فرهنگ انتظار


فرهنگ انتظار



فرهنگ انتظار
با عرض ادب و احترام

در بسياري از مذاهب و عقايد؛ منجي آخر الزمان به رسميت شناخته شده است تعداي از فلاسفه نيز بر اين باورند كه زماني انسان برتر بر روي زمين خواهد زيست
جداي از مهدي شيعه ؛ منجي مسلمانان ؛ مسيح مسيحيان و…
چه ميزان ظهور يك منجي را بايد حقيقت دانست ؛ به چه دليل اين انديشه شكل گرفت
آيا اصولا اعتقاد به منجي اعتقاد مضرري است؟ و يا اعتقاد مفيدي است

در اين دوران و با اندكي تقليل در گذشته و به خصوص در ميان شيعه اين موضوع تاكيد و تاييد شده است
ريشه اين انديشه و ديدگاه در كجاست؟



آسمان

1:

در شيعه از نظر عقلي لازم هست که روزي منجي آخرالوقت بيايد.


آسیب شناسی مداحي و عزاداری ها
ولي تا اونجايي که من مي دونم بقيه بيشتر اعتقادي هست تا عقلي.


شهادت امام صادق تسلیت باد ( یه حدیث از امام صادق برای دیگران نقل کن )


بررسي آيات جهاد در قرآن كريم

2:

حتما يكنفر خواهد آمد چون تمامي اديان جهان منتظرش هستند ولي چرا ما عقلي منتظريم بقيه اعتقادي برادر صادق؟


مقالات و دانستنیهای قرآنی

3:

نه ما هم اعتقادي منتظريم خواهر عزيزم.


فستیوال بین المللی (اینترنتی) پیامی به بهترین دوست ... سامی یوسف همراه با 1391 جایزه
منظورم اينه که از نظر عقلي هم اعتقاد داريم نه صرفا از نظر شريعت.


طلسم
و از نظر عقلي قابل توجيه و هستدلال هست.


آمدن پیامبر چه ضرورتی دارد؟

4:

چرا؟ هستدلالش چگونه هست؟

5:

برید دنبالش، اگر پیدا نکردید بعدا بپرسید.

بخاطر اینکه میدونم شما ذهنتون رو برای هستدلال هایی که از زبان من بیان بشه بستید.
البته ببخشید چون منم می دونم اینجا هم احتمالا نمیتونم شما رو راضی کنم و ...


ولی اگر واقعا از روی علاقه مندی و نیاز سوال بیان شود (نه از روی کنجکاوی و ...) می تونیم بحث رو شروع کنیم.
با تشکر

6:

حقيقت انتظار چيست؟ و كدام انتظار مورد توجه هست؟
انتظار، عامل سازندگي و تحرك و تعهد هست و جامعه را به طرف كمال نهايي پيش مي‌برد و راه را براي ظهور مصلح كل هموار مي‌سازد.

اما گاهي، برخي افراد انتظار را به گونه‌اي معنا مي‌كنند كه جز ضعف و تسليم و ايشانرانگري و اسارت بخشي، ‌مفهومي نخواهد داشت.
انتظار منفي
انتظاري هست ايشانرانگر و مخرب كه بازدارنده و فلج كننده هست وجامعه را به طرف انحطاط و سقوط مي‌كشاند.

هستند افرادي كه خيال مي‌كنند انتظار يعني دست رايشان دست گذاشتن و منتظر ظهور مصلح ماندن.

در نظر اينان هر اصلاحي محكوم به شكست هست و گناه و فساد و ظلم و تبعيض و حق‌كشي، راه را براي ظهور منجي بشريت باز مي‌كند.بديهي هست اين گونه انتظار، ‌عاملي هست براي توجيه ستم‌ها و فسادها و حق‌كشي‌ها و بي‌عدالتي‌ها?، مسئوليت‌گريزي و مسؤوليت ستيزي و پشت كردن به انسان و بشريت.


انتظار مثبت
اين نوع انتظار،‌ انتظاري تعهدآور و تحرك بخش هست.

انتظاري هست كه انسان را از سكون و سكوت مي‌رهاند و به حركت وادار مي‌كند.
لازمه انتظار، ساقط شدن تكليف از آدمي نيست.تكاليف در جاي خود محفوظ و ثابت‌اند.

و همه موظف به اجراي اين وظايف‌اند.

لازمه انتظار، به كارگرفتن تمامي نيروها و كوشش بي‌دريغ به سايشان امر مورد انتظار هست، نه تعطيل كردن تكاليف و قوه تفكر و جسم و دست رايشان دست گذاشتن به اميد اين كه مصلحي خواهد آمد و نظام جهان را دگرگون ساخته و بشر را از نيستي و بدبختي نجات خواهد داد.


