنه و همين كه شــروع می‌كنه به عنوان يه گيتاريست گيتار ميزنه از پسره می‌پرســـه كه Did I not tell you that I’m not like that ?girl/The one who gives it all away, yeah/Did you think that I was going to give it up to you يعنـــی اينكه ” آيا به تو نفرمودم كه من اون دختر نيستم ﴿اون دختری كه تو انتظار داری باشم﴾ ” / ” كسی كـه مرتبا و بطور پيوسته اونو به تو ميده؟” / ” فكر می‌كردی كه می‌خواستم اونو به تو تسليم كنم؟” نحوه‌ی بيان اين مسئله و ديدگاه ممكنه رنج‌اور باشه ولـــی در عوض اون Avril با صدای خوبش از پس اين كار بر مياد صدايی كه تظاهر به صداقت و درستكاری ميكنه

__________________

69:


70:

Sepultura




Sepultura is a Brazilian thrash metal band.

Their name means "Grave" in Portuguese, which they chose after Max Cavalera, one of the founding members, was translating the lyrics of the Motörhead song "Dancing on Your Grave

گروه بر خواسته از بلوهورایزن واقع در برزیل که سال 1984 تشکیل شد.

مکس کاوالرا خواننده و نوازنده گیتار ایگور کاوالرا نوازنده درامز پل جونیوز باس و جایروتی نوازنده گیتار لید اعضای تشکیل دهنده این گروه هستند اون ها سعی داشتند هوی متال و یانک را در هم بیامیزند، و در اوایل کار تحت تاثیر متالیکا اسلیر و آیرون مدن به کار پرداختند.

اما به سرعت به سوی صدای دث متال حرکت کردند که متاثر از گروهای چون passessed و Death بودند، اما متاسفانه نوجوان بودن اعضای گروه مانع از اون می شد که در نواختن لوازم موسیقی حرفه ای عمل نمايند.

پس از عقد برنامه داد با شرکت ضبط مستقل Cogumelo گروه چهار آهنگ می سازد و ضبط می کند.

اما آلبوم Bestial Devasttion در سال 1986 که دو روزه ضیط شد اولین گام جدی سپولترا بود.

اونها با حداقل امکانات و بوجه کاری در خور ارایه می دهند که منجر به ساخت اولین آلبوم رسمی گروه با عنوان Morbid Visions می شود.

پس از یک اجرای زنده در یائوپولو، گروه گیتاریست خود جایروتی را با یکی از نوازندگان محلی همان جا به نام اوندریاس کیسر تعویض می کند و شانس با ورود این مرد قدرتمند از راه می رسد، توانایی های اوندریاس گروه را وارد مرحله جدیدی از شهرت و قدرت می کند.

آلبوم بعدی سپولترا با نام Schizophanai در 1987 منتشر می شود که در اروپا و آمریکا غوغایی به پا می کند.

آلبوم سال 89 گروه با عنوان Beneath the remains یکی از چهار آلبوم تاثیر گذار سپولترا می شود مطرح طرین گروه هوی متال دهه نود شروع تازه ای را تجربه می کند.





گروه برای حمایت از آلبوم خود توری یکساله بر پا می کند و سپس آشنا شدن با تهیه نماينده ای به نام اسکات برنز، آلبوم سال 91 خود را با عنوان Arise بیرون میدهد.

این آلبوم اگر چه از سوی MTV توقیف می شود اما هجم هواداران برای خرید اون از فروشگاها نشان می دهد سپولترا توانسته همگام با مخاطب خود پیش برود.

مدتی بعد مکس کاوالرا با مدیر گروه یعنی گلوریا بوژنوسکی ازدواج می کند که تقریباً دو برابر سن مکس را داشت! سال 93 گروه آلبوم chaosA.d را منتشر می کند که باز گشتی به زبان اشعار برزیلی بود و تلفیق پانک و هاردکور اون به مذاق بسیار می نشیند یک تور یکساله اجرا می شد و سپس اون هرکدام از اعضا برای دنبال کردن پرروژه های شخصی راهی می اندیشید.

تا اینکه برای آلبوم Roots که سال 96 منتشر شد، گردهم می آیند.

اما روزگار برای سپولترا همیشه خوب نبودند، درست چند ساعت پیش از حضور گروه در فستیوال غول های راک اگلستان، اهضای گروه در می یابند پسر مکس و گلوریا در یک حادثه اتومبیل کشته شده، مکس و گلوریا گروه را ترک می نمايند و سپولترا سه نفره در جمع حاضر می شوند.

سپس اون حادثه اختلافات میان اعضا و گلوریا در بالا می گیرد و سپولترا به دنبال مدیر جدیدی می گردد، مکس هم به دنبال همسرش از گروه می رود و پس از مدتی سپولترا با خواننده ای از اهالی کلیوند به نام دریک گرین باز می گردد.

در یک آلبوم سال 98 سپولترا با عنوان Againat کار می کند.

سال 2001 سپولترا با آلبوم Nation باز می گردد که نقد های آتشینی در پی می آورد، اکثر نقدها به صدای نامناسب گرین بود تا جایی که گروه در کنسرت زنده خود در سال 2002 باز هم از مکس دعوت به عمل می آورد.

آلبوم این برنامه تحت عنوان Under a Pale Greey Sky در پاییز سال 2002 منتشر می شود.


71:


72:

Ashlee Simpson


Ashly Simpson
اشلی سیمپسون
نام کامل :
اشلی نیکول سیمپسن
متولد:
3 اکتبر 1984 (11 مهر 1364)
محل تولد :
تگزاس.ایالات متحده امریکا
شغل:
بازیگر.میوزیشن(خواننده.گیت ریست.ترانه سرا
خانواده:
پدر:
جو سیمپسن

مادر :
تینا سیمپسون (که در مدرسه معلم اشلی بوده و همچنین
معلم خانگی ش(
خواهر :
جسیکا سیمپسن.میوزیشن.شخصیت تلویزیونی.متولد 10
جولای 1980
همسر (سابق) خواهر:
نیک لشی.میوزیشن.شخصیت تلویزیونی
تحصیلات:
جوانترین عضو مدرسه باله آمریکا (که در 11 سالگی وارد اون
شد(



بیوگرافی:

Ashlee Nicole Simpson اشلی در 3 اکتبر 1984 به دنیا آمد از تینا و جو سیمپسن.اشلی رقص رو در سن 4 سالگی آغاز کرد و در 11 سالگی

جوان ترین کسی بود که تونست وارد مدرسه باله آمریکا بشه.در 14 سالگی اشلی همراه با خواهر بزرگترش جسیکا ستاره پاپ

خیلی حرفه ای می رقصید.اشلی در فیلم معروف هات چیک ht chick راب اسکنیدر ظاهر شده.

و همچنین یک برنامه ی تلویزیونی داشته (The ashlee simpson show که از MTV پخش می شد و زندگی واقعی اشلی رو نمایش می

داد) هم چنین در شوهای The Bell, The Donny & Marie Show, The Rosie O'Donnell Show, با جی لنو

The View, The Tonight Show و شوی کریسمس دیزنی ظاهر شده هست صلیت:دالاس امریکا شروع فعالیت: 2003 سبک:پاپ / راک

Ashlee Nicole Simpsonمتولد 3 اکتبر 1984 خواننده و ترانه سرای امریکایی هست که هنر پیشگی را نیز تجربه کرده هست.او

خواهر کوچکتر Jessica Simpson هست.

شهرت او در اواسط سال 2004 با موفقیت البوم اولش

Autobiography اغاز شد که در این راه برنامه تلویزیونی Ashlee Simpson showThe نیز بی تاثیر نبود.

او در ابتدای کارش و قتی یک اجرای ازمایشی در یک کنسرت داشت مورد تمسخر برنامه گرفت,همچنین یک حضور ناموفق نیز در

یک فیلم داشت.

Ashlee البوم دوم خود را به نام IAm Me در اواخر 2005 ریلیز کرده هست.

Ashlee در دالاس حومه تگزاس متولد شد و همان جا نیز بزرگ شد.او دختر Joe Truett Simpson و Tina Ann Drew هست.

Ashlee یک رقاص اموزش دیده و ماهر هست,او از سن 3 سالگی یادگیری رقص باله کلاسیک را شروع کرده هست و در 11 سالگی

به مدرسه رقص School Of AmericanBallet در نیویورک رفت.در همین وقت ها بود که از بیماری کم اشتهایی عصبی رنج می

برد,این وضعیت او حدود 6 ماه طول کشید تا بالاخره به وزن 70 پوند رسید.سپس انکه Jessica یک قرارداد برای فعالیت

های هنری اش منعقد کرد,خانواده Simpson تصمیم گرفتند تا به لس انجلس کالیفورنیا نقل مکان نمايند,انجا بود که Ashlee

فعالیت های تبلیغاتی خود را در تلویزیون اغاز کرد.

وقتی Jessica سپس ریلیز البوم اولش معروف شد,Ashlee یکی

از رقاصان بک اپ او شد.بعدا Ashlee شروع به فعالیت در سینما و سریال های تلویزیونی کرد که از انها می توان به

حضور افتخاری او در سریال کمدی Malcolm In The Middle در سال 2001,یک نقش کوتاه در فیلم The ht chick در سال 2002 و

یک حضور در سریال خانوادگی 7th Heaven اشاره کرد.

تابستان 2003 او برای مدت کوتاهی در برنامه MTV VJ فعالیت

داشت و بعدا یک اهنگ به نام Just let me cry برای فیلم Freaky Friday ضبط کرد,بالاخره یک قرارداد با کمپانی

Geffen Records منعقد کرد.

البوم اول Ashlee با نام Autobiography در جولای 2004 در

امریکا اول شد و با فروشی حدود 398,000 کپی پرفروش ترین البوم هفته شد.این البوم سپتامبر 2004 پلاتینی 3گانه

دریافت کرد.او در سرودن همه ترانه های این البوم همکاری داشت و اهنگ های این البوم را "خیلی نزدیک به احساساتش"

توصیف کرد.

در یک مصاحبه چند نظریه انتقاد امیز در مورد او مطرح

شد.Peter Relic نویسنده Rolling Stone,البوم Autobiography را ترکیبی از پاپ بچه گانه Avril و راک منحصر به فرد

Sheryl Crow دانست,در حالیکه E!Online نوشت:اگرچه این البوم شما را حیرت زده نمی کند ولی غافل گیرتان خواهد

کرد!! تک اهنگی که موجب پیشرفت البوم شد Pieces of Me بود که یکی از داغ ترین اهنگ های تابستان در امریکا بود و در دیگر

نقاط هم فروش خوبی داشت,اگرچه اهنگ های بعدی یعنی Shadow و La La موفقیت این اهنگ را به دست نیاوردند.

کاور البوم Autobiography Ashlee حضور مختصری هم در برنامه Newleweds داشت,که یک

برنامه واقعی از زندگی خانوادگی Jessica و همسرش Nick Lachey بود.




Ashlee برای انکه کار موسیقی خود را اغاز کند, برنامه خودش را در MTV با نام The Ashlee Simpson show اغاز کرد که

دقیقا سپس برنامه newlyweds پخش می شد.این برنامه برای 8 هفته در تابستان 2004 ادامه پیدا کرد و سری دوم ان نیز

که شامل 10 قسمت بود ژانویه تا مارچ 2005 پخش شد.در این برنامه پیشرفت تدریجی ترانه ها,کارهای ضبط شده و اجراهایی

که سیمپسون ها داشتند مورد تحلیل برنامه می گرفت.

برای اجرای زنده,Ashlee با همراهی گروهی متشکل از Ray

Brady(گیتاریست) و Braxton Olita(گیتاریست) و Joey Kaimana (گیتار باس_که از 2004 Zach Kennedy جای او را گرفته)و

Chris James (کیبورد و خواننده_که از 2004 Lucy Walsh جای او را گرفته)و Chris Fox(جاز) به روی سن رفت.سپتامبر

2004,Ashlee روی سایت خود فراخوان نمود که گروه نام "Ashlee Simpson And Submission" را برای خود انتخاب کرده هست,این

نام از انجا انتخاب شده که انها پیشنهادات زیادی برای نام گروه دریافت کردند.

غیر از البوم اول خود,Ashlee اهنگ"Christmas Past,Present, And Future" را در البوم تعطیلات خود به نام

Radio Disney Jingle James خواند ,همچنین یک اهنگ دو نفره به نام Christmas Song با خواهرش Jessica خواند که در

البوم ReJoyce برنامه گرفت,این اهنگ را با هم در ABC Variety Hour خواندند .




سال 2004,Ashlee یک Teen choice award به عنوان "بهترین اهنگ تابستان" برای اهنگ Piecesof me برنده شد,همچنین در

Fresh face award یک جایزه برد.Ashlee یک Bilboard Award نیز به عنوان "بهترین هنرمند زن سال" در سال 2004 نیز بدست

اورد.در EntertainmentWeekly نیز به عنوان "Breakout star of 2004" انتخاب شد.



Ashlee در کنسرت Saturday Night Live در 23 و 24 اکتبر به عنوان خواننده مهمان حضور پیدا کرد و مانند دیگر خواننده

های کنسرت در جدول برنامه ها دو اهنگ در این کنسرت اجرا کرد.اهنگ Pieces of me بدون مشکل اجرا شد ولی وقتی خواست

اهنگ Autobiography را اجرا کند,هم خوانان او(کر)دوباره اهنگ Pieces Of Me را خواندند و Ashlee سپس کمی رقص

هستیج را ترک کرد.در پایان نمایش,Ashlee همراه مجری برنامه Jude Law روی سن امد و مشکل به وجود امده را به خاطر

اشتباه گروه دانست.

25 اکتبر,Ashlee با برنامه Total Request Live تماس گرفت و توضیح داد که که مشکل گوارشی شدیدی برایش پیش امده(Acid

Reflux) که باعث شده نتواند بخواند و دکتر نیز به او توصیه کرده به هیچ وجه نخواند,و در مورد مشکل به وجود امده در

کنسرت هم فرمود که اشتباه Drummer در شروع اهنگ باعث اشکال شد.



همان وقت Radio Music Award,اشلی را برای اشتباه به وجود امده و جریان بیماری متهم به تظاهر کرد,اما 31 اکتبر, CBS

در برنامه60Minutes, تمرین Ashlee قبل از برنامه SNL را نشان داد که به خاطر مشکل گوارشی که داشت نمی توانست خوب

بخواند و این مسئله خیلی او را ناراحت کرده بود.

4 ژانویه 2005,Ashlee اهنگ La La را در کنسرتی در میامی

فلوریدا اجرا کرد اما در پایان اهنگ تعدادی از 72,000 تماشاگر برنامه او را هو کردند که نشان می داد از او به

خاطر اتفاقی که در NSL افتاده هست راضی نیستند و این اجرای او را برای جبران دیر می دانند,البته بعضی ها هم این کار

را به خاطر این دانستند که بیشتر حاضران در این کنسرت در بازه سنی طرفداران Ashlee برنامه نداشتند.



سپس اتفاقات کنسرت Orange Bowl,سایت petitiononline.

com فراخوان نمود که مطالعهAshlee از پرانتقاد ترین مسائل مطرح

شده در سایت هست.بعدا Ashlee فراخوان نمود:"مسئله ای نیست,همیشه که همه نباید طرفدار یک خواننده باشند" و به

دنبال ان حمایت هایی که طرفداران او در سایتش از او کرده بودند را بیان کرد.



همان وقت مجله Cosmopolitan تصمیم گرفت که برای شماره فوریه 2005,عکس Ashlee را روی جلد برنامه دهد و به او لقب

"زن شجاع و با مزه سال" را داد.

اولین تور امریکایی Ashlee ( همراه با دو اجرا در کانادا)

از اواسط فوریه تا اواخر اوریل 2005 به طول انجامید.

Ashlee در ویدئوی La La


در این کنسرت ها غیر از اهنگ های البوم Autobiography اهنگی به نام هالیوود را که در البومش نبود نیز می

خواند,همچنین اهنگ های Brass in Pocket از The Pretenders و Call Me از Blondie و Burning Up از Madonna را در این

کنسرت اجرا کرد.او فرمود که در این کنسرت ها خودش و گروهش قصد دارند حسابی خوش بگذرانند.



مارچ 2005,Ashlee فراخوان نمود که سری دوم برنامه The Ashlee Simpson Show به پایان خواهد رسید و اخرین قسمت ان روز اخر

ماه پخش شد.



Ashlee به عنوان بازیگر نقش دوم به نام Clea در فیلم "Undiscovered" (با نام اصلی Wannabe) ظاهر شد ,این فیلم

اگوست 2005 روی پرده سینما ها رفت,Ashlee در اواخر 2004 بازی در این فیلم را انجام داده بود.با ان که Ashlee بازی

قابل قبولی در این فیلم از خود ارائه داده بود و کار او بازتاب خوبی داشت,ولی فیلم از نظر منتقدان بد بود و نتیجه

خوبی کسب نکرد,بطوریکه در هفته اول نمایشش حتی در Top 10 نیز برنامه نگرفت و تنها 676,048 دلار فروش کرد.



البوم دوم Ashlee به نام I Am Me, در 18 اکتبر 2005 در امریکا ریلیز شد.Ashlee فرمود که می خواهد احساسات موسیقی

دهه 80 را در این البوم بیامیزد.البوم I Am Me با 220,000 کپی فروش اول شد اما سرعت فروش ان کم شد و تا ژانویه 2006

کمتر از 1میلیون کپی فروخت.



اهنگ اول البوم به نام Boyfriend در Bilboard ht 100 رتبه 25 را گرفت.اهنگ دوم یعنی L.O.V.E نیز موفق بود و در Top40

امریکا برنامه گرفت.



Ashlee در اواخر سپتامبر تور دیگری را اغاز کرد و در برنامه NSL که 8 اکتبر 2005 بود نیز شرکت کرد تا فروش

البوم خود را افزایش دهد.اهنگ اول او در این برنامه Catch Me WhenI Fall بود که درباره خراب کاریش در برنامه قبلی

بود و در پایان اجرایش از همه حاضران قدردانی کرد.

اواسط سپتامبر,Ashlee سپس برنامه ای که در ژاپن داشت

حالش بد شد که دلیل ان را خستگی دانستند.او برای مدت کوتاهی در بیمارستان بستری شد و مجبور شد برنامه ای که در

Radio Music Awards داشت را کنسل کند.



عکس Ashlee به همراه خواهرش Jessica روی جلد مجله Teen People رفت,همچنین مجلات Blender و Cosmopolitan نیز در

ژانویه 2006 و Seventeen و JANE نیز عکس Ashlee را روی جلد خود داشتند.

12 اوریل Ashlee مجری برنامه MTV Australia Video Music

Award بوده هست.



73:

Celine Dion



Celine Dion در شهر Charlemagne (یک شهر کوچک در 30 مایلی شرق مونترال ) در کانادا به دنیا آمد .

Celine Dion جوانترین فرد از یک خانواده 14 فرزندی بود که همگی دستی در موسیقی داشتند .

پدر و مادر او هردو موسیقی دان بودند و یک کلوپ کوچک را اداره می کردند و در تعطیلات آخر هفته تمامی افراد خانواه به اجرای نمایش می پرداختند وامت را سرگرم می کردند .

Celine Dion از سن 5 سالگی به همراه برادارن و خواهرانش شروع به مطالعهکرد و سپس چندی تجربه و توانایی اجرای زنده را بدست آورد .

در 12سالگی آهنگی را به همراه مادر و یکی از برادرانش اجرا کرد .

از همین جا مسیر زندگی وی تغییر کرد و این آهنگ فرانسوی شروعی برای موفقیت های بعدی او شد .

نوار نمونه این آهنگ توجه René Angélil را که یک مدیر برجسته بود جلب کرد و René Angélil که مجذوب صدای Celine Dion جوان شده بود مصمم شد تا او را به یک هستعداد جهانی تبدیل کند .

در سال 1982 اولین جایزه خود را کسب کرد که مدال طلای فستیوال جهانی آواز در یاماهای توکیو بود .

در همین سالها Celine Dion با René Angélil ازدواج کرد .

شهرت وی هر روز در زادگاهش بیشتر می شد و در سال 1988 برنامه زنده تلویزیونی را در دوبلین ایرلند برای 600 میلیون بیننده در سراسر اروپا .

امریکا ژاپن و هسترالیا اجرا کرد .

شهرت جهانی Celine Dion وقتی بود که موسیقی انیمیشن موفق دیزنی Beauty and the Beast" " را ضبط کرد .

این ترانه موفق به دریافت جایزه Grammy و اسکار بهترین آهنگ فیلم شد .

دومین آلبوم انگلیسی زبان Celine Dion به نام simply celine dion هم منتشر شد که مجموعه ای از ترانه های عاشقانه بود .

آهنگ Think Twice در انگلستان با موفقیت زیادی روبرو شد که این فروش از وقت بیتلرها بی سابقه بود و تنها آهنگ یک خواننده زن لقب گرفت که به فروش 4 میلیون نسخه دست یافت .

آلبوم های به زبان فرانسوی او نیز به فروش می رسید و همه چیزبر وفق مراد بود.

با پخش آلبوم Falling Into You در مارچ 1996 به بالاترین فروش دست یافت و جایزه بهترین ترانه پاپ را در سی و نهمین دوره جشن سالیانه Grammy از اون خود کرد.

My Heart Will Go On اوج کار او بود .

موسیقی فیلم تایتانیک که به طرز اعجاب انگیزی با فیلم گره خورد .

Celine Dion و تمامی شرایط فیلم به همراه تایتانیک به اوج شهرت رسیدند .

اجرای زنده این آهنگ در مراسم اسکار هم مورد توجه برنامه گرفت و اسکار دوم را نصیب وی کرد .



دو آلبوم یکی به زبان فرانسوی و دیگری ترانه های مربوط به کریسمس کارهای بعدی او بودند که هرگز به موفقیت های قبلی نرسیدند .

در سال 2000 مجموعه ای از بهترین آهنگ های Celine Dion منتشر شد که عنوان قدردانی از خواننده مورد علاقه وی Frank Sinatra را یدک می کشید .

در شب شروع سال 1999 در مونترال آخرین اجرای زنده Celine Dion قبل از یک کناره گیری موقتی از مطالعهانجام شد و او چند سالی از دنیای موسیقی کناره گیری کرد .

در 25 ژانویه 2001 Celine Dion پسری به دنیا آورد که نامش را René-Charles Angélil گذاشتند واو را شش ماه بعد در مونترال غسل تعمید دادند .

Celine Dion شاید به دلیل داشتن ظاهرو چهره ای نه چندان زیبا و جذاب هیچ گاه خود را وارد مسائل حاشیه ای که گریبانگیر اکثر خوانندگان پاپ می شود نکرد و این یکی از نکات مثبت وی می باشد .

تا اینجا هر چه فرمودیم موفقیت های Celine Dion بود ولی حقیقت این هست که او هرگزیک اسطوره نیست .

او در دوره هایی بهترین خواننده پاپ دنیا شد ولی هیچ گاه کسی از او به عنوان یک اسطوره و تک ستاره نام نبرد وازهیچ یک از آهنگ هایش به عنوان ترانه ای بی سابقه یاد نشد .

Celine Dion نیوقتند اکثر خوانندگان پاپ یک دوره طلایی را سپری کرد ولی اکنون به یک خواننده معمولی تبدیل شده هست و بسیاری از طرفدارانش او را فراموش کرده اند.

قصه غم انگیزی که حتی دامن امپراطوری مایکل جکسون را هم گرفت .

Celine Dion تلاش زیادی می کند تا دوباره به خواننده ای درجه یک تبدیل شود ولی هرگز در انجام این کار موفق نشده هست .

حتی در آهنگ های آخرش تغییر سبک هم به چشم می خورد و آهنگ ها تندتر و جوان پسند تر شده هست ولی بازهم نتوانسته هست به شهرت پیشین خود برسد.

شاید در چند سال آینده تنها نامی از Celine Dion باقی بماند



Céline Marie Claudette Dion Angélil, OC, OQ, (born March 30, 1968) is a Canadian Grammy and Juno award winning pop singer and occasional songwriter

Celine Dion
سلن دیون
كـوچكـتـرين عـــضو خانواده 16 نفريشان بود.ايشان وخانواده فقيرش در شهر كوچكي به نـام كـوئيـبـك واقـع دركـانادا زندگيميكردند.

خانواده ايشان به رغم


بي بضاعتي وتـنـگدستـي بـا يـكديـگر بسيار يكدل و
صميمي بودند.

پدر
ســلن كلوبي در شهر داشت كه در اون خود و خانواده اشبهاجراي موسيقي و
خوانندگي مي پـرداخـتـنـد و اينگونهاهــالي محل را سرگرمميساختند سلن به كمك مادر ايشانـكي از بـرادرانش نــخستين ترانه خود را اجرا وضبط كرد.



ايـن تــرانـه CE N`ETAIL QU`UN REVE تنـها يك رايشانا بودنامداشت.

هنگاميـكهRENE ANGELILصداي زيباي سلنرا شـنـيد اشك از چشمانش
جاري گشتو تصميم گرفتكه از ايشان يك سوپر هستار جهاني ایجاد كند. او اولين ترانـه خود رادر سال 1991بنام (LA VOIY DU BON DIEU صداي خدا )
عـرضه كـرد كه در شهر خـودبسـيـار مـورد هستقبال قـرار گــرفت.


در سن 18 سالگي هنگامي كه سلن مايكلجـكســـون را در تلايشانزيون مشاهده كرد به تجليل

فرمود كه مـيخواهد مانند مايكلگردد.

ايشان در اون سال اقدام به تغييرشكل ظاهري خود كرد.
موهاي خود را كوتاه كرد،دندانهاي جلو آمده خود را تراشيد و در كلاسهاي
زبان انگليسي ثبت نام كرد تا قادرباشد انگليسي را به رواني فرانسه صحبت كند.


اولينآلبوم انگليسي زبان ايشان بنام UNISON در سال 1990 منتشر گرديد كه توجه جهانيانرا به خود جلب ساخت.

سپس با اجراي
ترانهBEATY AND THE BEAST در
سال 1991 به شهرت دست يافت.




نام كامل:CELINE MARIE CLAUDETTE DION

تاريخ تولد:
30 مارچ 1968

محل تولد
:
كوئيبك كانادا

شغل
:
خواننده

قد:
170 سانتي متر.



وزن
:
50 كيلو.

علت شهرت
:
اجرايترانه BEAUTY AND THE BEAST به همراه PAEBO BYSON در سال 1991.



برادر و خواهر
:
سلن داراي 13 برادر و خواهر ميباشد كه سن همگياونها بيشتر از ايشان ميباشد.



نام
شوهر :
RENE ANGELIL
مـديـر بـرنـامه هاي سلن ديون

تاريخ
ازدواج :
17 دسامبر 1994.



نام پسر:
RENE CHARLES ANGELIL

جوايز:
ايشان چندينجايزه معتبر بعنوان هنرمند سال، ترانه سال، خواننده محـبـوب و پـرفـروش تـرينآلبوم را از سايشان
AMERICAN AWARD دريافت داشته هست.

GRAMMY - WORLD MUSIC AWARD - FELIX - JUNO-

شمار آلبومهاو تـك آهـنـگهاي بفروش رفته ايشان در سراسر جهان:200 ميليون.



ثروت ايشان:
ثروت ايشانرا 400 ميليون دلار برآورد ميكنند.





چند نکته درباره سلنديون:

1-ترانه MY HEART WILL GO ON ايشان پـرفـروشـترين ترانهاركسترال بشمار مي آيد.


2-سـلن بمدت 2 سال ازعرصه موسيقي بدور بود.

يكي
به عـلت اون كه شوهرش مبتلا به سرطان گلو شده بودو
بـايـد از ايشان مراقبت مي كـرد و اونكه بايد از فرزند تازه متولد
گشته خود نيزپرستاري ميكرد.
3-ايشانداراي عـطـر اخـتصاصي بنام خود مي باشد كـه درسال 2003 پرفروش ترين عطر سالگرديد.
4-ايشان هـمـچـنينچـنـد سـالــيست مجله اي را بنام خودمنتشر ميسازد.


5-سـلن ديـون صـاحب چندين رستوران در امريكا وكاناداميباشد.
6-ايشانداراي كلكسيوني از 100 ها جفت كفش ميباشد.
7-ايشان مـوفـق بـه دريـافـت ديـپـلم مـتــوسط نگرديد زيراازدبيرستان ترك تحصيل كرد.
8-ايشان عاشق بازي گلف هست.
9-ايشان موفق به كسب نشان افتخار از دولت كاناداگرديدهاست.