7:

مرسي آرتميس جان .

اين برادر صادق نمي خواهد دست از اين تفكرات منفي بردارد و كوتاه بيايد!
آقا صادق شما حرفت را بزن .


8:

برادر عزيز نمي دانم چه برداشتي از حرفهايم كرده اي كه اينطور حرف مي زني.

من دنبال هستدلال و اين چيزها نمي روم چون اونقدر اعتقاد دارم كه احتياج به هستدلال نداشته باشم.

شما هم دوست داري بگو دوست نداري نگو.

ديگر هم با اين حرفهايت مرا متهم به چيزي كه نيستم نكن.

شما همان علاقه مندي و نياز را در نظر بگيريد من كه دشمن شما نيستم برادر!

9:

فرتیبا جان متشکرم که با این سخنانت سخنان قبلی مرا تصدیق کردید تا هر که بخواند همین جا پی ببرد که چه می گویم.
درباره انتظار مثبت بحث کنم:
در جامعه شناسی انتظار جمعی و یا به قول شما انتظار در جامعه برای اون جامعه سم هست.

چرا که اولا گسترش این امید، از فعالیت انسانها برای اصلاح می کاهد چرا که همه می دانند مصلحی خواهد آمد که خودشان نیستند (یعنی در جوامع دیگر هر کسی می تواند برای اصلاح علم شود، ولی در اینگونه جوامع مصلح را از قبل شناخته شده و با شرایطی ویژه می دانند و ...) ...
ایراد دوم این هست که همه برای سعادتی موعود می کوشند و مثلا میخواهند با ظهور منجی به ان سعادت (مدینه فاضله) برسند یا به قول معروف جامعه را برای آینده پرورش می دهند تا تقدیم به منجی نمايند؛ یعنی وقت حال از بین می رود و هیچ گاه اون جامعه احساس سعادت نخواهد کرد (هر چند که به ظاهر سعادتمند باشد)
و ایراد های دیگر که الان یادم نیست.


توجه شود که ایراد من بر انتظار مثبت تعریف شده توسط خانم یا آقای آرتمیس هست.

و این نکته یادمان نرود که با جوامع انسانی سر و کار داریم و حتی مثبت ترین انتظار تعریف شده هم قابل پیاده سازی جمعی نیست...


10:

البته زن يا مرد بودن اصلا تفاوتي ندارد .

مهم اين هست كه انسان چه انديشه كند.


آرتميس يك زن هست .

با تمامي خصوصيات يك زن .

بدي ها وخوبي هايش .انسان هست خطا كار هست .اشتباه مي كند .والبته باور كن گاه گاهي نيز درست مي گايشاند .
برادر صادق يكي از انديشمندان معاصر مانيز كه مطمينم شما مي شناسيدش چندماهي هست كه نظريه چون شما ارايه داده هست .
من نگاه خود را به فرهنگ انتظار بيان كردم.

بايد درباره انديشه هاي جديد نيز تامل كردومطالعه .به هر حال اين مطالب نيز جاي بحث دارد.


11:

بله مهم این هست که انسان چه اندیشه کند و مهم تر اینکه آیا اصلا اندیشه می کند؟ (واضح هست که منظور من شما نیستید.)
ببخشید گویا گمان کرده بودم که آرتمیس خدا هست و بری از اشتباهات انسانی، که این شبهه من برطرف شد و از یاد آوری شما متشکرم.

و همچنین اینکه دانستن چیزی و شناختن کسی را بالاخره از من بعید ندانستید که جای تشکر و البته کمی تعجب دارد...


بله این برادر اندیشمند ما هم وقتی این تجربه 3 ده ای به مطالعات و تحقیقاتش اضافه کرده شد به این کشفیات! رسید، که خودتان حتما از کارنامه و سوابق و آتش تندروی های او اطلاع دارید.

ولی دوست عزیزم بگذارید مطالبی را توضیح دهم:
من کاملا قبول دارم که شما در خیلی موارد درست می گویید.

و شاید دلیل مهمی که روی شما تمرکز بیشتری دارم همین تفکرات شماست.

ولی شما هم خوش بین باشید.

من نظر مخالفم را درباره تفکرات شما می گویم تا شاید یکی از ما اصلاح شود....

من هم یک مرد هستم با تمامی خصوصیات یک مرد.

بدی ها و خوبی هایی که بد جلوه می کند.

شما هم قبول کنید من می توانم با کلمات چاکرتم و مخلصتم آبجی و غیره صحبت کنم و دنبال محبوبیت یا دوستی باشم.