سلن ديون داراي 13 خواهر و برادر و از يك خانواده كانادايي هست .سلن ديون در 12 سالگيبا كمك كيوبيك ديون اولين ضبط صدايش را در راديوانجام دادو در 22 سالگي ژهارالبوم معروف به زبان فرانسه بيرون داد در سال 1991 ديون اولين برنامه داد رسميخود را براي البومي به زبان انگليسي امضا كرد او توانست در مدت 2 سال زبانانگليسي را به طور كامل ياد بگيرد و مسلط به ان صحبت كند .
در سال 1992البوم جديدش با هستقبال باور نكردني امريكايي ها روبرو شد و به دنبال ان درفيلم ديو و دلبر با همكاري پيابو بريسون در صداگذاري اين فيلم با شركت واتديسني برنامه داد بست و در ان سال اين فيلم در صدر پرفروشترين فيلمهاي سال قرارگرفت.
اولين تور ديون با مايكل بولتون اغاز شد و پس از ان البوم جديدش رابا موفقيت اجرا كرد.ايشان در سال 1994 با همكاري جنيفر لوپز با يك البوم با نامقدرتِ عشق همچنين گفت و از ان پس به شهرت جهاني دست يافت.او در سال 1994 بامدير 54 ساله شركتش ازدواج كرد وچند البوم ديگر را هم منتشر ساخت.
ديونسپس اجراي موسيقي فيلم تايتانيك ودريافت جايزه اسكار و يك البوم به ناموقتهاي ايشانژه بر شهرتش اضافه کرد ايشان پس از البومي كه در سال 2000 به صورت گلچينبه بازار عرضه كرد براي مدت دو سال از صحنه موسيقي مرخصي گرفت تا به زندگيخصوصي خودش بپردازد و منتظر تولد فرزندش باشد .
اكنون ديون پس از وقفه ايبا البوم جديدش با فروش 15 ميليون در صدر بهترين و پر فروشترين البوم در جدولبرنامه دارد سپس ديون گروه يو 2 و شكيرا و پينك برنامه دارند






74:


75:

Amr Diab عمر دیاب




Amr Abdel Basset Abdul Azeez Diab (Arabic:عمرو عبد الباسط عبد العزيز دياب) is an Egyptian singer, born on October 11, 1960 in Port Said


نام کامل : عمر عبدالباسط عبدالعزیز دیاب
نام پدر : عبدالباسط عبدالعزیر دیاب
نام مادر : رویا محمود فعاد



عمرودیاب در کشور مصر و در یک خانواده هنرمند و هنردوستچشم به جهان گشود.پدرش مسئول ساختارهای کانال سوئز بود و بر روی کشتی و زیر دریایی کار میکرد.او به هستعداد و صدای خوب پسرش پی برده بود و همیشه او را به مطالعهتشویق میکرد.یک روز پدرش، عمرو را که تنها شش سالش بود به یک ایستگاه رادیویی موسیقی برد تا در اونجا بخواند .

عمرو در اونجا اولین تجربه خوانندگی خود را کسب کرد و به دلیل صدا و هستعداد خوبش از طرف مسئولان رادیو تحسین شد و ازفرماندار شهر یک گیتار جایزه گرفت.




عمرو دیاب تحصیلات موسیقی خود را دانشگاه Cario شروع کرد و در سال 1989 از اونجا فارغ التحصیل شد.

سپس اون آلبوم اول خود را به نام Ya Tareeq را به بازار عرضه کرد و این موفقیت بزرگی برای او محصوب میشد.

از اون به بعد او شانزده آلبوم دیگر را عرضه کرد که فروش فوق العاده ای در جهان داشت و او به عنوان ستاره دنیای شرق معرفی شد.او از اون به بعد مهمانیها و جشن های بسیاری گرفت و به کشورهای مختلف جهان از جمله آمریکا،استرالیا و کشورهای مختلف اروپایی سفر کرد و در اونجا کنسرت های موفقی را اجرا کرد.
عمر در سال 1990 در پنجمین دوره مسابقات African Sports به عنوان نماینده کشورش انتخاب شد و در اونجا به زبانهای عربی ،انگلیسی و فرانسوی خوانندگی کرد .این کنسرت توسط ماهواره به تمام نقاط دنیای عرب فرستاده شد و در شبکهCNN پخش شد
از اون وقت عمر به تدریج درخشید تا حال که یکی از بهترین خوانندگان مصر میباشد .




76:


77:

Ruby - Egyptian singer


Rania Hussein (Arabic: رانيا حسين) (born October 8, 1981), known as Ruby (Arabic: روبي, sometimes transliterated as Roubi), is an Egyptian singer and actress who rose to fame with her debut single Enta Aref Leih (Do You Know Why?).



نام کامل : رانيا حسينشهرت : روبی يا روبی مانيا
محل تولد : قاهره/مصر
تاريخ تولد :october 08th 1981
ايميل آدرس : [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]
وب سايت رسمی : [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]




روبی خواننده ای هست جوان اما خيلی مدت هست که به کار خوانندگی مشغول هست.اما او هم توانست که خود را جزو top 10 خانومهای خواننده عرب بکند .
روبی ۴ تا آلبوم از خودش تا حال دارد که به ترتيب زير هستند:
۱-عارف
۲-فين حبيبی
۳-ابقی قبلنی
۴-و آلبوم آخرش که هماره گروه تاتی/تاتو به بازار دادش!
از هنرهای ديگر روبی رقصيدن هست!روبی بسيار زيبا مرقصد مخصوصا رقص عربی!
روبی بجز اين هنر ها بازيگر خوبی هم هست!که يکی از آخرين فيلم های اون صمغ نور قات کوتفينه نام دارد!
روبی در رشته وکالت و قانون تحصيل کرده هست.


78:


79:

Nancy Ajram




بيوگرافي نانسي عجرم
----------------------------
Nancy Ajram or Nancy Agram (Arabic: نانسي عجرم) (born May 16, 1983) is a multi award-winning Lebanese pop singer and dancer.

نانسی نبیل عجرم که دختری بسیار زیباست در 16 می 1983 در لبنان به دنیا امد و با خانواده اش زندگی میکند او یک خواهر ویک برادر دارد وقتی که او بچه بود بسیار زیرک به نظر میرسید ودر سن چهار سالگی بود که در خودش احساس خوانندگی را پیدا کرد و با سختی و صدایی نازک ولطیف در تلوزیون و رادیو به همراه والدینش رفت.

نانسی در سنی که فقط هشت سال داشت وقتی شروع به خوانندگی کرد که در مسافرت بود ومادربزگش به او فرمود که تو صدای خوبی داری
نانسی عجرم خواننده ی موسیقی پاپ لبنانی که کوکا کولا سالها روی او سرمایه گذاری کرده هست در تمام دنیا از جمله امریکا کنسرت میدهد و محصول منطقه ایست از خاور میانه.

برای اولین بار در سن چهار سالگی به موسیقی جذب شد ودر سن هشت سالگی به مطالعهترانه های قدیمی پرداخت ودر تلوزیونهای محلی در مسابقات اواز خوانی کودکان شرکت کرد و در دوازده سالگی در یک شو تلوزیونی به نام ستارگان اینده مدال طلا گرفت
نانسی از دوازده سالگی کار خود را با پخش اهنگ هاشب از کانال نجوم المشتکبر به کمک مادر بزرگ خود که اودیل عجرم نام دارد و خود از خواندگان پیشکسوت هست شروع کرد اولین البوم نانسی در سال1998بیرون امد که حاصل کار او تا به حال پنج البوم بوده هست
نانسی یک برادر و یک خواهر به نام نادین هستش که به فرموده ی خودش یهترین دوستای اونن
قد نانسی 1۶۸ سانتی متر و وزن اونم 50 کیلو گرمه
نام پدر نانسی نبیل عجرم و نام مادر او ریباندا عجرم نام دارد
نانسی عاشق شکلات و شیرینی و کارتون تام وجریه وبلاخره نانسی با این همه محاسن خوبی که داره به اون لقب سیندرلا دادن

یک بیوگرافی متفاوت از نانسی عجرم (اگه جایی اشتباه شده به بزرگی خودتون ببخشید)
ملیت:لبنانی-محل تولد:لبنان-نام پدر:نبیل عجرم-نام مادر:ریماندا عجرم-تاریخ تولد:16/05/1983-متولد: برج ثور-قد:168cm -وزن :50 kg-رنگ مو:قهوه ای قرمز-رنگ چشمها:ابی-تحصیلات: رادیو و تلوزیون-دارای یک خواهر و برادر که بزودی در وبلاگم در بارشون مینویسم -

نام کامل:نانسی نبيل عجرم

شهرت:نانسی عجرم

محل تولد:الشرفيه/لبنان

تاريخ تولد:may 16th 1983

ايميل آدرس:info@nancyajramonline.com

وب سايت رسمی: [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

هيچکسی نيست که بگه من از نانسی بدم مياد!اگه هم دوسش نداشته باشه بدشم نمياد!

نانسی از سن ۱۲ سالگی کار خود را با پخش آهنگ هاش از کانال نجوم المشتکبل به کمک مادر بزرگ خود که اوديت عجرم نام دارد و خود از خوانندگان پيشکسوت هستش شروع کرد!

اولين آلبوم نانسی به نام محتجالک در سال ۱۹۹۸بيرون آمد که حاصل کار او تا به حال ۴ آلبوم هست:

محتجالک

شل عيونک عنی

۲۰۰۲يا سلام

۲۰۰۴آه و نص

همينطور ايشانديو های نانسی به ترتيب زيرند:

محتجالک

شل عيونک عنی

اخاصمک آه ۲۰۰۲

يا سلام ۲۰۰۲ (برنده بهترين کليب در سال ۲۰۰۳)

يای سحر عيونو ۲۰۰۳

آه ونص ۲۰۰۴

لون عيونک ۲۰۰۴

قول تانی کده ۲۰۰۵ (همراه کمپانی کوکاکولا)

انت ايه ۲۰۰۵



نانسی دارای يک برادر و يک خواهر به نام نادين هستش که به فرموده خودش بهترين دوست اوست!برای علاقه مندان به نانسی بايد بگم که قد نانسی ۱۶۸ cm و وزن او ۵۰ kg هست.نام پدر نانسی نبيل عجرم و نام مادرش ريواندا عجرم نام دارد.

نانسی ساکن شهر شيلانه در لبنان هست.

نانسی عاشق شکلات و شيرينی و کارتون تام و جری هست!و همانطور که ميدونيد نانسی با کمپانی کوکاکولا همکاری دارد.

و بالاخره بخاطر اين همه محاسن خوبی که نانسی داره به اون لغب سيندرلا را داده اند.

و آخرين خبر از نانسی اينکه نانسی اينروزها حسابی مشغول هست!چون در حال بازی در يک فيلم هست به نام احبک آه .و اينکه در حال تدارک آلبوم جديدش هست به اسم لون سمحک.و بازم اينکه برنامه داد جديدی با يک شرکت شامپو بسته که کار تبليغات اين شرکت را به عهده دارد.


علاقه مندی های نانسی

سرگرمی ها:اشپزی و شنا-کشورها:ایتالیا و ترکیه-اهنگ مورد علاقه: نادیت(عباس ابراهیم)-خواننده مورد علاقه:فضل شاکر-فیلم مورد علاقه:Khali balak min Zouzou-بازیگر مورد علاقه: مجیدا و جولیا رابرت-رنگ مورد علاقه :آبی-غذای مورد علاقه : Loubieh و riz -کتاب مورد علاقه:Savoir vivre -حیوان مورد علاقه:توله سگ-نوشیدنی مورد علاقه:اب اوکادو(شبیه گلابیه)-فصل مورد علاقه:بهار-دارایی:خانه-

از چه چیزی بدت میاد؟دروغگویی-چه جیزی دوست داری؟آزادی -چه کارتونی رو دوست داری؟تام و جری- شخصی؟شوخ طبع و احساسی-ذهنیت بچگی؟جواب به معلم تاریخ با اواز-چه کسی رو بیشتر می پسندی؟مادرم-چه چیزی باعث خنده تو میشه ؟ تقلید کردن از من-چه چیزی تو رونا راحت میکنه ؟کسی چیزی که میخواد نتونه بدست بیاره-چه چیزی رو در مردان را می پسندی ؟ بخشنده باهوش ونیرومند-از چه چیز مردان بدت میاد ؟ کتک زدن و اراده ی ضعیف-اولین چیزی که نظر تو رو در مردان جلب میکنه چیه؟ساعت و کفش-ایا سر امتحان تقلب هم میکردی؟ همیشه-


نام و نام خانوادگي : نانسي عجرم
متولد : 16.05.1983
محل تولد : اشرفيه لبنان
تعداد برادر و خواهر: يک برادر و يک خواهر
مجرد
محل اقامت : نيوشيلا لبنان به همراه خانواده




نانسي عجرم به عنوان يکي از زيباترين خوانندگان زن عرب تنها 8 سال داشت که کار مطالعهرا شروع مي كند ,
هنگاميکه که 12 سال داشت در برنامه اي در تلايشانزيون به نام ستارگان آينده شرکت مي نمايدو به مدال طلا دست پيدا مي نمايد .
يکي از خوانندگان مصري که در اون برنامه شرکت کرده بود صداي نانسي را به صداي خواننده بزرگ عرب ام کلثوم تشبيه کرده هست .
سپس اون او به طور جدي کار موسيقي را تحت نظر بهترين معلمان موسيقي دنبال مي نمايدو در سن 18 سالگي به عنوان يک خواننده حرفه اي معروف مي شود,
اولين آلبوم معروف او در سال 1998 به عنوان مشتاقلک (دلتنگ تو هستم )و دومين آلبوم در سال 2001 با نام شيل عيونک عني (چشمانت را از من بردار )
منتشر شد وليکن عامل اصلي موفقيت او آلبوم سومش با عنوان يا سلام در سال 2003 بود نانسي عجرم به عنوان بهترين خواننده عربي در سال 2003 شناخته شد.
آخرين آلبوم او آه و نص در سال 2004 منتشر شد.بي شک نانسي عجرم يکي از محبوبترين چهره هاي خواننده عربي هست,
که البته اين محبوبيت را مديون زيبايي صورت سپس عمل جراحي مي باشد هم چنين رفتار بچگانه و خونگرم او و صداي دلنشينش همگي موجب اين محبوبيت خارق العاده شده اند

80:


81:

Nightwish


بيوگرافی گروه Nightwish

Nightwish are a Finnish symphonic metal band formed in 1996 in the town of Kitee[1].

Nightwish is considered responsible for the foundation of the symphonic power metal genre and the subsequent rise in popularity of symphonic metal

اعضای گروه

Anette Olzon
Tuomas Holopainen
Marco Hietala
Erno "Emppu" Vuorinen
Jukka "Julius" Nevalainen


NIGHTWISH

نایت ویش سال 1997 به دنبال موج نوی گروه های موسیقی گاث متال متشکل از گیتارهای خشن به اضافه صدای یک زن به عنوان وکال اصلی توسط نوازنده کی بورد با نام توماس هولوپاینن در کیتی فنلاند تشکیل شد.

در نهایت موفق شد تا
صدای مختص به خود ایجاد کند.





توماس پس از آشنا شدن با خواننده اپرایی به نام تاریاترونن پایه اول گروه را ریخت، گروه که پس از آمدن گیتاریستی با نام ایمپووورینن نوازنده باس، سامی وانشکا و درامری به نام جوکانوالا در مسیر اصلی گروه های مقلب به متال سمفونیک برنامه گرفت.

دموهای اولیه گروه باعث شد تا کمپانی ضبط موسیقی فنلاندی با نام اسپینفارم با اون ها وارد مذاکره شده و در نتیجه آلبوم نخست گروه با عنوان ((فرشته ها اول سقوط می نمايند)) منتشر می شود.

این در حالی بود که از شروع آغاز به کار گروه تنها کمتر از یک سال می گذشت.

پس از انتشار آلبوم دوم، گروه تور سراسری اروپای خود را به راه می اندازند تا اینکه در سال 2000 با آلبوم ((ارباب آرزو)) در راس چارتهای فروش موسیقی جهان برنامه گرفت.

امروز نایت ویش که بیشتر با آهنگ ((کاش فرشته
ای داشتم)) معروف هست، به یک گروه معتبر بین المللی تبدیل شده هست






82:


83:

t.A.T.u.

تاتو






t.A.T.u.

(or Tatu pronounced [tæˈtu], listen (help·info)) is a Russian music duo consisting of Lena Katina and Yulia Volkova.

نام گروه:TATU = TATY=t.a.T.u
تاريخ تشكيل: 2000 -مسكو روسيه.



اعضاء گروه:
1-ELENA(LENA) KATINA
اسامي مستعار:KOTENOK
تاريخ تولد: 4 اكتبر 1984-مسكو.


قد:158 سانتي متر.



2-YULIYA VOLKOVA

اسامي مستعار:VOLK-VOLCHONOK
تاريخ تولد: 20 فبريه 1985-مسكو.


قد: 154 سانتي متر.

T.A.T.U
T.A.T.U



یولیا (که در زبان انگلیسی جولیا تلفظ می شود ) Yulia Olegovanvokava و اِلن (همان لنا )Elene seveevan Katina که هر دو متولد روسیه می باشند فاصله سنی زیادی با یکدیگر ندارند لنا در 4 اکتبر 1984 و جولیا در 20 فیبریه 1985 به دنیا آمد.

جولیا و لنا از همان کودکی با یکدیگر دوست بودند دوره کودکی و جوانی فعالی را پشت سر گذاشتند و سرگرمی های زیادی چون اسکی ، کلاسهای دنس و شنا ا را با یکدیگر داشتندلبته جولیا چند سالی به کلاس تنیس می رفت.

جولیا و لنا هر دو می خواستند در آینده خواننده بشوند و برای رسیدن به این مهم تلاش های زیادی کردند.



لنا از سال 1994 تا 1997 عضود گروه پاپ محلی چیلدرن بود و سپس اون به گروهی که جولیا در اون عضو بود ملحق شد .

در سال 1998 جولیا به خاطر رفتارش از گروه اخراج شد وبه گروهی دیگری پیوست اما لنا یک سال دیگر درهمان گروه ماند.

در این حین که هر دوکه به تحصیل مشغول بودند و وقتهای آزاد شان را پیانو تمرین می کردند.

در سال 2000 ایوان شاپاپلوف تصمیم می گیرد تا یک گروه پاپ تشکیل دهد و سپس تست کردن از افراد زیادی جولیا و لنا را به عنوان بهترین برای گروه خود انتخاب می کند و اون دو گروهی با دو خواننده تشکیل دادند.

در اکتبر همان سال T.A.T.U اولین آهنگ و ودیو کلیپ خود را با نام Ya shoshla S Yuma ( که به انگلیسی یعنی I've lost my Mind و به فارسی می توان اون را :هوش خود را از دست داده ام ترجمه کرد ضبط کردند.

کار خوب از کار در آمد و طرفداران زیادی به دست آورد .

سپس این کار اونها توری به شهرهای روسیه داشتند .جولیا و لنا در این تور ملاقاتهای روتینی با کارگردانان و تهیه نمايندگان داشتند که بعضی از کارگردانان پیشنهادهایی در مورد رفتارشان ،حرکاتشان و رقصشان در صحنه نمایش می دادند و راهنمایی اشان می کردند.

اما سپس دو سال انتظار در روسیه یک تور بین المللی به کشورهایی چون آلمان ، بلغارستان و جمهوری چکسلواکی برای جولیا و لنا فراهم شد.


اما تمام مشکلات برای این گروه وقتی مرتفع شد که دومین آلبوم خود را به زبان انگلیسی برای ریلیز در کشورهای United Kingdom (لندن) و آلمان آماده کردند.این پروژه توسط تهیه نماينده مشهور موسیقی پاپ ترورهورن تهیه شد و نام این آلبوم 200Km/h در مسیر اشتباه بود.

در آپریل همان سال جولیا و لنا برای افزایش سطح زبان انگلیسی اشان به آمریکا سفر کردند .و در همین کشود چند آهنگ خود را ضبط و برای پخش در شبکه های مختلف تلویزیونی ورادیویی آماده کردند.

و در ماه سپتامبر همان سال ویدیو کلیپی و آهنگ «تمام چیزهایی که او (دختر) می فرمود »از اونها پخش شد این آهنگ شکست خورد اما بلافاصله آهنگ و ودیویک کلیپ Not Goanna Get US از اونها در شبکه های مختلف تلویزیونی و رادیویی در آمریکا و کشورهای مختلف پخش شد وتبدیل به یکی از پرفروش ترین آهنگ های روسیه شد.

فعالیتهای هنری اونها باعث این نشد که اون دو درس و مدرسه را فراموش نمايند جولیا در مدرسه موسیقی و لنا در رشته روان شناسی در دانشگاه مشغول به تحصیل می باشد.
کاترین زیتا جونز


نام کاترین فیروزتا جونز
از اسامی مادر بزرگهای اوبوده هست در ۲۵سپتامر۱۹۶۹ در شهر سوان سی دیده به جهان گشود و در محله هامبلس بزرگ شد یک منطقه جنگلی با چشم انداز زیبا در حاشیه ساحل دریا پدر وی مدیریت یک کارخانه شیرینی پزی را به عهده داشت و مادرش پت یک ایرلندی تبار بود که به حرفه ی خیاطی مشغول بود کاترین دارای دو برادر به نامهای دیوید ای جونز و لیدون میباشد که یکی از او بزرگتر و دیگری کوچکتر بود و در حال حاظر هر دوکاترین را در اداره شرکت فیلمسازی Milk wood films همراهی مینمايند .

کاترین از همان کودکی به دنبال راهی بود تا مورد توجه دیگران برنامه بگیرد .



او در حالی که از لوله کتری مادر بزرگش به عنوان میکروفن هستفاده میکرد هنر نمایی میکرد او خیال زود با یک گروه آماتور بازیگر روی صحنه رفت اگر چه صدایاو در طول اجرا وحشتناک بود .

تقریبآ در همان سالها سیستم تنفسی او در اثر ابتلا به عفونت ویروسی دچار مشکل شد و پزشکان به ناچار حنجره وی را مورد جراحی برنامه گرفت.

ببا این که کاترین از هوش سرشاری برخورداربودولی تحصیل او را ارضا نکرد به همین علت او شروع به یادگیری رقص باله وهموقت فعالیت خود با گروه اماتور انی وتالوهمچنين گفت .کاترین در ۱۴ سالگی اولین حضور جدی خود را در عرصه هنر تجربه کرد فیلمی با بازی میکی دولنز در سوان سی به نمایش درامد.

وی در۱۵ سالگی تحصیل را رها کرد وراهی لندن شد و با گروه اواز خیابان چهلم ودوم برنامه دادی منعقد کرد وسمت جانشین دوم رهبری گروه شد در ۱۷ سالگی نقش پگی سایر به او محول شد و وی این نقش را به بهترین نحو اجراء کرد و این نقش را ۸ بار در هفته ونزدیک به ۲ ستل اجرا کرد .

کاترین در ۱۹ سالگی با جان لسلی بازیگر سرشناس فیلم شجاع قلب اشنا شد و چندی بعد نامزد شدند در سال ۱۹۷۶ در فیلم امپراطور روسی با بازی زیبای خود به اوج قدرت بازیگری خود رسید.
کاترین پس ازنامزدی ناموفق اول خود با مایکل داگلاس که۲۵ سال از وی بزرگتر بود درجشنواره فیلم دئاویل اشنا شد و در سال۱۹۹۹ جشن ازدواج خود را در اسپین کلورادو انجام کردن

د فرزند این دو دلین مایکل در اگوست ۲۰۰۰ به دنیا امد ودر سال۲۰۰۳ دومین فرزند انها دختری به نام کریس به دنیا امد .

در حال حاظر کاترین در فهرست پولسازترین بازیگران هالییود هست در مجموع کاترین زتا جونز دختر خوشبختی هست که توانایی هر کاری را دارد .


فیلم شناسی:

کریستوفر کلمبوس(۱۹۹۲)ـــ وارث دور افتاده(۱۹۹۳)ــــ بازگشت بومی(۱۹۹۴) ــ کاترین٫ بهترین(۱۹۹۵)ـــ نوشیدنی ابی(۱۹۹۵)ــ فانتوم(۱۹۹۶)ـــ نقاب زورو(۱۹۹۸)ـــ شکار٫ دام ومسیر غبار(۱۹۹۹) ــــ ترافیک(۲۰۰۰) ــــ نهایت وفاداری٫ یازده یار اوشن و دلبران امریکایی(۲۰۰۱) ـــ شیکاگو(۲۰۰۲) ــ سند باد: افسانه هفت دریا(۲۰۰۳) ـــ طلاق با عشق(۲۰۰۳) ــــ ترمینال (۲۰۰۴) ــــ دوازده یار اوشن(۲۰۰۴) ــ افسانه زورو( ۲۰۰۵) ـ



جوایز:

۱۹۹۹ ــــ جایزه اکادمی فیلم اروپا (بهترین بازیگر اروپا) برای فیلم دام

۲۰۰۲ ـــــ انجمن بازیگران سینما( بهترین بازیگر نقش دوم زن ) شیگاکو

۲۰۰۳ ـــــ جایزه اسکار ( بهترین بازیگر نقش دوم زن ) شیکاگو

۲۰۰۳ـــ انجمن منتقدین برد بین المللی(بهترین بازیگر نقش دوم زن ) شیکاگ




آلبومها:

( km/h in the Wrong Lane (2002
200

t.A.T.u.

Remixes (2003)


Dangerous and Moving (2005) (تصايشانر در دسترس نميباشد)



*
ابتدا خواننده گروه كر بوده اند.


* از 14 سالگي خوانندگي را آغاز كردند.




* هم جنس گرا بودن اين دو تنها يك حـقه تبليغاتي (براي
فـروش بيـشتر) پيشنهادي از سايشان مـدير برنامه هاي اونها
بوده هست
.
* معني كلمه تتو: اين زن اون زن را دوست دارد.




بیوگرافی لنا
Lena Katina



نام كامل:النا سرگيونا كاتينا Елена Сергеевна Катина
تولد:4 اكتبر 1984؛روسيه(مسكو)
مليت:روسي
محل اقامت:مسكو
پدر:سرگي وازي ليايشانچ كاتين
مادر:انيسا ايشانسولودونا كاتينا
تحصيلات:
1999-2001:ابتدايي؛دبيرستان مقدماتي
1992-1999:مدرسه شبانه روزي موسيقي پيانو
2001 تا به امروز:دانشجايشان دانشگاه مسكو رشته روانشناسي
تجربيات:
1994-1997:گروه موسيقي كودكان Avenue
1997-1999:گروه موسيقي كودكان Neposedi
آگوست 1999 تا به امروز:تشكيل گروه تتو
ورزشها:
رقص رايشان يخ؛ژيميناستيك؛رقص باله؛شنا؛سواركاري
ايميل:lena@tatu.ru

نام كامل:يوليا الوگنا ولكاوا
تولد:20 فوريه 1985؛روسيه
مليت:روسي
محل اقامت:مسكو
پدر:الگ ايشانكتورايشانچ ولكاوا
مادر:اليسا ايشانكتورونا ولكاوا
تحصيلات:
1992-1996:دبيرستان
1993ـ2000:دبيرستان موسيقي (پيانو)
1996-2000:دبيرستان ارشد
2000 تا به امروز:مدرسه موسيقي مسكو؛گرايش آواز
توضيحات:
1996-1998:گروه موسيقي كودكان Neposedi
آگوست 1999 تا به امروز:تشكيل گروه تتو
ورزشها:
تنيس؛رقص رايشان يخ؛شنا
ايميل:yulia@tatu.ru

بالاخره يوليا Yulia Volkova بيست و سه سپتامبر در ساعت پنج صبح يه دختر ناز رو به دنيا اورد.وزن اين دختر ۳.۱۰۰ کيلوگرم و قدش هم پنجاه و يک سانته(آخيييييييييی).عمل زايمان يوليا به راحتی و سريعا و با موفقيت کامل انجام شد.يوليا نيمه شب قبل از زايمان احساس درد ميکنه و صبح زود هم برای عمل آماده ميشه.الان مادر و بچه تو کلينيک هستن و حال دوتاشونم خوبه

بالاخره يوليا هم از بيمارستان مرخص شد بچشم که بدنيا اومد.اسمشم گذاشت ناتاشا.(دوستم ياسمن ميگه اولش ميخواس اسمشو بذاره لنا همون بهتر که نذاشت)سپس افرغ شدن يوليا اونا دارن خودشونو برای البوم جديدشون اماده ميکنن.اما چيزی که باعث تعجب همه شده اونا اعتراف کردن که لزبين نبودن!!

فقط دوتا دوستن که همديگرم خيلی دوس دارن.مجله SUN هم فرموده:کارايی که يوليا و لنا در صحنه کنسرتها و در کلیپاشون انجام ميدادن فقط برای جذب طرفدار و شهرت بود.يوليا و لنا قصد دارن همه چيشيشونو تغيير بدن طرز پوشش پوشيدنو؛ارايششون و حتی سبک اهنگاشونو وميخوان يه چيز جديدی ارائه بدن و به همين دليل شايد اسم گروهشون همون t.A.E.m بشه.
تازگيا هم تو روسيه يه نمايشگاه درباره تتو برپا کردن.

تو اين نمايشگاه مدل لباسهايی که يوليا و لنا رو میپوشيدن رو واسه فروش گذاشته بودن




84:


85:

Pink Floyd


Pink Floyd are an English rock band that earned recognition for their psychedelic rock music, and, as they evolved, for their avant-garde progressive rock music


پینک فلوید



پينک فلايشاند Pink Floyd نامي هست که به افتخار دونوازنده ي قديمي پينک اوندسن و فلايشاند کانسيل انتخاب شده هست.گروه پينک فلايشاند مدت ها در کلوب هاي زير زميني لندن برنامه اجرا ميکرد و چندان شهرتي نداشت.در سال ۱۹۷۶ اولين آهنگ گروه ضبط و منتشر شد و از همان وقت ٫ علاقمندان موسيقي پاپ را به خود جلب کرد.

اعضــا :

David Gilmour
Nick Mason
Richard Wright

اعضـــا سابق :

Roger Waters (1965–85)
Syd Barrett (1965–68; d.

2006)
Bob Klose (1965

[IMG]http://rds.yahoo.com/_ylt=A9gnMiXazI1GYkkAmgGjzbkF/SIG=12deg63cc/EXP=1183784538/**http%3A//eil.com/newGallery/Pink-Floyd-Ummagumma-304079.jpg[/IMG]

شعر و ترانه هاي پينک فلايشاند در اولين نظر عجيب نما بود چرا که اولينشعرهاي سيد بارت شاعر گروه پينک فلايشاند ـ بيشتر حالت رايشانايي و خيالي داشت و قصد او ايجاد حالاتبياني شديد بود.او با بهره گيري از دنياي کودکانه ي آليس در سرزمين عجايب شعر هاي خود ميسرود.
شهرت بعدي گروه در اجرا ي زنده لندن بود که باعث شد تا عده ي بسياري هلاقهي شديدي نسبت به گروه پيدا نمايند.
هدف گروه پينک فلايشاند نه شهرت بود نه پول بلکه نمايش يک دنيا ي عجيب پر از جنگ و هستعمار.
همينطور نفرت از جنگ و دوست دار آزادي.


گروه پينک فلايشاند با بهره گيري از دستاورد هاي نور پردازي و تکنولوژي صدا و تصايشانر دست به نمايش غول آسا زد.براي اجراي هر نمايش زنده ده ها کاميون و سايل فني گروه را حمل ميکرد و تکنيسين هاي نور و تصايشانر صحنه را براي اجراي زنده آماده ميکردند.
اولين ضربه اي که به گروه خود مرگ سيد بارت که يکي از اعضاي اصلي گروه بود.اين باعث شد که خيلي ها گروه رو ديگه غير قابل تحمل بدونند اما اين فکر باعث شد که گروه آلبوم جديد خود رو به نام the wall به بازار بده.
همين آلبوم اونچنان ضربه ي محکمي به منتقدان اين موسيقي زد که آهنگ hey you هفته ها در صدر موسيقي انگلستان باشه.
گروه سپس اين آلبوم کم کم رو به پول دوستي رفت تا اونجايي که راجر واترز که سپس سيد بارت مرکز گروه بود گروه رو ترک کنه.
راجر واترز که سپس سيد بارت شعر ها را ميسرود ديگه نتونست تحمل کنه.
سپس ديايشاند گيلمور وارد گروه شد و با صداي مخملي خود گروه رو بار ديگر جمع و جور کرد.
سپس آلبوم ضربت نهايي ٫ فضولي ٫ کاش اينجا بودي ٫ گم شده در ابر ها ٫ لغزش اوني عقل ٫ مادر قلب اتمي٫ و ناقوس جدايي را سرود.
آلبوم ناقوس جدايي طرفداران زيادي رو به خود جلب کرد.
همينطور با آهنگ اميد هاي بزرگ که با تصايشانري بالايب سر نوازنده ها که نشان دهنده ي اميد بود به بازار عرضه کرد که اجراي زنده ي پلاس در سال ۱۹۹۵ بهترين کنسرت دهه ي ۹۰ رو به خود کسب کرد.همينطور آلبوم ديوار که سروده ي راجر واترز بود اونچنان تاثير گذار بود که لوکاس فيلمساز بزرگ و قدرتمند هاليوود اجازه ي ساخت فيلمي رو براي اين آلبوم گرفت و همين فيلم هم که همراه با موسيقي پينک فلايشاند بود بهترين فيلم سال ۱۹۸۰ شد که هنوز هم هنوز خيلي ها دنبال اين فيلم هستند.
اين فيلم داستان زندگي راجر واترز بود که پدرش در جنگ جهاني کشته شد و خود با محيط فاشيستي اون وقت بزرگ ميشه همراه با مدرسه.
آهنگ آجري ديگر بر فراز ديوار بود که گايشاننده ي نفرت بچه مدرسه اي ها از معلم و تنبه بود هم در صدر آهنگ هاي انگلستان برنامه گرفت





پينک فلايشاند مدت ها در کلوب هاي زير زميني لندن برنامه اجرا ميکرد و چندان شهرتي نداشت.در سال ۱۹۷۶ اولين آهنگ گروه ضبط و منتشر شد و از همان وقت ٫ علاقمندان موسيقي پاپ را به خود جلب کرد.


شعر و ترانه هاي پينک فلايشاند در اولين نظر عجيب نما بود چرا که اولينشعرهاي سيد بارت شاعر گروه پينک فلايشاند ـ بيشتر حالت رايشانايي و خيالي داشت و قصد او ايجاد حالاتبياني شديد بود.او با بهره گيري از دنياي کودکانه ي آليس در سرزمين عجايب شعر هاي خود ميسرود.
شهرت بعدي گروه در اجرا ي زنده لندن بود که باعث شد تا عده ي بسياري هلاقهي شديدي نسبت به گروه پيدا نمايند.
هدف گروه پينک فلايشاند نه شهرت بود نه پول بلکه نمايش يک دنيا ي عجيب پر از جنگ و هستعمار.
همينطور نفرت از جنگ و دوست دار آزادي.



سید برت (syd barret ) به همراه راجر واترز(roger waters) و دیوید گیلمور(davidGilmour) در دبیرستانی در کمبریج هم مدرسه ای بودند.(سید برت متولد سال 1946، راجر واترز متولد سال 1944 ، دیوید گیلمور متولد سال 1945 ) سپس اتمام دبیرستان سید به دانشکده هنردر لندن رفت و در رشته نقاشی مشغول به تحصیل شد ، واترز که به همراه نیک میسون (nick mason ) و ریچارد رایت (Richard wright) که هردو متولد سال 1945 بودند در لندن معماری می خواند گروهی به نام SIGMA تشکیل دادند که بعدها به

t.set-megadeath&screaming abdabs تغییر نام داد و سرانجام برت و یک گیتاریست جاز به نام « باب کلوز (bob close)« به اون گروه پیوستند.

کمی سپس اون« سید برت » گروه Pink Floyd را تشکیل داد که عنوان اون ترکیبی بود از نام دو نوازنده قدیمی موسیقی از جورجیای آمریکا به نامهای « پینک اندرسون» و« فلوید کانسل » .



این گروه اواخر سال 1966 به اجرای برنامه در کلوپهای زیر زمینی لندن پرداختند و در نخستین آلبوم خود آهنگ « آرنولد لِین» را بیرون داد.

موسیقی ابتکاری ، اشعار نامتعارف و لهجه انگلیسی« سید برت» در تقابل با لهجه آمریکایی که بر تمامی آهنگهای راک چیرگی داشت، اونرا جزو بیست آهنگ پرفروش انگلستان برنامه داد.

در ما مه سال 1967 آهنگ « نواختن امیلی را ببین » منتشر شد و به جای ششم جدول صعود کرد ، دراوت همان سال نخستین آلبوم گروه « نی زن بر دروازه های سپیده دم نقش» غلبه « سید برت» را در گروه نشان داد.

آوازهای این آلبوم سرشار از تصاویر کودکانه و انعکاسی از آثار« لوئیس کارول» آفریننده داستان« آلیس در سرزمین عجایب» بود و عناصر معصومیت وخوف را در هم می آمیخت.

کار گیتار برت که با شیوه نامعمول ارگ نواختن ریچارد رایت کامل می شد بسیار چشمگیر بود .

کمی سپس انتشار این آلبوم رفتار برت به طرز عجیبی غیرعادی شد و رو به تباهی رفت و حتی در برخی از کنسرتها او اصلآ چیزی نمی نواخت وبی حرکت روی صحنه می ایستاد.

در سال 1968 « دیوید گیلمور» که دراون وقت دانشجوی زبانهای مدرن بود به گروه ملحق شد.

بدون اشعار برت گروه بخت چندانی برای موفقیت در آهنگهای تک نداشت درعوض گروه کار خود را بر اجراهای زنده متمرکز کرد و پیشگام کنسرت در هاید پارک لندن شد.آلبوم« یک نلعبکی پر از راز» نشان داد که گروه می تواند به حیات خود ادامه دهد ودر این آلبوم از کار الکترونیکی و همسرایی« راجر واترز» بویژه در آهنگ« دستگاهها را روی قلب خورشید تنظیم کن» بهره گیری شد.

کنسرتهای بعدی نوآوری و قدرت تخیل گروه را در هستفاده از نور پردازیهای مدرن و بکارگیری صوت شفاف نشان داد.



موسیقی این گروه از دیر باز برای شنوندگان بسیاری در بیرون از انگلستان که زادگاه اون بود وحتی جهان غرب جاذبه ای جادویی داشت.





گروهی این جاذبه را به کاربرد نوآورانه وهوشمندانه سازهای الکترونیکی مانند کیبورد و گیتار الکتریکی وترکیب اون با جلوه های صوتی مانند« صدای انفجار، تیک تیک ساعت ، گریه کودک و...

نسبت می دهند وعده ای دیگر متفاوت بودن مایه ها و نغمه های موسیقیایی به کار رفته در تصنیف را در این امر سهیم می دانند.

گروه سومی نیز بر این باورند که «اجراهای زنده و تکان دهنده ، ترکیب شفرمود انگیزجلوه های نوری و جلوه های تأتری نمادهای آشنایی چون هواییمایی که منفجر میشود یا تصاویری که در بالای سر گروه نقش می بندد با کیفیت سحرانگیزی صدای کوادروفونیک وجه تمایز Pink Floyd از دیگران هست ونیز هستند بسیار کسانی که اشعار معنی دار تلخ و نامتعارف گروه را همچون صدای اعتراضی علیه نظم موجود عامل موثری در گستردگی مخاطبان این نوع موسیقی می شمارند.



در کنار این برداشت ها عامل دیگری باعث شده تا افسانه ها و تصورات گوناگون درباره گروه و اعضای اون بر سر زبان ها بیافتد که در بیشتر موارد فرسنگها ازحقیقت دوراست این عامل ، گمنام و ناشناس بودن تک تک اعضای گروه هست.



اعضای این گروه هرگز به صورت ستاره های موسیقی عامیانه مانند «بیتل ها» و یا « رولینگ هستونز» مطرح نبودند و خود همواره بر این گمنامی اصرار داشتند.

در نتیجه سپس سی سال فعالیت خلاقانه هنری وآفریدن تعدادی از پرفروشترین آلبوم های دوران ، هویت و زندگی اعضای گروه همواره در سایه کیفیت آثار واجراهای زنده اون ها گم شده هست.






Pink Floyd



پینک فلوید (انگلیسی: Pink Floyd) نام یکی از مشهورترین و خلاق‌ترین گروه‌های موسیقی راک انگلیس هست، که از سال ۱۹۶۵ به رهبری سید برِت نوازنده گیتار شروع به کار کرد و در دهه ۷۰ میلادی به اوج شهرت رسید

هسته اصلي گروه در دبيرستان كمبريج شكل گرفت.
Syd barrett متولد6 ژانايشانه 1946 كمبريج انگستان نوازنده گيتار (خواننده) راجرواترز
(Roger waters متولد 9 سپتامبر 1944 Great Bookham،انگلستان نوازنده باس، خواننده) و ديايشاند گيلمور David Gilmour متولد 6 مارس 1944 كمبريج انگلستان نوازنده گيتار و خواننده) شاگردان اين دبيرستان و باهم دوست بودند.

برت و گيلمور قبل از ثبت نام در مدرسه هنر كمبرول Comberwell school of Art با هم بصورت نوازندگان دوره گرد به دور اروپاسفر كردند.

در همين حين واترز كه در Regont street polytechnic نقشه كشي مي خواند به همراه همكلاسي هايش Nick Mason (متولد27 ژانايشانه 1945 بيرمنگهام، انگلستان، درامر) و Rick wright (متولد 28 جولاي 1945 لندن نوازنده كي بورد)گروه R&B به نام Sigma6 را تشكيل داده بودند.
دراولين برنامه اونها كليو متكالف Metcalfe باس مي زد.

واترز دراين موقع به نواختن گيتار علاقمند شد و جوليت جيل Juliette Gale (كه بعدها با را يت ازدواج كرد) گيتار مي زد اما تحول اصلي در گروه وقتي پيش آمد كه برايان كلوزBrian Close جاي مت كالف راگرفت.
سپس اسامي مختلف مثل T- set و Screaming Abdabs بالاخره نام گروه به پيشنهاد barrett به Pinkfloyd تغيير يافت كه برگرفته از اسم نوازنده آلبوم جرجيا پينك اوندرسون و فلايشاند کانسهيل هست.




اولين كارهايشان را با همكاري كمپانيThompson Private Recording با نامهاي "Lucky love "عشق خوشبخت و من يک زنبور ملکه هستم (I am a king Bea) ضبط كردند .

با نشر اين آلبوم توجه ساوقت خودياری كه مركز اون در مدرسه آزاد لندن بود (Landon free school) را به خود جلب كردند.

اعضاي اين موسسه John happy Hapkins و Perte Jenner (پيت جنر) اندروكنيگ Andrew king و جوبايشاند Joe Boyd بودند .شروع به چاپ روزنامه اي به نام International Times (تايمز بين المللي )نمودند.

اين روزنامه در 5 اكتبر 1966 در رندهوس Round house لندن چاپ شد .

با كمك اين روزنامه بود كه Pink Floyd مهمترين كار خود را عرضه كرد در ماههاي بعد در كلوپ Ufo كه تازه تاسيس شده بود شوهائي را اجرا كردند.

تك آهنگهايشان با شوها خيلي فرق داشتند تك آهنگ (Arnold Loyne) آرنولد ---- شماره 20 بريتانيا بود.

“ بازي اميلي را تماشا كنيد“ ” See Emily Play“ در جولای سال 1967 آهنگ شماره 6 شد.

”سيبها و پرتقالها“ Apples and oranges و مرد سبزي "Vegetable man" آخرين جيغت را بكش “ Scream your last scream تك آهنگهاي بعدي بودند.



بالاخره برت در ماه آوريل همان سال از گروه جدا شد و به تنهايي به كاركردن ادامه داد.

اونهابا نبودن ترانه سراي اصلي شان باز هم به كار خود ادامه دادند.

و آهنگهاي " كنترل قلب خورشيد" را در دست بگير“Set the control for the heart of the sun “ و ” It would be so nice“(خيلي خوب مي شد) را اجرا كردند.

در آسمان به من اشاره كن (Point me at the sky) اولين آلبوم از سري آلبومهاي اونها ساخته Ron Geesin رون گيسين بود.

اين آلبوم شامل آهنگهاي كلاسيك بود كه يكي از برجسته ترين اونها ”يكي از همين روزها“ (One of these Days) و آهنگ حماسي Echoes (پژواك) نام داشت.


آلبوم "قسمت تاريك ماه" Dark side of the Moon بيش از 25 ميليون كپي فروش كرد كه يكي از پر فروش ترين آلبومها بود.

سپس اون آهنگ"الماس خارق العاده ات را بدرخشان" (Shine your Crazy Diamond) در تحسين و تشكر از برت ساخته شد.

سپس اون آهنگ ” سيگار بكش“ (have a cigar) بود كه (رايشان هارپر) Roy Harper اون را ساخت و اوج هنر اين گروه محسوب مي شود.

سپس انتشار مجدد تك آهنگهاي Cats & Dogs سگها و گربه ها اين گروه بعنوان يكي از موفق ترين گروههاي دنيا به خاطر اينكه با جنبش بانك 1967 به مخالفت پرداخت مورد انتقاد برنامه گرفت.

تك آهنگ ”آجر ديگري در ديوار“ Another Brick in the wall نه تنها جان دوباره اي به گروه بخشيد بلكه آهنگ شماره 1 نيز شد.

اين موفقيتها دشمني داخلي كه بين اعضای گروه پيش آورده بود را حل نكرد.

دشمني ديرينه بين وارترز و رايت كه همراه برت گروه را ترك كرد، منتهي به رفتن رايت در سال 1979 شد.


ريک رايت رفت و سپس ان گروه البوم final cut را بيرون داد و بعد جدلها بيشتر از پيش قدرت گرفت.راجر فکر می کرد که گروه در حال منحرف شدن از مسير اصلی خود هست و گيلمور راجر را به خودخواهی و تک روی متهم می کرد.فلسفه ی اوليه پينک فلايشاند را راجر اين طور بيان کرده بود: ((اگر ما نتوانيم اشعاری در مورده مسايل گريز ناپذير زندگی بشر بسرايیم و بخوانيم ديگر کاری برای انجام نخواهيم داشت))گيلمور در جايی فرموده:((او گروه را قائم به خود ميدانست و همين امر ادامه ی کار را ناممکن ميکرد راجر ميخواست پينک فقط با نام او باشد))



راجر از ابتدای شهرت گروه اعتراض خودش را چه در اهنگها و چه در مصاحبه ها فراخوان ميکرد:((در يک تور[در امريکا] دائم به افراد ميفرمودم:از اين تور خوشم نمی ايد...و انها ميفرمودند:ا!راستی؟ميدونی امروز بيشتر از چهار ميليون دلار کاسب شديم؟..ميدونی ۹۸۰۰۰ هزار تماشاچی يعنی چه؟؟...و به مرور وقت برای من معلوم شد که تنها چيزی که برای انها مهم هست پول هست که دليل روی اوردن من به موسيقی نبود))



سپس البوم final cut راجر فراخوان ميکند که گروه از مسير خودش کاملا منحرف شده و بايد گروه منحل بشه.دو مرد ديگر (گيلمور و ميسون)مخالفت می نمايند .راجر در يک سمت خواهان امتياز پينک بوده و ان دو نفر در سمتی ديگر.سرانجام راجر در انتها فراخوان نمود که امتياز هستفاده از نام پينک را نمی خواهد.گيلمور در اين مورد می گايشاند:((وکلايش به او فهماندند که هيچ شانسی برای پيروزی ندارد در نهايت پولی هم به او داديم او دليل محکمه پسندی برای دادگاه نداشت.گروهی که توانسته سالهای سال با موفقيت به کارش ادامه دهد دليلی ندارد به دليل خروج يکی از اعضايش متوقف شود و بقيه اعضای گروه از کار بازبمانند))

شايد بزرگترين گروه موسیقيه راک با رفتن نظريه پرداز -اهنگساز و ترانه سرای خود به پايان راه رسيد.راجر سپس ان با گروهی جديد مسير قبلی خايشانش را همچنين گفت و ديگر اعضا نيز با نام پينک کار خود را ادامه دادند.
مانسون و گليمور هم آلبومهاي شخصي توليد كردند.اما هيچكدام از اينها به اندازه كار گروهي شان موفق نبود.
در سال 1987 Gilmour و Mason تصميم گرفتند دوباره كار با يكديگر با نام Pink floyd را شروع كنند.

Wright هم برگشت اما اين بار هستخدام برنامه دادي شد.
اين بار برنامه هاي اونها مانند قبل موفق نبود.

در سال 1994 (ناقوس جدائي)Division bell را منتشر كردند كه يكي از بهترين آثار Pink floyd شناخته مي شود.


تورهاي جديد و شوهاي جديد آغاز شد ولی موزيك Pink Floyd وقتي قابل توجه تر هست كه نتيجه يك كار گروهي باشد.




آلبوم‌ها
نی‌زن بر دروازه‌های سپیده‌دم (۱۹۶۷)
یک نعلبکی پر از رازها (۱۹۶۸)
موسیقی متن فیلم بیشتر(۱۹۶۹)
اوم‌ماگومما (۱۹۶۹)
مادر قلب‌اتمی (۱۹۷۰)
فضولی(۱۹۷۱)
پوشیده در ابرها (۱۹۷۲)
نیمهٔ تاریک ماه (۱۹۷۳)
کاش اینجا بودی (۱۹۷۵)
حیوانات(۱۹۷۷)
دیوار(۱۹۷۹)
برش نهایی (۱۹۸۳)
لغزش اونی در عقل(۱۹۸۷)
ناقوس جدایی (۱۹۹۴)




86:

Roger Waters راجز واترز


George Roger Waters (born September 9, 1943) is an English rock musician; singer, guitarist, bassist, songwriter, and composer.




راجز واترز Roger Waters در ششم سپتامبر 1943 به دنیا آمد، وی در Great BOKHAM در بیست فرسنگی جنوب لندن در نزدیکی Dorkingزندگی را آغاز کرد .

بسیاری از آهنگ ها و شعرهای وی در رابطه جنگ جهانی دوم می باشد .

جائی که پدرش اریک واترز در تهاجم انگلستان به ایتالیا کشته شد .

(که در آلبوم Final cut به اون اشاره شده هست).

واترز دوران زندگی اش را در فرمودگو با مجله music در سال 1992 برای ما بازگو می کند :

واترز نوازندگی را در سال 1965 درABDABS شروع نمود .

در ABDABS معمولا آهنگ های ریتمیک و بلوز نواخته می شد .

سپس واترز Bob Close و SYD Barrett را برای نواختن گیتار به گروهش آورد ولی "کلوز" پس از مدتی گروه را ترک کرد .

و هسته اولیه Pink Floyd به وسیله "راجرواترز" و "سید برت" تشکیل شد .

گروه سپس به Pink Floyd Sound تغییر نام داد ولی اونها دوباره نامThe Pink Floyd را برای گروه انتخاب کردند.

Pink Anderson و Floyd Council دو تن از خوانندگان نامی سبک بلوز که اسم Pink Floyd از نام اونها الهام گرفته شده هست .

اغلب فرموده می شود که این نام را "سید" انتخاب کرده هست چون آهنگهای این دو خواننده در آرشیو آهنگ های "سید"بود.

گروه فعالیت زیر زمینی خود را در سال 1996آغاز کرد و در چندین کلوپ و انجمن برنامه اجرا کرد.

از جمله برنامه های گروه اجرای کنسرت رایگان در هاید پارک لندن بود که با هستقبال گسترده ای روبرو می شد .

اونها آهنگ هایی در سبک های R&B و راک ساختند شعرهائی نوشته شد که منحصرا نوشته های "سید"بود .

اونها در تمام اون وقت یک گروه زیرزمینی عجیب و غریب بودند.

محبوبیت زیر زمینی گروه در حال افزایش بود تا اینکه گروه آهنگ Arnold Layne را منتشر کرد.

آهنگ دوم اونها see Emily play به موفقیت زیادی دست پیدا کرد و هفت هفته دربالای جدول

پرفروش ها برنامه گرفت.

اولین آلبوم اونها به نام Piper at the gates of down وارد بازار شد که با هستقبال خوبی روبرو شد.

اشعار خیالی "سید" یکی از مهم ترین شرایط موفقیت این آلبوم بود .



اولین مشکل در آغاز کار برای گروه ایجاد شد .

"سید" معتاد شد و دیگر نمی توانست به وظایفش عمل کند.

با این حال گروه به فعالیت خود همچنين گفت و David Gilmore را که یکی از دوستان قدیمی راجر و "سید" بود را برای نوازندگی گیتار به گروه آورد .

کم کم گروه به این نتیجه رسید که بدون "سید" نیز می تواند به کارش ادامه دهد و "دیوید" به طور کل جای "سید" را گرفت با این تفاوت که نمی توانست شعر بگوید.

در این مرحله وظایف راجر بسیار بیشتر از قبل شد.

گروه آلبوم های موفق SAUCERFUL of secrets و UMMAGUMMA را روانه بازار کرد .

اشعار و صدای راجر این آلبوم ها را نیز در نزد امت موفق و محبوب ساخت .

روند رو به رشد پینک فلوید با اون کنسرت های زیبا ادامه داشت تا اینکه آلبوم dark side of moon را منتشر کردند که بازار

موسیقی جهان را به تسخیر خود درآورد .اشعار ، آهنگ ها و صدای راجر همگی بوی اعتراض می داد .

موسیقی راجر و پینک فلوید یک موسیقی راک کاملا متفاوت بود .

گروه تمامی تلاش خود را برای ارائه کنسرت های بزرگ و آهنگ های متفاوت می کرد.

پس از dark side of moon نوبت به آلبوم wish you were here بود که تداعی حضور "سید برت" در گروه بود.

این آلبوم در سال 1975 عرضه شد .

گروه هیچ کنسرتی را برای این آلبوم اجرا نکرد و در سال 1997 آلبوم Animals را منتشر کرد .

گروه تورIn The Flesh را به راه انداخت و راجر نیروی مورد نیاز خود را برای آلبوم The Wall را بدست آورد .

واترز به سرعت شروع به نوشتن آهنگ های آلبوم بی نظیر The Wall کرد .

اونها پیشنهادات مبنی بر اجرای کنسرت را رد کردند و کار بر روی The Wall را آغاز کردند .

The Wallدر نهایت یک آلبوم قوی و یکی از شاهکار های موسیقی تاریخ شد فیلمی که بر گرفته از آلبوم The Wall همواره در اذهان علاقه مندان موسیقی خواهد ماند ، فیلمی که سراسر مفاهیم عمیق اجتماعی هست و اعتراض خاص به شرایط وقته دارد

اشعار واترز تحسین بر انگیز و خارق العاده بود و صدای منحصر به فردش به تمامی آهنگ ها روحی خاص می بخشید .

کنسرت ها و تور های The Wall با بلیط های گران قیمت در بزرگ ترین شهرهای دنیا انجام شد .

و جمعیت زیادی از این کنسرت ها دیدن کرد.

پس از تور های بزرگ The Wall واترز سریعاً برای برای آلبوم Final cat دست به کار شد .

در این آلبوم راجر خشم خود را نسبت به مرگ پدرش نشان می دهد .گیلمور نیز یکی از آهنگ های این آلبوم به نام Not Now John را خواند .

Final Cat آلبومی بسیار متفاوت بود وگروه به این نتیجه رسیده بود که تنها

متکی به خود نمی تواند به تولید آلبوم بپردازد به همین علت از افکت های زیادی در این آلبوم هستفاده شد .

سپس Final Cat واترز تصمیم به جدایی از گروه و فراخوان انحلال گروه را گرفت .

واترز و گیلمور سپس Final cut با یکدیگر دچار مشکل شدند گیلمور اشعار واترز را تند خشن می دانست و اعتقاد داشت با این اشعار گروه به انزوا کشیده خواهد شد و نمی تواند درآمدهای میلیونی خود را بدست بیاورد واترز نیز وی را به ترسو و پول پرست بودن متهم کرد .

واترز انتظار داشت Pink Floyd دیگر به ادامه کار نپردازد ولی چنین نشد و پینک فتوید با دیوید گیلمور به کار خود همچنين گفت هر چند دیگر نتوانست به موفقیت های قبلی دست یابد .

مغز متفکر گروه پینک فلوید واترز گروه را ترک کرد و پس از چندی به صورت انفرادی به کار خود همچنين گفت .



راجز واترز در سال 1984پس از ترک پینک فلوید آلبوم The Pros & Cons of Hitch Hiking را به بازارعرضه کرد .

Radio K.A.O.S نام آلبوم دوم از واترز بود که به صورت انفرادی در سال 1987 منتشر شد ، این آلبوم نشان داد که واترز به تنهایی می تواند موفقیت های یینک فلوید را تکرار کند ، واترز کنسرت های موفقی را انجام کرد که از اون جمله کنسرت برلین The Wallبود که موفقیت چشمگیری داشت .



بسیاری از هنرمندان مطرح اظهار علاقه کردند تا با وی روی صحنه کار نمايند تا جایی که Robbie Williams گیتاریست معروف در کنسرت Wall Berlin برای واترز گیتار نواخت .

Amused to death آلبوم بعدی واترز بود ، که مورد توجه بسیاری از امت و کارشناسان و منتقدان برنامه گرفت .

این آلبوم در سال 1992 منتشر شد .

آلبوم بالغ بر 3 تا 4 میلیون نسخه در آمریکا فروش کرد .

بدون تبلیغات وسیع کمپانی های بزرگ .

راجر خود می گوید این آلبوم تاثیر زیادی در زندگیش داشته و او را از ترک پینک فلوید خشنود می کند.

مدت ها از راجز واترز یکی از متفکران معاصر خبری نبود تا اینکه بهار امسال وی کنسرتی را در دبی اجرا کرد که حتی بسیاری از ایرانیان از این کنسرت دیدن کردند .

به فرموده دوستانی که در این کنسرت شرکت داشتند واترز همان واترز سابق هست، قوی ،متفکر و خوش صدا.






87:


Hilary Duff



Hilary Erhard Duff (born September 28, 1987) is an American actress and singer.

After gaining fame for her starring role on the television show Lizzie McGuire,



نام : هيلاري داف
نام كامل : هيلاري ارهاد داف
تاريخ تولد : 28 سپتامبر 1987
شغل - حرفه : بازيگر - خواننده
محل تولد : تگزاس




هيلاري متولد هوستون - تگزاس و دومين بچه باب داف " مالك فروشگاه زنجيره اي هست و همسرش سوزان كالين كاب خانه دار هست.

اسم مياني داف " ارهاد " كه اسمي آلماني-آمريكايي هست كه از مادربزرگ پدريش به ارث برده .

داف همينطور از طرف مادربزرگ مادري هم آلمان تبار هست .

مادر هيلاري مشوق اصلي او بود تا به كلاسهاي بازيگري برود .

خواهر بزرگتر او هيلي داف به همراه هيلاري در تئاتر هاي محلي برنده شدند.

هيلاري در 6 سالگي در بالت ( رقص ورزشي هنري ) ناتكركر در سان اونتنيو شركت كرد .

هر دو خواهر ( هيلاري - هيلي ) بيشتر و بيشتر علاقه مند به بازيگري حرفه اي شدند .

و سر انجام اونها به همراه مادرشون به كاليفرنيا نقل مكان كردند ولي پدرشون باب داف همانجا در هوستون ماند تا شغلش را حفظ كند .

سپس اون هيلاري و هيلي چندين برنامه تلايشانزيوني رو گردوندند .