و اختلاف نظرات را نادیده بگیرم و مسائلی که به نظرم اشتباه هست را بیان نکنم که مبادا کدورتی پیش آید، که کیست که لطف و توجه دیگران را نخواهد ولی رنجش اونها را بخواهد؟ باور کنید اگر واقعا نمی توانستم تمایل کسی را جلب کنم، حداقل می توانستم که دیگر اینجا نیایم، چرا که جز مخالفت و رنجش دیگران وناراحتی وجدان خودم عائدی برای من نداشته ولی امیدوارم شما مرا درک کنید.

حتی اینکه ممکن هست افکار تقریبا نزدیک را، آگاهانه بسیار دور از هم نشان دهم و آگاهانه تندروی کنم که اینها بر پايه تجربیاتم هست.

که اگر خواستید توضیح خواهم داد.


آگاهانه از تفاوت ها و اختلافات سخن می گویم و روی اتفاق نظر ها دست نمی گذارم.

به تعریفات و تمجیدات و تشکرات نمی پردازم و به توهین ها دامن می زنم.

به شادی های بی ثمر دل نمی بندم ولی ناراحتی های مفید را به جان می خرم.

طمع بر عشق های بی تاثیر ندارم ولی نفرت های موثر را تشنه ام و در آخر دوستی های ریاکارانه را نمی پسندم و به دشمنی های صادقانه راضی ام....

12:

چه جالب من فكر مي كردم كه من بيخودي با شما در گير مي شوم حالا نگو كه شما هم دلت مي خواهد بجنگي

13:

درود بر شما ....

البته بایسته و شایسته هست ...

که ما به دنبال چنین انتظاری باشیم ...


14:

راست میگه صادق جان ....؟؟
اگه راست میگی پاشو بیا سر کوچه تا حسابت رو برسم ...
چرا با این خواهر گرامیمان میجنگید ...

15:

از اونجایی که هر انسان بالغ و عاقل و منطقی به تمام مسائل زندگی از دیدگاه عقل و خرد می نگرد لذا هیچ عقل سلیمی نمی تونه قبول کنه یک انسان بیش از 1400 سال بتونه زندگی بکنه.
مسلما تنها جوابی که شما میتونید بگید اینه که این از قدرت خداست.هر جا که کم بیارید سریع میرید دنبال معجزه و اینجور مسائل غیر منطقی و غیر علمی.
خدا رحمت کنه اوریپدس رو که 484 سال قبل از میلاد مسیح فرمود : کسی که برای اولین بار ایده خداوند را مطرح کرد، انسان هوشمندی بود.
این هم که در تمام ادیان صحبت از یک منجی شده چیزه عجیبی نیست.چون تمام این مذاهب تقلیدی از هم دیگه هستند.اول زرتشت میاد و از سشیانت صحبت میکنه بعد موسی میاد از زرتشت تقلید میکنه و به همین صورت ادامه پیدا میکنه.
پس از من به شما نصیحت که بیخودی منتظر کسی نباشید که اینا همش خرافات و تخیلات بچه گانه هست.هیچ مدرک عقلانی هم پشتش نیست.


16:

برادر عزیزی که صحبتی از عقل ومنطق میفر مائید!!!
میشود بگوئی چرا وجود امام وقت ، نمیتواند دلیل منطقی داشته باشد؟
آیا میشود دلیل منطقی داشته باشد اما ندارد یا اصلا نمیشود و محال هست؟
اگر عقل دینی نمتواند این مطلب را تصور کند،پس چگونه میتواند عمر نوح را تصور کند؟
و اگر منظورتان از عقل ،عقل غیر دینی هست توجه عالی را به کتابهای دیوید هیوم
جلب میکنم که در توجیه معجزه میگوید : من معجزه را کاملا امری عقلائی میدانم .
حل هست؟

17:

حلقه
شما از كجا يقين پيداكرديد كه عمر نوج چه بوده هست؟
لابد با هستناد به تورات اين حرف را ميزنيد.

داستان نوح يك داستان
افسانه اي هست نه تاريخي كه پر از اشتباهات هست.

مانند جا دادن
يك جفت از همه ي جانوران در يك كشتي ( اندازه اش را در تورات بخوانيد) و اينكه آبهاي فلك چهل شبانه روز فروباريدند تا به حدي كه
نوك بلندترين قله ي كوه ها هم زير آب رفتند....


حالا يكي بما بگايشاند كه اين گايشان زمين كه كلا در آب شناور بوده
اون ابها به كجا رفتند اونگاه كه يهوه از عرش پايين آمد و بديدن نوح رفت
..

و نوح قرباني كرده بود و داشت برايش كباب درست ميكرد؟؟؟


پس شما يك داستان افسانه اي با يك داستان افسانه اي ديگر
نميتوانيد به اثبات برسانيد.