Hilary Duff



نام : هيلاري داف
نام كامل : هيلاري ارهاد داف
تاريخ تولد : 28 سپتامبر 1987
شغل - حرفه : بازيگر - خواننده
محل تولد : تگزاس
هيلاري متولد هوستون - تگزاس و دومين بچه باب داف مالك فروشگاه زنجيره اي هست و همسرش سوزان كالين كاب كه خانه دار هست .
اسم مياني داف " ارهاد " كه اسمي آلماني-آمريكايي هست كه از مادربزرگ پدريش (Mary Erhad ) به ارث برده.داف همينطور از طرف
مادربزرگ مادري ( Amy Beulah Schlemer ) هم آلمان تبار هست .

مادر هيلاري مشوق اصلي او بود تا به كلاسهاي بازيگري برود .


خواهر بزرگتر او هيلي داف به همراه هيلاري در تئاتر هاي محلي برنده شدند.

هيلاري در 6 سالگي در بالت ( رقص ورزشي هنري ) ناتكركر

در سان اونتنيو شركت كرد .

هر دو خواهر ( هيلاري - هيلي ) بيشتر و بيشتر علاقه مند به بازيگري حرفه اي شدند.

و سر انجام اونها به همراه

مادرشون به كاليفرنيا نقل مكان كردند ولي پدرشون باب داف همانجا در هوستون ماند تا شغلش را حفظ كند .سپس اون هيلاري و هيلي چندين
برنامه تلايشانزيوني رو گردوندند.
موزيك:
هيلاري اولين آهنگي رو كه ضبط كرد آهنگ I Can't Wait نام داشت كه در برنامه تلايشانزيوني Lizzie McGuire در آگوست 2002 پخش شد .
و آهنگ بعدي براي ديسني مانيا با نام The Tiki , Tiki , Tiki Room .

اولين آلبوم هيلاري در سال 2002 كه مجموعه اي از آهنگهاي كريسمس

با عنوان Santa Claus Lane كه شامل همخواني Lil' Romeo و Christian Milian مي شد در اكتبر منتشر شد كه اين آلبوم در جايگاه پاييني در
بيلبورد 200 جدول آلبوم برنامه گرفت .

به دنبال اين آلبوم در همان سال The Santa Claus 2 رو هم بيرون داد.

هيلاري همينطور آهنگهايي رو كه در

برنامه تلايشانزيوني Lizzie McGuire اجرا كرده بود رو در آپريل 2003 وارد بازار كرد .

سال سپس اون هيلاري اولين آلبوم non-holiday رو با نام

Metamorphosis در آگوست 2003 عرضه كرد كه در چارتهاي آمريكا و كانادا شماره يك شد.


نايشانسندگان شعرهاش (Songwriting ) همون تيمي بودند كه براي فيلم The Matrix و خواننده هايي همچون Avril Lavigne در آلبوم Let Go
وهمينطور براي Liz Phair شعر نوشته بودند براي هيلاري نيز 3 تا از آهنگهاي آلبومش رو آماده كردند كه يكي از اين آهنگها با نام So Yesterday
در جايگاه دوم Top 40 در هستراليا برنامه گرفت.

Metamorphosis تبديل شد به هشتمين از بالاترين فروش هاي طولاني مدت .

اين آلبوم در 4 ماه بعد

از انتشار در آمريكا 2.4 ميليون كپي شد.
اين آلبوم به هيلاري كمك كرد تا يك جايي در ليست 100 تاي اول سلبريتي داشته باشه .

هيلاري در2003 Top 100 Celebrity List در جايگاه 96 برنامه

گرفت.Metamorphosis همينطور كانديد براي بهترين آلبوم سال از Juno Awards of 2004 شد .


در 28 سپتامبر 2004 ( مطابق با روز 17 سالگيش ) دومين آلبوم هيلاري با نام خودش در جايگاه دوم در بيلبورد 200 در آمريكا و در جايگاه
اول در كانادا برنامه گرفت .ليريكس آهنگ Haters اين آلبوم شايعه شد كه در مورد ليندسي لوهان بوده .

اغلب از ليندسي لوهان در رساته ها

به عنوان رقيب هيلاري داف نامبرده ميشه .اين آلبوم با 1.5 ميليون كپي در آمريكا فروخته شد .



داف همينطور دعوتي كه از او شد كه براي جشن انتخابي رئيس جمهور جورج بوش 2005 بخونه رو قبول كرد .

در 16 آگوست 2005 هيلاري دومين آلبوم خودش رو با نام Most Wanted كه يك گردهم آوري از 2 تا از آهنگهاي جديدش كه با كمك دوست
پسرش Joel Madden توانست اين آهنگها رو به قول معروف راك تر و عصبي تر جلوه بده .آهنگ Wake Up اين آلبوم جايگاه 29 در Hot
100 به خود اختصاص داد و اين آلبوم در هفته اول منتشر شدن 200000 نسخه كپي شد .

Most Wanted همينطور در كانادا شماره يك شد .





زندگی خصوصی :


داف همينطور با آرون كارتن در سال 2003 دوست بود .

(هيلاري داف و ليندسي لوهان كه براي هم رقيب محسوب مي شوند) ديده شده بود كه

ليندسي لوهان در بعضي مواقع بيشتر ازهيلاري با آرون كاترن در ارتباط بوده و با هم بودند.
هيلاري داف از اينكه فرموده شد شما بيشتر از مدل و هستايل آوريل لاايشانن ( Avril Lavigne ) هستفاده مي كنيد مخالفت كرد و اين فرموده رو نقض كرد .

هيلاري داف تا به حال زياد در كارهاي خير شركت كرده كه از جمله اون ها ميشه به " حمايت از حيوانان" اشاره كرد .

هيلاري يكي از عضوهاي

Kids With A Cause در سپتامبر 2005 هست و فرموده شده كه هيلاري 250000 دلار براي كمك به طوفان زدگان كاترينا بخشيده هست .

رنگ موهاي هيلاري داف به طور طبيعي قهوه اي روشن هست اما سپس سن 11 سالگي رنگ اون رو به بلوند بي حال تغيير داد.

هيلاري و خواهرش هيلي 6 سگ دارند به نام هاي لولا - ماسي - چيكووتا كه مال هيلاري و سه تاي ديگه مال خواهرشه.

هيلاري در 12 مارس 2004 يك خط توليدي پوشش راه انداخت با عنوان " Stuff By Duff " كه در آمريكا - هستراليا و كانادا عرضه شد .
Playmates Toys يك عروسك از هيلاري در سال 2004 درست كرد و وارد بازار كرد.
خواهر هيلاري يعني هيلي هميشه دوست داشته خواننده خوبي مثل هيلاري بشه .

هيلاري در اين زمينه در يكي از آهنگاش كمكش كرده .

با

خوندن 2 نفري در آهنگ "Our Lips Are Sealed " كه در كشورهايي همچون آمريكا و مكزيك و كلمبيا خيلي موفق بود .



رنگ موهاي هيلاري داف به طور طبيعي قهوه اي روشن هست اما سپس 11 سالگي رنگ اون رو به بلوند بي حال تغيير داد .

هيلاري و خواهرش هيلي 6 سگ دارند به نام هاي لولا - ماسي - چيكووتا كه مال هيلاري و سه تاي ديگه مال خواهرشه .هیلاری در 12 مارس 2004 یک خط تولیدی پوشش راه انداخت با عنوان هستاف بای هستاف که در " آمریکا .

کانادا .

هسترالیا عرضه شد .

یک شرکت بزرگ عروسک سازی " یک عروسک از هیلاری داف در سال 2004 درست کرد و وارد بازار کرد .

خواهر هيلاري يعني هيلي هميشه دوست داشته خواننده خوبي مثل هيلاري بشه .

هيلاري در اين زمينه در يكي از آهنگاش كمكش كرده .

با خوندن 2 نفري در یکی از آهنگها که نامش رو نمیدونم و در کشورهای همچون " مکزیک " آمریکا " کلمبیا به فروش رسید " اون آهنگ خیلی متقاضی داشت و موفق بود .

فرموده مي شود كه هيلاري نيز با جول مادن دوست هست .

خود هیلاری بالاخره و سپس مدتها این قضیه رو پذیرفت و دوستیشون رو قبول کرد و این دو با همدیگه وقتی آشنا شده بودند که هیلاری 16 و جول 24 ساله بود .

در اواخر 2005 هيلاري يك ماه دست از كار كشيد كه با جشن تولد 18 سالگيش مصادف شد .

هیلاری داف فقط 16 سال داشت که در فیلم " لیز مک گویر " بازی کرد و سپس اون و در 17 سالگی به خاطر بازی در فیلم قصه ی سیندرلا 2 میلیون دلار دریافت کرد .

این بازیگر با این سن کم " یک شرکت لوازم آرایشی به نام خودش دارد .


فرموده مي شد كه هيلاري نيز با خواننده " Good Charlotte " يعني جول مادن دوست هست .

خود هيلاري اين قضيه رو بالاخره در ژوئن 2005

با پذيرفتن دوستيشون قبول كرد.و اين دو با همديگه وقتي آشنا شده بودند كه هيلاري 16 سالش بوده و جول 24 سالش .

شايعه از وقتي شروع

شد كه هر دو با هم به MuchMusic Video Awards در 2004 تورنتو رفتند.

و اين دو در نهايت فرمودند كه بله!!!!!!!! هستيم.



در اواخر 2005 هيلاري يك ماه دست از كار كشيد كه با جشن تولد 18 سالگيش مصادف شد .
نوشته شده توسط فرشید




88:


89:

BoB Dylan Bob Dylan

Bob Dylan (born Robert Allen Zimmerman, May 24, 1941) is an American singer-songwriter, author, musician, and poet who has been a major figure in popular music for five decades.



هستاد ترانه سرایی ، منتقد جسور اجتماعی با زبانی تلخ و کنایه آلود و پیشوای نسل ناراضی جامعه .

او متولد شد با ماری که بالای سر او چنبره زده بود و گردبادی که در حال وزیدن بود .باید درک کنید حقیقت موسیقی یا حقیقت اسطوره ها را که با قدرت جادویی بی انتها در او ریشه دوانده هست و با تن پوشی از طلا از درون ترانه هایی تجلی می یابد که کانون خروشان انقلاب موسیقی پاپ در نیمه دوم همان قرنی بود که این نوع موسیقی در حال شکل گرفتن بود .

باب دیلان نمی توانست برای دگرگون ساختن موسیقی منتظر بماند.

نمیتوانست تنها بخشی از دگرگونی باشد .

او به خودی خود یک دگرگونی بود .

مار و گردباد ! باید بدانید که اگر بطور اتفاقی به این ترانه ها گوش دل سپرده باشید ، از میان اون پاسخی را که با وزش باد بگوش میرسد ، درک خواهید کرد ، همه سنگ شده اند .

اونها کارت پستال های اعدام را میفروشند و تو باید در وقتی که همه خارج از حیطه قانون زندگی مینمايند شرافتمندانه زندگی کنی و وقتیکه دقیق تر و نزدیک تر گوش فرا میدهی ، در می یابی که جاده را تا اونجا در نوردیده ایم که چرخ ها از جا درآمده و سوخته اند و در می یابی شکوه و جلالی را که هرگز به تصویر کشیده نشد و اینکه هیچکس بلوز Blues را مثل willie McTell نابینا نمینوازد .



اونها افسانه ها و حقایقی هستند که در امتداد ترانه در گذرند و بدل به بخشی از واژگان فرهنگی و اسطوره جاری آمریکا میگردند .

صد ها ترانه ، 43 آلبوم ، فروش افزون بر پنجاه و هفت میلیون نسخه از آلبوم ها، زنجیره ای از رویاهای آمریکایی که بود و دیگر نیست ! در ابتدا موسیقی امتی بود و اصالتی عمیق از کوه ها و رود ها و آسفالت بزرگراه 61 و ریتم و بلوز و راک اند رول و سرود های مذهبی کلیسای جنگ های دور دست و نواهایی که هنگام غسل تعمید در ریورساید کالیفرنیا بگوش می رسید .





باب دیلان تمام اینها را گردهم آورد و با کلمات خود اینها را در هم آمیخت .

قبل از اوتنها بابی وینتون چنین کرده بود .

خوب نبود ، واقعا خوب نبود .

در حد و اندازه دیلان نبود .

اما وقتیکه دیلان برای اولین بار قدم به نیویورک گذارد ، موسیقی راک ، پیشوای خود الویس پریسلی را در زنجیره ای از فیلم های موزیکال از دست داده بود .

چاک بری ، لیتل ریچارد ، جانی کش ، کارل پرکینر ، سام کوک و جکی ویلسون ، تمام اون پیشگامانی که دیلان به اونها عشق میورزید و در مدرسه راک اندرول الگوی او بودند ، با ورود جوانان خوش آب و رنگ و شسته و رفته از دور خارج شده بودند .

موسیقی عاری از ویژگی های خاص شده بود و تنها بقایای موسیقی دوران آیزنهاور به گوش می رسید .

راک اندرول بذر مرگ بر دل های غفلت زده و آسوده طلب آمریکاییان پاشیده بود .



در دوران کهولت Kennedy هنگامی که جهان در التهاب بسر میبرد ، به ناگاه موسیقی شکلی دل انگیز و پر احساس بخود گرفت .

جاز قدرتی دوباره یافت ، اما جاز موسیقی بزرگسالان بود و تاثیری بسزا روی افکار اونان داشت.

هر کسی که میخواست به آهنگی گوش فرا دهد و چیزی فراتر از یک لذت اونی از اون گیرد ، رو به موسیقی فولک آورد از این رو باب دیلان بچه راک اند رول که به تازگی در دانشگاه مینه سوتا ثبت نام کرده بود و به موسیقی ودی گاتری گوش میداد علم موسیقی فولک را برافراشت و بار سفر به نیویورک بست و در دهکده گرینویچ اقامت گزید و تا می توانست به اجرای برنامه های مختلف پرداخت .طی دو سال زیر و بم موسیقی فولک را بدست گرفت سپس به ناگاه اون ر رها کرد !



و اونگاه جنجال ، مقاومت و انقلابی عظیم در موسیقی راک اند رول ایجاد کرد که تماشاگران و مخاطبان کوته فکر را یارای شنیدن اون نبود، اونچه که موسیقی اعتراض را به میثاقی بی بدیل و پیمانی بی نظیر بدل می ساخت ، بی پیرایگی ، گستاخی و آمیزه ای از هیجان و انتظار بود .

وقتی که باب دیلان در مقابل راک نوازان برنامه گرفت و مورد تمسخر اونها واقع شد هرگز در مقابل هستحضاء اونان احساس ضعف نکرد تا وقتی که ترانه هایی مانند ROW DESOLATION و LIKE A ROLLIGSTONE ذهن نسل جدید را به خود معطوف ساخت و این باور را در اذهان اونان زنده کرد که موسیقی راک میتواند به اندازه یک رمان یا یک شعر ، صریح ، انسانی و پر شور باشد .

نوعی از موسیقی که در عین شور آفرینی سرگرم نماينده نیز باشد .



دیلان بزودی به یک خواننده مطرح بدل شد .

او یک جادوگر بود هر اونچه که می خواند یا میفرمود و یا می پوشید جذابیتی عمیق در او ایجاد می کرد که پیشرفت وی را در عالم موسیقی هستوارتر می ساخت .

و اینجا بود که موسیقی برای دسته ای از امت اهمیتی ویژه داشت .

اهمیتی شفرمود انگیز و جواب دیلان در نهایت خرد بود : سکوت ! سپس تصادف با موتور سیکلت در سال 1966 او موقعيتی دوباره یافت تا آثار جدیدی را ایجاد کند آثاری بس عرفانی و ژرف اندیشانه .

شمار حیرت انگیزی از تحولات پدید آمد اما دیلان در یک امر پا برجا باقی ماند : هرگز از ایجاد آثار موسیقیایی عظیم دست بر نداشت .

عکس العمل وی پس از دریافت جایزه گرمی در سال 91 بدلیل یک عمر فعالیت هنری این جملات بود:

خوب پدرم هیچ گاه مرا زیاد تنها نمی گذاشت می دانید که او مرد ساده ای بود .

اما اونچه به من فرمود مهم بود او فرمود پسرم تو ممکن هست در این دنیا اونقدر به فساد کشیده شوی که پدر و مادرت تو را ترک کرده و از تو دوری نمايند و اگر این اتفاق بیفتد بدان که خداوند اونقدر توانایی و هستعداد در تو نهاده که به اصلاح راه بپردازی .

آلبوم رمان عقل باخته TIME OUT OF MIND شاهکار باب دیلان هست .

عظیم ترین اثر وی پس از ایجاد BLOOD ON THE TRACKS در 20سال قبل .

دیلان قبل از ایجاد آخرین اثر خود با مرگ نیز دست و پنجه نرم کرد و مدتی را در بیمارستان سپری کرد و این یک هشدار بود : وقت میگذرد .

وقت عقل باخته بار دیگر دیلان را به کانون گرم زندگی و موسیقی باز گردانند .

آخرین اثر او گویی خواب چندین ساله را از سر علاقه مندان او پراند در حقیقت مثل همیشه تنها او بود که با چشمانی باز به انتظار نشسته بود و این پیامی بود برای ما که باید همیشه و هنوز گوش فرا دهیم .



تولد : 24 مه 1941 در دولوت ایالت مینه سوتا با نام اصلی رابرت آلن زیمرمن

1961 : اقامت در نیویورک

1963 : سرودن شعر ضد جنگ BLOWIN IN THE WIND

1964-1966 : اجرای ترانه های کلاسیک فولک بنام های THE TIMES THEY ARE A CHANGIN , BLONDE ON BLONDE

1989 : ثبت نام وی در تالار مشاهیر راک اند رول

1991 : دریافت جایزه گرمی آوارد بخاطر یک عمر فعالیت هنری

1998 : دریافت جایزه گرمی آوارد بخاطر ترانه وقت عقل باخنه

2000 : دریافت اسکار بهترین ترانه فیلم

منبع:Rock Land

90:


91:

Styx گروه هستیکس



گروه هستیکس


Styx is an American arena rock band that was popular in the 1970s and 1980s, with such hits as "Come Sail Away," "Babe," "Lady," "Mr.

Roboto," and "Renegade

هرچند که گروه هستیکس کار خود را با تقلید از سبک راک پیشرو آغاز کرد، اما درطی سالهای 70 و اوایل 80 که گروه های راک پر زرق و برق و ترانه های عاشقانه و حماسی طرفداران فراوانی داشت، این گروه به یک نمونه عالی از arena rock ، نوعی هارد راک ملایم و فاقد تند و تیزی و خشونت اون که در بخش آوازی نیز بیشتر مایل به پاپ اصیل هست، تبديل شد.




اعضا :

Tommy Shaw
James "J.Y." Young
Todd Sucherman
Lawrence Gowan
Ricky Phillips
Chuck Panozzo

اعضا سابق :

Dennis DeYoung
John Panozzo (deceased)
John Curulewski (deceased)
Glen Burtnik


Styx در اساطیر یونان نام رودی هست که از میان سرزمین مرگ میگذرد و ارواح مردگان برای ورود به این سرزمین باید از اون عبور نمايند.

در ابتدا موسیقی هستیکس تقلیدی از نوع موسیقی راک پیشرو گروههایی چون Emerson Lake & Palmer و the Moody Blues بود و این از آثار اولیه اونها به خوبی مشهود هست.

به همین دلیل با وجود اینکه گروه با آلبومهای متعدد و تورهای مداوم توانسته بود شهرت محدودی کسب کند اما موفق نشده بود به جریان اصلی و حرفه ای موسیقی راه پیدا کند، تا اینکه ترانه Lady از آلبوم دوم اونها از رادیو شیکاگو پخش شد.

این ترانه به عنوان یک تک ترانه در سراسر کشور پخش شد و به سرعت در مقام ششم فهرست تک ترانه ها برنامه گرفت و آلبوم Styx II امتیاز صفحه طلایی گرفت.





اولین آلبوم اونها در دهه 80 اثری مفهوم گرا بنام Paradise Theater بود که در سال 81 منتشر شد.

این آلبوم بر مبنای داستان ساخته شدن و فرو ریختن یک تئاتر زیبا برنامه گرفته بود که در اصل کنایه ای به موقعیت آمریکا در اون وقت، جنگ سرد، ریگان و ...

بود.

آلبوم Paradise Theater به پر سرو صدا ترین وموفقترین آلبوم هستیکس تبديل شد و در عرض سه سال 3 میلیون کپی از اون به فروش رفت و گروه با ترانه های اون در صدر گروههای راک برنامه گرفت.

اما بحث ها و پرخاشجوییهای پشت صحنه ایی موجب بی اهمیت شدن موفقیتی اونها شد و در نهایت موجب از هم پاشیدن گروه شد

92:

Gloria Gaynor گلوریا گاینور


Gloria Gaynor (born Gloria Fowles September 7, 1949) is an American singer, best-known for the disco era hits "I Will Survive" (Hot 100 #1, 1979), "Never Can Say Goodbye" (Hot 100 #9, 1974), and "I Am What I Am" (Hot 100 #82, 1983).

She was born in Newark, New Jersey.


نام گلوریا گاینور Gloria Gaynor در سراسر جهان آشناست .

صدای او رسا و گیراست .

جایزه گرامی به آهنگ "I will survive" ، آهنگی که الهام بخش و تسخیر نماينده قلب هزاران نفر در جهان بود تعلق گرفت .

در سپتامبر 2002 Logic records / BMG آهنگ I wish love you را منتشر کرد که این اولین پخش سراسری گلوریا گینور در طی پانزده سال در سراسر جهان بود .

این آلبوم شامل پانزده آهنگ هست که آهنگ ابتدایی اون یک تصنیف عاشقانه با عنوان I never know می باشد .

قدرت گلوریا را به عنوان یک خواننده با صدای گیرا باعث شد تا آهنگ هایی نظیر Just no other way و Got to be forever در میات امت بسیار محبوب شود .

هم چنین او برای دوستداران صدایش آهنگ I will survive را به زبان اسپانیولی به طور زنده در برزیل اجرا کرد .





در سال 1973 آهنگ های او به طور جدی روی چارت Billboard برنامه گرفت .

آهنگ Never can say good buy مقام اول را در این چارت کسب کرد و به اولین آهنگ رقص تبدیل شد .

اکنون سپس 30 سال گلوریا هم چنان در فرم هستاندارد خود برنامه دارد .

در مارچ 2001 تک آهنگ او Just keep thinking در صدر چارت Billboard برنامه گرفت .



محبوبیت گلوریا در سال های اخیر به طور فزاینده ای ادامه دارد .

او در ادامه این موفقیت ها در ماه مارچ با دریافت جایزه Legend در جشن جایزه بزرگ موسیقی در مونته کارلو مورد تقدیر برنامه گرفت .

هم چنین او سر و صدای زیادی در Board way که بزرگترین خیابان موسیقی و نمایش هست به پا کرده هست .

پخش آهنگ Smokey Joe's calf از شبکه تلویزیونی FOX و آهنگ That o's show و هم چنین آهنگ بسیار مشهور او به نام Alley Mc Beal گلوریا را به عنوان یک ستاره بی فروغ معرفی کرد و او را به نسل جدید شنوندگان موسیقی معرفی کرد .

صنعت فیلم سازی از آهنگ I will survive به عنوان موزیک اصلی فیلم در بیش از شش کارتون احساسی هستفاده کرده هست .

برنامه گرفتن آهنگ I will survive در جمع 100 آهنگ برتر موسیقی تاریخ یک نقطه عطف در زندگی هنری گلوریا می باشد .





او تماشاگران بسیاری را در 80 کشور جهان در کنسرت های خود ملاقات کرده هست .

بسیاری از چهره های شناخته شده نظیر بیل کلینتون ، پرنس گریس ، پرنس ریدر و پاپ ژان پل دوم از دیدن برنامه های زنده گلوریا اظهار خشنودی و رضایت کرده اند .

هم چنین تیم ملی فوتبال فرانسه از او به خاطر آهنگ هایش در جام جهانی 98 با عنوان " مادر خوانده " یاد کرده هست .



گلوریا زندگینامه خود را تحت عنوان " I will survive" منتشر کرده هست .

او هم چنین کمک های مالی و معنوی خود را به بسیاری از موسسات خیریه اهدا کرده هست .



بی شک تاثیر گلوریا به دنیای موسیقی و هنر غیر قابل انکار هست

93:


94:

Evanescence


Evanescence is a Grammy Award-winning American alternative rock band founded in Little Rock, Arkansas in 1998 by singer Amy Lee and former guitarist Ben Moody.



گروه Evanescence تشکیل شده هست از : Amy Lee ، Ben Moady ، John Lecomp ، Rocky Gray که البته David Hodges هم عضو این گروه بود .



اعضا :
Amy Lee
Terry Balsamo
Will Hunt
Tim McCord
Troy McLawhorn

اعضا سابق :

Will Boyd
Rocky Gray
David Hodges
John LeCompt
Ben Moody

گر به دنبال معنای لغوی Evanescence باشین شاید تو بعضی از دیکچنریها همچین کلمه ای رو پیدا نکنین ولی در لغت evanescence به معنای به تدریج محو شدن هستش.


گروه evanescence نه سال پیش توسط ben moody و amy lee که هم مدرسه ای بودن به طور کاملا اتفاقی تشکیل شد.


amy lee خواننده و آهنگساز21 ساله و ben moody هم گیتاریست و آهنگساز 28 ساله گروه هستن که البته ben moody حدود 1 سال پیش بنا به دلایلی از گروه جدا شد.

دیگر اعضای این گروه john lecompt که گیتار میزنه william boyd که بیسیست هستش و rocky gray درامر گروه هستن terry blasmo هم از گروه the cold جایگزین ben moody شد.


زادگاه این گروه هم ارکانزاس و شهر کوچک لیتل راک هستش.


قبل از آلبوم جاودانه fallen چند آلبوم ديگه هم درست شده بود كه public نشدن و فقط حدود 200 كپي از اونها تهيه شد.


در مورد سبك آهنگها هم بايد بگم gothic rock هستش .

آلبوم fallen حدود 17 ماه پيش release شد و 43 هفته در top 10 بيلبورد بود .5.3 مليون كپي تو آمريكا و 12 مليون كپي هم در كل دنيا فروش داشت .

من خودم 15 ماهه كه دارم 11 تا آهنگ fallen رو گوش ميكنم ولي هنوز هم آهنگهاش برام جذابن و تكراري نشدن
يكي از مهمترين دلايل موفقيت fallen اينه كه 7 سال رو اين آلبوم كار شده به طور مثال آهنگ my immortal مربوط به سال 98 هستش
خصوصيت منحصر به فرد آهنگهاي evanescence كه اونها رو از هر نظر با بقيه آهنگها متمايز ميكنه شعر هاي فوق العاده پر معني و عميق اونهاست .

آهنگهايي مثل my immortal و tourniuet و imaginary و ...

داراي بالاترين سطح محتوا هستن .

به نظر من amy lee و ben moody قبل از اينكه آهنگساز خوبي باشن شاعرهاي قابلي هستن.



اين بخش اول معرفي evanescence بود اگر از اين متنم خوشتون اومد بهم بگين تا بخشهاي بعديش رو هم بنايشانسم
اگر هرجور سوالي در هر موردي كه به evanescence مربوط بشه داشتين من در خدمتم
در مورد آلبوم fallen همونطور كه فرمودم 11 تا آهنگ داره كه آهنگهاي bring me to life,hello,my last breath , taking over me , going under ,haunted رو amy lee نوشته و آهنگهايimaginary , every body’s fool , my immortal ,whisper رو ben moody نوشته كه متن آهنگهاش از آهنگهايي كه amy lee ساخته بهتره آهنگ tourniquet رو هم rocky gray درامر گروه نوشته كه مال گروه سابقش يعني soul embraced هستش كه يك گروه christian metal بوده و اصطلاحا اين آهنگ cover شده (به اجراهاي يك artist از يك artist ديگه ميگن cover )
در سايت [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] ميتونيد دست نوشته هاي amy lee رو پيدا كنيد.






شايد يكي از دلايلي كه evanescence در ايران خيلي طرفدار نداره اينه كه تا معناي آهنگها رو نفهمي از آهنگاشون خوشت نمياد .

يعني نقطه قوت آهنگاشون متن شعرهاشون هستش و نه موسيقي آهنگاشون ولي به محض اينكه متن آهنگاشونو براي خودت ترجمه ميكني ديوونه اين گروه ميشي
در ضمن آلبوم بعديشون هم قراره اوايل سال جديد (ميلادي) به بازار بياد
در مورد amy lee هم بايد بگم دوست پسرش shaun morgan از گروه seether هستش كه آهنگ broken رو هم با هم خوندن.


amy lee به گروه korn خيلي علاقه داره و جديدا آهنگ thoutless اونها رو تو كنسرتهاشون اجرا ميكنن.


ben moody هم كه از band جدا شد براي avril lavigne و jessica simpson چند تا آهنگ ساختش.


حالا ميرسيم به آهنگ bring me to life كه احتمالا همتون شنيدينش:
اين آهنگ sound track فيلم evil dead هم هستش و paul mccoy از گروه stones 12 هم در اون خونده و خيلي راحت evanescence رو به اوج شهرت رسوند هفته ها در صدر چارتها بود و خيليها از جمله من رو جذب اين گروه كرد.


نكته جالب هم اينكه amy lee در يكي از مصاحبه هاش فرموده بود كه اين آهنگ باعث شده كه يك نفر از خودكشي كردن منصرف بشه
ايشانديو اين single بينهايت عالي ساخته شده و در كشور روماني و در ژانايشانه 2003 درست شده
براي download اين ايشانديو و همينطور پشت صحنه اون ميتونين به سايت [ برای مشاهده لینک ، با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ] مراجعه كنين .


نكته جالب در مورد ساخت اين ايشانديو اينه كه amy بايد واقعا از يك ديوار صاف بالا ميرفته كه البته اون هم اين كار رو ميكنه!
ايشانديو بعدي اونها going under بود كه در آلمان و همينطور LA ساخته شد ايشانديو موفق بعدي my immortal بود كه در بخش قديمي شهر بارسلون اسپانيا ساخته شد و من هنوز هم وقتي به اون گوش ميكنم گريم ميگيره ايشانديو آخرشون هم every body’s fool بود كه در LA ساخته شد.

هر چند من معتقدم هر 11 تا آهنگ fallen توانايي single شدن رو داشتن
در مورد جوايزي كه evanescence دريافت كرد بايد يك توضيح مقدماتي بدم:
همونطور كه ميدونيد در امريكا جشنواره هاي زيادي در مورد موسيقي بر گزار ميشه و يكي دو تا نيست مثل : AMA american music awards – VMA video music awards – teen choices awards – much music awards – billboard – grammy – WMA world music awards و خيليهاي ديگه ولي بايد بهتون بگم اسكار موسيقي و پر ارزش ترين جوايز در دنياي موسيقي grammy هستش كه جايزش به شكل يك شيپور طلاييه سپس اون هم VMA كه مال mtv هستش
evanescence تقريبا در تمامي فستيوالهاي بالا nominee (كانديدا) شده بود.

در grammy هم تو 5 بخش كانديدا بودن كه 2 تاشو بردن best new artist – best hard rock performance



اينم بخش دوم نوشته هاي بي ارزش من در مورد گروه بزرگ evanescence بود .

ازتون ميخوام تمام كاستي هاي متنهاي من رو با بزرگواري خودتون بيخيال شين و اگه موردي به ذهنتون رسيد حتما تذكر بدين.

در ضمن من به تايپ كردن خيلي عادت ندارم و به خاطر همين خيلي زود خسته ميشم پس بازم بايد منو ببخشين فقط اينو بدونين براي اين نوشته ها بينهايت زياد از انگشتام و همينطور مغز و حافظه و اعصاب و درس و وقت و ...

مايه ميزارم و تنها هدفم هم راضي بودن و خوشحال شدن طرفداران evanescence در ايران هستش

منبع: هنرپیشه




هر کس که برای اولین بار نام گروه Evanescence را می شنودممکن هست تعجب کند که بن مودی و امیلی همدیگر را در کمپ یک کلیسا ملاقات کردند و هسته گروه را تشکیل دادند .

بن طی مصاحبه ای در سال 1998 اون روز را اینگونه توصیف می کند :



چند سال قبل من و امی در اردوی جوانان کلیسا حضور یافتیم .

در ساعت تفریح من در ورزشگاه نشسته بودم و بسکتبال تماشا می کردم در طرف دیگر حیاط جایی بود که پیانو می نواختند من خسته شده بود م که صدای پیانو را شنیدم :"من برای عشق هر کاری می کردم " توجهم به پیانوجلب شد و دختری را دیدم که در نگاه اول متوجه توانایی و هستعداد بالای او شدم .

سپس اینکه خشم اولیه من که ناشی از حسادت بود فروکش کرد به پاهای خود اعتماد کردم و به سمت پیانو دویدم تا خودم را به اون دختر معرفی کنم .

او مجددا من را با آهنگ هایی که ساخته ود تحت تاثیر برنامه داد .

فکر می کردم که در بهشت هستم .

شروع به آواز مطالعهکردم در یک اردوی کوچک کلیسا یکی ازقوی ترین و زیباترین صدا هایی را که شنیده بودم در کنار خود احساس می کردم .

بنا بر این به هر ترتیبی که بود او را قانع کردم که هرگز با کس دیگری کار نکند و او تا الان مال من هست .



بن و امی بزودی آهنگ هایی نظیر Give On To Me و Understanding را با اسم گروه Evanescence ثبت کردند .

سپس مدتی David Hodges به گروه پیوست ولی به دلایلی نامعلومی سپس مدتی از گروه جدا بود .

بین همه اعضا گروه بن انسان بدنامی هست که وقت زیادی را به دنبال فردی که بتواند در کار موسیقی با او راحت باشد گشته هست .





اکنون این گروه دومین آلبوم خود را Fallen به بازار عرضه کرده هست که فروش بسیار بالایی داشته هست .

همچنین دو آهنگ زیبا برای فیلم Daredevil خوانده اند که میتوانید در همین صفحه به اونها گوش دهید .

همچنین ویدیو Bring Me To Life مدتهاست که در صدر چارت های معتبر دنیا برنامه دارد .

سبک این گروه راک و آلترناتیو می باشد و در آینده مطمعنا بیشتر از این گروه خواهید شنید .


95:


96:

Amy lynn lee (evanescence)



Amy Lynn Hartzler (born and best known as Amy Lynn Lee, December 13, 1981 in Riverside, California) is an American singer-songwriter and classically-trained pianist.

She is a founding member and lead singer of the Grammy Award winning rock band Evanescence.

قد:163 سانتی متر
امیلی در 13 دسامبر 1981 از پدر و مادری به نام های جان و سارا لی به دنیا امد.
انها از کالیفرنیا به فلوریدا و از انجا به ایلینویز و نهایتا به ارکانزاس نقل مکان کردند.
امیلی گیتاریست جوان ben moody را در حالی که مشغول نواختن پیانو بود در یک کمپ تابستانی در سال 1994 برای اولین بارملاقات کرد.
بن از هستعداد امیلی به عنوان خواننده و پیانیست متحیر شده بود.بنابراین او را متقاعد کرد تا یک گروه موسیقی را با او تشکیل دهد.انها نامهای مختلفی مانند نیات بچگانه و اندوهگین راقبل از نامevanescence(به معنی محو تدریجی) را مورد بررسی برنامه دادند.
انها در سال 2000 قراردادی را با شرکت سرمایه گذاری big-wig امضا کردند و البوم origin را منتشر ساختند.

بعدها و در سال2002 انها همراه با david hodges البوم fallen(سقوط کرده) را اجرا کردند.که 6 برابر البوم platinum فروش کرد و منجر به موفقیت بین المللی که انها امروزه دارند گردید.
چشمان امیلی سبز هست و گاهی لنزهای ابی تیره و یا سبز می زند.موی بلند سیاه کهربایی دارد.
خواننده اصلی گروه اوانسس هست.
او تعداد کمی ز دوستانش را به یک روستاان دعوت کرد در انجا مردی که امیلی او را خیلی کم می شتاخت به چشمان او نگاه میکرد.

و از او پرسید ایا واقا در زندگی خوشحالی .امیلی احساس کرد که واقا خوشبخت نیست و ان کلماات ساده او را به فکر فرو برد.
این طوری بود که متن ترانه bring me to life (مرا به زندگی بیاور) سروده شد)چگونه می توانی به درون چشمان من همچون در های باز بنگری...



امیلی خواهر رابی-کری-لاری هست.او سپس هفتادمین اهنگش amie نام گرفت.
برای مطالعهقطعه punisher (2004) با گروه راک seether همکاری کرد.
جایزه بهترین هنرمند جوان و بهترین اجرای راک سخت را برای اهنگ bring me to life در جشنواره جوایز grammy(2004) برد.
او یک بچه گربه به نام zero دارد.
وقتی که نقشی در فیلم:تاریخ نارنیا-شیر-ساحره و گنجه(2005) به او پیشنهاد شد.

او درخواست کرد نقش فردی را بدهند که در فیلم می میرد.
او به طور کلاسیک پیانو یاد گرفته هست.

او در جوانی 9 سال را به مطالعه پیانو زنی کلاسیک گذرانده هست.
بعد او با اکادمی Pulaski کار کرد و از انجا فارغ التحصیل شد.مدرسه راهنمایی و دبیرستان را در ارکانزاس کلاس2000 و به طور مختصر در دانشگاه ایالتی تنسی درس خواند.
رییس دسته اوازخوانان سال اخر بود.

او اوازی به نام به باران گوش کن را نوشت که توسط گروه کر دانشگاه در هنگام فارغ التحصیلی اجرا شد.
در گروه کر دانشگاه صدای التو(اوج) را داشت.
سخنگوی بنیاد ملی(امریکایی)صرع هست.
سپس مرگ تراژیک خواهر 3 ساله اش .امیلی اهنگی به نام سلام(hello) را ساخت که اهنگ شماره 9 بر روی البوم اغازین او fallen هست .

اول برای خانواده خودش اهنگ را اجرا کرد .این اهنگ شخصی بود..

انقدر شخصی بود بود که او نمیتواند ان را به طور زنده در کنسرتهایش اجرا کند زیرا در حین اجرا حال او بد میشود.
نظرات شخصی:
من خوشحالم که امت اهنگ های ما را پذیرفتند و با هنر ما ارتباط بربرنامه کردند.چه ما محبوب باشیم و چه نباشیم برایم مهم نیست.
وقتی که ناگهان بن گروه را ترک کرد امیلی فرمود:این حقیقت که او گروه را ترک کرد.

شبیه این نبود که مرا کشته باشد و احساسات مرا جریحه دار کرده باشد و این احساس برای من ایجاد شده باشد که یک دوست را از دست داده باشم.
بهتر شد که او رفت چون در این اواخر در تورها خوشحال نبود و این مساله دیگران را هم ازار میداد.

همه ما امیدواریم او همیشه خوشحال باشد.
ما یقینا یک گروه راک هستیم اما بیشتر شعرهایم epic-dramatic-dark rock هست.از یکنواختی میترسم و بیزارم.
عزیزان من اگر من نتوانم موسیقی dark وepic بنویسم نمیتوانم زندگی کنم.]
evancence
emy Lee ، Ben Moady ، John Lecomp ، Rocky Gray .David Hodges


Evanescence هر کس که برای اولین بار نام گروه را می شنودممکن هست تعجب کند که بن مودی و امیلی همدیگر را در کمپ یک کلیسا ملاقات کردند و هسته گروه را تشکیل دادند .

بن طی مصاحبه ای در سال 1998 اون روز را اینگونه توصیف می کند :


چند سال قبل من و امی در اردوی جوانان کلیسا حضور یافتیم .

در ساعت تفریح من در ورزشگاه نشسته بودم و بسکتبال تماشا می کردم در طرف دیگر حیاط جایی بود که پیانو می نواختند من خسته شده بود م که صدای پیانو را شنیدم :"من برای عشق هر کاری می کردم " توجهم به پیانوجلب شد و دختری را دیدم که در نگاه اول متوجه توانایی و هستعداد بالای او شدم .

سپس اینکه خشم اولیه من که ناشی از حسادت بود فروکش کرد به پاهای خود اعتماد کردم و به سمت پیانو دویدم تا خودم را به اون دختر معرفی کنم .

او مجددا من را با آهنگ هایی که ساخته ود تحت تاثیر برنامه داد .

فکر می کردم که در بهشت هستم .

شروع به آواز مطالعهکردم در یک اردوی کوچک کلیسا یکی ازقوی ترین و زیباترین صدا هایی را که شنیده بودم در کنار خود احساس می کردم .

بنا بر این به هر ترتیبی که بود او را قانع کردم که هرگز با کس دیگری کار نکند و او تا الان مال من هست .


بن و امی بزودی آهنگ هایی نظیر Give On To Me و Understanding را با اسم گروه Evanescence ثبت کردند .

سپس مدتی David Hodges به گروه پیوست ولی به دلایلی نامعلومی سپس مدتی از گروه جدا بود .

بین همه اعضا گروه بن انسان بدنامی هست که وقت زیادی را به دنبال فردی که بتواند در کار موسیقی با او راحت باشد گشته هست .





اکنون این گروه دومین آلبوم خود را Fallen به بازار عرضه کرده هست که فروش بسیار بالایی داشته هست .

همچنین دو آهنگ زیبا برای فیلم Daredevil خوانده اند که میتوانید در همین صفحه به اونها گوش دهید .

همچنین ویدیو Bring Me To Life مدتهاست که در صدر چارت های معتبر دنیا برنامه دارد .

سبک این گروه راک و آلترناتیو می باشد و در آینده مطمعنا بیشتر از این گروه خواهید شنید









97:


98:

Ben Moody


ben moody


Ben Robert Moody III (born January 22, 1981 in Little Rock, Arkansas, U.S.) was the lead guitarist and

co-founder of the rock band Evanescence from 1996 to October 2003


Ben Moody و شروعی دوباره :



Ben Moody گیتاریست سابق گروه موفق Evanescence سپس حدود یکی دو سال که از گروه بیرون رفت بار دیگر شروع به کار کرد .

علت این جدایی دقیقا معلوم نیست ولی خیلی ها اعتقاد دارند به خاطر برهمخوردن نامزدی وی با
Amy Lee خواننده گروه Evanescence می باشد چون Amy چند وقتی بود که با خواننده گروه Seether یعنی Shaun Morgan زیاد مپرید و شاید هم با هم نامزد شده باشن(بهترین نشانه اهنگ Brocken از گروه Seether هستش که Amy در اون اهنگ با shaun هم خونی کرده و تور های مشترک با گروه Seether) .

بگذریم.

Ben Moody بار دیگر می اید و اینبار با یک Sound Track که این اهنگ با همکاری خواننده محبوب موسیقی پاپ یعنی Anastacia برای فیلم Fantastic Four خوانده شده که این چند وقته خیلی سروصدا کرده .

بین همه ساند تراک های این فیلم این اهنگ تنها کاری بود که تا این وقت ویدیوش رو ساختن که ویدیو این اهنگ بیشتر از تصاویر جالب این فیلم می باشد .

قسمت جالب اینجاست که در این تراک
Ben خودش هم می خونه و باید بگم که صدای چندان بدی هم نداره...

و بار دیگر تحسین می کنم ریش های
Ben Moody را ...

راستی داشت یادم می رفت .

اسم این تراک هست
Everything Burns ..


99:

Eminem


Marshall Bruce Mathers III (born October 17, 1972), commonly known as Eminem or Slim Shady, is an American rapper, record producer and actor from the Detroit, Michigan area



Eminem ( امینم ) با نام اصلی وی مارشال بروس مدرز-Marshall Bruce Mathers- در 17 اکتبر1973 در کانزاس سيتي ميسوري -آمريکا- چشم به جهان گشود پدر او حتي قبل از اونکه بدنيا بيايد مادرش را ترک کرده بود.


مدرز دوران کودکي خودرا در فقر گذراند.

تا وقتيکه او نتوانست کلاس نهم را به پايان برساند.

اين دليل خوبي بود تا مدرز تمام نيرايشان خودش را صرف رپ مطالعهکند.

او درسال1995با
اولين آلبومش به نام بي نهايت-Infinite-بسازد که تاثير خوبي رايشان وندي دي-Wendy Day-
گذاشت واو به مدرز کمک کرد تا درسال 1997در المپيک رپ در لس اونجلس شرکت کند.

گرچه
او نتوانست مقام اول را بدست آورد اما توانست مسئولان اينتراسکوپ-Interscope- را قانع کند
تا رايشان او سرمايه گذاري نمايند تا دريک شايشان راديايشاني در لس اونجلس بخواند.

همين کافي بود تا
دکتر دري-Dr.

Dre- خواننده و تهييه نماينده ي افسانه اي رپ شيفته ي صداي او شود.

ازاين
نقطه ديگر راه برگشتي براي امينم-Eminem-وجود نداشت و بي تابي امينم براي مقابله با
جنگهاي وحشتناک در جهان و مسخره کردن اين جنگها از همين نقطه آغاز شد.



اولين آلبوم رسمي او با تهييه نمايندگي دکتردري وکمپاني او به نام افترمث-Aftermath-و به نام -The Slim Shady LP- وارد بازار شد و تمام نظرها به سايشان شخصيت اسليم شيدي معطوف شد آيا شعرهاي او مي تواند نظرها را جلب کند؟ در اين آلبوم آهنگي
وجود داشت به نام باني و کلايد-Bonnie & Clyde- که در مورد کشته شدن فرزندي به دست مادرش صحبت مي کرد.اما اين آلبوم با بازتاب اجتماعي آهنگهايي مثل-My Name Is- يا وجدان گناهکار Guilty Conscience- به دومين آلبوم پرفروش در مارچ1999تبديل شد.

همينطور او مدتها به خاطر شکايت مادرش از او به خاطر مصاحبه هايش و آهنگهايش و پايين آوردن شخصيت او در اجتماع در صدر اخبار بود
اما امينم بي توجه به کار خود همچنين گفت تا شاهکارش را به نام-The
Marshall Mathers LP- وارد بازار کرد.

اين آلبوم پرفروش ترين آلبوم در مي2000بود و
همينطور او را تبديل به محبوبترين و موفقترين خواننده ي رپ در دهه نود کرد -فراموش نکنيم که
او رقيباني مثل 2Pacو Snoop Doggy Dogg داشت-او در سال 2000اولين خواننده ي
رپ در تاريخ موسقي آمريکا بود که کانديداي جايزه گرامي شد.

او همينطور باعث بهم پيوستن
گروهD12 شد ودر عرضه ي آلبوم شب شيطان-Devil's Night- به اونها کمک کرد.
آلبوم جديد امينم به نام شايشان امينم-The Eminem Show- مدتها با آهنگ بدون
من-Without Me--که در اون پوشش اسامه بن لادن را پوشيده بود- شماره يک بود سپس گذشت
چند ماه از اين آلبوم بازي فوق العاده ي او در فيلم 8مايل باعث تعجب همه شد و حتي به فاصله
ي چند ماه از آلبوم پرفروش قبلي خود موسقي متن فيلم 8مايل به همراه چند آهنگ جديد در آلبومي جديد به بازار عرضه کرد تا بازهم به صدر جدول پرفروش ها برسد تاکنون 8ميليون نسخه از آخرين آلبوم او به فروش رفته هست


اسم امینم را می توان مترادف بچه قرتی، رپ خوان عوضی، کثافتی که علیه مادرش ترانه می خواند، یک اتفاق سفید در دنیای رپ سیاه ها، کسی که تندترین ترانه سیاسی را در انتخابات بوش کری 2004 خواند و پرشنونده ترین ترانه خوان پاپ دانست.

خودت را غرق کن معروف ترین کار امینم هست.



ترجمه: علی حسینی، ویرایش: پویا شکیبا

پسر مادر مجردش
مارشال بروس مادرز روز 17 اکتبر 1973 در در کانزاس سیتی به دنیا آمد.

مادرش دبی مادرز دوست داشت یک مادر مجرد باقی بماند.

خانواده اش دائما بین کانزاس سیتی و دیترویت در حرکت بودند.

از یک تا پنج سالگی در دیترویت و از پنج تا نه سالگی در کانزاس زندگی کردند و بعد وقتی مارشال 12 ساله شد، در دیترویت شرقی مستقر شدند.

او در سال 1999 وقتی بیست و شش ساله بود با نام امینم در صدر جدول برترین موزیک های آمریکا برنامه گرفت.


امینم تا دوازده سالگی دائما همراه با خانواده اش از این ایالت به اون ایالت در حرکت بود، تغییر دائمی مدرسه او سبب شد که نتواند دوستان زیادی پیدا کند، او نتوانست خوب درس بخواند و همیشه یک زندگی پر از دردسر داشت.

در دبیرستان شروع کرد به رپ خواندن، اما وقتی کلاس نهم بود از مدرسه اخراج شد و پس از اون رپ مطالعهرا بیشتر جدی گرفت.

به گروه نیوجک و دی12 پیوست، اما در این میان موفقیتی نداشت.

در سال 1996 اولین آلبوم مستقلش را به نام بی نهایت(Infinite) منتشر کرد.

آلبوم چیز تحفه ای نبود و از اون هستقبالی هم نشد.

همه او را با رپ خوان هایی مثل ناس(NAS) و AZ مقایسه می کردند و از این طرف و اون طرف کنایه می شنید.

ناموفق شدن در آلبوم اولش او را دچار نومیدی کرد، این نومیدی برایش مفید بود، او کاملا روی یک کار رپ متمرکز شد، کاری که بعدا تبدیل به اسلیم شدیSlim Shady LP شد.

این پروژه کار خودش بود، زندگی خودش بود و حاصل تجربیات خودش بود.



عقده ای های رپ
این که موسیقی رپ حاصل عقده هاست، اهانت نیست، روشن ترین شکل بیان واقعیت هست.

رپ یک شیوه اعتراض هست، اعتراض فرموداری کسی که عصبی شده و از وضعیتی که در اون برنامه دارد شکایت دارد و در حال اعتراض هست.

و گاهی فحاشی هم می کند و لیچار هم می گوید و فریاد هم می زند و مسخره هم می کند.

این اعتراض بیشتر در شیوه گویش سیاهان برنامه دارد، اما شاید امینم باعث شده باشد رپ سفید هم برای خودش جایی باز کند.

امینم فرزند مادری مجرد هست، او سالهای کودکی را دائما از اینجا به اونجا دویده هست و دائم تغییر مکان داده هست، از مدرسه اخراج شده و مدتها ناموفق بوده هست.

بعدا وقتی ازدواج می کند با ادعای خیانت همسرش از او جدا می شود، همین ها را در اشعار و شیوه بیانش در آلبوم های مختلف او می توان دید.

شخصیت اسلیم شدی حاصل همین زندگی هست.

او مثل دکتر آلبان از حقوق سیاهان دفاع نمی کند و رفیق نلسون ماندلا نیست، او یک عقده ای هست که در ترانه هایش همین عقده ها را بازمی گوید.

اسلیم شدی شخصیت ایجاد شده توسط امینم هست.

در آغاز ترانه نام من هست...(My Name Is …) با معرفی خواننده ترانه به اسم اسلیم شدی آغاز می کند.

و داستان خود را از زبان او می گوید.


امینم می گوید: در اون شرایط من چیزی برای از دست دادن نداشتم، اما قطعا چیزهایی بود که می توانستم به دست بیاورم، البته اگر می توانستم آلبوم رپ خودم را منتشر کنم و از اون راضی باشم.

در اون صورت مطمئن می شدم که رپ را رها نخواهم کرد و موفق خواهم شد.

اسلیم شدی را برای کسانی درست کردم که برایم رجز می خواندند.


او سپس مدتی کار توانست جایزه سالانه ویک آپ شوWake Up Show را ببرد و در المپیک خوانندگان رپ لس اونجلس موفق شود.

با این موفقیت ها از منتقدان سابقش انتقام گرفت.



دکتر دره(ِDr.

Dre) و امینم
دکتر دره( نام اصلی اوندره یانگ) متولد 1965 در اون وقت چندان سنی نداشت، اما در کار موسیقی رپ بسیار موفق بود و می توانست از امینم حمایت کند.

دکتر دره سپس شنیدن اجرای امینم از رادیو تحت تاثیر برنامه گرفت.

اونها سپس مدتی همکاری را با هم آغاز کردند.

امینم می گوید: این برای من افتخار بود که از دهان دکتر دره بشنوم که از گه کاری های رپ من خوشش آمده.

من در نوجوانی هوادارش بودم، موسیقی او را دائما گوش می کردم و جلوی آینه می ایستادم و با اون مویسقی لب می زدم.

او یکی از بزرگترین تولید نمايندگان هیپ هاپ بود.


امینم که در ان وقت کاری به نام ژنرالهای پنج ستاره(5 Star Generals) ساخته بود، با دکتر دره برای اسلیم شدی مشغول کار شد.

ریتم دکتر دره باعث تاثیر فراوان در کار امینم شد.

حاصل کار یک مجموعه تحریک نماينده درست و حسابی خشونت بود، اشعار سیال و پر از چرخش ریتمیک ، در یک فرمودگوی دو طرفه ارائه می شد.

یک جور نصیحت گویی مسخره در کنار یک شیطنت تحریک آمیز در اسلیم شدی جریان داشت.

لحن اسلیم شدی با صدای امینم ساخته می شد، به صورت تقلیدی مسخره آمیز یا غیرتقلیدی.

در ترانه بانی و کلاید 97، در همان آلبوم اسلیم شدی، اشعار به صورت فرمودگویی طولانی و مداوم بود، فرموداری درباره قتل مادر بچه اش، شاید اشعار به کینه امینم از مادرش بر می گشت.

آلبوم در برترین های 1999 آمریکا برنامه گرفت و از نظر تجاری موفق شد.


Lose Yourself
خودت را پنهان کن، یا خودت را گم کن، یا خودت را غرق کن....

ترجیع بند ترانه این هست: خودت را در موسیقی غرق کن، او رفتن به سوی این نوع موسیقی را گریزی می داند از وضع بد و اجتناب ناپذیرش، او باید موفق شود، او باید خودش را اثبات کند.

او راهی جز این برای غلبه بر عقده ها و رنج هایش ندارد.

این آلبوم در سال 2002 منتشر شد و به مدت 12 هفته ترانه خودت را غرق کن برترین ترانه جدول موسیقی بود.

این ترانه نهمین ترانه تاریخ موسیقی پاپ هست که بیشترین مدت را در صدر جدول برنامه داشته هست.





100:


101:

کاربریس The Cranberries





The Cranberries are an Irish alternative rock band that rose to mainstream popularity in the 1990s.

Since 2003 the members have all pursued solo careers.

They have sold about 75 million records worldwide.

هسته اصلي تشكيل گروه کاربریس The Cranberries در شهر Limerick ايرلند تشكيل شد.وقتي كه Dolores O`Riordan با Noel و Micheal Huganو Feargle Lawler برخورد كرد.اون 3 به صورت نيمه جدي گروهي تشكيل داده بودند كه آشنايي با Dolores اونها را صاحب هدف مهمي كرد.اسم گروه را The Cranberry saw us ناميدند و اولين قدم جدي اونها ضبط دو قطعه Linger و Dreams بود.

در سال 1993 Stephean Street به عنوان تهيه كننده همكاري خود را با گروه آغاز كرده و درست در فوريه سال بعد با همكاري او Cranberries اولين آلبوم رسمي خود را با عنوان Every body els is doing it عرضه نمود.در اين آلبوم كه با هستقبال عمومي خوبي هم روبرو شد، قطعاتي مانند

Pretty , Sundy Dreams, وLinger وجود داشت.

آمريكايي ها و انگليسيها هستقبال زيادي از اين آلبوم كردند.
پس از آلبوم كمي از هيجان و انگيزه گروه براي كار كاسته شده بود اما همكاري اونها با گروه Bell در تور سال 1993 اونها سبب دلگرمي مجدد گروه شد؛ سپس در 10 ژوئن همان سال اونها مجددا توري 6 هفته اي با گروه انگليسي The The انجام كردند.

در ادامه Cranberries بدون هيچ هستراحتي شروع به ضبط دو قطعه از آلبوم جديد خود با نامهاي Ode to Famliy و Zombie در هستوديو لندن نمودند.

پس از يك وقفه كوتاه كار ضبط آلبوم در اغاز 1994 به پايان رسيد و در ماه جولاي همان سال Dolores O`Riordan با Don Bertun كانادائي مدير برنامه هاي تور Cranberries ازدواج كرد.



پس از انتشار آلبوم No need to Argue در اكتبر، گروه صاحب شهرت فراواني گرديد.

در اين آلبوم كه بدون شك شاهكار اونها وشايد يكي از شاهكارهاي موسيقي Rock هست، ما شنونده آثار بديع و پر محتوائي هستيم.اين بار نيز Steaphean Street به عنوان مهندس صدا و تهيه كننده گروه را همكاري كرد.

در آلبوم سال 1996 گروه Cranberries با نام To the faitfull deprate افراد بيشتري گروه را ياري كردند؛ حضور تنظيم كننده مشهوري چون Micheal Kamen و همينطور نوازندگان برجسته اي چون:

Micheal Buckly ساكسفون باريتون

Richi Buckly ساكسفون تنور

Bruce Fairborn ترومپت

Randy Rain Reusche پركاشن

و همينطور Mike Poltinikoff به عنوان مهندس صدا فصل تازه اي را در فعاليتهاي گروه گشود .

اين آلبوم نيز حاايشان قطعات بر جسته اي چون Salvation , Joe , Bosnia ,…..

بود كه با بهره گيري از بهترين اشعار توانائي گروه را در ارائه موسيقي متفاوت و جذاب نمايان ساختند.



آلبوم سال 1999 نيز با وقفه اي 2 ساله به بازار عرضه شد.اين البوم با نام Bury the Hatchet در

‌New York ميكس نهائي گرديد .آلبومهاي سال 2000 و 2001 گروه نيز با نامهاي Wake Up and Smell The Coffee و Treasur Box منتشر گرديد.


102:

Chris de Burgh کریس دی برگ



Chris de Burgh (born Christopher John de Burgh Davison on October 15, 1948) is an Irish musician and songwriter.



نام كامل:CHRISTOPHER JOHN DAVISON
نام هنري:CHRIS DE BURGH
تاريخ تولد: 15 اكتبر 1948.


محل تولد: بايشاننس آيرس آرژانتين.


مليت: انگليسي.


محل سكونت: ايرلند.


شغل: خواننده، ترانه سرا، نوازنده .


سبك: راك، پاپ.


علت شهرت:LADY IN RED
تحصيلات: فارغ التحصيل رشته موسيقي از كالج ترينيتي دوبلين.



نام همسرIANE

نام فرزندان:ROSSANNA - HUBIE - MICHAEL



* ROSSANNA DIANE DAVISON: دختر شايسته جهان
در سال 2003 گرديد.



بيوگرافي:

كـريس دي بـرگ بـه اقـتـضاي شـغـل پــدرش در كودكي بـه
مـالـتـا، نـيـجريه و زئـيـر مسـافرت كرده هست.

ايشان همراه با
خانواده اش در 12 سالگي به ايرلند عزيمت كردند.

پدر ايشان
در ايـرلنـد قـصــري را خريداري و سپس اون را تبديل به هتل
كـرد.