در ضمن -مگر عقل هم ديني و غير ديني دارد؟
شخصيت هاي تورات كه قراون هم اونهارا بازگو كرده هست
همه افسانه اي هستند و هيچ مدرك تاريخي كه نشان بدهد
چنين كساني با چنان ايشانژگي ها بوده اند - وجود ندارد.
جتي در وجود عيسي مسيح تاريخي هم سندي وجود ندارد.


از ميان پيامبران تنها براي شخصيت تاريخي محمد سند و مدرك هست.



تورات و قراون هيچگونه سنديت تاريخي ندارند و تنها براي باورمندان
اونها ارزش دارند.



دليلهايي كه شما در اثبات مطلب آورديد سفسطه هستند.



1- چون نوح 1000 سال زندگي كرده پس ...
(گزاره نادرست هست پس نتيجه گيري هم تادرست هست)


2- ديايشاند هيو فرموده كه ...آري ...

ميشود ...
( هستناد به شخصيت ...)

18:

چه انتظاري چه كشكي
اگه منجي وجود داره بهش بگيد همين الان ظهور كنه بهتره تا فردا
كه فعلا دنيا رو بدبختي گرفته

19:

اين انتظار همانند همان زبانزد " بزك نمير بهار مياد -- كومپوزه با خيار مياد" هست.

تازه اين منجي ها هم وقتي كه برنامه هست بيايند وقت هم
نزديك به پايان هست (آخرالوقت) و بزودي پس از اون قيامت و روز رستاخيز فراخواهد رسيد.

پس اين منجي (يا منجي ها) وعده ي سرخرمني براستي به "نوشدارو پس از
مرگ سهراب " ميمانند.



اين ها همه نشان از ضعف و درماندگي فكري انسانهايي دارد كه بهر
تار تارتنكي دست مي يازند و اميد خشك و پوچ در سر مي پرورانند.


اگر برنامه ميبود كه منجي بيايد ميبايست اول وقت ميآمد تا بدرد بخور باشد نه آخر وقت كه كار از كار گذشته هست.
It is too little too late.

20:

روزبه جان ! اولا من كه نفرمودم شما عمر نوح را قبول كن يا نكن ؛ بلكه بحث بنده با يك مسلماني هست كه به قراون ايمان دارد ولي عمرزياد را بر نمي تابد!
اما راجع به ديايشاند هيوم هم بنده هستناد به شخص نكردم ،بلكه هستناد به يك انديشه ماترياليستي كردم و انچنان كه شما مي پنداريد ، اين چيز غريبي هم نيست چرا كه همين مزدك خودمان هم راجع به بحثهاي معجزه آسايي كه پيش مي امد و مثلا كسي ناگهان بدون دليل شفا ميگرفت ، ميفرمود :دليل علمي دارد ولي ما تا به حال كشف نكرده ايم!
حله؟

21:

من غلط بکنم که مسلمون باشم.
داستان نوح هم همونطوری که روزبه فرمود یک داستان کودکانه و تخیلی هست.
شما میتونید با مراجعه به این فرمودار :
http://efsha.no-ip.info/farsi/articl...w_page_112.htm
اطلاعات بیشتری در مورد افسانه ی نوح بدست بیارید.
و اما در مورد معجزه باید بگم که یک موسسه به نام موسسه جیمز رندی یک جایزه ی 1 میلیون دلاری برای کسی تایین کرده که بتواند وجود هر پدیده ی متافیزیکی مانند همین معجزه که شما میگویید رو اثبات کنه.تا به حال هم هیچ کس نتوانسته این جایزه رو ببره.پس خیالتون راحت که چیزی به اسم معجزه وجود نداره.
آدرس موسسه جیمز رندی:
www.randi.org

22:

اتفاقا اسلام و مسلماني هم شايستهء هر كسي نيست ....


23:

میخواهیم بر کسانی که در زمین ضعیف شمرده شده اند منت نهیم و انان را پیشوایان برنامه دهیم وانان را وارثان زمین برنامه دهیم

24:

در تمامی ادیان گذشته و همه فرهنگها ی مذهبی به ظهور منجی اخر وقت بشارت داده شده هست و این امر از مشترکات مذاهب هست در بینش شعی دوران ظلم و فساد پایان پذیر هست و ایجاد عدالت کلی بر روی زمین یه ارزو نیست
خداوند به کسانی از شما که ایمان اوردند و کارهای شایسته کرده اند وعده داده.

که انان را جانشین دیگران در زمین برنامه دهد همچنان که قبل از انان کسانی را جانشین دیگران کرد و مستقر سازد برای انان دینی که برای انان پسندیده تر هست ودوران خوف انها تبدیل به دوران امنیت نماید بدون ترس و واهمه خدای خویش را بپرستند و طاعت غیر خدارا گردن ننهد و چیزی را در عبادت یا طاعت شریک حق نسازد

نور - 55


75 out of 100 based on 30 user ratings 1205 reviews