كـريسـتـوفر در اون هـتـل بــه آموختن گيتار پرداخت.

او
پس از فارغ التحـصـيلي در دانشـگـاه بـه دنـيـاي موسيقي
پاي نهاد كه به يك ستاره جهاني بدل گشت.



* ايشان وقتي در يك رستوران گيتار مينواخت و ميخواند.



* ايشان بـه زبـان هـاي انـگليـــسي، فرانسايشان، اسپانيايي و
آلماني قادر به صحبت كردن ميباشد.



* ايشان هوادار سر سخت ورزش ميباشد.



* ريشه خانوادگي كريس دي برگ به پادشاه انگليس (ريچارد اول) در سال 1190 بازميگردد.


منبع: بیا 2

كريستوفر جان ديايشانسون Christopher John de Burgh Davison ملقب به كريس دی برگ Chris de Burgh در ١٥ اكتبر سال ١٩٤٨ در آرژانتين متولد شد.

پدرش 'چارلز ديايشانسون' ديپلمات انگليسی و مادرش 'ماوی اميلی دی برگ' منشی ايرلندی بود.

كودكی كريس دی برگ به خاطر شغل ديپلماتيك پدر به مسافرت و كسب تجربه در اين راه گذشت و به اين خاطر در كشورهای مختلفی مثل مالت، نيجريه و زئير بزرگ شد.

هنگامی كه ١٢ ساله بود خانواده اش به ‘Emerald Isle’ در ايرلند رفتند، جايی كه هنوز هم كريس دی برگ با همسرش دايان و سه فرزندش رزانا، هوبی و مايكل زندگی می كند.

در سال ١٩٦٠ پدرش يك قلعه قديمی به نام بارگی كاسل خريد كه در قرن ١٢ ساخته شده بود.

سپس اينكه قلعه دوباره توسط خانواده ديايشانسون بازسازی شد، اونها اونجا را به يك هتل خانوادگی برای تعطيلات تبديل كردند.

كريس اولين كنسرتهايش را در اين قلعه اجرا مي كرد و سپس ظهر ها برای ميهمانان گيتار می نواخت.

كريس نواختن گيتار را با روش سعی و خطا، يعنی بدون هيچ نت از پيش نوشته شده ای ياد گرفت.



كريس زبان انگليسی و فرانسه را در كالج معروف ترينيتی در شهر دوبلين آموخت.

هنگامی كه وی مشغول تحصيل در كالج ترينيتی بود شروع به نوشتن آهنگهای پاپ كرد.

در سال ١٩٧١ كريس برای پيدا كردن يك شغل در موسيقی به لندن سفر كرد.

در يك رستوران و آرايشگاه به عنوان خواننده شروع به كار كرد و از طرف يكی از دوستانش كه به تازگی رستورانی به نام ‘Captain Americas’ در دوبلين تاسيس كرده بود پيشنهاد كار دريافت كرد و برای ميهمانانی كه مشغول صرف غذا بودند موسيقی می نواخت.


در سال ١٩٧٤ كريس با كمپانی M&A قراداد امضاء كرد و گروه سوپر ترمپ را در تور جديدترين آلبومشان به نام ‘Crime of the Century’ همراهی كرد.

در اين وقت بود كه نامش را به كريس دی برگ تغيير داد و در سال ١٩٧٥ آماده انتشار اولين آلبومش به نام ‘...Far Beyond These Castle Walls’ شد.


اولين موفقيت بين المللی كريس در سال ١٩٧٥ با آهنگ ‘Turning Round’ كه بعدها به اسم ‘Flying’ تغيير نام داد رقم خورد.

اين آهنگ برای ١٧ هفته در صدر جدول بهترين ها در برزيل برنامه گرفت و بيش از نيم ميليون نسخه از اون به فروش رفت.

آلبوم بعدی كريس دی برگ به نام ‘Spanish Train & Other Stories’ آهنگی به نام ‘A Spaceman Came Travelling’ داشت كه در انگلستان جزو بهترين آهنگ های كريسمس شناخته شد.

ولی موفقيت واقعی اين آلبوم آهنگی به نام ‘Patricia The Stripper’ هست كه هنوز هم درخواست اجرای اون از طرف تماشاچيان در كنسرت های كنونی كريس وجود دارد.


در سال ١٩٨٤ كريس هشتمين آلبومش را به نام ‘Man On The Line’ منتشر كرد.

اين آلبوم شامل يكی از معروفترين آهنگ های كريس به نام ‘High On Emotion’ هست كه در اون وقت در ده كشور اروپايی به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد.





در سال ١٩٨٦ آلبوم ‘Into The Light’ را كه آهنگی به نام ‘The Lady In Red’ داشت منتشر كرد.

اين آهنگ در سراسر دنيا باعث شهرت كريس شد و در انگلستان و ٢٤ كشور ديگر به عنوان بهترين آهنگ شناخته شد ولی در آمريكا رتبه دوم را كسب كرد.

آلبوم ‘Into The light’ در آفريقای جنوبی ،‌نروژ ،‌سايشانس و انگلستان جايزه پلاتينيوم دريافت كرد.

در آمريكا، ‌زلاندنو، ‌دانمارك و بلژيك هم جايزه طلايی گرفت.

اين آلبوم شامل آهنگ ‘Say Goodbye To It All’ هست كه ادامه ترانه ‘Borderline’ از آلبوم ‘The Getaway’ سال ١٩٨٢ هست.



آلبوم بعدی كريس دی برگ به نام ‘Flying Colours’ در سال ١٩٨٨ منتشر شد.

اين آلبوم همينطور پر فروش ترين آلبوم كريس دی برگ تا به حال بوده هست.

در طول ۲۸ سال فعاليت، ‌كريس دی برگ بيش از ۲۰۰ جايزه طلايی و پلاتينيوم دریافت كرده هست.

حتی برخی از سیاستمداران و افراد مشهور از طرفداران موسیقی كريس دی برگ میباشند.

كريس دی برگ در سراسر دنیا از اروپا (آلمان، انگلستان، ایرلند،...) و آسیا (ایران، ژاپن، لبنان،...) تا آمریكای شمالی (كانادا) و آمریكای جنوبی (آرژانتین، برزیل،...) محبو بیت دارد.





كريس دی برگ تورها و كنسرتهای زیادی در سراسر دنیا از جمله در آلمان، انگلستان، ایرلند، ژاپن، لبنان، كانادا، آفريقای جنوبی، اروپای شرقی، اروپای مركزی و خاور دور اجرا كرده هست كه بسیاری از اونها سریعا" به فروش رفته هست.
كريس دی برگ در ١٦ سپتامبر سال ٢٠٠٢ آلبوم جدید خود به نام ‘Timing Is Everything’ را منتشر كرد كه شامل ١١ آهنگ جدید بود.

كريس دی برگ در این آلبوم بیشتر به دنبال یك آلبوم تفریحی و شاد بوده هست ولی هنوز چند آهنگ از جمله ‘There’s Room In This Heart Tonight’ آهنگهای عمیقی از نظر موسیقی و شعر میباشند.

بزرگترین موفقیت این آلبوم آهنگ ‘Lebanese Night’ میباشد كه در كشورهایی مثل لبنان و سایر كشورها آهنگ شماره یك آهنگهای عربی و انگلیسی شد


Chris De Burgh



کريس دي برگ با نام اصلي کريستوفر جان ديايشانسون پانزدهم اکتبر 1948 در لاس ماگنولياس آرژانتين متولد شد.

پدر او چارلز ديايشانسون ديپلمات برجسته انگليسي و مادرش اميلي دي برگ منشي وزارت امور خارجه ايرلند بود.اجداد کريس دي برگ از جمله خانواده هاي اصيل و برجسته اروپايي بودند که بعدها به ايرلند مهاجرت کردند شجره خانوادگي کريس به ريچارد شيردل پادشاه انگلستان برميگردد که نشان از اصالت خانوادگي ايشان دارد.کريس دوران کودکي خود را تا سن سيزده سالگي در کشورهاي مختلفي چون جزيره مالت نيجريه و زئير گذرانده هستو سرانجام در سال 1960 به همراه اعضاي خانواده اش به ايرلند سفر کرد.

پدر کريس قلعه بارگي را که از مشهورترين و زيباترين بناهاي تاريخي قرن دوازدهم در شهر وکسفورد بود خريداري کرد و براي سکونت خانواده اش بازسازي کرد.


يکسال پس از ورود به قلعه بارگي ريچارد برادر بزرگتر کريس در سالگرد تولد او گيتاري به ايشان هديه داد که مسير زندگي کريس دي برگ را تغيير داد.او روزها و ساعتهاي بيشماري را به تمرين با گيتار ميپرداختو ا ولين کنسرت ايشان در سن پانزده سالگي مورد هستقبال اقوام دور و نزديک برنامه گرفت و عزم ايشان را براي کسب مهارت در نواختن گيتار جزم کرد.

کريس د وران ابتدايي را در مدرسه مارلبورو طي کرد و کالج مشهور ترينيتي در دوبلين در رشته هاي زبان و ادبيات انگليسي و زبان فرانسايشان و تاريخ فارغ التحصيل شد .

کريس در دوران تحصيل در کالج ترينيتي ترانه سرايي را اغاز کرد و اولين ترانه او THE WASTE OF LOVE نام داشت.کريس اولينترانه هاي خود را در رستورانها و کافي شاپ ها و سالن هاي آرايش با دريافت مبلغي بسيار ناچيز که البته براي نوجواني به سن کريس مبلغ زيادي بود اجرا ميکرد.کريس بياد مياورد که سپس ظهر روزهاي شنبه تمام وقت خود را در فروشگاه CD و کاست نزديک خانه صرف گوش دادن به ترانه هاي جديد ميکرد .

ولي ترانه MR TAMOURIN MAN از THE BYRDS زندگي او را دگرگون کرد.

خود کريس دي برگ در اين باره ميگايشاند پس از شنيدن اين ترانه تصميمي را که مدتها بود در ذهنم حلاجي ميکردم و در اجراي اون دودل بودم .

آرزايشان من اين بود: ترانه سرايي و خوانندگي.

با شنيدن اين آهنگ ديگر درنگ جايز نبود دوستي داشتم که چندگاهي با من ديداري تازه ميکرد روزي از روزها او مرا به مهماني دوستانه اي دعوت کرد در ان مهماني با جورج هريسون فقيد آشنا شدم.

شعري را همراه داشتم که به تازگي سروده يودم و تصورم اين بود که حتما مورد توجه و هستقبال شنوندگان برنامه خواهد گرفت اما چه رايشاناي باطلي! هيچ کس مرا تشايشانق نکرد و من سرخورده و مايوس مهماني را ترک کردم.

هنوز پس از گذشت چند سال گوش سپردن به ترانه هاي HERE COMES THE SUN و SHADOWS مرا به ياد اونروزها مياندازد.




پس از فارغ التحصيلي از کالج به همراه گروه معتبر و مشهور ايرلنديHORSLIPS در يک تور بين المللي شرکت کردم و با دو تهيه نماينده معتبر موسيقي يعني داگ فلت و گاي فلچر آشنا شدم و با کمک اونها قراردادي را با شرکت A & M امضا کردم ودر تور گروه SUPER TRAMP با نام CRIME OF THE CENTURY که يکي از موفق ترين تورهاي موسيقي در سال 1975 بود شرکت کردم.

در همين سال بود که ايشان نام کريس دي برگ را براي خودش برگزيد و بازي سرنوشت رقم خورد.

FAR BEYOND THESE CASTLE WALLS نام اولين آلبوم شرکتي کريس دي برگ هست که در سال 1975 منتشر شد آلبومي با ترانه هاي بسيار زيبا در مايه هاي بلوز که مورد توجه برنامه نگرفت..تنها ترانه HOLD ON از اين آلبوم کمي سر و صدا کرد و پس از اون ديگر هيچ...اما تنها يکماه پس از عرضه البوم ترانه TURNING AROUND که بعدها به FLYING تغيير نام داد ترانه شماره يک انگلستان لقب گرفت ودر برزيل به مدت سي ماه صدرنشين جدول موسيقي پاپ شد.در مدت کمتر از دو ماه قريب به يک ميليون نسخه از اين آلبوم به فروش رفت و نام کريس دي برگ را بر سر زبانها انداخت.


SPANISH TRAIN AND OTHER STORIES نام آلبوم بعدي کريس دي برگ هست که بار ديگر ترانه SPACEMAN CAME TRAVELLING صدر نشين جدول موسيقي انگلستان شد و هنوز پس از گذشت ساليان سال بعنوان ترانه کريسمس از راديو BBC پخش ميگردد.



آلبومهاي کريس د ي برگ در امريکا چندان مورد توجه برنامه نميگيرد اما در اروپا،آفريقاي جنوبي، کانادا و آمريکاي جنوبي به شدت مورد توجه و هستقبال منتقدين و جوانان علاقمند به موسيقي پاپ برنامه ميگيرد.

هرچند که در آمريکا نيز در سال 1986 جايزه PLATINUM به جهت فروش بالا و ارزش هنري آلبوم SPANISH TRAIN به کريس دي برگ تعلق گرفت.

آلبوم بعدي کريس دي برگ AT THE END OF A PERFECT DAY نام دارد که بعنوان سومين کار هنري ايشان در سال 1977 به دنياي موسيقي عرضه گرديد.

ترانه PERFECT DAY از اين آلبوم ترانه مورد علاقه کريس دي برگ هست که در اون به پيک نيکي اشاره شده که کريس ، پاول ، سوزان و خواهر ايشان ديان در اون حضور داشتند.ديان اکنون همسر کريس دي برگ و مادر سه فرزند اوست .




در سال 1978 دو اتفاق مهم رخ داد يکي عرضه آلبوم ارزشمند CRUSADER و ديگري ازدواج کريس با ديان بود که در تاريخ 25 نوامبر 1978 رايشان داد.SOMETHING ELSE AGAIN نام ترانه ايست که ايشان به همسرش ديان تقديم کرده هست .

در سال 1980 کريس آلبوم EASTERN WIND را به دوستدارانش تقديم کرد و پرفروشترين آلبوم سال لقب گرفت.

BEST MOVES در سال 1981 منتشر شد و تلفيقي از ترانه هاي قديمي کريس دي برگ بود.

در اين آلبوم او با يک شرکت کانادايي قرارداد بست و تعدادي از ترانه هاي قديمي خود را بازخواني کرد البته دو ترانه جديد نيز با نامهاي BROKEN WINGS و EVERY DROP OF RAIN نيز در اين آلبوم وجود دارند.

اين آلبوم در سوئيس آلمان و سوئد و بسياري از کشورهاي اروپايي مورد توجه منتقدان برنامه گرفت و خيلي زود لقب پرفروشترين آلبوم سال را در انگلستان از اون خود ساخت.

نکته قابل توجه از اين آلبوم فروش غير منتظره و فوق العاده اون در چين کمونيستي بود! THE GETAWAY نام آلبوم بعدي کريس هست و ترانه مشهور DON’T PAY THE FERRYMAN که کليپ اون صدها هزار بار از کانال MTV پخش شده هست در انگلستان لقب ترانه NUMBER 1 گرفت .


آلبوم بعدي کريس دي برگ MAN ON THE LINE نام دارد و ترانه HIGH ON EMOTION که در تمامي نمايسرت هاي او که تا امروز برگذار شده اجرا ميگردد سخت مورد توجه و هستقبال جوانان و عتاقمندان کريس برنامه گرفت .

در سال 1984 اولينفرزند ايشان متولد شد رزانا يک دختر زيبا و دوست داشتني!! کريس ترانه FOR ROSANA را به دخترش تقديم کرد که يکي از ترانه هاي زيبا و بيادماندني کريس دي برگ هست .

در سال 1986 آلبوم INTO THE LIGHT به دنياي موسيقي عرضه شد و ترانه فراموش نشدني LADY IN RED در بسياري از کشورهاي اروپايي صدرنشين جدول موسيقي پاپ شد و دو جايزه GOLD و PLATINUM را نصيب ايشان ساخت .

ترانه INTO THE LIGHT در آمريکا نيوزيلند ، آلمان ، سوئد ، دانمارک و بلژيک ترانه NO.

1 لقب گرفت و پنج جايزه PLATINUM را در نروژ ، آفريقاي جنوبي ، يونان ، ايرلند و کانادا و دو جايزه GOLD را در انگلستان و سوئيس براي کريس به ارمغان آوردو دنياي موسيقي با نام کريس دي برگ آشنا شده و اخت ميگيرد.

SAY GOODBAY TO IT ALL ترانه بسيار زيباي اين آلبوم دنباله ترانه BORDERLINE از آلبوم GETAWAY در سال 1982 بود که به شدت مورد توجه علاقمندان برنامه گرفت و صدرنشين جدول موسيقي پاپ انگلستان شد .


در همان سال در فاجعه بمب گذاري در منطقه ENNISKILLEN ايرلند شمال صدها نفر مرد و زن و کودک به قتل رسيدند و کريس دي برگ ترانه AT THE WAR MEMORIAL را به باوقتدگان اين حادثه دلخراش تقديم کرد .

اين ترانه نيز ترانه NUMBER 1 کشورهايي چون آلمان ، انگلستان ، نروژ و آمريکا و بسياري از کشورهاي اروپايي شد .

بيست و نهم مارس 1988 دومين فرزند او متولد شد پسري که نام هوبرت را برايش برگزيدند در همان سال آلبوم FLYING COLOURS عرضه گرديد و دو ترانه MISSING YOU و FLYING COLOURS زيباترين و پرفروشترين ترانه هاي سال گرديدند .

در سال 1989 آلبوم SPARK TO A FLAMEمنتشر شد که شامل زيباترين و ارزشمندترين ترانه هاي آلبومهاي گذشته کريس دي برگ بود.

سي اکتبر سال 1990 مايکل سومين فرزند کريس متولد شد ودر همان سال کنسرت باشکوه و بياد ماندني کريس دي برگ در دوبلين برگذار شد که زيباترين و قدرتمندترين کنسرت موسيقي پاپ در اروپا لقب گرفت.

ميليونها نفر از اقصي نقاط اروپا در دوبلين گرد هم آمدند و عليه جنگ و خشونت فرياد اعتراض سر دادند و يکي از باعظمت ترين کنسرت هاي کريس دي برگ اجرا شد .



در سال 1991 کريس تمام عوايد کنسرتهاي خود را به آوارگان کرد عراقي اهدا کرد .

نام آلبوم بعدي ايشان POWER OF TEN بود که در سال 1992 منتشر شد و ترانه مشهور اون نيز با همين نام ترانه NUM.1 لقب گرفت .THIS WAY UP در سال 1994 و BEAUTIFULL DREAM درسال 1995 متولد شدند.

ترانه مشهور الايشانس پريستلي ALWAYS ON MY MIND و ترانه GIRL از بيتل ها در اين آلبوم مورد توجه منتقدين برنامه گرفت.

در سال 1996 کريس سفري به آفريقاي جنوبي کرد و نوزده کنسرت بزرگ و باشکوه در شهرهاي دوربان ، ژوهانسبورگ و پورت اليزابت برگذار شد و کليه عوايد اين کنسرت ها به قحطي زدگان آفريقا اهدا شد .

در سال 1997 آلبوم THE LOVE SONG متولد شد که شامل شانزده ترانه عاشقانه بود و لقب پرفروشترين آلبوم سال را از اون خود ساخت .

در همان سال تور بزرگ کريس دي برگ در آسيا انجام گرديد در اين تور ارکستر بزرگ فيلارمونيک موسسه ماليوک کريس دي برگ را همراهي ميکرد که در تايلند ،هونگ کونگ و سنگاپور با هستقبال گسترده علاقمندان روبرو شد .




در سال 1999 آلبوم QUITE REVOLUTION به بازار موسيقي عرضه شدترانه هاي اين آلبوم در مدت کمتر از چهل و نه روز تهيه شدند که در حالت عادي در حدود شش ماه طول ميکشيد.پس از عرضه آلبوم در سي و يک جولاي 1999 چندين کنسرت در کشورهاي اروپايي چون سوئيس ، آلمان ، نروژ ، انگليس و ايرلند انجام شد .

کريس در سال 2002 دو CD به بازار عرضه کرد که شامل اجراي فرانسايشان برخي ترانه هاي آلبوم QUITE REVOLOUTION و تعدادي ترانه جديد بود که در بسياري از کشورهاي اروپايي و آمريکا و انگلستان لقب پرفروشترين آلبوم موسيقي پاپ را به خود اختصاص داد.

درفاصله بين ژانايشانه سال 2000 تا اگوست 2002 کريس دي برگ پنجاه کنسرت مختلف در کشورهاي اروپايي اجرا کرد که در بسياري از کشورها منجمله انگلستان ، فرانسه ، نروژ ، هلند ، اطريش بليط کنسرتها از يک هفته قبل به فروش رفته و ناياب شد و بسياري از دوستداران و علاقمندان کريس دي برگ موفق به شرکت در کنسرت ها نشدند .

شدت هستقبال از تور اروپايي ايشان به حدي بود که بسياري از شبکه هاي تلايشانزيوني کنسرت ها را تحت پوشش برنامه تلايشانزيوني خود برنامه دادند.


TIMING IS EVERYTHING نام آخرين آلبوم کريس دي برگ هست .

او در طول سه ماه سي و هشت کنسرت را به اجراي ترانه هاي اين آلبوم اختصاص داد و در ايرلند ، هستراليا ، آلمان ، سوئيس ، نروژ ، فرانسه و انگلستان صدرنشين جدول موسيقي پاپ گرديد.آخرين تور بزرگ ايشان در چندين کليساي بزرگ اروپا انجام شد و عوايد اون به ساوقت عفو بين الملل و يونسکو اختصاص يافت .

ايشان يکي از معدود خوانندگاني هست که از خانواده اي مستحکم و هستوار برخوردار بوده و نيز از هنرمنداني هست که بسياري از ترانه هايش در رابطه با خانواده اش سروده شده هست .

واقعيتهاي زندگي مدرن ، تلخي ها و ناکامي ها ، ارزشهاي انساني ، مفاهيم والاي معنايشان ، مخالفت با جنگ و خشونت طلبي و ميليتاريسم غربي ، صلح طلبي و عشق و انساندوستي از مضامين ترانه هاي ارزشمند و زيباي کريس دي برگ هستند که او را از ديگران متمايز ميسازد ضمن اونکه ايشان يکي از سياسي ترين ترانه سرايان موسيقي پاپ به شمار ميرود که در پيوند عميق با مبارزان ايرلند جنوبي سر و صداي زيادي را به پا کرده هست .

ترانه زيباي REVOUTION يکي از زيباترين و ارزشمند ترين ترانه هاي ايشان هست که به مبارزين ايرلند جنوبي تقديم شده هست .






ترانه هاي کريس دي برگ تابلوهاي زيبايي هستند که بيانگر مفاهيم عميق انساني چون صلح ، عشق و آزادي هستند.

پايشانايي و نشاط ، تصانيف عاشقانه و کلمات کتاب مقدس از جمله مفاهيم ترانه هاي آلبوم آخر ايشان هست او در اينباره ميگايشاند اشعار ترانه ها يکدفعه به ذهنم خطور کرد .

چهار يا پنج ترانه را در يک بعد الظهر سرودم فرداي اونروز حس کردم چيزي در ذهنم مرا مشغول کرده هست بله...

پنج يا شش ترانه ديگر بود که اونها را نيز سرودم واقعا برايم لذت بخش بود اولينکنسرت از تور بين المللي ايشان در سپتامبر 2002 در مونيخ انجام شد و تا به امروز ادامه داشته هست و پس از اون در کانادا ، هستراليا ، آسيا ، آمريکا اين تور ادامه خواهد يافت و پس از اون در اواخر سال 2003 جديدترين آلبوم ايشان عرضه خواهد شد بايد منتظر بود و شنيد.


103:


104:

Backstreet Boys

بک هستریت بویز

The Backstreet Boys are a Grammy-nominated male vocal pop group that enjoyed enormous success in the mid-late 1990s and 2000s.

They have charted 12 U.S Top 40 hits on the Billboard Hot 100, 16 U.K.

Top 10 hits and have won numerous awards



در واقع یک گروه پر از تناقض بود متشکل از چند پسر سفید پوست از طبقه متوسط جامعه آمریکا و همه مدلی میخواندند از پاپ تا R&B که بیشترین موٿقیتشان را در کانادا و اروپا به دست آوردند.

این موفقیت را مدیون آلبوم اولشان که در سال 1996 تولید کردند می باشند .این آلبوم در صدر 10 آلبوم پرٿروش اکثر کشورها برنامه گرٿت ولی در سرزمین مادری شان تا دو سال بعد موٿقیتی نداشتند.



هسته اصلی Backstreet Boys را پسرخاله ها کوین ریچاردسن (Kevin Richardson ) و برایان لیترل (Brian Littrell ) تشکیل دادند.

این دو از بچگی می خواندند و در گروه کر کلیساهای محلی به خوبی جشنواره ها اجرای برنامه می کردند .


دو عضو باقی مانده یعنی هووی دورو (Howie Dorough ) و ای جی مک لین (A.J.

McLean ) که اهل اورلاندوی ٿلوریدا بودند و به نیویورک آمده بودند به همراه نیک کارتر (Nick Carter ) برای تلویزیون و تئاتر محلی برنامه اجرا می کردند در یک اجرای مشترک به این نتیجه رسیدند که همصدایی خوبی دارند و انگار که یک روح در سه بدن هستند .

در همین اوضاع و احوال بود که ریچارد سن برای تولد والت دیزنی به اورلاندو سٿر کرده بود و در یک شب در حالی که این سه نٿر در حال اجرای مشترک بودند یک ٿکر حرٿه ای به ذهنش خطور کرد تا با هم یک گروه به اسم خودشان درست نمايند سپس با لیترل تماس گرٿتند تا این گروه پنج نفره را بسازند.





آلبوم اول گروه در اواخر سال 1995 در اروپا به بازار ارائه شد.

در بریتانیا گروه به عنوان بهترین گروه تازه وارد سال 1995 انتخاب شد و این نشان موٿقیت بزرگی در اولین ورود بود.

اولین آهنگی که مورد علاقه امت اروپا برنامه گرٿت آهنگ " We've Got It Goin' On" بود سپس اون هم آهنگ "I'll Never Break Your Heart," ( من هرگز قلب تو را نخواهم شکست ) بود که باعث گسترش بیشتراولین آلبوم اونها در اروپا و کانادا در سال 1996 شد .

این اٿتخاری بود که برای چندین هٿته در صدر جدول پرٿروش ها برنامه بگیرند.

اما در آمریکا همچنان در جای خود مانده بودند.

این اتٿاق شاید به این واقعیت بر می گردد که اونها نسخه آمریکایی آلبوم خود را تا سال 1997 بیرون ندادند.

اما موٿقیت این گروه در آمریکا با آهنگ "Quit Playin' Games (With My Heart)" ( دست از بازی با دل من بردار ) و "As Long as You Love Me" ( از وقتی که عاشقم شدی ) شروع شد که حتی اونها را به مقام میلیونی ( پلتینیوم ) رساند.


در سال 1999 آلبوم به کنار زدن رقیبان با آهنگها "Everybody (Backstreet's Back)," (همه بدونید بک هستریت برگشت ) و "I'll Never Break Your Heart," و "All I Have to Give" ( همه چیزی که برای دادن دارم ) همچنين گفت تا اینکه حتی در پنج آهنگ برتر نیز برنامه گرٿتند و در نهایت با ٿروش 13 میلیون کپی کار اولین آلبوم به پایان رسید.


این در حالی بود که به همراه غوغای حاصل از این ٿروش لیترل در سال 1998 جراحی نقص مادر زادی قلبش را داشت و بقیه گروه گرٿتار منازعه پرلمن ( Pearlman) با بقیه مدیرهایشان جهت دادن امتیاز کار برای باقیمانده سال بودند.

بالاخره پرلمن مدیرشان باقی ماند و بقیه اخراج شدند و گروه کار روی آلبوم بعدی را آغاز کرد.





آلبوم Millennium (هزاره ) در تابستان 1999 به بازار ارئه شد و در هٿته اول با یک میلیون کپی ٿروش صدر نشین شد.

به خاطر اینکه هیچ کدام از آهنگهای این آلبوم به تنهایی در آمریکا ارائه نشد آلبوم با تمام تراکهایش به رقابت مشغول شد.


گروه اقدام به تولید نسخه زمستان آلبوم کرد چون آلبوم به تنهایی در آمریکا 12 میلیون کپی ٿروش کرد.

و بالاخره در پاییز سال 2000 آلبوم Black & Blue ( سیاه و آبی ) را به بازار داد

اعضا :

Nick Carter
Howie Dorough
Brian Littrell
AJ McLean

و عضو پیشین

Kevin Richardson

در سال 1995 جی سی چیسز (JC Chasez ) و جاستین تیمبرلیک (Justin Timberlake) دو ستاره ای که در برنامه تلویزیونی بچه ها یعنی باشگاه میکی موز ( برنامه ای که بریتنی اسپیرز و کریستینا آگویلرا را نیز معرفی کرد ) همکاری می کردند در اورلاندوی فلوریدا قصد داشتند تا یک آلبوم انفرادی بسازند.



کریس کرکپتریک (Chris - ) از جاستین که او را در تست هنرپیشگی دیده بود خواست در شکل دادن یک گروه به او کمک کند و جاستین هم به سراغ جی سی رفت و با هم یک گروه سه نفره را تشکیل دادند.

اما مربی خوانندگی جاستین از او خواست که گروه را 5 نفره نمايند و اونها جیمز لنس و لو پرل من (مدیر کنسرت سابق بک هستریت بویز) را به گروه خود اضافه کردند.



سپس اولین اجرای گروه در آلمان اونها متوجه شدند یک تور به اروپا لازم هست زیرا یکی از آهنگهایشان یعنی I Want You Back (من می خواهم تو برگردی ) بسیار پرطرفدار شده بود.



سپس اون نیز به آسیا و آمریکای شمالی رفتند و کنسرت گذاشتند و از پول فروش این کنسرت ها توانستند اولین آلبوم مشتق از این سفر ها را در سال 1998 تولید نمايند.



سپس اینکه جانت جکسن و بک هستریت بویز به شهرت زیادی رسیدند دیگر نتوانستند در برنامه زنده والت دیزنی شرکت نمايند گروه ان سینک این جای خالی را پر کرد و به شهرت بسیار زیادی رسید.



اونها نه فقط قلبها را پاره می کردند (نام یکی از آهنگهای اونها قلب منو پاره کن هست) بلکه مشغول تولید آلبوم دومی یعنی No Strings Attached ( هیچ طنابی وصل نیست ) را در 21 مارس 2000 به بازار دادند و به فروش باورنکردنی 13/1 میلیون کپی اصلی فروش در یک روز دست یافتند و در پایان هفته به رکورد 4/2 میلیون کپی دست یافتند و رکورد بک هستریت بویز را برای آلبوم میلینیوم شکستند.



آلبوم No Strings Attached حتی پرفروش ترین آلبوم سال با 13 میلیون کپی شد و سپس 300 روز دوباره اونها راهی جاده ها شدند برای یک تور جدید و این بار پیش فروش بلیط اونها در یک روز به یک میلیون عدد رسید و به همراه یک خواننده دیگر که توانسته بود چنین فروشی بکند در صدر برنامه گرفتند.



در این مواقع بود که رابطه گروه با لو پرلمن شکرآب شد اگر چه گروه ان سینک در جولای 1999 پیشتیبان مالی خود را رها کردند و حتی شرکت ضبط خود را نیز تغییر دادند به شرکتی که خانه دوست دختر سابق جاستین یعنی بریتنی اسپیرز و رقیب قدیمی یعنی بک هستریت بویز بود رفتند.



در جواب این کار شرکت BMG یک ضربه باور نکردنی به اونها زد و با یک شکایت 150 میلیون دلاری علیه گروه دانه دانه فروش گروه را مدعی شد.

گروه نیز با این شکایت مبارزه کردند و موفق شدند از حق خود دفاع نمايند.



در سال 2001 گروه با شرکتی که در سال 1998 آلبوم کریسمس خودشان را ارائه کرده بودند آلبوم آخرشان را با نام Celebrity (شهرت ) به بازار روانه نمايند که در هفته اول 88/1 میلیون کپی فروش کرد و هنوز هم هیچ گروهی نتوانسته فروش هفته اول دو آلبوم ان سینک را بشکند

منبع: هنرپیشه




هسته اولیه این گروه با حضور نیک کارتر Nick Carter _ای جی مک لین AJ McLean و هاوی درگ Howie Dorough سه پسر با هستعداد که کارهای بسیاری از نواختن موسیقی تا شرکت در برنامه های تلوزیونی را امتحان کرده بودند تشکیل شد.

نحوه شکل گیری وبعدها خود گروه به این شکل بود که مسئول سالن نمایش تونی د نتی به هاوی از شکل گیری یک گروه موسیقی پاپ اظهار داشت و به او پیشنهاد کرد که برای تست به انجا مراجعه کند و هاوی نیز تصمیم گرفت که در این زمینه هستعداد خود را امتحان کند هر چند قبلا نیز مواردی را ازمایش کرده بود او به خانه فردی به نام لو پیر لمن رفت و تست صدا داد و در انجا شخصی را دید که از قبل با او اشنایی داشت و او کسی نبود جز ای جی مک لین .

لو به هاوی فرمود که با او تماس میگیرد .

دختری که به لو در کارهایش کمک میکرد به شدت مریض شد و تمام مدارکی که دست او بود از جمله مدارک هاوی را به لو داد .

در جریان انتقال این مدارک مدارک هاوی گم شد .

سپس فردی به نام نیک کارتر تست داد واو خیلی سریع پذیرفته شد .



در این بین لو به شدت به دنبال مدارک هاوی میگشت اما او را پیدا نکرد.

یک روز مد یر برنامه های هاوی به او در مورد یک گروه موسیقی فرمود که به دنبال یک عضو میگردند و او برای تست صدا به محل ان گروه رفت .

ای جی او را در انجا دید .

این همان گروه قبلی بود وبه این ترتیب او به این گروه پیوست اما لو میخواست این گروه 5 نفره باشد لذا دو نفر دیگر که به نظر حرفه ای می امدند به گروه پیوستند و گروه تشکیل شد .

اما حین ضبط ازمایشی با مشکلاتی روبرو شدند که به این ترتیب ان دو نفر را بیرون کردند.

لو چیزهایی درباره ی فردی به نام کوین که در کمپانی والت دیسنی کار میکرد شنیده بود .

کوین پسر خوش تیپی بود که صدایی فوق العاده داشت .

لو پی جوی تو شد واز او تست گرفت و خیلی زود کوین به عنوان عضو گروه شناخته شد .

اونها به یک عضو دیگر احتیاج داشتند ولی هیچ کدام از افرادی که تست داده بودند مورد قبول لو نبودند .

کوین به لو پسر خاله اش برایان لیترل را که در کنتاکی بود پیشنهاد کرد اما لو در ابتدا او را نپذ یرفت .

ولی وقتی از یافتن فرد دیگری کاملا ناامید شد از کوین خواست تا با برایان صحبت کند .

وسپس برنامه شد که لو به برایان تلفن زده و موضوع را مطرح کند لو از برایان تلفنی تست صدا گرفت و او نیز به عنوان عضو دیگر گروه پذیرفته شد.

برایان وقتی به فلوریدا امد که گروه برای فارغ التحصیلان در سالت سی ورلد برنامه داشت و ان شب بدون اینکه تمرین قبلی داشته باشند برنامه اجرا کردند و بدین ترتیب گروه اولین برنامه خود را اجرا کرد.

نام این گروه چگونه انتخاب شد ؟ بازاری در شهر اورلاندو از ایالت فلوریدا وجود داشت به نام The Back street Market که گردشگاهی برای نوجوانان و جوانان بود و گروه نام خود را از انجا گرفت و کلمه boys را به ان اضافه کرد و به این شکل گروه تشکیل شد.


حالا دیگه به جای Backstreet Boys باید بگیم Backstreet Men.

این پسرها در اولین آلبوم خود که سپس 5 سال منتشر کردن خیلی رشد داشتن.



Howie Dorough می‌گه: حیطه‌ی آهنگ‌ها از Matchbox Twenty و Goo Goo Dolls و Train تا R.Kelly ادامه داره.

Backstreet Men واقعا همون گروه قبلی نیستن ولی اشتباه نکنید اونا بالغ‌تر شدن و در اولین آلبوم اون‌ها سپس 5 سال این موضوع کاملا مشخصه.



گروهی که سپس انتشار آلبوم Black & Blue از سال 2000 آلبومی ارائه نکرده بود به گٿته‌ی Howie Dorough ممکنه امتی رو که انتظار دارن این آلبوم همون سبک آهنگ‌های پاپ قبلی رو داشته باشه، شگٿت زده کنه.



"ما بیش از یک سال روی این آلبوم کار کردیم ولی کار جدید ما در 6 ماه اخیر شکل کلی به خوش گرٿت و نسبت به اوایل کار تغییرات زیادی درش بوجود اومد.

این آلبوم بیشتر به سمت pop/Rock جهت گیری کرده و به نوعی خیلی شبیه به کارهای Matchbox Twenty و Goo Goo Dolls و Train هست.

کار جدید ما از صاٿی‌های بسیاری عبور کرده.

ما حدود 100 الی 150 آهنگی رو که برای این چند گروه نوشته شده بود رو بررسی کردیم و حدود 40 تا آهنگ نوشتیم که در میان اونا "I Still" و "Weird World" و "Incomplete" رو میشه نام برد.



Johnny Wright یکی از Manager های گروهی که متشکل شده از Kevin Richardson و Brian Littrell و A.J.

McLean و Nick Carter و Howie Dorough میگه: محتوای آهنگ‌های Backstreet Boys حالت جدی‌تر و مهم‌تری به خودش گرٿته.

2 تا از اونا ازدواج کردن و دیگه مضامینی چون "من وقتی در ماشین بودم تو رو دیدم، بیا بریم یه نوشیدنی بخوریم" یا "بیا بریم به Club و تمام شب رو برقصیم" در کار اونا وجود نداره.

اونا در مورد رابطه‌ها و موضوعاتی که مردها، نه پسرها، باهاش روبرو می‌شن آهنگ می‌خونن.




Dorough گٿت: ما عمدا روی Track ها وقت زیادی صرٿ کردیم ولو اینکه در سال گذشته ٿشاری زیادی رو برای انتشار آلبوم متحمل شدیم.

نظر به اینکه دنیای pop از وقتی که آخرین آلبوم رو بیرون داریم هر روز تمایل بیشتری به جهت‌گیری به سمت rock داره ما هم وقت اضاٿی لازم داشتیم تا مطمئن بشیم که آهنگ‌های جدید ما این شکل جدید رو به خودش گرٿته باشه.

با توجه به روش و مسیری که ما درش قدم برداشتیم، ٿکر می‌کنم اگر شما بعضی از‌ آهنگ‌های ما در رادیو سه چهار بار گوش بدین نخواهید ٿهمید که این آهنگ کار ما بوده.

من آهنگ‌ها رو برای گروه‌هایی مثل Blink-182 و امثال اونا که سبکشون با ما ٿرق می‌کنه، اجرا کردم.

اونا هم آهنگ‌ها رو گوش دادن و خیلی خوششون اومد.



سپس 10 سال کار و تلاش مستمر و بدون توقٿ گروه برای اجرای آهنگ‌ها و برگزاریه کنسرت‌های مختلٿ، ما به یک توقٿی احتاج داشتیم تا بتونیم باطری‌هامون رو از نو شارژ کنیم.

بیشتر وقتمون رو صرٿ نوشتن می‌کردیم.

و تا زندگی رو تجربه نکنی چیزی در موردش نمی‌تونی بنویسی.



لیست نهایی آهنگ‌ها هنوز چیده نشده ولی جلساتی با Max Martin ، کسی که تهیه‌نماينده‌ی کسانی چون Britney Spears و 'Nsync بود و کسی که در تهیه‌ی سه آهنگ از این آلبوم ما رو یاری کرد، داشتیم.

و در مورد مسئله‌ی لیست باهاش در ارتباط خواهیم بود.

"Climbing the Walls," "I Still" و قطعه‌ی اٿسانه‌ای "Siberia" به همون اندازه‌ "Quit Playing Games (With My Heart)" که از قلم به یادموندنی Max Martin بود ارزش دارن.



Backstreet Boys همچنین با تعدادی از همکاران باورنکردنی کار کرده و در ارتباط بوده.



"Weird World" و "Message Song" توسط John Ondrasik از گروه Five For Fighting نوشته شده که این آهنگ‌ها در ابتدا با آهنگ‌های BSB خیلی در تمایز بود.



"Sent a message to a GI today/ Thank you, man, for sending us another dawn," یکی از Lyrics هست که Howie Dorough دربارش شرح می‌ده: "شما نمی‌تونی خیلی خیلی جذب دنیای خودت بشی و ٿقط به ٿکر خودت باشی، و در عوض در طرٿ دیگه‌ی دنیا امت به خاطر آزادی ما در حال جنگ باشن".

پس بنابراین وقتی جنگ درحال ادامه یاٿتن هست، این آهنگ خیلی به موقع و به مناسبت نوشته شده.



گروه هم‌چنین با Darren Hayes خواننده‌ی گروه Savage Garden در آهنگ " Lift Me Up" همکاری داشته، همچنین Dorough آهنگی بنام "Moving On" برای گروه Take 6 نوشت.



آهنگ‌های دیگه‌ای که برای این آلبوم نوشته شده مانند " Beautiful Woman" و "Rushing Through Meاز سبک قدیمی Michael Jackson هستٿاده شده و به گٿته‌ی Dorough از طوایٿ آٿریقایی الهام گرٿته شده و سرشار از احساسات آهنگ "In Your Eyes" از Peter Gabriel می‌باشد.



بسیاری از آهنگ‌ها با تنظیمات زنده ترکیب شده و هارمونی‌های چندصدایی نسبت به قبل کمتر هستٿاده شده.

Howie Dorough 31 ساله گٿت: گروه در 10 آهنگی که نوشت، از مواد لازم برای جداسازیه pop/rock از R&B هستٿاده کرده" ولی هنوز شک داره که در 10 الی 15 آهنگ ممکنه اینطور نتیجه گرٿته بشه که هر 2 سبک در هم میکس شده‌ باشن.



اولین آهنگ این آلبوم که اواسط February منتشر شد، در هٿته‌ی بعد به عنوان آهنگ منتخب برگزیده میشه.

گروه قصد داره سپس انتشار آلبوم یه سری کنسرت انجام کنه.





بچه‌ها 13 سال کار کردن و هوادارانی که 13 سال با اونا همراه بودن مثله اونا رشد کردن و چیزهای متٿاوتی نسبت به قبل در زندگیشون اتٿاق میوٿته.

Wright گٿت: پتانسیل هواداران گروه به سمت نوع دیگری از موسیقی حرکت کرده .

اگر طرٿداران جوانتر می‌خوان تعدادشون بیشتر بشه این خیلی خوبه ولی ما برای هوادارانی آهنگ می‌سازیم که از همان ابتدای کار همیشه با ما همراه بودن.

نام گروه:BACKSTREET BOYS(BSB)
تاريخ تشكيل: 1993-فلوريدا امريكا.



اعضاء گروه:

1-NICHOLAS GENE CARTER



نام هنري:NICK CARTER
اسامي مستعار:NICKY-CHAOS-FRACK
تاريخ تولد: 28 ژانايشانه 1980-نيايشانورك.


قد: 183 سانتيمتر.


روابط مهم:PARIS HILTON---2004.


برادر:AaRON CARTER---خواننده.


موارد ديگر: ايشان آموزش غواصي نيز ديده هست.




2-ALEXANDER JAMES MCLEAN



نام هنري:AJ MCLEAN
اسامي مستعار:ALEX-MR.COOL-BONE
تاريخ تولد: 9 ژانايشانه 1978-فلوريدا امريكا.


موارد ديگر: ايشان در كـودكـــي مدل بوده هست- ايشان به الكل
اعتياد مختصري داشته و از افسردگي نيز رنج ميبرد.



3-BRIAN THOMAS LITTRELL



نام هنري:BRIAN LITTRELL
اسامي مستعار:BRI-B-B ROK
تاريخ تولد: 20 فبريه 1975-كنتاكي امريكا.


قد: 173 سانتي متر.


همسر:LEIGHANNE LITRELL----ازدواج: 2000.


پسر:BAYLEE---3 ساله.




4-KEVIN SCOTT RICHARDSON



نام هنري:KEVIN RICHARDSON
اسامي مستعار:BOO-TRAIN
تاريخ تولد: 3 اكتبر 1971 كنتاكي امريكا.


قد: 185 سانتي متر.


همسر:KRISTIN RICHARDSON---ازدواج: 2000 .


موارد ديگر: ايشان مربي رقص نيز ميباشد.




5-HOEARD DWAINE DOROUGH



نام هنري:HOWIE DOROUGH
اسامي مستعار:SWEET D-HOWIE D
تاريخ تولد: 22 آگوست 1973-فلوريدا امريكا.


قد:168 سانتي متر.



جوايز دريافتي:
WORLD MUSIC AWARDS-BILLBOARDS AWARDS

آلبومها:
1996/1997 Backstreet Boys:
1999 Millennium:
2000 :Black & Blue
2001 The Hits: Chapter One:
2005 Never Gone:

شمار آلبومهاي بفروش رفته: 75 ميليون.


tehrantrack

105:

Kevin Richardson یکی از اعضا Backstreet Boys

کوین در لیکسینگتون کنتاکی Kevin Scott Richardson در 3 اکتبر 1971 بدنیا آمد او متولد برج میزان هست.تا 9 سالگی در یک مزرعه زندگی کرد و بعد تا سن 18 سالگی در یک کلبه.

در لیگ فوتبال و دبیرستان فوتبال بازی می کرد.اسب سواری می کرد,در زمینهای خاکی وگلی دوچرخه سواری می کرد.کوین پسر خاله برایان هست و بیشتر در کودکی با هم بودند اعضای گروه معتقدند که کوین حساس ترین عضو گروه هست.





رنگ مورد علاقه او ارغوانی روشن هست او به دست پخت مادرش خیلی علاقه دارد و همینطور ازغذاهای مکزیکی ,چینی و خوراک لوبیا پرادویه که مادرش درست کرده باشد.او یک گربه کوچک مشکی دارد با نامQuincy .

از میان ورزش ها او به اسکی روی آب, شنا, موج سواری, بسکتبال و هاکی علاقه دارد.خواننده های مورد علاقه او عبارتند از R.

Kelly , Prince ,Baby Face , Teddy Riley و همچنین ٿیلم های مورد علاقه او Top Gun (نوک اسلحه) و The ShawShank Redemption (رستگاری از شائوشن) می باشد و برنامه تلویزیونی مورد علاقه او Roseanne And Martin هست کتابی که کوین به اون علاقه دارد Interview With The Vampire (مصاحبه با خون شام) نام دارد و بازیگران مورد علاقه او تام کروز و نیکول کیدمن هستند.کشوری که دوست دارد روزی در اون جا زندگی کند سوئد هست.



هستعداد موسیقی کوین خیلی زود شکوٿا شد و از 9 سالگی شروع به نواختن پیانو کرده هست.همچنین با کلوپ های تئاتر و کلیسا همکاری کرده هست کوین اولین عضو گروه بود که خانه خرید همچنین کوین در یک صحنه از ٿیلم دختر من بازی کرده هست.به نظر او خوابیدن کار بیهوده ایست و تلٿ کردن وقت هست و خودش هم کمتر می خوابد! او وقتی از کنسرت می اید و به اتاقش در هتل می رود دوست دارد تلویزیون تماشا کند روزنامه و یا کتاب بخواند و به همراه نیک بازی هایی ویدئویی اجرا کند و به این صورت هیچ وقتی برای خواب نمی ماند.

وقتی از کوین می پرسند که چرا انقدر سخت کار می کنی و ٿداکاری و از خود گذشتگی می کنی تا گروه به هدٿش برسد جواب می دهد"در حال حاضر بک هستریت بویز تمام زندگیه من هست و احتیاج به خواب , غذا و زندگی کردن دارد هنگامی که به روی صحنه میرویم و اون احساست و هیجانات امت را میبینیم حس خیلی خوب و بزرگی در ما ایجاد می شود همینطور هنگامی که کسی رو می بینی که داره شعر ما رو می خونه واقعا خوشحال می شویم این برای من کاٿیست "



کوین گرچه جوان هست ولی مسن ترین فرد گروه به شمار می رود.

قبل از اینکه به گروه بک هستریت بپیوندد تئاتر کار می کرد.همچنین در کمپانی والت دیسنی در فلوریدا کار می کرد.کوین همسری بنام کریستین دارد.


106:


107:

شکیرا shakira Isabel mebarakRipoll



Shakira Isabel Mebarak Ripoll (born February 2, 1977), known simply as Shakira, is a two-time Grammy Award-winning and eight-time Latin Grammy Award-winning Colombian singer, songwriter, instrumentalist, record producer, dancer



شکيرا ايزابل مبارک ریپل - Isabel Mebarak Ripoll در دوم فوريه ۱۸۷۷ در باران کايشانلاBarranquilla در کلمبيا به دنيا آمده هست.پدرش ايشانليام مبارک يک آمريکايی لبنانی تبار هست و مادرش نيديا ریپل Nidia Ripoll يک کلمبيايی هست.او هفت خواهر بزرگتر از خود نيز دارد.



شکيرا از همان دوران بچگی به موسيقی و سرودن شعر علاقه زيادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولين شعر خود را سرود و در يازده سالگی گيتار نواخت.



در سيزده سالگی برای انتشار آلبوم جادو Magic که شامل ترانه هايی بود که او در سنين هشت تا سيزده سالگی سروده بود قراردادی با شرکت Sony Music Colombia امضا کرد.



او پس از اين آلبوم Pres Descalzos يا همان پاهای برهنه Bare Feet را به بازار عرضه کرد.اين آلبوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکيرا بود.به جرات می توان فرمود که اين البوم با فروش چهار ميليون کپی در هشت کشور جهان نام شکيرا را به عنوان يک خواننده و آهنگساز توانای Pop-Rock بر سر زبان ها انداخت و بدين ترتيب بود که آلبوم بعدی او Donde Estan Los Ladrone به بازارهای آمريکا راه يافت.



شکيرا در جايی درباره نوع موسيقی خود می گايشاند:«من اگرچه يک کمبيايی بودم ولی به گروه هايی نظير Led Zeppelin / The Care / The Police / The Beatles / Nirvana علاقه داشتم و با وجود اين علاقه زيادی به موسيقی Rock داشتم به علت اينکه اصليتی لبنانی دارم به موسيقی عربی نيز علاقه پيدا کردم و در واقع آهنگ هايی که می سازم ترکيبی از موسيقی Pop-Rock و عربی هست.»

اولين آلبوم شکيرا به زبان انگليسی Laundry Service (سرايشانس لباسشايشانی) هست که در سال ۲۰۰۱ به بازار آمد.در ابتدا او خود علاقه زيادی به مطالعهبه زبان انگليسی نداشت اگر چه به اندازه کافی به اين زبان تسلط داشت ترجيح می داد تا اسپانيايی بخواند.تا وقتی که او با اميليو و گلوريا هستفان همکاری می کرد اين دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگليسی بخواند و از اين رو او اولين ترانه خود را به زبان انگليسی نوشت که اين ترانه با نام اعتراض Objection در آلبوم سرايشانس لباسشايشانی جای گرفت.



اگر بخواهيم راجع به موسيقی شکيرا و خود او تعريفی کامل و مختصر ارائه دهيم بدون شک تعريف نايشانسنده توانای کلمبيايی برنده جالزه نوتل ادبی گابريل گارسيا مارکز بهترين تعريف هست:
«موسيقی او ايشانژگی هايی دارد که موسيقی هيچ کس ديگر اين ايشانژگی ها را ندارد.هيچ کس
نمی تراند مانند او بخواند و برقصد.»




شکیرا ایزابل مبارک ریپل ( shakira Isabel mebarak Ripoll ) در دوم فوریه 1977 در روز چهارشنبه ( Barranquilla ) در کلمبیا به دنیا امده هست.پدرش ویلیام مبارک ( William Mebarak ) یک امریکایی لبنانی تبار هست ومادرش نیدیا ریپل ( Nidia Ripoll ) یک کلمبیایی هست وهمین باعث شد که شکیرا در دوران کودکی با فرهنگ و موسیقی هر دو کشور آشنا گردد وی هم چنین به آهنگ های انگلیسی ( خصوصا سبک rock & roll) بسیار علاقه مند شد .



شکیرا در یک خانواده فقیر متولد شده، پدرش جواهر ساز و نویسنده هست.

شکیرا ازهمان دوران بچگی به موسیقی و سرودن شعر علاقه زیادی داشت به طوری که در هشت سالگی اولین شعرخود را نوشت ودر یازده سالگی شروع به یادگیری گیتار کرد.شکیرا به شدت تحت تاثیر نوشته های عربی پدرش برنامه گرفت او در 10 سالگی به عنوان برنده مسابقه هستعداد و قریحه ملی شناخته شد در دوران مدرسه عضو گروه کر مدرسه بوده و به خاطر اینکه خیلی بلند وقوی می خونده (مثل حالاش) از گروه اخراج شده.

اون با آلبوم Magia که در 13سالگی خونده بود تونست برای فستیوال OTI اسپانیا انتخاب بشه، اما به دلیل سن کمش،که کمتر از 16 سال بود بهش اجازه شرکت در فستیوال رو ندادند در 15 سالگی از دبیرستان فارغ التحصیل شد که سپس اون با آلبوم Peligro تونست انتقام سختی ازشون بگیره (دمش گرم) یکبار هم توسط دولت کلمبیا مورد تقدیر برنامه گرفته و تونسته مجوز ملاقات رسمی با پاپ رو در واتیکان به دست بیاره.

معنی اسمش رو هم که حتماً خودتون اطلاع دارید، شکیرا (بر وزن فعیلا) در زبان عربی به معنی "زیبا و خوش اندام" هست.

در ضمن او علاوه بر زبان مادریش یعنی لاتین،به زبان های اسپانیایی و انگلیسی و عربی کاملاً مسلطه به طوری که به هر سه زبان شعر میگوید.او زبان انگلیسی را نزد گلوریا هستفان خواننده معروف امریکایی آموخت و با زبانهای ایتالیایی و حتی فارسی! آشنایی داره.شکیرا جایزه موزیک و موسیقی جهان را در سال 2001 در موناکو بدست آورد .(عکس ملاقات رسمی با پاپ پایین زندگینامه)
شکیرا خواننده موفق و جنجال برانگیزی هست که آهنگهایش با یک دوره مــوفقیت به اجرا در آورده هست.

سپس اجتناب ازانتخاب شغل وحرفــه ، او وقتش را به موسیقی اختصاص داد.


شکیراهمچنین برتری و تسلط برنامـــه اش را بــا در آمیختن منحصر به فرد pop-rock بدست آورد .

او تمام این مدت به این اســــم (woman full of grace ) که در عربی به معنای سرشار از متا نت وقاراسـت زندگی کرد.

برتری برنامه های پاپ آمریکای شمالی ثابت کردکه خواننده تحت تاثیر شعار شعر او برنامه گرفته با ترقی دادن و بالا بردن مبارزه طلبی در هر کجا ودرهر وقت برنامه دارد .



در سیزده سالگی برای انتشار البوم جادو (magia) که شامل ترانه هایی بود که او در سنین هشت تا سیزده سالگی سروده بود برنامه دادی با شرکت (sony musik Colombia) امضاء کرد که با فروش باور نکردنی 1 میلیون نسخه روبرو شد.


او پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان تصمیم گرفت زندگی خود را وقف موسیقی کند به این ترتیب چندی بعد البوم دوم خود (peligro) یاهمان خطر(danger) را ضبط کرد.






پس از این البوم(pies descalzos)یاهمان پاهای برهنه (bare feet) را به بازار عرضه کرد.

این البوم نقطه عطفی در زندگی هنری شکیرا بود.

به جرات می توان فرمود که این البوم با فروش چهار میلیون کپی درهشت کشور جهان نام شکیرا را به عنوان یک خواننده و اهنگساز توانای (pop-rock)بر سر زبان ها انداخت و بدین ترتیب بود که البوم بعدی او (Donde Estan Los Ladrones) به بازار های امریکا راه یافت.


شکیرا در جایی درباره نوع موسیقی خود می گوید من اگر چه یک کلمبیایی بودم ولی به گروه هایی نظیرled zeppelin the care---the police---the beatles وnirvana علاقه داشتم و با وجود این علاقه زیادی به موسیقی rock داشتم به علت اینکه اصلیتی لبنانی دارم به موسیقی عربی نیز علاقه پیدا کردم و در واقع اهنگ هایی که من می سازم ترکیبی از موسیقی(pop-rock وعربی) هست ضمناً رقص او هم ترکیبی از رقص غربی با عربی هست.


در سال 1998 با گلوریا هستفان ( خواننده امریکایی ) یک برنامه داد همکاری امضا کرد و او را مدیر برنامه های خود کرد .

حاصل این همکاری آلبوم Where are the thieves بود .

این آلبوم به مدت 11 هفته در راس آهنگ های برتر لاتین ایالات متحده برنامه داشت .

موفقیتی که این آلبوم کسب کرد بسیار بیش از حد انتظار بود .

وقتی گلوریا هستفان پیشنهاد ترجمه ojos asi به انگلیسی را داد , شکیرا تصمیم گرفت تا انگلیسی را به خوبی فرا بگیرد و خود نویسنده آهنگ های انگلیسی باشد.همچنین گلوریا هستفان درباره شکیرا میگوید:این واسه ی من خیلی خوبه که دارم با هنرمندی کار میکنم که واقعا" میدونه که چی میخواد ...

پس جای تعجب نیست که از بین 12 خواننده لاتین زبان ، شکیرا برای جلد مجله (Era of the Rock era *عصرو دوره موزیک راک*) انتخاب شود.


اولین البوم شکیرا به زبان انگلیسی(laundry service) سرویس لباسشویی هست که در سال 2001 به بازار امد.در ابتدا او خود علاقه زیادی به مطالعهبه زبان انگلیسی را نداشت اگر چه به اندازه کافی به این زبان تسلط داشت اما ترجیح می داد تا اسپانیایی بخواند.تا وقتی که او با امیلیو وگلوریا هستفان همکاری می کرد این دو نفر او را قانع کردند تا به زبان انگلیسی نیز بخواند.

و از این رو او اولین اهنگ خود را به زبان انگلیسی نوشت که این ترانه با نام اعتراض (objectron) در البوم سرویس لباسشویی جای گرفت.این آلبوم نیز با فروش باورنکردنی 13 میلیون نسخه روبرو شد که شکیرا در راس خواننده های انگلیسی زبان برنامه گرفت.سپس با نمايش موزيك ايشانديايشان Whenever,wherever با يك سال تاخير ، تبديل به يك سوپر هستار شد.





جدید ترین البوم شکیرا که به بازار امده هست در سال 2005با نام های (fijacion oral vol 1)به زبان اسپانیایی والبوم(oral fixation 2)که به زبان انگلیسی هست که به بازار امده هست.البوم (fijacion oral vol 1)در سه هفته اول به فروش 1800000رسید البوم (oral fixation 2) به زبان انگلیسی که به تازگی وارد بازار شده هست من پیش بینی میکنم که به فروشی چند برابر نصبت به البوم اسپانیایی برسد همچنین خرج فراوانی را برای البوم (oral fixation 2)پرداخته هست که در اهنگ Don't Bother که فقط ماشینی که در این اهنگ پرس میشه قیمتش 300 هزار دلار هست.


نامزد شکیرا پسر رئیس جمهور کشور ارژانتین یعنی (Antonio de la rua) هست شکیرا در یکی از مصاحبه ها میگه وقتی که برای اولین بار دیدمش با خودم فرمودم او میتونه مرد زندگی من باشه.من وقتی رو به یاد میارم که در رستورانی در آرژانتین نهار می خوردم که اونو دیدم، چهارتا میز با من فاصله داشت و من با خودم فرمودم اووو من اونجا چی میبینم !ضمنا شکیرا همواره او را پشتیبان خود میداند و میگوید که عاشق اوست شکیرا در مورد خصوصیت اخلاقیش در یکی از مساحبه ها در شبکه mtv میگه شاید باور کردنش ممکن نباشه ولی انتونیو فردیست خجالتی که بعد چند مدت دیگه این اخلاقش از بین رفت همچنین میگوید تنها فردی هست که من بهش اطمینان پیدا کردم ببخشید چون شخصیت سیاسی هست چیز دیگه ای پیدا نکردم اگه عکس انتونیو رو دوست داشتید ببینید در قسمت عکس در بخش فامیلی در صفحه اول موجود هست.


اگر بخواهیم راجع به موسیقی شکیرا و خود او تعریفی کامل و مختصر ارائه دهیم بدون شک تعریف نویسنده توانای کلمبیایی برنده جایزه نوبل ادبی گابریل گارسیا مارکز بهترین تعریف هست:{موسیقی او ویژگی هایی دارد که موسیقی هیچ کس دیگراین ویژگی ها را ندارد.هیچ کس نمی تواند مانند او بخواند وبرقصد}.که من با نظر ایشان صد % موافقم که اگر کسی که کنسرتهای شکیرا که تمامی(live) یا همان زنده خودمان هست را دیده باشد و کلیپ هایش رانگاه کرده باشد با نظر ایشان موافقت می کند.


ضمناً از خصوصیات شکیرا این هست که از طلا و جواهرات و همچنین انتخاب پوشش بدش می آید به طوری که وقتی خانواده او مدت 3 سال او را با یک پوشش خواب دیدند تعجب کردند.همچنین شکیرا یک انسان خیرخواه نیز هست او یک موسسه خیریه دارد به نام Pies Descalzos(پاهای برهنه)که میگوید هدف این موسسه برپا داشتن مدرسه ها، کمک به والدین برای فرستادن بچه ها شون به مدرسه، بجای فرستادنشون به کارو همچنین مدرسه بسیار پیشرفته ای در کلمبیا برای کودکان فقیر تاسیس کرده هست که ظرفیت چند هزار دانش آموز را دارد.او مخالف سیاست های آمریکاست و در سال 2003 در هلند البوم (Live And Off The Record) هم کنسرتی اجرا کرد که ماسک های سیاستمداران امریکا را بر سر گروه خود گذاشته بود و اون ها را مسخره میکرد به طوری که در تصویر تلویزیون بزرگ سالن داشت نشون میداد که صدام با جورج بوش مشقول بازی شطرنج هستن بعد یک اسکلت که شنل سیاه به تن داشت(شیطان) انها رو مثل عروسک خیمه شببازی کنترل میکرد .او میگوید تمام تلاشش این هست که نگرش امت را نسبت به کشور کلمبیا عوض کند و نشان دهد که کلمبیا کشور آرامی هست و اونچنان که نشان میدهند نیست.او میگوید در کل مدت زندگیم در شهرمان حتی یک نا آرامی هم ندیدم.



مليت : لبنانی / کلمبيايی (پدر لبنانی و مادر کلمبيايی)

خصوصيات هنری : آهنگ سازی و خواننده گی و رقص

سبک موسيقی : Latin Pop/Rock (چيزی که ما بهش ميگيم Spanish مثل Enrique Iglesias)

سال شروع به کار : ۱۹۹۲

اولين آلبوم : (1994)(Magia (Magic

آخرين آلبوم 2002) Laundry Service

سن : 24

مسلط به زبانهای : عربی و انگليسی و اسپانيايی (کلمبيايی)

بيوگرافی :

خب بايد بگم آهنگ های خيلی جالبی داره يعنی شنونده اگه طرفدار هر سبکی باشه با شنيدن آهنگ های Shakira نا خودآگاه از اونا خوشش مياد...دليلش هم خيلی خيلی واضحه برای اينکه شعر ها و آهنگ ها و صدای يه نفر رو ميشونه و اون کسی نيست جز Shakira...

شايد باور نکنين ولی اين شايد يکی از اولين زنانی باشه که تو سبک خودش به اين قشنگی آهنگ ميسازه و ميخونه...صدای ديناميک و متغيير او که در هر لحظه ميتونه نازک يا کلفت بشه (مثل Cher ) يکی از رموز موفقيت اون به شمار مياد...

Shakira در سن ۶ سالگی نواختن سازدهنی و در ۸ سالگی نواختن گيتار رو به خوبی ياد گرفت ...با بزرگتر شدن او و نشان دادن هستعداد هاش در اولين قرداد با MTV يه سری آهنگ رو که خودش ساخته بود در اون تلايشانزيون به نمايش درآورد...سپس مدتی سيل قراردادها بود که به طرف اون سرازير شد و Shakira با Sony قرارداد بست...اولين آلبومش در سال ۹۴ اومد که اسمش Magia بود در ادامه Single بعدی هم اومد (Peligro (Danger ....چيزی که خود Shakira اونو باعث موفقيتش ميدونه تشوق های پدرش بود و خب اينطور که خودش ميگه اين تعصب پدرش بود که اونو مجبور به يادگيری زبان عربی و رقص عربی و حتی باعث علاقه او به موسيقی عربی کرد....

آلبوم های Shakira به غير از آخری (Laundry Service) همه به زبان اسپانيايی و مخلوط با عربی بودن....



در سال ۹۶ Shakira آلبوم دومش رو هم داد Pies Descalzos .....اين آلبوم آخر اونو خيلی در آمريکای لاتين مشهور و پرطرفدار کرد (در برزيل بيش از ۱ ميليون کپی فروش رفت).....

با اينکه اين آلبوم ها چندين جايزه مشهور (مثل Grammys Reward , Multi Platinum در امريکا و آرژانتين و شيلی و امريکای مرکزی و مکزيک و کلمبيا) هم گرفت ولی باز هم Shakira رو راضی نکرده بود و اون دلش ميخواست از برنامه گرفتن سبک موسيقی و زبان موسيقيش در رده لاتين خارج بشه و به سطح جهانی برسه...و اين بود که سپس چند سال کار کردن بر روی آلبوم Laundry Service يکی از پرفروش ترين آلبوم های تاريخ موسيقی رو به بازار داد و اينبار به زبان انگليسی...

شايد تعجب کنيد اينقدر سطح و کلاس ترجمه شعر ها از زبان اسپانيايی به انگليسی قوی بود که خود منتقدان Shakira هم انگشت به دهان مانده بودند که چگونه يک شعر از زبانی به زبان ديگر با اين لطافت و ظرافت ترجمه شده...


خود Shakira تمام شعر های اسپانيايی رو به انگليسی ترجمه کرده بود....خودش ميگه که برای اينکار به مدت ۴ ماه فقط کتاب های شعر انگليسی مطالعه ميکرده و بسيار کاره سختی هم بوده....

به هر حال نتيجه اين همه تلاش بايد هم يک آلبوم زيبا و قشنگ باشه در عين حال Shakira طرفداران اسپانيايی خودش رو هم فراموش نکرد و يه Track اسپانيايی هم داد....

اما چه آهنگ های زيبايی تو اين آلبوم هست...

۱-Objection : ميتونم بگم يکی از زيباترين آهنگ های Spanish هست که تا حالا شنيدم با يک ريتم تند و جذاب آدم رو به وجد مياره ..

حتی خود Shakira در يکی از قسمت های اين آهنگ Rap ميندازه ...

۲-Whenever Wherever : يه آهنگ تند که ايشانديوی قشنگی هم داره و در برخی از جاهای آهنگ يه فلوت مخصوص کلمبيايی بسيار جذاب هم ميزنه ...

۳-Eyes Like Yours : اگه Ojos Asi رو در آلبوم قبلی Shakira شنيده باشين اين آهنگ شبيه اونه ولی يه حالت Trance مانند هم گرفته و ريتمش از حالت اسپانيايی خارج شده ....

۴-Underneath Your Cloth : يه آهنگ آروم و بسيار احساسی به اصطلاح Ballad هست که خيلی اينم جالبه....









108:


109:

ادم این تایپیکو میبینه خستگیش در میره.............


110:


111:

Megadeth


Megadeth is an American thrash metal band led by founder, frontman, and songwriter Dave Mustaine.

Formed in 1983 following Mustaine's ejection from Metallica, the band has since released eleven studio albums, three EPs, and two live albums.

Megadeath يه گروهه متاله که کمتر ديده ميشه ازش حرفي زده بشه.

يک گروه Thrash متال که در آمريکا و در سال 1983 توسط Dave Mustain شکل گرفت.

البته بعد کنارگيري از متاليکا ( به عقيده عده اي از گروه متاليکا اخراج شد به دليل رفتار ناشايست.

) به هر ترتيب گروه رو با همراهي Dave Ellefson به عنوان بيسيت و Chrid Poland گيتارست و Chris Samuelson دراميست گروه راه اندازي کرد.




Megadeath هم مانند Metallica در بدو شروع کار يک گروه Thrash ساده بود.

اما اين براي مدت کمي در گروه باقي ماند.

با گوش دادن به Progressive متال و تاثير پذيري از اون ، بالاتر بردن سرعت کارهاشون ، خشن تر و سرعتي تر کردن سازها و هستفاده از Lyric هايي که پوچ گرايي بيشتري رو نشون ميداد به سرعت بدل به يکي از پشگامان Thrash تبديل شد.

خصوصا در دهه 80 مورد توجه موسيقي دوستان برنامه گرفتن و در اندک مدتي طرفداران زيادي کسب کردن.

اعضـــا

Dave Mustaine
Glen Drover
Shawn Drover
James LoMenzo

اعضـــا قیلــی

David Ellefson
Marty Friedman
Nick Menza
Jimmy DeGrasso
Gar Samuelson
Chris Poland
Al Pitrelli
James MacDonough
Chuck Behler
Jeff Young
Lee Rausch
Greg Handevidt
Dijon Carruthers
Mike Albert
Jay Reynolds
Kerry King
Mike Portnoy



Mustain از وضعيت خانوادگي خوبي در وقت کودکي بهره نبرده بود.

به علت مشکلات فراوان ايشان گاهي به سبب ترک مادر با عمه ، و يا عموهاش زندگي ميکرد.

چيزي که هميشه بنا به فرموده خودش باعث دلگرميش بود موسيقي خصوصا موسيقي متال بود.

به همين دليل در 1981 ، Metallica رو با جيمز و لارس پايه گذاري کردند.

سپس گذشت 2 سال وقتي از Metallica جدا شد بلافاصله گروه Megadeath رو پايه گذاري کرد.

با همراهي Kerry King ( گيتاريست حال حاضر Slayer ) و Lee Rauch دراميست گروه.

اين ارنج براي مدت کمي باقي ماند و به سرعت گيتاريست گروه عوض شد.
اولين اثر گروه در اواخر سال 1984 تحت عنوان Killing Is My Business...And Business Is...

عرضه شد.

آلبومي که خيلي خوب فروش کرد و بسيار نقد شد! طرفداران زيادي براي گروه بوجود آورد و هرچه بيشتر گروه را معرفي کرد.
در سال 1986 دومين کار گروه عرضه شد.

Peace Sells...But Who's Buying .

به اعتقاد کارشناسان بهترين اثر گروه تا به حال.

تا جايي که به اين اثر لقب طلا داده شد.

اين اثر به جز يک Track تماما ساخته Dave Mustain ميباشد.

اثري که به فرموده کارشناسان ياد آور شيطان ، تاريکي ، جهنم و پليديست.

اين از نام Track هاي اين اثر هم بر ميآيد.

بعنوان مثال ميتوان به: Wake up Dead يا Devil's Island اشاره کرد.

اين اثر گروه هم به خوبي مورد هستقبال برنامه گرفت.

به خوبي فروش کرد و مورد نقد برنامه گرقت.



رفته رفته Mustain دچار اعتياد بسيار سختي به هرايشانين شد.

تا حدي که اعتياد ايشان گروه رو تحت تاثير خيلي بدي برنامه داد..

2 نفر ار اعضاي گروه اون رو ترک کردن و براي بار ديگري ارنج گروه تغيير کرد و با ارنج جديد اثر بعدي گروه عرضه شد.در سال 90 يعني 2 سال سپس اين اثر اعتياد ايشان به بالاترين حد رسيد ، تا جايي که Mustain در صدد درمان بر امد و در عرض 1 سال کاملا درمان شد.

گروه را مجددا هدايت کرد و دوباره ارنج را تغيير داد.

اين بار Marty Friedman به گروه پيوست در نقش گيتاريست گروه.

سپس ورود Friedman به گروه بلا فاصله آلبوم بعدي گروه با نام Rust in Peace عرضه شد.

بازهم يکي ار بهترين آثار گروه.

اثري که بيش از باقيه آثار از Progressive تاثير پذير بوده.
به عقيده عده اي در اين وقت رقابت شديدي ميان Megadeath و Metallica در جريان بود.

کسب موفقيتهاي يکسان در آثارشون هر دو گروه رو جزو بهترين گروهها رقم شده بود.

تا جايي که اثر بعدي از Medadeath يعني Countdown to Extinction عرضه شد و پر فروش ترين اثر گروه تا به حال لقب گرفت.


سپس ورود Friedman به گروه هر چند که همچنان 90% آهنگهاي ساخته شده توسط خود Musitain بود و تمامي آثار بعدي گروه مثل Youthanasia ، The World Needs a Hero ، Cryptic Writings جزو بهترين کارهاي گروه در نظر گرفته شدن و به بالاي جدول بهترين هاي موسيقي راه پيدا کردند.


نهايتا در سال 2002 ، Mustain متوجه اختلال عصبي در دست چپ خود شد و اين امر تا حدي پيشرفت کرد باعت ممانعت ايشان از نوازنگي گيتار شد.

براي مدت کوتاهي گروه رو ترک کرد و نهايتا در آپريل 2002 گروه سپس چيزي نزديک به 20 سال فعاليت در زمينه موسيقي متال منحل شد.



Megadeath يک گروه خوب و قايشان متاله.

وجود نوازندگان خوبي از جمله خود Mustain يا Kerry King ، Friedman باعث پيشرفت گروه شد.

هرچندي برخي ار اين نوارندگان مدتي کمي گروه رو همراهي کردن، اما همه و همه باعث ارتقاي سطح کار گروه شدن.

خصوصا Friedman که سپس ورودش به گروه تاثير بسيار زيادي بر گروه داشت.

تمامي آثار سپس پيوستن ايشان قابل توجه واقع شدن.

نوازندگي گيتار و احساس ايشان در کنار سرعت و تکنيک چيزي عظيم از ايشان ساخته هست.





112:

Whitney Houston



Whitney Elizabeth Houston
متولد نهم اكتبر 1963 شروع فعاليتاش از 1984 به اينور

حوزه فعاليتاش هم خوب معلومه كه اول از همه خوانندگي ((Pop ,R&B ,Soprano Soul/gospelبعد ترانه سرايي ,تهييه كنندگي و در آخر بازيگري (يعني يه تيپايي همه كاره).

يكي از بزرگترين خواننده هاي زن تمام دوران كه سبك و هستيل خوانندگيش الگايشان خيلي از خواننده هاي بزرگ سپس خودش مثلKelly Price ,Mariah Carey ,Christina Aguilera & Deborah Cox بوده (البته خيليا معتقدند اونا پيرو روش ايشانتني كار ميكنند ولي من اون نظر رو يه قولوپ تعديل ميكنم و ميگم هستيل خوندنشون شبيه هم ديگه هست حالا كي از كي تقليد يا پيرايشان ميكنه الله اعلم)
در ضمن ايشانتني يه خواننده ميشه فرمود جهنگرد هم بوده تپ و توپ اينور و اونور كنسرت اجرا ميكرده كه گاها بعضي از اونارو تلايشانزيون بصورت مستقيم پخش ميكرده اين رو هم ياد آور بشم كه او جزو هنرمنداني بوده كه تونسته بيش از صد ميليون آلبوم بفروشه ولي جالبي كار در تعداد آلبوماي منتشره اش مي باشه كه با آلبوماي كم يه چنين كاري كرده( البته من يه شكم پياز داغ قضيه رو زياد كردم يعني ما نمونه هاي زيادي از اين دست داريم ولي خوب چه ميشه كرد دارم در مورد ايشانتني هيوستون مينايشانسم ديگه)

اينم يه فيلمشناسي از خانووم هيوستن

• The Bodyguard (1992)
• Waiting to Exhale (1995)
• The Preacher's Wife (1996)
• Cinderella (1997)
• The Princess Diaries - Producer (2001)
• The Cheetah Girls - Executive Producer (2003)
• The Princess Diaries 2: Royal Engagement - Producer (2004)




• 1985: "You Give Good Love" (#3 US)
• 1985: "Saving All My Love For You" (#1 US, #1 UK)
• 1985: "How Will I Know" (#1 US, #5 UK)
• 1986: "Greatest Love Of All" (#1 US, #8 UK)
• 1987: "I Wanna Dance With Somebody (Who Loves Me)" (#1 US, #1 UK)
• 1987: "Didn't We Almost Have It All" (#1 US)
• 1987: "So Emotional" (#1 US, #5 UK)
• 1988: "Where Do Broken Hearts Go" (#1 US)
• 1988: "Love Will Save the Day" (#9 US, #10 UK)
• 1988: "One Moment In Time" (#5 US, #1 UK)
• 1990: "I'm Your Baby Tonight" (#1 US, #5 UK)
• 1990: "All The Man That I Need" (#1 US)
• 1991: "Miracle" (#9 US)
• 1992: "I Will Always Love You" (#1 US, #1 UK)
• 1993: "I'm Every Woman" (#4 US, #4 UK)
• 1993: "I Have Nothing" (#4 US, #3 UK)
• 1995: "Exhale (Shoop Shoop)" (#1 (Debut) US)
• 1996: "Count on Me" (with CeCe Winans) (#8 US)
• 1996: "I Believe In You And Me" (#4 US)
• 1998: "When You Believe" (with Mariah Carey) (#4 UK)
• 1999: "Heartbreak htel" (featuring Faith Evans and Kelly Price) #2 US)
• 1999: "It's Not Right But It's Okay" (#4 US, #3 UK)
• 1999: "My Love Is Your Love" (#4 US, #2 UK)
• 2000: "If I Told You That" (with George Michael) (#9 UK)
• 2000: "Could I Have This Kiss Forever" (with Enrique Iglesias)(#7 UK)
• 2001: "The Star Spangled Banner" (#6 US)
• 2002: "Whatchulookinat" (#3 CAN)
• 2002: "One Of Those Days" (#72 US)
• 2003: "Try It On My Own" (#24 CAN)

113:

با تشکر از تاپیک قشنگتون
لطفا از elvis presley & madonna & joe satriani & brayan adams هم مطلب بزارین
مرسی

114:

Cradle of Filth



Cradle of Filth is a heavy metal band formed in Suffolk, England in 1991.

It has been embraced and disowned with equal fervour by various metal communities


Cradle Of Filth ، به عقيده خيلي ها مساايشانه با سمبل Black متال! گروه Black متالي در سال 1991 بوجود آمد.

خواننده گروه Dani Davey ، گيتار Paul Ryan ، Benjamin کيبرد ، John Richard بيسيست گروه و Darren درامر گروه اعضاي اونو تشکيل ميدادن.

ارنجی که بارها و به زودی تغییر کرد ، اما هسته اصلی گروه را پایه گذاری کردن.

اونها رو Goth Metal و Heavy هم دیدیم.





•گروه در ابتداي کار يک Demo را براي معرفي خودشون عرضه کردند با نام Invoking the Unclean .

و اين کار با دو Demo ديگه از گروه ادامه پيدا کرد.درامر ، گيتاريست و بيسيست گروه عوض شدند و به نوعي ارنج گروه تغيير کرد.
•سال 1994 و آلبوم The Principle of Evil Made Flesh .

اولين کار رسمي گروه.

آلبومي که براي عده اي بسيار خشم برانگيز بود.

به عقيده بسياري بد نام نماينده گروه شد .

چون بر اين عقيده بودند که سبک رو به سمت مورد توجه عموم بودن پبش برده و اين کاريه که هميشه باعث افت ارزشهاي کار ميشه.

صداي خاص و منحصر به فرد خواننده گروه ، ملودي هاي قابل درک و تکراري ، هستفاده از ريف هاي که در Thrash به چشم ميخوره ، هستفاده از اشعاري که گاها به شدت غمگينند از خصوصيات بارز اين اثره.

در The Forest Whispers My Name هستفاده از ريفهاي Thrash به چشم ميخوره.

در One Final Graven Kiss ملودي هاي آشنا و تکراري که کار رو به سمت عامه پسند بودن سوق داده ميشه به وضوح ديد.

با وجوده کاوري ترسناک و وهم آور.

با اين آلبوم به اندازه کافي Cradle براي همه شناخته شد.
•روند تغيير ارنج ادامه داشت تا در سال 1997 البوم بعدي گروه با نام Dusk & Her Embrace عرضه شد.

به عده کارشناسان بهترين کار گروه.

عقيده دارن Cradle چيزي بيش از گروههاي ديگه براي Black انجام نداده.

اما کارهاي اون به خاطر انحصاري که بعضا در کارهاشون موج ميزنه متفاوتند.

کاري بعضا غير عادي و نا آشنا اما زيبا.

در Heaven Torn Asunder ميشه حس کرد.

تا جايي که اين آهنگ رو جزو بهترين هاي Black تا حال ميدونن.

هستفاده از Keyboard رو براي برخي شنوندگان خسته نماينده ميدونن ، اما عقيده دارند اين و جنس صداي خواننده گروه را چيزي براي هدف گروه ميدونند.

دقيقا همون چيزي که يک European black metal بايد دارا باشه.

اينها دست در دست هم داد تا Cradle رو از شرایط شناخته شدن Black بدونن!
•سال 1998 و Cruelty and the Beast .

سومين آلبوم رسمي گروه.

جايشان ملوديک ، قايشان ، و در عين حال تاريک! کاري که حتي هواداران سبک هاي ديکه رو هم به سمت خودش کشوند.

از اين آلبوم Cruelty Brought Thee Orchids ، Lustmord and Wargasm رو قابل توجه ميدونن.

صداي قايشان ، کلفت و کاملا مشهود خواننده گروه ، صداي جيغ مانند گروه که از مشخصه هاي Black به حساب مياد ، صداي خواننده زن گروه ، صداي ريفهاي سريع گيتاريست ، حمله هاي سريع درامر يک کاره قايشان ارايه داده! کارهاي عموما با يک جايشان ملوديک و آروم که با Keyboard تداعي ميشه شروع و رفته رقته و يا به ناگاه سريع ميشه ، در Track ي با نام Lustmord and Wargasm از همين آلبوم ميشه اين رو به وضوح ديد.


•گارهاي گروه ادامه پيدا کرد تا آخرين کار گروه با نام Damnation and a Day که در سال 2003 عرضه شد.

که جزو آلبومهاي قايشان اين گروه ميدونن.





Cradle هم مانند باقي گروههاي متال از IronMaiden کاور کرده.

يکي از محبايشانترين آهنگهاي IronMaiden با نام Hallowed Be Thy Name که واقعا شاهکاره.

اما با همون جو ملوديک ، خشن و سريع Black .

Cradle رو شايد نشه به عنوان بهترين گروه Black نام برد ، شايد نشه اون رو در اين سبک بي رقيب دونست اما بيشک Cradle از پيشگامان اين سبک به حساب ميارن.

به عقيده خيلي ها اون بهترين معرف Black و شايد پرطرفدارترين اونها باشه.

آلبومهاي مثل Dusk and her embrace و از اين قبيل رو واقعا بي رقيب ميدونن.بيشترين تاثير پذيري گروه را از Alice Cooper و اشخاصي مثل Manson ميدونن.

يک گروهي که شايد کارهاش منحصر به خودش باشه .

و اين رو مديون صداي قايشان و خشن و ايشانران نماينده خواننده گروه ، هستفاده منحصر به فرد از Keyboard و نوازندگي سريع گيتار ميدونن.


115:

Sarah Connor سارا کونر

Sarah Terenzi (née Lewe; born June 13, 1980), better known as "Sarah Connor", is an ECHO Award-winning German singer, songwriter, and dancer

سارا لیو ( Sarah Lewe در 13 ژوئن(خرداد) سال 1980 در Delmenhorst واقع در آلمان به دنیا آمد.سارا 4 تا خواهر به اسمهای سوفیا و والنتیناو مارسیا و اونا (Sophia Louisa, Valentina, Marisa and Anna Maria ) و یک برادر کوچکتراز خودش به اسم رابین دارد.اسم پدرش مایکل و اسم مادرش سورایا(Soraya هست.اولین تک آهنگ او به نام "Let's get back to bed boy" در7می 2001در آلمان به بازار اومد اما سه هفته بعد در آلمان در جدول فروش به بالا رسید این آهنگ متعلق به آلبوم" "Green eyed soul بود که آهنگ معروف و زیبای "from Sarah with love"هم در اون بود که در 26 نوامبر به بازار اومد.



یک سال بعد دومین آ لبموش را به نام "Unbelievable"را به بازار داد که اونو تبدیل به یک خواننده ی مشهور کرد،One Nite Stand (Of Wolves and Sheep) اولین ویدیوی این آلبوم بود که همراهWyclef Jean اجرا شد و در عرض 48 ساعت به صدر جدول فروش رسید و جوایزی دریافت کرد.در 10 نوامبر 2003سومین آ لبوم خود با نام "Key to my soul" را به بازار داد.

یکی از ویدیوهای این آ لبوم که ساخته شد ویدیوی "Just one last dance" بود که به همراه مارک ترنزی(Marc Terenzi)که پسری آمریکایی بود اجرا شد،اجرای این آهنگ عشقی را در پی داشت که حاصل اون پسری به نام Tyler بود که در 2 فوریه 2004به دنیا آمد .


در سال 2005 آ لبوم جدید خود را به نام naughty but nice به بازار داد که میشه فرمود موفق ترین کار سارا بود.سارا سپس برای صحبت به جای شخصیت cappy که یک رباط دختر خیلی ملوس در فیلم کارتونی "روباط ها"( (ROBOTS(همون کمپانی که عصر یخ رو هم ساخت)بود انتخاب شد و حتی آهنگی نیز برای این کارتون به نام from zero to hero خواند که فروشی تاریخی در آلمان را به همراه داشت.

این آلبوم نیز بسیار موفق بود و فروشی به دنبال داشت که سارا راتبدیل به موفق ترین خواننده ی آلمان کرد.



نکاتی که در مورد سارا میشه فرمود اینه که :1- گیاهخوار هست.2- قدش1 متر و 78 سانتی متر هست.3- پدرش ایرلندی و مادرش آمریکایی هست.4-"Just one last dance" به خاطر فروش بیش از 200,000 نسخه جایزه ی پلاتینیوم را دریافت کرد.5- بزرگترین شانس زندگیش توی 17 سالگی بود که از طرف مدرسه برای خوندن در کنسرت مایکل جکسون در آلمان انتخاب شد.6- بارها صاحب جایزه ی طلای بیشترین فروش در آلمان شده.7-خواننده های مورد علاقه اش مایکل جکسون و فرانکلین و میسی الیوت و هستیو واندر هستند.7-در زمینه های ورزشی اسب سواری و رقص و قایق رانی فعالیت می کند.8- مکان مورد علاقه اش برای سفر کنیا هست.9-انگلیسی و آلمانی و اسپانیایی زبانهایی هستند که به اون تسلط داره.


116:

The Rasmus




The Rasmus are a Finnish rock band that formed in 1994 in Helsinki, Finland while the band members were still in high school

چهار عضو گروه كه از اهالي هلسينكي بودند و عاشق راك، گروه را در 1995 تشكيل دادند، اون وقت هر جهار نفر اعضاي گروه در دبيرستان تحصيل مي كردند و موسيقي انگليسي زبان كشور فنلاند چيز تازه اي براي عرضه نداشت.

آلبوم اول گروه با عنوان Peep به سرعت شنوندگان خود را پيدا كرد و چنان تحسيني روبرو مي شد كه اعضاي 16 ساله گروه راسموس به ستاره هاي راك فنلاند بدل مي شدند.

اعضـــــــا :
Lauri Ylönen
Pauli Rantasalmi
Aki Hakala
Eero Heinonen

عضو پیشین :
Janne Heiskanen




اون ها بلافاصله آلبوم بعدي را ظبط و پخش مي كنند كه عنوان p.b را بر خود داش